خدمت در پادشاهی خدا، بخش اول: شیوه‌های رهبری

  ۱ ساعت

  ۹ آوریل ۲۰۲۴

درس از کتاب مقدس: خدمت در پادشاهی خدا، بخش اول: سبک‌های رهبری
عیسی به ما می‌آموزد که خدمتگزار باشیم. او پادشاه بود و هست اما خود را فروتن کرد و جان خود را برای گناهان ما بر روی صلیب داد. او نمونه بزرگی از یک خدمتکار در پادشاهی خداست. او گفت هر که می‌خواهد در میان شما رهبر باشد، باید خدمتکار شما باشد (متی ۲۰ آیه ۲۶). چندین نوع رهبر در جهان وجود دارد. بر اساس تعالیم عیسی، خدمتگزار تقویت کننده یا توان بخشنده به دیگران، بهترین نوع رهبری خدمتگزار است.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند ما ایسای مسیح به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلام های مرا بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سریحال باشید. از این که با ما در هفته گذاشته، در چند هفته گذاشته تماس گرفتین یک جهان سپاس گذار استیم. ما همیشه خوش می شیم از شما بشنویم یا گر پیام دارین از طریق فیسبوک یا ویتساب بیتانید به ما پیامتان را برسانید. و ما یا کارکنائی ما به زودی می خواییم با شما با تماس شویم و از حال و احوالتان بخبر شویم. بخصوص بر اویده از اماتنای ما که در افغانستان استند، در افغانستان، پاکستان، ایران و تاجکستان می خواییم از شما هم از حال و احوالتان با خبر شویم. دوستای عزیز امروز ما بر اولین بار مهوان بسیار محترم و ویژه داریم محترم داکتر آرلی لوان. خوش آمدین به برنامه ما. شکر شاید جان، سلام با تمام بینندگانم ارز می کنم. خیلی خوشحال استم که امروز می تونه مهمان شما باشیم. شاید تشکر که ما را دعوت کردین. بسیار خوش هستیم ازی که شما با ما هستید در برنامه امروز. دوستی یا افغان ها رفاقت ما شاید بیش از بیس سال باشد. سال های 98 در پاکستان ما شما با هم آشنا شدیم و امی دوستی دوام پیدا کرد تا حال و استاد بسیار خوب هستید. در زندگی و خدمت مسیحی بسیار چیز ها را از شما یاد گرفتم و یاد گرفتم ایران نه تنها ما بلکه دیگر مسیح های افغان هم در این سال هایی که شما با افغان ها کار کردین اونا از شما یاد می گیرند و شما بسیار دوست خوب و مهربان و همچنان یک مدیر بسیار خوبه بر افغان ها بودین و استین. خدا را بر شما خدمت شما و خدمات شما سپاس گذار هستیم. خوب ما می خواهم در آغاز همیشه وقتی که بیمان های ما نو بر اولین بار در برنامه ما می آند. اولین سوال که ما می کنم از شهادت ایمان شما. بله. خوب شما ما می دانم از پدر پدر به حساب مسیحی بودین و ما می خواهم که در مورد ایمان شما در مورد امی سفر ایمانی شما از شما بپرسوم اگر برای بینده های ما یکم معلومات بدین. بله. تشکر شاید جان. بله ما هم فقط می خواهم بگویم که واقعا دوستی ما شما راست میگین بیش از بیست و پنج سال بوده در جاهای مختلف زیاد رفت آمد داشتیم و شما هم زیاد هم مختیم و امو زحمت کشی شما خدمت شما واقعا تقدیر می کنم. تشکر از این برنامه راز زندگی رو که شما سالهای سال ایرا به اوده داشتین و ایران از ادامه می دین. بله شاید امن اطور که شما گفتین ما از مملکت کانادا هستیم در اینجا در کانادا متولد شدیم و پدر و مادر ما مسیحای واقعی بودن. ما در یک فامیل بسیار سمیمی کلان شدیم اینها واقعا یک روحانی بین یک دیگر داشتند و برادر ها و خورای ما همه ما در یک فضای بسیار خوب کلان شدیم و گفتن میتونین ما از این زاده بودیم. آقای اولی خانواده شما هم کلان بود مانند خانواده افغان ها که می کنین شش برادر هستیم. ما پنج برادر هستیم و دوتا خوهر افت برادر و خوهر بودیم و شکر خدا و آنها هم به هم ارتباط خوبی داریم در روزای اید و چیزا هم جشن جمع می شیم و این چیزا خوهر زاده و برادر زاده هم زیاد هستند. خوب اما تا که عرض کردیم مسی زاده خب می شه گفت خب ما راحت هستیم ولی در این وقت هم خدا در قلب ما کار میکرد. ما که تینیجر می شودیم در سن 14 و 15 سالگی متوجه شدیم که ما خودم هم گناکار هستیم و خدا مقدس هست و ما چطور به خدا راست شاویم چی کار کنیم. پس در اموه سن ما متوجه شدیم با خاندن کتاب مقدس و شنیدن درس های روحانی که ما خودم شخصا باید قلب خود را به ایسای مسی بسپارم. ما باید توبه کنیم از گزشته خود از طبیعت گناه ما و ما باید به ایسای مسی ایمان بیاریم. ویده وقتی که 15 سال بودم این اتفاق در زندگی ما افتاد. ما غسل تمید گرفتیم و از اون زمان تا با بعد ما میخواستم یک پیروی سالم و صادق