31 minutes
The bodies of those crucified on the cross. Breaking the legs of the crucified! Throw a spear at Jesus' side and get water and blood out. John as a first-hand witness!
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض روز جمعه چون روز جمعه با روز تحییه فسه مصادف بود و یهودیان نمی خواستن اجساد مسلوک شدگان دران روز بزرگ بر روی سلیب بماند از پیلاتوس درخواست کردن که ساق پای آن 3 را بشکنند و آنها را از سلیب پایین بیاورند از ساکر پیش آمدند و ساق پای آن دو نفر را که با عیسا مسلوک شده بودند شکستند اما وقتی پیش عیسا آمدند دیدن که او مرده است و از این رو ساقای او را نشکستند اما یکی از ساکر نیزه بپهلوی او زد و خون و آب از بدنش جاری شد کسی که خود شاهد این واقعه بود این را می گوید و شهادت او راست است او حقیقت را می گوید تا شما نیز ایمان آورید این شد تا آن چی نوشته شده است تمام شود که ایچیک از استخانهایش شکسته نخواهد شد و در جای دیگر نوشته شده آنها به کسی که نیزه زدن نگاه خوان کرد دوستایی عزیز سلام به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین من پیام استم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم من میرویس هم به شما شنوندگان مترم سلام تقدیم میکنم از خداوند میخوایم که همیشه سیحت و سلامت باشین و این درس ها از کلام خدا وسیله برکت برای همه ما و شما شوه عزیزان شنونده ما و شما در شروع از فصل 19 انجیل یوهنا از آیت 31 تا آیت 37 را شنیدیم در این قسمت در باری جان دادن ایسای مسیح بر روی صلیب صحبت شده بود دوستهای مهربان یک روز دید محفل عبادت که تعلیم دادن نوبت ما بود بعد از ختم تعلیم یکی از عزیزا که اگان وقت در محفل عبادت ما میامد به بسیار گرمی دست من را فشار داده احوال پرسی کرد از یه قسم احوال پرسی و تحجب کردم او برم گفت شما میدانین که من به صورت منظم به محفل عبادت شرکت نمیکنم اما امروز هیچ نفهمیدم که خدا چطور من را ایجا آورد وقتی که من تعلیم شما را شنیدم فهمیدم که خدا بخاطر شنیدن ای تعلیم من را ایجا آورد دوستهای عزیز باور کنین وقتی که او ای گفت به من گفت به یادم نبود که در وقتی تعلیم دادن چی گفته بودم که او بر شنیدنش ضرورت داشت پیام صاحب من خودم هم بعضی وقتا ای قسم تجربه را داشتم که در واقعیت من میخواستم به جای دیگه بروم اما به یک طریقی به جای رفتم که واقعا بر رفتن به اونجا ضرورت داشتم و یا کسای دیگه بر رفتن ما به اونجا ضرورت داشتن وقتی که به ای چیزا دقت میکنیم متوجه میشیم که خدا واقعا به اشکال مختلف در زندگی های ما کار میکنه و به اون سمت سو میبخشه و احتافی که بر زندگی های ما داره اون را عملی میسازه مرد جوانی که در پای سلیب استاده بود و به طرف مسلوب شدن عیسای مسیمی دید امکان داره بارها از خود سوال کده باشه که چرا ای کار واقع شد او شاید بارها از خود سوال کده باشه که او چرا خودش اینجا آزر است چرا او هم مثل دگرها در خانه خود پت نکرد و اینجا آمده چرا او ای سحناهای وحشتناکه به چشمای خود از نزدیک دید اما ای نو جوان بعد از مدت بلاخره برای ای سوالهای خود جواب پیدا کرد ای نو جوان که در پای سلیب قرار استاده بود در طول زندگی آیندی خود دروقات مختلف در وقت تعلیم دادن در وقت دعا و عبادت ای سوالها را به تکرار در ذهن خود مرور کد و بلاخره به نتیجه رسید او فامید که ضرورت بود او باید در پای سلیب حاضر باشه و تمام ای واقعات با چشمای خود ببینه دوست های مهربان حال یک ایلان را می شویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را تا آخر ای صحبت همراهی کنین دوست های عزیز به بررامه خود ادامه می دیم دوست های عزیز به بررامه خود ادامه می دیم ای مرد نوجوان به خاطر در پای سلیب حاضر بود تا با چشمای خود ای سحنا