A father whose children were killed by the Taliban

  29 minutes

  30 December 2017

Life is beautiful and it is more beautiful to be in a family and live together. But sometimes there are incidents that are very bone-burning and painful. We all know that God created man as a social being. When one starts living together, man has endless longings for himself and his children. But the untimely death takes all of these aspirations and aspirations into blooming new flowers, crushing and destroying the flowers of its leaves.
Yes, the war and the series itself caused the Habibullah family in Ghoriyan district of Herat province to break up like a flower and sit in mourning for their children.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرانقدر برنامه رنگ زندگی سلاما و درودای بی پایان ما را که از اماق قلب ما سرچشما می گیره قبول نماین امیدوارم تمانیات نیک ما را که اینکاس از محبت خالصانی ماست گرمایی باشه برای لحظه های شما ما هم به نوبی خواست سلاما و تمانیات خدا تقدیم شما می کنم شنونده های ارجومند تور که شما می دانین ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسائل خانوادگی و مسائل اجتماعی می پردازیم دوستان ارجومند در این برنامه باز هم سرگزاش و داستان خانواده است که پنج عضو خانواده خود را در یک روز از دست دادن می بینیم که جنگ ها واقعا چقدر ما را از خود بگانه سخته حتی هم نوب خود را ما از بین می بریم دوستان ارجومند فضای خانواده جویه است که همه خود را مسؤون احساس می کنن و چقدر زیباست که ما در فامیل و در جامعه با هم با دوستی و محبت زندگی می کنیم اما بعضی وقتا حادثه رو خود می ده که همه دست به شمشیر می برند دوستان ارجومند حالا توجه کنین به داستان ای خانواده زندگی زیباست و در جمعه خانواده بودن و زیستند و زیباتر است اما گاهی وقت حادثه رو خود می ده که بسیار استخانسوز و دردناک می باشه همه می فهمیم که خداوند انسانم موجود اجتماعی آفریده انسان زمان که زندگی مشترک رو می کنه آرزوهای بی پایانه بر خود و فرزندهای خود دارن ولی مرگ نابه انگام همی ای آرزوها و آرمانها را بسان گلهای نوشگفته ببازی می گیره و گلبرگایشه ازم می دره و نابود می سازه آره جنگ و خدسری ها باعث شد که خانواده حبیبالا در ولسوالی غوریان ولایت حیرات مثل گل از هم بپاشه و در سوک فرزندهای بسر رسیده خود بشینه همکار ما که از این خانواده دیدن کده چونین خاطر نشان می کنه باید به ولسوالی غوریان برم عدفم تیه گزارش است از قتل همزمان پنج اوزو یک فامیل که باهم برادر بودن گفتمیشه این برادرها توسط گروه تالبان به قتل رسیدن بلاخره بعد از یک ساعت به مقصدم خواد رسیدم در ولسوالی غوریان عرباب محل مره همرایی می کنه تا به دیدار حبیب الله پدر برم که به تازگی پنج فرزندشه عبدالله احمد نور الله اسماعیل و ابراهیمه از دست داده با تمام تشویش ها و پیشانی ها از روبرو شدن با اعضای این خانواده در محل فاقدان با کوچه خاکی و مطروق می رسیم که صدای نالای پیهم و متواتر از اونجا به گوش می رسه همراه با عرباب محل و چند نفر از احالی محل وارد حولی شدیم که توسط چند جوان با اتاق نشیمن حدایت شدیم اتاق گلی و با دروازی