مهمانی رفتن

  ۲۹ دقیقه

  ۱۹ ژوئن ۲۰۲۵

زمانیکه به خانهی کسی برای مهمانی و یا دعوت می‌‌رویم، باید شوخی نکنیم و سروصدا را راه نه اندازیم. درست است بازی بکنیم ولی برای صاحب خانه و یا مهماندار دردسر ایجاد نکنیم. وقتی جای می‌رویم، از سروصدا و غالمغال بپرهیزیم و باعث دردسر صاحب خانه نشویم. وقتی جای می‌رویم تنها خوشی خود را مدنظر نگیرییم. باید احترام دیگران را نیز مدنظر داشته باشیم.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راڈیو صدای زندگی پرنامه رازی و کرانه شنوندگان عزیز شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوین که هر صبح روی موج کتاه 3 ایک میتر بند پخش میگردد شنوندگان گیرامی و اطفال بسیار نازنین خیلی زیاد خوشحال استم که از طریق پرنامه بازی و ترانه با شما عزیزان در ارتباط استم دوستان عزیز شما برنامه بازی و ترانه را از طریق راڈیو صدای زندگی میشنوین و شما را خیلی خوشحال دید میگم در برنامه خودتان که برنامه بازی و ترانه میباشه و تشکری میکنم از شما اطفال نازنین که از طریق این برنامه ما مهمانی خانه های شما هستیم طبق معمول من خودم اعرافی میکنم من سارا استم و من ابراهیم استم و شما را به قسمت اولی این برنامه زیبا خوشحال دید میکنم بین افشا بین افشا بله ماده جان درست گفتم که مریم را بگو آرام بشینه خانه مردم شوخی نکنه میبینی که کلگی اونجا ششته اینا شوخی که داروانه ماده جان از کپ من نمیشه برش گفتم که چوب باشه و زیادتر سرسدو میکنه برو دوباره برش بگو که دیگه اینجا سرسدو نکنه دیگه یکی تیار شوین که بریم خانه گیریم گو ستاره ستاره مریم جان مریم میای باله به نفشه ستاره نمیتونی من رو بگیری مریم تو رو میگو ماده جان صدا داره چی میگی به نفشه بال من بازی نکنم مریم ماده رو میگو آماده شوین که بریم خب صحیص اینالا میایم یک گره کار دیگه هم میکنم ستاره ستاره بیا من رو بگیری مریم خیلی ما رفتیم تو هم اینجا بیشی اینه آمده هم آمده هم ماده بریم آه دخترم برین شما بروین بیرون من خود آفزی کنم بیایم صحیص ماده جان به نفشه الا وقت نیست؟ مریم تو رو ماده رو گفته بوده وقتی یک جای رفتی شوخی نکن اما تو کل خانه رو به سر خود بالا کده بودی خب ساتری میکدم به نفشه اینالا ماده جان که آمده باز بگو ساتری میکدم بریم دخترم ماده جان به نفشه برم میگه چرا اونجا ساتری میکدی؟ مریم جان چند دفعه برد گفتم وقتی یک جایی رفتیم خانه کسی یا ای که اگه کسی خانه ما میایه باید آرام باشی ماده جان تنها خود من نبودم میفهمم که تو نبودی اما صدای تو از همه کده بلندتر بود ماده جان من چند دفعه برش گفتم که شوخی نکن گفت من را قبول نمیکن مریم دخترم بسه روز را در خانه ساتری میکنی من تو رو چیزی نمیگم اما دخترم بازی کدن از خود جای داره در خانه وقتی کسی میایه یا ای که ما خانه کسی میریم نباید شوخی بکنه ماده جان خفه استی؟ دخترم خفه شدن را خوبان بگه سرم درد گرفت از بس که زیاد سرسادا کدی خب ماده جان بباشه دیگه شوخی نمیکنم مریم وقتی یکی خانه ما میایه یا ما جایی میریم اگه زیاد شوخی کنی باز بسیار بد مالوم میشه میگه ای دختر هیچ عدب نداره راست میگه خوان صدای خاله شکوریه را نشنیدهی که میگفت اوه اولادا چوب باشین دیگه که بخید دم در سر ما کده ماده جان بسیار بسیار ببخشی دیگه هر جای رفتیم شوخی نمیکنم خب دلت است بازم شوخی کنی؟ باش که پدرت هاو رفته چی شده؟ ماده جان مکم فکت فکت بزنم؟ نه سبر حالی شاید پدرت باز کنه اوه آمدین قضوات؟ من گفتم شما شاید دیر بیاین خانه خاله شکوریه خب نزدیک است پدر جان مریم قصه شوخی کرد که ماده را مجبور شد بیاید چی میگه به نفشا جان؟ مریم راست میگه خوارت کلگی را به نظرم بتن کده پدر جان من دیگه شوخی نمیکنم آه دیگه حال دخترم فهمید که وقتی یک جای میرای یا کسی میای به خانه شوخی نکنه خب اینه خوبه که فهمید دخترکم پدر جان در کتاب مقدس تن انجیلی مدتا فصل 19 آیه 19 گفته احترام پدر و مادرت را نگه دار و همسایت را مانند خود دوست بدار آمین یعنی همیشه به پدر مادر ما احترام داشته باشیم بله باید به پدر جان و مادر جان حتما احترام داشته باشیم امی که به گفت پدر مادر خود گوش نکنیم به احترامی حساب میشه اطفال زیبا و خند نبات شما به گفت مادر جان و پدر جان تا خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با حوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم اطفالکای شیرین، خند و ناز سلام و روز شما بخیر سلام، سلام خوارکا و برادرهای گلم خدا کندگی گل نگیتون خوب باشین چطور استین اطفالای مهربان؟ بنابشه ما که امروز هیچ خواهم پورا نشد دوستا، دیروز در مهمانی رفته بوده مریم زیاد شوخی کده و منده شده بود تا حال این مندگیش رفت نشده خوابشم خوب پورا نشده بنابشه راستی که بسیار منده شده بودم امشب که تیر شد با هم ای قدر درد میگد که چند دفع بده شدم مریم جان باید کمتر شوخی میکدی بله، راست میگی بنابشه جان خوب دوستا، شما چی حال داره؟ کدام جای مهمانی رفته بودید یا کدام کس خانه تان آمده بود؟ کودکار مهربان، دیروز ما بسیار یک موضوع خوب رفت آمدیم این که وقت به مهمانی میریم شوخی نکنیم دوستای قند، اگر کسی خانه تان مهمان میاید اون وقت هم شوخی نکنید بله دوستا، باید آرام باشه و شوخی نکنیم خوب است که فهمیدی قند خواهر راستی بنابشه جان، یک سوال دارم از پیشت چه قسم سوال مریم؟ این هم یک سوال است و هم یک بازی دوستای قند که شانه آمده استیم هم به این سوال ما فکر کنید خوب، خیلی صحیح است خیلی دوستا، این از شما مامادگی تانه داشته باشید که مریم جان چی سوال میکنه خب مریم جان، آلیه بگو سوال خود سوال منی است که کاکا جواد سه دانه دختر داره هر دختر یک دانه برادر داره آلیه کاکا جواد چند دانه اولاد داره؟ این چه سوال جالبی است خوار جان به نظر من کاکا جواد شش دانه اولاد داره نه خوار، جواب تو صحیح نیست اینه پدر جان و مادر جان هم آمدن پدر جان یک سوال از بنابشه کدم شما میتونین سوال من را جواب بتین خو دخترک گلم، خیلی باش که من اول به کدکای قند سلام کنم بچگکا و دخترکای نازنین سلام خدا کنه که کلتان خوب باشین و جور باشین خو دخترم سوال تو چی بود؟ پدر جان، سوال مریم ای است که کاکا جواد سه دانه دختر داره و هر دختر یک دانه برادر داره آلیه کاکا جواد چند دانه اولاد داره؟ خو این خب بسیار آسان است کاکا جواد شش دانه اولاد داره دیگه نه نه نه پدر جان اینم نیست بنافشم امید جواب را گفت مادر جان شما میتونین جواب بتین؟ نمی فهمم دخترم باش یک فکر بکنم آراستی باید سلام کنم کدکای مهربان سلام چطور استین؟ شما جواب سوال مریم جان را پیدا کردین یا نی؟ مادر جان شما بگوین که چی است جواب از این سوال من دخترم من فکر میکنم که کاکا جواد چهار تا فرزن داره چطور؟ چرا مادر جان؟ خو دخترم میگه کاکا جواد سه دانه دختر داره و هر دختر یک برادر داره خو اونمو یک برادر برادری هر سه دختر بشه دیگه؟ بله مادر جان بله مادر جان جواب شما صحیح است او راست میگی مادر اونمو سه دختر یک برادر داشته بله خو کدکان مقبول شما جواب از این سوال را پیدا کرده بودن یا نه؟ خو اطفال های مقبول خدا کنه که براتان خوش گذاشته باشه ده این بازی حال ما و مریم جان و پدر جان و مادر جانیم میخواییم در باره این گفت بزنیم که اگه کسی خانه ما آمد یا خانه کسی ما رفتیم ما اطفال ها چه قسم باید رفته داشته باشه؟ بله دسته شیرین بخاطر که ما در اون مهمانی شوخی کرده بودم باز مادر جانم و پدر جانم برم گفت که این بسیار بدست که ما در پیش دیگرها سرسدا کنیم یا زیاد شوخی کنیم خو قندلکا در پیش مهمان ما و شما باید حتما آرام باشه و زیاد سرسدا نکنیم بخاطر که کلانا بایدشان گفت میزنند و ما اگه زیاد سرسدا کنیم باز بیادبی مالوم میشه بله خبا راست نگی ببینید دستا در کتاب مقدس در زبور شریف فصل 34 آیه 14 گفته از شرارت دوری نما و نیکویی کن جویای سلح باش و جهت برقراری آن کوشش نما آمین آمین دستا این در کتاب مقدس هم گفته که باید خوبی کنیم راستیه که ما وقت خانه کسی میرهیم با چیزی خانه شان دست نزنیم و خرابکاری نکنیم اوووو چقدر با یک گفت خوبی اشاره کدیم مریم جان کوگک های مهربان ببینید ما و شما اگر یک جایی رفتیم اگر خرابکاری کنیم امو آدم ها از رفتن ما به خانه شانم بیزار میشن مادر جان شما وقت خورتارک بودین امرای مادر کلان مهمانی میرفتین شوخی نمی کدین؟ آهان دختره مهمانی میرفتیم و شوخی هم میکدم مگم یک روز دیدم که مادر کلانت سردرد شده بود از بس که من زیاد شوخی کده بودم باز بعد از او فهمیدم که این کار بسیار بدست و دیگه هیچ وقت شوخی نمی کدم پدر جان شما شوخی نمی کدین وقت خورت بودین؟ نهی جان پدر من زیاد شوخی نمی کدم مگم وقت طفلا یک جای زیاد می شدیم باز زیاد غل ما غل می کدیم و این باعث می شد که پدر و مادرهای ما قار شوند یادم می آیه یک بار مادرم برم بسیار جدی گفت که دیگه شوخی نکنم از او وقت فهمیدم که شوخی کردن در میمانی ها بدست و باعث نراحتی پدر و مادر می شد دیگه از او وقت شوخی نمی کدم او کدکای نازنین شما وقتی می رین خراب کاری میکنین ممکن یکان تیز بسیار مهم را خراب کنین که باز صاحب خانه بسیار جگرخون خواد شد راستی مادر جان ما اگر جای رفتیم ایچ بازی هم نکنیم امو قسم اگر آرام بشنیم خب خواهی ما می گیره بله مادر جان آدم کل اون قسم آرام ششتن می توانم عوصله آدم سر میره دخترهای قندمه شما چقدر یک سوال خوب کردین ببینین وقتی جایی می رفتین اونجا شما در یک گوشه می تونین بازی کنین فقط بازیایی که زیاد سر و صدا دارن خوبه مثل گیرکان و چشمپوتکان این قسم بازیا را نکنین راستی مادر جان یک چیز دیگه با یادم آمد چی چیزی با یادم آمد دخترم؟ مادر جان رسامی یک جای اگر رفته می تونیم یک کتابچی خود رو ببریم و رسامی کنیم آن راست نگی خور یا هم کل اطفالا در یک گوشه بشنن قصهایی که مادر های ما بره ما گفته نبود اون قصه ها را با یک دیگه بگوییم بله کدک های قد دیگه این که ما می تونیم بازیایی مثل شیر جنگی و لغه جنگی میکنیم اطفالک های گل یک چیز دیگه را از یادتون نراوه این که اگر خانه ما کسی می روین یا ما خانه کسی می روین باید برشون سلام کنیم بچه دکم و دخترک های مقبول یک چیز دیگه بسیار مهم است چی چیزی دیگه بسیار مهم است؟ این که وقت پیش کسی بودیم سرسدا نکنیم که این چیزا می خوریم یا از اون چیزا نمی خوریم مگر در خانه وقتی مهمان نبود ما به مادر جان ما گفته می تونیم که چی چیزی را خوش داریم و برمان بتا راست نگه خواهد این که بسیار مهم است بله شاید زکیه را دیدی که در مهمانی که از جلو خود خواه کده بود گریان داشت می گفت بریج نمی خواهیم آشک می خواهیم آهان دیدم مادرش به خیلی جگرخون شده بود می گفت در این وقت من برد آشک از کجا کنم هر قدر پیشش آزر می کرد می گفت آره بریج بخون من سبا برد آشک می کنم قبول نمی کرد آهان پایه خوده مکم مکم می زد به زمین خوب پدر جان به اطفالای قند بگوین که این تو نکنن دوختره که مادر جانشان بسیار جگرخون می شند دوختره که خندم شما کله گپا را بر اطفالای نازنین گفتین دیگه من مطمئن هستم که کله شان فهمیدن این دفعه اگه جای برن یا خانه شان کسی بیاید این گپا با یادشان می آید باز دیگه نشوخی می کند و نمی جای گریان می کند خدا را شکر که بچگکا و دوخترهاکای کل این را فهمیدین بقیت یک چیز دیگه هم هست که باید بفهمین مادر جان دیگه چیز که باید بفهمیم؟ دوختره کندم ای که وقت سر دسترخان می شینه کوشش بکنه که پاک نان بخوره زیاد تید و باد نشه آه مادر جان ای که بسیار مهم هست وقت نان می خورم اگه کمی تید شده بود پیش ما اون را ما باید جم کنیم بعد از اون دستای خود را پاک کنیم و از سر دسترخان بلند شویم خوارا و برادرا ما اگه این کارا را بکنیم مطمئن باشیم که مادر جان و پدر جان از ما بسیار زیاد خوش می باشند دیگه ای که برای خود ما هم خوب می باشند مریم اگه در پیش خود تید نکنیم باز لباسای ما را پاک می مانند بله خوار جان خوب کدک های مقبول و مهربان ای بود برنامه امروزی ما که در باره ای بود که اگه جای رفتیم نباید خرابکاری کنیم و دیگه ای که نباید زیاد سرسدا بکنیم بله مامتونین بازی کنیم مگر بازیای که زیاد سرسدا داره نباید بکنیم و دیگه ای که اگه جای رفتیم و ضد نکنیم گه اون را نمیخورم ای را نمیخورم هر چیز بايد خدا راش شکر کنین و بخورین چقدر خوب گفتین دختر های گله وقتی نان بخورین تیت نکنین خانه پاک میمانه بسیار خوب میشه با صاحب خانت چقدر خوش میشه و میگه این مهمانا چقدر آدمای خوبی بوده باش که امیارا هر دفعه میمان کنیم بله مادر جان خوب اطفالای قرد اگه خانه تا چیز تیت باشه را جمع کنین حتما اطفال نازنین من از این بخش برنامه خیلی چیزا آموختم شما چطور؟ من مطمئن استم که شما بسیار چیز خوب یاد گرفته بله اطفال بسیار نازنین و دوست داشتنین حالا میخوام از شما پرسوم کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختیم و چی برای شما جالب بوده من و مریم جان خیلی چیزا آموختیم و از شما میخوام چیزهای را که آموختیم با دوستان شیرین تان هم شریک بسازیم حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم مدرگان مدرگان، امروز هم لطفا برنا یک دن قصه بخوانین قصه؟ بله مدرگان، شما بسیار خوب قصه میخوانین خوه خیلی سلیم دختریم اول ایرو بگین که روز قبل کدوم قصه براتان خونده بودم مدرگان، من میگم گرباره چهارد رفیق خونده بودم بله مدرگان که بجای تلیفون بازی پنچاک بازی کده بودن که بسیار خوب ساتشان پرشد خوه خیلی امروز قصه مهمانهای ناخاصتر رو براتان میخوانم آمده هستم که گشنوید؟ بله یکی بود، یکی نبود یک خالی کلان سال بود که در خانه خوردش تنها زندگی میکرد خانه خاله خیلی زیاد کچیک بود که یک هولی خوردم داشت ارز روز در این غروب که میشود سماوار خود را عوشند میکرد و میرفت هولی را جارون میکرد بعد از اون میرفت و برای خودش چای دم میکرد و چایشا نوشیجان میکرد یکی از روضای خزان که هوا بسیار زیاد سرد شده بود و باران بسیار تیز میبارید خاله از خانه بیرون نامد در خانه برای خودش چای جرکد و خورد یکدفعی صدای دروازه آمد تق تق تق خاله استاد شد و گفت کس که دروازه را میزند؟ جواب آمد من هستم من هستم گونجیش که کچک باد هست و باران هست اوا بسیار زیاد سرد هست جای ندارم خاله میمانی خانتان بیاییم؟ خاله دلش برای گونجیش که خورترک سخت و را داد که خانه بیایید میخواست خواب کنه که دوباره صدای دروازه آمد تق تق تق خاله گفت کس که دروازه را میزند؟ جواب آمد من هستم سگی با وفا باد میاید و باران میاید اوا بسیار سرد هست جای ندارم خاله من را به خانه خود میمانی؟ خاله یک کمی فکر کرد و بعد گفت خب بیا تو هم بیا مادر جان او خاله بسیار مهربان بوده آهان دخترم بسیار مهربان بوده باز هم قصد داشت که خواب کنه که باز هم صدای دروازه آمد تق تق تق خاله گفت کس که دروازه را میزند؟ جواب آمد من هستم مرغک سفیدک تو باد میاید باران میاید اوا هوا بسیار سرد هست جای ندارم خاله من را میمانی خانه تون بیاییم؟ خاله گفت خیره تو هم جای زیاد را نمیگیری تو هم بیا این دفعه کمپل خود را به سر خود کشید که خواب کنه که باز هم صدای دروازه آمد تق تق تق خاله گفت کس که دروازه را میزند؟ جواب آمد من هستم اما گاوی سیاه و سفید باد میاید باران میاید هوا سرد هست جای ندارم خاله من را میمانی خانه تون بیاییم؟ خاله به طرف خانه خود دید و گفت خب خیره مشکلی نیست خیره مقصد پای خود را دراز نکنی که دیگه جایی نیست مادر گوهران جایی تون؟ آهان دخترین خاله زیاد مهربان بوده فرقا را گول کرد که بخوابه که باز صدای دروازه آمد تق تق تق خاله گفت پشت دروازه کیست؟ دیگه جایی ندارم جواب آمد من هستم پیشی میاو میاو باد هست باران میاید هوا سرد هست جایی ندارم خاله من را باند که خانیت بیایم خاله دلش سخت گفت نشده که در باران تر شده و خدای نخواسته مریض شد دروازه را باز کرد و گفت فقط پیش کلکین بر جایی هست مقصد گونجشکک را نخوری بلاخره برق را خاموش کردن و خواب شدن صبا صبح که خاله از خواب بیدار شد دید که سماوار داغ هست و چایی صبح هم آماده هست هیوانات صبح وقت از خواب بیدار شده بودن و همه چیز را طیار کده بودن خاله گی دین گفت اوووو چقدر مهمان های بعدب بسیار تشکر که بر امت چایی تیار کردین اونا شیشدن و چای صبح را یک جایی خوردن و بعد از چایی خوردن کلکی رفتن به خانه هایشان خاله هم بسیار خوشحال بود که ای قصه مهمان های خوب داشت که خانه خاله را هم جورو کردن مادر جان چقدر خوب و هم مهمان هایش هم خوب بودن دقیقا دختره خوب دخترهای نازمه از این قصه چی نتیجه می گیریم؟ مادر جان من این نتیجه را کردم که اگر خانه ما کسی بیاید مثل از این خاله مهربان باشیم و در خانه خود بانیم اگر جایی رفته مثل مهمانهای خاله با عدب باشیم دختر جایی را پاک نگاه کنیم آفرین بسیار یک نتیجه خوبی را گرفتی دختر گلیم حالا خیلی خیلی برین به درسهایتان برسید اطفال نازنین این داستان چقدر زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد چیزهای جدید را آموختم و خدا کنه که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله اطفال نازنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوش می کنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسمی موسیقی توی يوسف مروز موسیقی امیدونستان موسیقی بردار امیدونستان موسیقی موسیقی بردار امیدونستان موسیقی امیدونستان من تقسیم من تقسیم موسیقی دیگه چی شد پدر جان آخر پیش برادراش گفت که یوسف هست؟ آهان خوب شد که خانوادهش ملاقات کرد دیگه چی شد پدر جان آخر پیش برادراش گفت که یوسف هست؟ دیگه چی شد پدر جان آخر پیش برادراش گفت که یوسف هست؟ دیگه چی شد پدر جان آخر پیش برادراش گفت که یوسف هست؟ دیگه چی شد پدر جان آخر پیش برادراش گفت که یوسف هست؟ بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آل رسیدیم در آخر این برنامه اطفال شیرین و نازنین آل شما را به خداوند مزفارم خداحافظه همگی شما