Cleansing the Temple

  1 hour

  6 June 2023

The Temple in the Old Testament was an important place to worship God. The first Temple was built by King Solomon in 957BC in Jerusalem. The high priest would go to the Holy of Holies in the Temple once a year on the Day of Atonement to burn incense and sprinkle sacrificial animal blood to expiate his own sins and those of the people of Israel. High Priests had to do that every year, but Jesus, our High Priest gave his life on the Cross once for all that anyone believes in him will be forgiven and have eternal life.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند قادر و توانا به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. از این که با ما در هفته گذاشته تماس گرفتین یک جهان سپاسگذار هستیم. سلام های مرا و کارکنهای مرا بپذیرین. خوب دوستای عزیز ما همیشه خوش میشم از شما بشنویم. اگر انتقاد، سوال، پیشنهاد داشته باشین یا اگر خواهش دعا داشته باشین با ما پیام بگذارین یا تیلفون کنین. ما به نام ایسایی مسید دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنم. دیروز روز جهانی کودک بود و ما این روز با همه کودک ها در دنیا و همچنان به خصوص کودک هایی که در افغانستان زندگی میکنن مبارک میکنیم. گرچه در این روز ها در حالت و اوزایی که مردم افغانستان قرار دارن، هر چی را که شما مبارک یا تبریگ بگوین شاید یک اندازه بی جا باشه. در خاطر ازی که مردم در وضعیت بسیار بد قرار دارن از هر لحاظ. یک موضوعی که امروز میخواییم در مورد از او بر چند لحظه صحبت کنیم در مورد مشکل حویت است. یا ای که یک کسی مشکل ازداشت باشه که او کی است. مشکل اساسی جوانات در کشورهای غربی مشکل حویت است. و در افغانستان این مشکل فرق دارد. در کشورهای غربی یک ادهه از جوانات مشکل بخصوص حویت جنسی دارند. موضوع جنسیت یک مشکل بسیار امده در بین جوانات در کشورهای غربی است. اما ما مسیحی ها، ما پیروهای سای مسیح با این معتقد استیم که در کلام خداوند هم نوشته شده که خداوند زن و مرد را آفرید. یعنی مشکل جنسیتی در بین کرتاب مقدس در این مورد وجود ندارد. ما به این ایمان داریم که خداوند دو جنس، یعنی زن و مرد را آفرید. و مشکل امده حویت در بین جوانات افغانستان مشکل ارزش است. که آیا آنها چی ارزش دارند؟ آیا آنها منحیست یک انسان این ارزش برشان قایل است مردم یا نه؟ امروز جوانات سوال میکنند که ارزش انسان بودن را دارند یا نه؟ اگر دارند پس چرا نمیتونند اخیده خود را ابراز کنند؟ پس چرا نمیتونند سوال کنند؟ پس چرا نمیتونند درس بخونند؟ چرا زندگیشان تغییر نمیکنند؟ چرا کسی برشان احترام و احمیت قایل نیست؟ این مشکل امده جوانات امروز در افغانستان است. ایمان و اقیده ما مسیحی برای هر انسان صرف نظر از این که شما از کدام اقیده، مذهب یا رنگ پوست یا ملیت یا زبان استین، بر همه کتاب مقدس ما مسیح ارزش انسانی قایل هستیم و کتاب مقدس این ارزش قایل است. ارزش انسانی چی مآنآ منآ؟ ارزش انسانی این مآنآ که همه‌ی انسان‌ها شبیه خدا خلق شدند و از حق و حقوق مساوی برقردار هستند. همه‌ی انسان‌ها شبیه خدا. miracle human beings are similar to god in the sense that انسان ای دراموترgeribility خلاقیت رشتند می Черند. انسان‌ها میتونند انتخاب کنند. انسان‌ها از حقوق فکر کردن و حقوق مساوی رution می‌زه دارند. ارزش انسان بودن را هیچ اقیده و مصحب و طرز و تفکر یا ملیت بخصوصی زبان برشمان نمی‌تند. بلکه این را برشما خداوند داده از پیدائش فصل اول آیه‌های 26 را 29 ما چی می‌خانیم؟ می‌گه پس از آن خدا فرمود حالا انسان را می‌سازیم آن‌ها به صورت ما و شکل ما باشند. برماهیان بهری و پرندگان و آسمان و همه‌ی احوانات احلی و وحشی بزرگ و کچک و تمام زمین حکومت کند. پس خدا انسان را به صورت خود آفرید. انسان را به صورت خدا آفرید. آن‌ها را زن و مرد آفرید. آن‌ها را برکت داد و فرمود بار‌وار و زیاد شوید. زمین را پر سازید و در آن تسلط مایید برماهیان و پرندگان و تمام هیوانات روی زمین حکومت کند. ای سی آیه از آغاز پیدایش کتاب اول تورات یا کتاب اول احدیاتیق. ای سی آیه بسیار مهم است که هم می‌تونه مشکل‌های جوان‌ها را در غرب حل کنه و همچنان مشکل جوان‌ها را در افغانستان. در غرب به این معنی است که همه خداون انسان‌ها را زن و مرد آفریده. و همچنان در کشور افغانستان مشکل که جوان‌ها دارن این است که عرضش انسان بودن یا عرضش داشتن است. در اینجا کلام خدا می‌گه که انسان‌ها همه‌یش از حقوق مساوی برخورداردستن و عرضش دارند. همچنان چیزی که مهم است این است که در مظامی نتنها در پیدایش بلکه همچنان در مظامیر فصل 139 این بسیار مزمور خوب است. در فصل 139 آیه 13 و 14 می‌خوانم. در اینجا چی می‌گه؟ زیرا که تو آفریدگار دل و وجود من هستی. یعنی خداون ما را آفریده خداون ما را خلق کرده. مرا در رحم مادرم نقش بستی. تو را میستایم زیرا که به طور محیب و عجیب ساخته شده. ببینین در دنیا ملیارتها انسان زندگی کرده و میکنند. اما دو انسان یک گونه یک دی این ای را نداره. یعنی هر انسان به شکل محیب و عجیب ساخته شده. انسان ها به همه پیشرفتهایی کردند. امروز تیاره می‌سازند. امروز کمپیوتر می‌سازند. امروز سفینه‌های فضایی می‌سازند. اما قادر به این نشدند که انسان را بسازند. چرا؟ بخاطر از اینکه انسان را خداون ساخته. خالق خداوند است. هر انسان را محیب و عجیب ساخته. تو را می‌ستایم. نویسنده‌ی مزمور چی می‌گه؟ تو را می‌ستایم. زیرا که به طور محیب و عجیب ساخته شده. کارهای تو شگفتنگیست است. و جان من این را خوب می‌داند. یعنی هر انسان عرضش دار. عرضش انسانی دار. امو که مولانا می‌گه انسان ما عرض است. این بسیار مهم است. ما باید انسانیت و انسان را پیشتر از همه چیز بدانیم. پیشتر از همه چیز بدانیم. خب در کتاب مقدس ما می‌خوانیم که انسان گناه کرد. آدم و هوا گناه کردن. و گناه شامل حال انسان شد. و گناه موجب از این شد که مریضی، مرک و دیگر مشکلات در این دنیا باوجود بیاید. ولی همچنان خدا راه برون رفته هم در کتاب مقدس ما نشان می‌ته. راه برون رفت از گناه ایسای مسیس. و جز او راه ایسای مسیس. یا راه مستقیم، سرات مستقیم. که راه ایسای مسیس است. راه نجات است. راه آمرزیدن گناهان است. دیگر راه وجود نداره. دیگر راه وجود نداره. و این نقطه اساسی هم امی است. که بله خداون انسانها را زن و مرد آفریده. انسانها را عرضش داده. شبیه خود یعنی خلاق آفریده. از حق انتخاب برخوردار کرده. و همچنان وقت انسان گناه کرد. یعنی از خدا دور شد. از خدا اطاعت نکرد. خدا راه برون رفتش هم فراهم ساخت. که انسان با طوبه از گناه ها. با طوبه از گناه های خود. با ایمان به ایسای مسیس بتانه چیکنه. پس دوباره به اینسان کامل که خداون میخواست. به اینسان مبدل شد. انسان کامل به این منانه نیست که کسی وقت ما به ایسای مسیس ایمان میاریم. دیگر گناه نمی کنیم. نه انسان کامل به این منedy Cermit ماش که ما دیگر زندگی خود را به دست های خداون Gobind finsf about به خداون,assen از ایسای مسیس عطات کامل میپرم. ما وقت کامل کاملشیم. دنیا وقت مابخش مرد سآف pall به ایساء ای مامون میریم. در این دنیا شامل پاتشای خداون میشیم. امو هدف را که از اول خداون برای ما از طریق آدم و هوا تقییم کرده بود که ما چی کنیم؟ ما او را عطاعت کنیم. ما او را عطاعت کنیم. ما این طبیعت مدریت کنیم. ولی تر اثر گناه چی شد؟ آدم و هوا از این هدف دور شدند. اما با این که ایسای مسی آمد و زندگی خود را در صلیب بخاطر گناه های ما داد. این چی شد؟ پس دوباره ما را آشتی داد. یعنی پس دوباره ما را با امو هدف اصلی که خداون در آغاز برای آدم و هوا داد رساند. یعنی ما در امی دنیا شامل پلان خدا. هدف اصلی خدا میشیم. یعنی به یک صورت ما امو کاملیت را در امی دنیا مسیحی ها، پیروای ایسای مسیح ها امو کاملیت را در امی دنیا حاصل میکنند. در امی دنیا حاصل میکنند. امو اطاعت را، امو پیروی از ایسای مسیح را پیروی از خداوند را در امی دنیا ما تغییر میکنیم و به طرف کاملیت هم میریم. ولی کامل مطلق یا بگویم که کامل مطلق ما وقت میشیم که ایسای مسیح را ببینیم. وقت میشیم پیسای مسیح بریم. آله در جوریان چی هستیم؟ در جوریان امی سفر هستیم. کلام خدا میگه هر روز
