29 minutes
8 April 2019
Traditional boundaries between the authority and rights of men and women! Mary the conservative and Martha the traditions breaker! It is valuable to learn from Jesus or to work in the kitchen and cook! Mary’s critic her sister she left me alone. Was Maryam's choice correct or was it from Martha's? Jesus continued on his journey to Jerusalem.
Transcribed by AI
موسیقی شنونده های عزیز سلام. شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد. حال شما را دعوت می کنیم به شنیدن برنامه این عوض. مبایثه در میان آنان درگرفت که کی بین آنها از همه بزرگتر است. ایسا فهمید که در ذهنشان چی افکار می گذرت. پس کودک را گرفت و او را در کنار خود قرار داد و به آنان فرمود. هر که این کودک را بنامه من بپذیرت مرا پذیرفته است. و هر که مرا بپذیرت کسی را که مرا فرستاد پذیرفته است. زیرا در بین شما آن کسی بزرگتر است که از همه کوچکتر می باشد. یوهنا ارز کرد. ای استاد ما مرد را دیدیم که با ذکر نام تو ارواه ناپاک را بیرون می کرد. اما چون از ما نبود کوشش کردیم مانه کار و شویم. ایسا با او فرمود. با او کار نداشته باشید. زیرا هر که ذد شما نباشد با شما است. چون وقت آن رسید که ایسا به آسمان برده شود با عزم محکم رو به ارشلیم نهاد و قاسدان پیشا پیش خود فرستاد. آنان حرکت کردند و به دهکده در سرزمین سامریان وارد شدند تا برای او تدارق ببینند. اما مردمان آنده نمی خواستند از او پذیرایی کنند. زیرا معلوم بود که او عزم ارشلیم است. وقت یعقوب و یوهنا شاگردان او این جریان را دیدند گفتند. خداونده هایا میخوایی بگوییم از آسمان آتش ببارد و همه آنان را بسوزند؟ اما او برگشت و آنان را ملامت کرد و روانه دهکده دیگر شدند. در بین راه مرد به او ارس کرد. ارجا بروی من به دنبال تو می آیم. ایسا جواب داد. روبهان لانه و پرندگان آشیانه دارند. اما پسر انسان هیچ جای ندارد که دران استراحت کند. ایسا به شخص دیگر فرمود. با من بیا. اما او جواب داد. ای آقا بگذار اول بروم پدرم را به خاک بسپارم. ایسا فرمود. بگذار مردگان مردگان خود را به خاک بسپارند. تو باید بروی و برقراری پاتشاهی خدا را در همه جا اعلام نمائی. شخص دیگر گفت. ای آقا من با تو خواهم آمد. اما اجازه بفرما اول با خانوادم خداحفظی کنم. ایسا به او فرمود. کسی که در وقت قلبه به پشت سر ببیند. لیاقت آن را ندارد که برای پاتشاهی خدا خدمت کند. ژنوند های عزیز سلام. من میرویس هستم و شما را به شنیدن درس امروز از انجیل و لغه دعوت میکنم. دوست های مهربان سلام. من پیام هستم. دوست های عزیز شما پیشتر از فصل نوی انجیل و لغه از آیت 46 تا 62 را شنیدین. در این قسمت در باری موضوعات مختلف صحبت شده بود. دوست های عزیز مشهورترین نوشته های عدبی انگلیسی قدیم حکایت کانتی بوری هستن که به غلام چو سر نوشته شدن. حکایات کانتی بوری مجموعه 24 حکایت هستن که به غلام چو سر بین سالهای 1387 تا سال 1410 میلادی نوشته شدن. دو حکایت از این حکایات به نصر باقی به نظم سروده شدن. دوست های میرون وقتی که ما و شما این حکایاتم میخانیم فوراً تصویر زندگی حقیقی انسانی در قرن 14 میلادی را در ذهن ما زنده میسازد. در این حکایات شخصیت های مختلف انسانی با هست بودشان یعنی غمها و خوشیها کامیابی ها و ناکامی هایشان، گناهان و تقدسشان و حتی زندگی روزمره و عادیشان بسیار بروشنی و تصویر کشیده شدن. با خاندن این حکایات اینطور احساس میکنیم که گویا ما در بین اونا هستیم و با اونا رابطه نزدیک داریم و شخصاً هر کدام این شخصیت ها را میشناسیم. بعضی حکایات کانتیبوری به فرسی هم ترجمه شدن. ما