۱ ساعت
۱۳ سِپتامبر ۲۰۲۶
ما همه خواستها و درخواستها یا نیازهایی در زندگی داریم که خود مان توان برآورده شدن آن را نداریم. به خصوص وقتی یک فرزند مریض یا دچار مشکل است نیاز این فرزند یگانه خواست پدر و مادر در زندگی میباشد. این زن کنعانی شنیده بود که عیسای مسیح غیر یهودیان را هم شفا میدهد پس به او گفت: به من رحم کن. و باز هم میگوید: به من کمک کن. اما این زن باید چندین موانع را میگذراند تا نزد عیسای مسیح میرسید. این زن یک مذهب یا دین داشت که مرده بود و جواب درخواست او را نمیداد. این زن یهودی نبود و یهودیان دیگر قومها را مانند خوک دانسته و ارزش انسانی برای شان قایل نبودند. این زن باید از مانع جنسیتی نیز عبور میکرد چو زنان در فرهنگ یهود حقوق مساوی و ارزش مساوی با مردان نداشتند. اما چگونه این زن توانست همه این موانع را عبور کند و خود را به عیسای مسیح برساند. اول او شنیده بود که عیسای مسیح قدرت شفا را دارد و دوم ایمان داشت که عیسای مسیح میتواند به نیاز او گوش دهد و دخترش را شفا دهد.
امروز زنان و مردم افغانستان هم موانع زیادی را دارند اما با ایمان به عیسای مسیح میتوانند نیازها و درخواستهای خود را به عیسای مسیح برسانند چون عیسای مسیح زنده است و او یگانه شفا دهنده است.
به برنامه این راز زندگی خوش آمدید. این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. بنامه ایسای مسی شهزاده صلح و سلامتی به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. سلامهای مرا بپذیرین. امیدوار استم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین.
از این که در هفته گزشته با ما تماس گرفتین از طریق فیسبوک یا واتساب و یا از طریق اپهای بایبل یک جهان سپاس گذار استیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنوید. امروز هم بعد از یک مدت دانیال جان با خود داریم. دانیال جان خوش آمدید. سلام میکنم بر شما بردر شاید جان. خوشحال استم که واقعا امروز هم فرصت پیش آمده که ما و شما مبحث دیگر رو با هم در برنامه راز زندگی داشته باشیم و همطور خوشحال استم که میتوانم از این طریق وارد خانهها و یا دیگر وسائل ارتباطی عزیزان شدم در افغانستان خارج از افغانستان تا بتانیم وقتی داشته باشیم که در اون وقت آگاهی ما اندیشه ما یک مقدار بر اساس کتاب مقدس تغییر کنه.
دانیل جان شما میدونیم که بینندههای ما بسیار نظر خوب و عالی در مورد شما و صحبتهایتان دارن و شما اگر یک مدت نباشین باز بینندههای ما سوال میکنن یا دق میشن به ایسا. خوشحال استم که دوباره با ما استیم. تشکر از محبت شما و همینطور محبت عزیزان ما در هر جایی که استن واقعا دلیل بودن ما هم بودن اونها هست و خدای فیض رو بخشیده که ما با هم در کریسای خداوهان قرار بگیریم و در رابطه با کار خدا حکمت از او و محبت از او صحبت بکنیم. آمین که واقعا باید برکت همه ما باشه.
شما به من محبت دارید برادر شایب جان. خب دوستای عزیز امروز ۱۱ سپتمبر یا ۲۵ مین سالگرد حملات ترورستی بر امریکا است. ما همه میدانیم که ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ برچههای دو قلوع شهر نویارک و همچنان چند جای دیگر در امریکا مورد حمله ترورستی مسلمانهای افراتی تحت رهبری اسامه بن لادن انجام شد. همه از این ترورستها اربای عربستان سعودی بودند.
در این حملات دو ازار و نو سد و هفتاد و هفت امریکایی کشته شدند و ازارها نفر هم زخمی شدند. اتا بعد از این حملات هم بخاطر زخمیها جان خود را از دست دادند و کسایی که در حریق نشانی و یا کار میکردند هم جان خود را از دست دادند. بعد از این حملهها در اکتوبر امو سال امریکا و ناتو به افغانستان حمله کردند. اوکومت طالبان را شکست دادند و اوکومت نوی در افغانستان در سال دو ازار و یک به وجود آمد. و بعد از اون هم در سال دو ازار و یازده امریکاییها اسام بن لادن را در پاکستان کشتند.
امریکا و ناتو بر ۲۰ سال در افغانستان حضور داشتند و بلاخره در سال دو ازار و بیست و یک از افغانستان خارج شدند. و قدرت دوباره با امو کسایی که قدرت از بیش گرفته بودند با امو دوباره قدرت را سپردند. خوب سوال در اینجا است که آیا جهان و افغانستان بعد از ۲۵ سال جای بهتر برای زندگی است؟ و آیا سلح در جهان وجود داره؟ ما همه میدانیم وقت اخبار را میبینیم هر روز میدانیم که جواب از این سوال نه است.
سلح امروز در جهان وجود نه داره. پنج سال است که جنگ بین روسیا و اوکراین داره و ستها هزار نفر در این جنگ کشته شده و میلیونها نفر از خانه هایشان بیجا شدند. شش ماه است که جنگ بین امریکا، اسرائیل و ایران در جریان است و اقتصاد دنیا همش به هم خورده. همه چیزها گران شده و حتی مردم افغانستان هم که اتیاد چکالهها از ایران میامد به افغانستان او قطع شده و مردم افغانستان هم امروز غریب استند و بسیار رنج میبرند.
افغانستان قدرت تالبا در سال ۲۰۲۱ به دست گرفت و دروازههای مکتب و دانشگاهها را برای دخترها و خانمها بستند و مردم افغانستان امروز از حد اقل آزادیها برخوردار نیستند. یک گفت را باید واضح بگوین که پیروان ایسای مسیح یا ما پیروان ایسای مسیح برزده هرگونه حمله ترورستی و کشتشدن انسانها توسط افراد، گروهها و دولتها است.