وقت ما زندگی خود را به ایسای مسیح می سپاریم وقت متابق کلام خدا کار می کنیم ما ار روز شبیه چی می شیم؟ ایسای مسیح شده می رویم شبیه ایسای مسیح شده می رویم خوب دوستای عزیز ما به درسهای خود از انجیل لوقا دوام می دیم و درس امروز ما است در مورد از ای که اخراج سوداگران از خانه خدا متابقه لوقا فصل 19 آیه های 45 و 48 و درس ما در آغاز هم می خوایم یک کلیپ را بی بینیم اما چیزی که مهم هستی است که بعد از کلیپ ما در آغاز چی می کنیم یک اندازه ما در مورد خانه خدا بر شما تشریف می کنیم که در عهد عتیق خانه خدا مقصد از چی است و هدف خانه خدا چی بوده هدف خانه خدا در عهد عتیق چی است اگر شما متوجه شده باشین ما در عهد جدید خانه خدا جمع مصیحی ها است یعنی خانه خدا وجود فیزیکی نداره خانه خدا در عهد جدید وجود فیزیکی نداره کلیسا نمی تانه خانه خدا باشند کلیسا یک جای است که مصیحی ها چی می کنند در اونجا خداوند پرستش می کنند اما خانه خدا جاییست که قلب مصیحی ها است جایی که مصیحی ها استند در اونجا هر جایی که باشد چی در خانه باشد چی در یک جای دگه باشد اون را به حساب در عهد جدید ما خانه خدا می تانیم محصوب کنیم خب بیاین بریم این کلیپ را با هم یک جای ببینیم دوباره برمی گردیم خانه خدا در روشلیم بیشتر با یک مرکز تجارت می ماند تا با یک محل عبادت بیشتر با یک محل عبادت بیشتر با یک محل عبادت بیشتر با یک محل عبادت بیشتر با یک محل عبادت بیشتر با یک محل عبادت ابادتگاه توسط انسانها، توسط سلیمان بر احنمای خداوند خانه خدا بر اولین بار در کدام سال گفتیم؟ ببینیم در سال 480 سال بعد از خروج قوم اسرائیل بر اولین بار در ارشالیم ساخته شد در ارشالیم توسط سلیمان پاتشا ساخته شد و همچنان در اینجا ما میبینیم که در ابرانیان نویسنده ابرانیان که یکی از کتاب های عهد جدید است نویسنده ابرانیان همچنان در این مورد خانه خدا بما صحبت میکنه در ابرانیان بعد از نام های پولس است ابرانیان فصل نو آیه های یک تا افت ما بر شما میخانم فصل نو ابرانیان آیه های یک تا افت میگه عهد اول شامل آداب و رسوم مذهبی و عبادگاه زمینی بود که امی خانه خدا در اینجا مقصدش از خانه خدا است میگه عهد اول شامل آداب و رسوم مذهبی و عبادگاه زمینی بود یعنی خانه خدا خیمه که از دو قسمت تشکیل شده بود در قسمت بیرونیان یعنی در قدس چراغدان میز و نان تقسیم دقیم قرار داشت در پشت پرده دوم اتاقی بود که قدس الاقداس نام داشت آتشدان زرین که برای سوزانیدن بخور به کار میرفت و صندوق پیمان که تماما از طلاب پوشیده شده بود درانجا قرار داشت آن صندوق دارای زرف طلاعی بانان من نابود و چوب دستی شگوفه کرده هارون و دللو سنگ که بران کلمات عهد نوشته شده بودن دران قرار داشت در بالای این صندوق کروبی های پرجلال خدا بر تخت رحمت سایه انداخته بودن و کنون فرصت آن نیست که هر چیز را به تفصیل شرح بدهیم پس از آن که همه این چیز ها آماده شد کاهنان اروز به قسمت بیرونی آن داخل می شوند تا وظایف خود را انجام دهند اما فقط کاهن اعظم می تواند به قدس الاقداس برود و آن هم سال یک بار و بخود خون می برد تا به خاطر خود
خاطر گناهانی که مردم از روی نادانی کردن آن را تقدیم نماید. یعنی در اینجا چی میگه؟ میگه در عهد عتیق امی خانه خدا در عهد عتیق وجود داشت که عبادتگاه بود و در این خانه اصلا در اینجا میبینیم ما که از دو قسمت تشکیل شده در قسمت او بیرونیان یعنی در قدس، چراغدان و میز و در همچنان قسمت درونی که قدس الاقداس میگن که در اینجا کاهن اقزم سال یک بار میرفت و امی را تقدیم خداوند میکند بخاطر گناه های خودش و گناه های قوم اسرائیل این میگه در عهد عتیق بود اینجا ببینین در امینجا در آیه 11 چی میگه؟ اما وقت مسیح به انوان کاهن اعظم و آورنده برکات سماوی آینده ظهور کرد به خیمه بزرگتر و کاملتر که به دست های انسان ساختن نشده و به این دنیا مخلوق تعلق ندارد وارد شد یعنی وقت مسیح آمد در سلیب جان خدا داد در کلام خدا ما میخانیم که وقت یسای مسیح جان داد چی شد؟ پرده امی قدس الاقداس چی شد؟ پاره شد، دو پاره شد یعنی دیگه امو فاصله که بین خدا و انسان بود او از بین رفت که دیگه از طریق مسیح ما میتونیم چون به خدا نزدیک شویم دیگه ضرورت به یک سال نداریم ضد دیگه ضرورت به کاهن اعظم در این دنیا نداریم چرا ما مسیح یک کاهن اعظم داریم که او یسای مسیح است و او یک بار در سلیب رفت جان خدا بخاطر گناهان ما داد در اینجا ببینین باسم ما بر شما میخانم که در آیه های 11 تا 14 چی میگه؟ آیه ها میگه اما وقت مسیح به انوان کاهن اعظم و آورنده برکات سمایی آینده ضرور کرد به خیمه بزرگتر و کاملتر که به دستهای انسان ساختنه شده و به این دنیا مخلوق تعلق ندارد وارد شد وقت ایسا یک بار ببینین یک بار و برای همیشه در عهدی عتیق کاهن اعظم باید هر سال میرفت اما در اینجا میگه ایسای مسیح یک بار و برای همیشه وارد خود سلختا شد خون بسها و گوثاله ها را بخود نبرد بلکه با خون خود به آنجا رفت و نجات ابدی را برای ما فره هم ساخت زیرا اگر خون بسها و گوان نر و پاشیدن خاکستر گوثاله ما نمیتوند آنان را که جسما ناپاک یا نجست بودن پاک سازد خون مسیح چقدر بیشتر انسان را پاک میگرداند او خود را به انوان قربانی کامل و قاهن اعظم اهده اتیق وقتی میرفت و خودشم گناهکار بود هم بر گناه های قوم اسرائیل ولی ایسای مسیح گناهکار نبود از ایسای مسیح هیچ گناه سر نزده بود میگه او خود را به انوان قربانی کامل و بدون نقص یعنی بدون گناه و وسل روح ابدی به خدا تقدیم کرد خون او وجدان ما را از عمال بفایده پاک خورد کرد تا ما بتوانیم خدای زنده را عبادت و خدمت کنیم یعنی در اینجا چی میگه که خانه خدا در اهده اتیق بود خانه خدا در اهده اتیق بود ما چیز بنامه خانه خدا در اهده جدید نداریم چرا؟ بخاطر از این که ایسای مسیح منحیث قاهن اعظم بر یک بار و بره همیشه در صلیب جان خدا داد بخاطر گناه های ما در قبر گذاشت شد و در روز سوام زنده شد و او در آسمان است همچنان او چی کرد؟ او در ایسای مسیح چی کرد؟ روح خدا را بر ما مسیحی ها روان کرد که ما با ایمان به ایسای مسیح شاهب روح خداوند میشیم و در ایقت خدا در بین ما در قلب ما در فکر ما زندگی می کند در ایقت هر وقت مسیحی ها جمع می شند در امونجا خانه خدا است یعنی خانه خدا در بینشان حضور دارد با روح خود حضور دارد خب دوستا بیاین بریم یک تستمونی را یک شهادت یا گواهی برادر یا سر را با هم ببینیم دوباره برمی گردیم موسیقی جلار بر خداوند یاسر استم از سال دویزار پانزده است که به ایسای مسیح ایمان دارم و خوشحال می شم که بتنم شهادت زندگی خود شریک کنم مثل تمام افغان ها در ایک خانواده مسلمان به دنیا آمده ام و مثل بیشتر افغان ها مواجر بودم در ایران یعنی پدر کلان ها مواجر شدن به ایران در ایران پیره ها موارسی کردن در ایک خانواده مسلمان به دنیا آمده ام در امو تفکر کالچر روش کردم ولی خب بسیار خداوند دوست داشتم آشغ خداوند بودم در این حال پر از گناه بودم گناه زیادی هم داشتم فکر می کنم که هرچی کار خوب بکنم حتما گناه هم بخشیده می شه پس تلاش می بود که کار خوب زیاد بکنم ولی خب حتما گناه زیادی داشتم در همه فرهنگ و همه کالچر روش کردیم در اسلام در همه کالچر ازدواج کردم خداوند بره ما اولاد داد و بعد از او تصمیم گردیم که بریم افغانستان در افغانستان شرایط زندگی سخت شد از نگاه خانوادگی نتونستم کنار هم دیگه بمانیم طرز فکرهای قدیم و جدید مشکلات خانوادگی بود که تصمیم گردیم دوباره به ایران برگردیم وقتی که به ایران برگشتیم یک انسان مغرور بودم و زندگی برم دیگه سخت شده بود چون مثل قدیم نمی تونستم زندگی کنم هرچی که بود از دست ما رفت بود پس تصمیم گردیم که بیان با اورپا در سال دویزار چارده از ایران بیرون شدم آمدم به سمت ترکیه چند ماه داخل ترکیه بودم و از ترکیه آمدم به یونان مسیر بسیار سخت در یقایق خود قداد زیاد مسافق چندین بار بیا سر نقطه و برگرد بسیار مشکلات محاجرتی زیاد در سال دویزار چارده بود که آمدم لزوز در آغست دویزار