۲۹ دقیقه
۲۱ مه ۲۰۱۶
آه چه لذت بخش و فرح انگیزاست رسیدن به یکی از صدها آرزوی که در دل میپرورانیم. در هر فصلی از زندگی با آرزوهای جدید روبرومیشویم. زمانی کودک بودم آرزوی داشتن گدی را داشتم. وقتی بزرگتر شدم آرزوی داشتن بایسکل سرخ رنگ و یک توپ خال خالی را در سر میپرورانیدم. ولی وقتی نوجوان بودم آرزوهایم رنگ دیگری بخود گرفته بود.
ولی چقدر زیباست آن لحظۀ که به آرزوی خود میرسیم.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلام های گرم و پر از مهر ما را که از اماق قلب ما سرچشما می گیره بپذیرین امید واریم که هر کدام شما عزیزا زندگی خوش و آرام را دقیبال داشته باشین یکان آرزوی ما است که از گزند روزگار ده امان باشین ما هم برنامه خاص سلام های خدا تقدیم شما می کنم شما را به برنامه دیگه رنگ زندگی خوش آمدید می گیم و خدا کنه که گرداورده های برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره بله آرزو می کنیم دقائق را که با برنامه تان هستین لبریز از رحمت و برکات خداوند باشه بله خب دوست های گرامی توره که شما از روال برنامه آگاهی دارین ما دیگه برنامه در مورد مسایل خانوادگی مسایل اجتماعی صحبت می کنیم و دیگه برنامه باز هم در مورد زندگی یکی از خوهرا صحبت می کنیم و ببینیم که زندگی رنگ و موچهری خود در زندگی از این خوهر بچی شکل به نمایش می گذاره با قدم برداشتن در روی زمین و چشم گوشودن آرزوها با ما همگام می شوند و ما برای بدستاوردن و رسیدن به هر یکی از آرزوهای خود شبها و روزها تلاش می کنیم و هیچ گونه سختی و نشی و فراز نمی تواند صد راه ما شود آه چلزت بخش و فرهنگیز است رسیدن به یکی از صدها آرزوی که در دل می پرورانیم در هر فصل از زندگی با آرزوهای جدید روبرومی شویم زمان کودک بودم آرزوی داشتن گدیگک را داشتم وقت بزرگتر شدم آرزوی داشتن بایسیکل سرخ رنگ و یک توپ خال خالی را در سر می پرورانیدم ولی وقت نوجوان بودم آرزوهایم رنگ دیگر به خود گرفته بود می خواستم لباسهای قشنگ و مطابق روز داشته باشم والدینم همیشه توجه بیشتر به من داشتند آرزو داشتم درسهایم را به پایان برسانم تا امنوانم و هموطنانم را بتوانم دستگیدین مایم و در نهایت به شهزاده خوابهایم رسیده با گرفتن دستم زندگی خوش با هم داشته باشیم آرزوهایم یکی پای دیگر به واقعیت مبدل می شدند ولی شهزاده آرزوهایم اندک زودتر در زندگیم قدم گذاشته و همه آرزوهای براوردن شده هم را زیر سایه خود قرار داد و جای برای چیز دیگر باقی نگذاشت بجز این که با یک جا شدن با او آخرین آرزویم نیست به حقیقت باید بپوندد ولی این بار راه دور و درازی را باید رفت و از هفت خان رستم باید گذاشت سختی ها و تکالیف بیشماری را باید کشیف شبها را هزاران بار با دل شکسته و ناومید باید صبح کرد خانمه هستم که بیست و پنج سال از سالهای عمرم را با شادی و سرور و خوشی سپنی کردم نامم سائقه هست چنان چه والدینم می گویند بسیار خوشتاله هستم وقت آرزوی داشتن چیزی را می کردم بزود ترین فرصت به آن می رسیدم و هیچگاه ناکامی را تجربه نکرده بودم وقت آرزوی داشتن چیزی را می کردم بزود ترین فرصت به آن می رسیدم و هیچگاه ناکامی را تجربه نکرده بودم هیچوقت خود را مجبور و ناتوان ندیده بودم چند سال پیش با پسر از عقارب نزدیک ما ازدواج نمودم پس از گزشت چند ماه از ازدواج آرزوی شنواندن خبر خوشی را که هر مرد و زن پس از