ایسای مسی باشیم. خیلی سال ها تیر شده بعد از فارغ مکتب رفتیم کالیج و 4 سال در کالیج خاندیم و وقتی که فارغ 4 سال کالیج شدم در اون زمان شاید این قلیب میشه نزدیک 45 سال پیش که افغانستان به اون جنجالهای سیاسی موجه میشه. و در اون وقت اولین موج محاجرین از افغانستان سرازر پاکستان میشودن. بعضی اقسا و این چیزها میدیدین و ما میخواستم در خدمت ملکوت خدا باشیم. چیگونه میتونین در ملکوت خدا مجغول باشیم و ایسای مسی را خدمت بکنیم و کاندا کجا و افغانستان کجا. ولی ما یک احساسی داشتیم از طرف خدا که ما را دعوت کده که بریم در خدمت بافانا. پس در سال 1981 که اولین بار رفتیم پاکستان در اسلامباد و در پشور و اونجا در بین افغانستان خدمت خدا شروع کردیم. پیش از این که شما دوام بدید. ما در کلام خدا در رومیان فصل 3 آیه 23 میخوانیم میگه که زیرا همه گناه کرده و از جلال خدا دور ماندند. وقتی اینجا میگه زیرا همه گناه کرده یعنی همه را میگه کسایی که مسیحی زاده استند یا نیستند. یا کسایی که مانند ما از دین یا مصحب دگه به مسیحیت گرویدن یا ایمان آوردیم به مسیح. ما میخوایم از شما یک اندازه در مورد یک سوال کنم و سوال ما یه است که بعض اوقات افغانهای ما فرق بین مسیحی زاده ها و ما قایل میشند. یعنی ما کسایی که قبلن مسیحی نبودیم ما نسل اول مسیحی ها استیم در خانواده های خود ولی شما که شما را اونا با یک چهره مسیحی میبینند. مقصد این یعنی وقتی که اونا شما را میبینند فکر میکنند که مسیحی استیم به صورت آتوماتیک یا آتومات. در حال که اتونم نیست همه کسایی که در کشور های غربی تولد شدند مسیحی نیستند این را ما میدانیم. ولی شما ما میخوایم در این مورد امی را گره کم تشریح بتین آیا کدام فرق بین مسیحی زاده و کسی که خودش مسیحی شده وجود داره؟ خوب سوال است و فکر میکنم باید اول بگیم که فرهنگ غرب دنیا غرب درست است یک سابقی مسیحیت داشته وانازم داره و یک آزادی عالی اینجا داریم ولی فرهنگ غرب و کشور های غرب مسیحی نیستند. اینا یک فرهنگ به نام سکیلر دارند که میگن که ما تمام آدیانا قبول میکنیم. این خودش یک بحث دیگر است ولی از دید نظری روحانی شایب جان ایمان ما ایمان شما هیچ فرق ندارند. من مسیحیستم از ایسای مسیح پیروی میکنم و شما مسیحیستین و از ایسای مسیح پیروی میکنین. یک ایمان داریم. یک خدا. اینجا هم در افسسیان یکی از رساله های رسول پالس میگه همان طور که یک بدن. بدن یعنی یک کلیسا. ما شما در یک کلیسا استیم. میگه یک بدن یک روح و خدا هم یک است. ما با هم یک استیم. ای از دید نظری روحانی هیچ فرق نداره. همه کسا که به ایسای مسیح ایمان میارند مسیحستن باید توبه کنند و به ایسای مسیح و کارش روی صلیب ایمان بیارند. اما از دید نظری انسانی و جامع شناسی اونجا فرق میکنند. چون جامع شناسی رجع به دین و ادیان فکر میکنند. اینجا یک دین هست. یهودی هست. دین یهودی هست. دین بودایی هست. دین مسیحت هست. دین اسلام هست و دین ادیان مختلف هست. این جامع شناسی هست.
پس در اون حالت کسی از یک دین میره به دین دیگر یعنی دین خود را تبدیل میکنه. این یک طرز تفکر جامع اشناسی هست که دین را تبدیل کردن و از اون لحاظ چون ما در دین مسیحیت بودم از لحاظ جامعه و اشده که شخصا به ایسای مسیح ایمان بیاریم ما به مشکلات مواجه نمی شودم ولی کسایی که از عدیان دیگر به ایسای مسیح ایمان میارند امکان داره که از دوستا و فامیل های خود دور بر خود به مشکل مواجه می شند چون دین یک موضوع حوضیت هست و پس دیگر ها شاید فکر میکنند که او از حوضیت خود تیر و میره به یک حوضیت دیگر خیلی کنم ما تقریبا شما می دانید 25 سال از که مسیحی هستیم ما یکی از دوستای خود را در ایک شهر دیگر رفته بودیم بعد از چل سال بعد دیدم دوست دوران دانشگاه چل سال بعد دیدم خب صحبت کردیم ما گفتم او می دانست که من مسیحی هستم و او پیام دوست های دیگر را به ما رسان اونا گفتند که بر از ای دوست می گفتند که از شعب خواهیش کنین که دیگر بشارت نتا در مورد مسیح نگوید ببینید در حال که اونا می دانند که من 25 سال از مسیحی هستم دیگر راحه بر ما وجود نداره ولی انوز هم اونا کوشش میکنند که بخصوص کسایی را مانند ما که نسل اول هست اونا کوشش میکنند اونا که به حساب تخمت بزنند یا کوشش میکنند که ما را تحقیر کنند یا کوشش میکنند که ما را مجبور بسازند که پس دوباره به ما قبل برید در حال که این مشکل در بعض جاهای دیگر مسیحی ها تا زندگی خود را در