23 minutes
To take Jesus for crucifixion! Writing a notice in three important languages of that time! The suffering king! Draw on the garment of Jesus. Prophecy completed. Ruler and saviour of the world!
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی پسانها ایسا را تحبیل گرفتند ایسا در حال که سلیب خود را می بود به جایی که به کاسه سر و به ابرانی به جلجتا موسوم است رفت درانجه او را به سلیب میخکوب کردند و با او دو نفر دیگر را یکی در دست راست و دیگری در سمت چپ را مسلوب کردند و ایسا در بین آن دو نفر بود پیلاتوس تقصیر نامه نوشت تا بر سلیب نصف کرده و آن نوشته چونین بود ایسا ناصری پاتشای یهود بسیاری از یهودیان این تقصیر نامه را خواندند زیرا جایی که ایسا مسلوب شد از شر دور نبود و آن تقصیر نامه به زبانهای ابرانی و لاتین و یونانی نوشته شده بود بنابراین سران کاهنان یهود به پیلاتوس گفتند نمیز پاتشای یهود به نیز او ادامه که پاتشای یهود هست پیلاتوس جواب داد هرچی نوشتم نوشتم پس از این که اساکر ایسا را به سلیب میخکوب کردن لباسای او را برداشتند و چار قسمت کردن و هر یک از اساکر یک قسمت از آن را برداشت ولی پیراهن او که درست نداشت و از بالا تا پاین یک پارچه بافته شده بود باقی موند پس آنها به یک دیگر گفتند آن را پاره نکنید بیاید روی آن قره بکشید و ببینید با کی میرسد به این ترتیب کلام خدا به حقیقت ویوست که میفرماید لباسای مرا در میان خود تقسیم کردند و بر پوشاکم قره انداختند دوستای عزیز سلام به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین من پیام استم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم من میرویس هم به شما شنواندگان محترم سلام تقدیم میکنم از خداوند میخواییم که این درس ها وسیله برکت برای همه ما و شما شده ما و شما در شروع از فصل نزدی انجیل یوهنا از قسمت دوم آیت 16 تا آیت 24 شنیدیم در این قسمت سحنه های مسلوب شدن ایسای مسیح و تصویر کشیده شده بود شنوانده عزیز من چند وقت پیش در خبرها یک سحنه تکانده انده را دیدم در ایک موتر لاری سرواز پانزده یا بیس نفر استاد کده بودند و اونا را در کوچه های یکی از شهرها میگشتندند در گردن هر کدام اونا یک لوحه توسط یک رسمان آویزان کده بودند در این لوحه ها جرم و یا جنایت هر کدام اونا نویشته شده بود در این خبر گفته شد وقتی که این نفرها را در کوچه های شهر گشتندند بعد از او اونا را از موتر پاین کده و از بین اونا دو نفر را انتخاب کده پیش روی مردم سر اونا را قلم کده باغی مانده اونا را پس به زندان بردن تا منتظر سرنوشت خود باشند هدف این کار کاملا واضح بود حکومت میخواست با این کار خود به مردم این پیان برسانه هر کسی که مثل اینا به جنایت دست بزنند این سرنوشت در انتظارشان است حکومت ها مخالفین خود و یا انقلابیونی که برزدی حکومت دست به سرا میبرند و در طلاش توته ها میباشند اونا را هم به این شکل جزا میتند تا برای مردم به استلاح عبرت شوه و مردم بترسند که این قسمت کار را نکنند در وطن ما و شما افغانستان این قسمت کار را صورت گرفته حالی هم وقتی که کدام مجرم خطرناک گرفتار میشه مردم از حکومت تقاضا میکنند که او را در شار بگردانند و بعد از او در سر چوک قرقرک کنند تا مردم عبرت بگیرند دوستای عزیز حالی بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان به این صحبت خود ادامه میدیم دوستای مهربان در دوران حکومت های گذشته در وطن ما این قسمت کار را زیاد صورت گرفته حتی مردم بر دیدن بدارویختن ویا کشتن انسان ها بالا سپیکر اونا را دوت میکنند تا این سانه های دلخراش را به چشمهای خود ببینند و به این ترتیب میخواستند انسان ها را بترسانند که به کدام عمل خلاف حکومت دست نسنند رومی ها در دوران عیسای مسید دقیقا بر زد مخالفیشان اینن از این قسم یک روش کار