خدمت در ملکوت خدا: درک مردم

  ۱ ساعت

  ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۴

ما به عنوان یک رهبر خدمتگزار باید مردم را درک کنیم. افرادی که در اطراف ما هستند نیازهای مختلفی مانند نیازهای مادی، عاطفی و روحی. درک مردم به این معنی است که ما به یک سان برای هر فرد به عنوان اشرف مخلوقات ارزش قائل هستیم. درک افراد همچنین به این معنی است که چگونه افراد متفاوت را می‌پذیریم. هر فردی گذشته، مشکلات یا شخصیت متفاوتی دارد. وظیفه ما قضاوت در مورد دیگران نیست، بلکه مانند عیسای مسیح توجه و دلسوزی است. عیسای مسیح به دیگران ارزش قایل بود و نسبت به آنها دلسوزی داشت.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی بوجود بیاورید. خالق آسمان و زمین به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، سعتمند و سرحال باشین. از این که با ما در هفته گذاشته تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار استیم، ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم. و از طریق فیسبوک یا ویتساب یا تیلفون پیام گذاشتین، بسیار خوش استیم که شما تماس میگیرین با ما. و کارکنائی ما بزودی میخواین با شما دوباره تماس بگیرین و ما در تماس باشیم. همچنان شما اگر خواهیش دعا داشته باشین، ما به نام ایسای مسید دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنم. آقای داکتر آرلی هم با ما استند، خوش آمدین آقای آرلی. تشکر آقای شاهب، به همه بینندگان ما سلام عرض میکنم. امیدوارم که هرکجایی که استین در آرامش خداوند به سر میبارین. تشکر شاهب جان. تشکر. ما سر از این عفته در بخش اول برنامه های راز زندگی ده پانزه دقیقه میخوایم پیش از اینکه درس اصلی ما شروع شوه در مورد خصوصیات خداوند صحبت کنیم. خصوصیات خداوند که خداوند ما چی خصوصیات را دارد. و امروز موضوع اول یا خصوصیت اولی که خداوند ما خالق آسمان و زمین دارد او ای است که او خدای یکتا و بمانند است. خدای یکتا و بمانند است. هیچ کسی خدا را ندیده. شناخت خدا هم ساده است و هم مشکل است. اگر انسان بخوای خدا را به شیوه یا طریقه خود بشناسه این کار امکان نداره بسیار مشکل است. اما ما میتونیم خدا را آنچنان که در کلام خود به ما گفته است بشناسیم. خدا را میتونیم بشناسیم. اگر فکر کنیم مثلا یک والده اینا یا پدر مادره اگر تفلی که تولد میشه هر قدر کوشش کنه پدر مادر خود را شناختن نمیتونه. ولی پدر مادر چی میکنه؟ با محبت، با صحبت، با نوازش، باید خود را به این چی میکنه؟ میشناسانه. خود با این میشناسانه، با صحبت میشناسانه. یعنی خداوند هم امین طور است. منحیص پدر آسمانی ما اون خود را از طریق محبت، از طریق کلام خود، از طریق از این که به ما توجه داره، از طریق از این که به ما مهربان است، رحیم است، از طریق از این به ما خود را میشناسانه. و یکتابودن خداوند بسیار نقطه مهم و اساسی در ایمان مسیحی است. در پایهاش فصل اول آیه اول میخانه میگه در ابتدا خدا آسمان ها و زمین را آفرید. یعنی چی؟ در اینجا از خدا همه چیز از خداش رو میشه. در این دعای موضوع مهم را به ما میاموزانه. اول این که خدا یکی است و دوام این که خدا خالق است نه مخلوق. میگه در ابتدا خدا آسمان ها و زمین را آفرید. خدا خالق است. یعنی خدا از ازل وجود داشته است و کسی زمان از او را نمیدانه. چون در کلام خدا به ما این گفته نشده. فقط امکان گفته شده که او از ازل یعنی هر قدر که ما فکر کنیم، تصور کنیم او وجود داشته است. همچنان در اینجا میخوام آیه را از آیه 45 بخونم و آقای آلیه شما اگر در این مورد کمی صحبت کنین. آیه 45 آیه 18 میگه. خدایی که آسمان ها و زمین را به وجود آورد و استوار کرد دنیا را به جهت نیافرید. بلکه آن را برای سکونت مخلوقات خود ساخت. او میفرماید من خداوند هستم و بغیر از