ایران امروز مسیح ها زندانی هستند در افغانستان هم مسیح ها مشکلات مختلف دارند این به مراتب زجرهای را می بینند بشتر ولی امی گبه که شما هم گفتین که مشکلات را بله هر مسیحی افغان وقت اونا به مسیح ایمان میارند مشکلاتشان بیشتر میشه بفرمین و آفارین اینا که به ایسای مسیح ایمان میارند و باید سختی های مختلف را تحمل بکنند البته خود ایسای مسیحی را هم به میهمان ها دوست های خود واده میده اگر از من پیروی بکنین باید سلیب خود را بردوش خود بیگرید پس خیلی دوست ها داریم که زج کشیدن بله و ما میخواییم چند دقیقه محدود داریم اگر در مورد کتاب هایتان و فعالیت هایتان چی کنین صحبت کنین بہتر خود خوب بله وقتی که رفتیم پاکستان اونجا اول زبان را یاد گرفتیم و بعد ما در پاکستان وارد یک دانشگاه شدم به نام مصطلصه ملی زبان های نوین که به انگلیسی میگه National Institute of Modern Languages اونجا سی سال عدبیات فارسی را خاندم اصداد های از ایران و پاکستان بودن هم چلاس های ما هم صنف های ما مسلمان بودن و در اونجا واقعا غرق زبان و فرهنگ فارسی شدم بعد برگشتیم کاندا در دانشگاه ترانتو چیز فاکلسانس را خاندیم در رشته تمدن خارمیانه و بعد بلاخره پی ایچ دی خود را خاندیم و در اون رشته تمدن های خارمیانه بعد از آمدن رژیم حمید قارزای ما به فامیل خود رفتیم افغانستان و اونجا چار سال در اونجا زندگی کردیم و در اونجا در بقش فرهنگ کار میکردیم چندین کتاب رژیب افغانستان نوشته کردیم و یک کتاب از استاد اکرام اسمان که مجموع داستانهای کوتایشان بوده به نام مردار قول است ای را به انگلیسی ترجمه میکردیم به نام real men keep their word که از طرف نشارات اکسفورد چپ شده یک کتاب دیگه است به نام images of Afghanistan Exploring Afghan culture through art and literature یعنی تصویر های افغانستان که از طرف اکسفورد چپ شده و بعضی کتاب های دیگه که در خود افغانستان چپ شده ما نوشته کرده بودیم و شاید بعدا کمی اشاره میکنیم من میخواستم فرهنگ افغانستان را بیشتر درک بکنیم و رفتیم در امکشان و عدویاتشان در نشته های داستان هایشان و اینا را میخواندیم و تجزیه میکردیم و تا به امروز ما میخواییم بفهمیم یاد بگیریم درک بکنیم فرهنگ های دیگه شاید جان بسیار تشکر سپس گذار استیم خوب دوست های عزیز بیاین بریم یک سرود را با هم ببینیم بشنویم دوباره با داکتر آرلی بر میگردیم موسیقی این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بره نجات بی سان آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان دست سبارم به خالق جهان آلیلیو موسیقی موسیقی این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بره نجات بی سان آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان دست سبارم به خالق جهان آلیلیو موسیقی موسیقی این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بره نجات بی سان آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان دست سبارم به خالق جهان آلیلیو موسیقی
آدرس اینفو اد راز زندگی ڈات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک ڈات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما استیم موسیقی بینده های عزیز ما دوباره در برنامه زنده راز زندگی با ڈاکتر آرلی لون استیم و موضوعی که امروز میخوایم با ڈاکتر آرلی صحبت کنیم در مورد خدمت در ملکوت خدا است خدمت در ملکوت خدا بفرمایید ڈاکتر آرلی بازم سلام عرض است وقتی که ایسای مسی خدمت خود را روی زمین شروع کرد اولین پیامش همین بوده توبه کنید ملکوت خدا نزدیک است و بعد دوازده شاگرد دور خود دوت کرد که شاگرد ها از ایسای مسی پیروی بکنند و در این ملکوت مجغول باشند و پس اینجا سوال است این شاگرد ها از این ملکوت خدا که ایسای مسی را جبش گپ میزد چی انتظاری داشتند و ایسای مسی شاگرد ها چی انتظاری داشتند یعنی ملکوت یعنی مملکت و مالک و پس شاگرد های مالک ایسای مسی مالک باشد و ما شاگرد های ایسای مسی باشیم شاید ما بتانیم شهزادگانه او باشیم ما معاون نزدیکی های ایسای مسی باشیم یعنی شاید بسیار انتظار عالی داشتند که حالا فرصت است چون در اون وقت جنبش های زیاده بودند در بین یهودی ها که میخواستن علیه امپراطوری روم توغیان بکنند و این امپراطور دور کنند و یک ملکت یک آزادی برای خود تشکیل بتند و شاید ایسای مسی چونین جنبش را به راه میانداخت پس در بین این دوازده شاگرد جروبست شد بعض اوقات یعنی یک کم همچشمی و رقابت بینشان که کی از این ها بهتر است نزدیکتر است بزرگتر است کی میتوند شاید معاون رئیسی مملکت باشند و اینجا وقتی که ایسای مسی در امو دو سی سال که مجازات میداد تعلیم میداد این جروبست شاگردار را میشونید من میخوام یک قسمت را بخوانم از انجیل که اینجا چونین نوشته است در میان شاگردان امی دوازده شاگرد مشاجری به وجود آمد که کدام یک آنها از همه بزرگتر است واو! اینا با هم امو همچشمی داشتند ایسا فرمود پاچهان ملت ها و سهبان قدرت با مردم حکمرانی میکنند و خود را نیکوکار میشمارند اما شما همینطور نباشید یعنی چی باشیم؟ اینجا میگه بلکه بزرگترین تان در میان شما باید مانند کوچکترین و رئیس مانند خدمتگار باشد پس چی کسی بزرگتر است؟ کسی که بر دسترخان نیشیند و بخورد یا کسی که خدمت کند به یکین آن کسی که بر دسترخان نیشیند اما من در میان شما مانند خدمتگار است یعنی چی؟ آقای آرلی یک تیلفون داریم سلام دوسته عزیز بفرمایید شما سریخت استید سلام بیادر خوب استید فضل خدا خود چی حال داری بیادر؟ سلامانده بفرمایید بفرمایید شکر ولی آوازتان درست نمیده؟ بله بله در مورد چی؟ در کجا هستیم؟ بله خب بیایید برای یک دقیقه دعا می کنیم از خداوان می خواهیم که ای برادر ما را که مهاجر است در ایران و مانند از ای هزار ها در ایران و دیگر کشور ها خداوان کمک کنه امروز واقعا ما می بینیم اخبار بده را می شنویم هر روز از افغان ها در ایران و در پاکستان و اینا راه بجز خدا ندارن بیایید دعا کنیم که خداوان اینا را کمک کنه خداوانده سپاس گذار استیم ازی که تو استی خدای ما و تو خدای پر قدرت استی پر از محبت استی خدای رحیم و مهربان استی خداوانده ما دعا میکنم که ای برادر ما را تو کمک کن و برکت بده محافظت کن خداوانده و همچنان مانند ازی هزار ها ست ها هزار دیگر برادر ها و خوهر های افغان ها که امروز در ایران شاید مجبور شان دوباره به افغانستان برن یا در پاکستان خداوانده اونا را هم کمک کن خداوانده بره برای ایران بره برای پاکستان من دعا میکنم خداوانده اونا را حکمت بده که ای محاجرین را نکشن بله زندگی مشکل است در زندگی محاجرت ولی به هر حال اینا تصمیم گرفتن که در ایران محاجر شون یا در پاکستان خداوانده بره برا هم تو ای حکمت بده که ای محاجرین را کمک کنن و اینا را دوباره به افغانستان نفرستن تا زندگی از انا بدتر نشد خداوانده ای محاجرین آمید بفرمایید بله ما خیلی میشناویم از دوستا ما در گزشتا زیاد میشونیدم یکی میگفت میخواییم مستر خدمت باشیم یعنی مستر خدمت یعنی چی کلمه مستر مشکل است ای را تفسیر کردن ولی آیا خدمت یک مقام است یک میدان است یک امتیاز است پس ای را من رب میدیم به رحبری رحبری و خدمت یعنی شاگرده شاگرده ای ایسای مصی وقتی که از ایسای مصی پیروی میکردن اونا خوششال بودن که الا ما میتونیم مستر خدمت شدیم در ملکت خدا و میتونی یک مقام داشته باشیم یک موقفه ولی ایسای مصی میگه اینطور درمیان شما اینطور نباشد اینطور نباشد مثل پاچهان ملت ها و صاحبان قدرت اینا که اینا حکمرانی میکنند و اتا خودشان نک و کار میدونند نک و کار خوب است ولی اونا خیرات میدادن به دگارا شاید انام میبکشیدن ایسای مصی میگه که بزرگی چی است؟ که درمیان یک دیگر خدمت باشید. یعنی چی؟ من در وقتی که افغانستان بودم زیاد سمنار ها و کارگاه های رحبری داشتیم. در دانشگاه در پانتون کابل و در انستتوت های مختلف اتا در وزارتخانه ها و جاهای مختلف چی در کابل چی در هرار و یک کتابم نشته کردم به نام روزناهای جدید در انکشاف رحبری یعنی انگلیسی هست New Horizons for Afghanistan Principles of Leadership Development و در فصل اول من در اونجا چار شیوه یا چار راوش رحبری را تشریم می کنم. و این چار راوش هر کدام خوبی های خود را داره و هم شاید مشکلاتی خود را داره. و کدام شیوه بیتر و نزدیکتر با خود راوش و شیوه ایسای مسیح هست. ما میخوایم این چار شیوه بسیار خلاصه معرفی بکنم. انجا یک اسفیر ها داریم و این را بعد را رفت می کنیم به خود کار ایسای مسیح. اولین شیوه رحبری آن را میگیم رحبر صاحب مقام. او در بلا نشسته و حکمرانی می کند. او رئیس هست. او در رأس هست. و دگرها بخاطر که مجبور هستن از این رئیس پیروی می کنن یا اطاعت می کنن. این شخص بله. بفرماییم. مفکر می کنم این شیوه که شما حالا میگین این شیوه بسار معموله هست. چی در کشورهای غربی و معمولترین شیوه رحبری چی در کشورهای غربی و چی در کشورهای شرقی هست. و یکی از دلاله که این معموله هست چون خیلی فرهنگ ها فرهنگ های اومودی هستند. یعنی از بلا پایین و یک فرهنگ اومودی یعنی تقریبا آتمت کسی که در بلا هست پس او از بلا حکمرانی می کند. پس این خیلی بست داره و ما حالا باید خلاصا این رو بگیم. شیوه یک شیوه دیگر به نام رحبر مردمی. او در میان مردم هست. او از مردم آول می گیره
