29 minutes
25 March 2019
Who were the Samaritans! Hatred between Jews and Samaritans! Passengers face the dangers of thieves and interceptors on the roads. Samaritan assistance to half-dead Jew! Who is our neighbor? Loving a neighbor!
Are we as a Christion allowed to be is a spectator in this controversial world?
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی روی موج کتاه 49 متر بند می شنوید. سر از تاریخ 11 حمل سال روان، نشارات صبحانه رادیو صدای زندگی ساعت هفت صبح روی موج کتاه 31 متر بند پخش می شود. امیدوارم که دوستان و اغاربتان را نیز در جریان بگذارید. ایسا تقریباً یک هفته بعد از این گفتگو، پتروس، یوهنا و یعقوب را برداشت و برای دعا به بالای کو رفت. انگامه که به دعا مشغول بود، نمای چهرهش تغییر کرد و لباسهایش از صفیدی می درخشید. ناغهان دو مرد یعنی موسا و ایلیاس در آنجا با او گفتگو می کردن. آنها با شان و شوکت ظاهر گشتند و در برای مرگ او یعنی آنچه که می باید در ارشلیم به انجام رسد، صحبت می کردند. در این موقع پتروس و همراهان او بخواب رفته بودند. اما وقت بیدار شدند و جلال او و آن دو مرد را که در کنار او استاده بودند، مشاهده کردند. در حاله که آن دو نفر از نزد ایسا می رفتند، پتروس به او عرض کرد. آیا استاد، چه خوب است که ما در این جا هستیم. سه سایه بان بسازیم، یکی برای تو، یکی برای موسا و یکی هم برای ایلیا است. پتروس بیدون انکه بفهمد چی می گوید، این سخن را گفت. هنوز حرفش تمام نشده بود که عبر آمد و بر آنان سایه افگاند و وقت عبر آنان را فرا گرفت، شاگردان ترسیدند. از عبر ندای آمد. این است فسر من و برگذیده من به او گوشتهید. وقت آن ندا به پایان رسید، آنها ایسا را تنها دیدن. آن سه نفر خاموش ماندن و در آن روزها از آن چی دیده بودن چیزه به کسی نگفتن. شنواندهی عزیز، تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان را امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تلیفون 0014503051354 زنگ بزنید. درسته امروز سلام دوستهای عزیز، ما پیام هستم به شما به درست امروز از انگیل لقا خوش آمدید می گویم. من میرویس هم به شما دوستهای مهربان سلام های خود را تقییم می کنم. از خداوان می خواهیم که درست امروز وسیله برکت بره همه ما و شما شوهد. شنوندی عزیز، شما پیشتر از انگیل لقا از فصل نو از آیت 28 تا 45 را شنیدین. در این قسمت درباره دعا و تغییر کدن و نورانی شدن چهری ایسای مسیح صحبت شده بود. نمی دانم شما فلمها را می بینین یا نمی بینین. یک وقت یک فلم هنری از هالیوود به نام کالسکه آتش و یا گادی آتش بسیار مشهور شد و حتی جایزه اسکاره که بلندترین جایزه سینماست او را هم گرفت. این فلم داستان دو ورزشکار امریکایی را نشان می داد که در اولمپیک 1920 میلادی در پاریس شرکت کده بودن. یکی از این ورزشکار هرالت ابراهام نام داشت. هرالت ابراهیم یا ابراهام در مسابقه دویش دوستد متری مدال تلار را گرفت. اما بره برنده شدن در این مسابقه او نسبت به حریفهاش با خودش زیادتر مبارزه سخت کده بود. ورزشکار دیگه ایرک لیدل نام داشت. ایرک یک ایماندار مسیحی متحد بود. مسابقه او که در روز یک شمبه بود او قبول نگد که در روز یک شمبه مسابقه کنه و مسابقه را بر روز دیگه تغییر داد و در دویش 440 متر برنده مدال تلا شد. این قصه های حقیقی این دو ورزشکار را در فلم کالسکه آتش گنجانیده شده بود. این فلم نشان میته وقتی که مسابقات به پایان رسیده بود ورزشکار ها برای برگشت به خانه به طرف لندن عرکت کده بودن و دهیسگاه ریلی واترلو در لندن که مردم زیادتر برای استقبال اونا انتظار میکشن پیاده میشن. اما مردم میبینن که هارلد ابراهام در بین اونا نیست. نامزده هارلد ابراهام هم با بیسبری در بین مردم انتظار میکشه. وقتی که همه مردم از ریل پایین میشن ده آخیر مردم میبینن که ابراهام به آهستگی از قطار پایان میشه. او