دشنام دادن و فحش گفتن

  ۱ ساعت

  ۶ نُوامبر ۲۰۲۴

دشنام دادن و فحش گفتن یکی دیگر از بیماری‌های زبان است که بسیار مخرب و کشنده می‌باشد. از علائم آن می‌توان به استفاده از الفاظ رکیک، زشت و توهین آمیز به منظور تحقیر، شرمساری، تنبیه، ابراز انزجار و نفرت و انتقام از دیگران اشاره کرد.
امروزه سایت‌ها و کلیپ‌های شبکه‌های اجتماعی مملو از فحش دادن و صحبت‌های کثیف است. متأسفانه در بین نسل جوان اشتهای به فحش دادن وجود دارد زیرا برخی از کلیپ‌های فخش گفتن هزاران بیننده دارد. باید از فحش دادن و صحبت‌های کثیف در خانواده و دوستان خود دست برداریم و رفتار خود را به صحبت‌های سالم و سخنان تشویق کننده تغییر دهیم.

دانلود تصویری دانلود صوتی

متن برنامه / متن سرود

 رونویسی توسط هوش مصنوعی

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنائی انجیل مقدس شما را کمک می کند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. سلام میکنم به شما، یاران، همراهان و دوستان گرامی وتنداران گل ما در هر جایی که استید، در هر نقطه، در هر زمان و مکانی که قرار گرفتید. خیلی خوشحال استم که باز هم فرصتی فراهم شد تا در کنار هم باشیم قسمتهای از کلام خدا و یا مباحثی که مربوط به زندگی میشه را با هم بررسی کنیم. فکر کنیم خداوند در این بحث ها و مباحث ما را آگاهی ببخشه برای یک زندگی بهتر. تشکر میکنم از همه شما عزیزانی که در این هفته گذاشته با ما تماس کردید. ما را تشویخ کردید، تعیید کردید و همطور کسانی که شاید توویخ کردید و یا دعوت اشنام دادید و یا درخواست هایی که داشتید و ما توانستیم به بعض از اونها رسیدگی کنیم و شاید به بعضی نیاز به کمک داشته باشیم. و وقتی که امروز صبح می آمدم سمت استودیو به این فکر میکردم که زمان های زندگی ما متفاوت هست. وقت های زندگی ما متفاوت هست که ما بر از او زمان میمانیم. و بعضی از این زمان ها زمان هایی هستش که شاید خدا حضور نداشته باشه. پس زمان هایی که خدا حضور داره زمان های پر برکتی هست که در این برنامه شاید یکی از او زمان ها شکل میگیره که ما حضور خداوند رو بیشتر درک بکنیم. امروز در برنامه باست هم بردر شاید در استودیو با ما هستند. ما رو برکت میدن. هر دوی ما یک جای این مباحث رو پیش میبریم و از کلام خدا برکت میگیریم. من هم سلام میکنم به شما بردر شاید عزیز. خیلی خوشحال هستم که باست هم فرصتی فراهم شد که اینجا باشید و با هم این مبحث رو دنبال کنیم. بله، سلام من هم به شما تقریم هستم شان. به همه بینندگاه های ما در هر کجایی که هستین بخصوص در افغانستان، پاکستان، ایران یا تاجکستان یا هندوستان، ترکیه و دیگر کشور ها هر جایی که قرار دارین سلام های ما رو بپذیرین. و ما همیشه خوش میشیم از شما بشنوید اگر تیلفون کنین یا ای که از طریق فیسبوک یا از طریق صفحات مجازی با ما تماس بگیرین، کامند نشته کنین یا اگر همچنان خواهش دعا داشته باشین. ما در اینجا به نام یسای مسیح دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کنند. برادر شاید جان امروز برای ما چه چیزی داری؟ ما میخواییم یک زمان برکتی آفته در حضور خداوند داشتیم. امروز میخواییم در آغاز در مورد یکی دگر از خسلتها یا خصوصیات خداوند صحبت کنیم. خداوند ما صحبت کردیم خسلتها و خصوصیات زیاده دارد. خداوند قادر مطلق هست. خداوند حکیم هست که هفته گزشته صحبت کردیم. خداوند محبت هست. خداوند شفا دهنده هست. خسلت و خصوصیات زیاده دارد. امروز ما میخواییم در مورد وفاداری خداوند صحبت کنیم. یعنی خداوند امین هست. قابل اعتماد هست. و وفاداری خداوند را ما در کجا میتونیم ازش پیدا کنیم. خود همه شاید بگیرین ما در زندگی خود دیدیم وفاداری خداوند. یا ما مثلا در طبیعت میبینیم وفاداری خداوند. یا در زندگی کلیسا میبینیم وفاداری خداوند. ولی همچنان ما میتونیم در کتاب مقدس وفاداری خداوند را بخوانیم. و که چگونه مردم خدا او را تجربه کردن. و ما آیت را میخواییم از تسنیه فصل هفت آیه نو بر شما بخوانم. میگه پس بدانید که خداوند خدایتان خدای یگانه هست. این چیز مهمه هست بر همه که ما به خدای یگانه یاهوه یا خدای یگانه ایمان داریم. او خدای با وفا هست. و که اهد و پیمان خود را با دوستداران خود و آنهایی که از حکام او پیروی میکنند تا هزاران نسل نگاه میدانند. یعنی هزاران نسل مقصدش در اینجا هست که هیچوقت پیمان خود را نمیشکنند. هیچوقت خداوند به حساب به وفا نمیشه. خب ما در مورد اگر از لحاظ انسانی فکر کنیم ما انسان هم خوش داریم کسی مثلا بسیار خوش داریم که اک شوهر با وفا باشه. وفادار باشه به خانم خود یا اک خانم به شوهر خود وفادار باشه. یا ما وفاداری به خانواده خود داشته باشیم. ولی انسان ها همیشه در یک نقطه میلنگ امی موضوع. در یک نقطه شاید به وفا میشن. من میخوام از شما اگر سوال کنم که چگونه ما میتونیم مقایسه کنیم وفاداری انسان را در مقابل وفاداری خدا؟ خیلی موضوع جالبی است این صفت وفاداری که یک مقدار درکش در وجود ما قرار گرفته. مثلا من نسبت به دوستی با دوست خود وفادار هستم. و یا نسبت به تعهدی که به همسر خود میدم وفادار هستم. و یا نسبت به فرزندان خود برازی که اونها را سرپرسته کنم وفادار هستم. نسبت به کشور خود، مردم خود، زبان خود، قوم خود و یا رابطه مذهبی خود با خدا تلاش میکنم وفادار باشم. ولی وقتی شما این را داشتید صحبت میکردید ذهن من میرفت سمت امی وفای بعهد. که چه تفاوتی واقعا بین وفای بعهد یا وفادار بودن خدا و وفادار بودن یا تعهد یا وفای بعهد بودن انسان هست. وقتی یک قرارداد با هم متصور شویم مثلا یک قرارداد بین دو نفر که اینها در این قرارداد یک سری مزامینی را یاد داشت میکنن و میگن که بر اساس این فائدهی که تو در من میبخشی من این مسئولیتها یا تعهدها در غبال از تو دارم. یعنی یک قرارداد دو طرف هست که بعد در آخر از این قرارداد یک قسمت اضافه میشه که میتونه میره بر اساس این شرایط اگر تو وفا نکردی یا اگر تو وفا نکردی کم آمدی این نسخش کنیم، از بین بوبریم، ابتالش کنیم، منسوخش کنیم و این از بین بورد. ولی وقتی انسان به حضور خدا میره و با وفاداری خدا روبه رو میشه آیا خدا هم رقم انسان در پایان یک تفسره ای رو اضافه میکنه و میگه که هر وقت که تو اشتباه کردی، خطا کردی اگر تو به من مفاد نرساندی، سود نرساندی، منفاد نرساندی این وفاداری یا این تعهد نسبت به تو منسوخ میشه و ابتال میشه. اینجا شاید ما بهتر میتونیم دهک بکنیم که خدایی که وفادار است و او در محبت کامل خودش وفادار است که ما نمیتونیم اندازه از او شبیم و وفاداری خدا رو میشه تنها در محبت از او تفسیر و یا درک کرد که خدا در همه شرایط وفادار است حتی در شرایط هایی که من خطا میکنم، اشتباه میکنم من در او منفاد نرسانم، مگه او نیاز داره در مگه من در او منفاد برسانم ولی او همچنان از آغاز تا به پایان وفاداری خود رو حفظ میکنه از این خاطر ما میگیم خداوند وفادار است در اینجا آیت رو یاداش کردیم از دوم تیموتاوس فصل دو آیه سیزده میگه ولی اگر ما به او وفادار نمانیم، او وفادار خواهد ماند زیرا او نمیتواند خود را انکار کند یعنی در اینجا وفاداری خسلت یا طبیعت خدایی است وفاداری خسلت طبیعت خدا است که یعنی حتی اگر ما به وفا شمیم نسبت به خدا یا او را حتی کسایی که انکار میکنند خدا را ولی خدا هنوز هم به اونا وفادار است و میخواهی که اونا توبه کنند چنان چه مثلا در اول یوهنا، فصل اول آیه 19 در اینجا میخواهیم از شما هم بشنم میگه اما اگر به گناهان خود اعتراف کنیم او که امین و عادل یا معنا وفادار است گناهان ما را میبخشد و ما را از همه خطاهای ما پاک میسوزند یعنی ما اگر بی وفایی کنیم چی در مقابل خدا یا چی در مقابل انسان میگه ای گناه است ولی اگر گناه خود را اعتراف کنیم چون خدا همیشه وفادار است او وعده کرده ایرا به وعدهای خود همیشه وفا میکنند چون او وفادار است پس گناهان ما را میبخشد و ای امی فرق بزرگه که بین وفاداری انسان و خدا است چرا ما تاوره گفتیم مثلا اگر دو زن و شوهر یا دو نفر با هم یک قرارداد میبندند در مورد وفاداری اگر یک طرف وفاداری را میشکنانه دیگه دیگه طرف هم حتما نیست که او وفاداری دوام بده دقیقا نه عهد خدا ای رقم ای نیست بله مثلا عهد خدا یک دفعه خلاص شدنی نیست چون خدا است بله ولی ما مثلا میتونیم عهد بله مثلا یک زن و شوهر
دیگر وفاداری ختم می شن. یا مثلا شما با یک قرارداد دارین یا با یک دوستون یک قرارداد بسته کردین اگر یک طرف یک وفادار نیست دیگر وفاداری ختم می شن ولی وفاداری خدا با انسانی گناه نیست. حتی اگر انسان گناه هم کنه یا با خدا به وفا شوه یا حتی با دیگر کسا در خانواده خود به وفایی کنه ولی خدا وفادار است و او را می بخشه خطاهای ما را می بخشه یعنی بخشیدن جزی از وفاداری خدا یا امین بودن و عادل بودنش است. میشه یکان جایی ای را بهتر مثلا دریافت کرد ای که هدف خدا از خلقت چی بوده و یا خدای زمین و ای طبیعت و ای کائنات تمام هستی را برای چی خلق کرده چرا به او اجازه داده که زندگی بکنه یا حیات شکل بگیره. وقتی وارد از این مپس میشیم یک زن شاید بهتر میتونیم درفت بکنیم چرا چون هدف خدا به سمت ارتقا بخشیدن بهتر کردن محبت کردن نیکویی کردن است. پس خدایی که هدفش از خلقت ارتقا و محبت کردن مخلوقاتش هست ای خدا وفادارانه تا به آخر استاد میشه. چرا چون هدفش ارتقا بخشیدن است کلان کردن خوب شدن بهتر شدن روشت کردن. پس یک دفعه میبینیم روبرو میشیم با یک خدایی وفادار که داستانهای کتاب مقدس بارها و بارها وفاداروی خدا را به قوم بند اسرائیل اشخاص افراد موقعیت ها آشکار میکنه و ما ای را میبینیم. بعد یکان دفعه میگیم که اگر نزدیکتر رفیق ما بی وفا بشن ولی خدای ما بی وفا نیست. ولی اگر مثلا ما کتاب مقدس را بخانیم ما میبینیم که خداوند مثلا با مردم اسرائیل وفادار بوده همیشه هست با همه. ولی وقت مردم اسرائیل به خدای خود وفادار نبودن ده او وقت است که ناشکست خوردن. ده او وقت است که تمام بدبختی های زندگی را تجربه کردن. ما میخواییم یک سوال دیگه خب ما انسان خداوند از ما هم میخوایی که وفادار باشیم هم به خدا وفادار باشیم هم به خانواده خانومیم ولی چی فرق داره در زندگی انسانی وفاداری ما به خدا نسبت به وفاداری ما به خانواده یا انسانها. این چی فرق داره به نظر شما؟ یک ذره این سوال شما چالش برنگی است. ولی یک جایی مثلا اگر بخواییم پیوند بزنیم که چطور محبت خدا یا صفات خدا قراره که انتقال پیدا کنه در وجود من یا در وجود شما یا در وجود ایماندارها پس قراره ما او صفات خداوندی را در وجود خود تجربه کنیم. پس این تجربه زمانی ارتقا پیدا می کنه و یا شکل می گیره که من با خدای وفادار وارد رابطه شم و این رابطه کمک می کنه که ما این وفاداری ما به خدا کمک می کنه که از او دریافت کنم. چرا؟ چون وارد از او محبت می شم وارد از او رابطه می شم وقتی از او دریافت کردم عهدی که با همسر خود می بندم عهدی از جنس رابطه ما با خدا است. اینجا است که ما یک زندگی توعمه با ایمان را می تانیم بهتر تجربه کنیم. اینجا است که من می تانم فرزندان خود را در کمال محبت کنم. چرا؟ همون جایی که یسای مسیح بر می گرده به دیگران می گه مثلا می گه که اگر دیگران را از من بیشتر دوست داشته باشید شاگرد ما شده نمی تانید. اگر سلیم خود را نگیرید از پشت من نیایید شاگرد ما شده نمی تانید. اینی داره اشاره می کنه در اون اولویت اصلی زندگی ما. که ما بریم از اون منبع دریافت کنیم پر شویم و بیاییم و به دیگران وفاداری عهد محبت خود را پاسخ بدیم. من فکر می کنم این راویت ها خیلی می تانه قابل درک باشه و کمک کنه که ما از اون دریافت کنیم. بر اساس قوانین دنیا همیانه یک زن و شوی پیش یک روانشناس برند و بگند ما مشکل داریم و یک دیگر خود را نمی تانید بپذیریم. روانشناس یا مشاور به لافا سلم می گوید یک دیگر خود را نمی تانید بپذیرید بهترین کار طلاق است. جدایی است و سریع همچین حکمی را سادر می کنند. ولی وقتی می رویم پیش خدا خدا چی می گند؟ وفاداری ما از جنس وفاداری خدا می شود. محبت ما از جنس محبت خدا می شود. عهد و تعهد و مسئولیت پذیری ما از جنس خدا می شود. و اینجا ما تصمیم خود را عوض می کنیم. یک دیگر خود را می بخشیم. امیاد شما گفتید او که امن و آدل است می بخشه. ما می رویم به حضور از او که وفادار است. ما هم یک دیگر خود را می بخشیم. یعنی ما تبریک شما تشریف کردین. یعنی مقصد شما را اگر ما بگویم من چی فهمیدم. یعنی مقصد شما ای است که وقتی ما خداوند ایمان داریم و وفاداری از او ایمان داریم از طریق ایسای مسیحی ما مسیحی ها. یعنی یاد می گیریم از وفاداری از او که چگونه ما در خانواده وفادار باشیم. دقیقا. و این واقعیت داره. مثلا ما مسیحی های شادت هایشان را شنیدیم. که چگونه بعد از اینکه به مسیح افغان ها و ایرانی ها و پاکستانی ها وقتی که اینا به مسیح ایمان آوردن چگونه وفاداریشان نسبت به همسرشان بیشتر شده. چگونه وفاداریشان نسبت به اولادهایشان بیشتر شده. چگونه وفاداریشان نسبت به حتی کشورشان چگونه وفاداریشان حتی مردمشان حتی دوست و همسایه و رفیقایشان یعنی اینکه واقعا ما وقتی به خدا وفادار هستیم اینجا میگه کسایی که اون را پیروی میکنند کسایی که احد و پیمان خود را با دوستداران خودوانهایی که از حکام اون پیروی میکنند وقتی ما خداوند را پیروی میکنیم از طریق ایسای مسیح و به اون وفادار هستیم این وفاداری باعث از این میشه که ما میتونیم خوبتر و بهتر وفادار به خانواده خود باشیم و یا به زندگی خود این بسیار مهم است بسیار شد مثلا بعض کسات در افغانستان شاید بگن خوب ما به خدا نواده اشفیصد افغانستان کلگی میگه ما به خدا ایمان داریم نی ولی شاید به همسر خود به خانواده خود وفادار نباشن بخاطر ازی که او ایمانشان کمکشان نمیکنن دقیقا یعنی اون منبعی که از او دریافت میکنن بله و بعد اون منبعی یعنی اون راه نمایه ها اطلاعات اون چیزی که از اون منبع دریافت میکنن و به او باور دارن و بعد او تبدیل به شیوه زندگیشان میشه در اون شیوه زندگی میبینیم اینا وفادار نیستن مثلا یک موضوعی که میتونه بحث برنگیز باشه مثلا بحث بین ادیان و نیفم راستیازمایی نیست ولی خب وقتی یک مرد میتونه دو دانه زن یا سه دانه زن یا چهار دانه زن بگیره چطور میتونه وفاداری خود را بین از اونا تخصیم کنه بله بله خب این برای یک شیوه زندگی که میتونه درست نباشه خب غلط است ولی برای کسانی که از او پیروی میکنن درست است بله یکی در مورد تعدد خانم ها همچنان موضوع مهم دیگه مسئله احساس هست که چطور احساس خود را تقسیم میکنه به استثنایه ازی که در خانم ها را منحس کسایی که بیشتر از یک زن میگیرن دو زن، سه زن یا بر اساس عقیده مذهبی خود اونا خانم ها را وسیله میدانند مثلا شما یک موتر دارین دو موتر، سه موتر، چهار موتر دارین یا چهار ماشین دارین یا یک وسیله هست در اونجا کدام منحس وسیله میدانند یعنی تعهد نیست، افاداری نیست شما امروز یک ماشین تان استفاده میکنید سما یکی دیگه شد و اینا هم بشکلی هست که در او زمان خانم ها به وسیله تبدیل میشند اما در مسئلیت خانم ها به همدم و شریک زندگی مرد هستند یار هستند یار هستند، همدم هستند شریک زندگی مرد هستند و این خاطر یک مرد همیشه در مسئلیت یک خانم هست و این خاطر نمیتونه شما دو شریک، سه شریک، چهار شریک چونگونه شما احساسات تانه یا چونگونه وفادار میباشین و چونگونه احساسات تانه تقسیم میکنین این بسیار کار مشکلی هست یا هیچ اصلا امکان نداره دقیقا کلام خدا در رابطه با تعهد بین زن و شوهر آیات زیادی داره و میگه آیاتی یعنی از جدایی هست در کتاب مقدس که خداوند میفرماید به حیات خودم قسم که از طلاق بیزار هستم یعنی از جدایی که در اون ادم تعهد باشه در اون ادم وفاداری باشه پس وقت کلام خدا به این اشاره میکنه و رابطه خودشا با قوم مثل رابطه زن و شوهر اعلان میکنه یعنی یک وفاداری تا به عوض و این وفاداری هستش که خداوند در کلام ما رو به اون دعوت میکنه وقتی که با موضوع وفاداری روبرومشید چی چیزی ذهنتانو را دربار میکرد چا عموزه هایی داشتید تا به امیالی در مسیحیت
افاداری چه معناه و مفهومی دارن پس دعوت تان میکنم که بیشتر به این مسئله فکر کنید و اگر سؤالی هست اگر موضوعی هست که میخوایید با ما شریک کنید حتما با ما در ارتباط شوید و در این رابطه با هم بهتر بتانیم صحبت کنیم و به یک دیگه خود کمک کنیم برویم به یک کلیف کتایی را ببینیم و بعد برمیگردیم به ادامه محفظ موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بینندگان گرامی آیا میخوایید با ما بتماس شوید؟ پس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم موسیقی خوب دوستان عزیز خوشحال هستم که باید در کنار هم هستیم همچنان ادامه میدیم و موضوع دیگری را انتخاب کردیم برای قسمت دومه برنامه که ما مردم خیلی با او قریب نیستیم و بارها و بارها تجربه کردیم شاید خودمام در این شرایط باشیم و خودمام این تجربه را داشته باشیم و او را انجام بدیم ولی برای ما چیز مهمی نباشه و یا قابل توجه نباشه چرا چون همگیر شده و در جامعه مردم او را انجام میدن بعضی وقت ها یکان عادت ها و رفتار های هستن که در جامعه رواش پیدا کردن و او عادت ها و رفتار ها کار مناسبی نیست کار درستی نیست ولی چون دیگران انجام میدن و او رسم شده و او خوب مالوم میشه ما هم میگیم خواهیرم ما هم انجام میدیم و کسی ما را بد نمیگه موضوعی که برای قسمت دوهم انتخاب کردیم موضوع دشنامدادن است فشدادن است ناسذا گفتن و وقتی من این را میگم میدنم همه شما به سرعت متوجه شرایطی که خود ما در او تجربه کردیم میشوید برادر شاید جان اگر از شما پرسان کنم اگر دوست های ما شاید اکثریتشان شخصی را یکی از یوتوبر های افغانستان است به نام نجیب برود آدم جالب است این شکل است که وقتی تکتاک خود را برنامه خود شروع می کند شما از دشنام چیز نمی بینید ولی حنگام این که یک کسی می آیا بطور زنده یا لایف می آیا یا یک گفت می زنده که این را خوشش نمی آیا یک دفعه این که خود خلاص می شود کنترول خود از دست می توند و هر چی که دانش می آیا فش می گه دشنام می گه و بعض اوقات از هم مهمتر جالب دهی است که بعض کسا همین حالت از این را خوش دارند رابطه برقرار می کنند یا همین حالت دشنام دادن از این را که بسبک خوب دشنام می توند این را بعض کسا خوش دارند من فکر می کنم شاید این بیشتر علتی از این داشته باشه که ما وقتی از نوجوانی اتا در مکتب خود در خانواده نیه ولی در بیرون وقتی که با همسنفی های خود دشنام می دادیم یا فش می گفتیم و بعد از او باست هر قدر کلان انسان بزرگ می شه این فش ها هم کلان شده می ره تا به خانواده و همه چیز یک مشکل در دشنام دادن فرشتانی هست که بزرگ خود حساسیت از بین می ره یعنی یاد ما هست اگر کسی من را خانواده ما را یا خوهر و مادر ما را یا پدر من را چیزی بگویم شاید بسیار قهر شد یا هیچ جواب نتا ولی یاد ما هست در دانشگاه بودیم بچه ها بین خود ما دشنام می دادیم یعنی هیچ کدام حس نداشتیم مثل غرور یا حس که خب می گفتیم یاد ما دشنام دادیم ما هم پس دشنام دادیم ولی این هم کار خوب نیست وقتی که ما حس حساسیت خود را از دست می دیم در مقابل فش و دشنام وقتی به موضوع فش دادن یا دشنام دادن فکر می کنیم می بینیم سطح فهم مردم جامعه هر چی پایینتر می آیا یعنی مردم من نمی خواهم خدای نخواسته یک به احترامی کنم به مردم سرزمین خود یا مردمی که در وطن ما زندگی می کنن وطندارهای خود ولی یک واقعیتی هست که نباید ندیده گرفته شد خب وقتی سطح فهم و دانش و آگاهی مردم پایینتر می آیا خب اونا تلاش می کنن از یک کلماتی استفاده کنن که اوی کلمات می خواهی رابطه را احیا کنن مثلا دو دانه دوست بعد از یک نشان بتن چه اندازه با هم دوست هستن یک دقیقه خود دشنام می دن و بعد دوشنام های دوشنام های معمولی هم نیست و از یک الفاظ بسیار زشت ناپسند رکیک استفاده می کنن و از کسانی صحبت می کنن این کسانی همه دقیقی در گردن از اونا نداره و هنجا حضور نداره ولی می بینین که فامیلش دعو می زنه پدرشه مادرشه خوهرشه بیادرشه قومشه دعو می زنه و بعد او هم جواب می ده مثل این می مونه که یک بشه از مکتب خانه می آیا و بعد برای مادرش قصه می کنه یا برای پدرش قصه می کنه می گه که امروز در مکتب فلانی مرد دعو زد یا دشنام داد و پدرش می گه تو چکار کردی؟ تو دعو نزدی؟ تو دشنام نزدی؟ تو پاسخ نزدی؟ یک فرهنگی که همگیر است و تبدیل به ارزش شده و این ارزش که در واقعی یک زده ارزش هست این ارزش نیست ولی در جامعه ما تبدیل به ارزش شده خودم خوب افغان ها رو می دانستم ولی در مورد ایرانی ها فکر نمی کنم که اینا زیاد دشنام و فهش بتند ولی این دو سال، سی سال پیش این جنبش زندگی آزادی که شروع شد و ما دیدیم که ما در وقت فهمیدم که اوه ایرانی ها هم چقدر اینا فهش میتند تا وقت نمی فهمیدم شما در ایران زندگی کردید اونا هم بسیار
از زبان فحش رو داشنام استفاده می کنند خب جامعه ای که تمام او چطوری کلبن رو معناه کنم المانهایش تمام او ابزارهایی که یک جامعه رو می سازه وقتی ای او از پایه درست نباشه ما شاهد از این مشکلات هستیم مثلا می بینیم در ایک جامعه ای که خشم بیداد می کنه خب در ای جامعه ای که خشم بیداد می کنه دروغ بیداد می کنه غیبت، تهمت ناسزاگوی بیداد می کنه مردم احساسات خودها در قالب فحش و دشنام و دوزدن و بدگویی خود آشکار می کنه خب در اون جمبهش زن، زندگی، آزادی و یا هر جمبهش دیگری که نشاندهنده نیاز و یا درخواست یک مردم یا یک وطن هست یا یک امومی از جامعه هست وقتی او به سرانجام نمرسه تبدیل به یک خشمی می شه که در اون خشم دعو می زنند، دشنام می دند و اعتراض های مفیدی ندارند ولی خب در برابر از اون جمبهش شما، جمبهش که شما اشاره کردید یک جمبهش که دیگری سال ها پیش در امریکا شکل گرفت که مارتین لوتر کینگ این جمبهش رو رهبری کرد و در اون جمبهش سیا پوستا و یا سفید پوستایی که اون ها رو کمک می کردن اعتراض می کردن ولی در اعتراضشان دشنام نمی دادن اعتراضهایشان استادگی در براور ناعدالتی، نابرابری، بردداری و یا سوستفاده بود و این ها می آمدن، در سرکه ها می ششتن در اوتوبوز ها، در مراکز عمومی، در دانشگاه ها سکوت می کردن و دشنام نمی دادن و این جمبهش به یک سرانجام می رسید چرا؟ چون یک ایدیولوژی و طرز برخورد درستی داشت که از کتاب مقدس بود خود مارتن لوترکینگ یک کشیش بود بسیاری از کسانی که به مارتن لوترکینگ کمک کردن کسانی بودند که مسیحی بودند و جمبهشای مسیحی وارد شدن و این نظام بردداری و یا سوستفاده جنسی برطرف شد و یک آزادی آمد حالا ما نمی خواهیم موضوع را سیاسی کنیم و برویم وارد یک محبت هستیم که شاید در ظرفیت برنامه امروز ما شما نباشه ولی اگر برگردیم به سرزمین خود در بین قوم خود، مردم خود، زبان خود وقتی در سرکت بیرون میشیم میبینیم یک بچه ریزه 6 ساله، 7 ساله، 9 ساله که این خیلی ریزه است یعنی هنوز وارد فهم و آگاهی نشده دوشنامای میده که او دوشناما بزرگتر از سن خودش است و یک لحظه به خود باید بیاییم ما در خانه چی کار میکنیم؟ امو دویی که من در زن خود میزنوم این بچه ما داره یاد میگیره امو دویی که من در خانه دارم برای مثلا دوست خود، نایف هم رهبران سیاسی، مذهبی یا اشخاصی که در من آسیب زدن میزنوم تحصیر میمونه روی از این بچه من خودم یادم است که وقتی در افغانستان بودم یک بچه هفت ساله چنان فهشای میداد که او فهشای رو مردم کلان میدادن در این خود و فیلن یک چیزی که میتواندم در فضای مجازی میبینم که وقت تفلان نو گفزدن شروع میکنن به اون بعض اوقات پدر و مادر دشنام رو یاد میتن و او رو سفت میکنن بسیار مقبول مالم میشه یا شاید خنده کنیم ولی او نمو چیزی هست که به عادت تبدیل میشه و او وقت در کلان شده میره فهشای زیادتر یاد گرفته میره دشنامها رو و یک موضوع دیگر بیشتر فهش و دشنام بیشتر در بین جوانا هست نوجوانا و جوانا من فکر کنم به نظر شما علت اصلی از این چیست خب یکی شاید مثلا پدر و مادر خود در خانه یاد گرفته باشن این شاید یک علت باشه ولی دگه چی علت هایی هست نوجوانا یا جوانا بیشتر پسر ها اینا روی دشنام میرن یا فهش گفتن میرن خب یک چیزی که خیلی کلی هست که ما نمیتونیم ندیده بگیریم فرهنگی که در او جامعه شکل گرفته آلی فرهنگ میتونه از مصحب باشه مثلا یکان در مصحب هست که یک دیگه خود لعنت میکنن نفرین میدن خب لعنت کردن و نفرین کردن یعنی دشنام دادن و یا میشه بدخواهی و یا تلاش میکنن که داوره های خود در قالب دشنام و رشخند کردن های خود در قالب دشنام نشان بتن خب این یک فرهنگ عمومی هست که ما نمیتونیم ندیده بگیریم ولی چیزی که میتونه بیشتر کمک کنه یعنی پدر مادر هست که ایک از اصلی ترین موضوعات هست که اگر پدر مادر زبان خود را کنترول کنن و دشنام نتن و چیز بد نگوین بچه ها یاد نمیگیرن خیلی از کلمات یا فوش هایی که ما در خانه میدیم ساده هستن ولی وقتی معنای از او فکر میکنیم میبینیم