No King but Caesar

  26 minutes

Who to follow Pilate, the High Priest or Jesus Christ? Who is the real King Caesar or Jesus Christ? What does God's Word teach us about obeying authorities?

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض پیلاتوس وقت پیلاتوس این را شنید پیش از پیش درسید و باز به قصر خود رفت و از ایسا پرسید تو اهل کجا هستی؟ ایسا با اون جواب نداد پیلاتوس گفت آیا به من جواب نمی دهی؟ مگر نمی دانی که من قدرت دارم تو را آزاد سازم و قدرت دارم تو را مسلوب نمایم؟ ایسا در جواب گفت تو هیچ قدرت بر من نمی داشتی اگر خدا آن را به تو نمی داد از این رو کسی که من را به تو تسلیم نمود تقصیر بیشتری دارد از آن وقت به بعد پیلاتوس کوشش کرد او را آزاد سازد ولی یهودیان دائمان فریاد میکردن اگر این مرد را آزاد کنی دوست امپراتور نیستی هر که ادعای پاتشاهی کنند دشمن امپراتور هست وقت پیلاتوس این را شونی ایسا را بیرون آورد و خود در محل موسوم به صفحه حکم که به زبان ابرانی آن دا جباتا می گفتند بر چوکی قضاوت نشست وقت تحییه فسا و نزدیک زهر بود که پیلاتوس به یهودیان گفت ببینید پاتشاهی شما اینجاست ولی آنها فریاد کردن ادامش کن ادامش کن مسلوبش کن پیلاتوس گفت هیا میخواید پاتشاهی شما را مسلوب کنم؟ سران کاهنان جواب دادن ما پاتشاهی دوست امپراتور نداریم آخر پیلاتوس ایسا را به دست آنها دار تا مسلوب شود دوست های عزیز سلام به شنیدن صحبت امروز از انجل یوهنا خوش آمدین من میرویس هستم که در خدمت شما قرار دارم ما پیام هم به شما شنویندگان محترم سلام تقدیم میکنم از خداون میخوایم که همیشه صحت و سلامت باشین ما و شما در شروع از فصل 19 اینجل یوهنا از آیت 8 تا قسمت اول آیت 16 را شنیدیم در این قسمت هم پیلاتوس والیه رومی مسروف تصمیم گرفتن در مورد ایسای مسیح است و ما و شما هم به حیث تماشا چی میبینیم که قهرمان ما ایسای مسیح در این مسابقه که زندگی ما به اون مربوط است چی میکنه فکر کنین که ما مسروف تماشای یک مسابقه فوتبال استیم تیم ما بسیار خوب بازی میکنه در نیمه اول بازی یک گول پیش استیم و در نیمه دو هم یک گول دیگر سدیم که مجموعاً دو گول پیش استیم و در موقعیت بسیار خوب قرار داریم ما ساحت را سهیل میکنیم که هر چی زودتر مسابقه خلاس شوه و ما دو بر سفر درمقابل تیم حریف بیروز شویم اما وقتی که ده دقیقه به ختم بازی باقی میمونه تیم حریف یک گول را به سمر میرسانه و ما دو بر یک شدیم اما هنوز هم پیش استیم در این وقت بود که تیم حریف یک بازیکون خود را کشید و بازیکون جدید و با این نشهی را داخل میدان کد این بازیکون جدید به شکل بازی کد که تیم حریف واقعاً به این قسم بازی ضرورت داشت و به تمام تیم قوت تازه بخشید ما ناومدانه به طرف این شرایط جدیدی که به وید آمده بود میدیدیم بلاخره چیزی که ما از او ترست داشتیم به وقو پیوست تیم حریف با یک گول دیگر بازی را مسابقه کرد اما بعداً وقتی که صرف 3 دقیقه به پایان مسابقه مانده بود که تیم حریف با یک گول دیگر تیمی ما را شکست داده برندهی مسابقه شد ما همه با قلبهای شکسته به خانه رفتیم که چطور مسابقه از کنترول تیمی ما خارج شد و مسابقه بردر باختیم دوستای مهربان حال یک ایلان را میشنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفاً ما را تا آخر ای صوبت همراهی کنین دوستای عزیز به برامه خود ادامه میدیم پایان صاحب شما یک قصه جالبه با ما تعریف کردین ما یک قسم احساس که شما قصه کردین ما در آیت دوازده میبینیم پلاتوس مسئول امور است او والی روم است گبه او قانون است و اگر میخواست میکشت و اگر میخواست آزاد میکد او میتونیست که به اساکر خود عمر کنه تا خود کاهن ازم را بکشن البته اگه او میفامید که ای کار مشکل حل میکنه وقتی که او خواست که ایسای مسیر را آزاد کنه او واقعاً میخواست که ای کار را بکنه ما هم گمان کرده میتونیم که او ای کار را کرده میتونیست اما پلاتوس صرف یک محدودیت داشت محدودیت ای بود اگه ایسای مسیر آزاد میکد اولیاء امور در اون در باری او چی فکر میکدن والی های رومی همیشه زیر نظر اولیاء امور در روم بودن و بسیار والی ها در طور تاریخ بخاطر سوی مدریت محکوم به جزا شده بودن مردم ولایات برزده والی ها که به نام و نشان روم بر اونا حکومت میکدن به حکومت مرکزی روم شکایت میکدن و دوای خود بخاطر عدالت خواهی دوجه به پیش میبردن پیش از پلاتوس چندین والی گذاشته به جزای سنگین محکوم شده بودن وقتی که امپراتور احساس میکد که یک والی باعث رنجش مردم شده و متابق به میارهای روم عمل نکده به او یک پیام مخفی روان میکد و برش مشوره میداد که او خودش خودکشی کنه تا از کشتن به دست اساکر رومی که برادرهای او بودن جلبگیری شوه قیصر چه فکر خواهد کد؟ یک سلاه مخفی بود که از بسیار وقت پیش کائن اعظم او را در آستین خود پت نگاه کده بود که چی وقت از او کار بگیره؟ او نمیدانست که چی وقت از ای سلاه کار بگیره اما وقتی که توری به نظر رسید که پیلاتوس میخواه ایسای مسیر آزاد کنه او ای سلاه مخفی خود را از آستین کشیده و در مقابل پیلاتوس کار گرفت در ای وقت بود که پیلاتوس در مقابل کائن اعظم به صورت خاص و یهودیان به صورت کل ای بازی را باخت مردم در اون چه فکر خواد کدن؟ شنیدن ای گب زین پیلاتوس را پریشان ساخت او زمزمه های آقابت کار که ایسای مسیر آزاد میکد در گوشهای خود میشونید که برش میگافت او شخص که ادعای پادشاهی کده و او هم پادشاه یاخی که پیش روید استاده بود آزاد کدی و اجازه دادی که برو؟ آیا تو چه قسم والی هستی؟ آیا تو نمیفمیدی که باید از منافع روم دفاع کنی؟ او پیش خود گفت آیا در باری تمام ای چیزا قیسر چه فکر خواد کد؟ پیلاتوس وقت شنید که کائن اعظم برش گفت که ایسا ادعا میکنه که پسر خدا است زیادتر ترسید کائن اعظم و یهودیان از بهترین کارد بر ترساندن پیلاتوس استفاده کردن که او ادعای پسر خدا بودن توسط ایسای مسیح بود در این وقت پیلاتوس از جه رو بست دست کشید اما در طول جریان این واقعات ما بعضی چیزهای دگر هم در باره ماهیت صلاحیت پیلاتوس هم میتانیم ببینیم ایسای مسیح که در این وقت خاموش بود به این آمادگی میگرفت که بچه ترتیب در مورد