شخصیت مسیحی: دروغ یا حقیقت

  ۱ ساعت

  ۱۹ ژوئن ۲۰۲۴

خداوند در کتاب مقدس به ما دستور می‌دهد که دروغ نگوییم. در ایمان مسیحی فرق بین دروغ کوچک و دروغ بزرگ وجود ندارد. سوال این است: آیا می‌توانیم همیشه حقیقت را بگوییم؟ عیسای مسیح چنین گفت: من راه و راستی و زندگی هستم. (یوحنا فصل ۱۴ آیه ۶)

از طریق ایمان به عیسای مسیح و قدرت او است که به ما کمک می‌کند تا همیشه حقیقت را بگوییم. یک گفته داریم که دروغ مصلحت آمیز بهتر از حقیقت فتنه انگیز است. این گفته کاملن غلط و اشتباه است. باید بگوییم که حقیقت مصلحت آمیز بهتر از دروغ فتنه انگیز است.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

به برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. سلام میکنم به همه شما عزیزان و دوستان گران قدری که در برنامه راز زندگی مهمان ما هستید و ما هم مهمان شما هستیم. به نوعی ما در شرایط قرار میکنیم که از شما میزبانی کنیم و شما از ما میزبانی میکنیم. خدا را شکر میکنیم که باست هم فرصتی فراهم شد تا در کنار هم باشیم و موضوعاتی را در رابطه با زندگیی که خدا به ما بخشیده و فیض بخشیده که در این زندگی قرار بگیریم ادامه بدیم و لذت ببریم در شادی ادامه بدیم. خدا به ما بی آموزه که چطور به پیش بریم و بهتر انجام بدیم. همینطور تشکری میکنم از تمام شما عزیزانی که در هفته گذاشته با ما ارتباط گرفتید. پیام مندید، ما را تشریخ کردید، سوالات خود را پرسان کردید و یا نیاز هایی که داشتید را برای ما مطرح کردید تا بتونیم به او رسیدگی کنیم. در این هفته هم ما مطلبی را میخواییم به او بپردازیم که میتونن خیلی در زندگی ما خود آشکار ساخته باشه. نه تنها در زندگی شخصی ما، بلکه در جامعه پیرامون ما، جامعه که ما در او شاهد رفتارهای افراد هستیم، برخوردهای افراد هستیم و صحبتهای اونها برای برطرف کردن نیاز هایشان. موضوعی که من در این هفته انتخاب کردم، در رابطه با او صحبت کنم یک مقدار و با هم همفکری کنیم برای از اینکه به یک نتشه گیری برسیم، موضوع دروغ هست. موضوعی که شاید تمام جامعه ما را درگیر خود کرده باشه. نه تنها جامعه ما و مردم ما، بلکه وقتی نگاه میکنیم به دنیا پیرامون، میبینیم که در دنیا پیرامون ما همی اتفاق میفته. شبکه های خبری، نمیفهم، کسانی که در کار تجارت هستن، خرید و فروش میکنن، کسانی که در رأس قدرت هستن، سیاست مدار هستن و میبینیم به نوعی دروغ داره دست دست میشه و در ماوین مردم رواش پیدا میکنن. و فرهنگ ما و مردم ما هم جدای از این مسئله نبوده اتا امروز و این ما را دوچار ایک اختلال اجتماعی کرده و یا یک رفتاری که میتونه عدم اعتماد و یا عدم مسئولیت پذیری را رواش بده. یادم هست که وقتی که من ریضه بودم، یک داستانی را دنبال میکردیم در رابطه با داستان چوبان دروغو. من میدارم که کلی گیتان این داستان رو شنیدید و با اون ارتباط برقرار کردید. داستان چوبان دروغو مروض به ایک چوبانی میشد که داشت را از گله مردم اموققریه نگهبانی میکرد. اونا را میبرد در چراغا میبرد در به صلاح اونا را کمک میکرد که پرورش پیدا کنند. و این برای از این که ساعت خود را تر کند، برای مردم دروغ میکرد. میگرد که آی گرگ آمد و این داستان را شما بلد استید. شاید بعد از یک دفعه، دو دفعه و یا سه دفعه مردم آمدند برای کمکش که او را تنها نمانند در این خدمت و در نهایت او را تنها ماندند. و در شرایطی که گرگ واقعی آمد و به گله حمله کرد، چوبان تنها ماند و شاید گله از دست رفت. و یا خود چوبان دوچار سختی شد. به خاطر او شرایطی که برای خود به وجود آورده بود در زندگی با دروغ. پس دروغ میتونه خیلی تحصیل منخی روی روابط ما بگذاره. و یا روی فهم جامعه بگذاره. فهم جامعه را تغییر بده. وقتی به این موضوع من فکر میکردم که این ریشه دروغ از کجا شکل میگیره؟ شاید یکی از اساسی ترین موضوعاتی که میشه به او پرداخت ریشه ترس است. و جامعهی که درگیر ترس است. و ترسی که باعث میشه ایمان مردم ضعیف شده. یعنی مردمی که ایمان ضعیف داشته باشن، مردمی که ایمان کم داشته باشن، این مردم خواسته و نخواسته درگیر ترس میشن. و این ترس در جامعه کمک میکنه و افراد برای از این که ترس خود از بین ببرن، یک حالت دفاعی به خود بگیرن و از دروغ استفاده بکنن برای ازی که نیازهای خود را برطرف کنن. این میتونن یکی از علتهای رایش باشه در بین مردم. مثلا سیاسدمداری که ترس میخوره موقعیت خود را در افکار جامعه از دست بته. ما بارها و بارها شاهده یک همچین سیاسدمدارانی در سرزمین خود بودیم. اونها تلاش کردن وعده های دروغین بتن و یا کارهای خود را با دروغ به مردم معرفی کردن. و بعد جامعه هم این دروغ رواج داد و اونها یک ترسی داشتن از دست دادن، به خاطر از دست دادن موقعیت و یا یک بیزینسمند یا یک تاجر، تجاری که تلاش میکنه سودای خود را به فروش برسانه. در درون از هم یک ترسی هست، میخوای یک منفعتی را به دست بیاره. او هم تلاش میکنه که دروغ بگه تا جنس خود را سودا کنه. ولی به این فکر نمیکنه که در راستی عمل کنه. خیلی جالب است که شخصی که یک راهکاری را پیدا میکنه برای منفعت طلبی که از طریق دروغ است دیگر به این فکر نمیکنه که از راستی به این جایگاه برسه، از راستی به این نقطه برسه. پس اینجا هم باز میبینیم که ما شاهد این دست از مشکلات هستیم. من نمیدونم آیا ما برادر شایب آلی با خود داریم و یا نداریم در امیال. ما منتظر هستیم که برادر شایب به ما وز شده. نمیدونم که آیا به ما وز شدن یا نه. برادر شایب آیا صدای ما رو دارید؟ تصویر ما رو دارید؟ خب، پس هنوز ما نتانستیم با برادر شایب ارتباط بگیریم. برادر شایب هم امروز با ما خواهد بود ولی شاید مشکلات تکنیکی تکنیکی که هست هنوز فرصت و فراهم نکرده که برادر شایب هم با ما باشه. پس اگر برگردیم دوباره به جامعه کوچک خود، خانواده و ببینیم از این جامعه کوچکی که ما داریم چطور دروغ وارد زندگی های ما میشه؟ چطور همسر به همسر دروغ میگه؟ و چرا دروغ میگه؟ از چه جایی دروغ شروع میشه؟ و چه ترس هایی در ما بین رفتار زن و شوی قرار گرفته که این ترس ها کمک میکنه که اینها به هم دروغ بگن و این کمک یک کمک درست نیست، درجهت راستی نیست. زنی که از همسر خودش میترسه برای از اینکه رفتار توعم با خشم یا توعم با بدی همسر خود را نبینه و برای از اون دروغ میگه و یا مردی که احساس زفت میکنه در خانواده و پذیرفتن نمیشه و یا احساس میکنه که اون پذیرفتن نشده اونم در ارتباط با همسرش دروغ میگه و این دروغ ما بین زن و شوی شکل میگیره به خاطر اون ادم اعتمادی که ما بینشان هست و اون راستی که از اون استفاده نکردن و بعد اون فرزند که شاهد این رفتار پدر و مادر خود هست در خصوصیترین شرایط زندگی از اونها شاهد هست و خواستا و نخواستا میبینیم از کوچکترین جامعهی که در یک ملت حضور داره این جامعه درگیر دروغ میشه پدر و مادر دروغ میگن، بچه ها دروغ گفتن را یاد میگیرن و افراد کوچکترین بخشی یک جامعه در یک سرزمین دروغ را رواج میدن و این دروغ دست در دست میشه و به هر جایی پراکنده میشه فکر میکنم که ما برادر شایب داریم آلی به ما وضع شدن برادر شایب ما به شما خوش آمدید میگاییم امروز سلام به شما و همچنان سلام به همه ای بیننده ها ما از یک طرف خداوند شکر گذار هستیم بر تمام تکنالوژی و ای که ما را وصل نیکنه از نقطه های مختلف، از استودیوهای مختلف و همزمان هم تکنالوژی همکم بودی ها و نواقص خود را داره که بعض اوقات ما نمیتنیم ولی خدا را شکر میکنیم من دوباره وصل شدم ولی دوست های عزیز امروز ما و دانیال جان میخواییم در مورد دروغ و راستی صحبت کنیم دانیال جان بسیار خوب آغاز کردن در مورد امی گرگ و چوپان چوپان آمد چوپان آمد یا الا گرگ آمد گرگ آمد واقعا ای ترس باعث دروغ میشد شما گفتید در زندگی زنا شوهری در زندگی خانوادگی در زندگی اجتماعی همچنان زیادترین دروغ ها را شاید نتنها سیاست مدارا بلکه رهبرای مذهبی میگن و ای واقعا جای تعصف هست ما بخصوص در کشور خود ما امی لحظه میبینیم که چقدر رهبرای مذهبی که همچنان رهبرای دولت هستن اینا دروغ میگن امروز دیروز هزارمین روز بود که دختر ها و بانو ها نوجوان های دختر در افغانستان نتانستن بالاتر از سنف شش به مکتب برند
و تقریباً ملل متعید میگه یک و نیم ملیون دختر و دختر جوان از درس و تحصیل باز ماندن. ولی اینا دروغ میگن. دروغ به این معناه که میگن خب ما باز میکنیم مکاتب ولی نمیکنند. بیش از دو سال است. و این چقدر واقعاً دروغ بزرگی است که رهبرای مذهبی که اونا باید دروغ نگوین. اما دروغ میگن و این مشکل جامعه ما است که هم در از لحاظ انفرادی و همچنان خانوادگی و همچنان سراسر جامعه را بزرگ اوقات ما فکر میکنیم که خب خیلی که دروغ نمیگه. یا در افغانستان یک موضوع بود که میگفتن این نفر اگر دروغ پیدان کنه راست میگه. یعنی این واقعاً مشکله است که ما چطور بتانیم این کار را از بین ببریم. و یک موضوع دیگه هم که در مورد دروغ باید بگویم که وقت کلام خدا را ما و شما میخانیم دروغ خرد و بزرگ وجود نداره. دروغ دروغ است. چی خرد باشد چی بزرگ باشد. دروغ خرد ضرر خرد تر داره. دروغ بزرگ ضرر بزرگ تر داره. ولی دروغ دروغ است و خداوند دروغ را بد نبینه. خداوند از دروغ ما را میگه بپرهیزین. یعنی دروغ نگوین. وقت خدا میگه دروغ نگوین این به این منانه است که خدا میگه خدا بگوید یک کم دروغ بگوید. نه وقتی میگه دروغ نگوید هیچ دروغ نگوید. شاید بزرگ خود دانال جان سوال من از شمایی است که آیا این امکان داره که ما صد فیصد دروغ نگویم؟ خب شاید این سوال خیلی سخت باشه برادر شاید که ما امکان داره آیا صد فیصد دروغ نگیم؟ ما تلاش میکنیم به این سمت بریم. چرا؟ چون که برصورت کلام خدا و یا رابطه با خدا ما رو تشویق میکنه که به این سمت بریم و به سمت فضیلتهایی بریم که کلام خدا به ما معرفه میکنه. بعضی دروغ ها هستن اگر ما خیلی بخواییم خیلی حساسیت به ما نشان بدیم بعض از دروغ ها دروغ های هستن که به خود هستن. بعض از دروغ های هستن که شیطان در ما میگه و د goat ما زمزمه میکنه و بعض از دروغ ها دروغ هایی هستش که ما از درون خود به خود میگویم بازفختا فکر می کنیم بیشتر جلب توجه کنیم بازفختا فکر می کنیم نیاذ داریم بیشتر نظر دیگران در اگه خود به من دست بیاریم و برای نظر که فکر می کنیم شاید فکر و مردم رفتر هایی می زنیم و این رفتار ها خیلی درونی و حساس هستن خیلی شاید قابل نمایش نباشن ولی به نوع یک دروغ هستن چرا؟ چون طلاعشی را در په خود داره برای تظاهر برای ازی که ما خود را بهتر نشان بدیم خود را نمی فهم در نظر دیگران ارزشمنتر نشان بدیم بعد اینجا دست به کارهایی بزنیم که یک دروغ هست ولی آشکار نیست و پنهان هست و من مطلبی را می خوندم که انسان ها به جایی که کمک بکنن به راستی یعنی در مسیر درست شدن در مسیر راستی طلاعش بکنن قدم هایی بردارن انسان ها بیشتر طلاعش میکنن در مسیر نراستی قدم بردارن و طلاعش میکنن که از امکاناتی استفاده بکنن تا نیازهای خود را از این طریق برطرف کنن نه از طریق راستی من فکر میکنم زمانی من میتونم این را کامل بگویم که دروغ در من برطرف شده این زمان میتونه بهترین زمانی باشه که من برای رسیدن به احتاف خود تنها از راستی استفاده کنم تنها از مسیری که درست هست و اونجا هستش که من میتونم بگویم که دروغ در وجود من برطرف شده و من طلاعش نمی کنم از عواملی استفاده کنم که به نوعی در اون ناراستی هست من طلاعش میکنم خود همونطوری که هستم عاشقار بسازم من طلاعش میکنم با شرایط و دنیا پیرامون همونطوری که خدا من را قوت میبخشه و هدایت میکنه رفتار کنم نه چیزی فراتر از او و یا چیزی فراتر از او چیزی که هست من به نمایش بگذارم و او را نشان بتوم اینجا برادر شاید من میتونم بگویم در این شرایط اگر من به این نقطه برسم خود من برای خود میتونم بگویم که آه میتونم بگویم که در اون زمان در وجود من دروق پیدا نمیشه و من از تمام عواملی که خدا به من بخشیده استفاده میکنم در جهت راستی تا در جهت راستی هم به دست بیارم یک مسئله هست میگه که یک دیواری که کج بناه بشه از ابتدا اگر کج بناه شوه تا سرعیه کج میره ولی اگر اون دیوار در راستی بناه شوه اون دیوار هیچوقت چپه نمیشه اون دیوار در راستی بناه میشه و استوار میمونه و یک مشکل دیگه هم وجود داره و اویه است که بعض اوقات انسان ها یا بعض اوقات ما بدون زرورت که نباشد دروغ میگن و این مشکل است یا یک چیز را خود ما میصازیم یا یک چیز را به حساب تصور میکنیم یا شاید بعض اوقات خود ما ندانیم که دروغ میگیم یا زرورت به ایش دروغ نیست یا بعض اوقات ما زرورت نداریم همه چیز را امتحان را راست هست بگویم بجای از این که ما چون نمیتانیم که آموش چیزی که راست هست بگویم بجای از این چی میکنیم یک دروغ بیجایی میگیم در بین مردم ما دیدید که قصه کردن ویا تحریف کردن خیلی رواج هست و مردم ما قصه کردنت خوش دارن و دوست دارن که در مجلس ها در روابط زیادگوی هم حتی بکنن پرحرفی هم حتی بکنن بعد در این شرایط میبینید که اونها برازی که حتی خود را خوب نشان بتن یا افکار خودا یا داستان ها و قصه های خودا دست بدامن دروغ میشن و از دروغ استفاده میکنن ما یادم هستیم شاید این کلمه خوب نباشه ما بین قوم خود یک نفر داشتیم که خیلی خوب قصه میکرد ولی نام از اورم چل دروغ مانده بودن چل دروغ میگفتن این نفر چل دروغ هست برای چی؟ برای ازی که این نمیتونست کنترول زبان خودا نداشت و هیچ ضرورتی نبود که کسی گپ بزنه بیش از اندازه ولی اونا فکر میکردن که این ضرورت هست که ما باید حتما حرفی برای گفتن داشتا باشم صحبتی برای گفتن نظری برای دادن داشتا باشم هیچ ضرورتی نیست که بیش از اندازه ما گپ بزنیم که بعد مجبور شدیم دروغ پشت سر دروغ ببافیم و به دیگرها تعویل بدیم برای ازی که عرضش خودا و یا نگاه دیگران رو در رابطه با خود تغییر بدیم به این گونه عرضش به دست بیاریم من از صحبت شما استفاده کردم برادر شاید ما ایک اصطلاح داریم که میگن دروغ مسلحت آمیز بهتر از راست فتننگیست یعنی در ایقات در فرهنگ ماهیتو چیزی داره است که اگر یک دروغ که یک چیز را مثلا میپوشانه در رابطه مسلحت آمیز یعنی یک چیزی است که چیز بده را بوجود نمیاره دروغ همه اگر باشه او را میتونین