های دلخراش و جان دادن ایسای مسیر را بروی سلیب ببینه تا بعد از مرک او به زودی پروپاگند هایی که شروع می شد و می گفتن ایسای مسیر در حقیقت بروی سلیب نمرد به اساس چشم خود ببینه و به او سوالات جواب بده موضوع رستاخید ایسای مسیر از مرک یک موضوع ای قدر بزرگ بود که به جهانبینی و طرز دیدی مردم در مورد مرک هیچ جور نمی آمد چون هیچ کسی هیچ جامعه و نه هیچ شخص به شکل انفرادی ای قسم واقع را ندیده بود که یک شخص به صورت طبیعی بروی سلیب در روز جمعه جان بده دفن شوا و باز در روز یک شمبی که حتی مرک هم به او صدمه نرسانده نتانه و دوباره زنده شا به این خاطر بعد از رستاخیز ایسای مسیح از مرک وقتی که خبر او به گوش مردم رسید مردم این موضوع را زیر سوال قرار دادن و گفتن آیا امکان داره که او مرده باشه و بعد از او از مرک زنده شده باشه؟ شاید روح او بوده که مردم او را دیدن ویا کدام روح دیگه بوده ویا هم امکان داره اونا خیال کردن که ایسای مسیح است و زنده شده بعضی ها گفتن دقیقه ایسا بر روی سلیب نمرده بود او صرف بیهوش شده بود ویا او صرف سخته کرده بود بدون ای که او مرده باشه فورا او را در قبر مانده دفن کردن ای شاید ها را حتی در وقتی که یوهنا انجیل خود را نوشته میکد بعضی مردم در داخل کلیسه و هم بعضی مردم در بیرونی کلیسه ای گبه ها را میزدن با وجود که دلائل کافی برای جواب دادن به ای گپا که ایسای مسیح گویا نمرده بود برای رد کردن وجود داشت اما بهترین جواب برای کسانی که میگفتن ایسای مسیح نمرده بود خود یوهنا باعث شاهد زنده بود یوهنا خودش دپای سلیب حضور داشت و دید که چی واقع شده او خودش به چشماه خود همه چیز دید و به ای ترتیب یوهنا شاهدت دست اول با ما و شما بیان کده حال سوال پیدا میشه که یوهنا چی چیز دید و چرا دید فهمیدن این موضوع مهمترین چیزی هست که ما باید بفهمیم یهودیان خواستن اشتاد از سلیب پاین کنن اولین که پاین کدن اشتاد از سلیب توسط یهودیان صورت کرد دوام فهمیدن وصیفه اساکر رومیست که ماموریت مستوب کدن به دوش داشتن سیوام هم از لحاظ طبابت معلوم کدن که جسد که نو مرده باشه چی حلایم داره یهودیان میخواستن که اشتاد از سلیب پاین کنن چون فردا عید فسح بود و از شام همان روز آغاز میشد فردا روز سبت و یا روز شمبه بود بلکه یک روز بسیار مهم به اساس تقریم یهودیان نیز بود چون در کتاب مقدس گفته شده است که اشتاد مردگان نباید شب آویزان بمانند دی باره در کتاب تصنیح میخونیم اما جسد او نباید تمام شب بالای درخت بماند بلکه او را در همان روز دفن کنید چون جسد مرده که زیاد وقت آویزان باقی میموند امکان گندشدن او وجود داشت و باعث به وجود آمدن مریضی در سرزمین میشد یهودیان از پلاتوس تقاضا کدن که اشتاد مسلوب شدگان از سلیب پاین شوند ای کاملا واضح است که پلاتوس اونا را به خاطر مسلوب نکده بود که اونا را نیم جان از سلیب پاین کده ایلا بته و بانه که بره معمولا کسانی که مسلوب میشدن یک روز و یا چند روز بروی سلیب زنده و یا نیم جان میبودن اما موضوع ایسای مسیق کاملا فرق داشت که بعد از چند ساعت رنج کشیدن بروی سلیب جان داد در حقیقت مردم ها به خاطر از طریق به سلیب کشیدن می کشدن که اونا را مورد شکنجه قرار بتن و یا زجر کش کنن کسانی که از بازوها به سلیب آویزان می شدن می تانستن نفس بکشن و فشار آوردن روی پاهایشان خود بالا کده کم خود آرام بسازن کسانی که به سلیب کشیده شده بودن تا وقتی که ای کار میکدن که در نتیجه خون ریزی و درد و رنج کاملا قوت خود از دست داده ناتوان می شدن و می مردن یکان راهی که وجود داشت تا مسلوب شدگان زود بمیرن ای بود که ساغ پاهای اونا را می شکستاندن اونا دیگر نمی تانستن که خود بالا بکشن و یا نفس بکشن به این طریق زودتر قوت و انرژی خود از دست می دادن و جان داده اونا زودتر می مردن دوستهای