Khatera Remains in Our Memory

  29 minutes

  2 March 2019

When Khatera was only a child of 13, she was raped by her father. This assault continued for 13 successive years.
The very essence of assault is always terrifying, let alone rape, and rape by one’s father. The nature of this heinous act shows the very depts of depravity.
Khatera recalls that when she was four years old, her father went to Iran and returned seven or eight years later. She was expecting to experience all the love and affection of a father that she had been denied for many years. She longed for the love she saw her uncles had for their children. But when she found herself in the arms of her father, she realized that her father was looking at her in a different way than other fathers look at their daughters. This was excessive love.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

راڈیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 49 متر بند پخش می گردد رنگ زندگی شنونده های عزیز و گرامی برنامه رنگ زندگی سلام ها و درود های پر از محرمه ها را بپذیرین آمید واریم تمانیات نیک مارک منکس کننده محبت و سمیمیت ماست طرف خاطر شما قرار بگیره لطفا سلام و اعترامات مرم دوست های عزیز قبول کنین دوست های ارجومند تبرکه شما می دانید ما در برنامه رنگ زندگی در مورد مسائل خانوادگی و مسائل اجتماعی می پردازیم شنونده های ارجومند زمان که ما به رسالت یکپدر نگاه می کنیم وزیفه اصلی و اساسی یکپدر ای است که از خانواده خود موضبت درست بکنه نیازهای اونا را براورده به سازه و دست شفقت از او بالای خانوادهش خصوصا بالای دخترهایش باید باشه که اونا احساس امنیت در خانه خود بکنن ولی بعض از پدر ها امی وزیفه و امی رسالت خود را کاملا فراموش می کنن و دست به عمال ننگی نمی زنن که واقعا نتانکه ماعه شرم بر خود او و خانوادهش هست که برای تمام مردان جامعه ای شرمزو به حساب می رسد خب دوست درجمند بین با مطلب که دمی زمینه تیار شده گوشت بتیم و ببینیم که چیری زندگی در زندگی خاطره به چی شکل نمایان می شه خاطره زندگی سالها مورد تجاوز قرار گرفته و او هم توسط مرد که می تانست می ربانترین برش باشه تجاوز جنسی به ماهارم پدیده تازه نیست اما فقط در سالهای اخیر است که حمایت از آزاردیدگان مطرح شده مادران نمی خواهند نضبط به آزار جنسی ماهارم به دخترشان واقیت بپذیرند و نخوست با ناباوری اکس العمل نشن می تند حتی گایی به دخترانشان اتحام دروگوی می بندند در سیاهی نیمه شب نهس به کودک تجاوز شد ندر کوچه پس کوچی توسط جوانک جاهل بلکه در خانه خودش در اتاق خودش توسط پدر خودش خاطره که کودکیش توسط پدرش به یک ماه بورده شد ویچ وقت کودکی را تجربه نکد و از کودکیش لذت نبورد خاطره زمانی که کودک بیش نبود و بیشتر از سیزده سال نداشت مورد تجاوز پدرش قرار گرفت و ای تعرض بر سیزده سال و به صورت مداوم ادامه یافت نفس تجاوز همیشه وحشتناک است چی رسه به تجاوز جنسی او هم از سوی پدر که ماهیت ای پدید شنی را چندین مرتبه زشتتر تبارز میته و در بدترین شکل ممکن حال آدم بهم میزنه خاطره بیان میداره که چار ساله بودم که پدرم به ایران رفت و هفت هشت سال بعد برگشت وقت پدرش بر میگشت انتظار داشت همه مهر و محبت پدری را که سالها از او محروم بوده بیبینه چرا که همیشه حسرت محبت کاکاها و ماماهاش نسبت به فرزندانشانه میخورد اما وقت خود در آغوش پدر یافت ای محبت بیش از حد بود در دوازده سالگی نگاه پدر به خاطره نسبت به نگاه سایر پدران به دخترانشان فرق داشت سیاروزی خاطره زمان آغاز شد که پدرش پس از چندین سال از ایران به افغانستان برگشت رفتار پدرش حلیم خاطره را وادار کد تا ای مسئله را با مادر و مادر کلانش دمیان بگذاره در مخابل مادر کلان برش میگه که تشویش نکو ای محبت یک پدر است روزها امتر میگذاشت تا ای که شبه پدرش مست به خانه میای و پیش روی همه خانواده به او تجاوز میکنه در پایی تجاوز خانواده خاطره بر حفظ آبروی خانوادگی دستدد مخفی نگه داشتنی قضیه میشن و از خاطره میخواین که دیی مورد چیز با کسی نگویه و همه چیز در دل خود دفن کنه خاطره به کاکایش مراجعه میکنه و در مورد ارتباط پدرش با او شکایت میکنه اما در مقابل کاکایش به خاطره میگه که ما نمیتانیم کار را انجام بدیم تو هم نباید با کسی چیز بگویی از او شهب بعد تجاوز و آزار جنسی بر پدر خاطره به فیل معمولی تبدیل و دنیا کدکانه خاطره در پس ای رزالت منحدم شد نخوستین باره که خاطره حمل گرفت از او محله و شهر کابل کوچیدند و به بغلان رفتند کدکش در بغلان به دنیا آمد و توسط پدرش در جنگل رها شد از او به بعد دوباره حمل و دوباره کوچ اونا هر چند ماه بعد از ای محله به او محله و از ای شهر به شهر دیگه میکوچیدند خاطره در طولی ساله هفت بار از پدرش حامله شد خاطره پس از او که کدک از پدرشه به دنیا آورد و او را در آغاش کشید تصمیم گرفت سکوته بشکنه نخوستین بار بره مشوره در ای مورد نزد یک ملا رفت بار دوام به وکیل قریه مراجع کد و دنهایت به حوض پولیس در نهایت در یکی از روزای رمزان پدر خاطره دستگیر شد در او انگام خاطره کدک دوامشه در بطن داشت او بره اثبات جرم پدرش فکر صدقه از سرش دور کد و تصمیم گرفت کدکشه به دنیا بیاره اما هر بار پدرش با دادن رشوه آزاد می شد و به تعرض به دخترش ادامه می داد بلاخره موضوع خود رسانهی ساخت و سر از یکی از شبک های تلویزیونی در آورد او ایگونه جرم پدر و بیگناهی خودش همگانی کرد بعد از همگانی ساختن ای قضیه از طریق تلویزیون از محکمه با او تماس گرفتن و خواستن در او جه هازر شوه در پای حضور در محکمه از او خواستن اثبات کنه که پدرش به او تجاوز کده اما چیگونه؟ در مقابل محکمه خاطره گفت من چیگونه ثابت بسازم؟ ای کار شماست من پیش شما آمدیم و عدالت می خوایم قاضی در جوابش میگه که چرا خودکوشی نمی کنی؟ چرا تفله را که در بطن داری سپق نمی کنی؟ چرا گذاشتی تا نتیجه گناهی تا به دنیا بیاری؟ نتیجه لابراتوار دی ای نی خاطره نشانداد که حلیم پدر او دروغ میگه و او پدر دو کودک دخترش است و خاطره سیزده سال در شکنجگاه پدر تحت تجاوز بود است روحولا وکیل مدافع خاطره در ای خصوص گفت اگر ای نتیجه دی ای نی نمی بود امکان داشت خاطره به مجازات متابق قوانین افغانستان و قوانین اسلامی محکوم شده شنوندهای عزیز شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم بشنوید توجه کنید با آدرس فیسبوک ما www.facebook.com slash راژیو صدای زندگی و اگر شما عروض دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنادهایتان را امرای ما در میان بگذارید شما میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید شنوندهای عزیز شما برنامه رنگ زندگی را از رادیو صدای زندگی میشنوید خوب جاو جان ما شما خود داستان خاطره را شنویدیم واقعا چقدر جای تعصف و جای درد است که پدر که دختره خود را طرف محبت طرف نوازش قرار بده متاسفانه با چی چشمه به طرف دختره خود سهل میکنه ما یادو میاد جاو جان که زمان که از افغانستان به خاطر جنگ ها خارج شدیم رفتیم به طرف امسایه جنوبی ما در اونجا تقریبا سه ماه من از فامیل خود دور بودم بعد از سه ماه فامیل من آمد و دختره که من دیدم انبار کنین دختر من بغل گرچ بسیار خردم بود ولی یادش مانده بود دختر من در بغل گرستم اصلا دلم نمیشد که را از آقاوش خود دور بکنم و میخواستم که واقعا اتا قلب خود را برش بدوم اینقدر به حساب من پشت اجدق شده بودم به خاطر که سه ماه من دور شده بودم و به خاطر که دختر من بود و میره پدری همه قدر چیه هست که نسبت به اطفال و خصوصا بر دختر که پدر آزر هست هتا به حساب زندگی خود را به خاطر اولاد خود بده ولی متاسفانه میبینیم که در قسمت خاطره کاملا موضوع برعکس هست کاملا موضوع شیطانی هست وقته که من این قصه را شنیدم شاید جان اصلا این چیز است که حقیقی است این یک قصه یا دو قصه نیست و متاسفانه خاطره های زیاده را داریم ما شما در جامعه ما که در باریش متاسفانه خاطره ها صدای خود را نمیکشند بله و امتحانه که اینجا ما شما شنیدیم خاطره نمیتونست در این بارا گب بزنه خاطره نمیتونست در این بارا به کسی بگوید باید که آفرینش که جرات کده به مادر کلان خود گفته به کاکای خود گفته ولی متاسفانه خانواده ها هم مثل دشمن در برابر این دختر استادند و متاسفانه بزده این دختر بزده خاطره استاد شدند و گب زدند در حاله که واقعا این یک قصه قصه یک پدر شیطان صفته بر ما شما نشان میده این یک پدره که ایچ واقعا میره محبت پدری را نمیفهمه و مشکل دیگه اینجا میبینم امی دوری پدر از اولاد است بسیاری خانواده ها است درست است که مشکلات داریم درست است که مشکلات اقتصادی است مشکلات جنگ است مرده بسیارشون مجبور میشند که به کشور همسایه برند به جای دیگه مسافر شوند ولی یک مشکل اصلی امی دوری هم است دیگه مشحصا دیگه قصه هاتره را که اگر ببینیم دوری پدر است چرا که بسیاری سالات دور بوده از اولادهاد و پس که میاید امو میره محبت پدری اصلا در زندگیش نیست و رفتاره به حساب پدرندری را بگوییم اتا شاید بسیاری پدرندر هم این کار احمقانه را نکنند و بسیاری خانواده هستند کساییم که اتا سفر نرفتند این مسئله شده ولی ما چطور اینجا که شنیدهیم کاکایشا مادر کلانشا شنیدهیم که میره برشان میگه به مادرهاد میگه به هر کسی میگه اونا چی میکنند او عبروی ما میره گب نزنده این باره که بد است بله من فکر میکنم برعکس باید خانواده آولادهای خوده یاد بتن که آولادها جرعت داشته باشند در باری چیز هلطه که میبینند بتنند گب بزنند امرای خانوادهای خود امرای آشکارهای خود امرای برادرهای خود اعت درقل کسایی که داخل خانواده بزنند ولی اولاده های خود هفته میکنند نگاهش است چی بتر؟ هیچ چیز نیست و خصوصا پدر یک شهر نشان می آیا و پیش روی فامیل اصلا به من شخصی هیچ در خاطره مو در تصورم هیچ نمی گنجه که تو بیا دختر خود و در پیش روی فامیل تو تا یک کار بکو نمی فهم که انسان اصلا این کار رو نمی کنه حتی آیوان هم این کار رو نمی کنه با چوچه خود من فکر میکنم یک چیز که هست اول خانواده سالمه اینجا نمی بینیم پدر سالم نیست و من فکر میکنم که مادر سالم نیست و در باری برادر ها و یایش اینجا من نمی فهم که آیا برادر هرد داشت برادر کلان هم حاطرت داشت یا نداشت ولی تمام خانواده چطور میتونن که آرام باشن وقتی که این مسئله است ولی خب بازم اگر ما ببینیم این یک جامعه بسیار تاریخه بر ما نشان میده که در مسجد میرد پیش ملا امام و ملا امام هم بجای ازی که بگوید خداون حق است و کاری که شده علت است بناین بیاین که در مسجد ما بیاریم این نفر سوال کنیم و مسئله را پیدا کنیم ولی برعکس ملا هم آرام میباشد آبرویت میرد و تمام وکیل وکیل گزر هم تیر خدا میارد من فکر میکنم تمامی کسا یک روز خدا باید یادشان باشد که جوابگو هستند اگر یک تفله که ایتر مشکلات را میبینه سختی میبینه و هیچ کس امروش استاد نمیشه تمام کسایی که مسئله را میفامند یک روز در حضور خدا استاد میشند و تمامش باید جواب اخدا بگوید وخاطره بچاره ووزیفی که منعیسی یک دختر خودش داشت او بسیار طرف چکنجی که قرار گرفته پر همه گفت و ووزیفی خود انجام داد اول رفت بر مادر خود گفت ایواز که مادر باید سوال از گوش میداد چیزی که سوال کرده بود به او گوش میداد برعکس مادر او را سرزرش میکنند که نه تو دروح میگی تو شاید خود کامجای دیگه کردی و ایره سر پدرت مندازی مادر باید ایره پیش خود میگرفت و باید ایره تقیب میکرد و باید باید کنترول میکرد و باید مادر خود باید زیر نظر میگرفت بیوازی که دختر خود سرزرش میکند دقیقا شاید جان بله و میره بر مادر کلان خود میگه و مادر کلان میگه نه پدران امتحان است بیرون در اینجا مادر کلان کاملا خبر بسیار غلطه بر دختر خود میده بله ایچ پدر ای توری اک مناسباته با دختر خود برقرار نمیکنه دقیقا بله راست میگه در اینجا هر کس هر چی شد نه قانونه نه معبته نه درکه نه حرده نه دلسوزیه ایچ چیز را متاسفانه دیگه قصه نمیبینیم ولی خدا را شکر که دختر همقدر تانست به رسان ها در شبکه تلویزیونی و در اونجایی صدای خود بلند کنه اگر این کار را نمیکند ما فکر میکنیم تمام زندگی این رنج تعمل باید میکرد و بازم شاید مادرش مثلا پدر ظلم میکنه و مادر میترسه به اون حتر صدای خود را نمیکشه ولی مادرها لطفاً بیدار شوید اگر اینطوری ایک چیز را میبینین لطفاً صدایتان را بلند کنین لطفاً کسای را که در خانواده میشناسین امروشون گبدین کلانایتان امروشون گبدین و اگر برادر تانست یا پدر تانست یا مامای هاتر هام میشه یا پدر کلان یا این کسا را باید جمع میکدن ولی برسورت بعدم اگر تمام قصر را ببینیم تمام مردم هم متاسف اصبات در اینگھا ما سنگدل میوفیم و فقط کسای راکه واقعاً دلسوزی کردند من فکر میکنم امی شبکه تلفزیونی شبکه تلفزیونی صدای داختر را با جامعه میرسون ولی مشاهد ژان من واقعاً جگرخون شدم وقتی که میبینم که در ماکمه قاضی چی میکنه وکیل چی میکنه و این مسئله باید علش شده که امیشه یک کشور باید متوجه اطفال باشه قاضی یا ماکمه یا هر کسی که استی اگر معلم استی اگر ملا استی اگر کاکا استی اگر ماما استی ما کوشش کنیم که وجدان خود را بیدار بسازیم نباید اجازه بدیم که اولاد یک کسی یا اولاد خود ما داتش بسازه و این ظلم ناروا سر هیچ کسی من دعا میکنم که نشه کلام خدا در زبور شریف شاید جان میگه در زبور 127 آیه 3 میگه فرزندان ادائه های استند از جانب خداون این را کلام خدا میگه ادائه های استند از جانب خدا چرا شما مردم چرا ما مردم قدر ادائه را که خدا برای ما داده نمیفمیم اگر ادائه را خدا داده سایب وعدی خدا است و شما کسایی که ظلم میکنین هر کسی که باشه اگر پدر شیطان صفت مثل این مرد باشه یا مادر باشه که اصلا به گفتش گوش نکنه شما سبا روز به خود خدا و دعا میکنم که صدای اطفال در جامعه ما بلندتر شنیده شود خوبی کشوره عربی را بسیار بدیا داره کشوره عربی شاید جان بسیار بدیایش را ما مشنویم بدیایش را بایی که نمیفم تفل 18 ساله شد از حانواده جدا میشه یا مثلا میشنویم که ایتران برای پدر و مادر کم از در عرب ما بسیار چیزا را مشنویم ولی یک خوبی که در عرب ایست که وقتی که تفل به مکتب میره معلم امروزه متوجه اطفال هست متوجه شاگرده هست اگر تفل میای که یک جایش کبوت هست یا میای جیگرخون ازش پرسان میکنه که چرا امروز جیگرخون هستی و اگر تفل میگه که پدرم یا مادرم من را لطکوب کدن یا دهو زدن یا پس شماردن یا مثلا ایتر ایک مسئله میای که یک مسئله تجاوزی مکتب معلم موازف هست مکتب موازف هست که به پولیس راپور بده که این مسئله شده و پولیس دفتن پدر و مادرم میخوایه اتا ازش پرسان میکنه چرا بچه تا دختر جیگرخون هست چرا بچه تا بفکرش نیستی و تمام این مسئله بسیار مسئله عالی هستن من فکر میکنم امی که از اطفال همایت میکنند یک مسئله بسیار کلان هست و اطفال خود کاملا مسئول احساس میکنند و میفهمند که چطور اگر طرف شکنجه قرار میگیره یا طرف تجاوز نمیتوند که دان خود بسته بکنند میتوند که بگوید اتو تربیه نشده که دان خود بسته بکنند و هر چیزی که سرش آمد بپذیره و دائنده هم به طرف ملامت قرار بگیره و دپریشن پیدا شده من فکر میکنم یک چیزی که بسیار مهم هست که ما خانواده چرا که جامعه او قدر پیشرفت زیاده داره فیلن نداره ولی خانواده عزیزم من حایش میکنم که متوجه اولادهای تان باشید اولادهای تان ادائه های هستند از طرف خدا لطفا ای ادائه ها را اما طرح که یک کسی یک گله برای تان توفه میتوند و او گله چطور شما در او میمونند من دوام میکنم که همه تر اولادهای عزیز تان هم وطندارهای عزیز مثل یک گل برشان برسین مثل یک نعال برشان برسین تا میوی خوب بتند در آینده اگر شما امروز سر اولادهای تان امروز اولادهای تان بدرفتاری میکنین چشم بد طرفشان دارین فکر کنین که جامعه ما در آینده چی میشه او تفله که با اخده بزرگ میشه و دل آدم میسوزه من واقعا قصه حاتره رو که شنیدم شای جان گریه کدم چون دل آدم میسوزه تمام این میکنم اولادها ادایه های هستند جانب خدا پس لطفاً ظلم نکنین اگر یک روز خودتان در حضور خدا استاد میشین و بر تمام اعمالتان شما جواب میکنید و من دوام میکنم که دمی کشور ما دمی جامعه ما روز بیاید که تمام مردم به حاتر اعمال ها جواب گو باشند چی پدر هست چی مادر هست و چی کاکا هست چی ماما چی هم هست هر کسی که در خانواد هست جاو جان بین که کلام خدا رو در زمینه ببینم کلام خداوند در زمینه چی میگه من کتاب مقدس از لاویان آیت اول تا آشت شما برتان میخوانم از فصل 18 خداوند به موسا فرمود که به قوم اسرائیل بگوید من خداوند خدای شما هستم از کارهای مردم مصر پیروی نکنید یا از کارهای کنانیان که شما را در سرزمینشان می بردم تقلید ننمایید احکام مرا به جا آورید و از فراعیز من اعتعاد کنید زیرا من خداوند خدای شما هستم پس از احکام که به شما می دهم و از قوانین که برای تان وضع می کنم پیروی نمایید تا زندگی خود را حفظ کنید هیچ کس نباید با شخص که محرم او است هم بستر نشبد کلام خداوند ترکیت می کند هیچ کس نباید با شخص که محرم او است هم بستر نشبد و این اعمال پدر اول که خودش کلام خداوند را نخص کرده گناه بزرگ است که خود تمرد است گناه دیگه ای که با فرزند خورد خود گوه منتظر از ای بود که محبت پدر آن را به احساس بچه شد زمان که پدر از این دور بود کاکای خود را می دید و مامای خود را می دید که چطور افت می آمدند و اونا را طرف محبت خود طرف نوازش قرار می رود و این دخترک خاطره از این محبت محروم شد و زمان که پدرش آمد با چیخ خوشحالی شاید داغوش پدر خود رفت ولی پدر که متاسفانه کور پدر میگن خداون حق است و کلام خداون نقص است و شکر که ما و شما کلام خدا را داریم شاید جان و ار وقت که کلام خدا را می خونیم کلام خدا ما را به راستی ها ادایت می کنه و دعا می کنم که خداون واقعا مردم ما را کسایی را که خصوصا ایتور شیطان صفت هستند خداون چشمشا نواز کنه که بتانن از این گناه هایی که در فکر خدا تا دارند نجات پیدا کنند در این قسمت برنامه همراه با دوستان شنونده ما بکس فروش بتیم چرا نه از نورش دنیا آمد از سما بات شفای دلها آمد از سما آن مسیح خدا نیرو بخشیده بر تمام جان ها آمد از سما روح پاک خدا روشنگر دیدم از نورش دنیا آمد از سما آمد از سما آمد از سما آمد از سما آن منجیه ما و ایران کرده و کاخ شیطان را آمد جان من آن جانان من آمد ها دیگر نباشم تنها موسیقی آمد پناه من باشد شبان من قوت می دهد بر ایمان من آمد سرورم یار و یاورم او از پادشه بر همه قوقام آمد تازه غم از درد و ماتم باشد نجاته بحر انسان هام ای زحمت کشان آمد از آسمان تاده هتارا بی بردل های تان ای در قدگان آمد از آسمان تاده هترا یکان عمد جاویدان ای زحمت کشان آمد از آسمان تاده هتارا بی بردل های تان ای در قدگان آمد از آسمان تاده هترا یکان عمد جاویدان ای زحمت کشان آمد از آسمان تاده هترا بی بردل های تان ای در قدگان آمد از آسمان تاده هترا یکان عمد جاویدان امدوار استیم که دوست های شنونده هی ما خندانی سروت برکت گرفته باشند خب جاوی جان خدمه که ساحت استیدیو نشانمیتن ما شما داخل برنامه رسیدیم باید امراه با دوست های شنونده ما خداحفیضی بکنیم دوست های ازیز دیگه بازم تمام شما عزیز ها را به خداوند می سپاریم دعا می کنیم که خداوند واقعا لطف و رحمت خدا در کشور ما ببارانه تا یک آرامی بیاید و مردم ما از این مشکلات و از این گناه ها نجات پیدا کنند خب دوست های ازیز به این آرزومندی برنامه خدا بپاین می بریم تا برنامه آینده خدا نگهدار همه شما