30 minutes
1 September 2011
Wanting to take revenge is something that causes more evil among us. According to the Bible revenge has never been a good solution. Because revenge does not solve but only increases the problem. Revenge has never been the solution throughout history. True followers of Jesus don’t even think about revenge because their hearts are full of love and forgiveness. Therefore, there is no need for revenge. God will judge all injustices. Taking revenge is not the way of Jesus. He has replaced it with forgiveness and love.
Transcribed by AI
این راژیو صدای زندگی است خداونده بدبختی های زندگیم چیق زیاد است من نمی فهمم چی کنم خداونده فریادمه بشنو دعایمم مستجاکو دعایمم مستجاکو دوست های می روان دوست های می روان در هر کجای از سرزمین ما و در هر نقطه از دنیا فریاد زنان را می شنویم که از بدبختی های خود از سیاروزی های خود از حق طلفی های خود فریاد سر می تن زنان در جوامه مختلف و به خصوص در جوامه اقبمانده از خود هیچ نوه اراده و آزادی ندارن قابل یادهانی است که سنت های زندگی فیودالی در وطن ما افغانستان بسیار امیق و ریشدار است به اصاس امی سنت های اقبمانده فیودالی در جامعه ما به طرف یک زن منحیص یک زن نگاه نمی کنن بلکه منحیص یک امتحه یا یک شهی نگاه می کنن زنا و دختر ها مثل کالا بر پرداخت وام و مناقشات مالی و یا جهت رفع کدورتهای قومی و قبیلوی خرید و فروش می شن و یا به عوض خونبه ها به طرف مقابل داده می شن کی با آواز ای کسیم زنا و دختر ها گوش می ته؟ هیچ گوش شنوای وجود نداره که به فریاد ای غمدیده ها گوش فرابته کی درد دل اونا را خواد شنید؟ هیچ کسی نیست که به ای فریاد اونا گوش بته اما وقت ما به داستان خدا در کتاب مقدس نظر مندازیم می بینیم که خداوند به ای فریاد ها و ناله ها گوش می ته و می شنوه بله او فریاد ما را می شنوه داستان خداوند یک داستان طولانیست و ای داستان برما می گه که خدا کی است و او از ما چی می خواهی که بکنیم ای داستان همچنان برما بیان می کنه که خداوند فریاد ما را می شنوه و ما را می بخشه اگر ما به او اعتماد و توقل کنیم و به او ایمان داشته باشیم خب دستای گرامی سرعه خانم است که در جوانی شوور خود را از دست می ته شوور او در سر اصابت راکت یکی از جنهای درگیر کشته می شه سرعه کسی دگیه نداره که از او و اولادای او سرپرستی کنه بنان با کالا شویی و نان پختن در خانای مردم زندگی بخورنمی را خدا پیش می بره با مرور زمان هر دو بچه سرعه بزرگ می شن آن دو پسر که دیگر جوان شدن با مادر خود می گن که دیگر لازم نیست که خودت کار کنی و برای ما غذا و سرپناه طیع کنی هر دو بچه و سمه و واسه در نانویه که یک کوچه بالا ترسخانه اوناست کار می کنن و زندگی خوش را شروع می کنن یکی از روزا واسه بچه کلان سرعه در نانویه با کسی گفتگو می کنه ای گفتگو بالاخره به زد و خورد تبدیل می شه در ای زد و خورد نفر مقابل با استفاده از موقع همراه چاقو بالای واسه حمله می کنه و واسه را شدیدن مجرومی سازه مردم محل و امسایا واسه را به شفاخانه می برند اما واسه در ارض را از شدت زخم و خونریزی زیاد می میرد سرعه از این حادثه دلخراش آگاه می شه و به سر و روی خود می زند توجه کنیم او بچه نموراده چو باشه خانه روز بکنه او بچه شاخه شمشاده وقت مردن تو خب نبود چو باشه سرعه چو باشه او بچه جانه مرگه سره تلوچه ده چادره تلوچه ده سره تلوچه چطور کنم بیاره جان دلکم در گرفته من میکنم هر کس بچه ما کشته همه تو مرده این خبر در خانهش بیایم چو بگیرش کمکو حالا که زوف کرد بگیرش بگیر بگیر سره توشک همونجا بندازیمش چی کدیره چی کدیره یک زرگاک هاو بیار این یک نفر تیز کن یک زرگاک