مشریت خدا به پیلاتوس توضیح بده که مشریت او چه قسمت کار میکنه در این قسمت ما باضی چیزهای تاریک هم میبینیم که چطور کائن اعظم در این موقع پای خدا پس کشید ایسای مسیح صلاحیت پیلاتوس را که بالای او داشت بچالش نکشید صرف ایقدر گفت که ای صلاحیت از طرف بالا یعنی از طرف خدا به او داده شده مثل بسیار نویسنده های عهد قدیم ایسای مسیح هم ای را قبول داشت که حتی فرمان روایان خدا ناشناس هم صلاحیت خود را از خدا گرفتن و در زیر صلاحیت یک خدای واحد و با قدرت قرار دارن و بدون اراده او کار را انجام دادن نمیتانن شنونده ازیز حالا بیاین با هم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود به ای صحبت خود ادامه میدیم تو عظیمی تو رحیمی یهوه خدایی زنده به روانی به همگایی تو ایما را رحاننده تو عظیمی تو رحیمی یهوه خدایی زنده به روانی به همگایی تو ایما را رحاننده دوستت می داریم عیسا بشتر از هر چیز دنیا می پرستیم عیسا تو دادی روحت را با ما تو خدایی به همگایی انتظارم تبیعایی مارا بخود ای خداوند مارا سوی سماوری تو خدایی به همگایی انتظارم تبیعایی مارا بخود ای خداوند مارا سوی سماوری مارا بخود ای خداوند مارا سوی سماوری مارا بخود ای خداوند مارا سوی سماوری مارا بخود ای خداوند مارا سوی سماوری تو نجاتی تو حیاتی عیسای شابونی دیتو حقیقتی شفاقتی تو خدای حوایانی تو نجاتی تو حیاتی عیسای شابونی دیتو حقیقتی شفاقتی تو خدای حوایانی روست بیدارم عیسا بشتر از هر چیز دنیا می پرستی مدت عیسا چودادی روحت را باما تو قیامت تو حقیقت تو خالق همه استی تو آبالا تو آخری تو ایسا راه داستی تو قیامت تو حقیقت تو خالق همه استی تو آبالا تو آخری تو ایسا راه داستی دوست های مهربان باید متوجیب باشیم دوست های مهربان باید متوجیب باشیم دوست های مهربان باید متوجیب باشیم دوست های مهربان باید متوجیب باشیم دوست های مهربان باید متوجیب باشیم خدا حتی می تانه از انرژی و سیستم تشکیلاتی و اداری فرامایگان برای نظم و آرامش دنیا کار بگیره. با در نظر داشته این موضوع است که پولوس به رومیان نوشته میکنه، همه باید از اولیای امور اطاعت نمایند. زیرا بدون اجازه خدا هیچ قدرت وجود ندارد و صاحبان قدرت فعیلی را خدا مقرر کرده است. از این جهت هر که با آنها مخالفت کند، با آن چه خدا برقرار کرده است مخالفت میکند و با این عمل خود را ملامت خواهد ساخت. زیرا فرما روایان باعث وحشت نیکوکاران نیستند بلکه بدکاران باید از آنها بترسند. آیا میخوایی از صاحب قدرت ترسی داشته باشی؟ در این صورت نیکی کن و او تو را تعریف میکند چون که او خادم خدا هست و برای خیریت تو کار میکند اما اگر کار نادرست انجام دهی از او حراسان باش زیرا او بیسبب صاحب شمشیر نیست بلکه خادم خدا هست تا قذب خدا را در مورد خطاکاران اجرا نماید. بنابراین باید از صاحبان قدرت اطاعت کنید نه تنها به سبب قذب خدا بلکه برای آسایش وجدان خود نیست. ایسای مسی با پیلاتوس اختار داد که اگر خدا به او اصلاحیت نمی داد او خودش چیزی نبود. ای فرموده ایسای مسی به این معنی نیست که در پیلاتوس هیچ خرابی و کارهای شیطانی وجود نداشت اما این نظر ایسای مسی ملیونها میل از طرز دیدی کاهن اعظم فاصله داشت. نیشه اصلی ای قسمت در آخری قسمت ذکر شده وقتی که کاهن اعظم به ادعای پادشای ایسای مسی جواب می داد بیوز ای که به خدای حقیقی پناه ببره خودا و دامن خدای خدا ناشناسان انداخت و در بازوهای او خود قرار داد. ما به غیر قیصر دگر هیچ پادشای نداریم. چیزی که از زبان کاهن اعظم به حیث نمائنده یهودیت بیرون شد واقعاً بیرانگر بود. نوشته های مقدس یهودیت سرودها و شعارهای اونا در طول قرنها ایره بیان میکدن که خدا پادشای حقیقی اوناست. مسیح های خدا که در آینده می آمد هم به نام پادشای حقیقی یاد شده است و پادشاهان خدا ناشناس بغیر از شهرم و گروه از بطها چیز دیگه نیستند. دوست های محرابان آن یک اعلان را می شنویم بعد سنیدر اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. لطفاً ما را تا آخری صحبت همراهی کنین. موسیقی شنونده عزیز به برنامه خود ادامه می دهیم. اگر عشقی های نبی زنده می بود آیا به کائن عظم چی می گفت؟ آیا وقتی آنها در محبت از زبور سرود پادشای حقیقی را می سرودن چی احساس میکدن؟ آیا آنها به پیروان یسای مسیح که امیدوار بودن یسای مسیح پادشای حقیقی آنها است که می تواند از قلامه قیصر آنها را آزاد سازد چی احساس میکدن؟ این سوالات و سوالات مشابه و هنوز هم موجود دارن. این سوالات هنوز هم در دنیا پر از چالش های ما درگردش هستن. آیا که خداوندی حقیقی دنیا است؟ حکومت باید چی قسم باشه؟ و کدام قسم حکومت می تواند از طرف خدا باشه؟ بعضی وقت مردم که خداوند بودن یسای مسیح را قبول ندارن، اونا هم از درون خالی شده و در دامن کائن ازم میفتن و متی یک نو امپراتور خدا ناشناس میشن. امپراتوران خدا ناشناس به اشکال مختلف ظهور می کنن، بعضی اونا بشکل فرمان روایان خود کاما ظاهر می شن و ادعای خداوند بودن هم می کنن و خود اختیار دار مطلق همه چیز می دانن و یا امکان داره بشکل دیمکرسی های لبرال و یا آزاد ظاهر شوند که خدا را به صورت کل از سیستم اداری خود پاک کنن. اونا وقتی که این کار را کنن دنیا را به فکر آزاد بودن در حال خود می مانن که به هر طرف که خواست بره، اونا اصول اخلاقی را از بین برده شکل دیگی وحشت را به وجود میارن. در هر دو صورت نتیجه معلوم از که چی میشه؟ آیا می خواهیم با پلاتوس همراهی کده خود را در یک سازش خطرناک سقوط بتیم؟ یا ایست که خود را با اغب نشینی کدن و زیر پایی کدن اصول ایمانی خود و با پیروی کدن از کاهن اعظم خود را کاملا در محاصره نیروهای شیطانی قرار بتیم؟ یا ایست که با ایسای مسیح همراهی کنیم که در بین کاهن اعظم و پلاتوس کاملا خاموشانه محبت خدا را به دنیا پر از درد و رنگ نشان بتیم؟ ما به یک زخم تو ای چرخ نیفتیم زپای. گر بود عمر ببینیم به پیکار دگر. با امید مقاومت و با پایداری پیروی کدن ایسای مسیح و نشان دادن محبت به جهان درمانده صحبت امروز را دهینجا به پایان میرسانیم. تا تقدیم برنامه دیگر خداییارو نگه دارتان. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی