کرسمس 2025

  ۲۹ دقیقه

  ۱۳ نُوامبر ۲۰۲۵

کریسمس روزی است که برای جشن گرفتن میلاد مسیح تعیین شده است. در تمام دنیا مسیحیان این روز را که 25 دسامبر (معادل روز 4 یا 5 ماه جدی) است، جشن می‌‌گیرند. در مسیحیت ستاره بیت اللحم یا ستاره کریسمس نمادی از تولد عیسی مسیح است. در انجیل متا آمده است که بعد از تولد عیسی در یهودا، در زمان امپراتور هرود، مجوسانی از شرق به اورشلیم می‌آیند و می‌پرسند: "آن کسی که پادشاه یهودیان خواهد بود کیست؟ ما ستاره اش را در شرق دیدیم و برای عبادتش به اینجا آمده ایم."

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی پرنامه راژی و کرانه شنوندگان عزیز شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوین که هر صبح روی موج کتاه 3 ایک میتر بند پخش میگردد شنوندگان گیرامی و اطفال بسیار نازنین خیلی زیاد خوشحال هستم که از طریق پرنامه بازی و ترانه با شما عزیزان در ارتباط هستم دوستان عزیز شما برنامه بازی و ترانه را از طریق راڈیو صدای زندگی میشنوین و شما را خیلی خوشحال مدید میگم در برنامه خودتان که برنامه بازی و ترانه میباشه و تشکری میکنم از شما اطفال نازنین که از طریق ای برنامه ما مهمانی خانه های شما هستیم طبق معمول من خودم اعرافی میکنم من سارا هستم و من ابراهیم هستم و شما را به قسمت اولی این برنامه زیبا خوشحال مدید میکنم مریم این بهترین کرسماس هست ببین چه تفایی مقبوله برم آمده ما میگو دیگه که زیاد خوش دارم بسیار نازستی کدیگه بنافشه به نظر که گرفته این تفایی را بر ما پدر جان یا مادر جان ما هم نمیخوامم شاید پدر جان خریده باشه شاید هم مادر جان اما فقط خواسته که ما اتو را خوشحال کنم بنافشه من میگم کش هر ماه یک کرسماس باشه که بر ما تفایی بگیرن او قسم باشه خب بگیر خوب میشه بنافشه کرسماس به چی مانا؟ نمیخوام مریم من فکر میکنم که بخاطر سال نومیلادی جشن میگیرن من نمیخوام بنافشه شاید به امی خاطر باشه ما اتو امیکرپ را از پدر جان و مادر جانم سوال نکدیم خب بنافشه به نظر چطور است که بریم از پدر جان و مادر جان را پرسان کنیم؟ آهان بخیر که بریم باید من این کرسماس را بفهمیم راست میگی پدر جان مادر جان چی میگی دخترم؟ پدر جان این تفایی شما خریده با ما؟ شاید مادرت خریده باشه چرا؟ مادر جان شما خریدیم؟ آهان جانی مادر ما و پدر جان تصمیم گرفتیم چون که شما این سال خیلی خوب بودین به همدیگه کمک کدید و کارهای خانه را هم انجام دادید از اون خاطر برتون تفایی گرفتیم مادر جان ما که در این هفته هیچ کمک نکدیم ههههه این هفته کمک نکدید و دیگه وقت همیشه کمک کدید و تلاش شما خیلی مهم است اما بچه ها بچه ها یادتان است که چرا کرسماس را جشن میگریم؟ پدر جان ما امیر پرسان میکدیم گفتیم شاید بخاطر سال نو ملادی است نه دخترکم کرسماس در باره تولد عیسای مسیح است حدیه از خدا برای همگیه ما یعنی چی مادر جان؟ یعنی خدا عیسای مسیح را روان کرد تا بما یاد بده که محبت کنیم مهربان باشیم و با دیگرها بخشنده باشیم آهان پدر جان یعنی تولد عیسا خداوند است بله بله یادم آمد کرسماس را در پارسالم جشن گرفته بوده آفرین دخترکم بله خداوند ما عیسای مسیح آمد تا که گناهان ما را پاک بسازه بله مادر جان در کتاب مقدس هم گفته امروز در شهر داود نجات بهنده برای شما به دنیا آمده است که مسیح خداوند است آمین آمین تولد عیسا مسیح است بله، عیسا مسیح برما مهربانی دارد و محبت دارد بله اما پدر جان مفکر می کنم که کرسماس را فقط برای سال نو ميلادی جشن می گیرند خب دخترین این این صال نو میلادی از تولد عیسا مسیح مکانه است به itageان ح Continuity مسیح اons از تولد ماها به اشهار این یعنی تولد عیسا مسیح خب آره فهمیدم تشکر پدر جان بیا این خانه را ببین مریم چی است؟ اوه چقدر مقبول این بکانه را ببین این درخت چقدر مقبول است بیخی مثل جشن تولد شده دخترین تولد است دیگه بله تولد عیسا مسیح است بله افشه این کلچای مزدار را ببین مادر جان میتونم از این کلچای بگیرم؟ جانی مادر چند دقیقه سبر کن مریم ما اون تو در اون خانه قصه داشتیم مادر جان اینجا را جور کرده چقدر مقبول شده دختران آلی بیاییم که یک دعا کنیم بله دخترم شکر گذاری کنیم بخاطر امروز و این خوشی پدر جان من دعا کنم؟ بله دخترم دعا کن خدای شکرت که امسالم بما فرصت دادی تا کریسمت را جشن بگیریم تشکر که خانوادی پر از محبت داریم و حدیه زیبا یعنی ایسای مسی را بما دادیم کمک کن همیشه با دیگران مهربان باشیم و محبت کنیم اما قسمت که ایسای مسی ما را محبت کرد خداونده بازم شکرت بخاطر تمام زندگی ما کلی از دعاها را به نام ایسای مسی طلب کردم آمین آمین آمین آمین مادر جان آره میتونیم از ای شیرنی بخوریم آه دخترکی بیاین کلگی ما یک جای شیرنی بخوریم و کریسمت را جشن بگیریم و بعدش میتونیم پیش درخت کریسمت داستان بخانیم حتما اما یادتان باشه مهمترین چیز در کریسمت محبت هست اطفال زیبا و قند نبات شما با دفعه مادر جان و پدر جانتان خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با حوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم سلام کدک های گل و ناز و مهربان خدا را شکر میکنم که در این روز خوب و خوش بازم همراه شما گلای خندان برنامه داره سلام کدک های مقبول و ناز این روز مقبول کریسمت را برای کلگی شما دستای قند تبریک میگهیم بله دستای قند من این روز مقبوله برای کلگی شما کدک های شیرین تبریک میگم دستای گل من فکر میکنم که این روز کیلسماس تنها بخاطر دل توفه گرفتنست که پدر جون و مادر جون ما بر ما توفه می تر من فکر میکندم که کیلسماس همین سال نو ميلودی هست که این روز جشن ميگیرند آه دوست ها نمی فهمیدیم که همین سال نو میلودی از توالد ایسای مسیه گرفته شده یعنی هم سال نو میلودی هست و هم جشن توالد ایسای مسیه هست بله دستای قند ایسای مسیه آمد بر کلیگی ما محبت ها یاد داد که باید یکی دیگه مارا دوست داشته باشه بله بنفشم ای که خداوند ما ایسای مسیه آمده که گناهان ما را ببخشه پس می فهمیم که خداوند ما را بسیار زیاد دوست داره دقیقا مریم جان خداوند ما را بسیار زیاد دوست داره میبینی که هر وقت یک مشکل داشته باشیم از خداوند کمک میخواییم خداوند برما کمک میکنه و مشکل ما حل میشه پس خداوند ما را بسیار زیاد دوست داره بله بنفشم روز کرسماس را هر کس در خانوای خود جشن میگیره میبینی مریم جان در تلویسیون ندیدی که جشن کرسماس را بسیار کلان میگیره کل دنیا بر طورلد ایسای مسیه جشن میگیره و خوشحالی میکنه بله بنفشم امروز خیلی باید در باره کرسماس گپ بزنیم در باره کرسماس به چی معنی آه! راست میگی این بسیار گفت خوب است که دوستای گل ما در باره کرسماس معلومات زیاد پیدا بکنن آه! ببی بنفشم پدر جان درخت کرسماس را گرفته آمده بیخی خانه را مقبول کده خوش آمدین پدر جان و مادر جان تشکر دخترکم و سلام اطفالکای