۳ دقیقې ۴۰ ثانیې
۲۶ اګست ۲۰۱۹
مکاشفه فصل بیستام سپس فرشتای را دیدم که از آسمان بزیر میآمد و کلید چاه به انتها و زنجیر بزرگ در دست داشت. او اشدهها و آن مار قدیم را که همون ابلیس و یا شیطان از گرفت و او را برای مدت هزار سال در بند نهاده به چاه به انتها انداخت و در آن را برویش بسته و مهرلا کرد تا او دیگر نتواند ملتها را تا پایان آن هزار سال گمراه سازد. بعد از آن برای زمان کوتا آزاد گذاشت خواهد شد. آنگا تختهای سلطنت را دیدم که بروی آنها کسان نشست بودن که کار داوری به آنها واقضار گردیده بود. همچنین کسان را دیدم که بخاطر شهادت ایسا و کلام خدا سرهایشان از تن جدا شده بود. کسان که آن هیوان وحشی و پیکرعش را پرستش نکرده و نشان آن را برپیشانی و دستای خود نداشتن آنها دوباره زنده شده و هزار سال با مسیح حکمرانی کردن. اما بقیه مردگان تا پایان آن هزار سال زنده نشدند. این اولین رستاخیز است. مبارک و مقدس است کسی که در رستاخیز اول حصه دارد. مرگ دوام بر آنان قدرت ندارد بلکه آنها کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و تا یک هزار سال با او حکومت خواهند کرد. همین که این هزار سال با پایان برستد شیطان از زندان خود آزاد خواهد شد و برای فریب دادن ملتهایی که در چار گوشهی زمینند بیرون خواهد رفت. او جود و ماجود را که مانند ریگهای دریا بیشمارند برای جنگ جمع میکند. آنها در پهنه زمین پخ شدند و اردوی مقدسین و شهر محبوب او را محاصره کردند. اما از آسمان آتش بارید و آنان را نابود ساخت. ابلیس که آنان را فریب میداد خود بداخل دریاچه آتش و سنگ گوگرد جایی که هیوان و پیانبر دروگین بودند افغانده شد. آنها شب و روز و تا عبد عذاب و شکنجه خواهند دید. آنگا تخت صفید بزرگی را دیدم که شخص برا نشسته بود. آسمان و زمین از حضور او گریخت و دیگر از سر از آنها نبود و مردگان را دیدم که همه از بزرگ و کوچک در مقابل تخت استاده بودند و کتابها باز میشد. در این وقت کتاب دیگری که همه اون کتاب زندگیست باز شد. مردگان متابق آنچه در کتابها نوشته شده بود یعنی متابق اعمال خود داوری شدند. و هر کسی که نامش در کتاب زندگی نوشته نشده بود به درون آن هفگنده شد.