من خدای دیگر نیست. خوب، تشکر. واقعا امتحان که شما گفتید شناخت خدا از یک طرف بسیار مشکل و سخت است. ولی شاید از طرف دیگر گفتم میتونیم آسان است. یادم از بسیار سال پیش شاید جان من در پاکستان محصل دانشگاه پاکستانی بودم. اونجا همصنفهای ما پاکستانی ها بودن و عدویات فارسی را میخوندیم. و البته چون عدویات فرهنگ فارسی را میخوندیم زیاد رجعه به خدا گپ میزدیم. و یک روز رجعه به امی که خدا کی است. امی سوال که شما الان مطرح کردین چیز اونجا مطرح شده بود. و ما یک چیزی گفتم در مورد شناختن خدا و کلمه شناختن ها ما استفاده کردیم. و همصنف ما نامش ایساق بود. درست یادم است شاید جان گفت. آرلی تو این کلمه شناختن ها استفاده کردن نمیتونید. چون خدا قابل شناخت نیست. هیچ فرموش نکردیم از دید و نذر اموش اقس ما شما خدا را شناختن نمیتونید. ولی ما خدا را بتانیم بشناسیم. چی را؟ امتحان که شما گفتید خدا خود را به ما شناسانیده است. و از طریق اول از امو مخلوقات که الای خاندیم در آشه باب 45. این مخلوقات، این طبیعت برای انسان ساخته شده است و میبینیم که خدا چقدر مهربان است که این زمین را برای بندگان خود لطف کرده است. داده است. این برای ماست. برای نفع ماست. خداوند این را برای ما داده است. پس ما خالق اول از مخلوقاتش را شناخته بتانیم. بفرماییم. بابکشید. یعنی خدا خالق همه چیز و بیمانند است. یک چیزی که مهم است یه است که هیچ وقت مخلوق ببینند چقدر در طول تاریخ چند هزار ساله ای دنیا چقدر انسان ها خواستند خدا شدند. چی از فرعون بگوییم یا امپراتور های روم بگوییم یا پادشاهاست و امروز هم بسیاری انسان ها اتا امروز در قرنبستیت هم میخواین خدایی کنند. میخواین که خدا شدند. اما هیچ وقت امکان ندارند. و هیچ خدای دگه هم بجز امی خدایی که در کتاب مقدس. دوستهای عزیز امی خدایی یکتایی که در کتاب مقدس به نام یاهوه و به نام ما پدر آسمانی میگیم ای در اینجا نوشته شده تنها این امی است که خالق همه جهان است. و ایسای مسیح هم در مورد یگانگی خداوند به ما چونین درست میده؟ مرقص فصل 12 آیه های 28 و 29 ما میخوانیم میگه یکی از علمای شریعت یعنی شریعت یهود پیش آمد و بحث آنها را شنید و دید که ایسا جواب خوبی به آنها داده است. پس از ایسا پرسید مهمترین حکم خدا کدام است؟ در اینجا ایسای مسیح پیش از اینکه حکم خدا را بگوید در اینجا در مورد یگانگی خدا صدا میکند. ایسای مسیح چی میگه؟ میگه ایسا به اون جواب داد اولین حکم چونین است بشنو ای اسرایل خداوند خدای ما یکتا و یگانه است. بعد از اون دوام میده که حکم چیست؟ یعنی خدایتان را با تمام قلبتان با تمام جانتان با تمام روحتان بپرستین. ولی مهم داری است که اتا پیش از اینکه حکم خدا را بگوید ایسای مسیح به ما میگه خدای ما خدای یکتا یگانه است. و ایسای مسیح چی کرد؟ ایسای مسیح اینمی خدای یکتا و یگانه را قلب اینمی خدا را فیض اینمی خدا را راستی اینمی خدا را آورد برما در این دنیا نشان داد. آورد برما نشان داد. و این واقعا وقتی که ما با خدای یگانه ما میگیم خدای یگانه و یکتا خالق آسمان و زمین است. و ایسای مسیح که او از آسمان آمده میگه هیچ کسی در آغاز گفتیم هیچ کسی خدا را ندیده. همچنان کلام خدا میگه هیچ کسی خدا را ندیده بجز از کسی که از جانب خدا آمده. و ایسای مسیح از بالا آمد از آسمان آمد تا امی خدای پر از محبته پر از فیضه با ما بشناسانه. بفرماییم. بله. امو یوهانه باب یک آیه عشده ای بسیار بسیار جالب است. کسی هرگز خدا را ندیده است. همینطور که گفتین. میشه گفت بیشتر آدیان جهانی را قبول دارن. هیچ کس خدا را ندیده است. ولی اگه اینجا بس کنیم پس یک نویسنده میگه میتونیم بحث مذهبه بس کنیم. یعنی استاپ کنیم. چون اگر خدا را ندیده ایم و دیده نمیتونیم پس رجعه به خدا چی گفتم میتونیم. نه وصفی دارد. نه صحبتی دارد.
اما اینجا میخانیم اما آن پسر یکان او که در ذات خدا بوده او خدا را به ما شناسانیده است. این شناخت خدا از شناسانیدن خدا شروع میشه. ایسای مسیح آمد و خدا یک تار را برای ما معرفی میکنه، مقشوف میکنه و میخوایم خدا را بشنسیم، ما میریم سراغ ایسای مسیح. واقعا دوست های عزیز خب، افغان ها مختلف سوال های دارند. بخصوص در مورد از یکی یکتا بودن خداوند بر مسیحی ها سوال های مختلف دارند. ولی چیزی که ما بر شما مطابق کلام خدا میگیم، ای است که ما مسیحی ها به خدا یکتا و یکانه ایمان داریم. و که او خالق جهان است و مانند از او دیگر خدای نیست. ولی یک چیز را هم دوست ها اشتباه نگیریم که خدایی را که ما از او صحبت میکنیم امی خدایی که ما میگم زنده است، خدای قادر مطلق، پدر آسمانی، ای یا خدایی است که در عهد عتیق، در کتاب مقدس از ای نوشته شده امی خدایی است که ده فرمان داده، امی خدایی است که پیامبرا را روان کرده و بلاخره این امی خدایی است که از طریق عیسای مسیح به ما خدا شناسانید. وقتی عیسای مسیح را ما میگیم در کولیسیان ما میخانیم نامی کولیسیان میگم عیسای مسیح مظهر خدای ندیده است. مظهر خدای ندیده است. یعنی در اقیم مظهر به این مانند که امو خدایی را که هیچ کس ندیده بود در وجود عیسای مسیح خود را ظاهر ساخت. در زندگی عیسای مسیح خود را ظاهر ساخت. و در اینجا، خب شاید دوستای ما اکثرا در تسلیس صحبت کنند تسلیس واقعا اصطلاح ساده نیست. اول ایک اصطلاح مسیحی است. یعنی وقتی ما میگیم اصطلاح مسیحی یعنی به این مانند که کسای میتونند تسلیس را درک کنند که مسیح را منحیص نجات دهنده خود خداوند خود قبول کنند. یا قبول داشته باشند. به اون ایمان داشته باشند. اگر کسی به ایسای مسیح ایمان نداشته باشه این امکان نپذیر است که بتانه اون تسلیس را بفهمه. شما چیز اضافه میکنید؟ خب واقعا این یک بحث طولانی است شاید جان. من موضوع افتاب را همیشه استفاده میکنم برای خودم. این را خلاصا میگیم. شاعر معروف فارسی زبان میگه افتاب آمد دلیل افتاب. ما شما به افتاب درست نگاه کردن نمیتونیم. ولی افتاب را میبینیم. اینجا میگن برو در افتاب بیشینیم. این افتاب در اینجا است؟ نه افتاب در آسمان است. ولی چطور یک طفل در امو افتاب میشینه؟ ولی اونجا تابش افتاب است. پس خود تابش افتاب از ذات افتاب آمد و افتاب را برای ما شناسانیده است یا آورده است. پس ما از طریق تابش افتاب و گرمش افتاب آفتاب را در کدم میتونیم و برسیم. این برای ما یک نمونه است که ما را کمک میکنه که در تصلیص وحدانیت خدا را میبینیم. یعنی خدا یکی است. وقتی که ایسای مسیح به این دنیا آمد از خدا یکتا چیز کم نشد، چیز زیاد نشد. خدا یکی است. و همچنان خدا خدای قادر مطلق است. وقتی ما میگیم خدا قادر مطلق است یعنی او کارهایی را انجام داده میتونه یا انجام میته که فراتر از تصورات انسانی ما است. فراتر از تصورات انسانی ما است. ما به شکل انسانی فکر میکنیم همه چیز را. ولی خداوند به این شکل فکر نمیکنه. افکار خدا، کارهای خدا به مراتب فراتر از افکار و کارهای انسان ها است. به این خاطر از که ما همیشه میگیم ما به خدای یک تا و یک آنه که هیچ معنند نداره به اون ایمان داریم و بجز از او بجز یا خالق دیگه در دنیا وجود نداره. دیگه همه چیزها خداهای ساختگی یا دست انسان ها است. خداهای زیاد خودرت، خداها بطها، خداهای سرمایه و این نمیتانه جای خدای زنده، خدای اصلی و خدای خالق آسمان و زمین را بگیره. خب دستای عزیز ما میریم که بیاییم یک سرود را ببینم بشنیم و با آقای ارلی دوباره در برنامه خود دوام میدیم. چون بینگرم برسنی برد، بینم اون فیزه حجی برد. بر زخوا و رنجهای تو، بر پیروزی مهی برد. بر فیزه تو که جاری شد، از خون و جسم تو ایسا شفا دادی از زخوایت این روح سرگدانم را. سلیب تو، تخت تو شد، تا بران بنشینی بادشا تا عاشقار سازیش غت را بر روی کوه جل جتا پادشان جان میگیرند تا سلطان عالم شبند شاه ما جان خود بداد تا سلطان عالم شبند عاشقانه بزرگم چون دانم شاه من توی عشقم توی، فخرم توی، محبوب و سلطانم توی بر ترس حق قدرت توی، آبم توی، آخر توی