The Garden of Eden

  30 minutes

  6 July 2018

The Garden of Eden was a gift from God to Adam and Eve.
They continued to live a great and pleasing life in the presence of God.
In the presence of God everything was wonderful and pleasant.
But after the deception of Adam and Eve by the devil, it caused both human beings to be driven away from the presence of God.
Without God's presence, our lives are dark and terrible.
In today's world, all of us are still in need of God's presence in our lives.
If our lives are empty of God, our world will be miserable.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

پنجره نور برنامه برای روشنی خانه های تان سالت نور دسته اعسیس و سلام میکنیم شکرم اذا بس هديل اجتماع در این لحاظهmate بتانیم از این طریق یعنی از طریق برنامه خانوادگی پنجر نور در خدمت شما باشیم و تشکر که شما این برنامه ما را تماشا میکنین امیدوار استیم که لحاظات در پشری داریم خوش بگذره و پر از برکت باشه بله دسته اعزیس من برنامه خود سلام عرض میکنم با امید خوشی سلامتی شما میپردازیم به برنامه امروز و آرزو داریم که شما تا آخر برنامه با ما باشین لذت ببرین و برکت ببینین بله دسته همچنون تشکری میکنیم از کسایی که با ما تماس گرفتن و تماس میگیرن و مسیج مگذارن ما شما را تشویق میکنیم که نظریات و سوالات تانه از طریق یا تیلفون یا از طریق ایمیل برما روان کنین و این باعث ازی میشه که ما دیگه هم بتانیم که برنامه های بهتر و خوبتر تحییق کنیم بله دسته ازیز در برنامه قبلی ما در مورد خلقت انسان یعنی خلقت آدم و اوا از کتاب مقدس صحبت کنیم در این برنامه میخواییم که در مورد زندگی در باقی عدن باز هم از کتاب مقدس امرای شما صحبت کنیم شاید شما در مورد باقی عدن یا بهشت یا آدم و اوا چیز شنیده باشین خلجان خود چطور آیا کدام چیز شنیدی در مورد بهشت جنت یا باقی عدن نه در مورد باقی عدن خود چیز نشنیده بودم اما در مورد بهشت و جنت شنیده بودم پدرم بر ما قصه میکنه وقتی که خود بودیم و جنت خود زیاد چون که راه و روشی که ما داشتیم مثلا دینی که ما پایریو میکردیم مثلا در قرآن زیاد در مورد جنت نشته است ولی جنت ما با یک شکل دیگه فکر میکردیم فکر میکردیم که جنت اصلا نمیفهمیم که در کجا بود همه که میفهمیدیم که پدرم هم میگفت که در جنت بابا آدم و بی بی هوا بود خداهان بابا آدم و بی بی هوا را قرار داده بود و اینا در اونجا زندگی میکدن خوش و آرام بودن و یک روز شیطان داخل جنت میشه و بابا آدم و بی بی هوا را فریب میده که گناه کنن و اونا بزرگ خدا گناه میکنن و از جنت بیرون میشن امیقا شنیده بودم اما وقت که کتاب مقدس در دسترست من رسید من فهمیدم که امو چیزی که پدرم یاد داشت و قصمه کد و من در قرآن خوانده بودم و پیرایه میکدم ای از کتاب توراد گرفته شده و کتاب توراد داستان آفرین شب به شکل کاملش و بیترش برما تشریف میکنه دوستانی ازیز، این پارک بسیار مقبول هست مالم میشه که در این پارک بسیار زامد کشیده هست و چقدر مقبول را جور کده هست این طرف ببینین گلاء بسیار مقبول کاشتند در اون طرف دیگر ببینین درخت های سرسبز و مقبول کاشتند که این پارک سایا کنند در اون طرف دیگر آبشار هست این پارک بخاطر ازی جور کند که مردم در اینجا بیاین با فامیلهای خواد بیشینند و لذت ببرند این من را به یاد ازی مندازه که خداوند باغ ادن ها چقدر به مقبولیش جور کده بود دوستانی ازیز، فکر کنین که باغ ادن از اینقدر مقبول تر بود گلاء رنگ آرنگ داشت درخت های بسیار سرسبز و بلند داشت و آسمان آبی و مقبول داشت و جویبار های مقبول که آب شفاف و گوارا داشت و همچنان میوه های