The Source of Shame and Fear

  30 minutes

  20 July 2018

In the beginning, God created us free and gave us the will and the right to choose.
This right of choice drove Human out of the Garden of Eden, When Human steps into sin, he first sees himself naked, this nudity was caused by disobedience.
In today's world, too, sin makes us naked, doing sinful deeds always creates fear and shame in us.
A safe and secure place is far from fear and nakedness before God, it is enough to leave ourselves to Him.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نو برنامه برای روشنی خانه های تان برنامه برای حنوان دستای عزیز سلام عرض میکنم بازم خوشحال استیم که ما و خلیل جان ادید ادیما در خدمت شما قرار داریم و امید است که شما جور و خوش و سرحال باشید برای دستای عزیز ما هم سلام های خود را شما تقدیم میکنم و خدا را شکر میکنم که بازم میتانیم در خدمت شما عزیزتا باشیم برای دستای عزیز امروز ما برنامه بسیار جالب خواد داشتیم ما از کتاب مقدس آماده کردیم و یکان چیز جمعوری کردیم خواستیم که امروز شما بخش کنیم چیزهایی است که شما و ما خودمم قبلان شنیدیم در مورد باغ آدن است در مورد دو درخت است که خداوند در وسط باغ قرار داده بود و آدما هوا را اجازه داده بود که از تمام درخت ها بخورن ولی اجازه نداده بود که از او دو درخت بخورن از یکیش بخورن ببخشین از یکیش اجازه نداده بود که بخورن و گفته بود که حتی نزدیکش نرین دوست داریم این درخت در وسط باغ آدن بود افصانه فکر میکنند خصوصا که من میلنم در فیسبوک یکی از دوست های ما نشته کده اند که این چیز کاملا بمفهوم است و نشته کده اند که خدای مسیحت و یهودیات دشمن عقل و علم است آدم و هوا را مجازات کرد برای این که خواستن بدانند در خواست کلیسا یعنی خواستن بدانند یعنی عقل داشته باشند درست است خب در اینجا بسیار چیزای دیگه نشته کده اند که نشان میده که کتاب مقدس کاملا برزد عقل است و برزد علم است در حال که اتا وقتی که ما در افغانستان بودیم ما این قصه را قبلن شنیده ایم اتا از پدر کلانهای خود شنیده ایم که سی بود اتا یک چیزی بوده خب ما نمی فهم که گندوم بود یا سی بود یا هر چی که بود خب مقصد یک چیزی بود دیگه یک خوردنی بود که آدم و هوا از او جازه نداشتند که بخورند گرچی که این مهم نیست که چی بود ولی این مهم است که چرا بود؟ آدم و هوا چرا بیمری خدا را کدند و رفتند خدا گفت نخورین و اونا رفتند خوردن از او درخت یعنی هدف خدا در اینجا خدا یک هدف داره وقتی که ما به خدا باور داریم درست است به خدایی که او دانش داره دانایی داره حکمت داره و ما را دوست داره کلام خدا میگه که ما را نظر به محبت خود خلق کده او میخواه که به صلاح از ما مراقبت کنه و هیچ کار نیست که خدا بیدون دلیل نکده باشه دلیلش که است تمام پلان های خدا تمام حرف های خدا به خوبی ما انسان هست چون که او خالق ماست ولی این چیزی که دیگه فیسبوک نشت کردن این کاملا اشتباه است کلام خدا هرگز عقل و علم رد نمیکنه بلکه برعکس بسیاری از پایرو های ایسای مسیح کشفیات بسیار بزرگ کردن و در قسمت علم و پیشرفت سهم گرفتن دیگه خواستم که امروز دمی مورد از کتاب مقدس بر شما بخوانیم و میخوایم بگم که دیگه سالهایی که ما پایرو ایسای مسیح بودیم و هستیم امی که میگیم ایسای مسیح از آسمان آمد یعنی به قادرت روح خدا پیدا شد ببینی که خدا و انسان روح و جسم یک جای شده و ایره برما امروز کلام خدا بیان میکنه خب بیانید که ای آیات همون شما یک جای بخوانیم و بشنویم که تحییه شده مثل یک ویدیو بعدن در ماردش صحبت میکنیم خداوند همه نوی درختان زیبا و میودار را در آن باخ رویانید و درخت زندگی و همچین درخت شناسایی خوب و بد را در وسط باخ قرار داد خداوند و آدم فرمود اجازه داری از میوای درست کنید خداوند و آدم فرمود اجازه داری از میوای تمام درختان باخ بخورید اما هرگز از میوای درخت شناسایی خوب و بد نخورید زیرا اگر از آن بخورید در همان روز میمرید زن نگاه کرد و دید آن درخت بسیار زیبا و میوای آن برای خوردن گوارا هست همچین فکر کرد چقدر خوب است که داناب شود بنابراین از میوای آن درخت گرفت و خورد همچین و شوهر خود داد و او هم خورد همین که آن را خوردن با انها دانش داده شد و فهمیدن که برحنه هستند پس برهای درخت انجیر را و هم دوخته خود را با آن بشانیدند دو درخته در وسط باخ قرار داده بود و کدام درخته بودند کدام میوا را داشتند خوب بسیار سوالا زیاد پیش ما بود و بعدن وقت ما کتاب مقدسه خاندم و درموردش فکر کردم و دعا کردم و از بسیاری دوستا پرسان کردم جواب شا خدافند خودش برما داد و آن میفهم که واقعا در اول بسیار سوال پیدا میشه یعنی در وسط باخ خدافند دو درخته که قرار داده بود بخاطر ازی بود که او بخاطر ازی نبود که بسیار درخته های فرق داشته هست مثل دگه درخته ها واره بود ولی توسط این درخته ها خدافند میخواست که برای آدم و عوا آزادی بتا آزادی بتا که اونا انتخاب کنند انتخاب کنند که خدافند گفت که اینی دو درخته هست که یکیش درخت معرفت نیک و بد هست و درخت دیگیش درخت حیات هست گفت طرف درخت شناسایی نیک و بد نرین و از او نگیرین ولی اختیار هم برشان داد امترک انسان بر انسان امروز خدافند اختیار داده اختیار آزاد داده و برای آدم و عوا هم این اختیار داده و برشان گفت که نرین نخورین از او ولی اونا رفتند خوردند و تا امروز اونا خدا خود در مشکل انداختند متاسفانه که مارم در مشکل انداختند یعنی درست هست ملامت کدن آسان هست ما نمیتونیم تنها آدم و عوا را ملامت کنیم اونمون اختیار آزاد را که دو وقت خدافند برای آدم و عوا داده بود امروز اونمون اختیار آزاد را برای ما هم داده ما همانوز اون اختیار آزاد خود استفاده میکنیم، گناه میکنیم یعنی که ما با این بدی معرفی شدیم این درخت شناسایی نکوبت ما را به بدی معرفی کرد آدم و عوا شروع کردند و تا هم جریان دارد ما هم این کار را کرده میریم امروز یعنی هدف یه است که دوسته ازیز که میگن وقتی که خدا ایتی ایک باغ امترک خانده ایمام که خداوان همه نوه درختان زیبا و میوده را در این باغ پیدا کرده بود و آدم و عوا را در این جای داده بود که همه چیز داشتند و میوه ها زیاد بود و مقبولی و همه چیز پس چرا این درخت شناسایی نیکوباده قرار داد؟ خب اگر اینه قرار نمی داد چی؟ امترک نزیرجان خود گفتی که اگر مثلا خداوان این درخت قرار نمی داد و اونا را نمی گفت که شما از این درخت نخورین آزادی یعنی خداوان برما آزادی داده اختیار نمی داشتیم دیگه وقتی خداوان برما اختیار نداده اختیار نداده اختیار زندگی بلکه اختیار اطاعت از خدا یعنی هدف کلی امی موضوع اطاعت از خداست که آیا ما از خدا آیا آدم و هوا از خدا اطاعت می کدن یا نمی کدن و خدا نمی خواهد که ما به زور از او اطاعت کنیم یعنی میوه مهم نبود کدام میوه کدام درخت این چیزا مهم نبود ولی اطاعت مهم بود که خداوان در باید اطاعت می کدن و امروز هم اگر ما مثلا احکامی که خدا برما داده مطبق احکام خدا مطبق فرامین خدا و در حضور خدا ما زندگی کنیم زندگی همه چیز عالی هست خوب پیش می ره امروز مثلا علم و پیشتارت گفتیم یکی اطاعت از خداست یکی علم پیش رفت است دوش یک جگه باید پیش بره هم خداوان برما بعد از اینکه انسان گناه کد درست است صاحب دانش و عقل شد ولی مهمی است که کلام خدا میگه که شما خدای خود نباشید چرا در ویژه ما میخوانیم در کتاب مقدس میگه شیطان گفت که شما اگر از این در حق بخورید مثل خدا میشین که واقعا مال تعصف این امکان ندار و ما به اصطلاح تیشه در پای خود میزنیم خوب دوسته اصیس آلی بیند که در این قسمت یک صورت بشنم و باز دوباره به صحبتهای خود ادامه میدهیم این عالم که تو خود ساخته این در اختران عزیم و رد و بر قدرت خود نمایان کرده این آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی چون بینم در اختانه سبز و خارم نوای بول بولاید به بوشم از فرازه کوبیدم دشت و چمن آن صدای نهر نسیم وطن آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی چون فکر کنم که خدا فرزنده خیش دریخ نداشت از آن مرگ پرش تی برسلی بحری من فدا گردید باری گناهان زدو شم غلطید آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی چون مرسی آید با صدای شعیبور سوی سباش و هم زین جهان دور بخایش آفتم با سپاس و دورود سر سرگیرم آنگه همین سرود آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی آنگز جان و دلم سرایم چی عزیمی چی عزیمی چی عزیمی چی عزیمی واقعا سرود بسیار عالی چی عزیمی، چی عزیمی واقعا خداوند عزیم هست واقعا اگر ما با خدا باور داریم خدای ما خدای عزیم هست، خدای عالی هست خدا است که خواست که آدم و هوا در معصومیت خود زنده ای کنند دوسته ازیس یک دلیل بسیار مهمه که بخش کتاب مقدس بر ما میاره که امروز درد ما میخوره ای است که خدا میخوای که ما پاک و مقدس باشیم، پاک باشیم پاک زنده ای کنیم، راست باشیم، صادق باشیم و ای پاکی و صداقت و راستی و عدالته فقط فقط میتونیم که در حضور خدا، زیر چطر خدا داشته باشیم خب امروز دنیا... یعنی نمیگه کتاب مقدس بر زد علم و دانش هست نیست هدف یه است که همه قدر علم و دانش هم که وجود داره در دنیا بعد ازی که آدم و هوا گناه کدن از میوه ممنوعه خوردن از درخت ممنوعه اینا دانش پیدا کردن برشان دانش ای داده شد ما در کتاب مقدس خوندیم ای را امی که خوردن برشان یک دانش ای داده شد خواستن که دانش پیدا کردن قبل از او محسوم بودن خداون همه چیزه برشان داده بود چشمایشان به بیطاعتی واض شد بله و امی گناه بیطاعتی وارد دنیا شد بله و خداون خواست که آدم و هوا مثل یک طفلگر در نظر بگیریم یک طفل ما میگیم محسوم است خوب و بده نمیفهمه تا وقتی که خوب و بده نمیفهمه فقط زیر عوامه رو به اصطلاح زیر پروارش پدر و مادر شد بسیار خوب پیش میره اما امی که خوب و بده فهمید چی میشه ای دوجه است در مشکلات مفته و اختیار پیدا کرد بخطر که چون وقتی که طفلک میباشد خورد میباشد همیشه در آغوش پدر مادرش میباشد همه تر که آدم هواد آغوش خدوان بودند در زیر مراقبت خدوان بودند یک وقتی که فهمیدن خوب و بده متوجه شدند و اختیار آزاد هم برشان داده شده بود اینا رفتند کار اشتباه کردند این چیز مثل یک طفلک اگر در نظر بگیریم که یک وقتی که خورد میباشد آغوش پدر مادر خود میباشد یک کم کلان شدند راگشتنی شد دیگه میره شروع میکند خصوصا اگر قلم درستش بیایا پدر مادرش بگویم که دیوارا را خط نکو یک روز پدر مادرش متوجه نشد میره دیوارا را خط میکند تشبص داره احساس میکنیم و کوشش میکنیم که یک تمایل داریم به گناه تمایل داریم که باشد که امو چیز که جازر نداریم بریم بیرونیم که چی از ایک کنچکاوی میکنیم بله بله و این وسواسه را شیطان در فکر ما میاره امتحان که در فکر آدم و هوا آورد که خدا ضرور نیست که شما اطاعت از خدا کنید خداان گفت که اگر شما از این میوا بخورین شما میمرین و شیطان بر هوا میگن نه شما نمیمرین بلکه شما مثل خدا میشین گفت بینید مار جواب درست نیست شما نمیمرین خدا این را گفت گفت زیرا میداند وقتی از آن بخورید شما هم مثل خدا میشوید و میدانید چی چیز خوب و چی چیز بد است درست هست مثل خدا میشین امروز کسایی که خدا را رت میکنند و فقط و فقط متکی به عقل و فکر خودستن اونا خدای خودستن در حال که خدا خدای یک تا است و دعات ششم بهتر که خانم که میگه زن نگاه کد و دید آن درخت بسیار زیبا و میوای آن همچنین فکر کرد چقدر خوب است که دانا بشود یعنی این دانش که ما امروز میگیم این دانش قطعا در اینجا قابل ترها نیست خدا بر ما عقل داده خداوند در آغاز گفت که برید دنیا را تسخیر کنین ولی نه به دانش که جای دانش خدا را بگیره نه به دانش که ما را خدا بسازه هدف این از دوستهای ازیز این دانش که امروز وجود داره این دانش که امروز وجود داره هدفش از این دانش نیست هدف از دانش ای است که ما خدای خود استم ما کامل همه چیز دارم و ضرورت به خدای نیست درست است که خداوند شبیه خود پیدا کده ولی نه برابر خود واقعا که خداوند بر ما عقل داده ولی ما به خداوند برابری کده نمیتونیم آدم هوا همه چیز داشتند ولی میخواستند که یک قدم دگام پیشتر برند ببینند که چی گفت است و این از هدف دوستهای ازیز که گناه یک کشش داره و این بخاطر از این میشه که ما از آمر خدا اگر ناغاب باشیم آگاهی نداشته باشیم از کلام خدا آگاهی نداشته باشیم این امیز که نه تنها در شک و تردید میفتم که امروز دوستهای ما میگن کتاب مقدس کاملا بزرگ اقل و دانش است بلکه در زندگی خود همیشه گمراه میباشیم درسته خوبی و بدی خود را نمیفمیم ولی از زمان که ما پیروی سیمزی شدیم کلام خدا را پیروی میکنیم دوستهای ازیز خداوان ما را یعنی گرچ که در گناه بودیم گناهکار هستیم تمام انسان ها گناه کردن خداوان امروز حاضر است که ما را کمک کنه که نتانا از گناه و از تاریکی گناه از مرگ آزاد شدیم بلکه با این امی اقل و دانش که برما خداوان داده نعمت دانش که برما داده استفاده کنیم و به نفع خود و به نفع دیگرها ای را بچرخانیم دوستها ازیز که کلام خدا برما میگن خوب در این لحظه فکر میکنیم یک پارچه شیر میشنیم دوستها ازیز بیاین که آله شیر میشنیم و دوباره برمیگردیم در آخر میشنیسی نیک و بد را در آخر میشنیسی نیک و بد را چی زود آخر هم از آغاز بشناس مراو هر گز بدنبال هر آواز تو اول صاحب اواز بشناس اگر بال و پری داری هنر نیست کجا واید کنی پرواز بشناس تو در باغ عدبگر باغ بانی تو در باغ عدبگر باغ بانی درخت میوه ممتاز بشناس اگر درد دلت گردی در یا بیا و ساحل ابراز بشناس دهت میوه درخت آسمانی شما را جاودانی راز بشناس کلام حق زنگارت برون گل کلام حق زنگارت برون گل حقیقت را از این عجاز بشناس نیکوبت شناسای نیکوبت