شما هم در فرهنگ خود این قسم حکایات داریم مثل حکایات کلیله و دمنه و یا هزار و یکشب و همچنان در عصر حاضر داستانهای کوتای اکرم اسمان و غیره. اما یک چیز جالب که در حکایات کانتیبوری وجود داره و مردم عصر خوده شگفت زده کده او چیزی هست که بر اما یک چیز عادی به نظر میرسه. این موضوع سفر کدن هست. در عصر چوسر مردم آم به ندرت سفر می کدن. به سفر هجرفتن هم مثل سفر کدن به ما و بسیار غیر معمول بود. سفر کدن یک کار بسیار لکس و بسیار قیمتی بود که مردم آم از عاده او برامده نمی تانستن. حتی در قرن نزده میلادی صرف اشخاص سروتمند انگلستان می تانستن که پول و وقت کافی سفر کدن به کشورهای دیگه اروپایی را داشته باشن. ایتنها مردم کشورهای اروپایی نبودن که امکانات سفر کدن نداشتن بلکه انسانهای تمام دنیا در طول تاریخ و حتی تا قرن نزده میلادی بسیار کم سفر می کدن. حتی گفته می تانیم که مردم هیچ سفر نمی کدن و در جایی که تورد شده بودن کران شده به بیری می رسیدن بدون ای که سفر کنند. اگر بعضی کسا می تانستن که عصب و گادی و پول سفر را تحیه کنند و به سفر برند اما اونا هم بخاطر خطراتی که در سفرها وجود داشت ترجیح می دادند که تا آخر آمر بدون سفر کدند در منطقی خود زندگی کنند. اینی شرایط در وطن ما افغانستان هم بود و حتی تا این سالهای آخر که مردم بخاطر جنگ ها آواره شدن مردم سفر نمی کدن. کسی که بخاطر علتی در جای دور سفر می کد وقتی که زنده پس می آمد مردم روزها به دوره او جمع می شدن تا قصه های سفر او را بشنوان. اینی شرایط در زمان ایسای مسیح هم حکم فرما بود اما یک استثناء وجود داشت. یهودیانی که در جاهای دیگه زندگی می کدن اونا هم وقتاً فا وقتاً به اورشلیم سفر می کدن. بر علاوه همه یهودیان در هر جای دنیا که زندگی می کدن قصه سفر کدن اجدادشان را ویا خروج از مصر به سرزمین موعود را به تکرار شنیده و خانده بودن. وقتا که اونا این قصه ها را می شنیدن در پالوی قصه ها پادشان و انبیاء و کار هایی که خدا برشان انجام داده بود را او را هم می خواندن و هم می شنیدن. لوقا هم وقتا که در باری سفر ایسای مسیح به اورشلیم نمشته می کد همه ای واقعات تاریخی را در ذهن خود داشت. مثل که ما در آیت سی و یکی فصل نو دیدیم که ایسای مسیح می خواست خروج خود را جامعه عمل بپوشانه. در این آیت مرگ ویا رهلت به معنای خروج هم می باشه. سفر که ایسای مسیح به اورشلیم انجام می داد برابر به وقت معمول زیارت اورشلیم نبود. سفر که در آیت چلویک فصل نو آغاز شد تا فصل نوزده آیت چلویک ادامه پیدا می کنه. ای سفر یک چوکات جامعه را به تمام انجیل تشکیل می ته. دوستای می روان، لوقا در کتاب دیگه خود یعنی اعمال رسولان یک سفر طولانی دیگره هم به تصویر می کشه. ای سفر طولانی پولس رسول از اورشلیم بروم است. لوقا سفر را که با دعوت و اطاعت کامل خدا صورت می گیره به حیث سمبول ویا تصویر مرکزی پیروی بودن حقیقی ایسای مسیح را به ما پیش کش می کنه. پیروی بودن ایسای مسیح یعنی در سفر زندگی پیروی کدن کامل و با تمام دل و جان و تمام ابعاد از ایسای مسیح است. اولین تصویری که لوقا در مورد پیروی بودن ایسای مسیح به ما نشان می ته، ای قسم پیروی کدن چندان آسان هم نیست. ما و شما معمولا در شروع پیروی کدن از ایسای مسیح تصویرهای خوب را که در ذهن خود کشیدیم در باره اونا فکر می کنیم. شاگرد های ایسای مسیح هم پیش ازی که به سفر امراه ایسای مسیح به طرف ارشالیم شروع کنن، اونا هم بین خود در ای بار بحث داشتن که کدام یک اونا در بینشان نسبت به همه مقام بلندتر داره. اونا در باره مشکلاتی که با اونا روبروم شدن فکر نمی کدن بلکه در باره ای فکر می کدن که به چی ترتیب می تانن مقام