د مکتوب فصل 14

  ۵ دقیقې ۱۸ ثانیې

  ۲۶ اګست ۲۰۱۹

ډاونلوډ

برنامې متن / سرود متن

مکاشفه فصل چارده هم آنگا نگاه کردم و برا را بر فراز کوه سحیون استاده دیدم. همراه او یکصد و چلی چار هزار نفر بودن که نام او و نام پدرش بر پیشانی آنها نوشته بود. از آسمان صدای شنیدم که معنند صدای آبشار و غرش شدید رد و صدای سرود چنگنوازانی بود که چنگهای خود را می‌نواخدن. آنها در برابر تخت در حضور چار حیوان و پیران سرود تازه می‌سرائیدن. آن سرود را هیچ کس نمی توانست بیاموزد. مگر آن یکصد و چلی چار هزار نفر که از تمام دنیا خریده و آزاد شده بودند. اینان مردمانی هستند که خود را با زنان نیالودند و از روابط زناشوی امتنا کردند و هر جا که بره می‌رود به دنبال او می‌روند. آنها برای خدا و بره به انوان اولین نمونه از میان انسانها خریداری و آزاد گشتند. هیچ دروغ در لبهای ایشان نیافد نشد و بی نقص و بی عیب هستند. آنگا در وسط آسمان فرشته دیگری را به حال پرواز دیدم که یک مشتی عبدی به زمینیان و به همه ملت‌ها و قبائل و زبان‌ها و امت‌ها می‌رسانید. او با صدای بلند فریاد می‌زد. از خدا بکرسید و او را هم گوید. زیرا که ساعت داودی او آمده است. او را که آسمان و زمین و دریا و چشمه‌ها را آفرید پرستش دمائید. آنگا فرشته دیگر یعنی فرشته دوم ظاهر گشت و فریاد برا آورد. بابول بزار آن زنه که دمام ملت‌ها را مجبور کرده هست از شراب شهوت و سنافاری او به نوشن را بود شد. فرشته سی اوم آمد و با صدای بلند فریاد زده گفت. هر کسی که حیوان بحشی و بیکره او را پرستش دمائید و نشانه او را برپیشانی و یا دست خود بگیرد شراب غزب خود را خواهد نوشید. یعنی شراب که رقیق نگشته در جام خشم او ریخته می‌شود. آنها در برابر فرشتگان مقدس و در برابر برا در شوله‌های آتش و سنگ گوگت عذاب خواهندید. دود آتش که آنها را عذاب می‌دهد تا به عبد برند خواهد کود. و برای آنان که حیوان بحشی و بیکره اش را پرستش می‌کنند و یا نشانه او را دریافت می‌دانند ندر روز سلامتی هست و ندر شب. بردباری ایمانداران مقدس که حکام خدا را حفظ می‌کنند و به عیسا وفادار هستند به این حقیقت بستگی دارد. صدای از آسمان شنیدم که می‌گفت این را بنویست خوش‌ها به حال کسانه که از این پس در خداون می‌می‌رند و روح خدا می‌گوید آره آنان از زهمات خیش راحت خواهند شاد زیرا عمال نیکشان با آنها خواهد بود. آنگا همچنان که من می‌نگرستم عبر سفید ظاهر شد و بران عبر کسی منند پسر انسان نشسته بود. تاج تلایی برسر و داس تیز در دست داشت و فرشته دیگری از خانه خدا بیرون آمد و با صدای بلند خطاب آن کسی که روی عبر نشسته بود گفت داس خود را بردار و درو کن زیرا موسیم درو رتیده و محصول زمین کاملا آماده هست. پس آن کس که روی عبر نشسته بود داس خیش را بکار برد و محصول زمین درو شد. بعد فرشته دیگری از خانه خدا در آسمان بیرون آمد او نیز داس تیز در دست داشت و از قربانگاه نیز فرشته دیگری که حافظ آتش قربانگاه بود آمد و به صاحب داس تیز فریاد زده گفت داس تیز خود را بکار برد و انگورهای تاکستان این دنیا را بیچین زیرا خوشهای آن رسیده هست. پس آن فرشته داس خود را بکار برد و انگورهای تاکستان این دنیا را چید و آنها را در حوزشه بزرگ غذب خدا ریخت. انگورها را در آن حوزشه که در خارج شهر بود زیر باها کو بیدند. سیلاب از کن جاری شد که به اندازه چهل فرسنگ و به بلندی افسار اسپان بود.