Patient and Trust

  30 minutes

Doesn't our patience run out quickly when we Afghans are Acceleration is another face of pride. Patience in trouble? is tied to humility. We need to learn from Job's patience

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض ای برادران تا روز ظهور خداوند سبر کنید زاره برای برداشت محصول پرارزش زمین با سبر و شکیبایی منتظر بارانهای خزانی و بحاری می ماند شما نیز باید با امید سبر کنید قوی دل باشید زیرا آمدن خداوند نزدیک است ای برادران پشت سر دیگران از آنها شکایت نکنید ما با دا خود شما ملامت شوید چون داور عادل آماده داوری است ای برادران سبر و تحمل پیغمبرانی که به نام خداوند سخن می گفتند باید برای شما نمونه باشد ما اشخاص سبر و پرتحمل را خوشبخت می دانیم شما در باره سبر و تحمل عیوب شنیده اید و می دانید خداوند آخر با او چی کرد زیرا خداوند به نهایت رعیم و می روان است ای برادران از همه مهمتر این است که سوگن نخورید نبا آسمان نبا زمین و نبا هیچ چیز دیگر بلکه بلیه شما واقعاً بلیه باشد و نه شما نه مبادا محکوم شوید سلام دوستهای می روان با شنیدن راژیو صدای زندگی راژیو خودتان خوش آمدید ما جاوید استم که برای تقدیم کدن صحبت امروز از رساله یعقوب رسول در خدمت شما قرار دارم ما میرویس هم با شما شنواندگان عزیز سلام تقدیم میکنم از خداوند می خواهیم که امیشه خوش و سلامت باشین دوستهای می روان قبل ازی که ما به برنامه خود ادامه بتیم بیاین حال با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم موسیقی عزیزان شنواندن ما در شروع از فصل پنج رساله یعقوب رسول از آیه 7 تا 12 را شنیدیم در این قسمت یعقوب رسول در مورد سبر کردن و انتظار کشیدن صحبت کرده بود انتظار واقعا سخت است و بدون انتظار کشیدن هم نمی شود کار کرد شایر می گوید همیشه منتظرت هستم خیال میکنم پشت در استاده ای و در می زنی انقدر این در که هنه را باز و بسته کردم که چوکاتهایش شکسته است چوکاتهای شکسته در را عوض می کنم باز هم خیال می کنم کسی در می زند در را باز می کنم و در خیالم ترا می بینم که پشت در استاده ای می گویم عزیزم خوش آمدی ولی تو نیستی پشت در تنهاییست در را می بندم و باز دوباره باز می کنم ولی هنوز هم نیستی انقدر باز می کنم و می بندم که چوکاتهای در دوباره می شکند دوست های عزیز ما در طول زندگی بر آمدن بسیار اشخاص و بسیار چیزها انتظار می کشیم با آمدن عزیز که بسیار مشتاق آمدن و دیدن او هستیم با بزرگ شدن و با سمه رسیدن نحال که در باخته اولی کاشتیم با سمه رسیدن فرزندان ما که می خواهیم هانها را پربار ببینیم در مورد انتظار مغوله در زبان عربی نیست وجود دارد که می گویه الانتظار اشد در منرموت یعنی انتظار به اندازه لحظات مرک شدیدن رنجاور است من در طول زندگی خود مثل هر یک ما به تکرار انتظار کشیدن تجربه کردیم اما من یک بار شدت انتظار کشیدن را به خوبی تجربه کردم جاوید جان چطور بودین انتظار کشیدن بیاین قصه کنین برای ما و شنوانده های عزیز بسیار خوب وقته که طفل 10 و 11 ساله بودم در او زمان بیامنیتی و نامنی مثل حال وجود نداشت اتا مردم دروازه های خانه شان را اعلام می ماندن اما کسی به کسی غرزدار نبود والدین ما چون ما نظبتاً کلانتر شده بودیم یکان شب ما را در خانه تنام می ماندن و خودشان به خانه کاکا و یا مامایم که در نزدیکی خانه ما زندگی میکدن برقصه کدن و گبزدن می رفتند ما خوارا و برادر ها معمولاً با رفتر اونا بیدون کدام تشویش به خواب می رفتیم خوب با یادم هست که یک شب تشویش ها مرا آهاته کد و هر قدر کوشش میکدم من خواه نمی برد به هر صدا با بیرون که به گوشم می رسید و در شدت