کوتا که باید سر خود خم کنیم تا از اصابت سر ما به چوکاتو محفوظ بانیم صدای نالاها و زجاهای مرد پیر در گوشه اتاق همراه به سوی خود فرا می خوانه پیرمرد نحیف و رنگ پریده که زار زار گیریه می کنه و فریادای دلخراش سر می تا، عشقهایش خشک شده شاید گیریه های چندین ساعتی ممتد و چشم عشقش را خشکانده چند نفر به دوربر شیشتا و سایی می کنن دلداریش بتن و از اون می خواین که در برابر تقدیر الهی سر خم کنه و تقدیرشا بپذیره و به پرزندهای غرق به خونش دعا کنه اما مرد پیر و ناتوان درگیر نالاهای جانکای خودش هست و انگار گوشش پذیرای این نصایه نیست غرق در حال خودش زجا می زنه و نفرین می فرسته به طالبای که به جوانی پنج پسر جوانش رحم نکدن به کمر شکسته پدر شست سالهشان رحم به دل داغدار مادر پیر و ناتوانشان به امسرای بی سرپرست و اولادای صغیرشان رحم نکدن بعد از نیم ساعت اتاق خلوتتر می شه و کسایی که بر ارز تسلیت آمده بودن آرام و دلگیر از این همه اندوی این پدر پیر به فریادای کودکای کشتشدگان اتاق ترک می کنن آرام آرام نزدیک می شیم به این پدر محزون که حال سر دو تفله داغوشش گرفته و جملات دردمندانه و سوزناک سر می ته من به این سن سال چطور سرپرستی همه اولادا را بوده بگیرم چطور اینار کلان کنم یک عمر جان کندم تا نونهالاهم به سر برسند آله اون توانایی و نیرو را از کجا کنم خدایا همه می گن فرزندان به آخر عمر سای دست پدر استند ولی آله من به این کمر شکسته و ناتوانایی هم به کی تکیه کنم چطور سرپرست 16 تفله یتیم شوام ای پدر دل شکسته چونین می گه رفته بودم به نماز جمعه برگشتم به خانه و خواستم استراحت کنم که دیووقت به تیلفونم زنگ آمد و ما جواب دادم کسی بود از آشنایای ما بعد سلام برم گفت عبی بلاخان بچهیت کشته شده باید اینجا بیایی در چا گردنه منطقه که پنج بیادرها کشته شدن ما هم دیگه چیز را متوجه نشدم و گفتم عبدالله جواب بله را شنیدم و تیلفونا قطع کردم به بیادرم زنگ زدم با بیادرزاده هم صحبت کردم و به طرف چا گردنه عرقت کردیم وقت اونجا رسیدم جنازه پنج بچهیم را دیدم که تواسط طالبان کشته شدن بعد از دیدن این سحنه چیز نفامیدم و بیوش شدم وقت از اون در مورد علت این کار طالبان پرسیدم به جوابم چونین گفت بچه ایم عبدالله کتفامیل خسرش کم اختلاف داشت و فکر کنم خسرش به طالبان این موضوع را دمیان گذاشته بود بعد از اون طالبان آمدند و پنج اولادم را کشتند او با درد و آه میگه حتی کافر هایی کار نمی کنند که اینا کدند او این گپایش را با عشق و گیریه به پایان میرسند وقت از این پیرمرد داغدیده در مورد خواستش از دولت میپرسم میگه نامید هستم نامید او ایدامه میته دولت که طالبان را نمی کشه اونا در چا گردنه، گاودار، جانخرا و دیگه سمتا امارت دارند دولت اگر خواسته باشه با یک طیاره همگی طالبان را که در دشتا و در اون مناطق هستند میتونه از بین ببره طالبان با بیست موتر و پنجا موتر قطار میشند و در اونجا چکر میزند دولت کجاست که اونا را بکشه؟ همه چیز دروغ هست پیرمرد دوباره بگیریه میشه و از ایدامه مسایبه خودداری میکنه از اتاق بیرون شدم به رهنمایی امروهاییم طرف اتاق گوشه حولی هدایت میشیم تا به مادر ای کشتشدگان صحبت کنیم صدای فریاد های بلند و ناله های زن هایی که در گرد آ گرد اتاق شیشتند آسمان خراش هست و تاقت فرسا با ارودم بعضی از خانما اتاقت ترک میکنند و با اشاره انگشت مره به گوشه اتاق به سمت زن پیده ادایت میکنند که به سر رویش میکبه و میایشه چنگ میزنه بی مها با اشک میریزه و فریاد میکشه بعد از سلام و اصرار زیادم بر صحبت کدن فقط گریه و ناله میکد و در جوابم ناله میکد و میگفت بچه هاییم بچه هاییم خدا جان خب فریبا جان زمانه که من اینا میشنیدم بسیار برما سخت هم شد واقعا بر ایک پدر بر ایک مادر چقدر سخت هست که فرزنده هاییش که کاملا بسر رسیدن و با پای خود سازشدن و صاحب خانه و زندگی شدن یک دم آنها را از دست بتن این بسیار سخت هست یعنی در کلمات بسیار با آسانی بیان میشه ولی در عمل ما و شما ایک مثال داریم که میگه امو جای زمین میفهمه که سرش آتش میسوزه واقعا خداوند این خانواده را برکت بته خداوند برشان سبر اطابه کنه تا بتانن امی کسای را که امی عمله علیه شان انجام داده و پنج فرزنده بسرسده چان به قدر رسانده بتانن که واقعا اونا اینا را ببخشند تا امی بخشش از اونا باید سازی شود که اونا هم از این عمله که انجام دادن ندامت بکنند بله شای جان واقعا امیدو که شما میگین بسیار سخت هست وقتی که من امی داستانه خاندم واقعا گیریه کردم به حالشان چون واقعا برای یک پدر پیره که پنج فرزند بزرگ خدا از دست میته و هر کدامش صاحب زن و اولاد هست واقعا من نفهمون که باید انسان چی قسم تحمل کنه و واقعا سخت هست من از خداون براش تسلیم میخوایم و دعا میکنم که خداون واقعا امیدو که کلامش میگه پدر یتیما و یاور بیوزنا باشه برای این فامیل و برای این خانواده و متاسفانه این داستان تنها داستان خانواده حبیب الله نیست بلکه داستان است که نمائندگی از هزارا فامیل افغان میکند هر روز که ما سر بلند میکنیم ایچ که نشیم یک قتل و دو قتل هر روز ما شما در افغانستان میشناویم انسان از بین میره مخلوق خدا از بین میره خون ریختانده میشه در حاله که خدا از این رازی نیست خدا از ما نمیخوایی که ما خون بریزانیم خدا از ما نمیخوایی که ما انتقام بگیریم خدا از ما میخوایی که قدم پیش بکنیم و ببخشیم و از خود بزرگواری نشان بدیم بله شاید جان وقتی که داستان از این پدر بگویم پدر که سن سالش مثل پدر ما استه پدر رنج دیده پدر دوخ دیده رو که خاندیم و میگه که پین تا بچهش بخاطر دشمنیا طالبا میکشه و وقتی کلام خدا رو میبینیم میبینیم چقدر متفاوت است چون جزا فقط از آن خدا است این خدا است که میتونه جزا بتا پس وقتی که ما بجای خدا تصمیم میگیریم ما خدا رو ایج مشماریم و این طالب صاحب هایی که این کار رو کرده یا مجایدین یا داهش یا برنامه که بخاطر انتقام و انتقامگیری یک امنوع خود رو میکشه به نظر ما واقعا خدا رو نمشنوسه با وجود که داد از خدا میزنه کلام خدا میگه با زبان خود اسم ما رو میبرن و دلائشان از ما دور است و واقعا میبینیم که در افغانستان این عملی میشه اما ای که از خدا داد میزنه میبینیم که فجیه ترین کارا رو انجام میتن و واقعا به طور وشتناک انسان رو که شبیه خدا هست شده اونا رو از بین میبرن و میبینیم در بتن ما و شما کسای زیادتر به این عمل میزنن که همیشه داد از خدا ترسی داد از دین و مصحب میزنن انصاف و عدالت و زمان که دستشان میرسه اولین کار و اولین جنایت رو که میکنه امی افراد هستند اینا همیشه چهری خدا با این کلمات میپوشند ولی حقیقت خدا امو بتن اصلی شان در عمل بر مردم