هاو که زوف کرد باش که دریوش هاو بزنم اوی من چی کنم بچه نازنین ما کشته هم من چی توا کنم چیک ندن خواهجان سبر کن چو باش چیک ندن خواهجان چو باش چرا بچه ما کشته شد گوشش کن خواهجان قسمه که گفت کرد چی بود بیادرجان چو باش چو این ظالم ها چرا بچه ما کشتن یک دقیقه گوش کن گفت میگم بگو که دلکم میتونم بگو بگو بگو بیادرجان قسمه که قسمه که حلیف حبرات ناروای گفت کل دقیقه خمیر خود آورده بودن در نوبت منده بودن واسه بچاره خمیرهای شانه در نوبت منده بود واسه بچاره همین راه را پیش میکند که یک مردکر که کلای سیاه و مویای دراز همین را حالا گرفته آورده برای واسه گفته که زود که نانو من پخته کو گفته که من کار دارم واسه برش گفته که خوب بیادر کلگی کار داره نانتا در نوبت بان هر وقت نوبتت رسید بر پختهش میکنم مگرم اون مردکر برای واسه گفته که نوبتش ای که کشیده گفتم که پخته کو پخته کو دیگه واسه بچاره گفته که زیاد گب نزن واسه برش گفته که خوب بیادر خیلقه خمیر دیگه چطور میشه اون سیاه سر ببین که کته تفل شیرخورش در اونجا بچاره قرار استاده اون مردکر برای واسه گفته که زیاد گب نزن زیاد زوده این وقت ها وند ما نخورده جگره تا خون میکنم واسه بچاره برش گفته تا که جگره ما را خون کنید نوبت استاد شو یک دفعه اون مردکر نبورده اونا بورده برای واسه گفته که پخته کو اگه نیم مرح جورت میکنم واسه هم سرسدا کده که مرح توستی که از دور قط قط میکنید یک دفعه بی خبر اون مردکر سر واسه گملا کده قسمه که حلیفه براد گفت اول واسه خوب یا چند ها زدهش یک دفعه اون مردکر زیر پیران خود کارده کشده و بی خبرده به حل واسه زده کاش که دستایش مشکست تا که مردم پیش شدن که اون را بگیرن که تکار در گردن واسه هم زد و گریه خدا جوانه مرگش کنه وقته که مردم دویدن که اون مردکر را بگیرن یک دفعه تفنگچه را کشده گفت هر کس که سرش بوی قرمه میته پیش بین اینگی گفته و خدا در کوچه زد گریه واسه سمه کجا بود که واسه هی را زد سمه در پس خانه نانوی خمیر میکد تا که اون آمد گفت از گفت تیز شده بود این قاتل آدم کشد کی بود کی بود که بچه ما کشدند دیگه کلاگی میشناسند بچه رهیم دانگهییست من کهی ماندن والاییش هستم تا که خونش را مثل خون واسه ناریزانم کهی میمانمش یک دفعه مرد داری بچه میتر شو من که سمه انتقام خون بچه خودم میگیرم هیچ کس از دست دانگهی آرام نیست تا وقتی که بود بابش مردم آرام نمیمان الا بچهش چو باشد پاجا نیدم دواله چو داشتی چو باشد شنانده های گرامی در هر نقطه از سرزمین ما مردم با کلمه انتقام آشنایی تمام دارن هیچ کس کته کلمه انتقام ناشنا نیست حتی اطفال سرزمین ما کته کلمه آشنایی دارن بر اینکه وقت اطفال کته یکی دیگه خود جنگ میکنن تفله که زیاد آسیب دیده بر تفله که باعث آسیب و شدم میگه که امتره که مرزدی امتره که نزنمت کهی میمانمت دوستان میره بان ای سخنا را که میگه زندگی بعیوز زندگی و خون بعیوز خون همه ما شما شنیدیم از بس که شنیدیم به بسیار آسانی از پلوی امتر به سادگی تیر میشیم کسی که قتل میکنه و خون میریزه باید که خونو ریخته شوه و محکوم به ایدام شوه به خاطره که او یک انسان از بین برده و خونو ریخته در مقابل خانواده مقتول برای که خود تسلید داده باشه دست به یک عمل میزنه و در پای خون خواهی وزوه از دست رفته خانواده خود میشه هر لحظه اونا بایی سپریم میشه که چطور میتونن انتقام بگیرن ولی اگر در مورد انتقام و انتقام گیری بدقت فکر کنیم آیا از انتقام چیز به دست ما میاین؟ آیا انتقام شیوه زندگی انسان است؟ آیا انتقام با ما و شما آرامش میتونن؟ آیا انتقام حسول زندگی به عوض زندگی و خون به عوض خون متوقف میسازه؟ نه متوقف نمیسازه نه تنها او را متوقف نمیسازه بلکه به او شدت هم میبخشه و ای خونریزی و خون خواهی ادامه پیدا میکنه با به نسلهای بدی سرایت میکنه و مثل یک دائره که نقطه پایان نداره به دور خود میچرخه و پایان نمیابه موضوع انتقام و انتقامگیری به امو شکل ادامه پیدا میکنه و خونریزی زیاد شده میره و ای انتقامگیری به یک دشمنی بسیار زشت تبدیل میشه ای دو خانواده ویا در قبیله که انتقام جویی در بینشان شروع شده تصمیم میگیرن تا که میتونن خون یکی دیگه خود برزانن ای انتقام جویی به نفرت تبدیل میشه و ای نفرت باعث دوام خونریزی میشه انتقام مثل سرطان عمل میکنه و زندگی ها را از بین میبره بیاین یک بار دهی مورد فکر کنیم که آیا خداوند ما را به خاطر انتقامگیری خلق کده؟ آیا انتقام زندگی را آسان و لذت بخش میسازه؟ آیا انتقام خوشی و سعادت ما را زیاد میسازه و ما را رازی میسازه؟ امروزه که ما با وزیعت زندگی خود نظر مندازیم خونریزی های زیاده را هر کدام ما دیدیم هر قبیله و قوم مسئول مرگ کسیست زودتر که انتقام خواد گرفت؟ چقدگه خون ریختانده شوه؟ شنونده گرامی اگه ما به این شکل عمل کنیم این خونریزی پایان نخواد داشت این خونریزی ادامه پیدا خواد کد و ریختن این خونها مثل سل که از یک دریای خروشان سرچشمه میگیره همه ما و شما را از بین برده و نابود خواد ساخت بیاین به این دقت کنیم که این انتقام و انتقامجویی چطور و از کجا شروع شد؟ انتقامجویی یک چیز نو نیست چندین ست سال حتی هزاران سال پیش انسان ها پر از نفرت و کی نبودند و انتقام میگرفتند ممکن شما داستان دو بچه آدم و هوا یعنی خابیل و قابیل شنیده باشین و بیادتان باشه قاین نسبت به برادر خود خابیل بسیار حسود شده بود و از حسادت زیاد او را کشد قاین قتل را که مرتکب شده بود برش بیتفاوت بود اما خداون خطاب قاین فرمود خون برادرت از زمین فریاد می کشد قاین از حضور خداون فرار کد و در جای دیگه مسکنگزین شد او در روی زمین سرگردان شد چون قاین قتل مرتکب شده بود احساس آرامش نمی کد قاین نفرین شده بود او تنها و از همه دور شده بود او دور از دوست ها و خانواده خود و بدتر از همه ای که او از حضور خداون دور شد قاین شرع را آباد نمود که بعدن نام پسر خود خونوخه بالای او گذاشت بعد از سپرشدانه چندین سال یکی از اولادای قاین که مرد بود به دنیا آمد و نام او را لمک ماندن لمک با دو زن آروسی کد که نامایشان آدو و زله بود پسران لمک مردان زحمت کش و کارکون بودن یکی از پسرای او دیقان شد به او را پدر زراحت نامیدن او کسی بود که خیمنشنی را رایش ساخت پسر دیگه لمک موسیقیدان بود که اولادی او چند و نیا ساختن پسر سومی لمک آهنگر بود و اولادی او کسایی بودن که تمام سامان آلاتی نیسی و آهنگی را ساختن بنابراین می توان گفت که لمک مردان قوی را تربیه و پرورش داد لمک خودش نیست مرد قوی و جیدی بود اما وام مثل قاین بود او نه تنها به پسرای خود می نازید بلکه به خون ریزیای خودم بسیار می نازید لمک کاملا یک آدم انتقام جو و یک قاتل مثل قاین بود گناه قاین توسط نسل لمک گسترشی افت لمک از قتل و گشتار دیگرها هرگست احساس تأثیر و شرم نمیکد او حتی در مورد کارهایی که انجام داده بود به زنهای خود قصه میکد و با او فخر میکد و ای چیزیست که در کتاب مقدس می خانیم در کتاب مقدس ذکر شده که روز لمک به امسرای خود گفت ای زنان بمن گوش کنید جوانی را که مرا مجروع کرده بود گشتم اگر قرار است مجازات کسی که قاین را بکشد هفت برابر مجازات قاین باشد پس مجازات کسی که مرا بکشد هفت و هفت برابر خواد بود لمک از کسی که او را زخمی کده بود انتقام خود گرفت و در مورد ای انتقام گری لمک در پیش امسرای خود قصه میکد و با او افتخار میکد و می بالید موسیقی شنانده گرامی شما چه فکر میکنین؟ آیا لمک واقعاً چیزه بر فخر کدن داشت که به او بباله؟ لمک انتقام خودا گرفته بود و از این کار خود احساس خوشی میکد او به این عمل خود فخر میکد فقط پنج نسل بعد از عمل قتل قاین ای تر به نظر می آمد که تمام مردم دنیا ظالم و جابر شدن از امو وقت تا به امروز داستان زورگوی و انتقام جوهی او نه تنها ادامه داره بلکه شدید هم شده شما چی فکر میکنین؟ آیا سریا با گرفتن انتقام بچهش که به شکل بسیار خراب کشته شده بود احساس خوشی میکنه؟ آیا این چیز است که بر او و زندگی او امید میبخشه؟ چطور میتانیم این سرطان نفرت و کینه را علاج کنیم؟ چطور میتانیم که خود از لعنت و نفرین بسیار بده که سر قاین واقع شد آزاد بسازیم؟ چطور از او لعنت که از قاین به لمک و از لمک تا به امروز همچنان ادامه داره خلاصی پیدا کنیم؟ آیا سریا میتانه که به این دائره انتقام و قدرت پایان ببخشن؟ یا این که سریا از عمل لمک و پدرکرانهای خود پیروی کنه؟ شنونده بادیانت خداوند طریقه داره که میتانه این دائره انتقام و انتقامجویی را متوقف بسازه این یک طریقه دشوار و گران هست مگرم این یک طریقه است که میتانه واقعا این دائره شیطانی انتقام را متوقف بسازه خداوند ایسا را فرستاد تا این سرطان گنا را شفا بتا و تداوی کنه خداوند ایسای مسی را فرستاد تا نشان بتا و ثابت کنه که محبت و حقیقت شفادهنده گنا است ایسای مسی منحیز یک توفه بخشش و عفا بر کنه و انتقام آمد او یکانه امید و علاج بر چیزایی که دهی جهان خراب و غلط است میباشد خداوند بما نشان داد که یکانه وسیل ختم گناه انتقام و کنه عفا و بخشش است دیگر طریقی وجود نداره بجز از طریق عفا و بخشش بله شنونده مهربان باید در مقابل بدی عدالت و جزا باشد خداوند آدل است و او بدی را داوری خواد کد و بر داوری خداوند از حکومات و حکمرانان استفاده خواد کد وله اگه انسان بخوای که به بدی توسط انتقام جوی خاتمه بتا نه تنها بدی از بین نمیره بلکه او را زیاد و زیادتر هم میسازه انتقام گرفتن طریق مسی نیست روز یکی از شاگرده ایسا از ایسا پرسان کد خداونده اگر برادر من نزبت به من خطاب کند تا چند بار باید او را ببخشم؟ تا هفت بار؟ ایسا در جواب گفت نمیگویم هفت بار بلکه هفتاد مرتبه هفت بار و ایسای مسی برشان میگفت که یگانه راه که انسان میتونه کتی یکی دیگه خود روابط خوب و دوستانه داشته باشه عفو بخشش است و ای برما بسیار مشکل است حتی غیر ممکن به نظر میرسه چطور میتونیم که ببخشیم؟ بیاین شناندهای گرامی دعا کنیم که راه و طریقی لمکه فراموش کنیم و راه و طریقی مسی را فرا بگیریم زیرا ای راه است که خدا از ما خوشنود میشه پیام ما بر سرایه که بچهش کشته شده ایست که بر راه و طریقی لمکه که انتقامگیری و عداوت است پشت به گردان و از راه و طریقی مسی که بخشش و عفو است پی روی کن خوب دوست های گرامی ای بود برنامه این نوبت ما که تقدیم خاطر شما شد تا برنامه آینده شاد و موفق باشین موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شناندگان مخترم شما نشارات رادیو صدای زندگی را هر صبح ساعت شش و چلپنج به وقت افغانستان رای موج گوتاه چهلو یک میتر بیند برابر با هفت ازار و سی سد و هفتاد کلو هرتز و موج گوتاه چهلو نو میتر بیند برابر با شش ازار و یک سد و بیستو پنج کلو هرتز و هر شب ساعت هشت و سی با وقت افغانستان رای موج گوتاه چهلو یک میتر بیند برابر با هفت ازار و سی سد و نو دو پنج کلو هرتز میشنوید همچنان شما میتوانید نشارات رادیو صدای زندگی را ساعت هشت شب با وقت افغانستان در شبهای پنج شنبه الا دو شنبه رای موج متوسط یک هزار و دو سد و پنجاییک کلو هرتز بشنوید بنان خواهش مندیم نظریات و پیشنات هایتان را در باره کیفیت برنامه ها و طول موج صدای زندگی به این نشانی ها برای ما گسیل دارید نشانی ما در پاکستان نشانی ما در قبرست
8 September 2011
25 August 2011
18 August 2011
11 August 2011
4 August 2011
28 July 2011
21 July 2011
14 July 2011