نور تاریکی های من، ایسای من توی سلیب تو، تخت تو شد، تا بران بنشینی بادشا تا عاشقار سازیش غت را بر روی کوه جل جتا پادشان جان میگیرند تا سلطان عالم شبند شاه ما جان خود بداد تا سلطان عالم شبند سلیب تو، تخت تو شد، تا بران بنشینی بادشا تا عاشقار سازیش غت را بر روی کوه جل جتا پادشان جان میگیرند تا سلطان عالم شبند شاه ما جان خود بداد تا سلطان عالم شبند سلطان عالم شبند دوست های عزیز ما به درس های خود در مورد خدمت در ملکوت خدا با آقای دکتر آرلی دوام میدیم و موضوع امروز ما است درک مردم بفرمایید آقای آرلی تشکر آقای شاید من میخوایم این درس امروز با یک سوال شروع کنم نمیدونم شما این سوال شنیده باشین از خودم این را در جای مختلف میپرسم در سمنارا شرین ترین لغت روی زمین چی خواهد باشه به نظر
شما چی فکر میکنید؟ زیباترین، پردلترین لغت روی زمین کدامش خواهد باشه؟ شما چی جواب میدادید آقای شاید؟ خب وقتی که از... شاید محبت یا... محبت، بله، وقتی کدام... من فکر میکنم شاید شیرینترین لغت در دنیای زندگی محبت باشه. بله، ما که از اعضای سمینات پرسان میکنن، خب اکثرشان میگن محبت یا میگن سل، آزادی، آلی اینجا از تیم ستوریا پرسان کردم یکی گفت بخشیدن یا خدوند، مادر، چنین چیزها رو میگن و این رو ما جمع میکنیم. ولی پیش از پیش از این که سوال کنم، من یک نام دو نفر را پیش خود یاداش کرده ایم و پس در لابلای این صحبتها میگم آقای شریف استی اینجا؟ و شریف بلند میشه. پس میگم مریم خانم استی؟ و مریم بلند میشه. و باید پرسان میکنم چی شد که وقتی که شریف کفتم یک صدا است شریف، اما آقای شریف بلند میشه. مریم میگم صدا میکنه و مریم خانم دست خود را بلند میکنه. چی شد؟ خب، میگیم خیلی اسمشان است ولی اسم فقط یک لغت است. شین، ری، یا، فی این چیز زوری داره که این نفر بلند شوه. مین، ری، یا، مین و اینجا ما به این نتیجه میرسیم که اسم یا نام هر شخص برای خودش شرین ترین لغت است. چون وقتی که ما شریف را میگیم یا آقای شاعب را میگیم امو شخص توجه میکنه او کسی نام ما را گرفت و این فقط یک صدا نیست. فقط شین، ری، یا، فی نیست یا میم، ری، یا میم نیست. در امو نام حیثیت و هوفیت و شخصیت امو شخص نهفته است. پس امو کس برای نام خود بسیار برای از اون عرضش خیلی است. چون در نام همین چیزها نهفته است. پس ما میگیم یک خادم سالم خادم مسیحی خود نفکرد اسم های اعزای تیم خود به فامایی خود خوب است و اینها را هم صدا کند ولی باید برای عزیزان خود یا شاگردان خود هر کسای که در امو جای محیط کار استند باید برای اینها عرضش خیلی باشند. این یک خسلت بسیار مهم است. اینها را درکده احتیاجاتشان خسلتهایشان شخصیتهایشان و پس اینها را و فکرهایشان را در نظر بگیرند. ما شما در قرن دوزار و بیست و چار سالی دوزار و بیست و چار استیم خیلی زیاد صحبت سیاست است. زیاد مردم رجعه به سیاست گرم میزنیم و واقعا سیاست همیشه مثلی که در یک حالت بحران قرار دارد. سیاست امریکا به چی بحران قرار دارد در این روزها؟ و خیلی از ما شما شاید بدبین میشیم نسبت به سیاست و بسیار مردم میگن که سیاست دروغ است. چرا میگن که دروغ است؟ البته این هم زیاده روی است. ولی میگن که سیاست مدارا فقط برای خودشان عرضش خیلی استند و در فکر مردم نیستند. اینطورا این شاید زیاده روی باشه و میگن سیاست مدارا به جای این که در خدمت مردم باشند فکر میکنند که مردم باید در خدمت اینها باشند. و به جای این که خود را فدای مردم کنند انتظار دارند و مردم مجبور میشند که برای سیاست مدارا قربانی شوند. خب این همیشه نیست ولی از این خاطر خیلی مردم سیاست بد میبرند. البته این چیزها را هم در احتیاطی میبینیم در زمانی که پیغمبران برای مردم اسرائیل درس میدادن و خیلی آخاط رحبران قوم اسرائیل مورد خطاب قرار میدادن و اینجا در هزیکیال، پیغمبر هزیکیال و خدا از زبان هزیکیال اینطور میگه وی بر شما ای چوپانان اسرائیل رحبران را به چوپانان تشبیه میکنه چوپانان خب باید غم گوصفندان هم میخونه البته ما شاید خوش نداریم که ما به گوصفند تشبیه شویم ولی گوصفند یک حیوان عاجز هست، حیوانه از که گمراه میشه حیوانه از که خود را درست و خوب نجات داده نمیتونه حیوانه از که واقعا به یک رحبر کار داره و میگه رحبران مثل چوپانان هستند و اینجا میگه ای چوپانان اسرائیل، ای رحبران اسرائیل وظیفه شما این است که گله را، یعنی مردم را بچرانید اما شما در فکر سیر کردن شکم خود استید به جای این که در فکر، در غم مردم باشد شما در فکر خود استید حالا میرسیم به خود ایسای مسیح ایسای مسیح خود را چی میداند؟ میداند من چوپان نیکو هستم چی را خود را چوپان نیکو میداند؟ چون ما در خود احتیاطیک میخانیم وقتی که اول خدا این رحبران ناسالم اسرائیل سازنش میکند خداوند متعال میفرماید خودم به سراغ گوصفندان میروم و مراقبت آنها را مراقبت میکنم همانطوری که یک چوپان گوصفندان پرگنده خود را جمع میکند و مراقبت آنها میباشد چوپان نیکو چی کار میکند؟ ایسای مسیح میگه من چوپان نیکو هستم و جان خود را برای دیگرها فدا میکند البته خیلی میگن که ایسای مسیح نجات هنده ماست ما شما که پیروان ایسای مسیح استیم نمیتونیم مسیح شاویم درست است ما شما نباید مسلوک شاویم نمیتونیم ناجی بشریت شاویم اما اگر از ایسای مسیح پیروی میکنیم لازم است که مسیح مانند شاویم و ما در جای دیگر میخونیم میخونیم این را از ترجمه جدید بخانیم ایسای مسیح پاهای شاگدان را میشوید و پس میگه که اگر من که سرور و استاد شما استم پاهای شما را ششتم شما هم باید پاهای یک دیگر را بشوید زیرا به شما چی دادم؟ نمونه دادم ایسای مسیح در اول که گفتیم خدا را برای ما شناسانیده است ایسای مسیح ما را نجات داده است ولی سیام ایسای مسیح برای ما شما نمونه است اولگو زندگی ما است خادم... بله بفرماییم واقعا ایسای مسیح میگه میگه من شبان نکو هستم و شما از قیال خاندین فصل سی و چار که خداوند حشدار میده به رهبرای اسرائیل مناهیس شبان یا چوبان های اسرائیل و بعضا وقت چوبان خب در افغانستان هم چون مالداری است کشور زراعتی و مالداری است ماهای ما به حساب چوبان ها را دیدیم در نقطه های مختلف افغانستان هم چون قوم یهود در وقت هم چوبان داشتند و یک باری که یک... ما با کسی که چوبانی میکرد منطقه اطراف کابول و اوی قصه کرد گفت که بعض اوقات چوبان ها وقت یکی از گوصفن ها بسیار به حساب ما شقب میگم یا بسیار چی میباشد که گوش نمیکنند یعنی در راه نمیره گوش نمیکنه میخوای که از گله دور شوه بعض اوقات چوبان ها کت اصای خود یا کت چوب میگرند پای از او را میشکنند و علت از این که پایش را میشکنند به خاطر از این است که دگه از تیز رفتن نتانه و دگه از گله جدا نشد جدا نشد، بله جدا نشد اما وقتی ایسای مسی میگه که من چوبان نیکو هستم ای کاملا مخالف امو چوبان های بد است وقتی ما از انسان ها وقتی خطا سر میزنه ایسای مسی ما را نمیخوای جذا بده یا پای ما را یا گردن ما را بشکنانه یا دست ما را بشکنانه یا وقتی گناه میکنیم بگویی خب دیگه باید زنده نمانی برخلاف وقتی ایسای مسی میگه چوبان نیکو هستم او چی میکنه؟ ما را از یک طرف میبخشه و از طرف دیگه هم قدرت میته قدرت میته، ما را کمک میکنه ما را فیض خود جاری میساز در زندگی خود که ما مانند مسیح شویم مانند از او، او الگوه ماست مانند از او شویم یعنی بخصوص پس دوباره به موضوع صحبت خود باریم که درک مردم واقعا رهبرا امروز بسیار
رهبراد اتا در دنیا که می بینیم، اینا از درک مردم دور استند، مردم را درک نمیکنند. مردم را درک نمیکنند، شاید در ایک قصر خود، در ایک جای خود، در ایک خانه خود نشسته همه چیزا همه کل کلیگی می آیند، بیسا برشون تعظیم میکند، همه چیزا ولی مردم را درک ندارند. امروز بخصوص در افغانستان، ای بسار موضوع مهم است که رهبراد افغانستان همه مردم عادی را که آنها چی حالت سرشون می آد، چی بیکاری، چی شما امروز ویدیوهایی را که می بینین از حالتی که مردم دارند که مثلا یک دختر شش ساله یا افت ساله میره کار میکند، در سرکای ساجق مفروشه یا یک چیز مفروشه، بچه هفت ساله، هفت ساله یا یک کسی که مثلا چل پینجاه سال در دولت کار کرده، افتاد پینج ساله است ولی تقاعد از بین رفت، تقاعد دیگر کسی ندارد و او هم