Testimony From the Cloud

  29 minutes

  25 February 2019

He went to the mountain with close friends to pray. The look on his face changed. His clothes were shining white. The presence of Moses and Elias in the scene! But close friends in the dream neglected. The cloud appears and a testimony is heard.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

موسیقی راڈیو صدای زندگی موسیقی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 49 متر بند پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم با شنیدن برنامه این وقت ما موسیقی به این ترتیب در سرزمین جدریان که مقابل ولایت جلیل هست به خوشگی رسیدن همین که ایسا قدم به ساحل گذاشت با مرد از آهالی آن شهر روبرو شد که گرفتار اروای ناپاک بود مدت زیاد نه لباس پوشیده بود و نه در خانه زندگی کرده بود بلکه در میان مقبره ها به سر می بود به محض این که ایسا را دید فریاد کرد و با پاهای او افتاد و با صدای بلند گفت ایسا ای پسر خدای مطال از ما چی می خوایی بشه تو زاری میکنم مرا عذاب نده زیرا ایسا برای ناپاک فرمان داده بود که از آن مرد بیرون بیاید آن روی ناپاک بارها او را می گرفت و مردم او را گرفته با زنجیر ها و کنده ها محکم نگاه می داشتند اما هر بار زنجیر ها را پاره می کرد و آن روی ناپاک او را با بیابان ها می کشند ایسا از او پرسید اسم تو چی است جواب داد لشکر یعنی لشکر و این به آن سبب بود که اروائی ناپاک بسیاره او را گرفته بودن اروائی ناپاک از ایسا تقاضا کردن که آنها را به دوزخت نفرستد تصادفا در آن نزدیکی گله بزرگ خوبی بود که در بالای تپا می چریدن و اروائی ناپاک از او درخواست کردن که آنها را به داخل خوک ها برود ایسا بانها اجازه داد اروائی ناپاک از آن مرد بیرون آمدند و به داخل خوک ها رفتند و آن گله از سراشیبی تپا به دریا جست و غرق شد خوک بانان آنچه را که واقع شد دیدند و پا بفرار گذاشتند و این خبر را به شهر و اطراف آن رسانیدند مردم برای تماشا از شهر بیرون آمدند پیش ایسا رسیدند مرد را که اروائی ناپاک از او بیرون رفته بودند لباس پوشیده و سرعقل آمده پیش پای ایسا نشسته دیدند و ترسیدند شاهدان واقع را برای آنان شرح دادند که آن مرد چگونه شفای افت بعد تمام مردم ناحیه جدریان از ایسا خواهش کردند که از آنجا برود زیرا بسیار ترسیدند مرد را کشتی شد و به طرف دیگر دریا بازگشت مرد که اروائی ناپاک از او بیرون آمده بودند اجازه خواست که با او برود اما ایسا با او اجازه نداد و گفت به خانت برگرد و آنچه را که خدا برای تو انجام داده است نقل کن آن مرد به شهر رفت و آنچه را که ایسا برای او انجام داده بود همه جا پخش کرد درست امروز از انجیل لقا خوش آمدین تشکر پیام صاحب دوست های مهربان شما آیات 26 تا 39 فصل 8 انجیل لقا را شنیدین ایسای مسیح با کشتی از یک طرف به هیره به ساحل دیگه به هیره رفت وقتی که از بلندی های جولان به این منطقه زیبا دیده شد آدم باور کده نمیتونه که در دوران ما در اینجا چه جنگ های شدیدی هم رخ داده باشه این منطقه ساحلی یک منظری زیبا و آرام را داره که دل آدم میشه رخصتی های خود در اینجا تیر کنه به ساحل که ایسای مسیح رفت حال در جمعه منطقه تبریاز شامل است ما واقعا دقیق نمیدانیم که چرا ایسای مسیح با عبور از بهیره از منطقه اصلی جلیل به اونجا رفت لازم