و باشن صحبت میکنه، شاید امی رحبر با مردم خود، کارماندهای خود هم چای میکنه، از این ها میشنه و بیشتر میشه گفت این یک مدیریت اشتراکی هست. ولی یه خوبی های خود را داره هم شاید بزیار نوا کسی داره. شیوه دیگه رحبر حاصل دهی، او میخوای نتایج را به دست بیاره. او در فکر تعداد هست، در فکر مفاد هست و او سخت زحمت میکشه و انتظار داره که کارماندها هم زحمت میکشه. او خودش میچرخه و دیگرها را هم میچرخاند. او در کار هست و میخوای بیشتر حاصلات را به دست بیاره. اون خوبی های داره. آفرین این رحبر که میخوای نتایج را به دست بیاره. شما مثلا فکر میکنین اگر مثال بدیم در این شیوه رحبری که بر اساس نتایج هست یعنی شاید رحبرهای این کمپانی های بزرگ. کاملا. مثلا امازون، مثلا اپل یا رحبرهای دگه کمپانی های بزرگ یا این شیوه رحبری دارن که بیشتر میخواین مفاد به وجود دارن. و بس باید در فکر کارمانده باشیم. کارمانده چی احساسی دارن؟ خوشحال هستند که این شرکت کار کنند؟ یا احساس میکنند که این شرکت فقط سر ما کار میکنند و ما را میرانند؟ پس اینجا یک صحبت منصبات است و چی منصباتی با کارمانده خود دارد. ولی واقعا با ما چونین رحبری احتیاج داریم که بیشتر حاصلات و نتائج ببینیم در دنیا دوربر ما. در آخر یک شیوه دیگر است به نام رحبر تقویت کننده. این رحبر در فکر دیگر هست. در فکر کارمانده خود هست که چطور میتونه در وجود اینها سرمایه گذاری بکنه؟ که اونها به موفقیت برسند. و این رحبر زمان موفق و کامیاب است که کارمانده خود کامیاب شود. اون میخوای اینها را به جای برسند. من بعضی وقت در فکر یک استاد خود هستم. شاید چمام شاید جان میتونین از گذشته فکر بکنین. یک شخص دوست باشد. یک کسی که در رست بود و شما را در وجود شما کار میکرد و شما را میرسند. از این خاطر امروز شما معفق هستین. پس این چار شیوه را. معمولاً وقتی که یک سمنار داریم اینها را به هم برسید میکنیم. امتحان میکنم و امتحان شما گفتیم خیلی از آده سمنار میگم بله. ما از شیوه عامرانه هستیم. دکتاتور هستیم. اومودی هستیم. که کسی در رست میشینه یادم هست در اوائل رژیم حمید کارزاهی. ما رفتیم در یک اینستوت که اونجا میخواستم سمنار رهبری را داشته باشیم به مسلمان استادها خیلی حیجان زاده بودند. تازه یک آزادی احساس میکردند. انگلیسی را میخوندند. کمپیوتر میخوندند. پس ما اول با استادها میشیشتیم و باشان صحبت میکردم. اینجا یک استاد که سنش جوان بود. اینها را کمک میکرد. و این استادها ریش سفید بودند. واقعا ما را احترام داشتند. خب الان وقت بود که بریم در اون سالون کلان. شاگرده آمده بودند. ولی گفتیم اول بریم. اینجا یک کار دیگه هست. پس رفتیم از زینه ها بلا میشودیم. یک دالیز دراز بود. یک اتاق کلان. کوچه های کلان. و در انتهای این اتاق کلان. یک میز کلان بود با پشت سر. یک کس اونجا نشسته بود. این کس کی بود؟ او رئیس این انستتوت بود. اگر اون خبر داشته باشه از این سمنار و اگر شاگرده از این رئیس خبر میداشن. ولی او در مقام خود نشسته بود. دلم برایش کمه می سخت. یعنی اونو از آمادن ما هیچ خبری نداشت. خب شایدم لازم نمی بود. ولی او در مقام خود نشسته بود. پس حالا سوال است. از این چار شیوه. کدام شیوه یا کدام روش مؤثر است؟ ما که پیروان ایسای مسیح می باشیم. میخوایم ختمت کنیم. در ملکوت خدا وارد شدیم. همانطوری این شاگرده ها وارد شدند. الان چی کار کنیم؟ ایسای مسیح کدام شیوه را به کار برد. او رئیس استاد است. او آمر است. او خداوند است. او در میان مردم بود. او یک رحبر استاد مردمی بود. میرفت و مردم را دیدار میکرد. اینها را لمس میکرد. دوت میکرد که تعداد مردم زیاد باشه. ولی در آخر چی کار میکرد؟ او در خدمت دیگر ها بود. شام آخر یعنی اید آخری که قبل اینکه ایسای مسیح مسلوب شود. او به شاگرده های خود شام فسر یعنی اید قدیم یهودیه بود با این ها این را میخورد. یک جشن یهودیه بود. و پس پیش از این شام را بخورند در وقت که میخورد امو خرقه خود را پس کرد و پاهای شاگردهای خود را میششد. و شاگردها حیران ماندن. و حتی امو پیتروس که میشه گفت یک شاگرد خیلی نزدیک ایسای مسیح بود و گفت جزا نمیدونی که پای ما را بشین. شرم هست. ولی ایسای مسیح گفت اگر ما پای تو را نمیشویم در میدان ما جای نداری و من در میان شما یک خدمتگار هستیم. یعنی چی؟ ایسای مسیح وقتی که ای را میبینیم او از موقف خود، از مقام خود تر میشه از خود گزاری میکنه و در خدمت دیگرها است. که دیگرها بتانن به مقام خود برسن. آفان ها یک اصطلاح دارند که ما زیاد ایره استفاده میکنیم به نظر ما خیلی اصطلاح عالی هست. شایب ما را زیاد ایره شنیدین از ما. میگن فلان شخص در قصه ما نیست ولی امو در قصه ما است. یعنی چی؟ قصه خب داستان هست. او در داستان ما هست و او در داستان ما نیست. یعنی چی؟ داستان، شایب خود یک داستانی داره گذشته زندگی ما کمی از داستان خود گفتیم یعنی داستان ما یعنی زندگی ما زندگی شما هر کدام این برادر عزیز که زنگ زده خودش یک داستانی داره که زندگیش پر از جنجا ایسای مسیح چی کار شد؟ چی کار کرد؟ او در قصه شاگرده خود شد. و میتونیم بگویم این پیام مسیحیت است. خدا دنیا را اینقدر آنقدر دوست داشت که یگانه خود، یعنی ایسای مسیح را فرست داد. یعنی پیام اصلی ایسای مسیح است که خدا در قصه ما شما شد. در دنیا ما آمد. حالا ما که پیروان ایسای مسیح هستیم او سرمشک ماست. او الگوه ماست. همانطوری که او در خدمت ما شد آیا ما هم وقتی که خدمت میکنیم یا در یک جای مدیر استیم و رحبر استیم مثل استاد ما در قصه دیگرها باشیم. در فکر دیگرها باشیم. ما میخوایم این آیه را که شما گفتید یوحنناق فصل 3 آیه 16 و عبده را بخونم میگه خدا به جهان آنقدر محبت داشت که پسر یگانه خود را داد تا هر کسی به او ایمان بیاورد حلاک نگردد بلکه صاحب زندگی عبدی شود خدا پسر خود را به جهان نفرستد تا جهان را محکوم کند بلکه تا مردم جهان به وسیل او نجات یابند واقعا این درس که شما هم میگید بعض اوقات کسایی که رهبر استند اکثران کسایی که پایینتر از اونا استند یا مادون میگن اونا را محکوم میکند یا ای که محکوم میکند به ای که نشتبا وقتی میکند وقتی اونا یک خطای سرمیده اونا را محکوم میکند ولی عیسای مسیح با وجود که از آسمان آمد ما را محکوم نکرد انسان ها را محکوم نکرد بلکه برخلاف خدمت کرد و این یعنی وقتی ما میخوانیم در اینجا یعنی اولین اصل رهبری مسیحی یا خدمتگار بودن اصل محکوم نکردن است که واقعا کار مشکله است بخصوص در بین از دهاز فرونگی بر ما افغان ها هم کار مشکل است حتی در بین مسیحی ها هم چطور امکان داره چطور امکان داره که ما کس را محکوم نکنیم چطور امکان داره که ما کس را با چشم به حساب محکومیت نبینیم این کار ساده نیست حتی در زندگی مسیحی هم برمیگده به این تصویر رهبر تقویت کننده و بعض اوقات ما پرسان میکنیم کدام از این دو نفر رهبر است پرسان میکنم و زود از ها میگن خب امو که در پایین
یعنی با پرسان میگن کدام رئیس هست و میگه او که در پایین هست. پس رئیس کسی که در راس هست ولی هالا میگین که کسی که در راس هسته پایین هست. و اینجا این یک تصویر از کار ایسای مسیح هست که او فروتن گشت، فقیر شد تا ما از قربانی ایسای مسیح بتانیم نجات پیدا کنیم. پس این نجات ایسای مسیح هست و این هم یک شیوه خدمته هست که ما کوشش میکنیم وقتی که ما وارد ملکت خدا شاهیم آن را در زندگی خود پیدا بکنیم. درست هست ما از فرهنگ های مختلف می آیم و فرهنگ هایم فرق میکنن. قبلا گفتیم، فرهنگ اومدی داریم. فرهنگ های زیادتر اومدی هستند. یعنی این طبیعتا مثلا وقتی که وارد یک اتاق میشین و استاد وارد میشه بعضی آتومتیک بلند میشه. چرا؟ چون از فرهنگ اومدی هستند. فرهنگ اوفقی، شاید میشه گفت اشتراکی، اگر استاد یا معلم وارد یک اتاق میشه شاگردان یا کارماندان زیاد توجه نمی کنند. فرهنگ های مختلف. ولی ما میگیم از هر فرهنگی که بیاییم بکراند ما فرق دارد. و نمیگیم که اون فرهنگ اومدی بدست یا فرهنگ اوفقی بدست. فرهنگ های مختلف هست. ولی هر دو ما آمدیم پیروی عیسای مسیح شدیم. اما یک شوخی هست که میگن در ای کشورهای غربی میگد ایک سنف بسیار غالمغال بود. همه شاگردان همه شوخی میکدند. سر معلم مکتب آمد. سر معلم مکتب آمد و گفت خب چرا شوخی میکنند. یک چند تاره زد پشت گردنشان از سنف کشید. گفت شما شوخی میکنید. از شاگردان پرسان کدد استاد تان کی هست. گفت شما شوخی میکنید. از شاگردان پرسان کدد استاد تان کی هست. واقعا از فرهنگ ها فرق دارد. در کشورهای