خیلی تحصیل گذار هستن کلام خودها هم این را میگن میگن در زبان شما قدرت حیات و موت هست ما با زبان خود بعضی وقتی با دشنام ها چیز هایی را اعلان میکنیم که اصلا درست نیست مثلا این کلمه گم شو خیلی ساده هست یک پدر یا یک مادر از این کلمه استفاده میکنن میگن گم شو یا پدر لعنت و این کلمات خب وقتی به معنای از این کلمات فکر میکنیم میبینیم داریم یک اعلانی میکنیم که این اعلان در واقعی نفرین هست خیلی خوب شو یعنی نباشی اینجا از بین برو یا زیر گل بری خاک بر سرد اینا کلماتی هست که حتی از زبان من جاری میشه چیز خوبی نیست وقتی میگیم خاک در سرد یعنی که باید حتما خدای نخواسته حیات خودت از دست بیدی و سرد تو خاک بندازن و بعد ما این کلمات استفاده میکنیم خیلی هم ابتدایی هست برما میگیم خب ما که دعو ناموس نزد ما که ناموسش زیر سوال نوردیم که من دعو نایفان فلان مصبت اجاک نزدیم که دعوی مثلا آدم های کلان ما برای شکل آن چیزای عادی گفتیم خیلی چیزای ساده دیگه هم هست مثلا خود پدر بچه خود دعو میزنه و برای از اون میگه پدر مثلا نالت میگه اون پدر نالت یا زن خود این رقمی دعو میزنه اون خانه کلان میشه یاد میگیره و این بعض اوقات مشکلات بزرگتر خلق میکنه ما یادیم از سالها که ما در ششدرق کابل زندگی میکدیم و یکی از پالوانها هم در اونجا بود اون پالوان سرک میگشت و تصادف کدام کسی مرای کدام کسی بحث کرده چی و اون به خانمش یا به خوهرش دشنام داده بود این پالوان چاقوی خود را میکشد و سالها در زندان رفت یعنی تنها دشنام دادن یا فحش دادن تنها گفتن کلمات نیست این تأثیر داره سر انسان انسان را میتونه انسان ها اکسالعمل نشان میده این باعث گناه بزرگتر کشتن یا زدن و بعد از اون زندانی شدن هم میشه یعنی اتفاقات زیاد افتاده در جامعه که ما در اون بزرگ شدیم راه برون رفت از این چی است؟ شاید راه های برون رفت زیادی داشته باشه اولین جایی استش که ما دقت کنیم چی چیزی از زبان ما خارج میشه و خیلی مهم است چون ما احساسات خیلی زیادی داریم که تلاش میکنیم او احساسات رو یک جوابی براش پیدا کنیم و یا کنترول کنیم و از طریق مختلف این احساسات خود یک از این طریق ها زبان است که این زبان ما زبانی که میچرخه چیزی را بیان میکنه که در ذهن ما هست خب این زبان باید کنترول شده؟ چطور باید کنترول شده؟ این ورودی که داره اون منابعی که داره ذهن ما را فکر ما را شکل میده اون منابعی که داره قلب ما را شکل میده این منابع آیا منابع درستی هست؟ جامعه اگر داره یک موضوعی را بیان میکنه که در اون دشنامدادن یک رسب شده یک عرضش شده آیا این درست هست؟ آیا ما به این فکر میکنیم اون دشنامدادن اصلا خوب نیست؟ و یا اگر مذهب داره به من یاد میده که من برایم و بگویم مرگ بر مثلا درخواست مرگ بکنم بر یک نفر و این فکر میکنم اینا نقاط ضعف جامعه ما هستش که فرهنگ ما را شکل داده که ما بخواییم بر یک نفر درخواست مرگ بخواییم و این دشنامدادن هست دشنامدادن هطمن یه نیست که من برم خدای نخواستن ناموس از اون را بعد بگویم و این که من بر آیم در یک سرک یا در یک حالتی در فضای مجازی همطور که شما گفتید مثلا امی امروز وقتی که کامنت هایی که برای مسیحی ها گذاشته میشه میبینیم از طرف مردم ما هستن و اونا لعنت میفرستن لعنت های عجیبی میگه مثلا نفرین خدا بر شما باشه لعنت خدا بر شما باشه شما نایف هام حرامزاده هستید تمام او کلمات هایی که در فرهنگ ما در زبان مردم ما شکل گرفته و ما به او فکر نمی کنیم کلام خدا داره یک آیه داره میگه که زبان از زیادتی دل سخن میگه یا یک مسئل دیگه هست میگه از کوزه همان تراوت که دروست اگر دشنام از زبان ما اون منبع چیست؟ که این باعث میشه که من دشنام بتم و یا لعنت بفرستم یا نفرین کنم یادم هست که یک زیارتی بود ما اون زیارت رو انجام می دادیم زبانی که مسلمان بودیم و در اون زیارت ما بارها بارها اشخاص و افراد دیگران رو لعنت می فرستدیم و این تبدیل شده بود به جزوی از زندگی ما یعنی براعت کن از مشرکین و در این براعت
نفرین بفرستی تا به راحت خودتا نشان بدی و این زبان آلوده به دشنا هم می شن. یا شاید یکی از علتهای دیگهش با نظر من شاید ترس باشه. بسیاری شما ایده باشین این بچه هایی که خرد هستند. اینا وقتی که یک چیز رو می بینند هم دشنا هم میتند، فش میتند هم می گروزند. اینه ترس هست. شاید واقعا بعض اوقات انسان ها ترس می داشته باشند از خاطره که اون ترس خود را نمی تانه ابراز کنه. پس بنابراین مثلا فرض می کنیم یک دو نفر اگر با هم مقابله می کنند از دهات جسمی اون کسی که ضعیف هست اکثران بیشتر دشنا مفهاش می ته چون نمی تانه مقابله کنه پس از طریق تخقیر کردن می خواهی پس خود را نشان بده. بلند بزنه. یعنی شاید بعض اوقات می ترسند یک تعداد. از ترسی کار میکنند ولی به هر صورتش کلام خدا بسیار واضح و روشند بر ما و شما میگه در این مورد. دقیقا در جای ایسای مسی به شاگردان خودش در معوضه بالای کو اشاره میکنند به صورت مستقیم و همتون