۴ دقیقه ۳۰ ثانیه
۲۶ اوت ۲۰۱۹
رونویسی توسط هوش مصنوعی
در فصل 11 انجل لقا می خوانیم که عیسا قصی را در باره یک قریه حکایت می کنه. او قریه یک جای گوشاو بسیار آران بود. شام که مردا از سر زمین هایشان به خانه می آمدند، زنا برای فامیل هایشان رضا آماده می کنند. نان خوشک صبحانه بخدم می شود و برای تمام روز کفایت می کند. نان اکثران برای همون روز کافی بود و برای فردا چیز باقی نمی ماند. هیچ کس خوش نداره که نان باسی یا شب مانده را بخورد. پس از نان شاو با هم در باره مسایل روز کمی قصه می کند و گرد می زند و دزو به خواهی رفتند. کل قریه آین زندگی را داشتند. چون او یک قریه بسیار دور افتاده بود، مردم انتظار میمان یا مسافره ار شاو نداشتند. ولی او شاو تصادفاً یک میمان ناخانده پیدان شد. سفر در گرمی روز بسیار خستکون بود ولی در شاو بسیار خطرناده. دوزا و رازنا در هر جای کمین می گرفتند. مسافر باید خودشا پیش از تاریکی شاو به شاریا قریه می رساند. ولی خوشبختانه که ای شخص بیگانه در این قریه یک آشنا داشت. خانواده دوست او از آمدنش بسیار خوشحال شدند. جای شکر بود ازی که او در این وقت شاو کاملا سی و سالم رسیده بود. صاحب خانه باید از میمان با احترام دارند. فرق نمی کند که او در نصف شاو آمده بود. اول آب برش می دادند که او پایش با شوید. روی بسیار خوب با میمان نتانا باعث سربلندی و خانواده می شد بلکه از تمام قریه. اونا باید غذا و آب پیش او می آندند. ولی خانواده دوستش امروز صرف بندازه خودنان بخدکده بودند. بمی خاطر دسترخانشان خالی بود. در قریه خرد مثل این قریه مردم از زندگی و آل اول اگه دیگه خود خبر داشتند. یک میماندار می دانست که پیشیکی دست خود را دراز کند. تحییه نان بر میمان کار بسیار شایسته بود ولی بیدار کدن همسایه در نیمه شاو یک مزایمت بود. مرد خانه پشت دروازی همسایه خود رفت و گفت بیادر یک زیدان نان برم قرش بدید. یک دوست من از رای دور خانه ایم آمده هست. ایلای ما که بیادر در این وقت شو آمدید که نان بدید. کلگی خواب از بان ما. ولی میماندار قنات نکد و باز دروازی همسایه را تختت زد. بخاطر که دست خالی رفتند در خانه باعث شرمندگی خودشو فهمیلش می شود. و نه تنهایی بلکه باعث شرمندگی قریه و مخصوصا ای همسایهش می شود که خواهش او را رد کده بود. بلاخره همسایه از خوخیص و نان برش داد. مرد سه نان گرفت و به خانه خود آمد. نان پیش میمان آوردن هم آبروی خودشان حفظ شد و هم از قریه. ایسا قصره تمام کده و گفت. پس به شما می گویم تقاضا کنید که به شما داده خواهد شد. بجوید که پیدا خواهید کرد. بکوبید که درباروی شما باز خواهد شد. PYM JBZ