مجبور است برای کار کنند، یعنی ای رهبرا امروز منند از درک مردم دور استند، واقعتها را دیده نمی تانند، بمون خاطر است که امروز حالت مردم خرابتر شده می رود، اینا نه تنها چوبان نیستند بلکه رهبرای بد هم هستند. بله شما خوب گفتید، یادم از وقتی که من در افغانستان زندگی میکدم، یک روز شفاخانه وزیر اکبرخان سمنار رهبری را داشتم و بعد آمدیم بیرون و سوار تکسی شدم و تکسی هم صحبت شدم و صحبت کردیم و اون کمی بدبین بود و گفت که ایچ با درد نمی خوره، ما چیز استیم، این استیم و آن استیم، جور نمی آیم ما مردم، پس ما گفتیم ما از این خاطر این سمنار داریم چون انسان اشراف مخلوقات است و باید یاد بگیره که در فکر یک دیگر باشه مردم را درک کنه و چنین چیزا. این تکسیران آرام بود و قصه خدا کرد، گفت امر من پنجا و دو سال است و ما در این پنجا و دو سال، 17 روز احساس کردم که ما واقعا انسان استم تحجب کردم پنجا و دو سال کجا، 17 روز کجا گفت ما در اردو بودم و ما زخمی شدم و ما را روان کردن به یک شفانه بیرون و 17 روز این نرسا غم ما را خوردن و در فکر ما بودن و نزدیک بود گیریه کنه که در طول پنجا و دو سال ایچ وقت احساس نکرده که ما انسان استم دیگرا برای از او عرضش قیل نبودن، او را درک نکردن امو 17 روز که در شفاخانه بود پس ما میگیم یک خادم واقعی مسیحی باید در فکر دیگرا باشه و اینها را درک بکنه پس چطور دیگرا را درک بکنه و چطور در خدمت دیگرا باشه؟ یک شعار بسیار امده است در فکر دیگرا باشن، در خدمتت استیم، یعنی چی؟ درک کردن دیگرا، در فکر دیگرا خدمتشان این معنی است که اول احتیاجات مختلف مردم را در نظر بگیریم انسان بنده است که احتیاجات مختلف داره احتیاجات فیزیکی داره با خوراک و پشاک همونطور که گفتین ولی نه فقط خوراک و پشاک، ما حیوان نیستیم ما احتیاج داریم به امنیت که در یک جایی که رام است در اونجا زندگی کنیم، اول که اونجا جنگ نباشه که خطر کشته شدن نباشه و دوم اتا در خانه ما احتیاج داریم که در یک فیضای آرام زندگی کنیم اگر همیشه کسی ما را میترساند، ما مفتود میشیم نمیتونیم رشت کنیم و این یک احتیاج امدهی هر انسان است سیام، ما احتیاج داریم که مورد توجه قرار بگیریم فکر می کنم یکی از کلانترین درت های یک انسان این است که نادیده گرفته می شه مثل امو شخص، امو تکسیوان پنجاودو سال احساس می کنه که اون نادیده گرفته شده است کسی بایش چیز توجه نمی کنه پس هر انسان احتیاج دارد که بایش محبت شود اگر کشور رومانی در نظر بگیریم رومینیا در رومینیا پیش ازی که کامیونیزم سقود کنه اونجا یتیب خانه ها را زیاد ایجاد کردن و در این یتیب خانه ها همه شده بود که زیاد با این بچه ها توجه نکنن فقط آب و غذا برایشان داده شا و اینها را پاک کنن و بایشان صحبت نکنن و این یتیب خانه ها مایوب کلان می شودن چون نادیده گرفته می شودن احتیاج دارد که کسی دیگر بایش توجه کند پس یک خادم مسیحی توجه میکند به دیگرها اینها را در نظر می گیرد نام هایشان را صدا میکند و از اینها سوال میکند بایشان توجه میکند بایشان ارزش قیل است این خسلت خادم مسیحی است چون خود عیسا مسیح چونین کاره بود دیگرها برای دیگرها ارزش قیل بود برای اینها توجه میکند پس یادم است یک داکتر در خیرخانه داکتر شفاخان خیرخانه بود خلاص این داستان را میگیم او این درس را خانده بود از یک سمنار دیگر و دیر واو ما باید با کارمنده شفاخانه بیشتر توجه کنیم پس یک صبح وقت میره سر کار و میبینه که صفاکار یک دالیز را پاک میکنه پس برایش سلام آلیک ارز میکنه و بایش یک پیلا چای میره و برای چند دقیقه برای این صفاکار میشیند چای میخورد و اول پرسی میکنه از خانوادهش از زندگیش از علادهش بیشتر از این تعریفات سلام بعد زور یا فرداش ناظر این صفاکار میره پیش رئیس داکتر و میگه میتونه این صفاکار امروز برای ما چی گفت؟ صفاکار میخواست هیه کدام دالیز دیگر است که ما بتانیم کار پاک کنیم؟ این چی شد؟ این انگیزه از کجا شد؟ که حالا میخوای زیادتر دیگر ها ازش انتظار دارند کار کنند چرا؟ برای یک پیلا چای خالی پس چون این داکتر که رئیس شفهان است با اون توجه کرد برایش عرضش خیلی بود و ایسای مسی برای دیگر ها مختاجان مایوبین مریضان گمشدگان برای شما عرضش خیلی بود که ما که پیروان ایسای مسی استیم باید این خسلت در زندگی خود پیدا کنیم البته مثال دیگر بفرمایید و ما به مسیحی ها به گروه های مختلف از مردم ما سرکار داریم یا آشنا هستیم یکداد درک مردم بسیار کار ساده هم نیست مشکل هست یکداد مردم بسیار همیشه راست میگن یا رک راست که میگن یا یکداد مردم قهر هستند یکداد مردم همیشه خوشتب هستند خوش هستند یکداد مردم مشکلات مختلف دارند ولی ما اگر الگوه ما مسیح باشه اگر اون را منحیث الگوه خود منحیث نمونه خود در زندگی خود استفاده کنیم با همه طیف ها یا با همه گروه های از این مردم ما میتانیم آنها را کمک کنیم ما میتانیم آنها را درک کنیم مهمترین چیز دیگه است که ما فکر میکنم تجربهی که ما از زندگی خود داریم یا خدمت خود ای که ما از دگرها کرده خود را بالاتر نداریم ما از دگرها کرده خود را بالاتر نداریم چرا؟ واقعا امروز مردم افغانستان مشکلات مختلف دارد حتی کسایی که به خارج هم رفتند این به این معنی نیست کسایی که به خارج آمدند در کشورهای اروپایی یا امریکا و کانادا اینا دیگه همه این مشکلاتشان رفت شده نیست اینا هم مشکلات خود را دارند ما اینا را هم باید درک کنیم اینا را هم باید درک کنیم و کمکشان کنیم کمکشان کنیم که چطور اینا خودشان کتاب مقدس را بخوانند خودشان مسیح را بشناسند خداوند همین یکتار را که در آغاز گفتیم ای را بشناسند و خودشان مسیح را منحیث الگوی خود منحیث سرور خود منحیث نجات دهنده خود قبول کنند و از او یاد بگرند همچنان دگه مسیح ها هم ما میتوانیم یکی دگر هم کمک کنیم شاید مسیح ها ما فکر می کنم زیادترین چیزهایی را در زندگی یاد می گیرند بر علاوی از ایک کتاب مقدس هست بر علاوی از ایک ایسای مسیح هست بر علاوی همچنان ما از دگه مسیح ها هم یاد می گیریم ما از یکی دگه یاد می گیریم امتوک پولس رسول می گه می گه امتوک ما از مسیح پیروی می کنم از او یاد می گیرم شما هم می گه از ما یاد بگیرین و ما ای وظیفه ما مسیحی هست هر کجایی که هستیم که نتنها از کتاب مقدس نتنها از کلام خدا نتنها از مسیح نتنها از روح خدا بلکه همچنان و یکی دیگر را تشویق کنیم یکی دیگر را کمک کنیم خب دستای عزیز بیاین باریم این سرود را با هم ببینیم بشنویم دوباره بر می گردیم
PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ
در فضای مجازی هست. بزرگ اوقات مثلا یک کس در تیلفون می باشه. در تیلفون می باشه. ما در تیلفون مصروف هستیم. سیل می کنیم تیلفون رو. ولی خانم ما یا شوهر یا اولاد ما یک چیزی میگه. اون رو شاید شنیده باشیم ولی گوش نکردیم. کاملا. و این چیزی هست که ما رو از درک کردن دیگرها درمی سازه. ما فکر می کنیم قدم اول درک کردن دیگرها این است که وقت ما با آنها برخورد می کنیم. وقت ما آنها رو می بینیم. وقت ما آنها رو با اشان صحبت می کنیم ما گوش کنیم. کاملا. گوش کردن تنها شنیدن نیست. گوش کردن یعنی این است که ما بدانیم آنها چی می خواهند. احساسات خود رو نشان بدیم. و این که آنها رو چطور بتانیم ما کمک کنیم که در زندگی خود بهتر شود. و در مسیحیت ما فکر می کنیم شکل باشه که هر نسل باید از نسل قبلی بهتر باشه. بعض اوقات این کار صورت نمی گیره ولی ما فکر می کنیم کار خداوند و خواست خداوند هم بر مسیحی ها این است که نسل بعدی مسیحی ها امروز نسل اول افغان های مسیحی رو ما می بینیم به ازارها مسیحی در دنیا است. چی در داخل یا خارج افغانستان. یعنی امید ما در این است و دعایم می کنیم که نسل بعدی افغان های مسیحی بهتر از ما باشن. بهتر از ما باشن. او ها بهتر مردم افغانستان رو درک کنند. بهتر مردم رو خدمت کنند. شاید جان تو گفتی گوش دادن. ما بعضی وقت امو کلمه گوش دادن هم به انگلیسی هم ایران می گیم. یعنی گوشی خود رو چی می کنیم. میتیم. یعنی از خود میتیم. اینجا گوشم است. الی شما می تونید صحبت کنید و ما توجه می کنید. پس در گوش دادن ما توجه می کنید. ما برایشان ارجع شقیل هستیم و پس گرهش را اهمیت میتیم و بعد کوشش می کنیم او را از