۲۸ دقیقه
۶ مه ۲۰۲۵
در مقابل امراض فصلی مثل زکام و ریزش، باید که بسیار احتیاط به خرج بدهیم. بسیاری از افراد هوای سرد را عامل بیماریهای فصول سرد میدانند. در حالی که هوا مستقیما مسئول ایجاد بیماری نیست. در واقع ویروسهای بیماری زا، در دماهای پایین به راحتی تکثیر پیدا میکنند. علاوه بر این، قرار گرفتن در معرض هوای سرد و خشک ممکن است بر سیستم ایمنی بدن تاثیر منفی بگذارد. سرماخوردگی یا ریزش، یک عفونت ویروسی است که با آبریزش بینی، گرفتگی بینی، گلودرد، سرفه یا سردرد مشخص میشود. همچنین ممکن است کودکان در اوایل بیماری تب نیز داشته باشند. معمولا درجهی تب در کودکان پایین است. جالب است بدانید که سالانه کودکان اغلب ۱۰ بار یا بیشتر سرما خوردگی یا زیزش مبتلا میشوند.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی پرنامه راژی و کرانه شنوندگان عزیز شما آواز ما را از راڈیو صدای زندگی میشنوین که هر صبح روی موجه کوتاه 41 میتر پین پخش میگردد شنوندگان گیرامی و اطفال بیسیار نازنین خیلی زیاد خوشحال هستم که از طریق برنامه بازی و ترانه با شما عزیزان در ارتباط هستم دوستان عزیز شما برنامه بازی و ترانه را از طریق راڈیو صدای زندگی میشنوین و شما را خیلی خوشامدید میگم در برنامه خودتان که برنامه بازی و ترانه میباشه و تشکری میکنم از شما اطفال نازنین که از طریق این برنامه ما مهمان خانه های شما هستیم طبق معمول من خودم عرفی میکنم من سارا هستم و من ابراهیم هستم و شما را به قسمت اولی این برنامه زیبا خوشامدید میکنم سلام پدر جان مانده نباشی والیکم سلام جان پدر جور باشی چطور هستی؟ خوب هستم پدر جان مادرت کجاست جانه پدر؟ دهشبست خانه هست پدر جان سلام ابراهیم جان مانده نباشی والیکم سلام خانم جان زنده باشی امروز دیر آمده آه ازیزم بخاطره که موترم خراب شده بود درها خوب بگی پیاله تا که امروز زیاد مانده شده تشکر ازیزم خوب مریم جان تو بیایی جا امروز کدکستان رفته بودی؟ بله پدر جان رفته بودم خوب جانه پدر چی خوندی چی یاد گرفتی قصه کن پدر جان امروز عدد از یک تا ده خوندم خوب بسیار خوب بخوند برای پدرت که ببینم چراقم یاد گرفتی یک دو سه چار پنج شش افت اش نو ده آفرین دختر خنده پدر جان یک دیوه ترانه بسیار خوبش یاد گرفته میخواییم برات بخونم؟ آفرین بخون جانه پدر بخون من یک کتاب دارم پر از گل و ستاره یک خانه اروزه هزار تا قصه داره کتاب مقمولی من قصه میگه برایم قصه مادر جان در شبهای زمستان در باقی قصه ما حیوان های مهربان پرنده ها در باقیش یک جا آواز میخوانه هر کس کتاب میخوانه ایرا باید بفهمم کتاب برای همه یک دست مهربانه آفرین دختر گل ما جانه پدر چقدر مقبول خونده آفرین تشکر پدر جان مگم دخترم به نفشه جان کجاست هیچ معلوم نمیشه؟ پدر جان به نفشه سردارد شده از مکتب که آمده تا حال خواهست آه چه شده به نفشه جان را؟ یه قدیر چرا گب نمیزنه مریم جان؟ پدر جان مادر جان برای به نفشه دعا کرد و کم شربت داد باست خواه شد خواه باش که برم پیش دخترم به نفشه جان به نفشه به نفشه جان چه شده تورا جانه پدر؟ سلام پدر جان والکوم سلام قنده پدر چه شده دخترمه؟ پدر جان سرم درد میکنه کم گلونمم درد میکنه چرا دخترم امروز چه خوردی؟ چیزی نخوردم پدر جان فقط از پیش مکتب ما آمو آسکریم که هر روز میخوریم ازو خوردم آه دخترم تو چرا ده ای آوای سرد آسکریم خوردی؟ پدر جان همیشه میخوردم ازو آسکریم خو دخترم ای قدر دیر هوا گرم بود اگه میخوردی پروا نمیکد مگم دیگه نخوری خوب؟ پدر جان آن آسکریم مریض میکنه؟ بله دخترم که مریض میکنه چون هوا سرد شده سارا جان دوا دادی برای به نفشه جان؟ بله ابراهیم جان دوا دادم پدر جان از روز کده حال خوبتر هستم خوبتر هستم خو خدا را شرک خوبتر هستی دخترم پدر جان معلم ما گفته بود که در کتاب مقدس در زبور شریف فسر چلشش آیه یک گفته خدا پناهگاه و قوت ماست و در وقت سختی ها مددگار قابل اعتماد من به خداون باور دارم که زود جور میشم آمین بله دخترم خداون خدای شفا دهنده هست و حتما شفا میتن خوهر جان از او آیسکریم دیگه نخو چشم خوهر جان دیگه نمیخورم خوب دخترم خیلی آلی بخش دستروی تا بوشوی که نان بخوریم که باز دوای تا بخوری که تا سبا بخیر جور شوی درست هست مادر جان خوهر جان بیا که مادر جان برات سب جار کردن میفهم که سب خوش داری بله خوهر سب خوش دارم اطفال زیبا و خنده نبات شما به دفعه مادر جان و پدرجان تا خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با حوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم سلام دستان بسیار خوبم خدا کنه کل اگه تن خوب باشین سلام اطفال دستان خیلی خوب شدیم خیلی خوب شدیم خیلی خوب شدیم خیلی خوب شدیم خیلی خوب شدیم هیچ خوبی شد آفرین هیچ خوب شد هیچ خوب شد ستان اطفال خیلی خوب شد هیچ خوب شد هیچ خوب شد هیچ خوب شد هیچ خوب شد هیچ خوب شد اصلا راست می گه خوارجان دوست دیگر باید متوجه خود ما باشیم که من مریض نشویم بله دوست نشویم اگر مریض شویم بیسیار زعیف می شیم که باس به درسهای ما رسیدگی نمی کنیم بله اطفال خند اگر مریض شویم باس پدرجان و مادرجان ما امروع ما و تکلف می شن باش مریم جان که ما آس پدرجان و مادرجان ما سوال کنم که چی کار باید بکنیم که در این فصل مریض نشویم پدرجان و مادرجان بیاین لطفا بله ما اطفال خند بگوین که چی کار کنیم که از مریضی های فصلی جلاوگیری کنیم خوب باش که من یک سلام کنم برای اطفال های خند سلام و صدسلام بچگکا و دخترکای بسیار زیاد ناز از خداوند میخواییم که هیچ کدام تان مریض نشویم سلام کدکای ناز و شیرین بچه جان گفتی چی کار کنیم که از مریضی های فصلی جلاوگیری کنیم بله مادر جان شما که دکترم هستین بسیار خوب میفهمین که چی کار کنیم خوب اطفال های نازنین اولین کاری که شما باید بکنین ای از که باید لباس های گرم بپوشین او دوستا امو جنپرهای گرم میتونن که بپوشین که خنوق نخورین اطفال های نازنین که ای قسم هم آدم مریض میشه بله پدر جان اگه ما عرق کده باشیم نباید بیرون بریم که خنوق میخوریم بله جانی مادر دیگه ای که شما آبی بسیار سرد یا آسکریم نباید بخورین اینا هم مریض میکنه آدم ها مادر جان هیچ آبی نخوریم دختر گلم آب بخورین مگرم آبی که زیاد یخ باشه را نخورین ها دوستا باید آب ملایم را بخوریم خوب بسیار خوب مادر جان خیلی دیگه چی کار کنیم آه جانی مادر و دیگه ای که اگه دوستای شما زکان باشه امروی