چیزی را به دست آورده بود که برای رسیدنش سالها آمادگی گرفته بود. او جایزه ای که سالها در انتظارش بود در دست داشت. او به بلندترین قلعه موفقیت رسیده بود و میدانست هرچی که واقع شده دوباره به ای قلعه کو که حال رسیده است نخواد رسید. او ای را هم میدانست که بعد از پایین شدن از ای قلعه بلند به حقائق زندگی حقیقی و عملی که در انتظارش است روگروه میشه. ابراهام آرامش داشت چون او به هدف زندگی خود رسیده بود. بله دوست های مهربان تمام اناجیل بعد از بیان تبدیل شدن حیعت ایسا داستان پسری که مرگی داره را ذکر کدن. پدر ای پسر مرگی دار میگه که شاگردان ایسای مسی نتانستن که ارواح بد از او بیرون کنن. به طور که به نظر میرسد که بیان موضوع سرکو و داستان پسر مرگی دار با هم ارتباط داره. بسیار مردم نمیخواهن که در بلندی ها زندگی دراماتیک و جالب داشته باشن. اما خدا بعضی مردم را به داشتن ای قسم زندگی دوت میکنه. بعضی ها میتونن ای قسم زندگی جالب و دراماتیک را در نتیجه تقاظه های زیاد برای آماده شدن به خدمت آینده حاصل کنن. ما هر قدر که از جهتهای مختلف برای جلال دادن خدا باز باشیم به او اندازه خدا در حقیقت برای قبول کدنی درد و رنج دنیا باز میساسیم. ما حق داریم که با شرکت کدن در یک مشارکت و معفل دعا و پرستش خدا را زیادتر به خود نزدیک درک کنیم و محبت حقیقی و قدرت به انتهای او را زیادتر احساس کنیم. با وجود آمدن ای قسم احساس در ما تنها برای فایده شخصی ما نیست بلکه توسط با وجود آمدن ای قسم احساس ما زیادتر مجهاز میشیم که خدا ما را بری این دنیای ضرورتمند و محتاج به خوبی و زیادتر مورد استفاده قرار بده. پیام صاحب سعدی بسیار خوب میگه ابادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست. بله میرویس جان ایستامون جیه من شبانی نیکه این من حافظ جان من توی غم خار من توی یابر من تو مدد کار من ایستامون جیه من شبانی نیکه این من حافظ جان من توی غم خار من تو فروغ جهانا با حیات زمان تو عزلی هستی عبدی جابدان توی یابر من تو مدد کار من تو فروغ جهانا با حیات زمان تو عزلی هستی عبدی جابدان ایستامون جیه من شبانی نیکه این من حافظ جان من توی غم خار من توی یابر من تو مدد کار من ایستامون جیه من شبانی نیکه این من حافظ جان من توی غم خار من ایستامون جیه من توی غم خار من پیام صحیب سعدی بسیار خوب میگه عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست بله میرویس جان لغا وقتی که واقعات سر کو و پاین کو را بسیار مختصر بیان می کنه ای به این معنا نیست که ایسای مسی صرف خود بر یک واقعی تراجیدی و غمانگیزی که در آینده به او روبروم شد آماده می کند بلکه او بر روبرو شدن به تمام مسیبت های آینده آمادگی می گرفت لغا میگه که موسا و ایلیاز با ایسای مسی در باره رهلت خودش که دور شلیم به کمال می رسید صحبت کدن در ترجمه دری انجیل در ای آیات موسا و ایلیاز در باره مرگ او ترجمه شده اما در ترجمه های دگه رهلت و یا ترک اقامت کدن از دنیا ترجمه شده رهلت در اصل کلمه عربیست به معنای سفر سفر از این دنیا یعنی وفات و حتی برای سفر نامه هم این کلمه استعمال می شد می توند به معنای خروج و یا دور رفتن که در عهد قدیم کتاب مقدس استعمال شده هم باشه رهلت به معنای وفات همست مثل که شخصی میگه من دیگه در این دنیا نخواد بودم که منظورش وفاتش می باشه اما کلمه که لوقا در اینجا استعمال کده می توند با خروجی که قوم اسرائیل در زمان موسا تجربه کدند هم می توند ارتباط داشته باشه یعنی مرگ ایسای مسیح مثل خروج بزرگ قوم اسرائیل از مصر است موسا قوم اسرائیل را رهنمایی کد که از قلامی مصر نجات یافته داخل سرزمین موعود شوند اما در خروجی که ایسای مسیح عملی می ساخت ایسای مسیح تمام مردم که از خدا پیروی می کدند رحبری می کدد که از قلامی گناه و مرگ نجات یافته به میراس حقیقی که برشان وعده شده بود برسند ای نجات تمام بشریت به حیث خلقت جدید خدا دربر می گیره به ای وسیله تمام بشریت نجات می یافتند شروعندی یزیز بعد از واقعی سرکو ایسای مسیح با درک تجربه شریعت که موسا و الیاس ازو نمائندگی می کدند خود روبرو شدند با واقعی که در آینده رخ می دادند کاملا آماده ساخته از سرکو به پایین آمد به پایین یعنی به سرزمین درد و رنج و روبرو شدن به حقائق عملی زندگی و روبرو شدن به مرگ به جایی که دو قدرت های ارواح ناپاک حمله می کند جایی عشق و نالا و ماتم است جایی که پسر انسان به دست گناهکاران سپرده می شد دوست های مهربان شاگرد ها از تبدیلی حیات ایسای مسیح حیران شده بودند و هیچ نمی فامیدند که چی واقعی شد حتی پترس فکر می کند که بودن موسا، الیاس و ایسا بر سر این کو دائمی خواهد بود و خواست که بر اونا سایبان ساخته شد اما چیزی که او می خواست او عملی نبود شاگرد ها قادر نبودند که راز جلال و عظیمت که در سر کوه ظاهر شده درک کنند جلال پسر برگذیده خدا و خادم خدا که مجده نجاته به دوش خود حمل می کند بلاخره بر یک تپه کاملا مختلف و یک تپه خورد و بدرنگ بیرون از ارشالیم با مرگ او آشکار می گردید شنوانده های گرامی شما می توانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید به آدرس فیسبوک ما www.facebook.com.com دوست های عزیز شما را خوش آمدید می گویم به برنامه در این بخش برنامه مهمان عزیز را امرای خود داریم که من از اشان خواهش می کنم که خود را به ما و شنوانده های عزیز معرفی کنند برادر عزیز شما را خوش آمدید می گویم تشکر من میوند استم میوند جان خوش آمدید به برنامه امروز ما من می خواستم از شما پرسان کنم که چی شد که شما به عیسای مسی روی آوردین و عیسای مسی را شما منحیص نجاته انده قبول کردین دلیل که من چرا به مسی ایمان آوردیم من بسیار خرد بودم در رحم مادرم که پدرم زنده و موردهش گم شد و مهید پدر من را دیدیم و پدر من را و مادرمم من شاید سی ساله بوده باشم یادم نمی آیا رفت دگه شوار گرفت و پیش از این که برا و من را رها کنه من خرد بود و من را در تشک وقتی که استاد میکد می شوشت من را زیاد چوندی میکند می زد من می گفتم من را همین بشوید بخاطر از این که او زیاد می زد زیاد گریه می داد من را می گفت باش دل مایوند از من سرد شد تا من برم دیگر شوار بگیرم مایوندهای دیگر بیرم این مایوند چی یک مایوند من چی کنم که از خاطر از این بیشینم و من هیچ محبت ندیده بودم در زندگی وقتی که من زن گرفتم خانم محمد بسیار مشکلات داشت از این مشکلات های فامیلی و من هر شب امرای خانمه می شیشتم و برای از این تعریف میکدم چرا مردم کتی محبتی میکنند چرا ایتی یک شخص را من پیدا نمی کند که اون را اولگوی خود قرار بدم یا از اون یاد بگیرم یک چیز را این بسیار برای من مهم بود اتا بسیاری شب ها خانمم می خوابید و من نراحت می شدم می گفتم چرا تو می خوابید چرا گپای من بر تو برزش است و من پیش خود فکر کردم و گفتم که من باید دین خود را تغییر بدم بخاطر که خارجی ها می آیند مدرسا و مکتب ها را جور میکنند و کسای دیگه هم هستند که مکتب ها را به آتش می زنند و بسیاری دلیل های دیگه هم است که ما می بینیم از بچه های خورد از بچه های کوچک استفاده میکنند درست و این کل اگهیش را من در کشور خود می زیدم و خارجی ها را می زیدم که مخالف این چیز ها بودند اینجا به من سوال خلق شد دلیل که یا دروغ نمیگن، عقل کس را نمیخورند یا این چیز ها چی است ما باید تحقیق کنیم به این ها که کدام خدا را می پرستند و رفتم پیش یک دوستم، او امرای امریکای ها کار میکد گفتم این ها در کدام دین هستند گفتن این ها از ایسای مسیح پیروی میکند درست و اون وقت گفتم من میخوایم در باره دین ها زیادتر بفهمم او بر من آدرس یک رادیو را داد رادیو صدای زندگی درست و من در اون برنامه رادیو را گوشت کردم و دیدم که بسیار کلام شیرین خداوند پیام های ایسای مسیح را من گوشت کردم و شنیدم و من به اون برنامه زنگ زدم از وا خواهش کردم که یک کتاب بر من بفرستند درست و یک کتاب بر من به بسیار مشکل فرستادند چون مشکل هست در افغانستان اعتماد کردند بالای هرکس بله میگفتند زرار به من چیز نرسند درست وقت که کتاب را دریافت کردم این کتاب را خاندم خاندم همیشه امرای خانم را میخاندم و هر بار که سوال چیز خلق میشد زنگ میزدم و طرف بسیار جواب های مضبط برم میگفت درست چون چیز های که بسیار برم جالب بود در باره حلال و حرام بله من سوال کردم که اینا جواب بسیار قشنگ برم گفتند واقعا اگر شما میخانید در باره حلال و حرام بفهمید از مصیب اشنوید که حلال چیست و حرام چیست و اینا جوابهای من را کامل برم میگفتند درست و من همیشه امرای خانمم دعا میکدم و من میگفتم یک جای باشد یک علیسای باشد که من برو مرا مریفی کنند چون مشکلات در افغانستان زیاد هست خاطر مشکلات زیاد اعتماد نمیکدند و بلاخره فرخونده را وقتی که اینا کشتند شما کل تان کسایی که در افغانستان بودند شایدی چیز بودند که به بسیار بریحمی یک زن را بخاطر که یک ملا را گفته بودی تا ویزای تو کار نمیکنه یا چیز را کشتند و وقتی که اینا دیدم بسیار سرمت تاثیر کرد وقتی واقعاً من عوض شدم و من در انجیل در یوهانه باب هشت آیه هشت اونجا خاندم که دو نفر یک خانم امرای یک مرد میارند در یک میدانی بزرگ میگن اینا را ما در زنا گیر کدیم و میگن می خواهیم این را سنگ سار کنیم به یسای مسیم میگن که تو عمر کن که ما این خانم را سنگ سار کنیم این گناه کده و یسای مسیم برای اینا میگه که هر کسی که هیچ گناه نکده اولین سنگ امو بزنه به سر از این خانم و این علمای شریعت و این مردم طرف یکی دیگر نگاه میکنند ببینند که ما همه گناه کدهیم ما همه گناهکار هستیم یک گناهکار چطور بالای دیگر گناهکار فتوه میته و میگه تو گناهکار استی و او را میزنه و میکشه همه انسان ها گناهکار است ما خودم یک انسان گناهکار هستیم و همه امو تار و او وقت بود که ما کاملاً چنج شدم ما دیگر کاملاً چنج شدم ما گفتم بروم در بین مردم فریاد بزنم که من را اون فرخانده واره سنگ سار کنند ما هم بگویم که من ایک مسیستم مسی حقیقت است و او وقت بود ما کاملاً عوض شدم و ما ایمان آوردم به مسی خدا را شک برادر عزیز 450 305 13 54 زنگ بزنید ما هم در دوران خود اکثرن کارهایی که خدا در سندگی ما انجام میده و چیزی که میگه ما اونا را درکده نمیتونیم و کاملاً حیران میماریم خصوصاً وقتی که بعد از انجام یافتن ای کارهای خدا در زندگی ما بزرگترین خوشیها را تجربه میکنیم و یا به شدیدترین غمها و ماتمها روبرو میشهیم اما در همه ای حالت یکانه کلمی که به گوش ما میرسه و ما را رهنمائی میکنه او ایست که لازم است با استواری به تقییب ایسای مسی راه بریم بله حتی در او حالات هم به تقییب ایسای مسی راه بریم که ما حتی نمیفمیم هم که مقصد او از فرمودهایش چی هست جلال بر ایسای مسی خداوند ما شنوانده های عزیز برنامه امروز ما ده اینجا به پایان میرسه با تقدیم کردن یک سرود روحانی شما را به خداوند پاک میسپاریم خدا یارو نگهدارتان خداحافظ موسیقی موسیقی تو با منی جروح من به قلب من تو در تنی ایسا ای خدا پر قدرت و سخا در عالم و زمان تو با منی موسیقی شب و روز در جنون تو برای تا هنگو میزازم دلو جان محوه عشق تو بنام و عشقت منازم دلو جان محوه عشق تو بنام و عشقت منازم ایسا ای خدا پر قدرت و سخا در عالم و زمان تو با منی موسیقی روی من و جان که هست شرمنده ای احسانه توست دارم کنون در بندگی دل برخته و فرمانه تو ایسا ای خدا پر قدرت و سخا در عالم و زمان تو با منی شنونده ازیز شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید توجه کنید با ادراس فیسبوک ما facebook.com slash رادیو صدای زندگی اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهاده هایتان را همراه ما مطرح کنید میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد
8 April 2019
18 March 2019
11 March 2019
4 March 2019
25 February 2019
18 February 2019
11 February 2019
4 February 2019