زاویه امو طرف نگاه کنیم. او را از نظر و دید او ببینیم. چون ما همیشه زاویه خود می دانم می بینیم. پس گوش دادن واقعا یک حرکت بسیار امیک است و باید از محبت است. چون ما برای او ارجع شقیل هستیم. ما وقت برای او میتیم. ما ارزش برای او تکتیم می کنیم. و خداوند محبت است و ما هم از این طریق دگرارا محبت می کنیم و خدمت می کنیم. یکی از نویسنده ها گفته بود ببینید خداوند هم با ما گوش می ده. همچنان ما به خداوند گوش می دهیم. و یکی از نویسنده ها سی اس لویس او در یک جای از کتاب خود میگه میگه اگر ما به دگرار یعنی به مردم وقتی اونا صحبت می کنند اگر ما به اونا گوش ندهیم شاید چند وقت بعد ما به خدا هم گوش ندهیم. واقعا دوست های عزیز گوش دادن به دگرار یعنی گوش دادن فعال یعنی نه تنها ای که ما می شنویم بلکه همچنان می بینیم که اونا چی می گن مقابلشان سی می کنیم چشم با چشم و همچنان اونا را احساس شاند و همچنان قضاوت نمی کنیم یک چیزی که ما مشکل داریم وقتی ما می خواییم مردم را درک کنیم یا گوش بتیم به قصه هایشان به مشکلاتشان باید اینه تو می شد باید اینه تو کنی زود می خواییم اون نظری خود ارقدر درست هم باشد شاید نظریات ما خوب باشد ولی این مشکل طرف مقابل را نظری ما حل نمی کنه چیزی که می تانه طرف مقابل را کسی که در مشکل هست کسی که در زندگی رنج دیده چیزی که می تانه او را کمک کنه همدردی ما هست احساس ما هست که می تانه او را کمک کنه و چقدر ما به اون توجه داریم یک از چیزهایی که ما مسیح را همیشه الگو خود می گهیم یا سروار خود و خداوند خود یکی هم کار عملی هست بود که او به همه توجه داشت و به هر کس در اون جایی که بود با رهبر مذهبی به اون شکل خودش با یک کسی که مسئول تکس بود مسئول مالیات بود به اون شکل خودش به زن بدکاره بود به اون شکل خودش با یک کسی که کر بود به اون شکل خودش یعنی به هر کس به مسط خودش توجه داشت به اونا گوش می داد و همچنان اونا را کمک می کند و امروز هم مردم ما بخصوص ما افغان ها در چی داخل افغانستان و در خارج از افغانستان ما ضرورت داریم به امی خادمین که بتانا مردم افغانستان را درک کند شرایط شان را درک کند ولی متاسفانه این بسیار کم هست ما می بینیم بسیار کم هست بخصوص امروز محاجرین افغان در آلمان بسیار با مشکلات مواجه هستند با چند افغان که در اونجا کارهای گناه های را کردند یا جنایات را که انجام دادند هال بسیار ست ها هزار افغان در آلمان هستند و اینا مشکلاتشان بسیار زیاد هست چگونه کشور آلمانی ها دیگر آلمانی ها اینا را درک کند چگونه ما درک کند در شرایط که هستند اکتدادشان را پس دوباره افغانستان روان می کند امتحان در کشور های دیگر و این مشکل بزرگه هست بله وقتی که یک محاجر تومال محاجرین ها گفتین و باز می رسن به یک احتیاج دیگر هر شخص هر انسان احتیاج داره به یک هوییت و اگر هوییت یا تلاقیت ازش گرفته می شه او هم یک احساس محرومیت داره و خادمین هرکجایی که قرار داریم باید این حالت را درک بکنیم و خدارشک مسیح ها سر و سری جهان میرن سر و سری جهان چی را میرن سر و سری جهان چی را میرن در خدمت محاجرین چی را میرن در جنگل در لب دریا و هر کجا چی را مسیح ها را اونجا میبینین به خاطر که مسیحشان سرورشان چونین کار میکد و ما که مسیح میخوای مسیح مانند شد اک انرژی روحانی در درون خود احساس می کنه که ما را تحریک می کنه که ما هم بریم برای خدمت مردم و درک مردم و توجوه به مردم امیدوارم هر کجایی که قرار دارم چی در کار و بار و خانه و مکتب و هر کجا که ما در درک خدمت مردم باشیم چون ایسا مسیح ما در درک و خدمت مردم بود خب دستای عزیز برنامه ما به پایان رسید دعای ما ای است که خداوند شما را کمک کنه و همچنان همه مسیحی ها را کمک کنه که ما بتانیم مردم خود را خانواده خود را کسایی را که ما در زندگی ما است انها را درک کنیم و محبت و فیض مسیح را در زندگی از انا ما نشان بدیم در روزمره در کار عملی در زندگی روزمره خود نشان بدیم به امید و امید و همه شما را به دستای مبارک خداوند می سپاریم و هفته خوش و پربرکت داشته باشیم تشکرم تشکرم تشکرم تشکرم تشکرم