عزیز حال بیاین یک سرود روحانی را با هم بشنریم بعد از شنیدن سرود و پرنامه خود ادامه می دیم موسیقی ای مسیح ای خدا بودم از تو جدا با فرضی عزیما دادی قلبم شفا سریا من بکن سروده بیرونی چون مسیحا با من باشیدی آباوی سریا من بکن سروده بیرونی چون مسیحا با من باشیدی آباوی ای مسیحا بیا برکم قلب مرا ای فرزند خدا توی منجیه ما ای خدا من توی عزی آمدی با فرضی عزیما دادی روح شدی ای خدا من توی عزی آمدی با فرضی عزیما دادی روح شدی ای چیز نتا گنام مرا جدا سازام از محبت تو باستو خدا بان نه بلندی پستی نه هستی نه مستی چون فخادای دیسا روحی رو رمیشی نه بلندی پستی نه هستی نه مستی چون فخادای دیسا روحی رو رمیشی هر زمون هم شبا رو به پیش ایسا هر زبانی گویا خدا من دست ایسا با محبت خود با زمایدش خواد با رحمت خود گویا آرز نرده بیاد با محبت خود با زمایدش خواد با رحمت خود گویا آرز نرده بیاد موسیقی شنوندهی عزیز اساکر رومی معذف مسلوب کدن پاهای دو نفر دیگر که در پلوی ایسای مسیح مسلوب شده بودن بخاطر زود جان دادن پایای اونا را شکستاندن با شکستاندن اوستخانها مسلوب شدکان بعد از فریاد و نالو درد کشیدن بسیار سخت بلاخره خاموش شده جان می دادن اما وقتی که اساکر رومی به نزد ایسای مسیح آمدن دیدن که ایسای مسیح مرده است اساکر حیران ماندن که چی کنن آنها از خود سوال کردن گفتن اینقدر زود؟ شاید او می خواهد ما را فریب بده در حال که نمرده خود را مرده انداخته ایچ اسکر رومی اجازه نمی داد یک مجرم محکوم به مرک از مرک زنده فرار کنه اگر از پیش اسکری ای اشتباه صورت می گرفت او خودش به مرک محکوم می شد به این خاطر بود که اسکر رومی نیزه خود و پلوی ایسای مسیح فرو برده تا برای خود معلوم کنه که او حقیقتن مرده است یا نی و یا با شکستاندن ساغ پایش او را بکشه وقتی که نیزه را به پلوی ایسای مسیح فرو برده نتیجه منفی برامد چون از شخص مرده مایی و خون جدا جدا خارج می شد در این باره نظرات مختلف تیبی وجود دارد ما دقیقا نمی دانیم که اسکر شمشیر خود را به کدام پلوی ایسای مسیح فرو برده و یا شمشیر او به قلب ایسای مسیح رسید و یا نرسید یوهنه هم دیگه باره به ما چیزی نمیگه اما بعضی نکاسی هایی که از ایسای مسیح شده است زخم را در پلوی راست او رسامی کردن معمولا از جسم انسان زنده وقتی که بریده می شود خون خارج می گردد اما از جسم مرده که در قسمت سینه و یا شکم بریده می شود مخلوطی از خون لخت شده و مایه آبگین خارج می شود ایسای مسیح واقعا مرده بود نویسنده یعنی یوهنه به چشمای خود آن را دید و به این حقیقت بحث شاهد عینی تحکیم می کند یوهنه در شروع انجیل خود به ما گفت که کلام جسم گشت نگفت کلام به یک شبه تبدیل شد بیان و شهادت یوهنه بحث شاهد عینی که این موضوعات بجزیات به ما بیان کده بر ما هیچ شق و شبه باقی نمی مانند برالا باید متوجه باشیم که همه این واقعات به صورت تصادفی واقعی نشدند برکه متابق به نقشه خدا انجام شدند هیچ کس نمی فامید وقتی که اساکر می بینند که ایسای مسیم مرده است با اون چی می کنند برکه همه ایها علاهم و نشانه هایی بودند که از آسمان قبل انتنظیم شده بودند و همه آنها از ابتدا تا حکمون چی معنی و مفهوم داشتند ما می توانیم پس به غب برویم و در انجیل ببینیم که در مورد خون و یا آب چی گفته شده است اکثرن به تکرار از خون یا آب و مفهوم منبع زندگی و یا منبع پاک کننده یعنی ایسای مسیم اشاره شده است همه این اشاره ها بروی سلیب ایسای مسیم با هم یک جای جمع شده مفهوم پیدا کردن بر علاوه به صورت خواست تمام این چیزها با ایسای مسیم به حیث قربانی اید فسح اشاره می کند در این وقت که بر ری قربانی بخاطر اید فسح در معبت زبا ویا کشته می شد ایسای مسیم خودش به حیث بر ری قربانی حقیقی فسح بر روی سلیب جان می داد یکی از خصوصیات بر ری