۲۹ دقیقه
۲۸ آوریل ۲۰۱۸
ملکه عینک دودیاش را از چشم بر میدارد و به من میگوید دیدگاه تحقیرآمیز جامعه به معلولان یکی از بزرگ ترین چالشهایی است که من و دوستانم در جامعه با آن روبهرو استیم.
او میگه زمانی که داخل کوچه و بازار میشوم مردم با رفتار تحقیرآمیز آزارم میدهند.
ملکه در لیسه مسلکی روشندلان درس میخوانند، اما برخی از آنها میگویند که تحقیر خیلی به انها فرقی ندارد.
ملکه دلیل نگاه منفی جامعه نسبت به معلولان را بیسوادی و بیتوجهی به افراد دارای معلولیت عنوان میکند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روه موجه کوتای 31 متر بند پهش می گردد رنگ زندگی رنگ زندگی شنونده های عزیز و ارجومند برنامه رنگ زندگی سلام های گرم و پرازمه هرماره که از اماق قلب ما سرچشما می گیره پذیرا شوید آرزو می بریم که هر کدام شما عزیزا زندگی خوش و آرام را دقیبال داشته باشین یکان آرزوی مایی هست که از گزند روزگار دهمان باشین شنونده های عزیز امیدوار هستم که سلام ها و تمانیات مرا هم بپذیرین شما را به برنامه دیگه رنگ زندگی خوش آمده ایت می گیم و خدا کنه که گرداردهای برنامه طرف توجه و علاقه تان قرار بگیره بله آرزو می کنیم دقائق را که با برنامه تان هستین لبریز از رحمت و برکات خداوند باشه بله شنونده های ارجومند تاوره که شما می دانین ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسائل خانودگی و مسائل اجتماعی می پردازیم دوستان ارجومند اگر ما شما به جامعه خود نگاه بکنیم و در شهر خود در قریه خود ما بعض اشخاص را می بینیم که مایوب هستن مثلا نابینا هستن لنگ هستن یا کر هستن یا بعض تقریف دیگه داره زمان که ما این تیپ افراد را می بینیم ما نباید که اونا را دستکم بگیریم و بالای از اونا به حساب خنده بکنیم و گپای بزنیم که باعث جیگرخونی و باعث کدورت شده خداوند همه ماه شما را خلق کرده کسایی که جور هستیم کسایی که نابینا هست یا کسایی که لنگ هست ایا فقط قدرت خداوند را برای ما شما نشان می ده خداوند می تانست که ما را هم به مو شکل خلق بکنه خوب دوستان ارجومند پیش ازی که در این مورد زیادتر گره بزنیم بیاین اول داستانا بشنامیم ملکه دختر است که آینک دودی به چشم داره او آینک دودیش را از چشمش می کشه و ایتر میگه دیدگاه تقیرامیز جامعه با معلولا یکی از بزرگترین چالش های است که او دوستاش در جامعه با او روبرو هستند او میگه زمان که داخل کوچه و بازار می شم مردم با رفتار تقیرامیز آزارم می تند دو سد و ده روشندل دیگر مانند ملکه دلیسی مثلکی روشندلا درس می خوانند اما بعضی از اونا میگن که تقیر بسیار زیاد بالای اونا فرق یا تأثیر نمیکنه سیما یکی از اونا هست او میگه عرفای تقیرامیز جامعه را بدل نمی گیره سیما دانش آموز سنف نوهم روشندلان است سیما از کمبود سنفای درسی و جای مناسب برای تعلیم از چالش های آموزیشی برای معلول ها مشماره اومیرا که پانزده سال سنده را هر روز صبح آرایش می کنه و بعد از او به مکتب می آیه اما ازی که نمی تانه چیره زیبای خودش را ببینه بسیار اندوگین است او به موسیقی نیز علاقه مند است ملکه ازی که دیگرها او را کر خطاب می کنند متحصر است و ای صفت تاقی را میسترین صفت دنیا می داند ملکه دلیل نگاه منفی جامعه نسبت به معلول ها را بیسوادی و بیتوجوی به افراد دارای معلولیت آنوان می کند او آرزو دارد در آینده معلم شوه او می گه که با شغل معلمی به صورت درست می تانم با معلولان کمک و امکاری کنم ملکه می گه از کسایی که سبب آزار و عذیت معلولان می شه می خواهم دگه چونین برخوردن نکنند او در ادامه می گه مردم باید بره معلولان انگیزه بتند نهی که عرفای تقیرها میز بگوین بر از اونا ملکه با وجود که چشمایش نمی بینه مور بافی و مکروم بافی می کند دلابلای صحبت ها و گلای ها با مردم می گه می خواهم اول توانایی های ما را مردم ببینه و بعد از او قضاوت کنند ملکه بعد از این حرفایش با گیدیه ادامه می توند و می گه کاش ما هم این همه زیبایی ها را می دیدم بسیار اصلات می خورم و از ای که نمی تانم ببینم بسیار رنج دیدیم ده این همه مدد از تقیر گرفته تا لقبای زشته که به ما اطرافی هایم دادن باید نابینا باشی تا مانای تقیر را بفهمی باید نابینا باشی تا بفهمی که زیبایی یعنی چی شما که نابینا نیستین قدر زندگی را نمی فهمین من می فهمم که چشم داشتن و بینایی چی لذت داره فقط ما و هم قطاراییم می فهمیم کسان دیگه نمی فهمند که بینایی یعنی چی و چی نیمت از که خداوند اختیارشان قرار داده او از سایر افراد جامعت اقازایشا ایتر بیان می کنه من نابینا هستم در واقع روشندل هستم و ای داد خداوندی هست و می تانم بگویم نیمت خداوندی هست که به ما نابینایی داده ای را ما به عنوان یک نیمت محصوب می کنیم ولی از نگاه مردم و اطرافی های ما مشکلات زیاد داره من از اطرافی های می خواهم که ما را عذیب نکنن ما را تقییر نکنن به ما الفاظ زشت و تقییر همیز نگوین ما بسیار نازک دل هستیم نسبت به افراد بینا ما در بسیاری از موارد احساس کمبودی می کنیم وقت که تقییر می شیم بسیار ناومید می شیم بنان از همه می خواهم که به ما توهین و تقییر نکنن و می گه من به زندگی امیدوار هستم امیدوار هستم که این زندگی برای ما به خوبی و به خیر تمام شوه هر روز که تیر می شه فکر می کنم به زندگی امیدوار تر می شم و سعی می کنم به همه ام قطارهایی بفهمانم که زندگی زیباست در هر صورتش باید زندگی کد و زیبایی زندگی را درک کد و امیشه به خوبی های زندگی فکر کد معلولیت یا نابینایی معنا نداره باید در این زمین امیدوار باشیم و زندگی کنیم او در آخر هم به گریه می شه و این سخنا را بیان می کنه من بسیار وقت ها عشق می ریزم چون عشق آدم بیشتر به خدا نزدیک می کنه عشق ریختن و گریه کردن آرامم می کنن و من از این بابت بسیار خوشحال استم که عشق امدم خوب من است و آرامم می کنه من همین چیزایی را که خداوند به من داده از قبیل دست و پای و دیگر حضای بدنم شکرگزار استم بسیار برای من مهم است که شکرگزار خدا باشم و این شکرگزاری را بارها بیان می کنم و از خداوند سپاسگزار استم ملکه پیامش به امنوایش ایتر بیان می کنه قوی دل باشین شکرگزار باشین به فکر تقییر دیگرها نباشین اونا چیزایی دارن که ما نداریم ولی ما چیزایی داریم که اونا ندارن ای یادتان باشه که همیشه قوی باشین و از خداوند سپاسگزاری کنین در امیال شمار از کارشناس های اجتماعی در ایراد برخورد تقییرامیز خلاف آمیزهای اجتماعی اخلاقی و دینی می دانن تاجدین حیروی کارشناس اجتماعی در ایراد برخورد تقییرامیز با نابینایان خلاف آمیزهای دینی انسانی و عرفی جامعه ما می دانن او می گه ای کار در شعن جامعه ما نیست ما از ای با بد متعصف هستم ای برخورد با ای افراد دور از همه شعنات فرهنگی و انسانی ما هست نباید ای کار صورت بگیره ما از ای کار متعصف هستم که در جامعه ما اتفاق مفته خب فریود جان ما شما خب موضوع شنیدیم واقعا بسار جای تعصف هست که در کشور ما شما بیوز از ای که ما یک مایوب های یا یک کو را می بینیم بر از اونا اعترام بکنیم دستشان را بگیریم از طرق تیره شان کنیم ویا به شکل از اشکال اونا را طرف اعترام قرار بتیم متاسفانه که امروز اونا برخورد خراب می شن و با یک نام خراب اونا را صدا می کنند واقعا آدم که جور است اگر او سرش یک نام مایوب بانی چقدر از او رنج می بره و او کست که واقعا از نیمت راه گشتن یا از نیمت دیدن محروم است و بازم او را اگر کور یا لنگ یا شل اگر ما شما صدا بکنیم چقدر سر روحی از او تأثیر می گذاره و حتی شاید باید سازی شده که او دیگه آذر به ای نباشد که حتی به اصاب زنده باشد شاید جان واقعا در جامعه ما شما می بینیم که سر آدم جور اینا نام می مانند چی خواستا که یک نفر مایوب باشد یا نابینا باشد ای بخاطر است شاید جان که از امو فرهنگ پایین صحبت می کند اگر در کشور که احترام با ام دیگر نباشد چی به مردم آم چی خواست چی سالم چی مایوب ما فکر کنم فرهنگ و او کشور پایین می دانند و وقت که می بینیم که در جامعه که احترام با نابینا های ما یا کسایی که دیده نمی تانند یا کسایی که مایوب استند نام می گذارند ای از امو بی ثباتی یا امو فرهنگ و امو تربی پایین فامیلی صحبت می کند فرق نمی کنند بعضی ها شاید بگویند که کسای این نام ها را می مانند که خودشان شاید تحصیل کردند ولی تحصیل به کسی تربی فامیلی نمی دهد به کسی شخصیت نمی دهد خیلی مهم است که ما بفهمیم که کسی که بدون چشم یا نابینا به دنیا می آیا از طرف خدا مقرر شده و خداون اجازه داده که چونین به دنیا می آیا و ما یا کسایی که بینا هستیم ایج برطری به چونین اشخاص نداریم فقط خدا را باید شکر کنیم که ما این بینایی را داریم و باید ما شما که بینا هستیم چشم بر کسایی که نابینا هستند باشیم و دست آنها را بگیریم و آنها را کمک کنیم و خصوصا زمان که ما یک مایوب را می بینیم بر از آنها به حساب انگیزه بدیم آنها را تشویق بکنیم به زندگی تشویق شان بکنیم در پولی ازی که این طورمندی را ندارند که درست را برند یا دیده نمی تانند آنها را طور تشویق بکنیم که آنها تشویق شدند تا برند یک هرفه را یاد بگیرند مثلا می بینیم که دختره که متعلم مکتب است می بینیم که مردم پوش از این نبینند که ما چشم نداریم ولی ببینند طورمندی ما را واقعا می بینیم که دختره که نامش ملکه است در پولی ازی که نابینا است ولی می تاند که مربافی بکنند و اگر ما امروز اینا برخورد درست بکنیم اینا تشویق می شند کارهای بسیار زیاد دیگه را می تانند که اینا انجام بتند خیلی زیاد که اونا را ما و شما دستکم بگیریم و همونطور که شما خواهد نشان کردین واقعا خداوند برای هرکس یک توانمندی داره و در پولی شم اگر اورا کسی را کر یا لنگ یا شل خلق کرده هدفی نبوده که به حساب او را جزا داده باشه خداوند طرف دار ازی نیست که ما را جزا بته ولی خداوند از طریق ما می تاند جلال و عزمت خدا برای مردم نشان بته و همین چیز ما می بینید در وجود ملکه که از مردم شکایت می کنه و گله داره می گه زمان که ما را می بینند بیوازیزی که سر ما نام بانند باید ما را تشویق بکنند به زندگی و کارهایی که در پیشروه است بله شاید جان داستانهای بسیار زیاد در این مورد ما داریم یکی از داستانهایی که واقعا مرا تشویق کرد داستان بود که یک دو نفر در شفاخانه بستر بودند یک نفر در پیشروی به حساب کلکین جایش بود و یک نفر نزدیک دیوار بود این کسی که نزدیک دیوار بود فلج بود از دو پای فلج بود و افتاده بود در بستر خواد و کسی که نزدیک کلکین جایش بود این مشکل شش داشت و ششایش آب می گرفت ولی هر روز وقتی که بیدار می شد داستان می گفت و می گفت که در بیرون از کلکین چیا رو می بیند و بر از این شخص مریضی که در پای دیوار جایش بود یا بسترش بود بر از اون می گفت که امروز اواد چقدر مقبول است بچه ها در بیرون ساتره میکنند باران باریده یا از همه چیز می گفت از پرند هایی که پرواز میکنند از درخت های زیبا از گل های زیبا یک روز وقتی که این مرد در جای خود افتاده امی کسی که شخص که فلج بود و نزدیک دیوار بود اصلات از ایرا می خورد که چرا جایش ایواز از این نفر در پیش روی امی پنجره نیست یا در پیش روی امی کلکین نیست و یک روز وقتی متوجه می شد که این نفر صدا نفس که می کشد بسیار نفس های عمیق و بسیار صدا دارا و هر چی می خواهد که کمک بخواهد نرس ها را کمک کرده نمی تاند بخاطر که شش های از او را او گرفته بود به حساب می مرد این نفر آرام خود را می گیرد می گه باش که امی از اینجا بر آیا که من جایش را بگیرم و این شخص راستی می میرد بخاطر که این نفر کمکش نمی کند و نرس ها صدا نمی زند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کنند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند و درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند درمی وقت است که جای از این را تبدیل می کند درمی وقت است که جای از اینرا تبدیل می کند و ما با الحام از کتاب مقدس و با الحام از زندگی پروار ایسای مصیباید ایره یاد بگیریم که همونطور که ایسای مصیبایی با احترام امرای معلولین و کورا برخورد کد ما شما هم با احترام و با محبت امرای معلولین باید برخورد بکنیم بله شاید جان خوب فیربا جان بین که همراه با دوستای شنونده ما در این بخش از برنامه باید سروت زیبا گوشت بدیم بسیار خوب شاید جان وفا کردی مصیبایی جانم فدای تو که جانت را فدا کردی یکا یک وده هایت را برای من وفا کردی موسیقی موسیقی موسیقی عماجا و جلالت را سه بحر من رها کردی عماجا و جلالت را سه بحر من رها کردی مصیبایی جانم فدای تو که جانت را فدا کردی یکا یک وده هایت را برای من وفا کردی مصیبایی جانم فدای تو که جانت را فدا کردی یکا یک وده هایت را برای من وفا کردی گناه کار بودم و مستاو جبه مر گو غضب ما گناه کار بودم و مستاو جبه مر گو غضب ما گو غضب ما حیات جاو دانی و نجات بحرم عطا کردی حیات جاو دانی و نجات بحرم عطا کردی مصیبایی جانم فدای تو که جانت را فدا کردی یکا یک وده هایت را برای من وفا کردی مصیبایی جانم فدای تو که جانت را فدا کردی یکا یک وده هایت را برای من وفا کردی امیدوار هستیم که دوست های شروع دیگه ما از این سروت برکت گرفته باشند واقعا سروت زیبا بود خوب فریبا جان ما شما داخل برنامه را رسیدیم و برنامه این نوبت خدا با امید از این که فرزنده های ما و تمام اطفال و مردم ما مایوبین و کرای را که میبینن یا لنگ را میبینن احترام بکنن برنامه خدا بپاین میبریم خوب دوست های عزیز این بود برنامه این نوبت ما تا برنامه دیگه شما را بخدوانده زنده مسپاریم خدا نگهدار شما
۲ ژوئن ۲۰۱۸
۲۱ آوریل ۲۰۱۸
۱۴ آوریل ۲۰۱۸
۷ آوریل ۲۰۱۸
۲۴ مارس ۲۰۱۸
۵ مه ۲۰۱۸
۱۰ مارس ۲۰۱۸
۱۰ فِورِیه ۲۰۱۸