The fourth cat. Part one

  29 minutes

  28 April 2012

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

از هر گل برگه تقدیم کننده صدای زندگی شنونده های ارجمند خش را با عیزت و حرمت سلام تقدیم می کنیم امیدواریم احترامات ما همچون انوار پرتو افزا نوازشگر قلب های باسفای شما عزیزانه که شریفانه پیش رادیو هایتون شیشتین باشه و در حال که حضور هر یکی تانه با برنامه خش خیر مقدم می گیم دریچه برنامه از هر گل برگه را با عالم از شادی می گوشاییم تا باشه داشتهای برنامه ما پیام از آرامش خاطر بر شما جویندگان راه راستی باشه و به امیدواری می پردازیم به معارفی برنامه اینوبت خش گربه چهارم داستان کتا مطلب معلوماتی مطلب دوست دوست دوست دوست دوست دوست دوست و موسیقی و موسیقی نیمه های خزان بود هنوز آفتاب از دم و دود نه افتاده بود اگر همت می کرد می توانست پشت و پحلو آدم های نمکشیده را گرم کند به نوازه داد اما برعکس کابل که چهار فصل منظمه داشت اوزا و احوال این شهر بیگانه از اقلیم گرفتد تا آدم هایش فرق می کرد گاهه در همان اواسط خزان چنان خرشید از رمق و حال می افتاد و باد و باران بیداد می کرد که آدم به اصطلاح پک خود را گم می کرد در نیموند که بالا پوش به پوشد چطری بگیرد یا این که پیراهن آستین کوتا ببر کند اتفاقا در یکی از روزها به گفته شاعر عبر و باد و مح و خرشید و فلک دست به دست هم داده بودند تا توفیق به کابولی را ازیت نکند او به یکی از دراز چوکی های کنار جاده نشسته بود و می کشید غم غلط کند آفتاب از آشیه آهن پوش یک اپارتمان بلند خندان و نوازشگر می تابید و قبرغه های آزرده توفیق را می نواخد او در زندان پل چرخی مرز فلج و درد مفاصل گرفته بود و همان ناخوشی در تمام روزهای رهایی چه در کابول چه در پشاور و چه در اینجا چوند والیا موجوده هیلگر افسانوی بر پشتش سوار بود و آزارش می داد کم و بیش چهار سال می شد که اتفاده از حق اقامت دائمی در این شهر زندگی می کرد و زبان سویدی را روان حرف می زد در جرایان این مدت از تمام جاده های این شهر فقط همین جاده که نامش جاده بزرگ شرقی بود خوشش آمده بود و از این جاده از دیگر جاده های شهر متفاوت بود موتر ها اجازه نداشتن که در آن رفت و آمد و غرفش بکنند بهترین و معتبرترین مغازه های فروش لباس جواهر فروشی ها و رستورانت ها در دو کنارش قرار داشتند و مردم هم بدون قرار قبلی روی هم رفته با لباس های آبرومند شان یا در آن طو بالا می رفتند یا سود و سودا می کردند و یا دم قهوخانه ها زیر سایبان های رنگ آرنگ می نشستند و با هم گپ می زدند توفیق شنیده بود که یگان ساختمان این جاده دوست ساله و حتی دوست و پینجا ساله است ولی مثل کف دست در آن طویق گفتی همین پار سال آنها را ساختند و به استثناء چیزهای انگش چماره از هر چیز قدیمی خوشش می آمد از زروف قدیمی از آدم های خوشخلق و خوشصحبت قدیمی از درخت های تناور قدیمی از کلیسه های قدیمی از شراب و برنج قدیمی و بلاخره از خانه ها و جاده های قدیمی اومی پنداشت که تمام اینها با زبان بی زبان با آدم گرد می زنند زانو بزانو می