اونا به تماس نشید چی قسم داره تماس نباشه مادر جان یعنی ای که امروی اونا بازی نکنین او دوستتان اگه مریض باشه ببین که خانه بیشینه خود را گرم بگیره و دوای خود را بخوره که زود خوب شوه خیلی خودکان نازنین من خب فهمیدم شما فهمیدین یا نه ای که اگه کسی مریض باشه ما که کتشان بازی بکنیم ما هم مریض میشیم بله دختر قنده بسیار خوب فهمیده خوب مادر جان در مکتب اگه دوستای ما بیای مریض باشه وقت باست چی کار بکنیم آفرین دختر خوبیم چقدر سوال خوب کده اگه در مکتب رفتین سنفی شما مریض بود بس اگه کسی ماسک بزنه دیگه مریض نمیشیم؟ دخترم اون نفری که مریض است هم ماسک بپوشه و نفرای که در پالوش میباشه هم باید ماسک بپوشه خوب اطفال گل بس باید داشته باشین که در فصلی که مریضی زیاده است باید همرایتون ماسک داشته باشین بله دختر نازم داشتن ماسک بسیار ضروری هست دفلکای قنده کتاب مقدس هم آمده که بخاطر خوب شدن مریضی باید از دوا استفاده کنیم خب در کجای کتاب مقدس آمده؟ در کتاب مقدس ارمیا نبی فصل هشت آیه 22 گفته که آیا مرهمی در جلاد وجود ندارد؟ آیا طبیبی در آنجا نیست؟ پس چرا قوم من تدابی نمیشود و شفا نمیابند؟ آمین خورد به نظرم در اینجا ارمیا نبی در فکر قوم خودش هست اونا مریض بودن و میگه چرا اونا پوسط طبیب و دوا تدابی نمیشند؟ بله خوهر کدکان نازنین پس اگر ما هم مریض شدیم باید بریم پیش دکتر و دوایی که برای ما میتره بخوریم که زود خوب شویم بله افشا جان یادت است که او دفعه دیگه که بسیار سخت مریض شده بودی و مادر جان پیچکاری کدید و باید گریان بله خوهر جان خوب یادم است خوهر جان پیچکاری زیاد ترست داره اما قدر درد نداره و زود آدما خوب میکنه دوستا من تواله پیچکاری نشدهم به افشا جان میگه که زیاد درد نداره بس اول متوجه خودتان باشن که مریض نشون بله دوستا که اگر خدای نخواستم مریض شدین مادر جانتان پیش دکتر میبره تانو و پیچکاریتان میکنه اگر مریض شدیم باید دعا کنیم که خدا جان به ما شفا بته بله کدکای قن دعا کدن بسیار خوب است وقتی مریض میشیم به خدا جان بگوییم که خدا جان لطفا مرا شفا بته که خوب شوم بله دوستای مقبول دعا که کنیم خدا جان شفا میته بله خوهرگولم در کتاب مقدس در نام یقوب رسول فصل 5 آیه 14 هم گفته اگر کسی از شما مریض است از رهبران کلیسا بخواهید تا برای او دعا کنن و به نام خداوند بدن اورا با روغن مسحه کنن آمین پس چقدر خوب که اگر خدای نخواسته مریض شویم از رهبرای کلیسای ما بخواهیم که به ما دعا کنن بله خوهر جان بله اطفالای مهربان پدر جان و مادر جانتان که بیاز و دعا میکنن بخاطره که بچگکا و دخترکای خوده بسیار زیاد دوست دارن خیلی مادر جان و پدر جان باشه که یک ترانه بخانم برای کدکهای مقبول که دق نیارن اوووو چکه خوب من میخواهم ترانه بشنم شب که میشه ستاره ها راهی آسمان میشن دور و ور ماه میشینه هم دل و هم زبان میشه شب ها بیا کنار هم به آسمان نگاه کنیم ستاره ها را ببینیم برای همدگر دعا کنیم بیاد بیاریم که خدا ما آدم ها را آفرید ماه قشنگ نقرهی و ستاره ها را آفرید بیا به همدگر بگوییم خدا خدای پاک و مهربان هر کسی بیادت از براورده کن دعایشان به به چکه خوبش خانده خوهر جان آفرین خدا جان چقدر شیر زیبا و با معنی و چقدر خوبش خانده تشکر خوهر جان تشکر پادر جان خدا کنه که هدفالای قندم خوششان آمده باشن من که میگم حتما خوششان آمده خوب کدکهای نازنین یک چیزی دیگه هم به یادم آمد من فکر میکنم که در فصل سرد در پیرون هم نباید زیاد بازی کنیم بله مریم جان راست میگی اگر در پیرون بازی کنیم هم ممکن از خنوک بخوریم و خدای نخسته مریض شویم پس عزیزن در پیرون بازی نکنین بخاطر که مریض نشویم خوب هدفالای قندم ای بود برنامه امروز ما درباره ای که ما باید در ای هوای سرد احتیاط کنیم که خدای نخسته خدای نخسته مریض نشویم چون که اگر مریض شویم به درسهای ما رسیدگی نمیتونیم همچنان باید پدر جان و مادر جان ما ازیاد میشن پس چقدر خوب میشه که ما احتیاط کنیم لباسهای گرم بپوشیم و چیزهایی که زیاد خنوک هست نخوریم که مریض نشویم بله دوستا به نفشا جان راست نگه و دیگه اگر مریض شدیم باید دوای خدا بخوریم و پیش خدا جان دعا کنیم که زودتر خوب شویم بله اطفالهای قند و شیرین چقدر خوب هست که کلتان این موضوعات را فهمیدین و من بسیار خوشحال هستم ازی که شما آله میفهمین که چی کارا باید بکنین که مریض نشوین و اگر مریض شدین چی چیزا را در نظر بگیرین بله اطفالهای قند و نازنین آله دیگه ما میریم پنایتان به خدا مقصد یادتان باشه که ده این هوای سرد بسیار زیاد متوجه خودتان باشین اطفال نازنین من از این بخش برنامه خیلی چیزا آموختم شما چطور؟ من مطمئن هستم که شما بسیار چیزا خوب یاد گرفتین بله اطفال بسیار نازنین و دست داشتنین هلو میخوام از شما پرسوم کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختین و چی برای شما جالب بوده من و مریم جان خیلی چیزا آموختیم و از شما میخوام چیزهای رکع آموختین با دوستان شیرین تان هم شریک بسازین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم مادر جان مادر جان چای دم کردین و ششتین مگر یک چیز کم هست چی کم هست مریم بگو که من بیارم کتاب قصه او راست گفتی مادر جان لطفاً برما قصه بخوان مادر جان از این پشت که چای دم کردی و میششتی باز به ما قصه میگفتی مریم جان این تو گفتی یک چیز کم داریم چی کم باشه مادر جان این کتاب قصه را من آوردم خوا دختر گلم تشکر بیاین که براتان قصه بخوانم نام قصه امروزی ما هست قصه پری گلها خوا آ آ یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربان هیچ کس نبود تازه خضان شده بود و تپه های بلند قریه نبهای زرد و گلهای پجمورده بود پروانه ها از خانه هایشان بیرون شده بودن و روی گلها بازی میکدن و خبر آمدنی خضان را به همگی می دادن بالای تپه خانه یاسمین بود یاسمین خیلی از آمدنی خضان غمگین بود و دلش میخواست بره بیرون و روی سبزه ها بازی کنه ولی سبزه سبزه زرد شده بود و یاسمین نمی تانست بیرون شده چون مریض شده بود چند روز تیر شد و یاسمین هنوز بیرون نرفته بود مادر جان یاسمین چرا مریض شده بود؟ باش ببینیم که چرا مریض شده بود گلها و پرنده ها و ماهی های دریا پشت یاسمین دیگ شده بودن به خاطری که یاسمین خیلی اونا را دوست داشت و قبل ازی که مریض شده یاسمین امرایشون گرد می زد و از اونا مراقبت میکرد به گلها آب می داد به ماهی ها نان می داد و برشان ترانه می خواند خلاصت تمام بهار و تابستان سال یاسمین و گلها و ماهی ها امرای یکی دیگه بازی کده بودن و بسیار برشان خوش گذشته بود بعد از چند روز گلها گفتن چی شده؟ پس چرا یاسمین نمی آیا؟ تا برما آب بتا و ترانه بخوانه ماهی ها گفتن چرا یاسمین نمی آیا؟ تا برما نان و غذا بتا و بازی کنه ماهی ها یک فکر خوب کده چی فکری کده مادر جان؟ آلی براتون میگه که چی فکری کده؟ به پروانه ها گفتن پرواز کنین و از کلکین اتاق برین در خانه یاسمین و از او خبر بیارین پروانه ها هم زود بال زدن و رفتن چند دقیقه که گذاشت زود آمدن و وقتی که پس آمدن گفتن یاسمین سخت ریزیش کده و مریض شده و مادرش برش میگفت تو در بران رفتی امرای ماهی ها بازی کدی و حالی مریض شدی حالی دلیلش ها فهمیدین که چرا یاسمین مریض شده؟ آه مادر جان بخاطر که زیر بران چشته آفرین دخترکه و مادرش برش گفت یاسمین باید باید برش شده بیرون بره ولی دیگه زیر بران نشنه که مریض نشد دو روز تیر شد و یاسمین خوب استراحت کده بود آل قوی و سالم شده بود رفت بیرون و به تمامی گفت سلام سلام بعد یاسمین و ماهی ها و گل ها با هم شعری خزان را خاندن و دوباره بازی و خوشحالی کردن گل ها بخاطری که یاسمین زیاد دوست داشت برش پری گل ها می گفت و همه او را بنامی پری گل ها می شنه بعد از او که یاسمین مرش شده بود با مادرش قول داد که او را امرای گل ها و ماهی ها بازی کنه ولی دیگه زیر بران نشنه بخاطری که مریض نشد مادر جان من اگه زیر بران بشینم بازم مریض می شم آهان دختری گلیم اگه بازی می کدین و بران آمد باید زود خانه بیاییم بخاطری که بازی یخ می کنه و مریض می شین خوب درست از مادر جان واها یادیتان باشه که در فصل تابستان که گرم است بران شاید مریض نکنه اما در دیگه فصل ها ممکن است که مریض شوید پس خوبه که در هوای سرد متوجه خود باشیم تا مریض نشیم درست از مادر جان خوب دخترهای مقبولی من پس از این قصت چی نتیجه می گیرین؟ مادر جان این که در فصل های سرد زیر بران بازی نکنیم و نشینیم بخاطر که خدای نخواستم مریض می شیم آفرین با شما دخترهای لایق و با حوشی من اطفال نازنین این داستان چقدر زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد چیزهای جدید و آموختم و خدا کنه که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله اطفال نازنین حالا میریم بخش بعدی برای شما با شما آموزنده بوده باشه بله اطفال نازنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوش می کنیم بهترین کشتی پایین میشه دیگه چی میشه خو یادم امد شما کمان رستم اتا حالا در آسمان دیدینش بله پدر جان اموی که در آسمان بعد از باران پیدا میشه رنگی رنگی بسیار مقبول است بله دختر گوله خو خیلی این حال گوش کنین که بخونم برتان نام داستان امشب ما هست ودی خدوان با نوم اولین کمان رستم بخوای پدر جان میشنویم دخترک های گوله نو و خانوادش در کشتی بودن خدوان اونا را فراموش نکده بود پس خدوان باده به زمین فرستاد که زمین کم کم خوشک شود و نو و خانوادش از کشتی بیرون شدن آیا میفهمین وقته که نو و خانوادش از کشتی بیرون آمدن اولین کاری که نو انجام داد چی بود؟ نه پدر جان چی بود؟ او قربانی یا حدیه به خدوان تقدیم کرد نو برای شکرگزاری از خدا که خانوادش را از توفان بسیار بزرگ نجات داده بود حیوانات را با عنوان حدیه برای خدوان قربانی کرد خوب دخترهای نازم شما چه فکر میکنین؟ وقته نو ادیاهای که به خدوان تقدیم کرد آیا خدوان ازش خوشحال شد یا نی؟ Hmm ... نمیفتهم پدر جان خوشحال شد یا نه؟ پدر جان چی شد؟ nekف electoral وقت بوی خواش قربانی به پشگاها خدوان رسید خندوان با خودش گفت بعد از این دیگه زمین را به خاطر انسان لنت نمیکنم دیگه گل حیوانات راonda میکردم همین رقم که کردم تا زمان که دنیا هست کشت و زراعت و سرما و گرما و زمستان و تابستان و روز و شب هم باشه به این خاطر به نو قول داد که دیگه هرگز دنیا را با توفان از بین نبره آه چقدر خوب شد آه دخترم نو و خانوادش زندگی جدیدی را در بیرون از کشتی آغاز کدن خدا اونا را برکت داد و برشان گفت شما باید دارای فرزندان زیاد شده اقدر زیاد شده که دا سر و سر زمین از انسان پور شده اما بعد ازو وقت مردم در باره توفان بزرگ میشونیدن ممکن بود ازی که دوباره مثل او توفان بزرگ بیاید بترسند به ای خاطر خدا چیزی داد تا وعدی خود را که دگه هرگیز با تمامی زمین توفان نیاره با یاد مردم آورد آیا میفامین که او چی چیزی را برای یاد آوری برشان داد یک کمان روستم کمان روستم؟ بله دخترهای قندم امی کمان روستم پدر جان امی کمان روستم نشانه وعدی خداوند هست؟ بله دختره اینامی کمان روستم نشانه وعدی خداوند به نو هست خوب وقت باران که میباره باز کمان روستم دیده میشه؟ بله دختر قندم زیادتر وقتا کمان روستم بعد از باران وقت هوا افتابی میشه دیده میشه کمان روستم دارای رنگ های زیاده هست شما دیدن که بسیار مقبول هست آهان بسیار مقبول هست آهان دخترهاییم ای چیزی هست که خدا گفت قول میدهم که دیگر تمام مردم و حیوانات به وسیل توفا نابود نشوند من رنگین کمان خود را در عبرها میگذارم و هنگام که رنگین کمان نمایان شد آن را خواهیم دید و این قول را به یاد خواهیم آورد پس وقت که رنگین کمان را میبینی باید چی چیز را به یادت بیاری وعده خداوند آفرین دختر گلیم واده خداوند واده خداوند یا قول خدا را که دیگر هرگز جهان را با توفان بزرگ نابود نخواد کن پدرجان چقدر داستان خوبش هیچ وقت این رقم داستان خوبش نشنیده بودم بله پدرجان بسیار تشکر که این داستان را خوندین خو دخترهای خنده پدر برای سبا چند سوال میکنم از پیشتان که به یاد خود داشته باشین درست هست پدرجان اینقدر داستان جالبه هیچ وقت از یادم نمیره خوب سوال اول نو وقت از کشته پاین شد اولین کار که کرد چی بود نشانه وعده خداوند به نو چی بود سوام آیا خداوند از هدیه نو خوشحال بود یا نی آیا دوباره او قسم توفان بزرگ می آیا یا نی بله بگم پدرجان نه جان پدر سبا بخر که آمدین باز جواب بدین بله اطفال نازنین این داستان کتاب مقدس خیلی آموزنده بود و من خیلی چیزها را نمی دانستم که فیلن از این داستان زیبا و شیرین آموختم بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آره رسیدیم در آخر این برنامه اطفال شیرین و نازنین خیلی آموختم اطفال شیرین و نازنین آل شما را به خداوند می سپارم خدا حافظه همگی شما