۷ دقیقه ۱۱ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
ایسا گفت پادشاهی آسمان مانند گنج است که در مزرعی پنهان شده است. قرنها پیش در جریان جنگ ها مردم به اصارت رفتند و از سرعتمندان که چانس پرار از چنگال دشمند برایشون می اثر نشد، گنجهای خود را درخواه پنهان کردند تا در وقت بازگشت از آن استفاده نمایفته. وقت که آنها اسیر ویا کشته شدند، گنجهای آنها تا زمان که اشخاص تالیمند بسورت تصادف آن را یافتند در زمین مدفون باقی می ماندند. از این واقعات ستها سال گذشت. یک روز دیخقان که در زمین کار میکرد تصادفاً بیرش به کوزه گلی برخورد کرد. در اول او فکر کرد شاید کدام توتایی از ظروف گلی باشد که سالها پیش دورو اندخته شده است. اما وقت که خوب دقت کرد، مطابجه شد که چیز معمولی نیست چون کوزه کاملا سالم و سر آن نیز به دقت بسته شده بود. او فکر کرد که حتما دران چیزی مهمه مثل پیسه ویا هم سکه های میسی پنهان شده باشد. دیخقان سر کوزه را باز کرد تا بیبیند که دران چی است غیری قابل باور بود. او چی طالعی داشت حتی هیچ فکر آن را هم کردن نمیتوانست بکند. زیرا حتی اگر شخص مثل او تمام عمر زحمت می کشید نمیتوانست آن را کمائی کند. اما متاسفانه از لحاظ قانونی همه آن گنج و صاحب زمینی که این گنج را دران یافته بود تعلق می گرفت. اگر بیدون اطلاعی صاحب زمین از آن استفاده می کرد دوزدی به حساب می آمد. صرف یک را وجود داشت بان این که تمام آن زمین را می خرید تا زمین و گنج که دران بود قانونن صاحب آن می شد. او باید به هر شکل که می شد حتی با فروختن دار و ندارش باید پول پیدا می کرد تا آن زمین را بخرد. بلاخره آنقدر پول به دست می آورد تا زمین را بخرد. خوشبختانه صاحب زمین هم می خوست که زمین را بفروشد. زمین از او می شد همرا بان گنج و آورش نمی آمد. دهکان لودانه بود. مردم متوجه می شودن که چرا او همه مطای زندگیش را بفروش رسان فقط برای خریدن زمین. بعد از خریداری زمین او می توانست و آن گنج بیشتر زمین بخرد. سروتش به حد می رسید که ایچ وقت تصور نکرده بود. ایسا نقطه باریک را بیان داشته هست. بعضی چیزها آنقدر بارزش هستند که عرضش آنها بالاتر از همه داشته هایتان می باشند. و سپس ایسا داستان دیگری را نقل کرده گافت. ملکوت آسمان مانند تاجر هست که مروارید های زیبا و بارزش را جستجو می کند. مروارید بسیار بارزش بود. بیش از نقره و بیش از طلا فقط سرادمندترین تاجران توانای خریداری بهترین مروارید را داشتند. امپاراتور روم جولیو سیزار مروارید را به عرضش میلونها دالر دران زمان حدیدد. کلپاترا مجذوب مرواردهایی شده بود که میلونها دالر عرضش داشت. حتی برابر می شد به مزد 6000 ساله یک مرد کارگرد. تاجر که مروارید بارزش می جزد برای یختن مروارید زیبا بر شرخهای بسیار سفر کرد و او همواره از کسان که می شراخت مشوره می گرفت تا بهترین مروارید را یابد. و یک بار تاجر می بیند که معامله خوب در انتظار است و در این حال معامله مشکل به نظر می رسید. فروشنده مختاد بود. مردم حتی با کشتن حاضر می شودند تا چونین مروارید را به دست بیاورند و در این جا تاجر باید از سبر و حکمت کار می گرفت. یافتن زیبارات یافتن طلا انقدر مشکل نبود. در دکانها هر نوع زیبارات را می توانی آفد. زرگران هستند که بسیار زریف و مقبول زیبارات جور می کنند. اما برای یافتن یک مروارید حقیقی و جذاب باید عمرها تلاش نبود. و همین بود مروارید گلابی رنگ از دریای سرخ که بسیار معروف است. البته که این بسیار استثنائی بود. این همان مروارید بود که تاجر در جستجویش بود. حالا عرضش و یا قیمتان چقدر خواهد بود؟ این مروارید عرضش و قیمت بالایی داشت. غیر ممکن بود. او توانایی پرداخت این قیمت را نداشت. عرضش این مروارید برابر با تمام دارائیش بود. تاجر سعی کرد که به سیلا چنده بزند تا شاید از فروشنده آن را به قیمت نازل تره به دست آورد. اما فروشنده قیمت آن را کم نکرد. او به خانه رفت. تنها یک کار باقی مانده بود که باید انجام می داند. او باید همه چیز را به فروش می رساند. هر چیزی که دارائی عرضش بود و می توانست بفروشند. اجناس زیبایی که سالها زحمت کشیده بود آنها را به دست آورد. هر کدام آنها برابر به یک گنج عرضش داشت. بعضی از آن اجناس عرضش مالایی داشتند. تا این دم هیچوقت در این فکر نیختاده بود که آنها را از خود دور کند. آنها بخش از زنگیش شده بودند. اما حالا همه آنها در مقابل مروری عرضششان را بخته بودند. برایش مهم نبود که تمام سربتش را با مروریت ایوز می کرد. مروریت چیزی بود که او تمام عمرش در جستجوی آن بود و حتی اگر تمام ادارائیش را برای بعد از آوردن مروریت از دست می داد باز هم عرضش مروریت زیادر بود. او برای اجرای این کار خوشحال بود چرا که مروریت با او تعلق می گرفت. ایسا گفت این مروریت با عرضش که تاجر در پای آن بود و یا آن گنج که دهقان در پای بعد از آوردن آن بود معنند ملکوت آسمانند که نمی توان عرضش آن را مقایسه نمود و مراتب بیشتر از تمام دراییت عرضش دارد. مراتب بیشتر از تمام دراییت عرضش دارد.