چارده فکر می کنم که مشکلات خب وکیه شد حل شد اینان دیگه وارد اورپا شد ولی وقت که یک ذره شرایط آرام شد متوجه شدم که نه یونان جای زندگی نیست اینجا جای نیست که بتونی زندگی کنی چون همه شرایط از ایران بدتر هست پس تصمیم گرفتم چنان که بود که از اگلی کشور دیگه بریم یا بتونه به انگلیز بریم یا به نرویش بریم یا به هر کشور دیگه که از آلمان به اون سمت بتونه باشه که ما بتونم زندگی به آهنده بره خانواده خواب بسازم تصمیم مایی بود که بتونم کار کنیم تجارت کنیم و این فکرهای زمینی بود یعنی بسبق زندگی زمینی بود ولی ایک مقدار پول قرس کردم شروع کدم دنبال تا با آقا چاقبر بتونم از یونان بره ولی آقا چاقبرها پول رو که دیشتم خوردن و مجبور شدم که داخل یونان ببنم چنان که گفتم یک آدم مغرور بودم و انگلیز بیشتر از یونان از آقا چاقبر برم و درسته درسته درسته وه درسته درسته و درسته درسته و درسته درسته چنان که گفتم یک آدم مغرور بودم و دیگه نخواستم که بیشتر از ای از کسی چیزی بخواییم یا بگیریم پس این دلیل ما شد که ما مندیم داخل یونان و چیز که بود دیگه پول برای حضینه نداشتیم شرایط سندگی سخت در ایک فقر زیاده چیز برای خوردن نداشتیم ولی تفاوت ای بود که میدانستم که کلیسه ها هستن ارگانیزیشن ها هستن که مسیحی هستن برای مردم خوراک میدن ولی از دیدگاه ما این ها کافر بودن و نجست و نباید خدا از این ها همصفره میشه مدت پنگ ما ما چیز برای خوردن نداشتیم داخل آتن جای هم برای خوابیدن نداشتیم یک خانه خیلی وضعیت خراب داخل از اون مندیم زندگی کردیم ولی نرفتم به کلیسه ها برای غذا خوردن بعد از پنگ ما خانم هم چون دختر هم سود تغذیع شده بود او رفت به کلیسه ها برای که برای از اون غذا بده وقتی برگشته بود یک انجیل برایی دادن همون شبان کلیسه ها یک انجیل برایی داده بود او میترسید زمان که به خانه آمد اینجیل دستی بود ازش پرسیدم چرا انجیل آوردی؟ او گفت من نمیخواستم بیارم یک آدم بسیار معترم بود آدم با عده بود
حمیر داد رو من نشد که ازش نگیرم و گفتی یک از کتاب هاسمانی ها که بنابراین باورداریم یک لحظه مثل که خداوان من رو امیتون نگاه کنند گفتم خب من به چهار کتاب باور دارم خب ورشی نخونم. ایچ کاری هم ندارم بکنم بیکار. یعنی خداوان من در یک جای گذشته بود که نکار دارم و زمان خیلی دارم هیچ چیز دیگه هم نیست که انجام بدم فقط یک کتاب فرسی هست که بخوانم و اینجیل هست هیچ چیز دیگه این نیست که سعت خوبه تانم خدایی تیر کنم این دلیل شد که من بتونم با عیسای مسیح عاشنا باشم خداوان زمان و مکانی رو بره من فراهم کرده بود تا من کلام از اون بخوانم شروع کردم بخواندن اینجیل. دیدگاه من در مورد عیسای مسیح عوض شد ولی در مورد مسیح هنوز همین بود که اون ها اشتباه میکنند پس رفتم خودم من به کلیسه در کلیسه با کتاب مقدس عاشنا شدم برای اولین بار بود که کتاب مقدس رو میبینم تورات، زبور و انجیل، صحف امبیار میبینم خیلی برای من تجربه میز بود کسانی که اونجا خدمت میکردن گفتم میتونم چی روزه هست که بیایم این کتاب رو بخوانم یک روزه ببینم که بیایم کتاب رو بخوانم اون طرف که اونجا بود گفتم این کتاب هدیه عیسای مسیح رو ببرده برای من خیلی تحجب بود یعنی یک شک شدم تحجب کردم چون که قبلا من رفته بودم مسجد ما هر هفته جمعه میرفتم برای نماز جمعه مسجد چون که فکر میکردم چی گناه کلانه کردم که خدا من رویل کرده است مسجد برم کتاب رو برم قرآن نداد که باید بابرده شدم برم قرآن رو نداد گفتم باید همین قرآن رو بخوانم من فکر میکردم گناه هم زیاده که بتونم توبه کنم اون گفت اول سی رو میدی بعد قرآن هدیه میکنی برای گفتم یک رو ندارم که همین زنبچه من نون بخورن گفت نه سی رو میدی قرآن هدیه میکنی وقتی که داخل کلیسو هم نبود یک ارگانیزیشن بود یک معسیسه مسیحی که ایمانداران اونجا خدمت میکردن اونجا گفت که این کتاب رو ایسای مسیحی به تو هدیه داده واقعا هدیه بود یعنی یک نان هم مرددن هموم هم مرد کردن کتاب مقدسی هم پرمت دادن گفتن برو بخیه آمدم چند ماه فقط تمام زندگی من شده بود یعنی دیگه فکرم ازی که به کشور