حملات ترورستی در طول تاریخ توسط افراد مستقل، توسط گروههای افرادی، مذاهب مختلف و دولتها نیز انجام شده که برزده خاست خدا و پیام انجیل است. ببینید همه حملات ترورستی یا کشتن افراد برزده خاست خدا و پیام انجیل است. من میخواهم چند آیت را از کتاب مقدس بخوانم از حسقیال فصل ۱۸ آیههای سی تا سی و دو. من میخواهم این آیتها را برتون بخوانم.
خداونده مطال میفرماید من از مرگ هیچ کسی خوشحال نمیشوم پس توبه کنید و زنده بمانید. خداوند کلامش برکت بتا دانیال جان بفرمایید. واقعاً وقتی شما از واقعی ۱۱ سبتانبر صحبت کردید من او صبح یاد میاد که وقتی از خواه خستم و او اتفاق را در رسانههای خبری دنبال میکردم و مایی که در یک فاصله بسیار دور بودیم وقتی این واقعه و این حادثه را میدیدیم خیلی وحشت زده بودیم و واقعاً در اون تاریخ در اون لحظه خانوادههای اوی کسانی که در اون برشها بودن و یا خود کل ملت امریکا چه نگاهی به این واقعه و حادثه داشتن و چقدر نگران بودن و بعد از او اشاره کردید که خب برصورت سیاستها قدرتها پادشهها هر کدامشان تصامیمی میگیرند و بر اساس او موضوعات سیاسی و شیوه رفتاری سیاسی خودشان تصمیم میگیرند و عملکرت هایی را میسنجند و تلاش میکنند در صدد جبران برایند و کارهایی را انجام بتند و دیدیم که بلا فاصله دولت امریکا تلاش کرد که در صدد جبران برایند و حمله کنه به افغانستان و به خصوص به الغایده و طالبان و یادم هست در اون تاریخ من ببخشید برادر شایب که من از آیت خارج شدم ولی میخوایم دوباره برگردم به همه آیت یادم هست در اون تاریخ ما وقتی که در ایک کشور دیگر محاجر بودیم و فضای مجازی و سوشال میدیا پر شده بود از شادی مردمی که در افغانستان خوشحالی میکردن از خاطر ازی که امریکا آمده و اونها را از دست طالبان و مجاهدین و یا الغایده نجات داده و اونها چقدر شاد بودند سلمانیا پر شده بود از تراش کردن ریشهای مردانه و کالاهای زنانه رنگ رنگ در بازارها سودا میشود یک شادی بود یک بیروباری بود یک رفت آمدی بود مردم از سل و رفتن طالبان خیلی خوشحال بودند و امریکا را آمل صلح میدانستند و آمل به صلاح خوشبختیشان صلح و یا امیدی برای آینده ولی همونطور که شما انشاره کردید بعد از سالها دیدیم که ای امید تبدیل به ناامیدی دوباره شد و یا ایش دولت یا سیاست یا قدرتی که آمل صلح بود به منافع خودش فکر کرد و ای صلح به یک جهتی رفت که دوباره مردم ما یک تجربه تلخی را به دست آوردند و امروز کلیگی ناامید هستند امروز کلیگی به دنبال صلح هستند و بعضی وقتا من میبینم که گروههای مختلف، نجاتهای مختلف در افغانستان اینها تلاش میکنند یک دیگه خود را حضب کنند و چرا؟ چون میخوایین صلح بیارن در این ماه گذشته در بداخشان ما شاهد اتفاقات خیلی بدی بودیم که طالبان و گروهی از مردم ما دوچار جنگ شدند و بسیاری کشتن شدند یعنی ما وقتی دنیا امروزی که بدون خدا فکر میکنه، بلا فاصله وقتی به سلف فکر میکنه به هزف کردن فکر میکنه.
یعنی ما باید یک کسی را هزف بکنم، از بین ببرم تا جامعه اخلاقی شوه، سلف بیاه و شرارت از بین بره. و این تاریخ یا این واقع نشان میده که این طرز تفکر درست نیست. و نیاز به یک طرز تفکری داریم که به ما کمک بکنه، که این موضوع ریشهی حل شوه، از درون حل شوه. و کسی که میخواهی آمل سلح باشه، باید سلح خدا در دلش قرار بگیره. و وقتی شما این آیات را خاندید در هزغیال بابه ۱۸، اشاره به همین موضوع میکنه. خداوند میگه توبه کنید، به سوی ما بازگردید. و قلب شفایافتهی داشته باشید در حضور ما تا بتانید آمل سلح باشید.
خداوند اعلان میکنه که ما خشنود نیستم اگر حتی مرد شریر کشته شوه. ولی دنیا امروز اشاره میکنه که برای سلح میتونی حض بکشی، از بین ببری. کسی مثل بین لادن و یا گروه القاعده فکر میکرد که باید یک عمل تروریستی انجام بده. یک گروه ای را حض بکنه، قدرت ای را تضعیف بکنه تا سلح بیاید. و دولت امریکا فکر میکرد که باید حمله کنه تا سلح بیاید. ولی کلام خدا در جای دیگر در همین کتاب هزغیال بابه ۳۳ آی ۱۱ اینگونه میگه. میگه به آنان بگو، خداوندگار یهود چنین میگوید. به حیات خودم قسم که من از مرگ مرد شریر خوش نیستم. بلکه از این که شریر از راه خود بازگردد و زنده بموند. و اشاره میکنه ای اسرائیل از راههای اشتباه خود برگردید به سمت خداوند. پس تنها آمل سل خود خداوند است.
شما اشاره کردید به او آیه در اشعیه شهزاده سلح و سلامتی. ما باید برگردیم به سمت خداوند. دولتها، قدرتها، سیاستها یکان برنامه هایی را تبعین میکنند بر اساس پالیسی خودشان. ولی مطمئنن پاسخونه خواهد بود و سل فقط از طرف خداوند است. من فکر میکنم شما میخوای چیز اضافه کنید برادر شهر؟
بله و از طرف دیگه هم ما در یوهنا، در انجیل یوهنا خود انجیل معنایش خبر خوش است. یعنی خبر سلح و سلامتی است. خبر ایسای مسیح است. و در انجیل یوهنا ایسای مسیح چی میگه؟ میگه چگونه ما میتونیم زنده بانیم؟ ایسای مسیح میگه من قیامت و حیات هستم. کسی که به من ایمان بیاورد حتی اگر بمیرد زنده خواهد شد. کسی که زنده باشد و به من ایمان بیاورد هرگز نخواهد مرد. آیا این را باور میکنی؟
بله سرورم من ایمان دارم که تو مسیح پسر خدا هستی که باید به جهان میآمد. نه در اینجا ایسای مسیح در این آیتها میگه اگر میخوایین زنده بمانید. وقتی ایسای مسیح میگه زنده ماندن به این معنا نیست که کلگی تا قیامت زنده بانید. از لحاظ جسمی یا فیزیکی. در اینجا زنده ماندن مقصد در ای است که اگر شما میخوایین که با خداوند یک رابطه داشته باشید. یک رابطه مستقیم یک رابطه سمیمی داشته باشید. و با دگه مردم در سلح آرامش زندگی کنین در او سورت میگه بما ایمان بیارید.
در او سورت زندگی مقنایش در چی هست؟ زندگی تنها معنای نفس کشیدن دوستهای عزیز نیست. نفس بله میکشیم ولی نفس کشیدن تنها معنای زندگی نیست. زندگی به معنای عزیز که ما در سلح آرامش زندگی کنیم. یعنی خود زندگی کنیم. با خداوند سلح آرامش داشته باشیم. با دگه مردم سلح آرامش داشته باشیم. و در امی دنیا زندگی داشته باشیم. متاسفانه امروز گروههای ترورستی یا دولتهای ترورستی یا دولتهای که شما گفتید دگره را میخواهید حصف کنند. اینا نمیگذارند که ما زندگی کنیم. و ایسای مسیح حاضر هست که میگه چی میگه؟ میگه من قیامت و حیات هستم. میگه من زندگی هستم. کسی که به من بیاورد ایمان بیاورد حتی اگر بیمیرد زنده خواهد مند. یعنی که دمی دنیا وقتی ما با ایسای مسیح ایمان میاریم از سلح و سلامتی از زندگی در پاتشای خدا برخوردار میشیم و اگر بمیریم هم ما با مسیح هستیم. این واقعا یک تغییر هست. یک به اسطلاح ما و شما این لغت انقلاب که میگن. یک انقلاب در طرز فکر همه ای انسانها در دنیا هست.
این طرز فکری که باید در مقابل چشم چشم در مقابل دندان دندان یا در حال انسان انسان یا قصاص مسلمانها هم به این یهودیها و مسلمانها هم به این عقیده دارند، او را کاملاً چی میکنه؟ از بین میبره و بجای از او سلح و سلامتی خود ایسای مسیح میته. خب دانیال جان سوال دیگه هم در ایه است که امی سلح و سلامتی را چطور ما افغانها بتانیم داشته باشیم؟ خب همونطور که در ابتدا شروع کردیم و خداوند طلب میکنه که بازگردید به طرف ما و ما انگار نیاز داریم که برگردیم به اون منبع اخلاقی زندگی خود.
خیلی از مردمان دنیا در کتاب آموس باب هشت یک آیتی هست. در اونجا اشاره میکنه، فکر میکنم آیت ۱۱ و ۱۲ هست در کتاب آموس باب هشت. آموس نبی نووتی میکنه از طرف خداوند. میگه خداوند میفرمایید زمانی میآید که مردمان در روی زمین تشنه و گرسنه نان نیستن. یعنی تشنه و گرسنه نان و او نیستن. بلکه تشنه و گرسنه کلام خدا هستن. یعنی زمانی میرسه که همین حالی ما اون زمان رو میبینیم. انسانها برای زندگی درست هست که به نان و او نیاز دارن. این نیاز اصلی شان هست.
ولی یکی از نیازهای اصلی که انسانها از او دور ماندن کلام خدا هست. کلام خدا هست که میتونه مثل یک آب زنده مارا آبیاری بکنه و مارا تغییر بده. مارا تبدیل کنه. در همون کتاب هزغیال باب ۳۶ از آیه ۲۵ تا آیه ۲۸ هزغیال نوی دوباره از زبان خداوند دارن نبووت میکنه. اگر نزده ما بیایید که آب پاکی بر شما خواهم پاشید و قلبی تازه به شما خواهم داد. میگوید قلبهای سنگی تان از درون سینه تان بیرون میکشم و قلب گوشتی در اون قرار میدهم. و اشاره به رابطه میکنه که اون رابطه با خودش سلح میآره.
اون رابطه رابطه ای از درون هست نه از بیرون. چیزهایی که ما در دنیا امروز مشاهده میکنیم مردمانی را میبینیم که تلاش میکنن یک سلح بیرونی را به وجود بیارن. ولی خدا میخواهد اول درون ما را شفاه بده. چون تا زمان که درون ما شفاه پیدا نکنه چطور میتانیم آمل سلح باشیم. در جای دیگر در معوضه بالای کو ایسای مسیح اشاره میکنه میگوید خوشابه هال سلجویان. اونها برکت یافته هستن سلجویان. خوشابه هال سلجویان زیر آنها زمین را به میراز خواهند برد.
شاید این را اگر بخوایم به صورت بیرونی ترجمه کنیم. کسی که آمل سلح هست دیگران به اونها اعتماد میکنند و زمین را به میراز خواهند برد. در زمین خداوند زندگی خواهند کرد و آمل برکت خواهند بود. ولی خب اگرم بخواییم بر اساس کتاب مکاشفه ای را تفسیر بکنیم. خوشابه هال سلجویان کسانی که با خدا سل کردند. با مردم خدا در سل هستند. با دیگران با جامعه در سل هستند. و در نهایت اونها مالک زمین میشند و با خداوند پادشاهی خواهند کرد. و با خداوند سلطنت خواهند کرد.
بله ما فکر میکنیم یک مشکلی که بین مردم افغانستان وجود دارد. اینا اکثرا میخواهند که تلاش کنندی که چطور بین خود سلحه کند. پیش از این که با خدا سلحه میکند. ولی کتاب مقدس برما تعلیمات کتاب مقدس بخصوص تعلیمات مسیح برما میگوید که ما اول باید با خدا سلحه کنیم. اگر ما با خدا سلحه نکنیم. اگر ما با ایسای مسیح ایمان نبیاریم منحیص شهزاده سلح و سلامتی از گناه خود شفا پیدا نکنیم. در او سر ما هیچ وقت نمی تانیم با هم نوی خود یا با دگه انسانها در سلح زندگی کنیم.
من فکر میکنم خود امی ترز برخورد یا ای که خود در برابر ازی که چگونه سلح بیاید اکثرا مردم افغانستان به ای فکر میکنند که ما میتانیم سلح داشته باشیم در صورت که یکی دیگر را بپذیریم در صورت که با یکی دیگر زرار نرسنیم. ولی در طول تاریخ ما دیدیم در چارده ست سال گذشته که امکان نداشته و امکان هم نداره. فقط یکان راهی که ما میتانیم با دگرها در سلح و آرامش زندگی کنیم اوی است که با خدا سلح داشته باشیم و از کدام طریق با خدا سلح میداشته باشیم؟ از طریق مسیح. چون مسیح گفت که به من ایمان بیاورید و صاحب زندگی. زندگی مخصوص از این سلح و آرامش است. و ما وقتی به ایسای مسیح ایمان میاریم صاحب این سلح و آرامش درونی یا قلبی میشیم که او باعث از این میشه که ما در بیرون در روابط خود با مردم با جامعه با دگرها در سلح و آرامش زندگی کنیم.
خوب دوستهای عزیز بیاین بریم یک صورت را باشیم. هم ببینیم دوباره برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم. همینطوری برمی گردیم.
زیرا فریاد کنان با دنبال ما میآید. ایسا در جواب گفت من فقط برای گوصفندهای گمشده ای خاندان اسرائیل فرستاده شده هم. اما آن زن نزدیک آمده پیش پای ایسا افتاد و فریاد زد. سرورم. بعض ترجمهها گفته خداوندم. سرورم. با من کمک کن. ایسا جواب داد. نان فرزندان را گرفتن و پیش سگها انداختن رواه نیست. اما آن زن جواب داد. درست است. ای سرورم. اما سگها نیز از پسمانده هایی که از دسترخوان صاحبشان میافتد میخورند.
ایسا در جواب او گفت. ای زن. ایمان تو قوی است. خواست تو براورده شد. و همان لحظه دختر آن زن شفای افتاد. خداوند کلامش را برکت بده. بفرمایید دانیال جان. آمین. واقعا خداوند کلام خودش را در زندگی ما برکت بده. این قسمت از کلام خدا یکی از قسمتهای چالش برنگیز است. که بسیاری از مواقع عزیزانی که ایماندار نیستن. و به این قسمت برخورد میکنن. همیشه سؤالات متفاوتی براشان شکل میگیره. چرا؟ چون ریشه ای از این داستان رو نمی تانن درک بکنن. و یا طرز برخورد مسیح رو. و زن کنانی. یا زنی که از سور و سیدون بوده.
از جایی اگر شروع بکنیم که به ما کمک بکنه. یه استش که همین حالا. شاید در همین فضای استودیو که ما قرار گرفتم. کسانی که دستندر کار استند. در اتاق صدا. در پشت کمره استاد شدن. و یا خود من. شما بردرشای و دیگر. عزیزانی که هالی برنامه ما رو نگاه میکنند. کسی ما بین ما نیست. که همین حالی بگوید که من هیچ مشکلی ندارم. یا من هیچ نیازی ندارم. تمام نیازهای ما برطرف شده. یا تمام مشکلات ما برطرف شده. پس همین حال اگر بخوای به نیاز یک دیگه خود گوش کنیم. و یا به نیاز خود فکر کنیم. من میدانم که مشکلات خیلی بسیاری است. که هر کداه ما داریم با اونها دست و بنجه نرم میکنیم.
پس این نیازها را اگر در نظر بگیریم. که بعضی هایشان اولویت اصلی زندگی ما هستن. و بعضی هایشان خواستههای ما هستن. و تلاش میکنیم اولویتها را برطرف بکنیم. و کسی را نداریم. کسی نیست که کنار ما قرار بگیره. و اون نیاز اصلی ما را کمک بکنه. و برطرف بسازه. خب شاید ما بارهای زیادی داریم. ولی یک بار اصلی هستش که شاید شانههای ما را خم کرده. یا زانوان ما را سست کرده. وقتی به این داستان اشارم میکنیم. اتفاقا به یک همچین زنی برخورد میکنیم. که رقم ماوری او هم نیاز داره. و نیازش خیلی شدید هست. خیلی از ماها هستیم نیاز در رابطه با کار داریم. نیاز در رابطه با زندگی و اقتصاد داریم. نیازی که در جامعه احساس میکنیم. در رابطه با زنان و دختران همیشه صحبت میشه. نیاز به سلامتی داریم. و مشکلاتی از این قبل نیاز زن و شوهر. نیازهای اصلی زندگی ما. و فریاد ما بر آمده. و امید از زندگی ما دور شده.
دانگاه جان در این نقطه میخواستم. واقعا به تایید گفتههای شما. شما پدر هستین و من هم پدر هستم. همچنان خانم ما یکی مادر هست. ما همه در زندگی خود تجربه کردیم. که وقتی در خواستها و نیازها میشه. اولین اولویت خواستها و نیازهای ما. سلامتی و زندگی خوش اولادهای ما است. و فرزندان ما است. یعنی همیشه همیشه بر از اونا دعا میکنیم. چی صبح چی چاش چی شهر. و اگر اونا یک اندازه بسیار کمیم. به مشکل ما واجه میشن. یا اگر مریض میشن. او به حساب تمرکز ما سر از امو میباشد. یعنی تمام فکر و روح ما هر طرف که بریم. هر کار کنیم هر خدمت کنیم. ولی باستم فکر ما به طرف امی است. که خوب امی اولاد ما مریض هستی چطور میشه که خوب شو. یعنی محصد ما در اینجا است. که شما عزیز زن هم گفتید. وقتی اولادهای ما با مشکلات ما واجه میشن. یا مریض میشن. امو مشکل یا مریض مرکز توجه ما قرار میگره. یا بر تمام خواستههای دیگر.
مثلا اگر کسی بگو یک خوب امروز میخوایی. که چاشت نان بخوری. یا اولادت خوب شوه. همی ما شاید بگوییم که نان چاشت نمیخوایی بخور. اما میخواییم اولادم خوب شوه. یعنی خوبی و سلامتی اولاد ما همیشه علویت داره بر ما. دقیقا برادر شاید. وقتی که ما در رابطه با این موضوع صحبت میکنیم. یعنی ما بین نیازهای خود همیشه احساس میکنیم. به یک کمک نیاز داریم. کسی که باشه هم مارا کمک بکنه. تمام بارهای ما رو برداره یا تمام کوهای سخت زندگی ما رو برداره، نه او مرتفع ترین، او بالا ترین، او سنگین ترین رو برداره و اینجا متوجه میشیم که واقعا همه ما به خدا نیاز داریم که او وارد شوه و او مرتفع ترین کوهی که پیش روی زندگی ما قرار داده شده رو برداره نه کلیگی شه، اوی که ما نمی تانیم جای وجا کنیم اوی که ما نمی تانیم به صلاح برطرف کنیم و ناومید شدیم و اونجایی که نیاز به اومید اصلی داریم و داستان از امی زن یک همچین واقعی رو تعریف میکنه که زنی کنآنی هست، به نوع یهودی نیست از وادی سور سیدون هست و جزب اقوام یهودی نیست شاید خیلی نزید به او مردی باشه که از جدریان بود دو ماهی یا سه ماهی پیش ماهی تعلیم رو دادیم که مردی که در یک قبرستان بود و در منطقهی به نام جدریان بود و شفایاب شده بود و یهودی نبود و شفایاب شده بود او هم از زندگی ناومید بود و در قبرستان زندگی میکرد و ایسا او را شفا داد شاید ای زن کنآنی که از سور سیدون بود و یهودی نبود ای هم شنیده بود که ایسایی هست، خدایی هست که شفا میده حتی غیر یهودیها را در صورت که خودش یهودی هست و از ای جهت ای زن که از سور سیدون و یا از کنآن هست به سمت مسیح میاید و فریاد میزند، صدای خود را میکشد و فریاد زدن از ای زن خیلی سالبرنگی زد چرا؟ چون شاگردان مسیح حتی تحجب میکنند میگن که ای از پشت ما میاید، کنآنی هم هست، از ما چی میخوایی تو؟ و تو از یک یهودیی که کنآنیان را قبول نداره و اقوام بیگانه را قبول نداره، حتی اونها را سگ میخوانه و یا اونها را کافر میخوانه تو از یک یهودیی که یک همچین نگاهی به تو داره چه درخواسی داری؟ حتی شاگردان مسیح این موضوع را قبول نمیکنند در همه ابتدا و میخواین صدای از او زندگر بلند نشد ولی ای زن همچنان ادامه میده، چرا؟ چون واقعاً نیاز داره همیانه در بین مردم ما در افغانستان خب بسیار از عزیزان ما هستن که در شرایط خیلی سختی هستن از دین خودشان شاید زده شدن از اون مردم، از اون شرایط، از اون حکومت و ترسهایی دارن، همطور که ای زن داشت ای زن هم یک دینی داشت، یک آینی داشت در کنآن زندگی میکرد، خدای را پرستش میکرد یک دین مردهی داشت که پاسخ نمیداد به مشکلاتش او کوهای زندگیش رو برطرف نمیکرد رو بارهای سنگینش رو جای وجای نمیکرد و از امینش رو میبنده به ایسای مسیح و یک حرکتی میکنه که در آخر ایسا پاسخ او را میده و از ایمان ای زن شگف زده میشه ولی خب اگر میخواییم باز دوباره برگردیم به همین داستان او زن فریاد زد و فریادی که این دفعه زد متفاوت از دفعات قبلی بود شاید هر دفعه که دخترش دوچار حمله میشد چون دیو او را تسخیر کرده بود شاید بارها حمله میزد بارها در حملات دیو بر دخترش فریاد میزد ولی این فریاد این دفعهش متفاوت بود فریادی بود که به سوی خداوند بود خداوند که حتی شاید او را پرستش نمیکرد و او را نمیشناخت بر اساس داستانها او را شناخته بود ای خیلی میتونه به ما کمک کنه امروز در سرزمین افغانستان در بین کسایی که همیالی میشنوند کسانی که دوچار مشکل شدند و او دین مرده دیگه پاسخکون نیست باید فریاد بزنند و نیاز خود را ببرند به سمت خداوند منظور از این نیاز شاید خوراک روزانه هم باشه شاید موضوعات مادی هم باشه ولی در اصل اون نیاز هایی هستش که هیچ کس نمیتونه برطرف بکنه جز خود خداوند اون نیاز اصلی شما امروز چیست که باید ببرد به حضور خداوند نه هر جای دیگر بارها جاهای دیگر فریاد زدید ولی دریافت نکردید ولی مثل این زن فریاد خود را نیاز خود را درخواست خود را به حضور خداوند ببرد و از او طلب کنید
خب ایسای مسی در داستانهای مختلف در انجیل چشمان نابینا را بینا کرده بود کسی که کر بود نمیتونست بشنوان شنوا شده بود کسی که فلش بود برا افتاده بود و کسانی که ترد شده بودند و در قبرستان مثل همون داستان موجزه موجزه ای که او شخص آزاد شد همه ای کارها را کرده بود و بسیاری از ماها در افغانستان بارها و بارهای داستانهای شفا و موجزات مسیح را شنیدیم بعضی مواقع میبینیم بازم گوش خدا کرسر میدیم و نیاز خدا به سمت مسیح نمی بریم. شاید این یک تشویق باشه امروز برای هر کسی که ایماندار نیست و این برنامه را میبینه. نیاز خدا به حضور خداوند مایسای مسیح ببرید. او نه تنها یهودیان رو شفا میده بلکه تمام اقوام رو شفا میده.
این قسمت از کتاب مقدس خیلی قابل اعتقاست برای از این که ما به حضور خداوند بریم و فریاد بزنیم و از او درخواست کنیم. بردارش شاید شما چیزی میخواهید بگید؟ واقعا این دو لغت را که استفاده میکنه در آغاز میگه سرور من یا به ترجمهها میگه خداوند من ای پسر داود بمن رحم کن.
اینجا شما یاد کردین از مظاهب مرده اینجا ای زن با یک فرد زنده با ایسای مسیح رو برو است و پیش یک کسی که زنده است ای درخواست خود رو میره. نه ای که بگوید که ما ای طور یک مادر هستم یا امو بای ساب امتیازات خود رو بگوید بلکه میگن نه بر ما رحم کن. و باز هم در آیت بعدی در آیت ۲۵ ما میخوانیم میگه سرورم بمن کمک کن و ما هم در زندگی خود به این شرایط گرفتار هستیم بعض اوقات.
از این چی درست میگریم؟ سرف نظر از این که ما در کجا هستیم، چی دین داریم، چی شغل داریم یا چی گزشته داریم ولی ما باید با ایسای مسیح امتیازات خود رو بگوید که ما خود ما حل کرده نمیتونیم. آجز استیم از حل کردنش، آجز استیم ازی که او را بتانیم تغییر بتیم شرایط هستیم، او را پیش از او بیریم و به او بگوییم که رحم کن، به ما کمک کن.
سرف نظر این زن یهودی نبود، این زن غیر یهودی بود ولی با این ایسای مسیح که گرچه ایسای مسیح خودش یهودی بود اما میدان است که او شفا دهنده است، او قدرت خدایی دارد و به این گفت که رحم کن و کمک کن. آهان، تشکر، وقتی که دوباره به این داستان برمیگردیم میبینیم که این زن خب در قدم اول یهودی نبود، کنانی بود و وقتی به حضور ایسا میاید و فریاد میزنه و نیاز خودم میگه، اولین جا شاگردان او را پس میزنند.
شاگردان میگن این سایی زن را مرخص کن، چرا؟ چون از مردمان غیر یهودی است، این سایی زن را مرخص کن، دیگر از پشت ما نیاید. و بعد از او، وقتی ایسا با او شروع به صحبت میکنه، یک جمله ای را به کار میبره که خیلی خوش آین نیست، میگه که نان فرزندان را گرفته پیش سگان نمیاندازن و او اشاره میکنه که حتی خورده نانی که به صلاح از او نان فرزندان میفته، او خورده نان به ما برسته، من شفا پیدا میکنم یا دختر من شفا پیدا میکنم.
پس ایز زن یک نان کامل نمیخواسته، یک قرص کامل نمیخواسته، یک قسمتی را میخواسته، و ایمان داشته با همه ایک قسمت شفا را دریافت میکنه برای دختر خودش. ولی چیزی که میتونه خیلی شگفتنگیز باشه، نمیتونم فرصت ما خیلی کم است، ای استش که ایز زن بر ازی که ای قدم برداره، باید بر خیلی از موانع زندگی خودش قلبه میکرد. موانع خیلی زیادی سر رایش بود، همونطور که سر رای مردمان ما هست، او باید بر نجاد خودش قلبه میکرد.
نجاد از او کنانی بود، کسانی که لن شده بودن به نوعی، نفرین شده بودن، و یا کافر خانده میشودن. پس او باید بر نجاد خود قلبه میکرد و میامد بر یک یهودی درخواست خود و نیاز خود را اراعه میداد. پس این یکی از موانعی بود که او باید بر او قلبه میکرد. در سرزمین ما موانع خیلی زیادی از که مربوط به نجاد و قومیت و فرهنگ و زبان میشه. و اینها نمیمانند که ما از جای خود حرکت کنیم و جلو بیاییم و درخواست کنیم. و چیز دیگری که هست او باید بر دین خود قلبه میکرد.
او بر خود یک دین داشت، خدایی داشت، به هر صورت یک خدایی را پرستش میکرد به نوع بوت، بوتهای زیادی را کن آنیان پرستش میکردن. پس او باید بر دین خودم قلبه میکرد و دین مردهی که نمیتونست پاسخ درستی برای زندگی از او داشته باشه او را کنار میگذاشت و حرکت میکرد به سمت مسیح. پس این هم یک مانع خیلی سنگین دیگری است. مانه کلانی بود که این زن باید از اون مانه عبور میکرد و اون دین رو پس میزد. میگفت این دین با واقعیت، با حقیقت با این دین روبرو میشد.
میگفتش که این دینی که مور سالها از نظر اجدادی و فرهنگی و قومی و سرزمینی وابسته از اون بودون یک دین مردم است. پس این زن بر اون دین مردم قلبه کرد و آمد تا بتانه از مسیح پرسان کنه که دختر مرا شفا بده. و اون باید بر نجاد پرستی هم قلبه میکرد. خیلی وقتها یک نجاد، ما بر اساس نجاد قومیت زندگی میکنیم. میگیم ما کنانی هستیم، اون یهودی است. یا ما اجم هستیم، اون عرب هست. ما ازاره هستیم، اون پشتون هست.
ما تاجیک هستیم، اون ازبک هست. و اون حتی باید از نظر نجادی هم اون تعلقات فرهنگی و نجادی خود رو کنار میگذاشت. و میآمد و از مسیح پرسان میکرد. اینجا باز هم ما میبینیم که خیلی چیزها هستن که باعث جدایی شدن. و ما نه تنها به خدا نزدیک نمی شیم، بلکه به دیگر اقوام اجازه نمی دیم نزدیک شویم. و این زن قلبه میکنه تا به خدا نزدیک شوه و از اون نیاز خود رو دریافت کنه.
برادر شاید شما بفرمایید. و یک مانعه دیگر هم مانعه جنسیتی بود. که خانمها در او زمان خانمها با مردها مساوی نبودن در فرهنگ یهود. با مردها مساوی نبودن خانمها منحیث یک کلاس دوم یا طبقه پایین تر شمرده میشدن. اینجا همه جایی گب بزنن یا سوبت کنن یا بیاین. و اینجا مانعه بزرگی بود که امروز هم یک تا خانمهای افغانستان با این مانعه امروز در افغانستان مانعه جنسیتی که اونا منحیث جنس دوم شمرده میشند در افغانستان.
در حاله که ما همه میدانیم که خداوند هر دو جنس مرد و زن را شبیه خود و مساوی خلق کرده. یعنی زنها همه سپاس گذار هستیم و شکر گذار هستیم که امروز خانمهای افغان هم از این مانعه و برعلاوی مانعههای دیگهی که شما گفتین از این مانعه جنسیتی هم اینا فراتر میرند و آواز خود را صدای خود را نه تنها با مردم افغانستان بلکه با مردم دنیا میرسانند که اونا هم ضرورت با ای دارند که ما با اونا توجه کنیم و اونا هم ضرورت با ای دارند که امی شفای مسیح را اونا به دست بیارند.
واقعا کاری عزیز انواد در اینجا وقتی شما میخوانید در مورد سکها اینجا در کلام خدا آمده این وقتی از سکها یاد میشه یا ایسای مسیح میگه این معنی از این نداره که شخصیت انسان را پایین آوردن با مانع پایین آوردن شخصیت انسانی نیست بلکه اینجا مسیح بزبان خود یهودها صحبت میکنند و یهودی همه اقوام غیر یهود را منحیث هیوان یا سک و حتی پایین تر از او و خوک میدانستند در اینجا یعنی ایسای مسیح دو کار میکنند نه تنها دختر ای زن را شفا میده بلکه همچنان درس بزرگ را به یهودیها میده به چی؟ که تمام یهود و غیر یهود حق مساوی دارند هر دویش شبیه خدا خلق شدند این بسیار نقطه مهم است
خب دوستای عزیز بیاین باریم یک سرود را بشنویم دوباره برمی گردیم از خدا بنگرد از این از این از خدا شکوه شانه پوشیده در جلا جهان شادی کنا جهان شادی کنا سرابا در نورا تاریکی پنها ناست، لرزد از آبایاش عظیم از خدا، سروری عظیم از خدا برگرد از این عظیم از خدا عظیم از خدا، سروری عظیم از خدا نسلیس اغراصر، پدر و پسر خوزبهر خدا و شیر یهودا عظیم از خدا، سروری عظیم از خدا برگرد از این عظیم از خدا برگرد از این عظیم از خدا برگرد از این عظیم از خدا
آیا میخواهید برنامههای قبری راز زندگی را تماشا کنید؟ پس لطفا با آدرس راززندگی.کم مراجعه نموده از میان انوامین و متنوعی برنامه موضوع مورد درخوای تن را انتخاب نموده تماشا نماید
موسیقی بینیندههای عزیز ما در بخش اخیر برنامه زنده راز زندگی قرار داریم و ما با دانیال جان امروز در مورد معجزات مسیح صحبت میکنیم به خصوص یک معجزه ایش که در متا فصل پانزده درد شده و شفای دختر یک زن کنعانی است بفرماید به صحبتهای تن دوام بتین دانیال
بله تشکر برادر شایف جان پس ما با یک زن روبرو هستیم که ناومید شده و یک نیاز بسیار کلان در زندگی خود داره و تلاش میکنه برای برطرف کردن از این نیاز بر موانعی که موجود است در زندگیش، در فرهنگش، در قومیتش حتی در فکرش قلعه کنه و برای سمت خدای بنی اسرائیل برای سمت کسی که یهودی است و حتی به خاطر از این که یهودیها دیگر اقوام رو نجست میخوندن و نجاست اونها رو تشبیح میکردن به نجاست یک سک یا نجاست یک خوک که وقتی به اونها دست بزنن نجاست میشن پس ما یک همچین آین رو در اسلام هم حتی مشاهده میکنیم که کسی که بی نماز است یا کافر است یا مسلمان نیست اگر دست بزنن به دسترخان نجاست میشه یا اگر دست بدی قدر از او باید بری دست خود رو بشوری و یا هر چیز دیگر پس این یک استعارهی بود که به نپاک بودن مردمان غیر یهودی اشاره میکرد و اونها رو سک خطاب میکردن
پس ایسا تلاش میکنه که حتی این زن رو اینگونه ترد بکنه ولی قدم زن خیلی قدمهای امیختر است چرا؟ چون واقعا او میدانسته که تنها امیدی که مانده ایسای مسیح است و امید دیگری نمانده برای از او و تنها او است که میتونه مشکل از او رو برطرف کنه و یا ایسای مسیح خداوند ما پس او به حضور ایسا میره و حتی بر این ترد شدن آخر که ایسا بر از او میگه که نیکو نیست که نان فرزندان رو گرفته و به قریبهها داد و بر این ترد شدن هم قلبه میکنه و به سمت مسیح میره تا نیاز خود رو برطرف کنه
خب این سؤال شکل میگیره امروز شمایی که این برنامه رو میبینید و یا خود ما چه اندازه نسبت به ایسای مسیح شناخت داریم چه اندازه نیازهای اصلی زندگی خودا او کوهای مرتفع او موانع کلان زندگی خودا به حضور خدایی میبریم که عمل کننده است و عمل کرده و تانسته با خود شفا و نجات بیاره
خب این یک سؤال برای ماست که تشفیخ کننده است امروز اگر کسی ما بین ماست که به مسیح ایمان نداره هایا نیاز در زندگی تو هست که ایرا به حضور خدا ببری؟ و من تو را تشفیق میکنم که از خدا پرسان کنی از ایسای مسیح پرسان کنی و نیاز خودتو به حضور او ببری و سؤال دیگر که باز شکل میگیره و این زن او را انجام داد امروز چه موانعی در زندگی شما هست که باعث میشه نتانید به حضور خداوند برید؟ از چی ترس میخورید؟ او ترسها را کنار بانید همونطور که این زن او ترسها را کنار ماند او موانع را کنار ماند و به حضور مسیح رفت و نیاز اصلی خود از او پرسان کرد و مسیح را پادشاه یهود پسر داوود خطاب کرد
پس ما هم نیاز داریم که با یک همچین نگاهی به حضور ایسای مسیح بریم تا از او دریافت کنیم کلام خداوند میگه که به تلبید، در بکوید، به جویید و به تلبید پیدا خواهید کرد. چرا؟ چون خداوند نیاز شما را برطرف میکنه کلام خداوند میگه که دیگر نیاز نیست به خاطر تمام بارهای زندگی ایتان خودتان در زیر فشار قرار بگیرید ایسای مسیح در متابا ویازه آیه ۲۸ میگه که بیایید نزد من ای تمامی گیران باران و زحمت کشان من به شما آرامش میدم آرامشی که من براتون میدم از او جنسی نیست که دنیا براتون میده چرا؟ چون این آرامش را خود خداوند میبخشه
پس این سؤالها در زندگی ما شکل میگیره سؤالات خیلی زیادی که واقعا زندگی برای شما چقدر اهمیت داره و واقعا چه مشکلاتی در زندگی شما هست امروز که او را باید به حضور خداوند ببرید بعضیها هستند که در کلیسایی کار را میکنند بسیار از عزیزانی هستش که در کلیسایی کار را میکنند و نیازهای خدا به کلیسا میبرند و در اونجا دوچار مشکل میشند یک عزیزی در هفتههای گذاشته دوچار یک همچین مشکلی شده بود وقتی که در زندگی عزیز زن مطالعه میکنیم یک استقامت و استادگی را در برابر خدا میبینیم و تسلیم نمیشه استقامت میکنند یکی از خدا مطالعه میکنند درخواست میکنند دریافت نمیکنند مایوس میشند فاصله میگیرند دور میشند ولی زن که انانی دور نشد
بعضی مواقع ما یک همچین مشکلاتی در کلیسا هم داریم ایماندارانی که استقامت نمیکنند نیاز خدا به حضور خدا میبرند و همین که جواب نگرفتند فاصله میگیرند دور میشند و نیازها را اشتباه میکنند با خواستهای خودشان
بله خب از این درست اگر این را کمی به شرایط وزیعت مردم افغانستان ارتباط بدیم ما همه میدانیم که خانمها و دوشیسهها و دخترهای افغان هم امروز با موانع مختلف مواجه هستن و مهمتر از همه یه که در پنج سال اخیر امی خانمها بخصوص خانمهایی که از تباره هزاره هستن و بیشتر از همه گرچی که موانعی بیشتر بوده ولی اینا امو حق خود را امو مطالبه خود را خواست خود را در جامعه نمائش دادن و نمائش میدن که ای جای افتخار است و ما همیشه تشویق میکنیم همه خانمها را خانمهای تباره هزاره تباره فارسیوان یا تاجک ازبک پشتونها را هم که در امین جا از ای موانعی که امروز در برابر از یا توسط دین، توسط جامعه، توسط فرهنگ، توسط حکومت طالبه گزشتر شده از ای موانع اینا عبور کنن جرعت داشته باشن و در این جا ما میبینیم که ایسای مسی در آیه آخر چی میگن؟
ایسا در جواب او گفت ای زن ایمان تو قوی است وکن قانومها، زنها، اونا وقتی به مسیح ایمان میارن، اکثراً ما دیده ما ترجمه میکنیم که اونا ایمان قوی دارن، خواست تو براورده شد و همان لحظه دختر آن زن شفای افت. یعنی در اینجا ایسای مسیح چی میگه؟ از یک طرف زن خواستش براورده میشه بر اساس ایمان قویی که داره و دختر شفای پیدا میکنه و از طرف دیگه هم ایسای مسیح یک درس بزرگ را به مردها هم میته. به مردها هم میته در اینجا و او چی است که شفا تنها از طریق ایمان، تنها از طریق مسیح و قدرت از او امکان پذیر است و ای جای خوشی است بر ما کسایی که مردها هم بر جوانا، بر پسرها در افغانستان که نه تنها ایسای مسیح زنها را یا دختر از زن را شفا داد بلکه ایسای مسیح امروز میخوایه که ما را هم تغییر بده و شفا بده.
اگر بخواییم یک جمبندی بکنیم از این قسمت، در قسمت اول میبینیم که مواجهه میشیم با درخواست از این زن، زنی که نیاز داره و امید خود از دست داده و میتونه یک مرد هم باشه. پس قسمت اول ما درخواست را در خود احساس میکنیم، نیاز را در خود احساس میکنیم و سرگردانی و سردرگومی و ناامیدی را احساس میکنیم و فریاد میزنیم و این فریاد را باید به کجا بزنیم؟ خیلی مواقع گم شدیم و نمیدانیم که باید این فریاد را به حضور کی ببریم و از کی مطالبه بکنیم؟
قسمت اول درخواست از این زن بود و قسمت دوبون پایداری از این زن بود که این زن برموانه غلبه کرد حتی برصحبت شاگردان که این سایه زن را مرخص کن و حتی برصحبت مسیح که نان فرزندان را گرفته به دیگران یا به قریبهها نمیدیم و او پایداری کرد و این به ما یاد میده ما هم در ایمانی که به خدا داریم پایداری کنیم استاد شویم خداوند ما را عبور میده همونطور که خدا کمک کرد ایمان عزیز زن تقویت شد و روشت بکنه و به جای برسه که مرحله ثلاثم که برادر شای بشاره کرد خداوند پاداش میبخشه و خداوند پاداشی به این زن داد که براساس نیازش بود دختر شفا پیدا کرد و چنان این زن را تشبیخ کرد که هیچ کس را این گناه تشبیخ نکرده بود او شگف زده شد از ایمان عزیز زن و شاگردان ایسای مسی درس جدید یاد گرفتن که خداوند چطور با دیگران رفتار میکنه و اونها چطور باید با دیگران رفتار کنن و چطور باید آمل محبت و برکت باشن و همه اینها وقتی در کنار هم قرار میگره ما میتونیم این نتیجه را بگیریم که واقعا امیدی هست امروز اگر هر کدام از شما در شرایط سخت هستید در وضعیتی هستید که فکر میکنید تنها ماندید امیدی هست و امروز میتونید امید خدا بر خداوند استوار کنید
خب دوستهای عزیز شما را به دستهای مبارک و امید بخش ایسای مسی میسپاریم که او صلح سرور و شهزاده صلح و سلامتی هست بنام ایسای مسی آمید
موسیقی
موسیقی
موسیقی
موسیقی
۳۰ اوت ۲۰۲۶
۱۶ اوت ۲۰۲۶
۷ اوت ۲۰۲۶
۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶
۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶
۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
۳۱ مه ۲۰۲۶
۱۷ مه ۲۰۲۶