The Word Made Flesh

  29 minutes

The eternity of the word, being with God and being God Himself! The incarnation of the Word and His incarnation among us! Unfortunately, the world and even its owners do not know him. But he is as glorious and glorious as the only begotten Son of the Father.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام به خاطر تغییر آب و هوا و فصل ما ناگذیر هستیم که هر شش ماه فریکانس و موج رادیو را تغییر بدهیم بناهن از تاریخ هشتم اقرب سال روان نشارات صبحانه رادیو صدای زندگی را ساعت هفت صبح روی موج کتاه چلونه متر بیند میشنوید امیدوارم که دوستان و اغاربتان را نیز در چریان بگذارد روز بعد هم یعیا با دو نفر از شاگردان خود استاده بود و وقتی ایسا را دید که از اونجا میگذرت گافت آن دو شاگرد این سخند را شنیدند و به دنبال ایسا برا افتادند ایسا برگشت و آن دو نفر را دید که به دنبال او میایند از آنها پرسید به دنبال چی میگردید؟ آنها گفتند ربی یعنی ای استاد منزل تا کجاست؟ او به ایشان گفت بیاید و ببینید پس آن دو نفر رفتند و دیدن کجا منزل دارد و بقیه روز را پیش او ماندند زیرا تقریبا ساعت چار بعد از اور بود یکی از آن دو نفر که بعد از شنیدن سخنان یهیا به دنبال ایسا رفت اندریاز برادر شمعون پتروز بود او اول برادر خود شمعون را پیدا کرد و به او گافت ما مسیح یعنی تطرین شداره یافته ایم پس وقت اندریاز شمعون را نزد ایسا برد ایسا به شمعون نگاه کرد و گافت تو شمعون پسر یونا هستی ولی بعد از این کیفا یعنی پتروز به معنی سخرا نامیده می شود سلام شنونده ازیز به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا از رادیو صدای زندگی خوش آمدید من میرویس هستم که برای تقدیم کردن ای صحبت در خدمت شما عزیزان قرار دارم دوستای مهربان ما پیام هم به شما سلام تقدیم میکنم از خداوند می خواهیم که ای درس ها وسیلی برکت به شما شوه ما آیات 35 تا 42 فصل اول یوهنا را شنیدیم در این قسمت در باره اولین شاگردان ایسای مسیح صحبت شده بود دوستای مهربان وقتی که من 27 ویا 28 ساله بودم به خاطر مشکلات سیاسی زندانی شدم و یک سال در زندان باقی ماندم در دوران زندان اجازی ملاقات به خانواده و قارب موجود نداشت زمانی که از زندان آزاد شدم بر دیدن خانواده و به خصوص پدرم که نسبتن سال خورده شده بود بسیار زیاد اجله داشتم ما فکر میکدم ای ما هستم که پدر خود را بسیار زیاد دوست دارم و به این خاطر بر دیدن و دستبوسی و بیقرار هستم در دل خود می گفتم که برادر ها و خوهر های ما هستن پدرم نبودن مرا شاید اوقدر احساس نکده باشد و حتما به اندازه ما بر دیدنم اوقدر بیقرار نیست اما پدرم چون پیش از رسیدنم به خانه و از آزاد شدنم از زندان خبر شده بود یک خیرات مثل یک میمونی کلانه بر آزاد شدنم ترتیب داده بود وقتی که ما به خانه رسیدم و پدرم مرا دا آغوش گرفت دانستم که او مرا چقدر دوست داره و در یک سالی که من در زندان بودم چقدر درد دوری مرا او کشیده محبت او را که به خود حس کدم در مقابل محبت ما به او به هیچ برابر بود دوستای عزیز وقتی که ما این قسمت انجل یوانا را که در شروع شنیدم میخانیم متوجه میشم که اندریاس و شخص دیگر که نامش گرفت نشده در طلاش یافتن مسیحا هستند اما اونا ایرا نمیفامیدن که در حقیقت ای مسیحا هست که به چی اندازه محبت در طلاش یافتن اونا هست اندریاس و اون نفر دیگر با شوق در طلاش یافتن مسیحا بودند اما ایرا نمیفامیدن که با یافتن مسیحا چی واقع خواد شد ما فکر میکنم که این او نقطه است که یوهنا در وقت نوشتن انجل خود خوب میفامید که خانندگان در شروع خود را در جای یکی از کرکترهای این داستان قرار داده خود را با اونا مقایسه کده هویت و یا اشتناخت خود را به اساس او تاین خواد کده مثلا خود را در جای اندریاس و یا آدم بی نام قرار خواد داده که در تلاش یا یافتن مسیحا است ما هم میتوانیم در این باهر فکر کنیم و خود را در جای یکی از این کرکترها قرار بدیم که آیا هویت و یا اشتناخت ما به کدام یک کرکترهای این داستان نزدیکتر است تا حال ما در داستان ایسای مسیح در باره کرکترهای یوهنا تعمیدنده و اشخاصی که توسط فریسی ها فرستاده شده بودند تا معلوم کنند که یه یا تعمیدنده کیست معلومات پیدا کدیم اما ما نمیتونیم که خود را با یک از این قاسد ها مقایسه کنیم اما در این قسمت که پیشتر شنیدیم در باره کرکترهای گبزده شده که مردم عادی هستن که در تلاش هستن کسی مهم میره پیدا کنند شما میتونین با این اشخاص خود را مقایسه کنین ای که شما به خود چانس ای را دادین که این کتاب یعنی انجیل یوهنا را بخانین بخاطر از که شما یقین دارین که این کتاب حقیقت هست و در واقعی هم هست مثل که یه یا تعمیدنده به اندریاس و او شاگرد بینام گفت که به طرف ایسا ببینن ویا به ایسا نزدیک شوند شما هم در حقیقت در این موقعیت قرار دارین که میخواین به ایسا نزدیک شوند و از نزدیک به طرف او ببیند وقتی که شما به او نزدیک میشین لازم هست که این نزدیک شدن شما مثل نزدیک شدن اندریاس و او شاگرد دیگر با احترام و احتیاط همراه باشه دوست های عزیز بیاین با هم هالا یک اعلان را پشتنمیم بعد از شنیدن اعلان به صحبت خود ادامه کنیم موسیقی موسیقی دوست های مهرمون یوهنا این صحبت را به زبان ما و شما ترجمه کده و ما و شما هم میتونیم این صحبت را از خود بسازیم ما هم میتونیم به ایسای مسیح بگوییم ربی به معنای ای استاد یا ای معلم اما ربی و مسیح ها از هم فرق دارن مسیح ها به معنای تدهین ویا مسه شده است کلمه مسیح ها یک کلمه ابرانی ویا عرامی است که معادل او در انگلیسی کلمه کرایست و در آلمانی کریست است که بر مسیح به کار گرفته بشه کلمه کرایست از کلمه گنانی گرفته شده که این معنی را داره مثل که کلمه کیفا کلمه عرامی برای سخرا و یا سنگ به کار میره که به یونانی پتروس و انگلیسی پتر است وقتی که خوب دقت میکنیم میبینیم که در این صحبت آجل و سریع چار موضوع با چار کرکتر در این وقت در جریان است اندریاس و شمهون و دوست ناشناس دیگی اونا که در جستجوهی یافتن مسیحا هستن و ایسای مسیح اندریاس و دوست بی نامش فکر میکنن که اونا مسیح ها را یافتن اما در طرف دیگه ایسای مسیح هم در جستجوهی یافتن شاگرده است وقتی که اونا را پیدا میکنه به اونا یک قویت جدید میته و شمهون به پتروس و یا سخرا تبدیل میشه نام پتروس و یا سخرا اگرچه بسیار مهم است اما مثل سخرا بودن مشکل تر از اوست پیام صاحب من را از نام پتروس و یا سخرا خوشم می آیا اما شما که گفتین مثل سخرا بودن مشکل هست من را پریشان ساختین آه شما خودتان زندگی شمهون پتروس را مطالعه کنین میفهمین که چرا مثل سخرا بودن مشکل هست من در این باره صرف ایقدر میگویم وقتی که ایسای مسیح به ما و شما قویت ناو مثل سخرا میته ما و شما باید مثل سخرا باشیم پیام صاحب تشکر من حتما با خاندن انجیل بر خودم معلوم میکنم که آیا شمهون همیشه پتروس یا سخرا باقی مانده یا نی اما چون ما در جامعه افغانی به دنیا آمدیم و مطابق به فرهنگ خود نام های مختلف داریم آیا این حتمی هست که با ایمان آوردن به ایسای مسیح ما نام خود را مثل شمهون و پتروس تبدیل کنیم؟ این سوال بسیار مهم هست من دیدیم که بعضی عزیزها بعد از ایمان آوردن به ایسای مسیح نام خود را تبدیل کردن و به اسطلاه نام مسیحی سرخود ماندن اما متاسفانه ما صرف به ظاهر موضوع تبدیل کدن نام شمهون تواسط ایسای مسیح می بینیم و به ماهیت او دقت نمی کنیم ایسای مسیح در حقیقت صرف نام شمهون را تبدیل نخد بلکه مهمترین موضوع ای بود که او حویت و یا شناخت شمهون را تبدیل کرد نه تنها شمهون بلکه هر کسی که به ایسای مسیح ایمان میارد ایسای مسیح به او حویت جدید فرزند خدا برگوزیده خدا قدیس یا مقدس شده به او می بخشد ای حویت جدید بالاتر از هر نام فوقلاده خوب است اما نام اشخاصی که به او یاد شده از دیگر انسانها تفریق می شوند هم در فرهنگ ما یک موضوع مهم است و هم در فرهنگی که ایسای مسیح به او زندگی میکد یک موضوع مهم بود نام صرف بر فرق شدن نبود بلکه محرف شخصیت انسان هم بود موضوع نام یک بحث طولانی است که در اینجا گنجایش اونی است دوست های محرمان آله سرود روحانی را می شنویم بعد شنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز همراهی کنین موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند موسیقی در خدمت شما حاضر می شوند اگرچه دیواره پسانتر زیادتر گفت خواد زدیم اما دیگه بیترین موقعی است که شخصیت سایه را به شما معرفی کنیم بله، ای شخص بینام یوهنا برادر یعقوب و یکی از پتسران زبدی و نویسنده اینجل است یوهنا که دو وقت بسیار جوان و به اعتمال زیاد تقریبا هفته یا هشته سال امر داشت همه صحبت های ایسای مسی و همه او سحنا های روز های اول را که باعث تغییر زندگی اشخاص شد در ذهن خود سبت کده که پسان تر اونا را نویشته کده بود به ای خاطر است که او کلماتی را که دو وقت بیان شده دقیقا این او کلمات در ذهن خود داشت یوهنا خواسته که خاننده بفهمه که او کوچکترین تغییری دیگه ای کلمات که دو وقت بیان شده وارد نکده و اونا را کلمه به کلمه به کار گرفته تا خاننده هم اونا را بیاد خود داشته باشه اما بر ای که خاننده بتانه به معنای او پای ببره او را به زبان نوشتاری معمول ترجمه کده دوست های مهربان حال یک اعلان را می شنویم بعد شریدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا ما را تا آخر صحبت امروز همراهی کنین دوست های مهربان شما نمی تانین تعداب خانه را که در او زندگی می کنین تغییر بتین وقت که شما در تلاش یافتن ایسای مسیح می شین متوجه می شین که ایسای مسیح قبل از شما در تلاش یافتن شما هست او تعداب خانه که شما باید در او زندگی کنین او را پیش از پیش ساخته و منتظر شما هست که شما در او داخل شده زندگی کنین ما شما و هیچ ایماندار به ایسای مسیح روز اول داخل شدن خود به ای خانه که تعدابش ایسای مسیح هست هرگز فراموش نمی کنن بله چون داخل شدن اولی ما در ای خانه آهاز زندگی جدید و سالگیری حقیقی بود امور اول خوشبختی واقعی و شب و روز در آن تفکر می کند او مثل درخت کاشته شده در کنار جویباریست که در هر موسم میوه خود را میدهد برگهایش هرگز پشمرده نمی شوند و در همه کارهای خود موفق است شریران چونین نیستند بلکه مانند کاه در اثر وزش بعد به هر سو پراگنده می شوند بنابران شریران در روز قیامت به سزای اعمالشان می رسند و گناهکاران در جمع درستکاران جا نخواهند داشت زیرا خداوند طریق درستکاران را می داند اما آقابت گناهکاران حلاکت و نابودی است دوست های عزیز بررامه امروز ما در اینجا به پایان می رسه تا تقدیم یک بررامه دیگه شما را به خداوند می سپاریم خدا یارا نگهد دارتان دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما اگر چیم به دنیا اگر چیم به دنیا عقلم در مسیرها پیرفته این راه تو عاشقتم ای خدا عاشقتم ای خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما دوست دارم خالق ما خالق ما کجا زکف میدی هم کجا زکف میدی هم دامن فضلی تو را کجا زکف میدی هم دامن فضلی تو را ما و تو هستیم همش نشمز روحت جدا نشمز روحت جدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا دوست دارم خالق ما خالق ما از تو هستم شکر خدا