قند و شیرین امروز روز کرسماس و تولد ایسا خداوند است این روزی زیبا را بره کل شما کدکای مهربان تبریک میگم بنفشم چطور است که امروز در این برنامه امروز کدکای مقبول یک سرود پرستشم بخانیم و خداوند را ستایش کنیم بله بله بسیار خوب میشه که در این برنامه زیبا در این روز زیبا همراه کدکای قند یکجا خداوند ما ایسای مسیر را ستایش کنیم و پرستششان کنیم خداوند را شکرت میکنیم بخاطر این روز زیبا خدا جان امروز خیلی خوشحال استیم تشکر میکنم که ایسای مسیر را برما روان کدیم تشکر برای کدکای مقبول که این برنامه را میشنوان برای کل ما کدکا کمک و همیشه مهربان باشیم و دیگران را خوشحال کنیم خدایا برای کلگی ما کدکان رای راست دشان بدهیم خدایا دوست داریم کل از ای دعاهای ما را بنامه ایسای مسیر طلب کدم آمین آمین آمین مادر جان خود کرسمس با چی معنی بله مادر جان به فکر من هم امی آمد که پرسام کنم از تات هر سال کرسمس را جشن میگیریم این رو خب فهم میدهم که کرسمس بخاطر تولد ایسای مسیر است اما نمیفهمیم که چی معنی داره آفرین بسیار ایک سوال خوبی کده دخترم خود کلمه کرسمس از ترکیبی دو کلمه انگلیسی خرایست بمعنی مسیح و مس بمعنی نیایش یا عبادت ساخته شده است بیورت کرسمس بمعنی عبادت مقدس مسیح است اوووو چقدر آسان کدکای قند کرسمس یعنی عبادت ایسای مسیح من میگفتم این چی معنی داره پدر جان شما برای کدکای قند بگوین که در روز کرسمس مردم چی کارا میکنن دخترک گلم امی قسم که ما امروز را جشن گرفتیم دیگه مردم هم امروز را جشن میگیرن و امرای یکدیگه خوشحال میباشن و برای یکدیگیشان توفه میگرن تا دل یکدیگی خود را خوشحال کنه اوووو بله پدر جان یعنی خداوند که امروز خوشی برما داد پس ما هم باید دیگه را را خوشحال بسازیم آها دخترکم دقیقا که امی قسم است در کتاب مقدس در خط پاولوس رسول و فیلوپیان فصل 4 آی 4 گفتم پیوسته در خداوند شاد باشید باز هم میگویم شاد باشید یعنی خداوند برما گفته که همیشه شاد باشیم آمین آمین ما خب واقعا خوشحال استم که خداوند ایسای مسیح ای خوشی را برما داده برای نفشاتون میگفتیم من یک چیزی خوب را نوشته میکنم برای برنامه کرسماس نمیخونی آله او مالم دار است که میخونم خوهر خوب شد که بر یادم آوردی پس ما کدکهای شیرین شنونده استم سریع است اینو میخونم کرسماس آمد یک روز نور پرست شادی و عشق و سرور پولد ایسا شای جهان امید ما در هر زمان فرشته ها گفتن بلند چلان بر خدا در این زمین چراخهای روشند درخت سبس دلها پر از شوق مثل یک گنج کرسماس یعنی مهربانی برای هر دل عشق و همدلی حدیه های کوچک اما بزرگ محبت خدا در قلب ما خدایا شکر برای ایسا نجات دهندن شاه و به همتا بیاین شاد باشیم دست به دعا کرسماس مبارک بر ما و شما بسیار مقبول خواندی خوان تشکر خوان جان خدا کنه که کدکای قندم خودشان آمده باشن پس کدکای قندناس امروز که روزی کرسماس هست بیاین که کلگی ما و شما این روز مقبول با خوبی جشن بگیریم و خوش بگذرانی و کدکای قند اگه تاوانشا داشته باشین بر دستایتونم یک قلم توفه بتین من مطمئن هستم که دستای شما بسیار جد خوشحال میشن بله دستای قرد من و مریم بر کلگی دستای ما یک قلم و یک کتابچه مقبول خریده سبایی توفه رو به دستای ما بزنیده که دل دستای ما خوش شوه آفرین به شما دخترکای مهربانه ما بسیار کار خوبی کردین مهم نیست که این توفه قیمت باشه یا ارزان بلکه هر قدر توانه ما باشه تا که دستای ما شاد