بگوین برخلاف میگه اگر راسته یا حقیقته که او امکان داره زرر داشته باشه یا بدی برسانه او از او کدر ای دروغ خوبتر است ای اصطلاح دوستای عزیز کاملا اشتباه و کاملا غلط است غلط به اصطلاح دوستای ایرانی ما یعنی غلط است دوستای عزیز ای اشتباه است که دروغ مسلحت آمیز هیچ وقت از راست کرده خوبتر نیست دروغ مسلحت آمیز اونمو دروغه است که دروغ است دروغ مسلحت آمیز و غیر مسلحت آمیز وجود نداره با جانب دیگه هم راست یا حقیقت هیچ وقت نمیتانه فتن انگیز باشه راست و حقیقت همیشه روشن میسازه بله ما ضرورت نداریم که یک حقیقت را یک راستی را در همه جای امو توره که میخواییم بگوییم ای ضرورت به این است که همه مثلا فرض میکنیم ما یک مشکل در زندگی خود دارم ما ضرورت نداریم که خانوادی ما این مشکل را بر همه جای بزنه و بگوییم که این مشکل راست است ولی ضرورتش وجود نداره یعنی ما همیشه راست میگیم ما مسیحی همیشه راست میگیم همیشه باید از دروغ پرهیس کنیم و راستی را امو تا که پولیس رسول برما درس میده با محبت در جایش و با حوصله سرکت به به در دوریم میخوای امان راست میموند با ش Germans همیشه
این پیام کتاب مقدس است دوستای عزیز من شما را دعوت میکنم که در بخش دیگر ما میخواییم از کتاب مقدس از کلام خدا در این مورد بیشتر بخانیم بیاین بارین یک کلیپ را با هم میبینیم و میشنویم موسیقی سفید موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بینندگان گرامی آیا میخوایید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم موسیقی بله دستهای ازیز ما و دانیل جان امروز در مورد دروغ و راستی صحبت میکنیم و شما هم میتونین با ما تیلفون کنین زنگ بزنین کامنت بتین چی تجربه از دروغ یا راستی دارین در زندگی خودتان در زندگی خانوادگیتان با ما شریک بسازیم خب دانیل جان بفرمایین از کلام خدا در مورد با ما بگوییم شاید وقتی که برگردیم به کلام خدا از همون ابتدا میبینیم که وقتی که شیطان در باق حضور پیدا میکنه بر اساس کتاب پیدایش کتاب سه میبینیم او تلاش میکنه که هوا را بازی بده یعنی او را فریب بده با دروغی که بر از او میگه میگه تا رقم خدا شده میتونی و میتونی مثل خدا خوب و از بعد تشخیص بدی و میتونی به یک همچین تشخیصی برسی در واقع او دروغ میگه و یا در رابطه با امو درخت حیات دروغ میگه ایسای مسیح هم در انجل یوهنا بابه هشت آیت چلو چار هست اشاره به پدر دروغگویان میکنه که شیطان را مخاطب قرار میده که او پدر دروغگویان است و همطور که جلوتر میاییم داستان محروفی هست که همه ما و شما داستان را بلد هستیم داستان برادران یوسف وقتی که یوسف را بردن در چا انداختن و تصمیم گرفتن که به نوع یوسف را از زندگی خود از روابط خود هزف کنن برگشتن و پیش یعقوب و بر یعقوب دروغ گفتن و گفتن که نایفهم گرگ عمل کرد ایوان وحشی عمل کرد در گله و یوسف را از بیند برد و کالای یوسف را خونی کردن با یک بوزه کشتن و کالای یوسف را خونی کردن و پیش یعقوب آوردن و یعقوب فریب دادن و مثال های دیگری هم هست در کلام خدا که دروغ اواقعی بی داشت برای نسل از اونها اگر در کتاب پیدایش باسم داستان ابراهیم را دنبال کنیم میبینیم ابراهیم هم در زندگی خود متوسط به دروغ شد به خاطر ترسهایی که داشت در جای ترسید به خاطر خیانتی که فکر میکرد یک مالک یا یک فرماندار یا یک پادشا بکنه در اون او دروغ گفت و بعد میبینیم این دروغ دست ددست شد آمد اسحاق هم یک همچین دروغی گفت و بعد از او یعقوب و ایسو دو تا برادر یعقوب هم در حضور پدرش اسحاق دروغ گفت و میخواست او برکت رو به جای ایسو دریافت کنه و اصلا نام یعقوب به معنای فریبکار هست یا کسی که در حال فریب دادن و دروغ گفتن هست و همینطوری یعقوب دوازده فرزندش به یعقوب دروغ گفتن داستان یوسف من میخواهم اشاره کنم به ای که واقعا شیطان پدر دروغ گویان است چرا؟ چون ترس را به وجود میاره و یا تشفیق رو تشفیقهایی که کاذب هستن برای بدست آوردن و تلاش میکنه که شخص رو فریب بده که او شخص دست به دروغ بزنه و با دروغ بدست بیاره نه با راستی و با دروغ فریب میده و یعقوب هم درگیر یک همچین دروغی شد و فرزندانش که نسل بعدی یعقوب بودن اونها و پدر خود دروغ گفتن در رابطه با یوسف و ای دروغ دست به دست هم میشه و یک نسلی را به وجود میاره که اون نسل در دروغ زندگی میکنن و یا دروغ میگن وقتی یعقوب میخوای برگرده به سرزمین پدری خودش از ایسو برادر خودش ترس میکنه و باز تلاش میکنه از یک راهی ای رابطه را احیا کنه در انجام ببینیم باز یعقوب نگران است استراب داره، آرام نیست چرا؟ چون دروغی گفته بوده که آلی بعد از سالها باید بره اون رابطه را اصلاح کنه و از برادرش ایسو که به نوع یک جنگاور است خشن است، قدرت داره از اون میترسه و میبینیم که دروغ چطور خانواده ها روابط شرایط را تغییر میده و چطور شخص دروغو را دوچار استراب میکنه یعنی شخص که دروغ میکنه هیچ وقت آرام نیست و نمیتونه آرامش داشته باشه در اینجا سوال بزرگتری باوجود میکنه یه است که کتاب مقدس ما میخانیم که حتی پیانبر هم دروغ گفتن شما گفتید این پیانبر ها را و تنها کسی که در کتاب مقدس ما میخانیم که دروغ گفته
دروغ نگفته او ایسای مسیح هست. در طول تاریخ بشه تنها ایسای مسیح هست که دروغ نگفته. دیگه همه پیانبرا که قبل از او آمده بودند دروغ گفتند. و یا رهبرای که بعد از او هم آمدند اونا دروغ گفتند. پس سوال در اینجا است که خب شاید هم متنهای ما بگویند که خب اگر پیانبرا دروغ گفته پس ما چرا دروغ نگوییم؟ بله. نکته خیلی خوب اشاره کردید برادر شاید. من یادم است که یک از برادران ما در افغانستان یک متلبی رو در میدیا شیر کرد. و چرا؟ چون در کتاب مقدس در رابطه با ایسا صحبت شده که مثلا ابراهیم دروغ گفت. و یا یعوب دروغ گفت. اصحاق دروغ گفت. و در رابطه با گناه پیانبران صحبت شده بود. در رابطه با داوود که هلا یک گناه عجیبی کرد و او هم دروغ گفت. زنا کرد و بعد خواست با دروغ او زنا رو بپوشانه و یا با فریب او مسیر رو تغییر بتن. بعد این کسی که برادری که در میدیا آمده بود کتاب مقدس زیر سوال میبرد. میگوی کتاب دروغ است. چرا؟ چون که میگه پیانبرا دروغ میگن. نه اتفاقا این کتاب راست است. حقیقت است. و آشکار میکنه حقیقت رو حقیقت را این جهه او آشکار نمیکنه که عاوروteryزی کنه مثلا ابر ووی ابراهیم ای بوده یا عاوروی اسحاخ ای بوده. عاوروی یعقوب نه. حقیقت رو اینجه اشکار میکنه که درسی برای ما و شما باشه. مطمئن بود خدا امروزان را بخشیده ابراهیم رو بخشیده و واروز آورد رابطه شده یعقوب رو بخشیده و با او وارد رابطه شده نامش رو تغییر میده و او تبدیل به اسرائیل میشه و ابراهیم تبدیل به پدر ایمانداران یا پدر ملتهایی میشه که ایماندار هستن اینجا وقتی این دروغ رو خداوندر کلام خودش آشکار میکنه دلیل از این آشکاری استش که او در راستی گام بر میداره و شما هم باید در راستی گام بردارید. این یک تشویق است برای گام برداشتن در جهت راستی نه در جهت نراستی که آه چون مثلا شما خیلی به نقطه خوب اشاره کردید کلام خدا راست است و راستی رو بیان میکنه و پنهان نمیکنه برای از این که ما رو هدایت بکنه و اگر جایی ما میبینیم در کلام خدا انبیاء خدا دروغ گفتن، خطا کردن خدا آنها رو رها نکرد و آنها هم خدا رو رها نکردن به حضور خدا رفتن، ایمان خود را تقوییت کردن ترسهای خود را به حضور خدا بردن و خدا در اون ترسهای آنها رو برکت داد و زبان آنها رو اصلاح کرد، افکار آنها رو اصلاح کرد و همونطور که گفتید تنها در یک کس راستی پیدا میشه و او هم در ایسای مسیس از این خاطر است که ایسا اولگوی ما هست و از این خاطر است که ما میگیم ایسا کلام جسم شده است او پسر انسان و پسر خدا است هم انسانگونه زندگی کرد و هم پسر خدا بود و خداگونه بود برای ما اولگوی مناسبی بود برای ما که به اون نگاه کنیم و در راستی قدم برداریم ایسای مسیس میگن من راه راستی هستم و او اشاره میکنه که در من هیچ دروغی پیدا نمی کنید در من تنها راستی پیدا میکنید پس ای تشفیق میکنه ما ایمانداران به مسیح را که همچند مسیح به دنبال فضیلت باشیم و در راستی قدم برداریم دنیا پیرامون ما به دنبال نتیجه هستن یعنی شما هر کسی را در دنیا بیرون ببینید دنبال یک زندگی نتیجه گراه هستن برای اونها نتیجه مهم هست و دوست دارن به اون نتیجهی که میخواهن برسن و برای رسیدن به اون نتیجه از هر راه استفاده میکنن به خصوص دروغ ولی ایمانداران به مسیح زندگی توعمه با فضیلت دارن چرا؟ چون مسیح با فضیلت زندگی کرد نه با نتیجه او به دنبال نتیجه نبود او به دنبال نتیجهی بود که او فضیلت هست او میتونه جامعه را اصلاح کنه روابط را اصلاح کنه زن و شوی به هم بیعتماد هستن از خاطر چی؟ از خاطر دروغ بچه ها دروغ را یاد میگیرن به خاطر چی؟ به خاطر از اینکه میترسن از پدر و مادرشان به خاطر از اینکه شرم میشن از پدر و مادر و دوست همساهیشان و این گناهی هست که از طریق شیطان وارد جامعه ما شده و روابط ما را هدف قرار داده و روز به روز میبینیم که این روابط توعمه با بیعتمادی شکل میگیره اگر امروز یک نفر براما زنگ بزنه مثلا از افغانستان و او شروع بکنه و ناله بکنه و یا نایفهم وزیعت خود را تشریح بکنه من واقعا خود من میمانم که چند درصد از حرف از این برادر رو باور کنم و چند درصدش رو باور نکنم یک دنیا توعمه با بیعتمادی و همینطور من براز اون برادر میگم مثلا میگم براش میگم که برادر عزیز دوست عزیز برای تو دعا میکنم ولی ما یک همچین توانایی نداریم که این رقم تو را کمک کنیم من فکر میکنم حتی اون برادر نسبت به من بیعتماد است و میگه این دروغ میگه این میتونه یک کاری بکنه ولی کاری نمیکنه این قدرتشا داره تواناییشا داره تو چطور نمیتونی مثلا در غرب استی در شرایط خوب هستی روابط داری و تو چطور نمیتونی مره در این روابط ها کمک کنی میبینیم درگیر یک جامعه بیعتماد شدیم که هیچ کس به یک دیگه خود اعتماد ندارن چرا؟ چون دروغ ریشه دوانده و مردم با دروغ زندگی میکنن برادر شایب شما بفرمایید ولی این مشکل بزرگی هست و این تنها در جامعه ما نیه بلکه در جامعه دیگه هم وجود داره حتی در کشورهای غربی بعض مجلات یا روزنماها صرف نشر میشه که دروغ پراگنی کنن بله و شاید هزار ها یا سطح هزار فروشنده بفروشن و بسیار بزنس خوبی هست یعنی حتی شاید ایجنسی های یا سازمن های باشه که دروغ پراگنی کنن در بین ما افغانها مثلا بی بی سی بسیار مشهور هست به دروغ پراگنی هر چیزی که از بی بی سی باشه دروغ میگن یا بین ایرانی ها هم وزیاد وجود داره نتنها در افغانستان، ایران بلکه کشورهای دگه هم دروغ واقعاً هست و ما ایرا با گشت پاستخون خواد میبینیم میشنویم هر روز میشنویم و مشکل که امروز در فضای تکنالوژی یا فضای مجازی هست ای از که چگونه ما دروغ را از حقیقت فرخ کنیم از راستی فرخ کنیم ای مشکل بزرگه هست امروز در بین جوانا بخصوص در افغانستان مشکل بزرگه هست که چگونه اینا با یک عقیده مثلا یا با یک نظره که بر ست ها سال پدر و پدر کلان هایشان ست ها سال یک نظر یا عقیده داشتن او را رد کنن و با یک چیز نوی که امروز در انترنت میشنوند یا برنامه ما را میشنوند یا راستی را میشنوند به ای باور بیند ای بسیار یک چالش بزرگه هست امروز بخصوص در بین جوانای افغانستان و بمون خاطر ما چیز را که میبینیم در بین جوانای ای از که وقت اینا میشنوند چیزهای نوی را مثلا در مورد مسیحیت مثلا در مورد عیسای مسیح مثلا در مورد انجیل در مورد کتاب مقدس که ای با عقیده از اونا مطابقت نداره پس اینا چی میکنند به جای ازی که ای را قبول کنند امی راستی حقیقت را ای را چی میکنند کش میکنند از خود دفاع کنند از امو چیزی که شاید راست هم نباشه از امو دفاع کنند و حقیقت را که امروز ما و شما میدانیم در کلام خدا در انجیل ای را رد کنند چی میشه نظر شما چی جوانای ما چی کنند یا چی کنند بتانند بر امی چالشی که امروز در برابرشان وجود داره غلبه حاصل کنند دقیقا شاید ما بین من سوال شما را نگاه میکنم یک چند تا سوال دیگرم هست که شاید مربوط میشه به همین موضوعی که شما مطرح کردید باز هم سوالات دیگری به وجود میاید وقتی که شما سؤال پرسیدید که چطور جوانان تشخیص بدن سؤالت دیگری هست که ممن می تنم بازی را پرسان کنم در کنار امی سوال که능 آیا بدون درخ گفتن میشه زندگی کرد؟ آیا میشه کار کرد بدون درخ گفتن؟ آیا میشه حکومت کرد بدون درخ گفتن؟ آیا میشه بدون درخ گفتن رهبری کرد؟ آیا میشه بدون درخ گفتن تجارت کرد؟ و یا آیا میشه بدون درخ گفتن تربیت کرد؟ خب تمام اینها مشکلاتی هست که ما در جامعه درگیر از او هستیم آیا میشه تمام این روابطی که در جامعه شکل گرفتره بدون درخ گفتن پیش برد؟ خب این جوابی این سؤالی هستش که شاید در این جامعهی که ما داریم جوابش به سختی پیدا شوه ولی همون چیزی که شما گفتید سؤالی که شما مطرح کردید وقتی به کلام خدا مراجعه میکنیم و این موضوع دروغ رو از نقطه نظر کلام خدا دنبال میکنیم جای ایسای مسید در انجیل یوهنه بابه هشت آیه سی و سه در روابطه باید صحبت میکنه که میگه حقیقت شما را آزاد خواهد کرد میگه حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد
یعنی در حقیقت، در راستی، آزادی هست. ما در این دنیا پیرامون خود، در روابط، در شرایطی که در او زندگی میکنیم در جامعه، موضوعات خیلی زیادی را از اطراف میشنبیم. از دنیا پیرامون، از میدیا، نه ای فهم، رهبران مذهبی، رهبران سیاسی، معلمین، استادان دانشگاه، و کسانی که در حوضه های مختلف فعالیت میکنن. موضوعات زیادی را مطرح میکنن. هایی به این فکر کنیم که اگر کلام اینها حقیقت داشته باشه، این حقیقت باید باعث آزادی ما شوهد. نه باعث دربند کردن ما یا اسیر کردن ما. وقتی به این توجه میکنیم، سالها سمره زندگی بعضی از حکومتها را میبینیم. سالها سمره زندگی بعضی از مذاهب، آینها، ایدولوژیها، نه ای فهم، نظریه ها را میبینیم. میبینیم حقیقتی را که اونها افشا کردن و یا آشکار کردن، بیان کردن نه تنها باعث نشده اونها آزاد شوند از محدودیت ها، از گناه، از نه ای فهم، رضایل اخلاقی یا مشکلات بد اجتماعی. بلکه اونها را بیشتر درگیر کرده، بیشتر اسیر کرده. یادم از یک زمانی با یک از مردان خدا صحبت میکردم. و شرایط افغانستان را براش تشریح میکردم. شرایط کسانی که در تحجر و نه ای فهم، تنروی قرار گرفتن. او برگشت برای ما گفت اونها فریب خوردن. به اونها دروغ زدن. اونها هم درگیر دروغ شدن. اونها دروغ را باور کردن. اونها اگر حقیقت را باور میکردن حقیقت باعث آزادی اونها میشد. اونها آزاد میشدن از ای تحجر، از ای تجاوز، از ای ظلم. اونها آزاد میشدن. ولی چون فریب خوردن و فکر میکنن که ای فریب اصل درست زندگی از اوناست در ای فریب دیگران را به دیگران ظلم میکنن. به حق اونها تجاوز میکنن. و اونها را ندیده میگیرن. از اونها استفاده میکنن. و اونها هم فریب خوردن. پس اگر ما بتانم در جمبندی آخر در جواب سوال شما را بدونم برادر شایب جان حقیقت ما را آزاد میکنه. دنیا پیرامون ما را دربند میکنه. چرا؟ چون با دروخ تلاش میکنه ما را بازی بده. ولی خداون در حقیقت ما را آزاد میکنه که کلام خودش هست. و فضیلتی که از طریق کلام وارد زندگی و روابط ما میشه ما را شفا میده. و اون سمره را ما میخوریم نه تنها تلخ نیست بلکه شیرین هست و نه تنها ما از اون سمره میخوریم و لذت میبریم در راستی بلکه اون سمره را به دیگران هم میبخشیم و جامعه ما درگیر راستی میشه وقتی در ارتباط مستقیم با خدا باشه. نمیخوام برادر شایب جان شما چیزی اضافه میکنید؟ ایک مشکل از بر همه مردم بخصوص بر جوانا و امیدتو که شما گفتید ما در کتاب مقدس هم میخانیم یکانه راهی که ما میتانیم دروغ را از راستی تفکیک کنیم یا جدا بسازیم ای از که ما به کلام خدا کلام خدا منشه راستی هست انجیل منشه یا سرچشمه راستی هست خداوند خودش راستی هست حقیقت هست به اون مراجعه کنیم به کتاب مقدس مراجعه کنیم و در اینجا ما بخانیم وقتی که ما به کتاب مقدس مراجعه می کنیم اینجا ایسای مسیح امتک شما گفتید میگه در یهانه فصل 8 آیه 31 میگه سپس ایسا به یهودیان که به او ایمان آورده مودند گفت اگر تعالیم من را پیروی کنید شاگردان واقعی من خواهید بود و حقیقت را خواهید شناخت این حقیقت شما را آزاد خواهد کرد این حقیقتی که ایسای مسیح میگه خودش است این حقیقت خودش است که میگه یعنی من هستند من راه هستم من راستی هستم وقتی گفتم ایسای مسیح را بشناسیم که او یکانه راه هست اوقت خود راستی هست او زندگی هست در وقت از که ما میتونیم فرق بین دروغ و راستی را کنید در غیر از او یک حالت اما که شما گفتید تواهم با وجود می آید و امروز جوانای ما واقعا امی حالت تواهم دارد یعنی حالت را که نمی فامن چی راست است یا چی دروغ است اما اگر ما وقتی به منشه راستی به کلام خدا به تعلیمات ایسای مسیح به او را جومی کنیم او را میخانیم در او وقت از که ما میتونیم بین دروغ و راست تفکیک کنیم جدا بسازیم در زندگی خانوادگی خود و او وقت از که خداوند همچنان ما را کمک می کنه که دروغ نگویم دروغ نگویم و همیشه در راستی زندگی کنیم خب دوستا بیاین بریم این کلپ را ببینیم دوباره برمی گردیم موسیقی پسید موسیقی پسید فارس فارس دنبه دنبه دنبه دنبه دنبه خداوند خداوند خداوعی خدا trim خداوند موسیقی پسید موسیقی پسید خداوند موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید موسیقی پسید
بینندگان گرامی، آیا می خواید با ما بتماز شوید؟ بس لطفاً با شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس ایمیل اد راز زندگی داتکام انفو اد راز زندگی داتکام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک داتکام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم دوستای عزیز ما در بخش اخیر برنامه خود هستیم امروز در مورد دروغ و راستی صحبت کردیم خب دانیل جان اگر شما یک موضوع را بره بینیده های ما بگوین که امروز یاد بگیرن در مورد دروغ و راستی یا بخاطر بسپارن او چی خواهد بود؟ خیلی میتونم مهم باشه امتحانی که یک قسمتهایی از کلام خدا را مرور کردیم که چطور دروغ در بین خانواده رواج پیدا کرد و چطور دروغ دست به دست شد و نسل یک خانواده را تحت تحصیل قرار داد و این سؤال را از خود پرسان کنیم هر کدام ما که در هر جای هستیم ما دوست داریم چه نسلی را به جامعه ها تحویل بدیم و rely در چه نسلی زندگی کنیم خود ما دوست داریم که در چه شرایطی زندگی کنیم هایبا دوست داریم در راستی زندگی کنیم خانواده ما، فرزندان ما، قوم ما، خیش ما، جامعه ما هایما دوست داریم در این مردومی که در پیرامون ما هستن در راستی زندگی کنن، خود ما همینطور ر Federation Journalist ما دوست داریم در دروغ زندگی کنیم این میتونه موضوعی باشه که خیلی مربوط به انتخاب ما میشه انتخاب شما یا انتخاب من من ترجیح میدم که در راستی زندگی کنم و تلاش میکنم که در راستی مطالب خود را بیان کنم حتی به این فکر میکنم که به این بی اندیشم که چطور راستی را بیان کنم که اون راستی را شخص به پذیره اون راستی