ازدواج دارند داشتم یعنی خبر زیاد شدن یک فرد دیگر در خانواده را زیرا این تنها آرزوی ما نه بلکه تمام فامیل بود روزها ماها و سالها می گذشت برای براورده شدن این آرزو به سبرانه دقیق شماری می کردم کجا بود که نرفتم و دکتر نموند که برای تداوی نزدش مراجعه نکرده باشم ولی هیچ کسی داروی دردم را نداشت و هیچ حرف دوای دردم نمی شد گرچه شوهرم و فامیلش هیچ زمان این موضوع را برخم نمی کشیدن ولی هر بار خانم دیگری را می دیدم که صاحب پرزند می شد و هم نشخندهای بعض از خانمها مرا بسیار ناراهت و ناومید می کرد دروازه اتاق را از اقب می بستم می گریستم و به قسمت و طالع خود عشق می ریختم که شاید هیچ وقت نتوانم تفله را به دنیا آورده و در آغوش بگیرم شاید در قسمت من شنیدن آواز تفله که از بطن خودم به دنیا آمده باشد نیست از خود همیشه می پرسیدم چرا باید من چرا فقط من باید سالها انتظار بکشم در حال که خانمهای همسن و سالم که حتی در فکر چونین آرزو نیستند و بسیار زودی به آن می رسند با دوسته روبرو شدم که داستان خانم را برایم قصه کرد که سالهای بشمار را برای داشتن فرزند خاموشانه منتظر مند تا بلاخره در ایام پیری به آرزوهایش رسید من که بسیار زود آرزوهایم به واقعیت مبدل می شد حالا باید برای آرزوی بزرگ زندگیم باید انتظار روز موعود را بکشم چهار سال از عمرم را در دعا و تداوی گزشتندم تا این که بلاخره آن شبه های تار و ظلمانی، ناومیدی ها، غم و اندو دیگر از زندگی ما رخت بربست روشنی، شادی، خوشی و لذت به دستاوردن آرزوها یک بار دیگر فرفضای کلبه تاریک ما شد آن تمام دعاها، نظرها، صدقه ها، سبر کردنها، عشقها و دردهایمرا با به دنیا آمدن و در آغش کشیدن فرزندم به بعد فراموشی سفردم آه! رسیدن به آرزوها چه شیرین و دلپذیر است انگلیزه ٩پ диتو کلیک، بیاید ما دیگر قویمخواه، بکنیم؟ خواه لاچان انگلیosely ؟ تو berries او دوست دل 180 خورد ، او من اور یعنی خانمی که آرسی می کند و هار بچه که آرسی می کند بعد از آرسی بعد از یک سال یا چند ماه منتظر آمدن تفلی می باشد ولی متاسفانه که در زندگی از اینا قسم دیگه شد باید چند وقت را منتظر باید باند بله و بخوان اشایجان می بینیم ولی خوشبختانه و داستان داستان که می شنویم واقعا کامیاب است و بالاخره بعد از چند سال پسر اول خود را به دنیا میارند ولی به خاطر داشتنی پسر باید چند وقت منتظر می ماندن دعا می کردن و حتی به گفته خودش بشه چقدر داکتران رفته تا تداوی شوند بله و خوشبختی دیگه ای خانم ای است که خانواده شوهرش اصلا ایچ اکسول عمل نشان نمی دهند و اونا روحی بسیار خوش برش نشان می دهند بله واقعا تر حال که زندگی نشان می دهند که زمان که یک خانم بعد از چند ماهه عامله نمیشه خوصا اولین کدره و کیانه به حساب از طرف خانواده فامل شروع میشه واقعا همه تره شاید جان و همه تر داستانهای بسیار زیاد داریم تجربه های زیاد داریم که می بینیم وقتی یک خانم ازدواج می کنه یک سال دو سال عامله نمیشه فامل شوهر دوباره بفکر زندادن بچه شان مفته و می خواهند که ازدواج دوامه داشته باشند و منتظر نمی مانند ولی چقدر زیبا کلام خدا میگه شاید جان که منتظرین خداون خجل نخواهند شد و همه تر می بینیم که ای خانم چهار سال منتظر مند فاملش منتظر مند شوهرش و با امی مشکله که داشتن برخورده منتقی کردن پیش دکتر رفتند دعا کردند و ای که خداون برشان یک بچه داد ولی امیدوار