شوه کتاب مختص ده انجیل یوهانا فصل سه آیه شانزه گفته خدا به جهان انقدر محبت داشت که پسر یگانه خود را داد تا هرکسی به او ایمان بیاورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود ماده جان من وقتی به خدامان فکر میکنم زیادتر خوشحال میشم بخاطر که خدامان بسیار زیاد مهربان هست و ما را بسیار زیاد دوست داره بله مریم جان دقیقا که این امی قسمه است خود دستای کل ها مهربان ای بود برنامه امروز ما که در باره کرسمس یاد گرفتیم که کرسمس روز تولد ایسای مسیه است خداوند ایسای مسیه را برما روان کرد تا که گناهان ما را پاک بکنه بله برادر ها واخوان رکای گلم امروز که جشن کرسمس است خداوند برما خوشی داده ما هم دل دیگرها را خوش کنیم و دیگر ای که بسیار مهم است که خداوند ما ایسای مسیه برما محبت داده امی قسم ما دیگرها را محبت کنیم آفرین دخترکای گلم من خب بسیار خوشحال استم از ای که مریم جان و بنفشت جان بر دوستایشان توفق گرفته تا که دوستایشان را خوشحال کنه شما کدکای قندم کوشش کنین که همیشه خوب باشین و دوستایتان را شاد و خوشحال بکنین اطفال نازنین من از این پخش برنامه خیلی چیزا آموختم شما چطور؟ من مطمئن استم که شما بسیار چیز خوب یاد گرفته بله اطفال بسیار نازنین و دستاشتنین حالا میخوایم از شما پرسان کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختید و چی برای شما جالب بوده من و مریم جان خیلی چیزا آموختید و از شما میخوایم چیزهای را که آموختید با دوستان شیرین تان هم شریک بسازید حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم موسیقی مادر جان تو همیشه برای روزوی خوب قصهای خوب داری برای امروز هم یک قصه بخوان برما قصه بخوانم؟ آه مادر جان میخواییم قصه بشنویم خوب صحیص دخترهای قنده گوش کنین که امروز هم یک قصه خوبش براتان بخوانم آماده هستین که قصه را بشنویم؟ آه مادر جان خب خیلی قصه را گوش کنین در یک قریه خورد در روز کرسماس یک خانواده مهربان بنام خانواده مسیحی در خانه اشان جمع شده بودن پدر خانواده اسلام بود مادرش خانومشهده بود و دو کدک خوشحال بنامه های ذکریا و نسرین داشتن در پهلوی یکدگه ششته بودن و بیرون هم برف میبارد هوا هم خیلی سرد بود ولی داخل خانه گرمای محبت خانواده و نوری درخت کرسماس کل جای را پر کده بود مثل خانه ما مادر جان بیرون هوا سرد است اما خانه بسیار گرم است آه جان مادر ذکریا و نسرین با علاقه به درخت کرسماس سهل میکدن جایی که توفه های رنگ ها رنگ زیر از او قرار داشت اردو خوار و برادر خیلی منتظر بودن تا توفه هایشان را باز بکنن ذکریا با صدای بلند گفت امروز روزی بسیار خاصی است ایده کرسماس است و خداوند لیجاد دهنده دنیا را به دنیا فرستاد است ای یعنی جشن شادی و توفه های خیلی خوب مادر شایدا لبخن زده گفت آه عزیزایم توفه واقعی کرسماس برای ما که باید شکرگزار خداوند باشیم و از محبتها و برکتهایش لذت ببریم توفه واقعی کرسماس محبت خداوند است که با تولود ایسای مسه به دنیا آمد ذکریا و نسرین از شنیدنی ای گفتها کمی فکر کردن و بعد از مادرشانشان پرسان کردن مادر جان چرا ایسای مسه در یک طویله به دنیا آمد توفه بازم به نرمی جواب دد ایسای مسه در طویله به دنیا آمد تا به ما یاد بده که محبت و بزرگی در چیزهای مادی نیست او در فقر و سادگی به دنیا آمد تا به کلی مردم نشان بده که خداوند در دلهای ساده و مهربان زندگی میکند چقدر زیبا مادر جان آه جانی مادر نسرین کمی به فکر رفت و بازم با چشمای پرش شادی گفت پس توفه واقعی کرسماس چیست؟ پدرش اصلا همیشه به محبت جواب میداد گفت هدیه واقعی کرسماس محبت و شجاعت هست وقتی ما به دیگرها کمک میکنیم و به آنها محبت میتیم امو کسمی که ایسای مسه به دنیا آمد تا به کلیگی محبت کند ما هم میتونیم مثل او عمل کنیم سکریا با خوشحالی گفت من میخوایم در این روز خاص توفه هایی به مردم بتوم نه توفه های قیمتی بلکه چیزی که از دلیم بیای مادرش سر تکان داد و گفت ای بهترین توفه است بچه گوله توفهی که از دل بیای همیشه عرضش منترست هر حدیه است که با پیسه خردار شوه اوروز سکریا و نسرین تصمیم گرفتن که به همسایه های پیرشان که تنها بودن کمک کنن همسایه ها رفتن و کمی از شیرنی های کرسمس و یک شاخه گل را برشان بردن و کرسمس را هم برشان تبریک گفتن همسایه ها بسیار خوشحال شدن و با محبت از اونا تشکر کدن چقدر کار خوبی کدن اونا آه جانی مادر بسیار کار خوبی کدن دیل اونا که پیر بود و تنها بود خوش کدن داخل روز وقت شب شد و کلگی به خانه اشان آمدن زکیا و نسرین خوشحال بودن که تانسته بودن محبت را تعمل نشان دادن اونا فهمیدن که بهترین حدیه که میتونن به کسی بیتن محبت است و ای همون توفیه است که عیسای مسه به دنیا آورد بعد از او کلگیشان در یک جای شیشتن و درخت کرسمس را تماشا کدن نور درخت کرسمس در چشمایشان میدرخشیدن و قلبایشان پرست شاده و محبت بود بسیار بسیار مقبول من واقعا از این قصه لذت بردم بله من بسیار خوشم آمد از این قصه خوب خدا را شکر که خوشتان آمده دخترهای گولیم آلی بریم بگین که نتیجه از قصه چیست ماده جان این قصه نشان میده که در روز کرسمس توفیه واقعی نه فقط چیزی است که میتون خرید بلکه چیزی است که از دل میاید و به دیگرون محبت و شجاعت میتون دقیقا آفرین به شما دخترهای لایق مکی قصه را بسیار خوب فهمیدین اطفال نازنین این داستان چقدر زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد چیزهای جدید آموختم و خدا کنم که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله اطفال نازنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوش میکنیم من را گوش شدم نمیوشتم گوش میکنم پدرجان امروز باید یک قصه خاص برما بخونیم قصی خاص؟ چه قصم است دخترم؟ پدرجان امروز روز تولد عیسا محسی است قصی تولد عیسا محسی رو با ما بخون میخوایم بشنویم او این قصم چرا که نه حتما براتان میخوانم دخترکایم تشکر پدرجان میشنویم خوب دخترکایم خیلی اینجا بشنون که من قصی تولد عیسا محسی رو براتان بخوانم در یک شعر بنام ناصره یک زن مهربان بنام مریم و شوهرش یوسف زندگی میکردن شوهرش یوسف خیلی به خدا ایمان داشتن و از اونا خاسته شده بود که روز محسی یعنی نجات دهنده به دنیا خواد آمد خداوند به مریم گفته بود که او بچهی خواد داشت که از روح قدوس خواد بود و نامش را عیسا خواد گذاشت اما اتفاق بسیار عجیب افتاد که کل چیز را تغییر داد چی پدرجان؟ دختر پادشای روم امپراتور آگوستوس فرمان داد که کل مردم باید به شهرهایی که از او جا آمدن برند تا شمارش شوند یوسف که از نسل داوود بود باید به شهر بیتالهم می رفت جایی که خداوند وعده داده بود که محسی به دنیا خواد آمد یوسف و مریم به سفر طولانیشان به بیتالهم شروع کردن مریم که در انتظار فرزند خود بود خیلی مانده و نگران بود ولی یوسف همیشه مهربانه ازش مراقبت میکرد اونا به شهر رسیدن ولی همه جا پر از جمعیت بود و هیچ جایی برای ماندن پیدا نکردن داخل یک مرد مهربان از اونا خواست که به طبله برند جایی که حیوانات در او جا زندگی می کنند مریم و یوسف با خوشحالی قبول کردن و به او جا رفتن در امو شب اتفاق بسیار مهم افتاد او نوزاده بود که خداوند به دنیا فرستاده بود تا به کل مردم کمک کنن مریم ایسا را در گواره که در او جا برای حیوانات غذا می گذاشتن او را بالباس های ساده پیجاند و مراقبش بود در امو زمان چوبانه که در بیرون شار از گوزفندهش محافظت میکرد و اونا را میچران ناگهان فرشته از او ناگهان فرشته از آسمان ظاهر شد نور عظیم اطراف فرشته را پر کرده بود و چوبانه ترسیدن فرشته با اونا گفت نه ترسین من خبر خوش برای شما دارم امروز نجا دهندهی که منتظرش بودین به دنیا آمده است او در شار بیتالهم در یک طویله است برای یافتان او با او جا برین یعنی فرشته ها برای او چوبانه خبر دادن که مصیب دنیا آمده است او دخترم بعد از او فرشته برای گروه از فرشتگان دیگه شروع به آواز خواندن کدند شادی و آرامش برای زمین خداوند آسمان ها است و برای انسان ها سلح آورده چوبان ها بسیار خوشحال شدند و زود به طرف بیتالهم حرکت کدند وقتی به طبیله رسیدن ایسا را در گواره دیدند اموطو که فرشته گفته بود اونا با خوشحالی و کلگی گفتند که خداوند مصیب را به دنیا فرستاده مردم وقتی ای خبرش شنیدن بسیار تحجب کدند ولی مریم کل ای اتفاقات را در دل خود نگاه کده و اونا را با دقت به ذهنش مرور میکد اما داستان تولد ایسا تنها برای چوبان ها نه بود در اموط زمان در شرق مردم دانا از رای دور ستاره روشنه را در آسمان دیدند او ستاره برای شان نشان می داد که پادشای بزرگ به دنیا آمده اونا برای دیدن ای پادشای جدید برای را افتادند ای مردم دانا که به ستاره شیناسی علاقه داشتند توفعه گیرانبه ها مثل تلا بخور و مورد به همرای خود داشتند تا به ای پادشا هدیه بدند پدر جان او او ّمردای دانا از کجا خبر شده بودن که مسیح به دنیا آمده دختر repetition پشت انجام کتابه تورادشریف الفاتح در وقت آمده مسیح خبرداده بوده که یک روز یک کودک اینقسم تولد می شه уوووووووو یعنی خدان وقت خبرداده بوده خب داختر اونا ستاره را دنبال کدند تو بیتuluم رسیدند اونا ستاره را دنبال کردند تو بیتuluم رسیدند وقتی به خانه رسیدند ایسا را در آغش مادرش مریم یافتند و با شادی زیاد هدایه را برش تقدیم کردند اونا از خدا شکرگزاری کردند و این پادشای جدید را که در فقر به دنیا آمده بود به احترام فراوان دیدند و یک کپه بسیار جالب در این داستانی هست که ایسا از نسل ابراهیم و داود هست از قوم اسرائیل این داستان قوم اسرائیل را هر روز میخانه او بسیار جالب بود پدر جان بله پدر جان تولد ایسای مصی به کلگی نشان میده که خداون محبت زیادی به انسان ها داره او به دنیا آمد تا کلگی را نجات بده و با اونا نشان بده که خداون همیشه با ماست و هرگز ما را تنها نمیماند دقیقا این داستان داستان اولاد ایسای مصی هست که در دلاء ما نوری امید و محبت را روشن میکنند بله اطفال نازنین این داستان کتاب مقدس خیلی آموزنده بود و من خیلی چیزها را نمیدونستم که فیلن از این داستان زیبا و شیرین آموختم بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آن رسیدیم در آخر این برنامه بله شنوینده های محترم اطفال شیرین اطفال شیرین و نازنین آن شما را به خداوند میسپارم خداحافظه همگی شما