Is There Such a Thing as Life After Death?

  29 minutes

  4 September 2024

This question has occupied almost all of our minds. What really happens after death? Will we simply disappear and cease to exist? After death, will everyone go to the same place or will different people be transferred to different places? Is there really such a thing as heaven and hell? The Bible not only confirms the life after death, but also describes it as eternal and very glorious: "The Holy Book also says that God has prepared things for those who love Him that no man has ever seen or heard. And it has not occurred to him either.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی رادیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر صبح روی موج کوتای 31 میتر بند پهش می گردد آرامش و خوشی در مسیح ای تمامی زحمت کشان و گران باران نزد من بیایید و من به شما آرامی خواهم داد یوغه مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا من نرم دل و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت زیرا یوغه من خفیف و بار من سبک هست شنونده های عزیز برنامه آرامش و خوشی در مسیح سلام چی حال دارین؟ امیدوار هستیم که پتانیم در خدمت تان باشیم شنونده های عزیز سلام سلامتی خداوند با شما باشه امید که در هر جایی که هسته جور و سرحال باشین واقعا شکرا جان همه قسمه که در برنامه قبلی یاداور شدیم که دوست پرسیده بود که من چطور نجات پیدا میگم و ما در برنامه قبلی خود یاداور شدیم امروز میخواییم بازم بر پیشگفتار این برنامه خود مرور کوتا از زندگی سارا داشته باشیم که سارا کی بود؟ بله همه قسم که در برنامه لیادا رفته پیش گفتیم در این هفته میخواییم که در برنامه سارا بگوییم بله سارا رو میبینیم که همسر ابراهیم مادر اصاق بود بله سارا زندگی راحت خدا در شهر پر از زرق و برق در اون زمان که آسایش و آرامش داشت میبینیم ترک میکنه چون به وعده خدا که به همسرش ابراهیم خداونداده بود کاملا ایمان داشت بله و خدا به ابراهیم گفته بود که او سرزمین باید از تر کنه به سرزمین که آن بره بله اعتمالا میبینیم که سارا در اون زمان عمرش شه سال بود و در اون زمان ببعد با ابراهیم در خیمه ها زندگی میکنه یعنی او آسایش و آرامش خدا رحا کرده بله و از یک محل به دگه محل کوچ میکنه مثل از امو مردم های کوچی ما شما که از یک محل به دگه محل میرند کوچ کاشی میکنند خیمه میزنند داخل خیمه زندگی میکنند بله و سال ها میبینیم که سارا نازا میمانه و ای باعث میشه که غم اندو در دلش جیران پیدا میکنه اما خدا وعده داده بود که نسل ابراهیم را برکت میتونه بله بعدها خدا میبینیم که وعده میتونه که سارا بره ابراهیم فرزند دنیا خود آورد بله و وقت که او بچهدار میشه وعده خدا کامل میشه از سن برداریش مدت ها گذشته یعنی جسمان مرده بود بله و سارا در سن نوست سالگی و ابراهیم در سن ست سالگی میباشه بله و اونا په سر خدا اصحاق مینامند در یک خانه که سال ها امید نداشتند اما شنویندهای عزیز میتونیم از سر گذشت سارا چی یاد میگیریم چی میاموزیم نمونگی سارا به ما یاد میده که میتونیم همیشه به تحقیق وده های خداوند اعتماد داشته باشیم حتی اگر غیر ممکن امروز به نظر ما برسه شاید در شما هموطنهای عزیز اگر مدر پدر خوهر استین بهران های زندگی شما را انقدر در خود گرفته شاید بسیار چیز ها را نمومکن اصاب کنین شاید برتان سخت باشد که باورمند شوید اما امروز به کلام خدایی که در این پیش گفتار ما با شما مطرح کردیم قسم باور داشته باشی اعتماد کامل به خداوند داشته باشی کلام خداوند خودش سخنای خداوند است که از طریق ما با شما صحبت میکنه برهان کلام که باور داریم ایمان داریم باید از اعتماد داشته باشیم آمین من فیزم بخشام با رحمتت یا نما من را از فرد گنام به اکبار آزاد نما زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا پی بست در سایه وفاداری تو خام بر می دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا پی بست در سایه وفاداری تو خام بر می دارم اکنون با اشتیا به سویتا می آیم تا بر زیباییت بر جلالتو بنگرم بهر پرست شد مذبهینو بنا کنم و مال تو را به غم ها باز بکنم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا پی بست در سایه وفاداری تو خام بر می دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا پی بست در سایه وفاداری تو خام بر می دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم زیرا محبت تو را همفار پیش چشم خود دارم پدری من طاک دارست ایسا دران باغست طاک عقید پید هر نو دهی که در اون آمانه حیاتش مثل بادخازان گرده من دران طاک مثل نعده میمونم طاکی میوهی فروان وارم میمونم من در ایسا میمونم موسیقی کالا ماش در دل من طاک میسازد همه روح و جانم ایسا در من و من در ایسا به ایسا من حیاتش ندارم موسیقی من به توی سخاره نامه تا برام اگر در تو بودر کلام تو نمونم من به توی سخاره نامه تا برام اگر در تو بودر کلام تو نمونم تو گفته جلال پدرم دریاز مثل تا که پرسم ارشا گرده تو منم تو گفته جلال پدرم دریاز مثل تا که پرسم ارشا گرده تو منم منم ماتری سوی برام منم ماتری سوی برام