قربانی اید فسح ای بود که هیچیک از استخانهای او باید شکستانده نمی شد در این مورد در کتاب خروج می خانیم تمام آن قضا را باید در خانه ای که تحییه شده است بخورید چیزی از آن قضا را بیرون نبرید و هیچیک از استخانهای آن را نشکنید همچنان در کتاب اعداد می خانیم او نباید چیزی را باقی بگذارد و یا استخانه از استخانه آن بشکند در اینجا و همچنان در بسیاری قسمت های انجیلی و هنوان معمولا دوم از او پحلو و پحلو هم یکجا با هم پیش برده شده ایسای مسیم به حیث مسیحای حقیقی درد و رنج و حتی شرم اسرایل و تمام دنیا را دوش خود گرفت و به سلیب رفت اونا با کسی که نعیزه زدن نگاه خواهند کرد این قسمت را یوهنا از کتاب ذکریای نبی فصل 12 آیت ده نقل کده است و به این خاطر آن را در بین گیمه گذاشته است دوستهای محرمان حالی یک اعلان را بشنیم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را تا آخری صحبت همراهی کنید شنوانده عزیز به بررامه خود ادامه می دیم این قسمت را که یوهنا از ذکریای نبی نقل قول کرده است اگرچه بر ایما تاریک و گنگ به نظر می رسه اما در زمان یسای مسیح مردم آن را با قدرت درک می کدن که در وقت درد و رنج قومی خواهند کنند آن را با قدرت درک می کدن که در وقت درد و رنج قوم ایسرایل خدا کسی را به ارشالیم می فرستد که او مردم را نجات می دهند بلاخره تمام نبوت های انبیاد در سلیب یسای مسیح با هم جمع شده به کمال رسیدن ذکریای نبی نبوت کرده می گه خداوند قادر مطلق می فرماید در آن روز تمام نبوت ها را از سرزمین ایسرایل توری از بین می برم که دیگر اثری از آنها بجا نماند همچنین آن سرزمین را از انبیاد کاظب و روح پلیگ پاک می سازم اگر کسی بدروخ نبوت کند پدر و مادرش که او را به دنیا آوردن به تیخ می کشند و می گویند تو نباید زنده بمانی زیرا تو به نام خداوند بدروخ نبوت می کنی در آن روز انبیاد کاظب خجل و شرمنده می شوند و دیگر برای فریب دادن مردم جامعه پشمین انبیاد را نمی پوشند بلکه هر کدام آنها می گویند من نبی نیستم من یک دقان استم و از جوانی پیشی من زراعت بود است اگر کسی از آنها بپرسد از این زخم هایی که بر بدن دارید بخاطر چیست؟ جواب بیدهد اینها جراحات هستند که دوستان ما به ما وارد کردند یوهنا در این مورد کاملاً مطمئن است که ایسای مسی بروی سلیب جان داد همچنان در مورد آب و خون که از جسم ایسای مسی خارج شد به ما توضیح داد که بچی معنا بود مرگ حقیقی باعث نجات حقیقی می شود شکر از ایسای مسی که با کشیدن درد و رنج و حتی مرگ باعث نجات ما گردید آمین دوستای مهربان صحبت امروز را با شنیدن یک سرود روحانی به پایان می رسانیم تا ملاقات آینده پناهیتان به خدا تا ملاقات آینده پناهیتان به خدا حالالویه حالالویه نوسرتون بادستایم حکمتون بادستایم تمالیک دفن جهانی رحمتون بادستایم نوسرتون بادستایم حکمتون بادستایم تمالیک دفن جهانی رحمتون بادستایم حالالویه حالالویه نوسرتون بادستایم حکمتون بادستایم تمالیک دفن جهانی رحمتون بادستایم تا احسان مگرو مالکه چه دزوی رو لنگلو مکران زالمانو پر صلیب خیجا ولو تا احسان مگرو مالکه چه دزوی رو لنگلو مکران زالمانو پر صلیب خیجا ولو تا احسان مگرو مالکه چه دزوی رو لنگلو مکران زالمانو پر صلیب خیجا ولو تا احسان مگرو مالکه چه دزوی رو لنگلو مکران زالمانو پر صلیب خیجا ولو هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه دچه لادت راسمانا مون سر لوادشو کام رانا اص دستاپ انتظاریو ای مالکا پونگ رانا دچه لادت راسمانا مون سر لوادشو کام رانا اص دستاپ انتظاریو ای مالکا پونگ رانا خدمتون بادستایم حکمتون بادستایم تماره گفت جهانی رحمتون بادستایم خدمتون بادستایم حکمتون بادستایم تماره گفت جهانی رحمتون بادستایم هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه هلالویه