هستم که تمام فامل ها تمام دوست ها و عزیزا کسایی که ای تو مشکلات دارد اگر بتانند یک چند وقتی منتظر بانند و نه تنها زندگی بچه خدا بلکه زندگی عروس خدا خراب نکنند کاملا و خصوصا وقتی که یک خانم یا یک دختر می آید به یک خانواده می پیمند او جز او خانواده هست او مثل اولاد او خانواده می شود امیدوار که ما در فکر دختر یا بسر خود هستیم به اون شکل ما مسئولیت داریم و باید امو احساس داشته باشیم که امو برخود را که بر ارزوی را که بر اولاد خود میکنیم بر عروس خود هم داشته شد باشیم امو خوشبختی را برشان بخواییم واقعا امتحان است ولی اگر دختر مثلا از فامل دخترشان امی مشکل داشته باشه من صد در صد اتمینان دارم که هیچ کدامش نمیخوایه شوبر از دختر دوباره ازدواش کنه یا به گفته ما شما امباق بیار رسنش و بسیاری فامل ها وقته که یک سال یا دو سال خانمشان تفل نمیره بدون ازی که تصمیم منطقی و درست بگیرن میره یک عروسی دیگر میکنه و بعض وقت ها دیده شده که رفتن دو عروسی سی عروسی حتی چار خانم گرفته ولی درک از تفل نبوده من فکر میکنم بیتر شادی باشه ارگاه این حادثه در خانواده اتفاق مفته بیتر از که هر تو برن خود پیش دکتر مای نبکنن واقعا متاسفانه در افغانستان عمومن مردا یا پسر های جوانه که ازدواج میکنن فکر میکنن همیشه مشکل از خانماست به این خاطر خودشان پیش دکتر نمیرن عمومن کوشش میکنن خانم خود روان کنن ولی بازم تجربه کردیم دیدیم که در بسیاری از موقع مشکل از خود پسر یا از خود مرد میباشه و بهترین راه امیسته که هر دوتایشان پیش دکتر برن و شروع کنن تداویره و بازم توکل به خدا و دعا کنن کاملا بسیاری کساس که اتا چند دن ازدواج کرده ولی صاحب تفل نشده و با این کار مشکلات در زندگی خود در زندگی دیگران و بیتر از که زن شوهر بکیدگیه احترام داشته باشه احترام به این معنی وقتی که صاحب تفل نمیشن به حساب در اینجا 50% به حساب شریکه هم شوهر و هم خانم و زود تصمیم نگیره شوهر که بره زود عروسی بکنن باید سبر بکنن و برن ماینا بکنن بعد زود بیشینن و مشوره بکنن با هم بیشینن و رای حل مندخی را پیدا بکنن واقعا شاید جان و واقعا خوشحال استم که این داستان شنیده ایم داستان واقعی خانوادی سرخود افغانستان که برما روان کده و میبینیم که خدا را شکر که فامیل های هست که این احترام و محبت دارن و اجازه میدن که یک چند ساله بگذره بخداون توقل میکنن و امتوکه در مورد این داستان خانده ایم از خود کتاب مقدس به یاد آمد شاید جان اگر در موردش گره بزنیم فکر کنم جالب است در مورد عزرت ابراهیم گره میزنم و امتوکه میفامین وقتی که خداون وعده داد که اینا صاحب تفل میشند اردو شان پیر بودند و تقریبا 25 سال منتظر وعده خداون نشستند ولی متاسفانه در داستان شان وقتی که میشنویم انسانی که خودشان میخواستند پیدا کنند مشکل بسیار کلان ایجاد کردند و ای بود که بعد از چندین سال که منتظر تفل بودند و تفل به دنیا آمد اینا فکر کردند شاید ای تفل از خود ساره نه بلکه از کس دگه به دنیا میاید و به او قسم نسل ابراهیم زیاد میشند و امی کار هم کردند ابراهیم دوباره با کنیز ساره که آجر نامدرد ازدواج میکند و از او صاحب پسر میشند ولی خداوند دوباره بهش ظاهر میشند و برش میگه تفل را که وعده کرده از ساره به دنیا میاید و به ای قسم 25 سال منتظر تفل میشند و وقتی که ابراهیم صد ساله میشند و ساره نوت ساله میشند در سن