به یاد آوری میدانم که از لحاظ تاریخی نام جلیل به یک منطقی وسیع اطلاق میشد که همیشه سرحداتش با تغییرات سیاسی و نظامی تغییر خورده اما اقصد منطقه شمال و غرب بهیره جلیل را شامل میشد حال هم این منطقه بین حاکمیت احراب و اسرائیل جنجالیست در زمان ایسای مسیح قسمت های جنوب و جنوب غربی بهیره مربوط ولایت گولانیتس بود نام گولانیتس با نام گولان و یا جولان همریشه است قسمت های جنوب شرقی بهیره جز از ولایت دیکاپولس بود دیکاپولس یک کلمه یونانیست که معنایش ده شهر است اما با وجودی هم تا هنوز یک توافق کامل وجود نداره که قلم روی جلیل شامل کدام قسمت ها میشد اما نویسندگان انجیل مثل لوقا وقتی که از جلیل صحبت میکنه منظورش هر دو منطقه هم جنوبی یعنی گولانیتس و هم شمالی یعنی دیکاپولس را دبر میگرفت به هر صورت روی مسیح به قسمت شرخی بهیره رفت که به طرف بهیره سراشیبی داشت 305 13 54 زنگ بزنید بسیار جنجالیست و حال هم بسیار جنجالات در این منطقه وجود دارد مساحل که عیسای مسیح رفت یک منطقی بود که اقصد غیریهود ها در اونجا زندگی میکدن البته تعداد قابل ملاحظه یهودی ها هم در اونجا بودوباش داشتند احتمال وجود دارد که عیسای مسیح خواسته با دور شدن از منطقی اصلی جلیل ویا از منطقی اصلی یهودیان تا حتی بتانه از وارد شدن فشار زود هنگام بر خودش جلو گیری کنه چون کار و خدمت عیسای مسیح و شعورت روز افزون او در زیر ریش هیروت انتپاس پاتشا باعث بوجود آمدن مخالفت های شدید شده بود انتخاب این سفر بر ابر از بهیره عیسای مسیح با وجود کوتا بودن او در اون وقت مثل یک سفر خارجی بود اما در اون جه هم برش صلح و آرامش میاثر نشد و با سر و صدا و غال مغال یک شخص مورد استقبال قرار گرفت مالوم می شد که تعداد زیاد ارواه ناپاک این شخص را در خود پیچانده و شروع به جنجال کدن با عیسای مسیح کد او خواست فشار درونی خود با سر و صدا و غال مغال سر عیسای مسیح خالی کنه وقتی که شاگرده عیسای مسیح این وز را دیدن حتما تصمیم گرفتن پیام صاحب که در کشتی شیشته و فورا پس به طرف خانه عرکت کنن بله کاملا شما درست میگین مثلی که پیش از با وجود آمدن توفان در بهیره عیسای مسیح کاملا آرام بود حتی وقتی که توفانم شروع شد باز هم عیسای مسیح آرام بود اما وقتی که توفان شدت کرفت و شاگرده را ورخت ها ساخته اونا غال مغال کدن عیسای مسیح توفان آرام کد در اینجا هم عیسای مسیح توفان برباشده توسط ارواه ناپاک هم آرام ساخت عیسای مسیح خداوند با قدرتی که داشت میتونست که با روبروشدن به هر توفان برخورده مناسب کنه پیام سیب عیسای مسیح خداوند هست که بر همه توفان ها حاکمیت داره و میتونه واقعا توفان های زندگی ما را هم آرام بسازه بله در این هیچ شک نیست لوقا یک منظری عجیبی را از این منطقه بر اما نشان میته دامنه سرسبز تپه ها با سراشیبی به طرف بهیره که در اون گله خوک میچره موجودیت خوک ها در این منظره نشان میته که این منطقه غیریهودیست چون یهودی ها گوشت خوک را حرام میدانستن و او را نمیخوردن به این خاطر خوک ها را پرورش نمیکدن یکان وقت تصویر ها زبان گویای بسیار حقایق میباشه مثل که در اینجا موجودیت خوک ها نشانه ایست که در این منطقه اکثران غیریهودی ها زندگی میکنن دوست های مهربان چون ایسای مسیح و همراهانش از دور معلوم میشدن که در اون منطقه اونا خارجی هستن با اقصال عمل خشن و شدید مردم محل روبرو شدن این برخورد اونا