هر نوع آزاد هستیم اما هر نوع آزادی خود باید استفاده درست کنیم هر نوع آزادی در هر چیز خوب نیست به نقص ماست خصوصا وقتی که ما در سیر لطف و مرحمت و محبت خدا زندگی میکنیم ما دیگه ضرورت نداریم که بسیار کنچکا و چیزایی باشیم بسیار از فکر ما از عقل ما یا از چوکات زندگی ما خارج است گناه مثلا گناه خودش بباشین گناه هر نوع گناهی را که شما در نظر بگیرید مثلا دروغ درست چرا ما دروغ هم مثلا امروز بخواییم که تجربه کنیم یا تمه یا مثلا دوزدی قتل ای همه گناه هاییست که یا مثلا گناه هاییست که ما را در چوکات میره که ای ها را انجام نداریم درست است ما باید پاک باشیم امتحان که در پوری از ای که عقل خداانی برما داده میخوایی که ما پاک باشیم خداان خودش در کتاب مقدس گفته که بین گناه و رستگاری اردوشه پیش پای ما قرار داده و برما اختیار آزاد هم داده و برما آزادی هم داده اراده هم داده برما و خودش برما مشوره هم داده که رستگاری را انتخاب کنین تا در زندگی تان محفق باشین ولی اگر ما رای رستگاری را انتخاب نمی کنیم ما خود ما خود در مشکل مندازیم وقتی که در مشکل مندازیم باز خدا را ملمت میکنیم درست است که خدا چرا یه تو کد چرا یه تو نکد در حال که خداان کلام خودا کامله برما گفته خب دیگه دوسته است که بنابراین را خوردن با آنها دانش رای داده شد و فهمیدن که برهنه استن پس برکای درخت انجی را به هم دوخت خود را با آن پوشانیدن امروز دوسته عزیز کی میتونه که بگوید که در دنیا خوشبختی و آرامی است بینید که در دنیا چقدر بدبختی زیاد است چرا؟ بخاطر ازی که ما از خدا دور رفتیم از خدا بهتاعتی کردیم و امروز به دانش خود به حکمت خود میخواییم در دنیا سلحه را بیاریم در دینا خوبی را بیاریم ولی امکان نداره امکان نداره که ترسه امروز شرم از زندگی خود دور کنیم ما همیشه در ترس زندگی میکنیم ما همیشه در گنا زندگی میکنیم ما اگر فکر کنیم که ما امروز در اون حالت استیم که آدم و عوا داره خود ما میفهمیم که چی رای خوب است چی بد است مثلا در افغانستان کل مردم میفهمید که پتل چیز بد است و دوزی چیز بد است و دروگوی چیز بد است ولی اونا اختیار آزاد دارند خداوند برشان اختیار آزاد داده و اونمو کارا را که باید نکنند اونمو را میکنند و خداوند گفته که اگه ای کارا را میکنید شما رستگار نمیباشید و مردم درستگار نمیدونم ابدو که پیشتر گفتیم که انسان تمائل به گناه داره کنجکاو است که باید یک گناه کنه و لذت میبرد از امو گناه خود متاسفانه که لذت میبرد از اون خاطر انتخاب میکنند که رای رستگاری را انتخاب نکنند بله خوب یک موضوع دیگره که باید یاده آرش امیده است که خداون حاضر است که با از وضعی که ما گناه کدهیم اشتباه کدهیم اشتباه میکنیم همه روز خداون حاضر است که ما را داغش خود بگیره یعنی خدا آدم و هوا را در حالتشان رها نکد خداون انسان ها را در حالت خودشان رها نکده امیدونم چقدر بدبختی زیاد است ولی خداون میخواهی که ما باید طرف از اون برگشت کنیم درست است و دوسته ازیز خداون حاضر است به صلاح دروازه فیض خدا همیشه باز است که ما به طرف از اون برگشت کنیم و او دروازه از طریق عیسای مسیح خداون برما محایی است یعنی اگر ما به عیسای مسیح مان بیاریم گناهای ما بخشیده می شد و ما زیر فیض خداون دوباره در حضور از اون می تانیم که را پیدا کنیم دوسته ازیز وقت برنامه ما خلا شده شما را به خداون به یکتاب و می روانیم است باریم خدا حافظ خدا حافظ