بسیار پیری یا اولین پسر خود که عصاق از به دنیا میرند پس چقدر زیبا است اگر به خدا امید داشته باشیم به خدا توقل داشته باشیم واقعا بفهمیم که چی برای زندگی ما بہتر است فکر کنیم زیاد مردم نظرشان تغییر خواد کرد شما این را گفتید از ما اکی از خیشواندان نزدیک ما اونا آروسی کردن یک سال دو سال پنج سال دو سال پنج سال ده سال ایش چفل بیدا نکردن و اینا یکی دیگر بسیار دوست داشتند فامیل هم زیاد آروس خود دوست داشتند و هرگز برخوش نمی کشدند که تو پرابلم داری یا مشکل داری روزگار از او را در خانواده ترخ بسازند بعد از بیس سال تفلک خود را به دنیا آورد و بعد از او صاحب چندین تفل دیگر شدند و خدا را شکر میکنم که باید همیشه سبر بکنیم از حوصلک ها را بگیریم و در موردش بیشیریم دعا بکنیم و از خداوند رهنمائی بخواییم نهی که خواست شخصی خود و خداوند که زنده هست خداوند که دعا را میشنه و به دعا شما جواب خواد داد و امیدوار هستم که امی داستان ها باعث تشکیل دارد و امیدوار هستم که داستان ها باعث تشکیل و برکت شما شود و بتانید در زندگی اگر چونین مشکل دارید اگر دوست دارید اگر نزدیک هایی دارید امیدوار هستم که شما از داستان پند بگیرید و بتانید دیگر برکت باشید آمین خوب فریبا جان بین که امرا با شنوده ازیز ما به سرود زیبا گوشت بدیم بسیار خوب موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی خدا کنن که از شنیدنی سروت برکت گرفت باشین خوب شنانده هرجومان بین که به کتاب اول کتاب مقدس مراجع بکنیم یعنی کتاب پیدایش در فصل اول ازی میخانیم که خدا زمین آفرید همچنان درختا و حیوانات و حتی انسان آفرید همه چیزی که او آفرید یعنی خداوند آفرید نیکو و خوب بود و انسان بسیار نیکو بود وقتی که همه چیز آفریده شد خدا همراهی انسان صحبت کرد و خدا خطاب به انسان چونین گفت بارور و زیاد شوید زمین را پرسازید و دران تسلط نمایید بر ماهیان و پرندگان و تمام حیوانات روی زمین حکومت کنید و خدا گفت هر نوع گیایی را که غلات و حبوبات بیاورد و هر نوع درخت را که میوه بیاورد به شما دادم تا برای شما خوراک باشد اما هر نوع حلف سبس را برای خوراک تمام حیوانات و پرندگان آماده کرده هم و چونین شد آنگاه خدا کارهای آفریدنش را ملاحظه کرد و همه را از هر جهت آلی یافت شرمده ارجمند خداوند انسان شبیه خود خلق کرد مرد و زن اونا باهم شبیه خدا بودن هر دوی اونا به این منظور آفریده شدن که بر زمین فرمان روایی کنن امال قدرت کنن و تولید مثل کنن خدا همه چیز در طبیعت به ترتیب آفرید که قابلیت باروری و تکسر داشته باشه وظیفه انسان بروی زمین چی بود بیاییم ببینیم که کتاب مقدس در این زمینه چی میگه من از فصل دوم کتاب پیدایش آیت پانزامو میخانم توجوه کنین سپس خداوند خدا آدم را در باغ ادنجا داد تا دران زراعت کند و از آن نگهداری نماید پس به اتقا به این آیت میبینیم که خداوند به انسان قدرت داد انسان این قدرت داشت که خود همه کارا را انجام بده و به سر برسانه با این حال میبینیم که خداوند انسان دا آفرینش خود شریک میسازه از امو ابتدا خداوند پلان داشت که با انسان همکاری داشته باشه تمام حکمت از آن خداوند هست خداوند حکیم هست خداوند دانای مطلق هست او میدانه چی چیز نیکوست و چگونه باید در عدالت در صلح و شادی و مشارکت زندگی کرد این امو نوع زندگی بود که خدا بر انسان در روی زمین مد نظر گرفته بود به امی