میگرفتند اعلانی که پلاتوس بر روی یک تخته نوشت کده بود بالای سر عیسای مسید بر روی سلیب آویزان کد هم به این منظور بود بازی وقت رومی ها یک اعلان را در گردن متهم آویزان کده او را در جایی که او را اعدام بکدند در کوچه های شهر میگشتندند تا مردم این لوحی که در گردن او آویزان بود بخوانند و آگاه شوند کسی که این قسم کار بکنه نتیجه او این قسم جزا هست یا میتونیم بگویم که گشتاندن متهمین در کوچه ها با لوحی جرمشان یک اختار و دیگه مردم بود در اعلانی که بالای سر عیسای مسید نسب کده بودند در او رازهای مختلف نوفته بود کائن اعظم با متنیک پلاتوس در این لوحه نوشت کده بود مخالف بود کائن اعظم عیسای مسید را به حیث پادشای یهود بر اصمیت نمیشناخت و هم نمیخواست که پادشای یهود به این ترتیب مورد تمسخور قرار بگیره و این قسم تمسخور را بر خود توحین فکر میکد اما پلاتوس از روی نافعمی و یا تصادفی این لوحه را بالای سر عیسای مسید نسب نکد او بر خود هدف و مقصد دیگه داشت که با این مضمون یعنی پادشای یهود در لوحه نوشت کد هدف او ای بود که به این ترتیب یهودیان با کاهن اعظم را حساب شده و پلان شده سرزنش و مسخره کند با نوشتن این لوحه پلاتوس یهودیان را فهمانده میگفت شما میخواستید که او مسلوب شود آیا این تغاضای شما نبود؟ ما همو کار کدم و تغاضای شما را براورده ساختم ای که بر اطلاع عام مردم چی اعلان را نوشت کنم ای کار و صلاحیت ما هست که چی چیز را نوشت کنم اگر میخواین نظر ما را در مورد پادشا بودن او معلوم کنین به نظر ما او پادشای حقیقی یهودیان است شما مردم دیوانه و احمق لیاغت داشتن ای قسم یک پادشای مسخره را دارین به ای خاطر ما ای کار در حق او کردیم و به ای کار خود بسیار خوش هستم که در حق همه شما انجام دادیم لازم است که بار دیگه به گفت هایی که یوهینا در مورد روبرو شدن ایسای مسی با مرک میخوای به ما بگویا بدقت گوش بگیریم همچنان لازم است که ما گفت سنگدلانه قیافه را هم به خاطر بیاریم قیافه بخاطر ای گفت خود بسیار مشهور شد قیافه گفته بود شما اصلا چیز نمیدانید متوجه نیستید که لازم است یک نفر به خاطر قوم بمیرد تا ملت ما به کلی نابود نشود وقتی که یونانی ها به ملاقات ایسای مسی آمده بودند ایسای مسی هم به آنها گفته بود وقتی از روی زمین بلند کرده شدم همه آدمیان را به سوی خود می کشانم ای گپ هم لازم است به یاد بیاریم وقتی که پتروس ادحاقت که حاضر است که جان خدا به خاطر ایسای مسی فدا کنه ایسای مسی برش چی گفت؟ ایسای مسی به او گفت آیا حاضر استی جان خدا به خاطر ما بدی؟ به یقین بدان که پس از بانگ خروز سی بار خواهی گفت که مرا نمی شناسی تمام چیزهای گذاشتر که گفتیم در پای سلیب ایسای مسی در ذهن خود جمع کنین و بعد از او سر خود بلند کرده به طرف نوشته های لوهایی که پلاتوس در بالای سر ایسای مسی نصب کرده ببینین که در او چی نوشته شده و شما در این نوشته چی را می خوانید؟ اولین چیزی که در نوشته ای لوها می بینیم این لوها به سی زبان مهم او دوران نوشته شده یعنی ابرانی، لاتینی و یونانی مثل که حال شما زبان انگلیسی، چینایی و یک زبان محلی خودتان بلد باشین در این صورت شما میتونین که بسیار اعلانات اوهOME را بخوانید و بفهمید دوست های محرمان، حال یک سرود روحانی را می شنویم بعد سنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را تا آخر این صحبت همراهی کنید نور دنیایی ایسا شاه شاهانی نور دنیایی ایسا شاه شاهانی تو راه راستی ایسا نان حیاتی تو راه راستی ایسا نان حیاتی به حضورت سانو زنیم چون تو خدایی تو را پرستش میکنیم تو بی همتایی به حضورت سانو زنیم چون تو خدایی تو را پرستش میکنیم تو بی همتایی تو سر بره من، تو منجیه من تو رحبره من، تو امید من تو محبوده من، تو محبوبه من توی طبیبه من، توی پناه من PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ PYM JBZ