بلندتر داشته باشن. اونا در باره مشکلاتی که به چی ترتیب می تانن مقام بلندتر داشته باشن. هی پرول دیگار پشپا کیرانا کده زمون گا خدا یا غریب خلق مود کده او کمچه آج زوبی ماروی تجوید کده زمون گلاستر گونا اونکه جدا کده هی پرول دیگار پشپا کیرانا کده اونا در باره مشکلاتی که به چی ترتیب می تانن مقام بلندتر داشته باشن. هر غم و تکلیف چه پموم بی اسان کده منشو که گزارد جوان دنبال دوران کده زمون گلاستر گونا اونکه جدا کده هی پرول دیگار پشپا کیرانا کده برکت و رمت پموم گا نزول کده دایی ساپ ناما زمون سوال کبول کده زمون گلاستر گونا اونکه جدا کده هی پرول دیگار پشپا کیرانا کده چه تبمم بچد تورتم لبلا کده زمون تسلید همیشه پیدا کده زمون گلاستر گونا اونکه جدا کده هی پرول دیگار پشپا کیرانا کده زمون گلاستر گونا اونکه جدا کده هی پرول دیگار پشپا کیرانا کده شنونده یاسیس ما و شما در زندگی روزمره خود دیدیم وقتی که یک پروژه و یا یک کار شروع میشه همراه او جاه طلبی های کسایی که در کار او شریک میباشن هم شروع میشه هر کس میخوای یک مقام در این پروژه به دست بیاره شنونده یاسیس اما بسیار خوب است که ما و شما پیش از شروع کدن به کار در یک پروژه این مسائل را در نظر داشته باشیم این واضح است که مشکلات به وجود خواد آمدن اما مهم است که از شروع در باره مشکلاتی که امکان داره به وجود بیاند در ذهن خود داشته باشیم در اون جایی که امکان مشکلات در اونا هست و جاهای مهم دیگر زیر اونا را باید قلم سرخ بکشیم ایسای مسیح هم عینی کار کرد او هم با خدکشیدنهای سرخ در زیر جایی که در اونا مشکلات وجود داشت و یا بسیار مهم بودن به شاگرده یاد داد که ملکوت ویا پادشاهی خدا به چکل پیش خواد رفت بله، ملکوت خدا ویا پادشاهی خدا توسط اشخاصی پیش میرفت که شاگرده حتی اونا را نمیشناختند و حتی از جمله اعضای گروپ اونا هم نبودند این طبیعی است پروژه هایی که تازه شروع به کار میکنند عمولن کار اونا اکثران مستقیم و به شکل عادی و بدون مشکلات پیش نمیرند ایسای مسیح هم این موضوع را درک میکد و برای دور کدن مشکلات از سر راه پیش از پیش قاصده را روانه کد باید متوجه باشیم که کلمه قاصده به معنی فرشده ها هم استفاده شده لغا به طریقی که این سفر را به ما به تصویر میکشه میخواه به ما نشان بده که این سفر هم در حقیقت یک سفر دیگه خروج بود چون در کتاب خروج فصل 23 آیه 20 میخانیم من یک فرشده را پیشا پیش تو میفرستم تا تو را در راه محافظت کند و به سرزمین حدایت کند که برای تو آماده کردم سفر که ایسای مسیح رحبری میکد یک سفر خروج نو بود در کتاب ملاکی فصل 3 آیات یک هم نوشته شده است که خدا قاصد خود را پیشا پیش او میفرستد وقتی که او رسید مردم برای قضاوت و نجات آماده میباشند سفر که ایسای مسیح انجام میداد و راه را که او برای رسیدن به هدف تیمیکد به سرزمین که حقیقتن در اون نجات و زندگی عبدی بود میرسید و ای راهی بود که خدا خودش برای مردم خود در نظر گرفته بود رادیو صدای زندگی شنویندی عزیز همه و به صورت خاص یعکوب و یوهانا میتانستن فکر کنند که اونا حال در عین موقف الیاز در عدی قدیم کتاب مقدس قرار دارند وقتی که اونا با مخالفت مردم روبرو میشند میتانند از خدا تقاضای کمک کنند که از آسمان بر سر اونا آتش ببارند این موضوع در کتاب دوم پادشاهان فصل اول آیت ده تا دوازده بیان شده اما سفر که یسای مسیح انجام میداد نازل شدن قهر و غذب خدا در او شامل نبود این سفر یسای مسیح یک مارش پیروزی هم نبود که تمام مخالفتها و مخالفین خدا از سر راه خود در او کده نیست و نابود کند این در حقیقت پیشرفت انجیل ملکوتی بود که ما و شما از طریق فصل چار انجیل لغا یاد گرفتیم پیام این