نشستند راز دل می کنند و از مسائل و راز های سخن می رانند که تعویل و تعبیر شان با الفاظ راز قاسر ما ناممکن است ره گذر ها امومن آراست و خوش پوش از مقابلش می گذشتند دختر ها و پسر های جوان بازو و بازو و دست به دست راه می رفتند و گاه هم دیگر را بغل می کردند و می بوسیدند همون کاره که در کابل گناه آخرت سوز تلقی می شد و دین و دنیا آدم را برباد می داد توفیق کلاه کاسکیتش را تا جای پیشین پاین کشیده بود و شاهد تماشای این دنیا رنگ آرنگ بود در آن طرف جاده زیر سایبان های رستوران معروف مکدانات اینجوری های قسم قسم نشسته بودند و همبرگر قهوه و چیزهای دیگر می خوردند جوان ها با خنده و قیل و قال و سالمند ها با وقار و تمکین غذایشان را صرف می کردند پشتی یک میز دو نفره یک جفت زن و شوهر موسفید نزدیک جوان ها نشسته بودند و خوشحال بودند که خداوند هنوز راه گلوشان را نبسته است آن زن و شوهر زیر سایه جوان ها رخوت و پیری را ازیاد برده بودند پیرزن با مذاهای شور و شیرین جوان ها مسومانه و نمکین لبخند می زد اینگار زیر درخت شگوفه نشسته است و باد ملائم بر سرش گلبرگ می ریزد پیرمرد بیاد جوانی های خودش افتاده بود که سال ها پیش زیر درخت های امین جاده دفن شده بود پشتی یک میز چار کنج چار نفر با حرارت با هم صحبت می کردند و سیاست می گفتند توفیق با خود می گوید چی آدم های ساده و بیعقله کاش می دانستند که مجغول کار بی آقبت هستند هنوز به اندازه ها و میقیاس های کابل میزیست و خوب و خراب دنیا را در آینه کوچک قطی نصفار می دید زن بسیار زیبا و بلند قامت که پیراهن چسب پستایی رنگ ببر کرده بود و تصمه تازی اصیلی را بدست داشت از دم چشمش می گذرد زن چنان متکبر و مغرور به نظر می آمد که گویا زن فرعون باشد راست و چپش را نمی دید و سگش نیز به تقلید از صاحبش با نخره و تنته راه می رفت حسرت داشتن چنان صاحب سخت توفیق را می آذارد و در دور دست ذهنش می گذرد که کاش افسار خودش به دست چنان لعبته می بود سگ تازی زن زیبا شهره اوروپا امریکا بود و به نام سگ افغانی خرید و فروش می شد آن زن زیبا یک سه و دونیم اینن شبیه کرستینا معلم سیویدنی توفیق بود که همین پار سال شوهرش را از دست داده بود و اولاد هم نداشت گفته می شد که کرستینا تنهایی ناشی و فقدان شوهرش را با چهار تا پشکش پر کرده است پشک هایی که بهت نازدانه بودند و جگرگوشه های صاحبشان به حساب می آمدند توفیق در تمام این سال ها هیچ همراز جز کرستینا نیافت بود کرستینا در ردیف دیگر شاگردهایش در باره توفیق نیز می دانست که چند سال زندانی سیاسی بوده پدرش که نانوائی می کرده چشمهایش را در دود و آتش از دست داده و دکانش را با دو پسر جوانش که از توفیق کوچکتر بودند سپرده است همین طور از توفیق شنیده بود که معموران دولت وقت در دل یک نیمه شب در حال که اعضای خانوادش از ترس می لرزیدند او را از بستر خوابش مستقیمن بزندان ترسناک بردند که پر از شکنجگرها و شکنجها شده بود به این صورت کرستینا با توفیق جوان باهوش و حساسی بود از سرگذشته جالبه داشت بیش از دیگران علاقه گرفته بود توی مرا چوبان و مالک در هر مسیبت تو یاوری توی مرا چوبان و مالک در هر مسیبت تو یاوری گرده بگیرم در هر قهاش آنگه مرا تو رفت بری گرده بگیرم در هر قهاش آنگه مرا تو رفت بری توی مرا چوبان و مالک در هر مسیبت تو یاوری در دستگیرنکو ند کشگه جفا و علم از طلخین دنیا بزار شوادین دلم بی تو مرا و مسیب نیز چاره دیگری بی تو مرا و مسیب نیز چاره دیگری تو این مرا جفان و مالک در هر مسیبت تو یاوری در دستگیرنکو ند کشگه جفا و علم از طلخین دنیا بزار شوادین دلم بی تو مرا و مسیب آیا من ازت مسیح تا که کنارم بری تو این مرا جفان و مالک در هر مسیبت تو یاوری تو این مرا جفان و مالک در هر مسیبت تو یاوری گرداب و گیرم در حلقه هایش آنگه مرا توی سرود بسیار خوبی بود امیدوار هستم که دوست های شنونده ای ما از شنوندن این سرود خوششان آمده باشه و برکت گرفته باشه بله من مطمئن هستم که شنونده ای ازیز ما از این سرود خوششان آمده خوب دوست های گرامی داستان را که زیر نام گربه چهارم شنیدین قسمت دوم او را در برنامه آینده خدمت شما پیش کشم می کنیم خوب آقای شاید مطلب معلوماتی برنامه اینوبت در مورد چی هست ماروری جان این برنامه در مورد کشفیات نوین برای مبارزه با هپیتایتس یا ورم جیگر هست بسیار خوب پس ببین که یک جای با شنانده های خود بشنویم ماروری جان انستیتویت پاستور فرانسا که یکی از مهمترین و معتبرترین مراکز پجوهشی و تولید واکسین در سارا سر جهان بایساب می آید مایه فبرواری را به تلارسانی و برای فرانسا به تلارسانی و برای فرانسا به تلارسانی و به تلارسانی و با خطر جدی این نوی بیماری آشنایی زیادتر پیدا کنن در این حال گروه پجوهشگران امریکایی نیز اعلام کنن که موافق برای تولید واکسین شدن که میتونن با برخی از انوای مختلف هپیتایتس نویسی مبارزه کنن پجوهشگران انستیتوت پاستور که مبتکرین و مکتشفین واکسین پیشگیری و از مبتلا شدن با هپیتایتس نوی بی بایساب میان یاد آوری کدن که در حال آزر پنج ویروس مختلف سبب مبتلا شدن با هپیتایتس میشن ولی در این میان تنها دو ویروس یعنی بی و سی میتونن برای صحت جهان و جان افراد خطرساز باشن پجوهشگران مسکور متذکر میشن که در ارتباط با این دو نوی ویروس خطر اصلی گذاشته از پیامتهای بیماری در زمان مبتلا شدن با او ای از که در صورت مداوا ویا از بینرفتن نشانه های بیماری ویروس هپیتایتس های بی و سی کمکان در سلولهای کبد افراد باقی میمانند و همواره مانند شمشیر خطر مبتلا شدن یا سی روز کبدی بالای سر اونا باقی خواهد ماند پجوهشگران فرانسوی یاداوری میکنن که هپیتایتس های ای بی سی دی و ای پنج نوی ویروس هستن که با سلولهای کبد حمله میکنن سلولهای که مسئولیت نگهداری بسیاری از اناسر مورد نیاز بدن هممانند آهن ویا ویتامین های مختلف با احده دارن و خصوصا آمل اصلی فرایند پاکسازی بدن با اصاب میاین ویروس های هپیتایتس پس از رخنه با کبد یا جگر ای آزو هیاتی بدن ملتحب میکنن و دنتیجه فرد مبتلا با تپ میشه پوست و سفید چشمشان بزرگی میگرایه دوچار خستگی محفرت همرا با دلدردی و حالت تهاو آور بسیار شدید میباشه حال پجویجگران در سالهای اخیر پی بردن که ای پنج نوی ویروس حامل هپیتایتس تنها در هدف اصطی خود که کبعد یا جگر میباشه به طور مشترک عمل میکنن وگرنه هر کدام حسرات متفاوت به هم را دارن و خصوصا از طریق مختلف به بدن انسان وارد میشن به طور مثال ویروس های هپیتایتس ای و ای از طریق افونت آب و بسیاری از مواد غذایی به بدن انسان رخنه میکنه که عمدتاً هپیتایتس ای از طریق آلودگی آب آشامدنی سرایت میکنن حال گرچی بره هپیتایتس ای نوی واکسین بسیار معصر تولید شده ولی هپیتایتس نوی ای چون هم در انسان و هم در ایوان وجود داره گرچی بسیار نادر و بسیار خطرناک و به طور مثال دمیان زنان باردار در نیمه از موارد مبتلا شدن به هپیتایتس نوی ای سبب نابودی کامل سلول های کبد شده و برای افراد مبتلا مرقبار است اما در مورد هپیتایتس بسیار خطرناک بی و سی پجوشگران فرانسوی با آخرین آمار و ارقام سازمان جهانی سیهی اشاره می کنن به این ترتیب در حال حاضر بیش از دو میلیارد نفر در جهان دانسته و یا نادانسته تواسط ویروس های بی و سی مبتلا شدن و سال یک میلیون نفر در سر ابتلا به یک زیدونو بیماری جان خدا از دست میتن حال ای ویروس از رای خون و همچنین رابطه جنسی میان افراد جامعه توسع میابد گرچه برای هابیتایتس بی واکسین تواسط پوژوشگران انستیتوت پاستور فرانسا کشف شده ولی هنوز هابیتایتس سی مربورترین نوی این بیماری به احساب میره در این زمینه پوژوشگران امریکایی موفق شدن نوی واکسین جدید تولید کنن که سبب تولید نوی انتیباتی در بدن میشه که میتونه با بسیاری از انوای مختلف ویروس هابیتایتس سی مبارزه کنن البته اناسی واکسین در مرحله آزمایشی و ابتدایی خود به سر میبره و ممکن است سالها به طول بینجامه تا به بازار وارد شوه ولی این کشف بزرگ نور امیده است برای ملون ها افراد مبتلا به هابیتایتس سی در سراسر جهان و همچونین سازمان های سیهی جهانی که اشیع و توسعی بسیار سریع هابیتایتس نوی سی در سالهای اخیر بسیار نگران است تشکرم کار محترم که این موضوع جالب و مهمه برای ما و شناندهای گرامی ما تقدیم کردین بله واقعا به خاطر ازی که در وطن ما مرضی زردی یا تکلیف جگر که هابیتایتس میگن بسیار مردم به اون مبتلا هستند بله واقعا راست میگن خوب شناندهای نهایت عزیز و عرجمند شما برنامه از هر گل برگره مشنوین اگر شما متلبه یا شیر یا فکاهی یا خاطره و یا موضوع جالب دارین و یا میخواین که شهادتتان از طریق برنامه نشر شده شما میتونین هم از طریق پوست برما ارسال کنین و هم میتونین از طریق ایمیل برما بفرستین آدرس پوستی ما رادیو صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان بله و ایمیل آدرس ما است روشن اد افگن ریدیو دات او آر جی همچنان شما میتونین که از طریق تیلیفون همراه ما به تماس شدین و متلب و یا شیر و شهادتتان از طریق تیلیفون برما بگوین و ما او را در برنامه بر شما میگنجانیم توجه کنین به نمبر تیلیفون ما سفر سفر یک پنیصد و چهل و یک پنیصد و پینجا هفتاد و یک سی و یک بله وقت برما زنگ میدنین بگوین که متلب دارم بر برنامه از هر گل برگه خوب دوست های گرامی حال بخش قضایی روزوانه فرا رسیده شنانده های گرامی در برنامه این حوبت میخواییم در مورد یکی از لقبایی دیگه ایسای مسیح که بری خداست گره بزنیم بله در کلام خدا در انجیل یوهنا در مورد بری خدا ایتر میخانیم وقت یهیا ایسا را دید که به طرف او میاید گفت ببینید اینست آن بر رئی خدا که گناه جهان را بر میدارد اینست آن کسی که در بارش گفتم که بعد از من مرد می آید که بر من تقدم و برطری دارد زیرا پیش از توالد من او وجود داشته هست دوستا وقت یهیا یه تمیدهنده ایسا را بری خدا خطاب کد هدفش ای بود که او یکانه قربانی کامل است که خدا بر برداشتن گناه بشر تدارک دیده در فرهنگ یهودی و روزگار هر کسی به آسانی می فمید که یهیا چی میگه هر صبح شام بری سر برده می شد تا بری گناه قوم قربانی شد وقت یهیا به ایسا بانوان بری خدا اشاره کد در واقع در مورد قدوسیت و محبت خدا صحبت می نمود ایسا قربانی بود که خدا محیا کده بود تا گناه هر کسی را که با او اعتماد کنه بردارد یهودی ها بر کفار گناه هایشان هیوان را بر خدا قربانی می کدند هیوان با عنوان فدیه گناه بکار برده می شد جرم قوم بواسط قربانی هیوان برداشته شده آمورزش خداوندی را به امروح می آورد در واقع مجازات که قرار بود به انسان گناکار نازل شد به هیوان قربانی نازل می شد بنابراین می توان گفت که هیوان قربانی گناه شخص را بر می داشت یا بر خود می گرفت به امان طریق ایسا قربانی شد تا گناه جهان یعنی گناه تمام کسای را که با او اعتماد می کنند و ایمان می آرند بردارد در رساله اولی يوهنام می خوانیم که نمشته شده مسیه کفاره گناهان ماست نه تنها گناهان ما بلکه گناهان تمام دنیا بله ای لقب ایسای مسیه یعنی بر خدا تعبیر اجمالی از معنا و مفهوم زندگی ایسا را بر ما می تن ایسا تنها با یک دلیل به ای دنیا آمد تا بر گناه های ما بمره او تنبیه را که شایسته همه ما بود به دوش خود گرفت او تدارک خدا بره گناه های ما بود او بره بود که گناه جهان برداشت بله یحیان می دانست که ایسا نه تنها مسیه موجود هست بلکه او بره قربانی نیز می باشه قربانی شدن مسیه او قدر از این بود که تمامی انسان ها را قادر می سازه تا بواسطه ای او پاک و تاهر شبند عزمت او از این جهد بود که مسیه به عنوان نجادهنده آمد تا نجاده بره انسان ها برمغان بیاره لیکن او به صورت یک پاتشای زمینی نامد تا انسان ها را با زور و زر نجاد بده او به عنوان یک برا آمد تا انسان ها را بواسطه ی مرگش نجاد بده بله دوست های عزیز بیاین پیش خود ای فکر کنیم که نقش و رول ای لقب ایسای مسیه یعنی بره خدا در زندگی شخصی مچی هست در زندگی روحانی مچی معنی داره؟ مرور جان من فکر می کنم که ای لقب ایسا در زندگی شخصی هر کداما نقش و رول به خصوص خود داره بخاطر که از طریق ای لقب ایسا ما محبت خدا را می بینیم و درک می کنیم خدا ای قدر ما را دوست داره که او ایسای پاک و مقدسه برای سلیب فرستاد تا گناه ما را از ما دور کنه و ما را پاک بسازه دوست های نهایت گرامی برنامه ای نوبت ما در همینجا به پایان می رسن تا برنامه آینده تمام شما دوست های گرامی را به خداونده می نیاز می سپاریم