دلیل میخواست که انسان در وابستگی و اعتماد به او زندگی کنه اگه انسان به چشمی حیات متصل بانه حیات نیز بر زمین نیکو باقی میمانه بین باز هم به کتاب پیدایش مراجع بکنیم و ببینیم که کلام خداوند در زمین چی میگه من از کتاب پیدایش از فصل دوم آیت هشتوم و نوم و آیت شانزه هم و هفته همه برتان میخانم توجه کنین خداوند خدا باغ در ادن که به طرف مشرق هست درست کرد و آدم را که ساخته بود درانجا جا داد خداوند همه نوع درختان زیبا و میودار را دران باغ رویانید و درخت زندگی و همچنین درخت شناسایی خوب و بد را در وسط باغ قرار داد خداوند با آدم فرمود اجازه داری از میوه تمام درختان باغ بخوری اما هرگز از میوه درخت شناسایی خوب و بد نخوری زیرا اگر ازان بخوری در همان روز میموری وقت که آدم و هوا از او درخت خوردن چشماشان به شناخت نیکی و بدی باغ شد اونا به جای خدا به خودشان و به شیطان اعتماد کردن نتیجی ای کار بسیار وخیم بود و ما هر روزه عواقب او را میبینیم و تجربه میکنیم اولین چیز که اتفاق افتاد ای است که وقت که چشماشان باغ شد با اونا دانش داده شد و اونا در یافتن که برحنه استن خوب میبینیم که پیامت ای تمرد و سرپیچی از امر خداوند ای شد که لعنت بر زمین نازل شد و به وسیل ای او مرک دشمنی زحمت و بیماری وارد زمین شد دیگه او زمین را که خداوند نیکو آفریده بود دیگه تنها نیکو نیست دیگه صلح و شادی و عدالت نیست آنچه خدا سخته به خاطر ای لعنت دیگه به حق و مقصد خود نمیرسه زندگی در روی زمین باده زانچه که آدم و هوا انجام دادن بسیار سخت شد بیاین ببینیم که کلام خداوند در زمینه چی میگه ما باز هم از پیدایش فصل سیوم برتان میخانم و در تمام مدت عمرت خاک میخوری در بین تو و زن دشمنی میاندازم نسل تو و نسل وی همیشه دشمن هم میباشند او سر ترا میشکند و تو کوری پای او را میگذی بزن فرمود درد و زحمت ترا در ایام حاملگی و در وقت زاییدن بسیار سخت میکنم تو به عشق شوهرت محتاج میباشی و اختیار تو به دست او میباشد بادم فرمود تو به حرف زنت گوش دادی و از درخت که به تو گفته بودم نخوری خوردی بخاطر این کار تو زمین لعنت شد و تو باید در تمام مدت زندگی با سختی کار کنی تا از زمین خوراک به دست بیاوری زمین خار و علفهای هر زم میرویاند و تو نباتات سهرارا میخوری باز احمد و عرق پیشانی از زمین خوراک به دست میاوری تا روز که به خاک یعنی خاک که از آن به وجود آمده ای برگردی تو از خاک هستی و دوباره خاک میشوی خب شنونده هرجومند میبینیم زمان که انسان مصمم میشه و تصمیم میگره که دیگه به خدا وابست نباشه و او قدرت را که خداوند بر از او داده بود که حاکمیت بر روی زمین داشته باشه او را از او میگیره و به دشمن او مندقل میکنه و حال ما شما میبینیم که در این دنیای که ما شما زندگی میکنیم شیطان حاکمیت داره به خاطری میبینیم که در هر جای قتل و کشتار و دوزدی و چپاول هست و این اعمال هست که خلاف اراده خداوند هست و این چیزهایی که اتفاق مفته از طرف شیطان هست و شیطان هست که از این چیزهایی خوشنود میشه پس بیاین شنانده های ارجومند دعا بکنیم که خداوند چشمای ما را باز بکنه تا حقیقت خداوند را ببینیم و درک کنیم خوب شنانده های ارجومند این بود برنامه این نوبت ما که تقدیم شما عزیزا شد تا برنامه آینده که بازم دمی سات در خدمت شما خواد بودیم تمام شما شنانده های گرامی را به خداونده به نیاز می سپاریم