نشان میته که همه مردم هم یهودی ها و هم غیریهودی ها در مقابل خارجی ها مثل رومیان و غیره نفرت شدید داشتن ما پسانتر میبینیم که مردم عادی اون منطقه هم بودن ایسای مسیح را در منطقه خودشان تحمل نکده اونا را مجبور ساختن از راهی که آمده بودن پس برن ای خداون ای سایم رهبر من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی عاشق تو هم عابد تو هم چوبار من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی فرشتگان در آسامان از فیض و رحمتت خداون نیسرین تو را گوین هلیلویا دادی نجاتم دادی حیاتم منگی من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی شایق دیدارت ای خداون منتظرت هستن زد بیا خداون خانه تو است منزل راحت راحت من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی عاشق تو هم عابد تو هم چون خانه من توی ای خداون ای سایم رهبر من توی ای خداون ای سایم رهبر یکی از عطاف بزرگ رهبر های انقلابی و آزادی خواهی یهودیان در اون زمان یعنی در قرن اول ملادی ای بود تا عساکر و قطعات رومی را مجبور بسازن که از منطقه و قلم روشان خارج چون اما لوقا در این قسمت به موضوعات سیاسی و نظامی اون وقت دقت نمیکنه بلکه مثل همیشه توجه و دقت او به شخص دارای ارواه ناپاک برشناساندن بهتر ایسای مسیس پیام صاحب حتی حال هم مردم موجودیت عساکر خارجی را در وطن خود تعمل کده نمیتونن ما و شما هم در افغانستان این مشکل را داریم و نمیتونیم عساکر خارجی را تعمل کنیم بله موجودیت قوای خارجی در یک کشور به احساسات میریگرانه و آزادی خواهانه اونا صدمه میرسانه و میخواهن که اونا کشورشانه هرچیزو تر تر کنن خوب به هر صورت دوست های مهربان از نظر لوقا کار که بر این مرتد دارای ارواه ناپاک صورت کرد صرف یک شفای فوقلاده نبود بلکه نجات هم بود او نجات که سالها پیش خدا توسط انبیاء وعده کرده بود که در ایسای مسیح به ظهور بیرسه این نجات که تعداد زیاد یهودی ها را دبر گرفته بود حالا به مناطق غیریهود مثل جدریان یعنی در اینجا انتشار پیدا میکد شنویندهی مهربان ببه نقطه اساسی داستان که در آخر داستان واقع شده توجه کنین ای تور مالوم میشه شخصی که شفایی آفت میخواست که به او اجازت داده شده تا همراهی ایسای مسیح باقی بمانه این خواست او بخاطر شفایی آفتن فوقلاده او نبود که کاملا گرویده ایسای مسیح شده باشه و میخواست پیش ایسای مسیح باقی بمانه بلکه او گمان میکد که دوباره یک جا شدنش با خانواده و مردم برش کار آسان نیست چون همه مردم منطقه از قصه های زندگی گزشتی او خوب خبر داشتند او نمیخواست که او قصه ها را دوباره و بتکرار از زبان اونا بشنوه شاید موانه دیگه هم در راه قبول کدن او به حیث عزو نورنبال و عادی خانواده و جامعه وجود داشته باشه اما ایسای مسیح میخواست که او شفایی آفتن بعد از ای باید به پای خود استاده شده مسئولیتهای خود را خودش به پیش ببره او باید بعد از ای مثل گذشته بار دوش دیگرها نمیشد و خود را در پشت ایسای مسیح پت نمیکد ای شخص یکی از قصه هاییست که ایسای مسیح برش نگافت از من پیروی کنند و یا در پشت ما بیا فکر میکنم ای شخص در جمله اقصریت مردم قرار داشت که ایسای مسیح برشان گافت به خانه برگردید و به آنها بگویید یعنی رساندن خبر خوش را در عمل تجربه کرید ای شخص چیزی که در یافت کده بود باید به زبان خود به دیگرها بیان میکد پیام صاحب یعنی به ایسای مسیح بشارت میداد؟ بله او شفاع یافته بود و یا نجات یافته بود و او باید چیزی را که در یافت کده بود با دیگرها شریک می ساخت سلاش رادیو صدای زندگی لوقا وقتی که این قسمت را بیان میکنه نقطه اصلی را به حیث کلام آخر برخود حفظ میکنه قسمت آخر در اصل متن یونانی به این شکل است ایسای مسیح می فرماید پیام صاحب ما هم وقتی که به ایسای مسیح ایمان میاریم و زندگی جدید تجربه میکنیم برای ما هم بسیار مشکل است که او را به دیگرها نگویم و چپ بمانیم من خودم با یادم از وقتی که به ایسای مسیح ایمان آوردم هیچ خود را کنترول کنن نمی تانستم و میخواستم به کارهای او شهادت بودم تشکر واقعا امتحان است و خدا به شما برکت بده شنوانده ازیز تشکر که از ویب ساید ما دیدن نمودید اگر شما معل دارید که از طریق تلفون امراهی ما به تماس شوید و سؤالات و پیشناده هایتان را امراهی ما شریک بسازید لطفاً به شمار تلفون 0014503051354 زنگ بزنید شنوانده ازیز با وجود کلوقا تا حال بسیار چیزا را در باری ایسای مسیح بما قصه کد اما تا هنوز ای را بما نکفته که خدا به کدام فلسفه، فارمول و به چه شکل در ایسای مسیح بود و در اون کار میکد لطفا از بسیار کسایی که چی به شکل شخصی، چی به شکل دست جمعی با ایسای مسیح ملاقات کردن قصه کد وقتی که ای اشخاص به شمول مرد و زن و خرد و کلان و از هر قوم و قبیله وقتی که با ایسای مسیح ملاقات کردن به اساس تجربه شخصی خودشان درک کردن کاری که ایسای مسیح میکنه، کاری است که خدا میکنه ویا به شکل دیگه، وقتی که میخواییم به مردم بگوییم که خدا چی کاری را در زندگی ما انجام داده کارهایی را که ایسای مسیح در زندگی ما انجام داده، اون را برشان میگوییم در طول دو هزار سال تاریخ ایمان مسیحی بهترین مغزها در دنیا تلاش کردن تا کلمات و جملات را بر بهتر توضیح کردن کار خدا در ایسای مسیح پیدا کنند با وجود او هم موافق نشدند، اما از این هیچ کس انکار کردن نمیتوند که این حقیقت است که بر بسیار شناخت شده است، نه به حیث یک تیوری و یک نظریه بلکه همیقتر از او، البته وقتی که اونا قدرت نجات بخش خدا را شخصا در کار ایسای مسیح درک کردن امیدوار هستیم که شما شنویندی ازیز اگر تا حال این قدرت را درک نکدین، درک کنین شنواندهای ازیز به این امید صحبت خود را در این جبه پایان میرسانیم با تقدیم کردن برنامه دیگر شما را به خداوند می سپاریم، خدا یار و نگهدار تان راز ایماندارو پزن هر زمان اکدو شکر هم دا صفت دارمان راز ایماندارو پزن هر زمان دازمه که اقواملا اغادی خوش آر کارو نایکردی دول با کمار خده برکتونا نازل پرل به شمار خوادی برکو دهاغا پر دربار راز ایماندارو پزن هر زمان سوخ که چیو بچه ماشمان رب را کنه مدد پاکو ساغان کمپ جوندون که یه راکو جوندون مسیراغه منتا پتر دخاش کن راز ایماندارو پزن هر زمان موسیقی دختر پا واقعی هغا حفاظت چه منشو هرانوی تیار هدایت چه منشو بیوست پا هغا کروتو کل هغا بمدد تا تیاروی هر زل راز ایماندارو پزن هر زمان موسیقی درو حلکو درساو دزویاو دبلار تمجیداو صفاتاو سنا دا بگار سرنگاچیو بازرگیا موسیقی راز ایماندارو پزن هر زمان اکدو شکر هم دا صفت دار من راز ایماندارو پزن هر زمان توجه کنید با درس فیسبوک ما اگر شما مئل دارید که از طریق تلفون سوالات و پیشنهادهایتان را همراه ما مطرح کنید میتانین به شماره تلفون 001-902-593-1032 زنگ بزنید ما و سوالات شما پاسخ خواهیم داد