Living by Trust in God

  30 minutes

Is human life reliable? If not, then what should we unchangeable and stable. He can be trust? God is the anchor of our lives so that our lives do not slip

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض موسیقی پس از خدا اطاعت کنید و در مقابل ابلیس مقاومت نمایید تا از شما بگریزد خود را به خدا نزدیک سازید که اون نیز به شما نزدیک خواهد شد ای گناکاران دستای خود را بشوید ای ریاکاران دلهای خود را پاک سازید ماتم بگیرید و گریه و ناله کنید خنده شما به گریه و خوشی شما به غم مبادل شود در پیشگاه خدا خود را خرد سازید و او شما را سرفراز خواهد ساخت ای برادران از یک دیگر بد نگویید کسی که به برادر خود بد بگوید و یا نزبت به او داوری کند از شریعت بد گفته و سرهان حکم داده است اگر نزبت به شریعت داوری کنید تو داور شریعت شده ای و نه بجا آورنده آن دهنده شریعت و داور یکی است یعنی امان کسی که قادر است انسان را نجات بخشد یا نابود سازد پس تو کیستی که در باره امسای خود داوری میکنید هی کسان که میگوید امروز یا فردا به فلان شهر میرویم و در آنجا تجارت میکنیم و صود فراوان میبریم ولی نمیدانید فردا چی خواهد شد زندگی شما مثل بخار است که لحظه دیده میشود و بعد از بین میرود در عوض آن شما باید بگوید اگر خدا بخواهد ما زنده میمانیم تا چونین و چنان کنیم شما از خود ستایی لذت میبرید و این صحیع نیست بنابراین کسی که بداند نیکی چیست و نیکی نکند گناه کرده است سلام دوستای مهربان بشنیدن راژیو صدای زندگی راژیو خودتان خوش آمدین ما جاوید استم که برای تقدیم کردن صحبت امروز از رساله یعقوب رسول در خدمت شما قرار دارم دوستای مهربان دوستای مهربان من میرویس هم به شما شنوندگان عزیز سلام تقدیم میکنم از خداوند میخوایم که همیشه خوش و سلامت باشین دوستای عزیز حال بیاین که یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم خاننده به بیانویی دوستای عزیز ما در شروع از فسل چار رساله یعقوب رسول از آیه 11 تا البدره شنیدیم در این قسمت رساله یعقوب رسول در باره کسایی گبزده شده بود که خود از شریعت خدا بالاتر می دانند. حافظ شایر مشهور زبان فارسی یک قذل فاغلاده در این باره داره که به تعلیم یعقوب رسول در این قسمت بسیار خوب سر می خوره. او می گوید آن کار دیگر می کنند. مشکلی دارم زی دانشمند مجلس باز پرس تو به فرمایان چرا خودتو بکمتر می کنند؟ گویا باور نمی دارند روز داوری که این همه قلب و دقل در کار داور می کنند. این تنها حافظ نیست که رحبران مذهبی مغروره که خودا بالاتر هست. همه چیز می دانند در اشاره خود مورد سرزنش قرار داده است بلکه یک داستان نویس غربی هم در یک داستان خود به این موضوع به این شکل جالب اشاره کده. در این داستان شخص در نقش کاک آندریو یک جادوگر است که در تمام طول داستان رول منفی را بازی می کند. از لحاظ داستان برادرزاده ای او بنامی دیگیوری کرکتر اصلی مرد این داستان را به حدا داره. در شروع داستان نقش کاک آندریو صرف یک شخص دمدمی مزاج و عجیب معلوم می شه. اما آهست آهست وقتی که داستان ادامه پیدا می کند معلوم می شه که کاک آندریو یک نقش منفی شیطانی را برای بدامانداختن برادرزاده ای خود دیگیوری و خوهر او پولی در سر داره. کاک آندریو بسیار در تحص کار و نقشه خود را به پیش می بره که چطور بتانه؟ گیریگوری و پولی را به دام بیان دازن. جاوه جان در این وقت ها از طریق میدیا می شنویم که بعضی ملاها هم به این قسم مردم ها و به خصوص خانوم ها را در دام خود گرفتار کده بازی می دن. بله شما کاملا دفیق می گین. اما این کشمکش در این داستان بین کاک آندریو و برادرزاده اش دیگیوری تا آخر داستان ادامه پیدا می کند. اما وقتی که داستان به آخر خود نزدیک می شد طرز دید شیطانی کاک آندریو زیادتر نمایان می شد. کاک آندریو در اخیر می گه کاری که او برای پیش بردن این نقشه شیطانی خود انجام داد ممکن است انجام دادن این کار برای بسیار اشخاص در دنیا عادی نادرست باشه. اما این کار برای او جاهز است. چون در دنیایی که او زندگی می کند در او قانون و شریعت دیگی هست که همه این کارهای شیطانی در اونجا یک چیز معمول و قابل قبول است. کاک آندریو در ادامه می گه شخص مثل ما که صاحب عکمت منفی است و بخاطر او از بیساری خوشگیه های اومی زندگی محروم است از این لحاظ از پابند بودن به قوانین اومی هم مستثناست. نویسنده داستان در اخیر به موضوعات اخلاقی انگشت می مانه و می گه بعض مردم اصول اخلاقی خودشانه با دیگرام عوضه می کند اما خودشان از عملی کدن این اصول مستثنام می دانند. یعقوب رسول هم در اختارهای خود در باره موضوعات اخلاقی مثل پشت سر هم ایمانان مسیح ما بدگویی کدن را هم در این چوکات می بینند. یعقوب رسول وقتی که در باره تومت زدن ها و سخنچینی ها گرد می زنده او در ذهن خود مرض کشنده مثل مرض سرطان در ذهن خود داشت. وقتی که مرض کشنده مثل مرض سرطان با وقت تداوی نشد آیستا آیستا به تمام بدن سر آیت می کند و تمام جسم انسانه خرد و نابود می کند. دقیقا جاوی جان این قسمه است. امراض اجتماعی هم اگر با وقت جلوه اونا گرفته نشده مشارکت ایمانداران مسیحی را از درون می خوره و به نابودی برابر می سازه. دوستای عزیز حال بیاین که با هم یک آهنگ را بشنویم بعد از شنیدن آهنگ دوباره در خدمت شما حاضر می شیم. دست من هر دوبا دامانت ماشی هست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دوبا دامانت ماشی هست من هر دمبا قربانت ماشی در سلیب کردی توابر دشمنان آلامه گردید های رونات ماشی دست من هر دوبا دامانت ماشی هست من هر دمبا قربانت ماشی دست دست کل به روی دست لبان گربه بوسم پای اریانت ماشی دست من هر دوبا دامانت ماشی هست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دوبا دامانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی دست من هر دمبا قربانت ماشی خوب دیتا بکدیتا بیرین من دیویست لیتا شیطان دلانده کده تا قربانده شمیسا دست من هر دمبا قربانت ماشی مزمور هشته هم سرود پیروزی مزمور از داوود که پس از رهایی از دست شاول و تمام دشمنانش آن را سرایید ای خداوند ای قوت من تو را محبت می نمایم خداوند سخره من است و پناهگاه و نجات دهنده من خدایم سخره من است که به او پناه می برم او سپر من و رهاننده نیرو مند و پناهگاه امن من است خداوند را که شایسته ستایش است می خوانم پس از دشمنانم رهایی میابم رشته های مرگ من را احاطه کرده و عمواج نیستی من را ترسانیده بود رشته های گور به دورم پیچیده شده و دامهای مرگ در سر راهم قرار داشت در افسردگی و پریشانی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خود فریاد براوردم او آواز مرا از عبادتگاه مقدس خود شنید و فریاد من به حضورش به گوش وی رسید آنگاه از خشم و زمین تکان خورده و لرزان گردید کوها لرزیدند و اساس آنها متزلزل شد از بینی او دود برامد و از دهانش شعله سوزنده فروزان شد و آتشها از آن افروخت گردید آسمان را پارکرد و فرود آمد و زیر پاهایش تاریکی غلیز بود بر کروب یعنی فرشته مقرب سوار بود و بر بالهای تندباد پرواز میکرد تاریکی را همچو پرده و خیمه به دور خود قرار داد مثل تاریکی آبهای امیق و عبرهای اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشناده ایتان را همراه ما مطرح کنید میتانین به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد