سامری نیکو

  ۵ دقیقه ۳۵ ثانیه

  ۲۶ اوت ۲۰۱۹

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

موسیقی استاد چی باید بکنم تا صاحب زندگی عبدی شوم؟ در کلام خدا در تورات چی نوشته شده؟ با تمام دل و تمام جان و تمام قدرت و تمام ذهن خود خداوند خدای خود را دوست بدار و حمسایت را مانند خودت محبت نما درست جواب داری، این را انجام بده که زندگی خواهی داشت حمسایی ما کی است؟ وقتی ایسا متوجه شد که عدف این مرد مشاجره است بنان حکایت را تعریف کرد یک نفر می خواست از روشیلیم به اریها سفر کند فقط یک را برای این سفر وجود داشت آن هم از طریق بیابان این را پر از دزد و رازن بود این مرد می دانست که سفر در این را بسیار خطرناک است ولی بسیاری ها هم بدون کدام حطره از این را سفر کرده بودند و این مرد هم می خواست که پیش از تاریک شدن هوا و سرمنزل خود برسد بیترین کاری که باید انجام می داد این بود که دایم در حرکت باشد و هرچی زودتر حاد را از حطر دور بسازد موسیقی رازن ها تمام چیز های این مرد را به شمول لباس هایش گرفتند و این مرد مسافر بیهوش افتاده بود یکی باید به اون کمک می کرد اولین نفر که آمد یکی از ملاهای معبد اروشلین بود یقینا اگر قرار بود کسی که کمک کند امین ملا بود و آیا این مسافر زنده بود یا مرده اگر مسافر مرده بود هر نوه تماس با جسد این مسافر باعث می شد که ملا متابق مذهب حد ناپاک معصوب شود نفر بعدی که از آنجا می گذشت یک لاوی بود لاویان هم از جمله مردان بودند که در محبت خداون را خدمت می کردند یقینا این مرد لاوی می توانست به یک انسان دیگر کمک کند ولی مسافر زحمی از جمله افراد نبود که مرد لاوی او را بشناسد مرد زحمی اتا لباس هم نداشت که نشان بدد آیا یهود است یا نه شاید هم اتا یک ایره یهودی باشه و یا هم از قوم منفور سامره اگر پیش از تاریک شدن هوا جان می داد لاش خورها با جانش می آمدند یک مسافر دیگر هم از زمین را سفر می کرد یک مرد سامری یهودیان و مردم سامره از چندین نسل با هم دشمن بودند و از یکی دیگر نفرد داشتند ولی تاجباور این بود که مرد سامری توقف کرد تا به مسافر زحمی کمک کند از شراب برای شستن و زده مکروبی کردن زحم های مسافر زحمی و از روحن زیتون برای مرهم گذاشتن به زحم های مرد مسافر زحمی استفاده کرد اتا حتر توقف دیرهای خطرناک هم ندیده گرفت او مسافر زحمی را امرای خود به یک مسافر خانه بود ادقل در اونجا امنیت بود آب و نان پیدا می شد و مدت زمان در کار بود تا که مرد مسافر سراغل بیاید و بتاند به سفر خود ادامه بتند فردای اوروز به صاحب مسافر خانه گفت از این مرد خوب نگاهداری کن ار قدری که مسرف کنی وقتی که من برگشتم برای تمامشا پرداخت می کنم به نظر شما کدام یکی از این سی نفر امسایه مرد مسافر بود مرد لاوی ملا و یا مرد سامری او اتا نتواند کلمه سامری را بر زبان بیاورد پس گفت کسی که به مرد زخمی مهربانی کرد تو هم برو و همین کار را انجام بده مرد زخمی مهربانی کار را انجام بده