رفتار نامناسب کودکان با یکدیگر

  ۲۸ دقیقه

  ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵

رفتار نامناسب کودکان با یکدیگر شامل پرخاشگری فیزیکی (زدن، دندان گرفتن)، کلامی (توهین، تحقیر) یا اجتماعی (طرد کردن، انزوا) است که معمولاً به دلیل عدم توانایی در مدیریت احساسات، جلب توجه، تقلید یا نیاز به قدرت انجام می‌‌‌‌‌‌شود. برخورد مؤثر شامل تعیین قوانین روشن (مثل "زدن ممنوع")، آموزش مهارت‌های اجتماعی، توجه به رفتارهای مثبت، و الگوبرداری صحیح است. رفتارهایی مانند زدن باید ممنوع شود و پیامدهای آن (نه تنبیه شدید) برای کودک روشن گردد. به کودکان آموزش داده شود که عصبانیت طبیعی است، اما ابراز آن باید کنترل شده باشد. بیش از تمرکز بر رفتارهای بد، رفتارهای خوب و مهربانانه کودکان را نیز تشویق کنید.

دانلود

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

راژیو صدا زندگی پرنامه رازی و کرانه شنوندگان عزیز شما آواز ما را از راژیو صدا زندگی میشنوین که هر صبح روی موج کتاه 3 ایک میتر بند پخش میگردد شنوندگان گیرامی و اطفال بسیار نازنین خیلی زیاد خوشحال استم که از طریق پرنامه بازی و ترانه با شما عزیزان در ارتباط استم دوستان عزیز شما برنامه بازی و ترانه را از طریق راژیو صدا زندگی میشنوین و شما را خیلی خوشامدید میگم در برنامه خودتان که برنامه بازی و ترانه میباشه و تشکری میکنم از شما اطفال نازنین که از طریق ای برنامه ما مهمانی خانه های شما هستیم طبق معمول من خودم عرفی میکنم من سارا استم و من ابراهیم استم و شما را به قسمت اولی برنامه زیبا خوشامدید میکنم مریم چه دیگه وقت خواهستی؟ ایچ بگفشه امتو خود را انداختیم خواه نمیکنم خب بیا که سامانه های بازی را جمع کنیم که خانه را بیخی جنگل جور کده بیاد دیگه بازی هم نمیکنیم سریز خواه این را جمع میکنم آلی پدر هم شاد از کار بیاید باش ببینم ساعت 5 و 40 دقیقه آلی بیاید برنفشه برنفشه او کتابچه من را بالا نکن من رسامی هایی را به پدر جان نشان میتوم خب این را من بگیم مادر جان ببینی رسامی را مقبول است؟ پشت بیار که ببینم از اونجا خود دیده نمیشه این را مادر جان ببینی چقدر مقبول رسامی کردیم بینفشه جان آنه دروازه تک تک میکنه شاید پدرت باشه برو دروازه را باز کن دختره این رسامی را خودت کشیدی؟ آه مادر جان فقط این ترانه را برنفشه نمیشه کده آه بسیار بسیار خوبش نقاشی کده دختره استعداد تو در رسامی بسیار خوبه سلام پدر جان مانده نباشی والیکم سلام جان پدر زنده باشی سلام ابراهیم آمده بخیر؟ سلام بله خانم جان خیر نصیبتو آمده اومده تو کده دخترت بچی سهل داری؟ این رسامی های مریم را می دیدم سیار خوبش رسامی کده بیا دختره اینجا که ما هم ببینم برو دختره به پدرت نشان بده که من بروم یک چای بیارم اینه پدر جان این رسامی را دیروز کشیدم آه چقدر مقبول است دختره که تشکر پدر جان بینفشه جان تو رسامی نکدی؟ نه پدر جان من در این روزا رسامی نکدم فقط چند تا کشیده بودم اونا هم خراب شد از پیشیم اینه ایبرهیم بگی چای تکی یخ نکنه تشکر عزیزم مریم جان اونه صدای تک تکی دروزه می آیه ببین که کی است صحیص پدر جان باش برم ببینم کی است بینفشه دختره این تو کارخانهگی خودکه نی؟ آه مادر جان فقط کمی منده اونم پسانتر نوشته میکنم آه باش که در دروزه کی بود او بچه چرا قدر بیتربیه استی؟ چرا دروزه باید تک تک زدی؟ پدر مادرد در خانه برد عدب یاد نداده؟ مریم مریم بسته که دروزه رو بیا ببین دخترت رای ایبرهیم چرا چی شده چی میگن؟ او بچه دروزه را تک تک کده برش میگه که پدر و مادرد در خانه برد عدب یاد نداده مادرجان بچه کاکارزا اون روزه دروزه را تک تک زد باز رفت آلیم شاید امو بوده باشه مادرجان چرا نموندی؟ چند گب برش میزدم دخترم ای بسیار مهم است که امرای دیگه تفلا چی خیلی رفتار بکنه؟ خب مادرجان چی میگفتم برش؟ دروزه را تک تک میکند باز میگره دخترم ازش خواهیش میکنی که دیگه دروزه را تک تک نکنند وقتی توی خیلی خیلی گبات برش بگویید لوگ بلد میشم و باز میاید تک تک میزنند درست است مادرجان دیگه بخوبی برش میگم آهان مادرجان در کتاب مقدسم گفته اا آهان مادرجان در کتاب مقدسم گفته مغلوب بدی نشوید بلکه بدی را با خوبی مغلوب صازید آمین آمین ببید در کتاب مقدسم گفته بدی از سر شما زور نشه تشکر مادرجان اطفال زیبا و قند نبات شما با دفعه مادرجان و پدرجانیتون خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با هوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین هالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم هلا اطفالکای قند و مهربان چطور هستین سلام سلام کدکای قند چطور هستین خدا کنه که گل لگیتان خوب باشین مریم جان چی نظر داری که امروز بر دوستا یک ترانه بخونم برفش جان بسیاری دوست داریم دوست داریم دوست داریم دوست داریم دوست داریم دوست داریم برفش جان بسیار خوب می شه بخاطر کی دیر شده برای اطفالکای قند ترانه نخوندی خب صحیع هست اطفالای قند خواهی کنش کنین که براتون یک ترانه خوبش می خوانم دیشن به قاب من اومد یک مرد آسمانی بادآسمال صفیه با لطف و مهربانی با یک سبد ستاره به قاب من اومد آقا تو این که من نباشم نرنج و حصه تنها گفتم دلش گرفته در خانه مادر من بیمار و نتوانست مریم خوهر من پرنون و مهربان بود مانند ماه و آفتاب آن مرد آسمانی وقتی که نیدرقشید حالا گرفته مریم از او این شفاره من دیدم بخوابم خداوند ما ایزاره اوووو چقدر مقبول خوندی با نفش جان لطفا این ترانه رو به من یاد بده که برای خداوند ما ایزاره نسیه هست سریست خوهر باش برنامه کودکای مقبول خلاس شوه هتمن بردیاد میتونم تشکر خوهر من حیران هستم که اینقدر ترانه های خوب رو از کجا یاد میگیری خوهر کتاب ترانه زیاد هست تو هم وقتی مکتب رفتی من مطمئن هستم که باز کتابهای ترانه رو خوندی زیاد زیاد یاد میگیری من زیاد خوش دارم مکتب برام درست بخانم و کتاب ترانه رو خودم بخانم و ترانه ها رو یاد بگیرم مریم جان ایچ تشمیش نکن هتمن هتمن یاد میگیری به امید خدا خوب من نفشت امروز در باید چی گفت بزنیم برای اطفالهای قن دیروز تو من رو هدف قرار داده بودی امروز من تو رو هدف قرار میتون که در کوچه جنجال کده بودی به که امروز در برای رفتار کدکان که تیک دیگیشون گفت بزنیم بسیار خوب است خود پدر جان و مادر جان لطفا شما بیوین میخوایم شما رو همراه ما در برنامه داشته باشیم مطمئن استم که اطفالهای قن شما رو بسیار دوست دارن اینه ما هم آمدم دختر گلم خوب اطفالهای قن سلام وقت تان بخير راستی مریم جان میگه که ما رو هم دوست دارین این راست است یا نی؟ ما رو خوش دارن که در برنامه همراه شما باشیم یا نی؟ سلام اطفالهای قن و ناز ابراهیم جان اطفالهای قن بسیار مهربان استن ما میگم اما قسم که ما اطفالهای ناز رو خوش داریم اونا هم ما رو خوش می داشته باشن دقیقا مادر جان که شده هندوی عزیز ما بسیار بسیار مهربان و خوب استن بله بله مریم جان این خوب معلوم دارست خوب مادر جان و پدر جان امروز ما میخواستیم که درباره رفتار کدکان کد یک دیگه شان گپ بزنیم بله پدر جان ممکن دوستای عزیز ما یکان وقت رفتارای بده رو بکنن که خودشان نفهمن پس حالی ما براشان میگیم که چی قسم رفتار داشته باشن کد دوستا و یا رفیقای خود بسیار خوب دختره بسیار خوب است که دیگه بارا گپ بزنیم مثلا امو قسم که مریم جان او روز با او بشه برخورد کد که خوب نبود بیخی برای پدر و مادر شان توحیم کد بجای ازی که یک گپ خوب میگفت برش مگرم برش گفت پدر و مادرت عدب یاد نداده برد بله پدر جان مریم جان خودشان متوجه نشده بود که این گپ خوب نبوده دقیقا ولی خوب شد که متوجه شد آهان پدر جان آل ما متوجه شدم دقیقا شما هم زیاد فکرتانو بگیرین که برای دیگرها گپ بد نگوین بله اطفالهای قند شما باید امرای دیگرها بسیار مهربان و خوب باشین دقیقا مادر جان ما اگه امرای کلکی به خوبی رفتار کنیم باز اونا هم امرای ما خوب رفتار میکنن دقیقا مریم جان اگه ما امرای دیگرها خوبی کنیم دیگرها هم امرای ما خوبی میکنن آهان کدکان مهربان دیگرها را دعو نسنیم بخاطر که دشنا میاد و بسیار بدست راست میگی مریم جان اگه یکان وقت کدکا برای یک دیگه اشان دشنا میده بیخی به پدر و مادر او بهحترامی میکنه آهان مادر جان مثلی که اون روز دیگه من برای او بچه گفتم که پدر مادرت برای ادب یاد نداده یعنی من به پدر و مادر اش بهحترامی کدم مگرم آلی فهمیدم بسیار پشیمان هستم آلی دقیقا مریم جان اگه ما به پدر و مادر کسی بهحترامی کنیم یعنی که به پدر جان و مادر جان خودمو هم بهحترامی کدیم پنفشا جان یک گره دیگه دیگه چی؟ پنفشا جان ای که اطفال های گوله جنگ خب هیچ نکنن بخاطر که جنگ کردن بسیار بدست راست میگی مریم جان جنگ خب بیخی بدست جنگ کردن آدم را کرد یعنی دیگهش دشمن جور میکنه دقیقا پنفشا جان پس کدکان قند اوش کرده باشین که که دیگران جنگ نکنین مریم جان در کتاب مقدس بسیار یک گره خوبی گفته در باره رفتار چی گفته پنفشا؟ لطفا بگو که ما و کدکان قند هم بفهمیم خب اینو میگم در کتاب مقدس در انصال سلیمان نبی فصل پانزه آیه یک گفته جواب نرم خشم را فروم مینشاند اما جواب سخت خشم را بر میانگیزاند آمین آمین گفتی اگه کسی خشمگین بود برش جواب نرم بتیم بله مریم جان بخاطره که جواب نرم خشم را کم میکنه اما کسی که خشمگین باشه ما برش سخت جواب بتیم خشم او زیادتر میشه دقیقا خوار مادر جان شما یک وقت کم مثال میگفتید میشه بازم بگیین که اطفالای قند هم او مثال را بیشنوند سرس دخترم میگم مگم اطفالای عزیز نخود معنایشا بفهمه مادر جان ما معنایشا میگم بر دستایمشان خوب سرس ده این باره یک مثال هست میگه که گردن نرم را شمشیر نمیبره اطفالکای قند یک بار ما و مریم جان همراه یک دیگه ما جنجال کده بودیم باز مادر جانم برم گفت دخترم خیلیت اگر که یکی بدی کرد تو بدی نکو گردن نرم را شمشیر نمیبره آه بنافشه که باز تو برای من قصه کدی بله خوان یعنی این که اگر ما یک اشتباه هم کدیم مذرت بخوییم اگر مذرت بخوییم طرف مقابل ما دلش نرم میشه و ما را میبخشه چقدر خوب یادت منده بله مادر جان بسیار جالب بود برم این هیچ وقت یادم نمیره پس دوست قلب خیلی اگر یکی برای شما بدی کرد شما بدی نکنین وقت خوبی شما را دید اونا هم خوب میشن کدکهای قلب امروز بسیار خوشحال استم که در باری رفتار گب زدیم و فهمیدیم که کسی را دعو نزنیم تیلانتیم یا که جنگ نکنیم دقیقا دیگه این که کسی را توهین نکنین تحقیق نکنین و رشخندم نکنین بله دوستای عزیزم اگر این کارا را نکنین بسیار بسیار آدم های خوبی میشه دیگه این که هم دوست زیاد می داشته باشه هم کلکی ما را دوست می داشته باشه بله دقیقا مریم جان خب دوستای گل زیبا این بود برنامه ای امروز ما که در باری رفتار مناسبه کدکان کد یک دیگه که برای شما گفتیم ما نباید رفتارای بدی داشته باشیم همراه دوستای ما اونا را که دشنام نتیم نزنیم و رشخند نکنیم یا دیگه هیچ گفت های بده برشان نگوییم بله دوستای گلم حتی اگر کسی برای ما بدی کرد در مقابل ما همراه شان خوبی کنیم در کتاب مقدس هم دیدیم گفته بود که اگر کسی خشمگین بود همراه آنها به نرمی رفتار کنیم از خاطری که اگر به نرمی رفتار کنیم خشم را کم می کنن اما اگر به تندی رفتار کنیم خشم را زیادتر می کنن بله کدکهای مقبول دیروز هم برای شما گفتیم اگر یک گفت بد را یاد بگیرین او برای شما استاستا عادت می شه ای رفتارای بده هم امو قسم هست اگر چند دفعه رفتار خوب نداشته باشین باز امو رفتار بد برای تان عادت می شه پس چقدر خوب است که عادت بد را ترک کنیم و رفتارای خوب داشته باشیم و دوستا و عزیزای خود را دوست داشته باشیم و دوستای زیاد پیدا کنیم دقیقاً بچگاکا و دخترکای گل امرای کلگی دوستانه رفتار کنیم با محبت رفتار کنیم تا که کلگی امرای ما دوست باشه خیلی چیزا آموختم شما چطور؟ من مطمئن استم که شما بسیار چیز خوب یاد گرفته بله اطفال بسیار نازنین و دوست داشتنین حالا می خواهم از شما پرسوم کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختیم و چی برای شما جالب بوده من و مریم جان خیلی چیزا آموختیم و از شما می خواهم چیزهای را که آموختیم با دوستان شیرین تان هم شریک بسازین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم ببین مادر جان کتاب داستان میخوانه فکر می کنم میخواهی بر ما بخوانه باش پرسان کنم مادر جان برای ما داستان میخوانی؟ آه دخترم امروز بسیار یک داستان خوبش پیدا کردیم براتم خب مادر لطفا در ما بخوان میخوانم دخترم مگرم اول بگوین که دیروز کدام داستانه برای تان خوانده بودم؟ مادر جان دیروز در باره بچگک گب ناشنم خوانده بوده که همراه کلک بسیار بدرفتاری میکرد آفرین خیلی امروز در باره هیوانات باغوش میخوانم چقدر خوب مادر جان من بسیار هیوانات خوش دارم صحیص دخترم آلی گوش که این قصه را بخوانم یکی بود یکی نه بود در یک باغوش هیوانات زیادی بود یک روز سر چاشت بود و در باغوش هیوانات در حال استرهاد کدن بودن و آرام کت یک دیگه شان قیسم میکدن فیل گفت این قفص خالی برای کیست؟ گوازن گفت اطمن برای کدام هیوانی خیلی کلان است بخاطر که قفصش از قفص ما کلانتر است خیرس گفت هر کسی که باشه ایره یادتون باشه شیر غوری شکد و گفت چقدر گب میزنین آرام باشین بانین یک ساعت خو کنم از صبح تاالی تماشاچی ها آمدن خیلی منده شدم مادر شیر راست کفته بخاطر که هر کس در باغوش میره و شیر زیاد میبینه آهان دخترم امی قسم است بعد از اون نوگهان دروزه باغوش باز شد و آدم ها با یک هیوانی جدید آمدن اونا یک ضرافه با خودشان آوردبودن ضرافه داخل قفص خالی شد و با طرف خیرس و شیر و گوزن و فیل سعیل کد فیل از دیدن ضرافه حوش خوال شد بخاطر که زراثه هیوان بلازاری بود خیرس از دیدن ضرافه خوش할 شد بخاطر که مفهومین که ذور خودش از ضرافه زیاد ترست شیر از دیدن ضرافه خوالتر شد بخاطر که مفهومین و با گردنی درازش توجه تماشاتی ها را زیادتر بخودش جلب میکنه و او زیادتر میتونه استرهاد بکنه اما گوزن از ضرافه خوشش نامد او با خودش فکر کرد ضرافه ممکن است با دیگرها اوقدر دوست شد که دیگر کسی به او توجه نکنه ماده جان ماده جان من ضرافه را بسیار خوش دارم آه دخترم ضرافه یک هیوانی بسیار مقبول است بعد از او گوزن بسیار بد رفتاری کرد دانان خوردن نمیموند همیشه سرش ریشخندی میکد میگفت گردن تو بسیار دراز است پیشی پای خود را هیچ دیدن نمیتونی ماده جان ای خب راست است آه دخترم اما گایی وقتا مجبور میشد با ضرافه گب بزنن گایی وقتا از نان ضرافه میخورد و گایی وقتا هم در قفص ضرافه میرفت و با او بازی میکد ماده جان گوزن کدام حیوان است؟ ماده من میگم برش مریم یک حیوان است که شاخهای بسیار کلان داره شاخشان هم شاخهای درخت وری استر آه آه یادم آمد او طرفی دیگه که باغوست رفته بودم دیدم آه دخترم بعد از او گوزن بعد از دو هفته فهمید که ضرافه بسیار حیوانی خوبی است ار کاری که میکد ضرافه در مقابلش خوبی میکد آخرا با ضرافت دوست شد او بعدها متوجه شد که بد رفتاری بسیار بد است اگر بد رفتاری کنه هیچ کس به او دوست نمیشه اگر رفتاری خوب داشته باشه کلگی امرای او دوست میشه امی بود که از او و بعد امرای کلگی بسیار رفتاری خوب و مناسب میکد چقدر خوب ماده جان که آخرا متوجه شد آه دخترم خب آن شما از این قصه چی نتیجه گرفتین؟ ماده جان من این نتیجه رو گرفتم که بد رفتاری نکنیم بخاطره که هیچ کس به ما دوست نمیشه آفرین دخترم بین افشا جان تو چی نتیجه گرفتی؟ ماده جان من هم این نتیجه رو گرفتم که امرای کسی بد رفتاری نکنه ممکن او در آینده دوست ما شوه دقیقا دخترم ای هم گره خوب است موسیقی اطفال نزنین این دستان چقدر زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد چیزهای جدید رو آموختم و خدا کنه که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله اطفال نزنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوش میکنیم موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی او مریم جان موسیقی پیشا پیش قوم حرکت می کند و خداوند به او راه را نشان می داد اونا به طرف سرزمین بنامه سرزمین موعود حرکت کدند پدر جان سرزمین موعود کجا بوده؟ دخترکم سرزمین موعود یعنی سرزمین وعده شده سرزمین که بره موسیقی و قوم اسرائیل خداوند وعده کده بود را دراز بود و مردم بسیار مانده شده بودن اما امید و آینده روشن اونا را به پیش می بورد در همین زمان در مصر فرقان از تصمیمش به شایمان شد و با خشم گفت چرا باید بن اسرائیل را ازاد کنم؟ پس به سربازهایش امر کده که با اسب و عرابه هایشان از پشت آنها برن و اونا را پس بیارن ای پدر باست بد شد فرقان دوباره اونا را گرفتار کرد نی دخترکم مریم جان فرقان امرای افرادش از پشتشان روانه شدن که اونا را دوباره گرفتار کنن اما نتونستن قوم بن اسرائیل به نزدیکی دریای کلان رسیدن وقت پشت سرشان را سعی کدن سپای فرقان را دیدن که با سرعت بسیار زیاد به طرفشان می آمدن ترس و بحشت در دلهایشان افتاد و اونا به موسا گفتن آله چیکار کنیم پیش روی ما هم دریاست و پشت سر ما هم سپای فرقان ما اینجا گرفتادیم چقدر بد شد پدر جان دیگه چیکار کدن موسا با آرامش برشان گفت ورختا نباشین خداون با ما هست او ما را نجات خواد داد بعد از اون موسا اصاعش را بلند کد و به فرمان خداون دریا را به دو قسمت شکاف آب ها از بین جدا شدن و راه خشک در وسط دریا دیده شد آه پدر جان چقدر خوب شد که بلاخره خداون برشان یک راه پیدا کرد آه دخترکم مردم که بسیار تحجب کده بودن برای خشک سهل کدن بعد از اون موسا برشان گفت که حرکت کنن و از این خشکه با اون طرف دریا تیر شدن اونا با آرامش از میان دیوارای آب تیر شدن و کلگی با اطمنان قدم با قدم پیش می رفتن وقت او طرف دریا رسیدن بسیار خوشحال شدن و قلبایشان شاد شد وقت موسا دید که کل بن اسرائیل از دریا تیر شدن اصای خود بازم به دریا بلند کرد و آبا با اراده خداون دوباره مثل اولش شد پدر جان خداون چقدر مهربان است چقدر خوب با آن ها کمک کرد دقیقا دخترکم وقت مردم بن اسرائیل سحنه را دیدن فهمیدن که خداون اونا را از شر فرقان و سپایش نجات دادن همه با هم جشن گرفتن و سرود شکلگذاری خاندن موسا امرای قومش خدا را سپاس گفته که اونا را از ظلم فرقان آزاد کرده بودن او و ایم شروع سفر درود راز بود که اونا را به سرزمین وعده شده می بردن جایی که در اونجا با آزادی و خوشبختی زندگی کردن میتونستن او پدر جان چقدر خوب شد بیخی خیال من راحت کرد مگرم آله بگوین که نتیجی از این داستان چیست پدر جان من از این داستان این را یاد گرفتم که با ایمان و اعتماد به خدا حتی داده سخت در این شرایط ما میتوانیم نجات پیدا کنیم و مشکلات را پشت سر بگذاریم خداون همیشه همراه کسایی که با ایمان داشته باشه هست آفرین بسیار خوب بله اطفال نازنین این داستان کتاب مقدس خیلی آموزنده بود و من خیلی چیزها را نمیدونستم که فیلن از این داستان زیبا و شیرین آموختم بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آله رسیدیم در آخر این برنامه اطفال شیرین و نازنین آله شما را به خداونم خدا حافظ همگی شما