رسولان مسی به این موضوع اشاره میکنند و میگن برای دشمنان خودتان طلب مرگ و یا لعنت نکنید. میگه بلکه برای از اونها دعای برکت بکنید. یعنی اگر در گذشته به ما یاد داده بودند که دشمن در رقم با تو رفتار کرد، تو هم با اون رفتار کن، وقتی به حضور مسیح میری و مسیح یک منبع میشه برای باورهای ما برای شیوه زندگی ما، گفتار و کردار و رفتار ما میبینید مسیح میگه که نه تنها برای از اون دشنام نته و یا لعنت نفرست بلکه برای از اون دعای برکت بکنید. یعنی دعا کن، او آزاد شد از این شرایط. بعد این چیزی که مسیح از ما میخواهی، چیز راحتی نیست واقعا، خیلی سخت است. بلکه مسیحیان هم امروز دعوت شدند، من نمیخواهیم اشاره مستقیم بکنم به سمت خدای نخواست دیگر ادیان و مذاهب نه، خود مسیحیان هم دعوت شدند که زبانشان آلوده به دشنام نباشده و او را کنترول کنند. چقدر این دشنام دادن میتونه دیگران را از ما دور بکنه؟ چرا ما باید از زبان دشنام استفاده کنیم؟ وقتی میتونیم از زبان تشفیق، تعاید، احترام صحبت کنیم چرا باید وقتی میخواییم یک نفر را مشورت بتیم یا او را باز بداریم تلاش کنیم او را دشنام بتیم تا باز داشته، او را نگرش داریم که خطا نکنه؟ شما هم تجربه داشتی در فضای مجازی بارون؟ بله، بله، زیاد انوز هم تجربه میکنیم و کلام خدا میگه زبانتان را نگهد دارین ما باید زبان یک چیز کوچک است ولی بسیار میتونه خرابی ها را باوجود داره یعنی دشنام هم یا فش رایت یک چیز کوچک باشه ولی وقت از زبان مبرایه خرابی های بزرگ را میتونه داشته باشه تأثیرات بزرگ را در شخص دیگه بجا بگذاره دقیقا ما چیزی به میراس میمانیم او زبان بده ما متمینن به میراس میمانه و فرزند های ما او را انجام میتونه و اگر زبان خوب داشته باشم فرزند های ما او را یاد میگیرن و او را انجام میدن شما عزیزان در هر جایی که برنامه ما را میبینید وقتی به موضوع دشنام و فش رادن فکر میکنید به چه نتیجه میرسید حتی به او کلمات سادهی که در طول روز تلاش میکنید بچه های خود عدب کنید سر جایشان بشانید یا اونا را هدایت کنید کلام خدا میگه که در زبان شما یا در کلام شما قدرت حیات و موت است پس بیایید فکر کنیم که در طول روز چه چیز هایی از زبان ما خارج میشه و به این موضوع اهمیت بدیم ما هم بریم یک کلیپ کتاب ببینیم و بر میگردیم در قسمت پایانی محفظ خود را ادامه میدیم این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بره نجاتم ایسا آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان در سبارم به خالق جهان هلیلویو موسیقی موسیقی این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بره نجاتم ایسا آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان در سبارم به خالق جهان هلیلویو موسیقی موسیقی این جان من نصیر بود از سیر دست شهید ها بره نجاتم ایسا آمد از اسما چگونه شکرش گویم چگونه من سرایم این جان در سبارم به خالق جهان هلیلویو موسیقی موسیقی موسیقی خب ازیزان ما در قسمت اول در راویته با وفاداری خدا صحبت کردیم که خدایی که وفادار است چقدر متفاوت است از ما و شما عهدی که ما با هم میبندیم بر اساس قرارداد، بایت ها و نبایت ها خوبی ها و بدی ها استوار است ولی عهدی که خدا میبنده بر اساس محبتش است و این محبت از ابتدا بوده و تا انتها هست ولی شاید خیلی از جاها ما و شما باشیم که بی وفایی میکنیم
و یا خطای در عهد میکنیم. در قسمت دوم در رابطه با فش جادن و دشنام دادن صحبت کردیم. و در این قسمت تلاش میکنیم این قسمت دوم رو با هم دوبارا برسی کنیم و به یک جنبندی برسنیم و ادامه بتیم و ببینیم کلام خدا برای ما این موضوع را چطور باز میکنه. برادر شایف جان، ما شنیدیم که ایسای مسیح به شاگردان خودش تعلیم داد که در عوض دشنام دادن برکت به تلوید. دشمنان خدا نه دوستان خدا. خیلی از رفتارها و برخوردهای ما در قبال دوستان با دشنام هست. مثلا مرد همسر خدا، مرد بچه های خدا، مرد فامیل خدا دعو میزنن. ولی ایسای مسیح میگه که دشمن خودتا محبت کن و او را دشنام نده و برای از او دعای برکت کن. چرا برکت در عوض دشنام یا مقابله به مثل؟ بزرگ خود وقتی ما احکام ایسای مسیح را میخانیم میبینیم ما با این فکر میکنیم که این احکام از او شاید بر طرف مقابل کمک میکنه. یعنی مثلا میگه دشمنهایتان را ببخشین. یعنی ما فکر میکنیم خود یک کمک به دشمن هست. یا مثلا میگه دشمنهایتان برکت بخواین. خب ما میفکر میکنیم که این یک کمک به دشمنهای ماست که ما او را برکت میدیم. ولی دریقت ایسای مسیح میخواهی که ما را متوجه خود ما بسازه. که ما ضرورت به بخشش داریم. ما ضرورت به برکت داریم. یعنی دریقت ایسای مسیح چی میگه؟ میگه بجای از این که دشنام میدی، اگر برکت میدی، تو خودت هم صاحب برکت میشی و همچنان آرام میشه قلبت. مثلا بسار وقتا اگر ما مثلا کسی را دشنام داده باشیم، خود ما احساس بدی داریم بعد از اون. احساس بد داریم. خب و شاید دشنام شنیده یا نشنیده یا رفته ولی خود ما احساس بد داریم. یا مثلا اگر کسی را لعنت کنیم، خود ما هم احساس بد داریم شون در قلب ما ما میدانیم که گناه کردیم. یعنی دریقت ایسای مسیح چی میگه؟ میگه ما باید هر کس اول خود را اصلاه کنه. در کلام خدا پولیس رسول میگه میگه خود را آزمایش کنیم. یعنی ما باید خود را اصلاه کنیم و خود را کمک کنیم که ما در رابطه خوب با خدا و در رابطه خوب با دگرها قرار داشته باشید. در رابطه خوب با خدایی است که از احکام از او پیروی کنیم و به او خود را بسپاریم و در رابطه با دگرها ای است که چطور ما بتانیم آنها را برکت بتیم. چطور ما بتانیم آنها را برکت بتیم. چطور ما بتانیم آنها را کمک کنیم. خدمت کنیم. و در نتیجه از او ای خود ما را هم کمک میکنه. خود ما را هم در زندگی خود. مثلا یک کسی که همه روزه فعش میته یا دشنام میته با یک کسی که هر روز برکت میخوای زندگیش فرق داره. شما بخوایید نخوایید زندگیش فرق داره. بله. سطح آگاهیش تغییر میکنه. روابطش با دیگران تغییر میکنه. پس چقدر خوب اشاره کردید که از نظر شخصیتی خودش ارتقا پیدا میکنه. خودش بهتر میشه. خیلی مورد خوبی بود که دیگران اشاره میکنن برای براعت از دشمنانتان اونها را دشنام بدید، لن کنید، نفرین کنید. بله. ولی ایسای مسیح یک اشاره دوترفه میکنه. میگه ای برای خودت خوب است. بله. چون قرار تو ارتقا پیدا کنی از نظر شخصیتی، زبانی، گفتاری و بعد ای ارتقا پیدا کردن چقدر کمک میکنه به ارتقا پیدا کردن جامعه و ما چطور میتونیم به جامعه کمک کنیم؟ یک آیتی هست در کتاب یعقوب باب 3 از آیه 9 و 11. من ایرم میخانم. بله. میگه با زبان خود خداوند و پدر را متبارک میخانیم و با همان زبان انسانهایی را که به شباهت خدا آفریده شدن لنط میکنیم. از یک دهان هم ستایش بیرون میاید، هم نفرین. ای برادرانو من شایستن نیز چینین باشد. آیا میشود از چشمه ای هم آب شیرین روان باشد و هم آب شور؟ و چقدر ای تشبیه تشبیه قابل درکی هست؟ وقتی ایمانداران مسیح هم به حضور خدا میرند و با یک زبانی پرستش میکنن، شگذاری میکنن، سرود میخانن و بعد آیا میتونن با همون زبان نفرین کنن و لعنت کنن؟ رفتن به حضور خدا با کدام زبان امکان پذیر هست؟ پس ما رو دوت میکنن با یک رفتار پسندیده و خوب وقتی با حضور خدا میرین با یک زبانی برین که زبان شفایفته هست نه زبانی که در اون هم لعنت هست هم برکت و این ما رو بسیار خوشم نمی آمد ما میگفتیم چرا این گفت میزنه؟ چرا دشنام میده؟ یعنی اون باوجود از این که فکر میکند که دیندار هست ولی این خصوصت فهش دادن یا دشنام داده نداشت و این خاطر ما در زندگی خود باید کوشش کنیم که این چیزی رو که ایسای مسیح میگن و اونی هست که بجای فهش دادن، دشنام دادن دگرارا برکت پدیم این هم برای خود ما مفید است برای قلب ما، برای فکر ما، ذهن ما و همچنان این برای دگرارا مفید است بله، و این ما رو تشمیح میکنه که هر روز به این توجه کنیم که این زبانی که به کار برده میشه این زبان میتونه بجای دشنام دادن چی چیزی رو بگویم و خود من تشمیح میشم که حتی از این زبان کلماتی بیرون نیه که در دل من تلخی به وجود بیاره چه برسه برازی که من بخوایم یک کسی رو امتوکه در این آیت خواندیم یک کسی رو که خدا خلق کرده بر از او یک چیز بد بگویم و یا بر از او یک چیز بد بخواهیم و بر از او یک چیزهای بگویم که مثلا که گفتنش واقعا خوب نیست اگر در طول روز دقت بکنیم که چند دفع دشنام دادیم و چند دفع برکت تلبیدیم می فهمیم که به همه اندازه با دشنام دادن برکتهای خود از دست دادیم و یا برکتهای که برای دیگران خواستیم اونا رو از دست دادیم از شما میخواییم که یک دعای فتا برای ما و ایمانداران و کسانی که میشنون بکنید خداونده سپاسگزار استیم از تو که تو میخوایی مارا که دیگرارا رو برکت بدیم و ما حالا به خصوص اوید از اماتنای خود رو برکت میدیم که اونا زبان دشنام دارند یا زبان فهش دارند حتی کسایی که کامنت های با دشنام و فهش برما میگذارند ما اونا رو برکت میدیم خداونده تو اونا رو دوست داری تو هم اونا رو برکت بدی اونا رو کمک که خداونده که کلام تو رو بخوانند و یاد بگیرند که چگونه زندگی کنند بنامی ایسای مسیح آمین با این دعا جلسه یا برنامه امروز رو به پایان میرسانیم از شما دعوت میکنم که هران چیزی رو که با هم مرور میکنیم هران چیزی رو که در رابطه با او صحبت میکنیم در طول هفته در زندگی خود عملی کنیم شما رو دعوت میکنم که میدانم که میتانید چرا چون خدای قابلیت رو در وجود ما قرار داده که بتانیم درجهت تغییر برنامه هایی درستی برداریم پس این هفته میتانه یک چالش برای کلیگی ما باشه که کمتر دشنام بدیم چرا چون به همه اندازه برکات رو از زندگی خود دور میکنیم همینطور شما رو دعوت میکنم که برنامه هایی ما رو دنبال کنید در سوشال میدی ها در فیس بوک در یوتیوب و اگر نیاز به کتاب مقدس دارید با ما تماس بگیرید هفته خوبه پیش رو داشته باشید در دستان امن و پربرکت خداوند باشید موسیقی بزنگی موسیقی بزنگی موسیقی بزنگی