که در درخت ها بود خداوند او را برای ازی پیدا کده بود که آدم و هوا بخورند ازو استفاده کنند، ازیش لذت ببرند و با هیوانات بازی کنند، صدای پرنده ها را بشنوند و از همه مهمتر ای که حضور خداوند او باغ بود آدم و هوا هر روز با خداوند صحبت میکدند و حضور حضور احساس میکدند خداوند برای آدم و هوا گفته بود که شما آزاد استین میتانین در هر قسمت باغ برین، بگردین از میوه ها بخورین، استفاده کنین ولی یکانت چیزی که برشان اجازه نداده بود ای بود که از دو درخت که در وسط باغ بود گفت ازو نخورین، اتا گفت نزدیک ازو نرین ولی متاسفانه که آدم و هوا رفتند و بی امری خدا را کردند و از دو درخت گرفتند و خوردند و داستان زیبایشان تغییر کد و داستان کاملا تبدیل شد به یک داستان غمانگیز یعنی او داستان که قبلا بود که در اونجا ماتم نبود، گریه نبود، جگرخونی نبود هیچ موضوعی نبود که اینا را نراحت بسازه ولی بعد ازی که اینا بی امری خدا را کردند تمام داستان تغییر کد اتا داستان زندگی ما تغییر کد که امروز ما هم بخاطر از او رنج میبریم زندگی ما از امون جا شروع میشه زندگی خانوادگی از باغ ادن شروع شده زمانه که حضور خداوند اونجا بود و ما و شما از ای توی یک نتیجه میگیریم که ما باید خداوند دوت کنیم که در زندگی ما مخصوصا در زندگی خانوادگی ما شامل باشه و ما دروازه قلب خدا بروی از او باس کنیم تا او ما را هدایت کنه ما را رحبری کنه و ما هر کار را برحبری از او کنیم و ما آرزوی مایی هست که در زندگی تمام مردم در کشور ما در زندگی شان در زندگی خانوادگی شان برکت خداوند باشه حضور خداوند اونجا سکونت کنه خداوند شما را برکت بته دوسته ازیز شما این ویدیو را تماشا کده این و ما در مورد زندگی در باغی ادن صحبت میکنیم واقعا این پارک مقبول است نگفتن همون را که ما بسیاری وقتا زمان که بتانیم میریم در اونجا نی و یک روز بسیار خوب و عالی بود در این ویدیو ما متوجه شدیم که نزیره جان در مورد ازیزی صحبت کده مهم تر از همه ای که در باغی ادن حضور خدا بود هر جا که خدا باشه هر جا که خدا دوستی باشه در اونجا زیبایی است در اونجا آرامی است در اونجا محبت است در اونجا سمیمیت است دوسته ازیز واقعا که وقتی ما در مورد باغی ادن صحبت میکنیم گرچه که دنیای ما فیلن در یک حالتی است ما نمیتونیم احساس کنیم که باغ ادن چگونه یک باغی بوده و خصوصا بسیاری کسایی چزارا خیالی فکر میکنند امتونیست نزیره جان؟ بله فکر میکنند که داستانهای بسیار تفلانه و خرد و کوچک است در حال که اگر ما در مورد ازی فکر کنیم که ما به صلاح به اصل نسب خود برگردیم ببینیم که خداوند در آغاز در ابتدا حالا تاریخه مثلا نزیره جان تاریخ قبلان تاریخ یک کشوره یا یک مردمه متعلق میکنیم تحقیق میکنیم بسیار چیزهایی را یاد میکنیم اساس و مبدع را ما باید که پیش بگیریم و اساس آمدن انسان دروی زمین در اینجا کتاب مقدس برما بسیار خوبی تشریح میکنه امتونی که پیشتر گفتیم همونطور که خودت گفتی که یکان کس پرسان میکنه فکر میکنن که بسیار یک قصه تفلانه است از ما یک نفر سوال که شما به این داستان باور میکنین این خوبیخی تفلانه است که در باغ عدن خداوند آدمه از خاک زمین ساخت یعنی گل ساخت و از او آدمک جور کد یعنی خداوند در باغ عدن گل بازی میکد واقعا که یک به نظر ما یک قصه تفلانه به نظر ما میکنه در قدم اول خداوند در مورد علم در کتاب مقدس واضح سوبت نکده ولی امی که ما میبینیم که موجزهایی را که خداوند نشان میته این که هکشان را که جور کده این باغ به این زیباییش که جور کده این ایوانات را که جور کده این کلش از علم و دانش خودش سوبت میکنه اگر ما به حساسش ببینیم و بشنویم و ایمان داشته باشیم که چقدر پرمفهوم است چقدر بارزش هستی برما که انسانیت از اموژه شروع شده زندگی از اموژه شروع شده و زنی و شوری از اموژه شروع شده ما نمیتونیم بگویم که این داستان داستان تفلانه است یعنی اگر مثلا یک داستان خیالی میبود یک داستان که مثلا احساس نمیداشت و ارتباطی نمیداشت به زندگی امروزی ما در حال که این داستان هر کلمه از این هر جمله از این هر آیت از این ارتباط مستقیم به زندگی امروزی ما داره و ما بسیار چیزهای خوبه از این داستان باغیدن یاد میگریم مثلا ما در اینجا نزیده جان اگر با اجازتان باشه بعضی چیزها رو یاد داشت کدیم که ما از درسای باغیدن میتونیم که یاد بگیریم اول از همه ای که خدا با ما حرف میزنه ما در اینجا داستان آدم هوا دیدیم که در باغیدن خدا با اونا حرف میزد خدا با ما حرف میزنه ما که فرزنده خدا هستیم او ما را دوست داره ما از آدم و هوا کدام فرق دیگه نداریم و امروز هم گرچه که ما نمیتونیم از زیبایی ها و سروت باغیدن برخوردار باشیم اما خدا هوا این توانایی رو داده و نه تانا این توانایی بلکه نظر به محبت خود او خدای زنده هست و ما میتونیم که با او امروزه گپ بسنیم این درست بسیار مهم هست در این داستان که دیدیم نه که خدا هان با آدم و هوا گپ میزد و گرچه که آدم و هوا از باغیدن رانده شدند بیرون شدند ولی باز هم خدا هان دوستی خدا ادامه داد و از اونا همیشه مراقبت و نگهبانی میکرد و اونا را رهنمایی میکرد و امروز هم دوست های زیز کلامش ما را رهنمایی میکنه و روحش ما را رهنمایی میکنه اگر ما از او بخواییم بخواییم که رهنما و رهبر ما باشه هر زمانه که ما از کلام خدا از فرامین خدا دور میشیم با من داده با پای خود تیشه میزنیم ارقدر که از خدا دور میریم امروز بینی در دنیا چی حالت هست کلش به خاطر ازیز که ما از خدا دور رفتیم و کتاب مقدس امروز بسیار بخوبی صحبت میکنه بسیار سادگی صحبت میکنه بشکل صحبت میکنه که ما هر کلام خدا را هر کلیمه که در اینجا نشته هست ما بفهمیم این درست هست که در مورد ساینس یا علم یا علم تب یا چیزا امروز صحبت نمیکنه ولی به این مفهوم نیست که خداوند از این چیزا کاملا فاصله داره خداوند منشا و منبع علم هست و منبع دانش هست انسان ها بسیار این علوم نجوم نجوم ستاره شناسی و چیزا بسیار تحقیقات کردن که بفهمن که این نظام شمس چطور کار میکنه و چقدر فاصله داره از زمین بسیار تحقیقات کردن و کوشش کردن تا مهتاب رفتند و یکان ستاره دیگر اینا کشف کردند در حال که کهکشان هاییست که انسان قادر به این نیست که اونا را در موردش ملومات داشته باشند یعنی دانش خداوند قدر وسیه هست که انسان قادر به این نیست که همه چیزا بفهمه مثلا اگر ما یک دکتر را در نظر بگیریم که دکتر چقدر سالها تحصیل میکنه شبها تا صبح میشه درس میکنه و تنها یک قسمت بدن انسان در موردش ملومات پیدا میکنه از آزای بدن ما را یا جهاز آزمه ما را یا مثلا هر چیزی که در وجود ما است اینا ملومات پیدا کردن میتونند او را که خداوند برشان عقل داده ولی خداوند که خود انسان را پیدا کرده خود دکتر را پیدا کرده چقدر حکمتش بالاتر است و چقدر دانشش زیادتر است که ای چیزا را پیدا کرده ولی خداوند در کتاب مقدس به زبان بسیار ساده امرای ما صحبت میکنه فقط او میخوای که ما دوستش داشته باشیم و ما او را بشناسیم بله بله و زیادتر ای که ما نجات پیدا کنیم درست است واقعا یعنی خداوند اگر خواسته باشه با زبان دیگه با ما صحبت کنه درست است که زبان انسانی ما نباشه تمام ای مثال هایی که داده شده مثلا امی که شیطان شکل مار پیش میره پیش هوا و او را فریب میته ای تمامش مثال های انسانی که ما به زبان خود ما است ای را ما میتونیم که در کنیم ولی دمی بیانات ساده کلام خدا مفاهم بسیار امیق و بسیار عالی وجود تاره درست دیگه ای که یاد میگریم دیگه ای است که خداوند خواسته که ما کار کنیم درست است ما در کتاب مقدس میخونیم نشته است که خداوند خدا آدم را در باغ عدن جا داد تا در آن زراعت کند و از آن نگهداری کند میدون کار ما نمیتونیم که زندگی کنیم و خداوند ما را مثل بودهایی نساخته که تنها بیشینیم و هیچ حرکت و احساسی نداشته باشیم کار کدن خودش باعث رشد زندگی میشه که امروز رشد هم وجود داره پس دوست های زیز کار کدن قسمت مهم زندگی ماست و ما ایران امروز میبینیم درست است که خدا آدم و هوا را برای زی خلق نکد که قرار بیشنند آرام و تفریه کنند و ما بگیم که خب همه چیز اونجا آرام بود دیگه هیچ کدام خداوند واقعا عالی است همه چیز کلامش بر ما سنجیه شده گپ میزنه خب دوست های زیز در این قسمت میخواییم که بر شما یک سرود بشنوانیم و بعد از اون برگشت میکنیم و به صحبتهای خود اتحام میدیم بیاین که سرود با هم بشنویم از خونه سموتر از چمن را خوش بود من شدم تاز از آن یاد ادن را خوش بود از خونه سموتر از چمن را خوش بود من شدم تاز از آن یاد ادن را خوش بود از خونه سموتر گر چه من راه گذرم دنیای فانی را مگر بویت افشانم شود که دمن را خوش بود من شدم تاز از آن یاد ادن را خوش بود از خونه سموتر جل جتا یادم دهد عشق تو را در حیره جل جتا یادم دهد عشق تو را در حیره عشق تو است قوی مثل سمن را خوش بود من شدم تاز از آن یاد ادن را خوش بود از خونه سموتر عشق تو است قوی مثل سمن را خوش بود عبرها بینم که می آید مسیحا یک روز می دهد بمن از آن سوی بطن را خوش بود من شدم تاز از آن یاد ادن را خوش بود از خونه سموتر از چمن را خوش بود من شدم تاز از آن یاد ادن را خوش بود از خونه سموتر دوسته عزیز چقدر صروت مقبول بود واقعا که ما بر باغ ادن ساخته شدیم نزیده جان ما انسان ها بر زندگی جاویدان بر زندگی عبدی در حضور خدا ساخته شدیم و این بعد هم بیاد ما می آره که بیاد باغ ادن یک کوشش کنین دوسته عزیز که کلام خدا را در کنین و بیاد داشته باشین که خداوند ما را بر این دنیای که فیلن وجود دارد جنگ و کشت و خون و بدبختی و این چیزا نساخته بر درد و رنج نساخته ما را بلکه ما را بر از این ساخته که در حضور زندگی کنیم اتا ما پیش از اینکه اینجا بیاییم یک مجلس به نام مجلس گلستان یاد می شه که ما واضع کنیم یک صفحه شده که اتا حافظ شیرازی در مورد ادن صحبت کده شیر گفته که می گه من ملک بودم و فرداوسه بر این جایم بود من ملک بودم و فرداوسه بر این جایم بود آدم آورد در این دعیر خراباب آدم پس ما بر آسمان ساخته شدیم ما بر حضور خدا ساخته شدیم دو چیزا گفتیم که درسایی که از باقی آدم یاد گرفتیم یکی ای که خدا با ما حرف می زند مثل که با آدم و هوا گفت می زند و خدا خواسته که ما کار کنیم دیگه ای که ما باید که فریب شیطان را نخوریم ما باید بر اطفال خود در مورد شیطان صحبت کنیم چطور نزیره جان؟ و برشان بگویم که شیطان وسوسه میکنه دل در فکر انسان میاره چیزای بده تا باشه که آست آستا مارا از خدا دور بسازه و در گناه بندازه و ای چیزا باید که بر طفلهای خود ما همیشه تعلیم بدیم دیگه ای که ما نمیتونیم از خدا خود را پنهان کنیم آدم و هوا خواستن که پنهان کنن خدا درست است ولی خداوند هر کسی میبینه در هر جایی که باشیم و از قلبهای ما آگاه است این را باید که بر طفلهای خود یاد بدیم چطور نزیره جان؟ بله یعنی طفلای ما اگر بفامن که خدا دیده میره میتونه ببین اشان در هر جایی که باشند و ترس خدا را داشته باشند دل خود دیگه کار ما پدران و مادران آسان میشه بله به درستی درست بدیم تعلیم بدیم و دیگه ای که یک موضوع دیگر را دوست داریم فرموش نکنیم که بیتهاتی مشکلات را با وجود میاره ما وقتی که خودم هم یک گنام میکنم در خانه وقتی که طفل بودم از پدر مادر خود خدا پنهان میکنم بعد از او باز جزاییم زیادتر میشد درست است و میگفت نتانا پدرم میگفت نتانا تو از ما بیتهاتی کدی بلکه تو خدا پنهان هم کدی و اطراف هم نمیکنی از این خود را مجازات ما زیادتر بود و هر کار از خود عقبت داره هر گناه از خود عقبت داره این چیز هایی است که دوست هایی است ما باید که به طفلای خود همه روزه گوشت کنیم و یاد بدیم چطور نتیجه؟ وقتی در باغ آدن در مورد باغ آدن شروع کردیم به گره زادن دیدیم که زندگی ما و زندگی خانوادی ما همونطور که در ویدیو گفتیم که از باغ آدن شروع میشه یعنی خداوند برما وقت دو زراخت در پیش توی آدم و هوا قرار داد به این هم مفهوم است که برما اراده آزاد داد که ما اجازه داریم که زندگی کنیم اجازه داریم که آزاد باشیم ولی به این مفهوم نیه که هر کار دل ما شد و همون کار بکنیم یعنی خوبی و بدیل در پیش توی ما قرار داد او نخواست که ما مثل مثل یک روبوت باشیم مثل ماشین باشیم مثل ماشین باشیم که خداوند ما را پرگرام کنه و خداوند هر چی خواست مثل ریموت کنترول واره از ما استفاده کنه خداوند برما اراده آزاد داد و گفت که برین و خوش زندگی کنین محفق زندگی کنین و خودش راه را برما نشان داد او در پیش توی ما در کتاب مقدس نشده است که بر زن و شوهر او دو فرمان داده گفته که ای مردا زنانتان را دوست داشته باشین و بر زنان گفته ای زنها از شوهرایتان اطاعت کنین چقدر خوب میشه که اگه شوهرا تمامشان خانمای خودا دوست داشته باشن و بر مردا همچنان که خانمایشان از اونا اطاعت کنه اونا دیگه از زنهای خود چی میخواهند که قابل احترام باشند بر خانمای خود خانمایشان اونا را کم نزنه خانمایشان برشان احترام داشته باشه و وقارشان در نظر داشته باشه و اگر ما در خانواده خود حضور خدا را میداشه باشیم او را دوست میداشته باشیم در خانواده خود منحیز زن شعور دوست میداشته باشیم تفلایم هم طرف ما یاد میگرند دوستی و محبت و خدا دوستی را یاد میگرند در اونجاز دوست های زیزی که اساس جامعه ما از اینجا شروع میشه و نتانا خداهان ما را در زندگی ما برکت میده و ما نجات عبدی را خصوصا دوست های زیزی که این کارها را زمان ما میتونیم بکنیم که امی قدر درس هایی که ما یاد گرفتیم در زندگی خود و خدا را شکر میکنیم بخطر اولادهای ما بخطر زندگی ما که خدا را دوست دارن و خداهان در زندگی ما برکت داده با این مانانه است که ما پول و سروت داریم بلکه حضور خدا در خانه ما است در قلبهای ما است و این برکت بزرگ است که ما واقعا به خداهان افتخار میکنیم و جلاله به خداهان میدیم دیگه کدام خود داشته باشیم و خدا را دوست داشته باشیم خدا را دوست داشته باشیم در اون سرات میتانیم که این گره خدا را قبول کنیم و انجام بدیم بخاطر بخاطر احترام که به مسیدارید موتی یک دیگر باشید ای زنها توری از شوهران خود اطاعت کنید که از خداهان اطاعت میکنید زیرا حامان توری که مسید سر کلیسا یعنی بدن خود میباشد و شخصا نجا دهنده ای آن است شوهر نیست سر خانم خود میباشد و در مورد شوهران گفت ای شوهران چنان که مسید کلیسا را دوست داشت و جان خود را برای آنداد شما نیست زنان خود را دوست بدارید یکی از چیزایی که نگفته نمانده که فرموش نکنیم که ارتباط داره با موضوعات خانوادگی و باقیدنیه که آدم و هوا خود را از خدا پنهان کدند و از برگ آنجیر بر خود لباس ساختند ولی خداوان گفت که نمیتونه شما نمیتونید خود را پنهان کنید شهر میتونه نمیتونید با برگ ها پنهان کنید بلکه خداوان خودش یک قربانی را انجام داد یک هیوان را قربانی کد و پوست زوره برای آدم هوا داد که بپوشند در این مورد پرogram بعدی برای دوستهای خود ا בא�لعاد v که آدم و هوا فکر میکنم دیوزاد که خداσف و و و و و و و و و و و و و دیوزاد که دیوزاد دیوزاد