انتظار با آمدن پدر و مادرم فکر می کدم که اونا چون وقت پس خانه می عند هر دقیقه مثل سال سرم تیر می شد متاسفانه هر صدایی که از بیرون می شنیدم یکی پس از دیگه مهوه می شدن و از آمدن اونا اثره و خبره نبود هر قدر که انتظارم شدی تر می شد ترس و بدگمونی در من زیادتر شده می رفت در حال که اخوار کلانم در وقت خواب شدن به من گفته بود که نادان نشام و نترسام خواه شام اما برعکس چشمه ما به طرف کلکیم دوخته شده بود که چه وقت صدای باز شدن دروازه خانه را بشنوام که والده اینم پس آمدن در حال که من در حالت ترس و انتظار بیدار بودم خواهر و برادرم با رفتن به بستر به خواب رفته بودن یکان وقت فکرهای عجیب و غریبی در ذهنم خطور می کد که اونا ما بعدها دوچار کدام عادسه نشون شاید اونا هیچ وقت پس نیاین و ده این صورت ما چی خواد کدیم نمی دانم بر چقدر وقت ده این کشمه کش مبتلا بودم و حرق سرد از پیشانیم می چکید که اونا خواد آمدن یا نخواد آمدن که صدای باسدن دروازه اولی را شنیدم باز هم باور نمی کدم که اونا آمده باشد اما وقت که صدای پای و صدای باسدن دروازه خانه را شنیدم باز هم با خود می گفتم شاید اونا نباشد اشخاص دگیه باشد در این لحظه صدای پدرم در دلیز خانه شنیدم که با ایستگیه به مادرم چیزی می گفت در این وقت بود که ایتمنان یافتم والدین هم هستند که پس آمدن بعد از ایتمنان یافتن از آمدن اونا ترس و انتظار به آخر رسید و شاید چند دقه نگذشته بود که به خواب رفتم جاوی جان این تنها شما نیستین که به پس آمدن والدین تان انتظار کشیدین بسیار ما این کار را کدیم و حتی باز ما گریه و بیغراری کدیم اما بلاخره والدین ما آمدن و انتظار ما با پایان رسیده آیا لازم است که ما اینقدر بیاوسلا باشیم و نتانیم با آمدن دوباره ایسای مسیح انتظار بکشیم ویا با دوباره آمدن او شک کنیم؟ آیا چرا ما این قسمت فکرهای خراب را در ذهن خود پرورش داده در این قسمت فکرهای خراب خودا غرق کنیم؟ آیا ما چرا در انتظار کشیدن بیغرار شبیم؟ در حقیقت دلیل اصلی او بیسبری ماست وقتی که انتظار ما طولانی می شود فکر می کنیم دلیل اصلی او بیسبری و بیهاوسلگی ماست در بیسبری و بیهاوسلگی انتظار ما با پایان می رسد و امید ما از بین رفته ما ناامید می شود شما کاملا درست گفتید میرویز جان وقتی که سبر و هوسله ما با پایان رسید ما با آمدن دوباره یسای مسیح شک می کنیم و فکر می کنیم که او ارگست بر نخواهد گشت دوست های می روان آلی بیاین که با هم یک آهنگ بشنیم بعد شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما آذر می شود گفتی صحر کیا یاد نزدی من دستی و گیرم مدد گوری کنم آوردین و نگراز دل بمن چشمه یا به هی جوری کنم گفتی صحر کیا یاد نزدی من دستی و گیرم مدد گوری کنم آوردین و نگراز دل بمن چشمه یا به هی جوری کنم دستی و گیرم مدد گوری کنم گفتی صحر بود بیمار جار و ناطبا یا ضعیف و خست دل پیرو جوان و کودکان همزنان و دختران از دور و نزدیک جوان یا طبیب گفته ندارد هی در من دردشان من شفایش می دهم از او پرستاری کنم گفتی صحر کیا یاد نزدی من دستی و گیرم مدد گوری کنم آوردین و نگراز دل بمن چشمه یا به هی جوری کنم موسیقی گفتی صحبه و گز فندان خود هستم شبان میشناسم دمیانی گز و گرگره زنان میشناسم نیز گز فندان خود هست دیگران گرگره را یاد کند نزدور فرار هست ترس جان لیک من برای نجاتشان فداکاری کنم گفتی صحبه و گیرم مدد گوری کنم آوردین و نگراز دل بمن چشمه یا به هی جوری کنم گفتی صحبه و گیرم مدد گوری کنم گفتی صحبه و گیرم مدد گوری کنم آوردین و نگراز دل بمن چشمه یا به هی جوری کنم گفتی صحبه و گیرم مدد گوری کنم آوردین و نگراز دل بمن چشمه یا به هی جوری کنم گفتی صحبه و گیرم مدد گوری کنم دوست های عزیز یک دفعه دیگه یعقوب رسول سبر را به فروتنی ارتباط می ده ما می دانیم که یکی از درس های اولی و اساسی یعقوب رسول فروتنی است ما نباید به اساس حساب و کتاب خود و با جمع و ذرب کدن وقت و زمان خدا را بسنجیم و یا حساب کنیم وقتی که می خواییم در مورد آمدن ایسای مسیح حساب و کتاب کنیم به دهغان ها فکر کنید ما اکثرا در بین کشتارهای نزدیک خانه قدم می زنیم ما خوب دیدم که دهغان زمین خوده چی وقت گلوم کده و دهو تخم پاشید روزها سرش تیر می شود اما هیچ تغییر در زمین و خاک دیده نمی شود روزها زمین برهنه بود بره آدم سوال پیدا می شد آیا دهغان بی جای زحمت کشید و وقت و تخم خوده زایه کد آیا تخما هرگز سر نمی زنن و سبز نمی شوند اما دهغان مثل ما فکر نمی کد و به اساس تجربه خود می فامید که باید بره تغییر فصل و هوا و باریدن بارانهای بحاری انتظار بکشه تا نتیجه زحمت خوده ببیند آلیکه بیسیار مردم در شعرها زندگی می کنند و سبزیجات و میبه تازه را به عوضی که خودشان کشت کنند از بازار تیار می خرند مثل دهغانها انتظار کشیدن و سبر کردن را فراموش کدند چون در چار فصل از گوشه مختلف دنیا سبزیجات و میبه تازه در بازارها پیدا می شند یک وقت مردم که خواهشان را نمی دید اما حال ما و شما می تانیم در چلی زمستان انوای سبزیجات و میبه تازه را از بازار بخریم دوست های عزیز ما که از عیسای مسیح پیروی می کنیم لازم است که سبر کردن و انتظار کشیدن را با تمرین کردن یاد بگیریم برای یاد گرفتن انتظار کشیدن و سبر کردن لازم است که به خود خداوند دقت کنیم یغوب رسول می گوید اما در مقابل قبول کردن این موضوع چقدر آسان است که ما باور کنیم که خدا بی ثبات در مورد ما بی پروا بی احساس و یا بی تفاوت است ما امراه خود شاید بگوییم اگر او در مورد ما بی پروا و بی تفاوت نمی بود وقتی که به این مشکل و یا اون مشکل مواجب بودم با ما چی کرد البته بسیار چیزها وجود دارند که در این بار دلیل بیاریم و گپ بزنیم اما یغوب رسول در فصل دو آیت سیزده می گوید که رحمت خدا عبادی است این امیغترین و اصاسیترین حقیقت در باره خدا است انبیاء بزرگ قدیم هم به این حقیقت زیاد توجه کدند با داشتن آشنایی و مشارکت دوامدار با خدا اونا تانستن در حقیب حقائق عادی و روزمره که به چشم دیده می شوند بوتهای مختلف حقائق نادیدنی آسمانی و میارها و اندازگیری های زمانی او را بیبینند یکی از نموناها در این باور عیوب نبی است دوست های عزیز باید متواجه باشیم که داشتن روح شتابزدگی شکل دیگه غرور است که انسان با تکبر فکر میکنه که نسبت به خدا هر چیزی بیتر می دانه داشتن سبر و اعتماد کدن لازم است که ما در گبزدن هم در نظر بگیریم وقتی که ما سبر و اعتماد در گبزدن را عیت کنیم می تانیم درست گب بزنیم در این قسمت در رساله یعقوب رسول در مورد بدگویی در قیاب دگرها اختار داده شده در آیت نو می خانیم بسیار واضح به نظر می رسه که ای یکی از مشکلات در کلیسا یعقوب رسول بود با تعصف ما نباید از شدن این گره تحجب کنیم که ایماندارا پیش سر یکی دیگر گره می زنند ایمانداران اولی به ایسای مسیح در اروشلیم و اطراف آن بعد از شادت رسیدن استیفان با آزارسانی شدید که مثل ویو دیدن نشده بود روبرو شدند وقتی گروه های ایمانداران به ایسای مسیح و مشارکت مسیحی از بیرون زیر فشار شدید قرار گرفتن این فشار زیاد به اعتمادی را بین ایمانداران دامن زد و باعث پشت سرگوی و غیبت کدن در درون این گروه ها و مشارکت ها شد در این حالت سبر کدن در برابر یک دیگر به جهت دیگه فروتنی تبدیل شد دوست های می روان آلی بیاین که یک ایلان را بشنویم بعد شنیدن ایلان دوباره در خدمت شما آزر می شیم موسیقی شنونده عزیز به برامه خود ادامه می