بنماش میگذارند زمان که اینا به قدرت میرسند ویا دستشان میرسه که یک کار رو انجام بتند بیوز که یک کار خوب یک کار نیک انجام بتند یا رشوت میگیرند یا قتل میکنند و یا کار رو میکنند که خلاف اراده خداوند هست در حال که خداوند از ما میخوای که همیشه یکی دیگر رو باید دوست داشته باشیم در فکر یکی دیگر باشیم از انتقام از قتل از خون ریزی چیز جور نمیشه و نه وطن آباد میشه نه نسل انسان ادامه پیدا میکنه اگر ما شما به این انتقام و انتقام بازی نگاه بکنیم اگر به این شکل ادامه پیدا بکنه شاید روز برسه که ایچ انسان در روی زمین باقی نمانه هر کس بخزه بخاطر انتقام یکی دیگر کس دگیر بکشه ای ادامه پیدا میکنه در حال که خداوند از ما ای رو نمیخوای خداوند از ما میخوای که باید ببخشیم عفو بکنیم شایدان عیسای مسی در مورد از امی بسیار مقبول صحبت میکنه در کلام خود عیسای مسی میگه که میورا از دراختش مشناسین یا دراخت از میویش مشناسین دراخت خوب میوی خب میطه دراخت بد میوی بد میطه ایچوقت دراخت بد نمیتا נمیوی خوب بته و وقت که میبینیم که ظلم و زتم و بدبختی دست شد ریشیش certificated کیا سرچشبه میگیره عیسای مسی مگه هم دیگر رو ببخشین عیسای مسی مگه اگر در این رویتان سلی میزنه این رویتان رو در بتین یا بگیدین عیسای مسی مگه فقط انتقام با خدا واگزار کنین پس میبینیم که فرق بین مسی چقدر زیاد است وقتی کلام مسی را میخانیم کلام زندگی است عیسای مسی خدایست که در جسم زایر میشه و عیسای مسی همه تو که روح الله میگیم روح خدا است پس روح خدا روح خدا زندگی و حقیقت را به ما نشان میده و اگر دنبال حقیقت باشیم و یاد بگیریم که چه قسم زندگی کنیم و از کلام خدا رهنمائی بخواییم ما فکر کنم ایچ وقت رای اشتباه را پیش نمیگیریم و کارای خراب نمی کنیم و امو خدا ترسیر که خدا میخوایی واقعا در دل خود میداشت باشیم و چکه خوب است زمان که در بین فامیل یا در بین دو خانواده یا در بین دو خیشقام یا قبیله اختلاف پیدا میشه یا کار سورت میگره که باعث خفکی یکی دیگر سورت میگره نباید که از احساسات کار بگیریم دعا بکنیم از خداون حکمت بخواییم تا ما را رهنمائی بکنه اگر ما از روی احساسات ای کار انجام میدهیم طبیع است که در اونه اراده خداوند است نه اراده خود انسان است انسان دست باز دست به هر کار میزنه اگر امی خانواده که آزر شدن امی پنج نفره یا پنج فرزند عبیبولا را بکشن اگر اینا بیوزست که انتقام میگرفتن امو خفکی که بیساب امرای داماد خود که بچه عبیبولا است امرای زو خفکی داشتن چکه خوب میشد که اول میامدن گب میزدن بله که علت چیست تاثیرش چیست که مثلا امی باعث شده که باعث خفکی شده ای را باید میششدن با هم گب میزدن به نتیجه میرسیدن بیوز از ای که دست به سلامی بردن بیوز از ای که از طالبه استفاده میکردن خوب بود که از منطق خود کار میگرفتن خوب بود که از جوهر مردی خود کار میگرفتن ای نتیجه خوب میداد یا ای که رفتن پنج نفره کشتن هر کدام از اونا از خود خانواده داشتن از خود خانم داشتن از خود اولاد داشتن تمام از اونا بسرنوش شدن اینا دپولی ازی که قتل انجام دادن برکه تقریبا چندین قتل دیگه را یا غیر مستقیم مرتکب شدن بخاطر ازی که کل از او فرزندهای خور دارد آینده از اونا چی میشه آینده خانمای زیاد چی میشه و آینده خود ای پدر که بیساب خودش میگه ما ریصفید استم و