غربی احترام استاد ندارد. اتا در بین مسیحیت هم این گناه هست. کسای مانند شما یا کسای که کلام خدا را پخش میکنند افغان ها احترام دارد. من فکر میکنم این کار بده نیست. و ما خیلی درس های فرهنگشناسی را هم داریم. که چطور ما از فرهنگ های یکی دیگر بهتر آشنا شویم. و این یک پوینت که شما الان مطرح کردید. بسیار مهم است. موضوع احترام. که ما فکر میکنیم فرهنگ های غرب این را از دست دادن. و این یک چیزی است که ما باید از فرهنگ های شرک بیشتر بیاموزیم و این موضوع احترام چیز از دست نتن. اما امتحان ملت ها محکوم میکنن. احترام یک جای سلاحیت را استفاده کردن. یک جای محکوم کردن. انتقاد کردن. توحیم کردن. این کاری نیست که ایزای مسیح کرد. پس اینجا سوال دیگر است. چطور میتونیم هم آمر باشیم و سلاحیت را به دست داشته باشیم؟ رئیس هستیم ولی در این حال در بین مردم باشیم و مردمی باشیم. در خدمت دیگرها باشیم. در فکر دیگرها. و این کاری نیست که ایزای مسیح کردن. بله. پیشتر صحبت میکنیم. میخوام یک... شما وقتا این تصویر را نشان دادید. بله. تصویر رحبر تقویت کننده را. در این تصویر دوستان میبینید. در این قطعه مسیحی ها بعض اوقات میتونند کسی پایین باشند. بعض اوقات بلند. همزمان. کاملا راسته. بله. ما میتونیم یک کسی دیگر ما را تقویت میکنند. مثلا شما آقای آرالی بارها ما را کمک کردین. مانند ما دیگر افغان ها را هم کمک کردین. که ما در خدمت بیشتر رشت کنیم. این امتحان ما هم میتونیم دیگر ها را کمک کنیم. یعنی همزمان در مسیحیت فرق بین... چیزی که ما میگیم فرق بین از این دو نفر نیست. این نفر میتونه خودش در پایین باشد. دیگر ها را بلند کنند. و همچنان دیگر ها میتونند او را بلند کنند. یعنی یک رابطه ای است که ما سریخ دیگر با مسیحیت داریم. و این واقعا چیزی است که در این دنیا بساری شاید ندانند و نمیفهمند این موضوع را. که موضوع مهم در مسیحیت است. خیلی خوب گفتین. یعنی اول ایسای مسیح گفت ما که استاد شما هستم پایین شما را میشویم. یعنی او هم استاد هست یعنی او استادی بودن خود پایین نشد. اناز استاد هست. ولی استاد چونین کار میکنه. این یک نقطه است. نقطه دیگر. ما شما که چونین کار میکنیم وقتی کسی را میرسانیم ما خودما میریم بالا. و پرابلمی وقتی در بالا هستیم اینها را پایین نگاه میکنیم اینها را محکوم میکنیم و خودما میریم پایین. پس در رساندن دیگر را خودما هم چی ترقی میکنیم. و واقعا در طول این سالها در بین افغانستان ما خیلی از اینها برکت گرفتیم و ما خودم رشد کردیم. وقتی که در باین ایشان کار میکردیم خدمت میکردیم و مدیون اینا هستیم و پس این یک برکت دو طرف هست شاید. واقعا. خب دوستها عزیز بریم یک سرود را با هم ببینم بشنویم دوباره بر میگردیم. شکرم. شکرم. شکرم. شکرم. شکرم. راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیان بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. دوست های عزیز ما در بخش آخیر برنامه خود هستیم. و آقای آرلی را هم با خود داریم. آقای آرلی اگر شما خلاصه خلاصه درس امروز تان را درماورد درماورد
یهانه ایسای مصی نزدیک مرگ میرسه و میگه اگر کسی بخواد مرا خدمت کند. یک چیزی که ما خیلی برکت میگریم که بسیار دوست ها که ایسای مصی ایمان میارند واقعا آشک مصی هستند و میخواییم در خدمت ایسای مصی باشند. میگه اگر کسی بخواد مرا خدمت کند باید از من پیروی کند و هر جا من باشم خدمتگار من نیست آنجا خواهد بود و اگر کسی مرا خدمت کند پدر من او را سرافراز خواهد ساخت. یعنی وقتی که ما میخواییم از ایسای مصی پیروی کنیم باید اونجا باشیم که خود ایسای مصی هست. او ایسای مصی کجا هست؟ ایسای مصی در بین مردم هست. در خدمت مردم هست. در فکر دگاره هست. او در قصه دگاره هست. اینست شیوه رحبری و خدمت مصیهیست. و اگر در اونجا مجغول ملکت خدا باشین در اونجا که خود ایسای مصی هست اینجا چی میخانیم؟ پدر من او را سرافراز خواهد ساخت. در اونجا عزت واقعی هست. پس ما شما میخواییم عزت داشته باشیم. فکر میکنم که وقتی که در رست مقام بیشیم شاید اونجا با عزت هستیم. ولی عزت واقعی هسته که وقتی که بتانیم دگاره را عزت بکشیم. در فکر دگاره باشیم. یک شعر هست. فکر میکنم این را شاید از شما یاد گرفته باشم. نمیدونم. میگه با هر دل که شاد شود شاد میشوم. آباد هر که گشت من آباد میشوم. اگر من بتانیم و هیست آبادی دگاره باشیم و هیست آبادی یک نفری باشیم من آباد میشیم. اینست رسالت زندگی ما که دگاره را بسازیم یا برسانیم. اینست شیوی رحبری و خدمت ایسای مسیح. و فکر میکنم فرق نمیکنه اگر ما در یک چلیصه مشغول باشیم یا در یک شرکت باشیم یا در مکتب باشیم ما میخواییم که شاگردان اعزا و دگاران معافق شوان. و این طلاش من است. این زحمت ما است. چون ایسای مسیح همین کار کرد و حالا که ما پیروی استم میخواییم همون کار با کنیم. یعنی اگر ما امروز از درست شما ایره یاد رفتیم که وقت شما همین رحبر تقویت کننده را تشریح دادین و همچنان دیگر شیوه های رحبری را رحبر تقویت کننده در حقیقت تمام جنبه های مصبت دیگر شیوه های رحبری را گرفته و در اینجا ایسای مسیح او را بما نشان داده یا ایسای مسیح الگوه تمام ببینید در آغازش بله ایسای مسیح سرور است بله او پادشاه است ولی پادشاه است که در بین ما در بین رعیت خود یا در بین مردم خود زندگی کرد بله او پادشاه است و از پادشاهی از او چیز کم نشده و نمیشه اما او ما را محکوم نکد او در بین ما زندگی کرد و همچنان کلام خدا ما میخوانیم که ایسای مسیح میگه میگه شما حتی موجزات بر شاگرده خود میگه موجزات به مراتب بالاتر میتونید یعنی او دریقه چی کرد تقویت کرد و روح خدا هم روح مقدس هم ما را نیرو میبخشد که خدمت کنیم کار کنیم ولی چیزی که مهم است ایسای مسیح الگوه ما الگوه یک رحبر تقویت کننده است که ما را کمک میکنه و ما خدا را سپاسگزار است ما انجومن داریم بنامه انجومن خادمین افغان که در او فیلن بیش از شهست خوهر و برادر مسیح افغان در او ازویت دارند و اینا همه شان ملکوت خدا را در جاهای مختلف در کشورهای مختلف در افغانستان در پاکستان در ایران در هندوستان در ترکیه همچنان کشورهای غربی استرالیا و نیوزنندر اینجا خدمت میکنند و این جای شکر است خب شاید این تعداد که استیم این تعداد بسیار کم باشد نسبت به رحبران مسیحی که در ایران استند یا پاکستان استند اما ما شکر گزار استیم بر این تعداد هم شاگرده مسیح دوازده نفر بود یکیش بهش خیانت کرد اما با یازده نفر و بعد هم پولس رسول به حساب دنیا از خبر خوش خبر شد مناطقه بزرگ دنیا از خبر خوش خبر شد و ملیونها انسان به مسیح ایمان آورد این درس بسیار خوبه بود بر همه ما شما چیز میخواین اضافه کنین؟ البته امروز خیلی کولی گفتیم بسیار مثال جزوی است در خدمت و در رحبری ارتباط برکرار کردن به دیگرها و چیزها خیلی چیزهای دیگه است امید است که در صحبتهای بعدی هم موضوع خدمت در ملکوت خدا بتانیم ادامه بدیم ولی امو دید کولی را داشته باشیم که دید کولی است که ما از ایسای مسیح پیدا می کنیم و امو سرمشک که به ما گذاشت به ما داد او را هم در زندگی خود پیدا کنیم و ما واقعا از امی دوست هایی که شما الآن گفتین ما آفرینشان میگیم که هرکجایی که قرار دارن در خدمت استن قربانی می کنن همانطور که ایسای مسیح چیز خدمت کرد و قربانی کرد این ها خدمت می کند و این است چطور بگم سفته باید سفته اصلی چلیسای خدا باشد که اعضای چلیسا در خدمت دیگرها باشد چون برمی گیده به مزای محبت یعنی خدا ما را محبت کرد و همانطور که خدا ما را محبت کرد ما باید دیگرها را محبت بکنیم این همون خدمت است که ما از این انگیزه محبت در خدمت و بهبودی ساختن دیگرها باشیم تشکر شاید که ما را دوت کردین یک فرصتی داشتیم تشکر از شما آقای آرلی ما آقای آرلی را در برنامه آینده هم از کلام خدا درست بتن خب دوست های عزیز شما را به دست های مبارک خداوند می سپاریم ما می خواهم در آل دعا کنیم بر خادمین افغان بر کس هایی که در ملکوت خدا افغانستانی هایی که در ملکوت خدا خدمت می کنند در افغانستان در ایران در پاکستان در هندوستان در ترکیه و همچنان در کشور های آسیا مرکزی و دیگر کشور ها دعا می کنیم خداونده که تو ای خادمین افغانستان در هر کجایی که استند تو برکت بدی خداونده اینا را کمک کن که اینا رهبرهای تقویت کننده باشد که دیگرها را کمک کنند تا اونا هم خادم شوند اونا هم از تو یاد بگیرند ولی ما خداونده اقرار می کنیم که تو یکانه الگوی ما است تو یکانه قهرمان ما تو یکانه رهبر ما سرور ما و خداوند ما است ما از تو یاد می گریم و همچنان از یکی دیگر را یاد می گریم ما امروز ای خادمین را به دسته های مبارکت تو می اسپاریم خداونده اینا را کمک کن قدرت بدی و اینا را از روحیت پر بساز که بتانند هرچی بهتر و هرچی خوبتر ملکوت تو را در افغانستان گسترش بتند و کلام تو را شریک بسازند بنامی ایسای مسیح آمین آمین آمین آمین آمین