دیم ما افغان ها که پیروییسای مسیح هستیم مثل کلیسای اولیه به فشارهای زیاد بیرونی مواجه هستیم این فشارهای بیرونی زمینه شک کدن به یک دیگر و بیعتمادی را در بین ما به وجود آورده ما زود در مورد هم ایمانان ما قضاوت می کنیم و پشت سر اونا گرم می زنیم این شک کدن ها، بیعتمادی ها و پشت سرگویی ها بعضی اوقات صدمات شدیدی به مشارکت های کوچک و نوپای ما وارد می کنه برای مقابله کدن به این امراز لازم هست که به تعلیم یعقوب رسول بدقت توجه کده با فروتنی سبر کدن را یاد بگیریم اختارای پشت سرگم در برابر قضاوت آینده از حقائق اموی که در فصل گزشته بیان شد در این قسمت به اختارای خاص در مورد آمدن روز خدا اختصاص پیدا کده دائه نو می بینیم که یعقوب رسول می گوید چون داور عادل آماده داوریست یعقوب رسول تاکیت می کنه که مردم بخاطر گبزدن خراب متعامل این قضاوت خواد شدن چقدر آسان هست که ما چند کلمه را در یک جمله علاوه کنیم که با او بتانیم اونا را برای ملامت کدن دگرها قویتر و پختتر بسازیم و به استلاح به یک نقطه فیل قیل کنیم مثلا ما بگیریم به خدا قسم می خورم که ای و یا او کار را کدیم و یا نکدیم حتی در ماحاکیم مردم را که معلوم نیست اونا به خدا ایمان دارن و یا ندارن به خدا قسم میتن اما یعقوب رسول به تعلیم برادر بزرگتر ایمانی خود متا تاکیت می کنه که ضرورت به قسم خوردن نیست بله و نخیر گفتن شما کافی هست گپ اضافگی از ای نتنها که در مورد حمایه خدا قرار نمی گیره بلکه مورد قضاوت اونیست قرار می گیره این موضوع انوز هم سوال برنگیزه است که قسم خوردن در محکمه به معنی تضمین کنن شهادت دانن حقیقت هست بسیار ایماندارای مسیح به این نظر هستن که ای یک موضوع خاص هست که قوانین عادی نمی تانه به این موضوع تطبیق شوه سوال برنگیز بودن این مورد نباید معنی دیدن نکات بسیار دلچسپ شوه که در عقب تعالیم هر دو یعنی یعقوب و ایسای مسیح وجود داره پیروی کدن از ایسای مسیح باید به معنی راه به طرف حقیقتن انسان بودن باشه زندگی انسان لازم است که با صداقت در گفتار او براستی و روشن انکاس پیدا کنه علاوه کردن قسم و گپهای تشریفاتی دیگر دگپای ما بغیر از عرضدار کدن خود ما از خدا چیز دیگر نصیب نمی کنن وقتی که ما این کار را می کنیم توره به نظر می رسه که گویا سخنان راست و ساده ما کافی نیست کلام خدا می گه وقتی که یک شخص قسم می خوره ویا لعنت می کنه دقیقت او ایسای مسیح را نمی شناسه لازم است که هر کدام ما وقتی که گپ می زنیم در این بار خوب فکر کنیم و او را در ذهن خود داشته باشیم دوست های مهربان برنامه این وقت ما در اینجا با پایان می رسه با شنیدن یک سرود روحانی شما را به خداوند می سپاریم خدا یارو نگهدار دار موسیقی ماشو مانو مسیح مهربانده گورو ها غتل نگه بانده موسیقی بل تگیر بوله غتا بیانده و غم جنوه غتل مهربانده موسیقی ماشو مانو مسیح مهربانده گورو ها غتل نگه بانده موسیقی خوگل تولو کلام نیسانده مینا ناگ آقاهای بیانده موسیقی موسیقی ماشو مانو مسیح تاسو پانی در کوی برکت نهر زمانده موسیقی مزمور اول خوشبختی واقعی خوشا به حال کسی که به مشورت مردمان شریر نمیرود در راه گناهکاران نمیستد و با مسخرکنندگان همنشین نمیشود بلکه ميل و رغبت و در شریعت خداوند است و شب و روز در آن تفکر میکند او مثل درخت کاشته شده در کنار جویبار است که در هر موسم میوه خود را میدهد برگهایش هرگز پشمرده نمیشوند موسیقی شنونده ازیز شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید بادرست فیسبوک ما www.facebook.com.com اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهادهایتان را همراه ما مطرح کنید میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد