1 hour
19 April 2023
In Luke 18:18-30, Jesus gives us an important lesson about eternal life. This storey starts with a question from a religious leader. The question was, "How I can have eternal life?" Jesus tells us to have priorities in our life. For some people wealth, power, and respect are their priorities. Jesus asks us to see the kingdom of God, meaning our number one priority should be to seek the kingdom of God. Seeking first the Kingdom of God means we should let God reign in all aspects of our lives.
Transcribed by AI
برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند رحیم و مهربان به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدین، سلام های من را بپذیرین، امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین. از این که در هفته گذاشته پیام های دادین چی از طریق فیسبوک یا واتس اپ یا از طریق تلفون یک جهان سپاس گذار هستیم، دوستان رستاخیز ایسای مسیر تبریکی دادن ما. از هم رستاخیز یا دوباره زنده شدن ایسای مسیر را به هر یک شما تبریک میگیم. هفته گذاشته ما ترلیل کردیم، یک شمبه گذاشته ولی رستاخیز ایسای مسیر جشن است که همیشه دوام دارد. چون ایسای مسیر زنده است و همیشه دوام دارد. ما همیشه میتونیم رستاخیز ایسای مسیر را جشن بگیریم. همیشه هر روز ایسای مسیر زنده است. و یکی از تعلیم های که ایسای مسیر در جوریان زندگی خود به شاگرده داد، او تحت انوان رهبری خدمتگذار بود. شما شاید چونیده باشید که وقتی دو شاگرد با هم چی داشتند که کدامش بالاتر است یا کدامش بهتر است یا کدامش باید نزدیکتر به ایسای مسیر در آسمان باشد. ایسای مسیر فهمید که یا چی میگن، یا مادر از شاگرده بر از ایسای مسیر خواهش کرد. و بعد از او ایسای مسیر درس مهم از رهبری خدمتگذار را بر شاگرده خود داد. اگر هر کسی که میخواهد بزرگ باشد، او باید خدمتگذار باشد. هر کسی که میخواهد بزرگ باشد، او باید خدمتگذار باشد. و این را ایسای مسیر در زندگی خود عملا نشان داد. شما میدونین که در شام آخر، ایسای مسیر با وجود که خودش از آسمان آمده بود در این زمین و خودش قدرت همه چیز داشت ولی پاحای شاگردهای خود شست. یعنی به این مناسد که امی را در زندگی خود تطبیق کرد و بلاخره جان خودا بخاطر ما در صلیب داد، دفن شد و در روز سوام زنده شد. و این اصل رهبری خدمتگذار به اصابت امو تهداب رهبری در مسیحیت است. هر رهبر چی رهبر در خانواده خود است، یا چی رهبر یک کلیسار رهبری می کند، هر کسی که باشد، اصاسش خدمتگذاری است. و امومن ده اصل رهبری خدمتگذار وجود دارد بین مسیحی ها. و ما میخوایم امروز در مورد اصل اولش باز شما صحبت کنم چند دقیقه. در مورد اصل اولش گوشدادن است. گوشدادن دوستا با شنیدن فرق دارد. ما و خانوم وقتی که از کار می آییم، اردوی ما خانه وقتی که صحبت می کنیم، یک چند دقیقه بعد خانوم که صحبت می کنه، باز می گوید که فهمیده که ما چی گفتم؟ خب اگر اوش ما کدام طرف دیگر بوده باشه نمی فهم. یعنی شنیده اما گوش نداده. گوشدادن با شنیدن فرق دارد. شنیدن هر چیز ما شما وقتی شما در یک بازار می رین، در یک جایی که بیسا بیروبار است، شلوغ است، می رین، شما صداهای مختلفه می شنوید. امروز در دنیا هم صداهای مختلفه در زندگی وجود دارد. چیه صدای موتر و ماشین و چیه صدای فابریکا و چیه صدای سرویس و پولیس و امبولانس. صداهای مختلفه یا موزیک و یا تلویزیون وجود دارد. ولی مهم دیگه است که ما شما به کدام صدا گوش می دیم. او به او صدایی که ما می شنویم صداهای مختلفه اما به او صدایی که گوش می دیم او رو در فکر ما می مانند. او در فکر ما می مانند. یعنی گوشدادن در زندگی شاید بسیار آسان به نظر می رسه ولی بسیار مشکل هم است. و در سایر از گوشدادن ما شما می گیریم. ببینید متابقه کتاب مقدس. وقت مسیحی ها در مورد گوشدادن به کتاب مقدس می راجعه می کنند. او من یعقوب اول آیه 19 است که می گه بنابراین ای برادران عزیز من هر کس باید زود بشنود دیر جواب بدهد و دیر اسبانی شود. یعنی ما باید بهتر بشنویم ولی جواب دیرتر بدیم. ای را همه در مورد گوشدادن صحبت می شه همگی می گن. اما بعض اوقات جالب است که با وجود از این که می فهم که این کار درست است ولی صد فیصد تدبیخ کردن از این بسیار مشکل است. حتی غیر ممکن است. ما برخلاف زود جواب می شنیم زود اسبانی می شنیم و دیر می شنویم. زود جواب می تیم زود اسبانی می شیم و دیر می شنویم. من این درست را به یکی از مسیحی های افغان شکل آنلاین شریک ساختم. و در آغاز این درست را صحبت کردیم و بعد از یک سه دقیقه من از آنها سوال کردم که کدام تا نیاد تانه است که من با چی درست را شروع کردیم؟ یعنی شنیدن با گوشدادن فرق داره. در سایری که ما از گوشدادن در زندگی خود می گیریم چی است؟ خوب گوشدادن نیاز به سبر داره. وقتی ما می خواییم به یک نفر گوش بدیم باید سبر و حوثاله داشته باشیم. اگر ما به سبر باشیم بدون حوثاله باشیم قطع کنیم درگپا دیدین یکان کس درگپ می زنی شما درگپ می دره دفتند. قطع کنیم این ما نمیتونیم یک کسی باشیم که واقعا به اون نفر احترام داریم یا به اون گوش می دیم. سبر ضرورت داره. درست دوم، خوب گوشدادن نشانی محبت در عمل است. ما وقتی به یک کسی گوش می دیم به این مناسد که ما اون را دوست داریم. ما در این قطع محبت را در عمل به اون نشان می دیم. سوبم، گوشدادن خوب با طرز فکر مسیح امروح است. گوشدادن خوب با طرز فکر مسیح امروح است. فلپیان دو پنج می گه، طرز تفکر شما در باره زندگی باید مانند طرز تفکر مسیح باشه. یعنی چی می کنه گوشدادن؟ وقتی که ما گوش می دیم، طرز تفکر ما ایسای مسیح در زندگی خود چقدر به دیگرها گوش می دهد. گرچه ایسای مسیح چون از قدرت خدایی برخوردار بود، می فمید که یا چی می گن، در فکر خود چی دارد. ولی با وجود از او هم به شاگردهای خود، حتی با دشمنهای خود، حتی با رحبرهای مسیحی گوش می داد که یا چی می گن. همچنان گوشدادن یک خدمت بزرگ است در زندگی. باور کنین گوشدادن یک خدمت بزرگ در زندگی است. معمولا ما در خانواده خود هم یک قانون داریم. وقتی که در میز نان همیما اولادا می شینیم، باید کلیگی تیلفونایشان نباشه همرایشان. در این روزا بسیار زیاد تیلفون همراه بسیار موجب از این میشه که ما وقتی با کسی صحبت میکنیم به اون گوش نتیم. تیلفون خود هر دقیقه ببینیم. یا وقتی در میز نان هستیم متوجه تیلفون باشیم که باش برما چی پیام آمد. این کار خوب نیست. یعنی گوشدادن بازم میگیم یک خدمت بزرگ است. و چهارم گوشدادن ما را به خوب صحبت کردن آماده می سازه. وقتی ما گوش میتیم ما یاد میگیریم. طرف مقابل چی میگه، چیگونه صحبت میکنه. این به حساب یک تمرینی از برما که ما بتانیم خودما خوب صحبت کنیم. این بسیار مهم است. و در امثال 18 آیه 13 میگه چقدر ذشت و همقانه است اگر انسان پیش از گوشدادن بسخنه به آن جواب بدهد. یعنی گوشدادن ما را چی میکنه آماده جواب دادن میده. و درس آخر که بسیار نقطه مهم است دوستهای عزیز. خوب گوشدادن نشاندهنده رابطه ما با خدا است. خوب گوشدادن نشاندهنده رابطه ما با خدا است. چرا؟ در کلام خدا میخانیم. میگه ایمان از طریق شنیدن، از طریق گوشدادن بده جود میره. از طریق گوشدادن کلام مسیح. یعنی وقتی ما کلام مسیح را شنیدیم، کاندیم ما کمک کرد روح خدا که ما به ایسای مسیح ایمان بیاریم و انوز هم ما با خدا گوش میدیم. این یک رابطه دو طرف هست. خدا با ما گوش میده و ما با خدا گوش میدیم. و اگر ما گوش ندیم به دگرها آهسته آهسته در زندگی خود
شکل باوجود می آیا که ما به خدا هم دیگر گوش نمی دیم. متوجه باشین دستایزی. چی میگه میگه گوش دادن نشند. در اندی رابطه ای ما با خدا است. ما به کلام خدا گوش می دیم. ما به دگر ایماندارا گوش می دیم که اونا چی می گن. اونا هم از خدا می گن. اونا هم از کلام خدا بر ما می گن. یعنی گوش دادن در زندگی بسیار مهم است و رابطه ما را با خدا نشان می ده. اگر ما با برادر خود خوهر خود گوش ندیم که او چی می گه. چی نظر داره. ما آیستا ایستا به خدا هم گوش نخواد دادیم. به امی خاطر گوش دادن در زندگی ما بسیار مهم است. و گوش دادن خوب وسیله بزرگ برای فیض در پویای مشارکت واقعی مصیحی است. وقت ما در ایقت با یک کسی دیگر برادر خوهر خود گوش می دیم. صحبتهایش قطع نمی کنیم. با حوصله با سبر با محبت. ای در ایقت ما چی می کنیم. ما فیض خدا را هم جاری می سازیم. فیض خدا را هم جاری می سازیم. و گوش دادن تنابا ای منانه نیست که ما با همه کسی که هر چیزی که می شنیم معافق باشیم. امروز ما همه ایماندارا هم نظریات مختلف در مسائل مختلف دارن. ای با ای منانه نیست که وقت شما گوش می دین معافق از اون نفر است. ولی گوش دادن یک نمونه از محبتی است که با اون نفر ما شما نشان می دیم. و ما امیدوار استیم که ما همه ما در زندگی خود ای را تمرین کنیم. یاد بگیریم. امروز موضوع درس ما چند لحظه بعد با خوهر حیلن یک جای خواد بودیم. موضوع درس ما سروعتمندان و پاتشاهی خدا است. از لقا فصل 18 آیه های 18 تا 30 و خوهر حیلن با ما خواد بودند. بیاین برمی کلپ را با هم ببینیم. دوباره برمی گردیم. استاد نیکو. چطور حیات عوضی را به دست آوردن می تانی؟ مرا نیکو می گویی؟ هیچ کس جز خدا نیکو نیست. احکام را می دانی. زنا مکن. قتل مکن. شهادت نادرست مدید. پدر و مادرت را احترام کن. ما از اون وقت جوانی همه احکام را بجا بردیم. یک کار دیگری هم باید دکنی. آنچه داری فروختا و بین فقرات تقسیم کن. که گنج آسمانی خواهی دار. و از من پیروی کن. اما ما تجار هستیم. پول دار. چقدر مشکل است ورود توانگران به دولت خدا. گذاشتن اشتدار از توراق سوزن آسان تر است از داخل شدن توانگره به دولت خدا. پس که نجات می آفا؟ پس که نجات می آفا؟ آنچه نمومکن به انسان برای خدا ممکنه. این دولت خدا را که وعده میتی. کجا هست؟ دولت خدا دیده شده نمی تواند. کسی نمی گوید. ببین در این جای ها درانجا هست. زیرا دولت خدا بین شما هست. زمان شما آرزوی دیدن دوره پسر انسان را خواهید داشت. اما نخواهید دید. پسر انسان در روز خود مانند برق که سر تا سر آسان می درخشد خواهد درخشید. اما اولا او باید زجر کشیده تا وسط مردم رد شود. بینندگان گرامی، آیا می خواهید با ما بتماس شوید؟ پس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید. باید استریکی ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس راز زندگی داتکام بزنید. باید استریکی ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. سروطمندان و پاتشای خدا ما بادرسائی خود از انجیل لقا دوام میتیم. موضوع امروز ما است سروطمندان و پاتشای خدا متابق لقا فصل 18 آیهه 18 تا 30 و بسیار خوشحال استیم که خاهرهلین باهم داریم. خوش آمدین با برنامه ما. تشکر برادر شاید عزیز. قبل از اینکه ما راجب موضوع صحبت کنیم. من میخوایم سلامت خود را با بینندهای عزیز تقدیم بکنم. و خوشحال استم. من هم که میتانم از طریق برنامه پربرکت شما با بینندها مشارکت داشته باشم. بله تشکر. بفرماین در مورد از این موضوع با ما صحبت کنین. بله تشکر. بله تشکر. برادر شاید عزیز. واقعا وقتی که این کلام هم میخواندم. یعنی که در بار اول نیست که ما میخوانیم. مگر هر بار که ما کلام خداوند هم میخوانیم. چیزهای جدیده یاد میگیریم. و چقدر ما برکت میگیریم از کلام خداوند. یک چیز بفکر یک چیز افتیدم. در اینجان شروع این کلام به این است که میگه که شخص از اشراف یهود از ایسا پرسید. در افغانستان اگر بخاطر داشته بشن. وقتی که ما زندگی میکدم در افغانستان. کسایی که پولدار میبودن. اونا رو ما اشرافی ها میگفتیم. کسایی که پولدار میبودن یایی که کسایی که وانه مود میکنند. که پولدار هستن اونا رو ما میگفتیم که اونا اشرافی هستن. اگر چون که پول داشتن و واقعا که زندگی از نام متفاوت بود. زندگی مردم عام و برای از نام هم بسیار داشتن یا سروعت یا ای که دستاورتهایشان برای از نام هم مهم بود. در اینجا ما شخص رو میبینیم که یکی از اشرافی ها یعنی پولدار. پولدار های یهود از کیمیا یا از ایسا مسیح میپرسند. و سوالش بسیار خوب شروع میشه میگه که ای استاد نیکو ایسای مسیح رو میگه. و ایسای مسیح وقتی که برش میگه که تو چرا مرد نیکو میگی فقط خداون نیکو هست ای با این مانانه که ایسا از انکار میکنه که خود ایسای مسیح نیکو است. بگر ایسای مسیح میخوایه که ای شخص ها که از پیشش سوال کرده و او رو خطاب کرده لیکن اواهای اسم استاد نیکو با اون نقطه برسانه تا او اعتراف بکنه تا او بفهمه تا دهک بکنه که او کسی رو که او استاد نیکو میگه امو خدومند نیکو هست. چون در کلام قدس ما میبینیم که آیات بسیار زیاده هست که میکنه راجع به ای که خدومد نیکو هست. ما راجع به ای که خدومند نیکو هست در خلقات میبینیم. خدومند دنیا و تمام طبیعت زمین و آسمان خلق میکنه. در هر چیز که خدومند خلق کرد بعدش گفت که او نیکو بود. خدومند چیز رو که خلق کرد به تصویر خود خلق کرد و از نیکوی خود تمام طبیعت و خلقات خلق کرد و خدومند واقعا خدای نیکو هست. و ایسای مسیح ایک سوال میکنه به خاطر از ای که من بتانم زندگی عبدی را به دست بیارم باید چی کنم. و ایسای مسیح برای از او میگه که تو خود تحکاما میدونی. یعنی که تو شریعتا میفهمی. تو میفهمی که شریعت راجع به ای که چی باید بکنی. چی احکام چی فرمانای خدامده تو باید ازو اتاعت کنی. تو رو میفهمی. و او شخص میگه که بله. من او رو میفهمم. نه تنها او رو میفهمم. با او عمل هم میکنم. یعنی از نوجوانی، از تفولیت من با او عمل میکنم. مگر ایسای مسیح برای چی جاوب میده؟ میگه که اناز یک چیز کم داری. ما میبینیم که شریعت نمیتونه که برما امو امید بده، امو اتمینان بده، برما زندگی عبدی را بده. یعنی که با عملکردهای خود ما، ارقدر اگر عملها عمال ما، عمال نیت باشه، عمال خوب باشه، ما نمیتونیم که داخل پادشای خداوند شدیم. و ای شخص خوب میفهمی. اگر ای شخص امی اتمینان رو میداشت، با وصف که خودش میگه که من تمام احکام از تفولیت من او رو بجا میارم. به مادر پدر خود احترام میکنم، شهادت نادرست نمیتونم و دوزدی نمیکنم، قتل نمیکنم. ای چیزی هست که من نکردیم از وقتی که من از تفولیت یا از نوجوانی یا از روز که فهمیدیم که احکام خداوند چی هست. مگر با وصف که تمام ای چیزها را اتاعت میکنه از پیشش باز هم خودش میفهمه و که من انوز در داخل پادشای خداوند نیستم. من انوز زندگی عبدی را ندارم، باید جسد و جو کنم تا بفهمم که من چطور میتونم که در داخل پادشای خداوند شام. ما نمیتونیم بگویم که سوال ای شخص از روی ریاکاری بود، از روی ازی بود که اون میخواست که خدا پیش ایسای مصیب نشان بده یا پیش مردم نشان بده که من قدر انسان خوب و مذهبی هستم که من در صدت عزیز هستم که چطور میتونم به خداوند بیشتر رزیق شوم.
نه ما این عرفه نمیتونیم زده چون این داوری میشه. مگر هرچی که باشه امی سوال برش خرم شد و بسیاری وقت برادر شایب عزیز متاسفانه در جامعه ما ما میبینیم که وقت که اگر مردم ما سوال بکنن خود ما هر کدام ما این تجربه را کردیم که اگر راجع به وقاید که در افغانستان بود که ما داشتیم یا این که چیز که امروز در افغانستان است اگر ما چیز را نمیفمیدیم و اگر ما سوال میکردیم بجایزی که برما جواب بتن مارا تحقیر میکدن مارا توحیل میکدن مارا میترساندن مارا بفته تو این سوال را نکو اگر سوال میکنی به این معناه که تو شک داری و اتا ما میتونم گفته که یک چند عفته قبل من با یکی از بطانه های عزیز ما در جایی که ما زندگی بکنم راجی به یک مسئله که او عقیده داشت راجی به او سوال کردن بجایی که برما جواب بتن بسیار سرما قار شد به حد سرما قار شد و من را خنده گرفتم برادر عزیز ما از تو سوال کردم تو چونه قار میشی به این معناه که در سوال کردن ایچ وقت شرم نیست مگر متاسفانه وقتی که ما جوابش را نداشته باشیم وقت است که ما قار میشیم بفرماییم میخواستین چیز بگیریم بله و این بسیار موضوع مهم است واقعا در فرهنگ ما در زندگی ما که سوال کردن بزیارتا میگن سوال کردن دریقت نصف جواب است یعنی شما وقتی که ما وقتی سوال میکنیم ما میتونیم از سوالهای خود جواب را هم بیافعیم و سوال کردن بخصوص در مسیحیت نه تنها این گناه نیست بلکه ما تشویق میکنیم باور کنیم که مسیحی هم 40 سال 50 سال مسیحی بودند و تجربه زیاده دارند از هر لحاظ وقتی اونا هم سوال های زیاده دارند مثلا این موضوع که میگه که ای استاد نیکو من برای بدست آوردن زندگی عبادی چی باید بکنم ایسا با او فرمود چرا مرا نیکو میگویی؟ ما همه میدانیم که ایسای مسیح نیکو بود ایره او نشان داد در زندگی خود همه کارهایش کارهای نیکو بود هیچ کار بد از ایسای مسیح سر نزد هیچ گناه ایسای مسیح نکرد ولی انواسم در اینجا با بسار فروتنی میگه چرا بخاطر از ای که میخوای توجه ما را با چیز بزرگتر جلب کنه ببینید ایسای مسیح در جاهای مختلف در کلام خدا ما میخانیم یک جای خود را بسر انسان میگه جای دیگر میگه ما و پدر یکی هستیم ولی در اینجا میگه که چرا مرا نیکو میگویی؟ هیچ کار خدا نیکو نیست که میخوای توجه ما را با خدا چکنه ولی باز هم این امی سوال هم از دستای از از ما مسیحیا تا که زنده استیم سوال دارید ما واقعا این شاید یک روزه که من وقت ایسای مسیح را ببینم از این سوال کنم که چرا اینجا این گفت زده؟ این که چرا ایسای مسیح این گفت زده؟ علت چی بود؟ این را خودش میدانه که چرا این گفت زده؟ ما فقط چی میکنیم؟ ما همه تا که از یکی دیگر سوال میکنیم همه تا از خدا هم سوال میکنیم و شما را هم دوست های عزیز ما تشویق میکنیم که از خدا سوال کنین و از یکی دیگر سوال کنیم و از یکی دیگر سوال کنین سوال کردن بسیار جز مهم از زندگی مسیحی و آزادی است که خداوند برما این حق آزادی را داده که ما سوال کنیم و شرم وجود نداره در سوال کردن بلکه چیست؟ سوال کردن باعث ازی میشه که ما پیدا کنیم راه حل را امروز در افغانستان هم به سوال کردن هیچ کس را به هیچ چیز اجازه نمیتند به سوال کردن اجازه نمیتند در افغانستان امروز ملاحا و آخنها در عیقت صاحب همه چیز استند صاحب همه چیز شدند که به هیچ چیز شما در مورد یک چیز علمی سوال کنید او را به دین و عقیده را آبده میتند و یک ملا بر شما در مورد مسائل عزیمی علمی جواب میتند در حاله که سوال کردن جز بخش بسیار مهم از زندگی مسیحی است بفرما بله تشکر برادر عزیز در افغانستان در ما یک مثال هم داریم که میگه از گهوره تا گور دانش بیاموز یعنی که در و همیشه ما میگیم که در سوال کردن شرم نیست در ندانستان شرم است در ندانستان او وقت شرم است که تو یک چیز را بخوایی بفهمی مگر به خاطر که نمیخوایی خودا کم بیاری به خاطر نمیخوایی سوال بکنی در او وقت او شرماور است مگر ما میتنیم که همیشه بیاموزیم خدا را شکر که خداوند هر روز امو کلام اگر ما خانده باشیم ازار بار اگر خانده باشیم دفعه ازار و یکم اگر بخانیم یک چیز جدیده میخوایی برما بیاموزه از طریق کلامش و بله برادر عزیزم خیلی که گفتیم عیسای مسیح به او شخص میگه که تو یک چیز کم داری چون او شخص شخصی بود که بسیار زیاد سراتمند بود بسیار زیاد پول دار بود و خداوند برش میگه که تو تمام چیزی که داری او را بفرش و بین فقران تقسیم کن امچنان در لقاب باب ده عیسای مسیح وقتی که میگه که احکام بزرگ چیست میگه که یکی از احکام ایست که تو خداونده از تمام قلب و جان دوست داشته باشه و حکم دیگه ایست که امسایتا مثل خود دوست داشته بود ای هم یکی از حکم بسیار بزرگ است و اینجا متاسفانه او شخص با وصفی که میگه که من تمام احکام خداونده با جان میارم امود ده فرمان با جان میارم اینجا یکی من با جان نه آوردم چون که خودش بسیار زیاد پول دار است بسیار پول داره سروت داره مگر امسایش اتا نمیتانه که با اولادهای خود نان بده اولادهای امسایش پقیر است و این میتانه که امود پولی که داره امود سروتی که داره اون را با پقیران تقسیم بکنه مگر میبینیم اینجا وقتی که عیسای مسیح این گفت براش میکنه که تو اون را بین میان فقر را تقسیم کن و چی بکنی؟ که تا در عالم بالا گنج خواهی داشت به این معنی نیست که قسمی که در افغانستان بسیار زیاد مردم میگن اگر این کار را بکنم سواب است اگر این کار را بکنم سواب است به این معنی که عیسای مسیح برای از این میگه که تو این کار را بکن که این کار سواب داره او یکی بخاطر این کار خداوند براتون عجر میده نه این گفت براش عیسای مسیح نمیزنه عیسای مسیح میخوای براش بگوید و همچنان این جمله را باید ختم کنه و بعد بی آواز بند پای روی کن یعنی که عیسای مسیح او را در مقابل یک انتخاب میمونه میگه که تو انتخاب کن میان پول سروت زمینی و درمیان پاتشایی خداوند وقتی که میگه که تو برو تمام سروت تا بفرش و در بین فقرات او را تقسیم کن میخوای که بیبین او را در آزمایش میخوای قرار بده که چقدر تو آماده استی که میخوای داخل پاتشایی خداوند شوید چون تو سوال کردی که من چیکنم من چیکنم که داخل پاتشایی خداوند شوید آره من میخوایم که براتو بیاموزم که میخوایی داخل پاتشایی خداوند شوید اول باید که امو مهربانی را محبت دلسوزی را با امسای هوای داشته باشید کسایی که در فقر و بدبختی استند امروز ما میبینیم برادر شاید عزیز که در افغانستان فقر و بدبختی به آوج خود رسیده مردم اولادهای خود هم نفروشند بخاطر یک توتر نان کار نیست زندگی نیست ماش نیست واقعا که در بدبختترین وقت زمان فیلن مردم افغانستان میگذرانند مگر متاسفانه ما میبینیم که در پلوش کسایی استند که بیسیار پول و سروت دارند اگر امروز ما ببینیم دسترخان افتاری رحبرای امروز افغانستان اگر ببینیم دسترخان افتاری یک خانواده آدی و معمولی افغانستان چقدر فرق دارد چقدر سفرش رنگید است و او اتا یک وقت و ده غذا هم ندارد اینی را خدامند از پیش شما میخواید خدامند این روز هم برما این را میگفت چی است او چیزی که تو کم داری در زندگی تو چی است چی است که اترا منعت میکنه که تو داخل پاتشایی خدامند شریف چیزی که در میان موتو است در اینجا یک مقرب اضافه کنیم که وقتی ایسای مسی میگه ایسا وقتی این را شنید فرمود هنوز یک چیز کم داری آنچه داری بفروش و میان فخرها تقسیم کن که در عالم بالا گنج خواهی داشت وقتی در اینجا ایسای مسی در این قطب چی میگه بر از این نفر امتحان که شما هم گفتین که این را در مقابل انتخاب قرار میده که آیا حاضر است از بهترین چیز زندگی خود بگذره بر سروتمندها بهترین چیز شان سروت شان است که او را به دست آورده این سروت چی از طریق ازی باشه که از پدر خود عرض گرفته باشه یا چی خود بزنس شان کار شان یا تجارت شان ولی این مهم است و بر از این در این قطب میگه که وقتی کسی که بهترین چیز زندگی خود است از او بگذره در اون وقت میتونه او وارد پادشاهی خدا شده و کسی که وارد پادشاهی خدا میشه در این قطب بزرگترین گنج داره دستای ازیز این نقطه مهم است که وقتی ما به ایسای مسیح ایمان میاریم که او نجات دهنده ماست او سرور خداوند ماست در اون وقت ما گنج بزرگی را داریم
گنج بزرگه در چرا؟ ما صاحب زندگی جاوید میشیم و ای زندگی عبدی امی که در آغاز اشراف یهود ازش پرسان میکنه که چی کنم صاحب زندگی عبدی شام؟ زندگی عبدی یعنی یک گنج یعنی یک چیزه که نه تنها در ای زندگی ما زندگی داریم سروعتمنده خواهد در ای زندگی همیشون زندگی خوب دارند ولی ای چی میخواست؟ ای میخواست مطمئن شوکه در ای زندگی خب ما پول و پیسه دارم در ای زندگی خوش دارم ولی چطور ما در او زندگی دیگه هم یک جایی داشته باشیم؟ یعنی در فکر از او هم بود به ای خاطر که وقت که عیسای مسیم میگه که در ای جا از پول و سروعتت بگذر تا گنج داشته باشی به ای مناک یعنی که تو صاحب امی زندگی جاوید شوی و زندگی ابدی در زندگی هر شخص بسیار مهم است گنج بزرگ است بفرماییم بله تشکر برادر عزیز واقعا گنج آسمانی اونمو گنج است که پادشای خداوند است که ما میتانیم او را به دست بیاریم نه از طریق عمال ما ای را باز بعدان در آیات بدی میبینیم وقتی که ایسای مسیم گرم میزنه او چی میکنه؟ او شخص چون بسیار زیاد پول دار بود افسرده میشه، او نامید میشه، او مایست میشه چون انتظار از او چیز دیگر بود، او یک جواب یک انتظار دیگر داشت اطلاعا او میخواست که ایسای مسیم او را شاب آشم تن بگه که شاب آفرین تو بسیار کار خوب میکنی چون از حکام خداوند تو اطاعت میکنی مگر ایسای مسیم چیز بالاتر از او را میخواست براش بده ایسای مسیم میخواست که براز او بگوید که اگر تو میخواید واقعا زندگی عبادی را داشته باشی پس مهربانی کن، پس محبت کن، پس فیض به دیگر را نشان بده اما خداوند فیض عطا میکنه، فیض نشان بده و تو انتخاب کن و نقطه مرکزی در اینجا است که بیا از ما پیروی کن و او میخواست که چطور زندگی عبادی را باید دستگیره چطور نجات را باید دستگیره، چطور داخل پاتشایی خداوند شده و ایسای مسیم میگه بقیه که تمام چیزی که تو داری او را بفروشی و به فقرات تقسیم کنی او وقت از ما پیروی کن چون ما استم ما استم او راهی که تو نیاز داری، ما استم او دره که تو نیاز داری ما راه راستی او حیات استم، تو حیات عبادی میخوایی؟ ما استم او حیات، بیا از ما پیروی کن مگر متاسفانه ما میبینیم در اینجا که عشق به سروت دنیاوی که او شخص داشت او ممنوعت شد که او از ایسای مسیم پیروی بکنه به این مانانه که خداوند میگه که ما باید در فقر و بدبختی دنیاوی زندگی کنیم ای با این مانانه نیست، اگر ما کلام ما قدست بخانیم از احد عتیق تا ببینیم تمام کسایی را که ما با اونا عاشن هستیم، اسمشان عاشن هستیم چی ابراهیم باشه، چی یعقوب باشه، چی داود باشه، چی یوسف باشه، چی سلیمان باشه دیگرهاشن اونا همه از سروت پرخوردار بودند چون در او وقت سروت یکی از برکتهایی بود که خداوند میداد در زندگی، ایوب یا دیگره به این مانانه که خداوند به نظر میگفت که تو خود در فقر زندگی کن و چیزی که داری با دیگرها تقسیم بساز اگر ای شخص قبول میکرد که سروت خدا بفروشه و در میان فقرها او را تقسیم بکنه من مطمئن هستم که خداوند او را تزار چند برکت میداد، او را دوباره برکت میداد چون تمامی چیزی که ما داریم مایه برکت ما خداوند هست چیزی که خداوند بر ما وعده میکنه، او فناناپذیر است قسمی که در مطمئن میگه که گنج خود را شما در آسمان جمع کنین، نه در زمین چرا که در آسمان گنج را شما جمع میکنین، او را نزنگ میزنه، نه دزدی میشه، نه هیچ جایی که گنج تانه است، اونجا دل شما هم است و دل ای شخص در کجا بود؟ در زمین بود، در سروت زمینی بود و اون خاطر او نتانست که انتخاب کنه میان پادشایی خداوند و گنج خود مگر ما میفهمیم که هیچ کس امروز از این دنیا با گنج و با پول و با سروت خود نرفته هیچ کس، هیچ کس، اتاق پولدارترین انسانهای دنیا که بودند اونا هم نرفتند، اگر ما فراون را ببینیم مثلا تمام فراون ها که بودند، کلشان بسیار پول داشتند امروز اگر ما بریم مصر ببینیم سروت مصری قدیمه که ما ببینیم که چقدر فراون در سروت داشت، چقدر در آسائش زندگی میکرد افعال کرد، رفت، تمام شد، مگر سروتش ماند هیچ کس اون را نمیبرند مگر خداوند میخوای ایک برما بگوید که شما کوشش کنید که گنج آسمانی را بدست بیارید چون وسط از او است که شما میتوانید که داخل پادشایی خداوند شدید و همچنان وقتی که ای شخص مایوس و نامد میشه وقتی که او میره خداوند میگه که بیبینید چقدر سخت است به سروت مردان که اونا داخل پادشایی خداوند شدند به این معنی نیه که کسایی که ایمان دارند به خداوند کسایی که داخل پادشایی خداوند میشند همه فقیر استند همه غریب استند مگر قسمی که خداوند میگه خوشا به حال کسی که از فقر روحانی خداگاه استند ای شخص به پول و سروت خود منازید و فکر میکرد که دیگر نیاز نداره با چیز دیگر و نتانست که ای انتخاب بکنه امروز خداوند هم از ما این سوال میکنه شاید که ای شخص مشکل سروتش بود سروت زمینیش بود مگر شاید که کسای دیگر دیگر چیزا داشته باشند بسیار چیزای دیگر میتونه باشه که ممنعت کنه ممنعت کنه که ما را نت داره که ما بتانیم که خداوند را انتخاب کنیم نتانیم نهی روی کنیم از عیسای مسیح قسم که عیسای مسیح در اینجا میگه شما چیز میخواستید؟ بازم در اینجا سوال دیگر در اینجا میگه شنواندگان پرسیدند پس کی میتواند نجات بیا بند؟ امروز هم شاید بسیار از بیننده های ما وقت ما میخوانیم کلام خدا رو شاید اونا هم امی سوال داشته باشند که کی نجات پیدا خواد کرد؟ و چیزی که مهم از ای از که امروز مسیحی ها در دنیا هم مسیحی های فقیر و غریب نادار وجود دارد در کشورهای ماننده هندوستان که خود ما دیدیم زندگی کردیم یا در پاکستان یا در کشورهای افغانستان همچنان و همچنان یکداد مسیحی های سروعتمند هم وجود دارد در کشورهای غربی، اروپایی، امریکایی یا کشورهای افریکایی ولی مهم ترین چیز در چی هست؟ در ای هست که او مسیحی های که سروعتمند هستند اونا چی کردند؟ اونا پادشاهی خدا رو اول قرار دادند و اونا کمک میکنند امروز زیادترین کمک های که امروز به غریب ها در دنیا میشه یا به مختلف جاهایی که مریضی ها هستند یا شفخانه ها ساخته میشه توسط کی هست؟ توسط مسیحی های سروعتمند هست زیادترین تعداد کسای خدمتگزار هایی که میرند در کشورهای مختلف خدمت میکنند یا از طرف تریخ مسیحی های سروعتمند یا حمایت میشند این واقعیت دارد چرا؟ به خاطر از اینکه اونا هم درس ایسای مسیح پیروی میکنند اونا در عمل این از این درس ایسای مسیح پیروی میکنند چی میکنند؟ که چیزی که دارند برای نیازمندها کمک میکنند و این کار بسیار خوب است ما امروز همه را تشویق میکنیم بخصوص ایمانداران سروعتمند بودن به این معنا نیست که یک کسی یک میلیون دالر داشته باشه دوستای عزیز اکثران ما سروعت با حساب اندازه پول چی میکنیم سروعتمند به این معنا است که او در دل خود چگونه قلب داره در کلام خدا شما شاید خانده باشین که همگی به حساب اعانه خودمی دادند وقتی یک زن پیر آمد و او یک چند روپه داد یا دینار داد ایسای مسیح گفت که ای زیادتر از همه داد یعنی دریخت گفت ای سروعتمند ترین است چرا؟ بخاطر ای که امو چیزی که داشت داد یعنی سروعتمند بودن تنها به معنای از ای نیست که ما یک میلیون دالر یا ده میلیون دالر داشته باشیم تا دیگر ها را کمک کنیم نه، ما از امو چیزی که خداوند برکت داده ما را از امو ما یک دیگر را کمک میکنیم و ای وظیفه بسیار مهمی از بر همیمان بفرمان شما دوان بدید بله، تشکر برادر عزیز سوال که شنماندگان میکنند اینجا شما پیشتر گفتین که شنیدن راجب شنیدن صحبت کنین اینجا خوشابال اینایی که شنیدن چیزی که ایسای مصی گفت و امو خواهدان اینا سوال میکنند چون از جوابای ایسای مصی اینا میتوانم بگویم که شاید که اینا هم یا تعجب کردن و شاید
مایست شده باشن گفتن خیلی پس کی میتوانه که داخل پاتشایی خداوند شده یا نجات بیافعه؟ عیسای مسیح باشه میگه که آنچی برای آدمیان غیر ممکن است، برای خدا امکان داره. و بسیاری از سوالای یا اینکه انتظارات او شخص سروتمند هم میده این جوابی عیسای مسیح و ما انسان ها را هم میدهد. چون بسیاری وقت انسان ها کوشش میکنند که از طریق اعمالشان خدا را خوشنود بسازند. از طریق اعمال بخواهند که مقبول خداوند شدند. مگر در اینجا عیسای مسیح میگه که او چیزی که برای انسان ها غیر ممکن است، او چیز خدا او را امکان پذیل میسازند. اما با وصف تمام کوشش ما امکان نپذیل است یا غیر ممکن است، او را خداوند ممکن میسازد. چرا که ما توسط فیض خداوند است که نجات را میتونیم دریافت کنیم. نه بده از طریق اعمال ما، نه از طریق کوشش ما، هر قدر اگر ما کوشش هم بکنیم، اگر خداوند بالای ما فیض نکنه، ما هرگز نمیتونیم که نجات را دریافت بکنیم. و در اینجا پتروس برای ایسای مصیف میگه که ما خود از کل چیز خود دست کشیدیم و پیروی توشیدیم. راستی که وقتی که ما میبریم شاگردار، وقتی که ایسای مصیف شاگردار را دعوت کرد و گفت بیا و از من پیروی کن، اونا تمام چیز خود را ماندن. اگر خانواده بود، اگر کم یا بشه که داشتن، هم کل چیز خود را ماندن و از ایسای مصیف پیروی کردن. و ایسا برای از اونا میگه با یقین بدانید که هر کس بخاطر پاتشایی خداوند خانه یا زن، برادران، والدن یا فرزندان خود را ترک نماید در این دنیا چندین برابر عوض خواد گرفت و در آخرت زندگی عبادی نصیب او خواد شد. باید باست هم میگم که به این مانانه که وقتی که ما ایسای مصیف را انتخاب میکنیم و از او پیرایی میکنیم که خانواده خود را ترک کنیم. نه خیلی. ما فقط انتخاب میکنیم که اولویت کی را میتیم. آیا خداونده میتیم، کارهای خداونده میتیم، پاتشایی خداونده میتیم یا خانواده خود را یا دارایی خود را یا ای که آسایش خود را میتیم. وقتی که ما انتخاب کردیم و جای اول با خداوند دادیم با اون صورت ایسای مصیف میگه که کسایی که این کار را بکنند با یقین بدانید که اونا چندین برابر در این دنیا خواند گرفت. اگر او شخصی که پولدار بود، اگر او قبول بکند که دارایی خود را فقرات تقسیم بکند، قسمی که ایسای مصیف در اینجا میگه که او در این دنیا چندین برابر عوض خواد گرفت، وقتی که ایسای مصیف در اینجا گفت که من باید برم و سلیم شم، پتروس چندین بر به ایسای مصیف گفت که نه، من امرایت استاد میشم، من تا آخر امرایت هستم، اما قسم ما هم همیشه میگیم که مثلاً من هرگز ایمان خود از دست نمیتم، من در این رای رایی که انتخاب کردیم تا آخرم میمانم، و مگر کلام قدس برما میگه که این اشداری میده به کسی که فکر میکنه که او استاد است، چون میتوانه که او بلغزه، اگر ما مغرور شویم. بله، موضوع بسیار مهم است دوستای عزیز بیاین بریم یک سرود را با هم بشنویم، دوباره برمیگردیم. در اول کلام بود کلام با خدا بود خود کلام راسته بوسه خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود خود کلام راسته بوسه خدا بود خود کلام راسته بوسه خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود خود کلام راسته بوسه خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود خود کلام راسته بوسه خدا بود خود کلام راسته بوسه خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود در اول کلام بود کلام با خدا بود در اول کلام بود کلام بود در اول کلام بود کلام بود در اول کلام بود کلام بود در اول کلام بود کلام بود در اول کلام بود کلام بود در اول کلام بود کلام بود
مجبور شده اتا زن و شوهر در زندگی مسیحی که اگر خانومش یا شوهر نمیتانسته زندگی کنه با خانوم خود مسیحی یا شوهر خود اونا جدا شدند یا اولادها یا برادر از خوهر جدا شدند. یعنی این اتفاقات زیاد افتاده و انوز هم میفتد در زندگی مسیحی ها. چی در افغانستان، چی در پاکستان، چی در هندوستان یا ایران و دیگر نقاط دنیا هم. اما چی میگه وقتی در آیه سی میگه در این دنیا چندین برابر عوض خواهید گرفت. و این جالب است که وقتی ما بخصوص کسایی که از اسلام و مسیحیت آمدیم ما انقدر خوهرا و برادرهای زیادتر در مسیح پیدا میکنیم. و این امیده میگه شما چندین برابر؟ شاید مثلا در ایک خانواده ما در خانواده ما تنها دو برادر ما مسیحی هستیم. ولی که خوهرای ما اونا مسیحی نیستن، ایک برادر مسیح انوز نیست. ولی چی است؟ ما خوهرا و برادرهای زیاد در مسیح در نقطه های مختلف دنیا چی در شهر خود، چی در جایک زندگی میکنیم در نقاط مختلف دو خوهرای زیاد را خداوند برما برکت داده یا برادرهای زیاد را واقعا امیده است. و میگه بر علاوه از او ببینید. ایسای مسیح چی میگه؟ شما تا 633 میگه پاتشایی خدا را بتلبید و دیگر چیزها هم بر شما داده خواهد شد. یعنی بر علاوه از این که ما زندگی جاوید، زندگی عبدی را از طریق ایمان به ایسای مسیح ما به دست میاریم بر علاوه از صاحب خوهرها، برادرها و یک خانواده روحانی بزرگ میشیم که واقعا یک خوشبختی زیاد در زندگی ما باوجود میاره. بفرمایید، حلان جان. بله، واقعا ما هم این تجربه رو کردیم برادر عزیز ما هم دو خوهره هستیم که به ایسای مسیح ایمان آوردیم دیگرها هنوز نه مگر خدا را شکر نکه خوهره ها ما رو ترک کرده باشند مگر ما میبینیم که بسیاری از مسیح ها وقتی که ایمان میارن به ایسای مسیح فامیله ها اونا رو ترک میکنند مگر همه قسمت که شما گفتید ما از طریق ایمان ما به ایسای مسیح ما یک خانواده هستیم و اونا در درمیان دیگر ایماندارا خوهرها و برادرهایی میافدند که از قبل قدم بیشتر بر اونا محبت خداونده یا محبت خوهاری و برادری رو اونا میتونند در اونا دریافت بکنند این برکت خداونده شکر که ما هم تجربه کردیم من خودم شخصا میتونم که ایره اتا شهادت بتم راجب ای که چی قسمت خداونده زندگی من رفت پر از برکات که ما خوهرها و برادرها در این چند وقتی که ما یک کم صحتم خوب نبود از تمام جاها برمزنگ می آمد اتا خوهرها و برادرهایی که من ندیدیم اونا رو مگر چون خوهر و برادر در مسیح هستیم یک خانواده هستیم اما خبر گرفتند پیگیری میکردند که خوهر تو کجاستیم ما بسیار رخ شده که ترا دیگر نمیبینیم از طریق میدیا خدا رو شکر به این محبت خداونده که مارا میگه که در این زمین هم شما برکت میگیرین و این زندگی عبدی را هم شما خواهند داشت برادر عزیز من میخواستم فقط با اجازه تن یک آیت بخانم از افسیسیان باب دو آیه آشت زیرا بسبب فیض خداست که شما از رای ایمان نجات یافته اید و این کار شما نیست بلکه بخشش خداونده است قسمی که امروز تمام کلامی که ما خاندیم در لقا ما دیدیم که اعمال ما مارا نمیتواند که نجات بتا هر قدر که ما کوشش هم بکنیم هر قدر که ما صداقت هم داشتا باشیم در اعمال ما و خواست ما شاید که صادق باشد ما بخواییم که فکر کنیم که اگر این کار را بکنیم ما نجات نیافیم اگر در اینجا کلام بر ما میگه که اعمال ما مارا نمیتواند که نجات بتا و او فیض خداونده است اما خیلی شاگرده اما خیلی شنندگان پرسان کردند پس کی نجات میتواند بیافق ایسای مصیح گفت که بله برانسان ها ممکن نیست یا سخت است مگر بر خداوند هر چیز امکان داره چون ای فیض خداوند است که ما را نجات میتواند و خدا را شکر که ایسای مصیح به اون خاطر آمد ایسای مصیح آمد به این زمین که جان خود را فتح کنه تا از طریق قربانی ایسای مصیح و فیض خداوند ما بتانیم که نجات داریافت کنیم و داخل پاتشایی خداوند شدیم ببینید دوستان اگر یک مقایسه کنیم زندگی قبل از ایمان و بعد از ایمان قبل از ایمان چیزهایی که برما مهم بود یا علویت داشت سروت بود قدرت بود غرور بود یا هر چیزی ای چیزها علویت برما داشت ما به او چیزها اتقا می کردیم ولی وقت او را به کمک خدا او را زیر پای مصیح گذاشتیم و پاتشاهی خدا را مصیح را علویت قرار دادیم و به او ایمان آوردیم نجات پیدا کردیم این یک موضوع موضوع دیگر همچنان در خانواده پیش ازی که ما به مصیح ایمان داشتیم علویت کی داشت؟ مادر، پدر، خوهر، خانم یا اولاد اینا داشت ولی وقت ما به مصیح ایمان میاریم چی پیدا می کنه؟ در اینجا علویت اول از مصیح است ولی همچنان خانواده روحانی ما هم علویت پیدا می کنه این بسیار نقطه مهمی از در زندگی مصیحی دوستهای عزیز که قبل از ایمان بله خوهرهای بای ساب که در خانواده بودیم خوهر و برادر اونا علویت داشتند ولی وقت ما به مصیح ایمان میاریم این به ایمنان نیست که دوستی ما کم می شد ولی واقعتش هم امی است که خانواده روحانی ما علویت پیدا می کنه و مصیحی ها بیش از همه کسای دیگر به مصیحی های در دنیا چی می کنن؟ کمک می کنن بخاطر این امی علویت خانواده روحانی ما است که اول ایسای مصیح است و بعد از او هم دیگر خوهرها و برادرهایی که در مصیح ما سرف نظر از این که در کجا هستن یا از کجا هستن داریم خب دو دقیقه داریم اگر به طور مختصر آخرین گفتنی تانه بگوین حالن جان اگر فقط خلاصه بکنیم چیزی که امروز خدا من خواست که برما بیا موضوعی است که هر چیزی که ما اگر داشتا باشیم در این دنیا هر قدر صروت داشتا باشیم چی صروت از نگاه پول و دارائی باشه چی صروت دیگر چیزی که برما مهم است اگر اون چیزی که برما مهم است اگر اون کی داشتا باشیم ما هر قدر که عمل خوب بکنیم عمل نیک بکنیم اگر در اون عمل ما خداون نباشه اون عمل ما مارا نجات نمی تا و ما داخل پاتشای خداون نمی شیم اگر ما در جسد وجه از این استیم که چی قسم می تانیم نجات بردست بیاریم و داخل پاتشای خداون شویم کسی که میتانه کسی که یکان راهی که میتانه مارا بخداون برسانه و برما زندگی عبدی بیتانه چون او حیات است او ایسای مصیح است ما همه چیزا باید بگذاریم و ایسای مصیح را برای از او جای اول در زندگی ما بتیم و از او پیروی بکنیم او وقت است که خداون زندگی ما را برکت میتا او وقت است که برما مارا داخل پاتشای خداون می کنه چون وعده که خداون کرده بود او با کسای است که با ایسای مصیح و با قربانی ایسای مصیح ایمان بیرن تشکر خوارلین دستای عزیز بنده های عزیز شما را به دستای مبارک خداون می سپاریم امیدوار استم که امروز ما همه ما از کلام خدا چیزی یاد گرفته باشیم و به مصیح ایمان بیریم تا شامل پاتشای خدا شویم و همچنان دگه خوهر و براداره خودا کمک کنیم دعا و به امی آرزو شما را به دستای مبارک خداون می سپاریم تا هفته آینده موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
28 April 2023
28 March 2023
14 March 2023
7 March 2023
24 February 2023
14 February 2023
7 February 2023
31 January 2023