کمرم شکسته ای بشار چی میشه چکه خوب است که همیشه از خونسردی کار بگیریم از احساسات کار نگیریم بخاطر ازی که آخر هر احساسات بالاخره پشیمانی دارد چکه خوب است که هر کار رک انجام میدیم داخرش احساس شادمانی بکنیم احساس راحتی پیش وجدان خود بکنیم بله هی کاش ایواز ازی که امی طالب صاحبای که خودت طالبای خدا میگه و واقعا ای کار بسیار وشتناکه انجام دادن ای کاش ایواز کشتن ازی ها میامدن پیش پدر مادر ازی بچه ها میامدن و امروشان گب میزدن کلام خدا میگه که خوشا به حال سلح کنندگان زیرا فرزندان خدا خانده میشن اونای که خدا رق قدوس دارن باید سلح کننده باشن کسی باشه که سلح برقرار کنه کسی باشه که این انتقام از بین بوره و ایواز ازی چقدر خوب میشد که اگر اینا آشتی میکرد آله تمامشان سر خانه و زندگی خود میبود آله امین طالب صاحب هایی که ای کار کردن آله میتونن نفقه امی پین فامیله برشان محایا کنن آیا میتونن بچه هایشان اولاد های ازی ها را نان بتن او بتن مجانی و فردا اگر خانم از اینا میخوای برای یک کار کنه به نام بد یاد میکنن این منواد درست خوش آمده هستند و پای خود برو گذاشت ولی مجبوریت و اصلا بدبختی اونا را نمیبینن بله ای کاش مردم آمدیدید و کاش بفامند که واقعا کلام خودها چقدر شیرینه است و چقدر از اینا میخواند و اصلا صالم زندگی کنند در هر خانواده مشکلات هست شاید ژان هر زن و شوفر که با هم ازدواج میکنند مشکلات دارند ولی این به این معنی نیست که بخاطر جنگ و دعوا مردم دیگر پاب بکنند و یا زن و شوفر از هم جدا کنند یا این که یکی شانها به قتل برسند ولی باید این را یاد بگیریم که ما صلح کننده باشیم کسایی باشیم که بتانیم در بین فامیلا صلح بیاریم کسایی باشیم که بتانیم از منطق از عکمت استفاده کنیم از خدا رهنمایی بخواییم درک غیرت و مردانگی از پیش ما به حساب سردرگم شده زمان ما میتونیم به حساب با غیرت باشیم و از خود مردانگی نشان بدیم که بتانیم مزدر خدمت برای وطن خود شدیم ببینین این غیرت های بی جای سرنوشت وطن ما را به کجا کشاند سرنوشت مردم ما را به کجا رساند اگر این جنگ و قتل و گشتار و آدم کشی نمی بود چقدر مردم افغانستان آواره نمی شدند چقدر مردم به خاطر این جنگ ها اینا فرار کردن از افغانستان ولی متاسفانه دیدیم که چقدر زنا مردا و اطفال در کشتیا در بحر غرق شدند اگر آرامی می بود اگر این قتل و کشتار نمی بود اینا حاضر نمی شدند که خانه و جای خود را ایلا بتند و بلاخره چیزهایی را که به حساب داشتند بفروشند با امید که بر آمدند بازم بچه را با مرک سردوچار شدند شاید جان بسیاری از مردم ما میگه که وقتی این مرد پیر شد ساله را که دیگر واقعا توانه کار نداره وقتی که ای را تسلیم میتند بسیاری مردم ما میفهمین چی میگن میگه که تن به اراده خدا بته اراده خدا کشتن انسان ها نیست و خداون ایرا ارگز نمی خواهند از این که چه روی اوادس طبیعی زلزله او سیل می آهنگ و عشق خدا از دستمیتی آن را بازم خود بولید وقتی یک نفر که می آهنگ و بچه هایش را می کاشند این اوادس طبیعی نیست این اراده خدا نیست و کلام خدا میکفن شما دعا کنید و اینا را به دست خدا بسپارین خدا که خدای آدل هست خدا که می بیند پدر محرابان هست خدا که خدا کشیده و میفهمه که چقدر سخت هست خدا است که جزا میده و همه تو که ما خود ما یک استلاح داریم میگه چوب خدا صدا