دیگه برم بردشته شده بود فقط کتاب مقدس بود که من اهده عتیقه رو میخوندم اهده جدیده میخوندم و قرآنه بعد از چند ماه یک چیز جدیده شده من سه خدا رو دیدم داخل از این کتاب ها یعنی الله در قرآن خوده هست ایسای مسیح به صورت شفاف و واضح در انجیل خدا هست و یهوه در اهده عتیقه اینا سه تا اسم متفاوت نیستن این سه تا شخص متفاوتند یعنی شخصیتها اینا متفاوت هست دیوانه شده بودم مغزم دیگه کار نمیکرد یک روز دخترم آمد گریه هم میکرد نمیدونم یک چیزی میخواست برایه بخورم تمرکز رو حساب خاندش رو میرزدم دوشنبه بود خانم هم خیلی زنم خیلی دخترم بلند شدن رفتند برای یک ساز من که غذا بخورم من نرفتم در همین وسط نماز بود شیشتم همین وقت شروع کردم با جنجال خود خداون گفتم چی فکر کردی؟ من نمیفهمم تو کی نیست ایر میخانم یک چیز میگرد اور میخانم یک چیز میگرد اور میخانم یک چیز میگرد خود حرصت دارن که تو گفتی من ری کردم حالا کدوم اک از اینا خدا است که من بفهمم اینجا حساب هم ندشتم شروع کردم با دوا کردن بخورم در آخر بعد از اینکه جنجال ها خلاش شد جمع کردم همه همه رو انداختم یک طرف کفتم من دیگه به هیچ خدایی باور ندارم اگر واقعا خدایی هست او بیایا من رو پیدا کنم من دیگه نمیرم نمیدونم بال خود و از اون بزور بر بارم سبکتر شد آرامتر شدم دو روز بعد یعنی سه شمبه نه چهار شمبه من رفتم که به یک سازمان مسیحی برای که همم کنم چون خانه درست سبیه ندشتیم و بعد از همم اونجا نان می دادن رفتم که نان چاشتر بخورم یک برادر خارجی بوده وی مویزه میکرد از ابرانیان فسط یک من همینطور نشیشته بودم روسن دیلیو داشت صحبت میکردم این آیات میکن احساس کردم که یک نفر این پاها میگذاشت به پاها خود و خدا مشت میزند تا صورت من هر آیه که او از کتاب ابرانیان میخانه متوجه شدی چی شد؟ متوجه شدی؟ برای چند سانی همین کتاب مقدس مثل یک تیلویزیون از جلوه من رد شد به حقیقت خداوان از جلوه چشمان من رد شد به من دیدم که ایسای مسیح همون یهوه هست که تجسم میکنه به خاطر گناهان من همون گناهان که من به رد رای میگشتم تا پاک شد روی سلیب میمیده در غب میده در روز صبح راستاخیز میکنه و ای حقیقت خدا است که در کلام خداوان دیده شد همون لحظه توبه کردم زانو زدم و ایمان آوردم و بعد از او دیگه برنامه دیشتند یک ماه بعدی تحمید گرفتم سال دوزار پانزده بود و از همون لحظه که توبه کردم خدمت خداوانده شروع کردم مسیر زندگی ما عوض شد تپکور ما عوض شد دیدگاه ما به زندگی عوض شد دیگه برم او چیز های زمینی مترح نبود سال دوزار پانزده درواز های اورپا باز شد همه رفتند ما تصمیم گرفتم که تو یونان بمانیم چنانکه خداوان ما رخانده بود برای خدمت از او بر در کلیس های آگافه خدمت کردیم برای جلال خداوان خدمت کردیم و خداوان از طریق از او صدای که زده بود پیام خدا رو به بسیاری رسان دیگه خداوان خوروری رو گرفته بود میتونستم که مردم رو محبت کنم اونا رو دوست دیشته باشم از خود خوابیتر ببینم بتونم عشق ببردم ما از ایران و از افغانستان از هر دو کشور متنفر بودم چرا؟ چون هر دوی اینها زندگی ما را بین برده بودم ولی خداوان محبت و عشقی نسبت به هر دو کشور برای ما داد من هج وقت فکر نمی کنم که دواره بتونم برای افغانستان دعا کنم برای ایران دعا کنم ولی خداوان این محبت رو گذشته هست که خواهد برادران ایرانی خود و عزیزانی که از افغانستان هستند میتونم دوست دیشته باشم محبت کنم این قلب رو خداوان برای ما داده هست که همین پیام نجات رو بتونم به اونا شریک کنم این عشقی هست که از خود ایسای مسیح هست و برای نجات هست که تنها راه برای نجات از گناه فقط ایسای مسیح هست کس دیگه هست برای ما پیام بفرستید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو ادرس راز زندگی و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک راز زندگی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم برای ازیز ما گواهی شهادت برادر یاسر را دیدیم واقعا به برادر یاسر و خانواده شان ما افتخار میکنیم اونا در جزیره لسبس یونان کلیسای افغانه همچنان ایماندارا را