را درک بکنه به این فکر نمی کنم که چطور دروغ را پرورش بدم تا شخص را تحت تحصیل قرار بدم نه بعض وقتا لازم هست که ما به راست گفتن فکر کنیم بسیاری از مردم جامعه به دروغ گفتن فکر میکنن که چطور از دروغ استفاده کنن برای پیش برده اهدافشان پیش برده اون نتیجهی که میخواهن حالی من میخواهم این را بر شما یا بر خود بگویم که به این فکر کنم که چطور میتونیم از راستی استفاده کنیم برای پیش برده اهداف خود شاید نیاز به زمان هست شاید نیاز به فکر کردن هست نیاز به مشورت کردن هست نیاز به داشتن حکمت هست از خدا پرسان کنیم که خدایا من این راستی را چطور بیان کنم که من بتانم یک نتیجهی مسبت دریافت کنم ما به این فکر کنیم ولی مردم بیشتر به این فکر می کنن که به سرعت از دروغ استفاده کنن تا حتی بچه های خود را با دروغ تربیت کنن مثلا بچه رزه خود را با دروغ بازی بدن که او را تربیت کنن یا زن خود را با دروغ رازی کنن که او به این اعتماد کنن و یا برعکس حتی او بچه یاد میگیره که بیایی برای پدر خودش دروغ بگه یا چرا چون از پدرش ترس میخوره و یا شرم میشه و یا احساس میکنه که پدرش از اون نامید میشه مادرش از اون نامید میشه و تلاش میکنه که حتی اون دروغ بگه و یا چطور همسر زنی که در خانه هست از رفتار بد همسر خودش یا شوهر خودش ترس میخوره و تلاش میکنه این شرایط را با دروغ اصلاح کنه آلی بیایید این تلاش را در راستی انجام بدیم و این تغییر از ما شروع میشه اگر ما بتانم اعتماد همسر خود را جلب بکنم تنها با راستی میتانم اعتمادش را جلب بکنم و اگر ما این کار را بکنم همسر من در برابر من در راستی قدم بر میداره فرزند من راستی امارو میبینه او در راستی قدم بر میداره و ما از خود شروع میکنیم برای از این که بتانیم جامعه پیرامون خود را تحت تحصیل مطمئنن کلام خدا رابطه ما با خدا دعا کردن ایمان ما کمک میکنه که ترس های ما کمتر شده و حضور خدا کمک میکنه که ما بیشتر امید ما برای او باشه نه برای دروق نه برای فریب و نیرنگ و یا راکار هایی که دنیا به ما میبخشه اگر باز فرصتی باشه موارد دیگری هم هست براتن شایب ولی اگر تنها یک مورد باشه انتخاب کنید که در راستی قدم بردارید انتخاب کنید که مسایل زندگی خدا در راستی اصلاح کنید نه در دروق این انتخاب من و شماست و باید در این مسیر تلاش کنیم آهان فکر میکنم باز براتن شایب قد شدن و یا صدای من را ندارم موضوع دیگری که اگر من از این فرصت استفاده کنم و در رابطه با او بخواییم یک مقدار صحبت کنیم در این رابطه ما صحبت کردیم که ما دروغ مسلحتی نداریم دروغ کچک و یا دروغ بزرگ نداریم اتفاقا دروغگویی از همه دروغهای کچک مسلحتی شروع میشه یک شخص به این فکر میکنه که یک مسلحتی را باید در نظر بگیره و از خاطر از این مسلحت دروغ بگویه و این مسلحت آرام آرام تبدیل به یک آدت میشه و آدت زندگی یا آدت رفتار ما میشه و و این آدت بخشی از زندگی و شخصیت ما میشه و ما تبدیل به انسانهای دروغگو میشیم. چرا؟ چون اجازه دادیم دروغ مسلحتی وارد زندگی های ما شده پس فریب نمیفهم راهکارهای دنیا را نخورید و پیشناهایی که دنیا بر شما میده که خیلیره یک دروغ مسلحتی بگو خیلیره این رقمی رای خود جور کن خیلیره از این دروغ مسلحتی استفاده کن تا این مسیر را جور کنید. نه دروغ مسلحتی نقطه شروع آدتهای ما برای گفتن دروغ های بزرگتر و بزرگتر هست خیلی مهم هست که ما به علت دروغ ها توجه کنیم. اگر در وجود ما یک دروغ هست اگر من داروم دروغ میگویم و میخوایم این را اصلاح بکنم به علت از این دروغ ما باید توجه کنم که دروغ میگویم. وقتی این علت را شناسایی کنم میتونم برای برطرف کردن اون علت در جهت راستی قدم بردارم میخوایم یک کار به دست بیارم میخوایم خواستگاری بروم جوانهای ما امروز میخوایید خواستگاری برن و میخوایید تشکیل زندگی و ازدواج بدن. ازدواج کنن و تشکیل زندگی بدن و مبنای از اون را میخوایید برپای دروغ قرار بدن. نه انتخاب کنیم چطور از راستی استفاده کنیم و علت دروغ هایی تو میخواییم بگوییم را شناسایی کنیم اجازه ندیم دروغ ما را فریب بده. دروغ ما را فریب میده. فریبش ای است که با این دروغ تو میتونی کار خود را پشت بوری. با این دروغ تو میتونی به ایک راستی برسی با این دروغ میتونی به ایک حقیقت برسی. و اینجاست که دروغ ما را فریب میده و نمیتونه به ما کمک بکنه. پس علتها را شناسایی کنیم و وقتی علت را شناسایی کردیم در جهت راستی قدم برداریم نه در جهت دروغ. دعای مایی استش که خداوند ما را فیض ببخشه تا در راستی اون گام برداریم و فضیلتهای خدا سمرات نیکوی خدا در زندگی ما آشکار و نمایان شده. خداوند ما را به دستان خداوند می سپرم هفته خوب و مبارک داشته باشید. در پناهی خدا باشید خداوند خداوند موسیقی