نداره که زد دوا نداره پس اینا از زدن خدا نمیترسند که کارا میکنند این خود از این تمرد و ادم اتحاد از احکام و کلام خداوند هست خداوند بره هر کدام ما شما حکم کرده که قتل نکنین اگر ما واقعا خدا پرست هستیم به خدا اعتقاد و ایمان داریم در هر جایی که هستیم در هر موقف که هستیم ای باید همیشه آوازه گوش ما باشه همیشه به حساب مد نظر ما باشه و در پیش چشم ما باشه که حتی فکر قتل ما نباید بکنیم اگر ما قتل نمیکنیم و حتی فکرشو میکنیم باز هم باعث قتل شدیم که ای خلاف اراده خداوند هست اگر ما خلاف اراده خدا عمل میکنیم و زندگی خود پیش میبریم در حقیقت ما از شیطان پیروی میکنیم ما دیگه او انسان که باید از خدا پیروی بکنه و انسان نیکو باشه و نام نیک در جامعه باشه او انسان نیستیم دیگه بخاطر از که دست ما به خون مردم آروده شده بله همه تو عیسای مسید کلام خود میگه میگه دوست هست که میای بکشه کلام حقیقی خداونده مطالع کنید بخانید اگر شما رو بخانید شما ایجگاه در مورد قتل در مورد کشتار در مورد انتقام در مورد فریب شما هیچ وقت فکر نمیکنید فقط در مورد از ای فکر میکنید که چطور ای روز را که خداوند برم داده چطور بتانم بر جلال نام از او استفاده بکنم چطور بتانم یک انسان نیکو سالی بر همساهیم باشم بر فامیل باشم بر خش و قوم باشم کلام حقیقی خداوند ما رو همیشه در راه راست هدایت میکنه بر راه هدایت میکنه که خدا ارادش در او است نه از شیطان پس کلام خدا کتاب مقدسه شما میتونین به زبان فارسی بخانید و واقعا ای کلام خدا رهنمای ما است که ما یاد بگیریم چطور زندگی کنیم یاد بگیریم که با فامیل خود چطور رفتار کنیم و یاد بگیریم که ای دوا و مشکلات چطور عل کنیم و یاد بگیریم که فرزنده خدا باشیم سلخ کننده باشیم و در ای دنیا سلح برقرار کنیم خب فریبا جان با عرضویی که در وطن ما شما با عرضویی از ای که مردم ما بتانن یکی دیگر تحمل بکنن ببخشن بین در ای بخش از برنامه بکنیم بسیار خوب اصلاً بسایی ایسا چون شاه جلال می آید آيد و سرایم هم دی خداورد ایسا مسیم می آید آید و سرایم هم دی خداورد ایسا مسیم می آید ترگوید و این دنیای طاریق تو بخونید از گناهان ترگوید و این دنیای طاریق تو بخونید از گناهان چون منجی ما می آید آید و سرایم هم دی خداورد ایسا مسیم می آید آید و سرایم هم دی خداورد ایسا مسیم می آید میبرد و با خود هر کسی باشد شده به خونه ایسا میبرد و با خود هر کسی باشد شده به خونه ایسا چون زامن ما می آید آید و سرایم هم دی خداورد ایسا مسیم می آید می آید می آید می آید می آید ما برای رحمت نور و جلالش ایسا مسیم می آید می آید آید و سرایم هم دی خداورد ایسا مسیم می آید ایسا مسیم می آید ایسا مسیم می آید ایسا مسیم می آید امیدوار هستم که دوست های شنوده ایما از شنودنی سروت برکت گرفته باشند واقعا سروت زیبا بود شنوده های ارجومند کوشش بکنیم که همیشه در پای بخشش باشیم بخشش بکنیم که در پای انتقام نباشیم بخاطر از اینکه اگر ما همیشه دست به انتقام می زنیم و همیشه دست به خونریزی می زنیم هیچگاه ما در مخابل ویجدان خود راحت نمی باشیم بخاطر از اینکه بلاخره همه ما شما چشم از این دنیا می بندیم و همه ما بلاخره روز در حضور خدا قرار می گریم و از ار اعمل که انجام دادیم در حضور خداوند در حضور خداوند شما باید باید بازگیریم شما باید بازگیریم