انجیل ملکوتی محبت فوغلاده و چنان فیض قوی و باعظمت بود که وسطش همه را یعنی یهود و غیر یهود گناهکار و خدا ترس دبر می گرفت هر کس که این محبت و فیض دریافت میکد از قنامندی و سرشار شدن از اول شگفت زدم می شود شنوندی مهربان، بسیار مردم وقتی که ایسای مسیر ملاقات میکدن و در موردش فکر میکدن با خود می گفتن این آدم لیاقت پیروی کدنه داره، باید از او پیروی کنیم اما با وجود او هم کسایی بودن وقتی که ایسای مسیر در راه ملاقات میکدن کلام ایسای مسیر به اونا مثل پاشیدن طخم در بین سنگزار و یا در بین خارها بود که ما و شما در فصل هشت خاندیم. اونا با وجود که می خواستن که از ایسای مسیر پیروی کنن اما یک چیز و یا چیز دیگر بانه کده به او زمینه میکدن. سوال ایست که آیا اونا حاضر بودن کارهای که به او مسروف بودن یک طرف مانده فورا در پشت ایسای مسیر روان شوند؟ شنونده های عزیز، شخصی که معذرت به خاک سپاری پدر خود رو پیش کد، بره اکثر یهودی ها در او دوران مقدسترین و اولین وظیفه یک پسرش مرده می شود. اما ایسای مسیر فرمود که ای کار هم در مقابل پیروی کدن از او بره اعلان ملاکوت خدا در قدم دوم قرار دارد. شنونده های عزیز، تشکر که از ویب سایت ما دیدن نمودید. اگر شما معل دارید که از طریق تیلیفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشنادهایتان رو امراهی ما شریک بسازید، لطفاً به شمار تیلیفون 001 450 305 13 54 زنگ بزنید. دوست های عزیز، کاروان سفر ایسای مسیر به پیش حرکت میکد و صدای چالش ها و مخالفت ها در برابر کاروان او از هر طرف به گوش می رسید. هر قدر کاروان به پیش می رفت، صدای مخالفت ها و چالش ها بلندتر شده و واضحتر شده می رفتند. امروز اگرچه بسیار مردم در زمین کار نمیکنن، به ای هم علاقه ندارن که بفهمن خطهای غلبه را که کشیدن راست کشیدن یا نی؟ اگه علاقه به راست کشیدن ای خطها هم داشته باشن، اما وقتی که به پشت سر خود می بینن که آیا خطهای غلبه را راست کشیدن یا نی؟ در این وقت خطهایی که می کشند از پیششان کچ می شه، پس نباید در سفر که در پشت سر یسای مسی روان هستیم، به پشت سر خود بی بینیم. این مثل سرود خاندن ما هم هست. وقتی که ما بند اول سرود با سر و لی و بدون کم هوایی خوب خاندیم، ما نباید خوش شدیم که بند های دیگر هم حتما خوب می خانیم. ما نباید مغروض شویم، باید به بند های آینده هم زیادتر دقت داشته باشیم تا آواز ما مرغک نشه و با سر و لی و حتی بهتر بخانیم. وقتی که ما به سفر میریم، ما در نقشه، در نقطهی که قرار داریم، از او جا راه سفر خود را که در پیش روی داریم میپالیم، نه ای که سفر را که طی کدیم. شنونده های عزیز، آیا ایسای مسیح از شما میخواهی که به کجا سفر کنیم؟ ایسای مسیح از ما پرسان نمیکنه که ما دیروز به کدام طرف سفر میکدیم و یا به کدام راه روان بودیم بلکه او از ما میخواهی که فردا با او به کجا سفر کنیم. آیا شما شنونده های عزیز، ایسای مسیح را در این سفر همراهی میکنیم؟ دعا میکنم که جواب شما عزیزا بله باشه. شنونده های عزیز، برنامه امروز ما به پایان رسید. تا تقدیم یک برنامه دیگر شما عزیزان را به خداوند میسپاریم. خدا یارو نگه داردان. خداحافظ دوست های عزیز. موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی شنونده های عزیز، شما میتوانید برنامه های رادیو صدای زندگی را از طریق فیسبوک هم تقیب کنید. توجه کنید بادرست فیسبوک ما، facebook.com slash رادیو صدای زندگی. اگر شما محل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهاده هایتان را همراه ما مترح کنید، میتوانید به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید. ما به سوالات شما پاسخ خواهیم داد.