خدمت میکنند مهاجرین خدمت میکنند برادر بسیار خوب ما هستند ما در یک گروه انجمن خادمین افغان هم با اونا یک جای هستیم و جلسات را هم شمیه داشته باشیم چند بار در برنامه های ما هم شرکت کردن خداوند برادر یاسر و خانواده شان برکت بده خوب دوست های ازیز ما به درس خود در مورد اخراج سوداگران از خانه خدا متابق لقاف فصل 19 دوام میدیم ما یک اندازه در مورد خانه خدا و اهمیت ازو در عهد عتیق صحبت کردیم و گفتیم که در عهد جدید استلاح خانه خدا برمسیه در قلب ما است میخواییم ای عهدها را از لقاف فصل 19 آیه های 45 تا 48 برتان بخانیم میگه بعد از آن ایسا واردی
عبادتگاه یا خانه خدا شد عبادتگاه شد و به بیرون راندن فروشندگان پرداخت و گفت نوشته شده از که خانه من جای عبادت خواهد بود اما شما آن را خانه دزدان ساخته اید همه روزه ایسا در عبادتگاه تعلیم می داد و سران کاهنان و علمهای دین کشو می کردن که با کمک بزرگان شهر او را از بین برند اما دیدند که کار از دستشان بر نمی آد چون همه ای مردم با علاقه زیاد بزرگانان او گوش می دادن یعنی در اینجا چی می کنه؟ ایسای مسیح وقتی می آی خانه خداونده عبادتگاه را چی می کنه؟ پاک می کنه چرا؟ به خاطر از اینجا بیشتر جای تجارتی و محل تجارتی تبدیل شده بود خانه خداوند باید جای باشه که خدا در اونجا پرستش کنه نه محل تجارتی بسیاری از هموطنهای ما به خاطر حج میرند یا عربستان میرند ولی اونجا هم به چی شده؟ به یک نوی جای تجارتی شده که اونا چقدر مال پس بیارند و عربستان سعودی هم هر حاجی که می آید اونا را به دهها هزار دالر چی می کنه؟ فی ازشان می گرد اونا باید امی قدر بپردازن یعنی جای تجارت شده ولی در مسیحیت این کار را چی کرد؟ ایسای مسیحیت در عهد اتیق خانه خدا وجود داشت در اونجا باید خداوند را عبادت می کردند رفت و در اونجا چی کرد؟ این را پاک کرد از تجارت پاک ساخت فرق ایکی است ایست که او واقعا عبادتگاه اسرائیلی ها و خانه خداوند بود مطابق کتاب مقدس توسط انسان، توسط سلیمان پادشاه و بعد ازان توست انسان ها او معمار شده بود برای رهنمای خداوند یعنی اتا در عهد اتیقا خانه خدا کدام سنگ نبود که از آسمان آمده باشه یا کدام چیزی بوده باشه که خانه خدا در عهد اتیقا توسط انسان ها شده بود عباد شده بود برای رهنمای خداوند بخاطر پرستش خداوند و باز هم بر شما میگیم که در عهد جدید ما چیزی بنامی خانه خدا از لحاظ فیزیکی نداریم چیزی بنامی خانه خدا از لحاظ فیزیکی نداریم کلیسا خانه خدا نیست کلیسا وقتی میتونم شما بگوین که اینجا وقتی که مسیحی ها جم میشند در اونجا خداوند با اونا هست یعنی در عهد جدید وقتی ما به عیسای مسیح ایمان میاریم و از روز خدا پار میشیم هر مسیح خودش میتوانه خانه خدا باشه چرا؟ میتوانه خدمت کنه میتوانه خوداوند پرستش کنه میتوانه محبت با دگه راه کنه و میتوانه خداوند را دوست داشته باشه این نقطه بسیار مهم از که ما توانه را در مسیحیات چیز به نام اصطلاع خانه خدا نداریم چیز به نام اصطلاع خانه خدا نداریم خداوند در ما زندگی میکنه در قلب ما در فکر ما زندگی میکنه و هر جایی که ما بریم در اینقدر ما خانه های استیم که هر طرف که بریم روشنایی را روشنایی مسیح را برای ما به دگرها هم میرسانیم روشنایی مسیح را که امو محبت است مهربانی است، فیض است، بخشش است این بسیار موضوع مهم است و در اینکه در اینجا عیسا مسیح چی کار کرد؟ در اینجا عیسا مسیح با صلاحیت کار کرد با صلاحیت عمل کرد یعنی عیسا مسیح از این صلاحیت برخوردار بود حتی خودشم پیش از اینکه به سلیب کاشته شد و گفت که من این خانه را ویران میکنم و دوباره در سه روز این را آباد میکنم مقصدش از چی بود؟ رحبرهای مسیح فکر میکنند که عیسا مسیح خانه خدا را که در عهد عتیق بود رو از بین میورد در حال که ای تو را ناخت خانه خدا است ای میکنه بدیگه پس ütfen ای masala ای amazon ما گفتیم که وقتی ایسای مسیح جان داد پرده خانه خدا پاره شد یعنی دیگه او جدایی که بین انسان و خدا بود از طریق مرگ ایسای مسیح در صلیب او از بین رفت ما با خدا آشتی کردیم ما با خدا آشتی کردیم و وقتی با ایسای مسیح ایمان میاریم خداوند ما را از روح خود پرمی سازی یعنی در ایقت ما چی میشیم خانه خدا میشیم که چی میشه هر جایی که بریم روشنائی خدا را و تعلیمات خدا را ما با خود یک جای میبریم امروز ما هم مسیحی ها را پیداوای ایسای مسیح را بخصوص افغان ها را که در افغانستان هستند اونا را هم تشویق می کنیم که منحیط امی مقدسین خدا این کار هر مسیحی هست در ایقت چی کنن؟ حقیقت کلام خدا را هر جایی که میریم ما با خود میبریم در ایقت ما خانه متحرک مسیحی ها در این دنیا خانه های ملیون ها خانه های متحرک خدا هستند خانه های متحرک که هر جایی که میرن اونا با خود میبرند خانه های متحرک که هر جایی که میرن اونا با خود خدا را باما می رند ولی خدا در همه جای وجود دارد. خدای قادر مطلق هست، هاضره است در همه جای اما از طریق مسیحی ها بخصوص حضور خود را نشان میده خداوند در همه جای است، در همه دنیا است، در همه جای، همه وقت است ولی از طریق مسیحی ها حضور خود را نشان میده به دیگر ملت ها، به دیگر مردم، از طریق مسیحی ها نشان میده طریق پیروای ایسای مسیح، خانه های متحرک خداوند است که هر جایی میرن و خدا را به دیگرها نشان میده از طریق زندگی خود، از طریق اعمال خود، از طریق گفتار خود و از طریق بخشش و فیض خود این فرق بسیار امده است متاسفانه که یک تیداد زیاده از هموطنهای ما در این مورد چیز نمیدانند شما چیز را به نام خانه خدا شاید یک تیاد زیاده از هموطنهای ما داشته باشند حتی پول خود را مصرف میکنند که بران بر اونجا زیارت کنند یایی که اونا باید یک مختار تجارت هم وجود دارد اینجا اما زندگیشان تغییر نمیکنند چیزی که مهم است ایست که وقتی ما میگیم عیسای مسید در سلیب جان خدا داد و ما به اون ایمان ناوردیم دیگر زندگی ما تغییر میکند ما ضرورت نداریم که از لحاظ فیزیکی بریم تا زندگی ما تغییر کنند بلکه در هر جایی که استین شما در هر جایی که استین در افغانستان، در کابول یا در ولایات دیگر یا در شهرات، یا در قریه در ایران، در پاکستان، هندوستان هر جایی که استین وقتی به عیسای مسید ایمان میرین شما شامل پادشای خدا میشین شما شامل خانه خدا بای ساب خودتان روح خدا را درگیافت میکنین و خودتان خانه متحرک خداوند میشین که هر جایی برین چی کنین فیز و روشنایی خدا را به دگرها هم برسانین فیز و روشنایی خدا را به دگرها برسانین خوب دوستای عزیز یک تلفون دارین بیاین ایره بگریم سلام دوست عزیز بفرمایین شما سر خط استین فضل خدا بفرمایین بفرمایین بفرمایین بله دوست عزیز چیزی که مهم است ما گفتیم که ما وقتی ما در مسیحیت چیزی به نام خانه خدا نداریم ما در مسیحیت ایمان به خدا داریم شاید الله ما میخواستیم این را بگویم که در مسیحیت کسی که به نشید ایمان داره تو تمام ایمانش بخشیدر نشد و کسی که در اسلام باشه خانه خدا را نفر نمیدونه کسی که پلار باشه بله ما او کار با مسائل عقاید دگر مزاحب ما سرکار نداریم ما در اینجا از انجیل موزع میکنیم در کتاب مقدس ما میخانیم که امی که شما گفتین کسی که به ایسای مسیح ایمان میاره او چی میشه شامل پادشای خدا میره گناهایش بخشیده میشه و دریقت او از روح خدا پر میشه و امی خانه متحرک مسیح ها خانه متحرک خدا هستند که هر جایی که برند خدا را با خود نشان میتند و میبرند ما با دیگر مزاحب عقاید در دنیا بسیار زیاد هست ما با اونا سرکار نداریم دوست عزیز خب دوستای سوال بسیار خوبی بود باز هم با شما ما چیزی که از انجیل نوشته شده در کتاب مقدس ما میخانیم
ما امور را با شما موعزه می کنیم، تفسیر می کنیم و تشریح می کنیم. ما به عقاید و مذاهب دیگه سر و کار نداریم، اما چیز را که می گیم ای از که ما مسیحان چیز بنامه خانه خدا نداریم. چیزی که ما داریم ای از که ایمان به خدا است. ایمان به یسای مسیح است که او در صلیب جان خدا داد، در روز صبحم زنده شد و ما وقتی با ایمان مریم از روح خدا پر می شیم و ما خانه متحرک خدا می شیم. خب دستا بیاین بریم ای سرود را با هم ببینیم بشنویم و دوباره برمی گردیم. موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه موسیقی در خانه