۳۰ دقیقه
۲۵ فِورِیه ۲۰۲۶
کچری هراتی با برنج، ماش، پیاز و کمی مساله جور میشود. کیچری مثل برنج دمپختی است و با گوشت گوسفند یکجا پوخته میشود برای جور کردنش، اول پیاز را در روغن سرخ میکنیم تا قهوهای یا حتی کمی سیاه شود، که رنگ برنج را تغییر دهد و خوشرنگ کند بعد برنج و ماش را با پیاز و مساله مخلوط میکنیم و میگذاریم دم بکشد، گوشت را هم روی برنج که دم شده میگزارند که همراه برنج پخته شود. این غذا خیلی خوشمزه است و بویش کلگی را گرسنه میسازد.
رونویسی توسط هوش مصنوعی
راڈیو صدای زندگی پرنامه راژی و کرانه راڈیو صدای زندگی راڈیو صدای زندگی خوش آمدید می کنم از این روز پیش پخته کده بود و کلکشان خیلی خوشش آمده بود کچری هراتی؟ او چیست؟ مثل برنج و ماشه است اما در بینش مسالهای خوبش و گشت مندازه سیما گفت وقتی می خوری تا نادر گرم گرم می شه وای من می خواهم تو اول باید از مادر بخوایی مادر اگه وقت داشت باید پخته میکنه خب بریم از مادر جان پرسان کنیم اگه وقت داشته باشه برمون پخته میکنه بریم مادر جان مادر جان جان مادر چی میگی قجلا داری؟ مادر جان یک چیز میخوایم بسیار مهم است بگو چی میخوایی؟ بنافشه گفت یک غذایی است بنامه کچری هراتی مادر برمون پخته میکنی؟ کچری هراتی؟ از کجا شنیدی بنافشه؟ مادر جان سیما در مکتب برمون قصه کرد گفت زیاد مزدار است ما و مریم میخواییم امتیان کنیم کچری هراتی غذایی آسانی نیست دختر قنده مریم جان وقت و حوصیله میخوایی مادر جان لطفا بسیار دلم میخوایی خب یک روز برم جور کن خب اگه اینقدر دلت شده یک روز اتمن بره جور میکنم ولی باید سبر بکنی چون امروز نمیتونم دختر قنده چرا امروز نه مادر جان؟ بخوادیر که باید موادشو آماده کنیم مثلا موش باید از شب قبل تر شوه و گشتم باید بیاریم نه مادر جان یعنی امروز نمیشه؟ نه دخترم گفتم که امروز نمیشه ولی یک روز دیگه حتما بره پخته میکنم مریم جان خداوند کتاب مقدسم گفته که باید سبر باشید چی قسم گفته بر افشاد کتاب مقدس؟ در کتاب مقدس گفته همانگونه که دقان برای برداشت و حاصل پر ارزش زمین با سبر منتظر بارانهای خزانی و بحاری میمانند آمین آمین دخترم ده ای آیا بماییاد میتده که مانند تی کشاورزی که به انتظار محصول سبر میکنند باید در زندگی ما هم سبر داشته باشید و به وعده های خداوند هم امیدوار باشید اگه ای قسم گفته باید برداشت و حاصل پر ارزش زمین دخترم دقان نیز نگفتند که باید در دقانی هاشونده درستی به هرالی در نرفتم بود وقتی رفته در وضع باز مانده خوووووووو دختراکهایم چی میگن؟ پدر جان مریم کچری هیراتی میخواه آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ آخ ہای پدر جان ای که بیخی خوب میشه که کچری هراتی از دست خود هراتیا بخوریم آه آه پدر جان باز یک روز ما هاشک یا منطو بخته میکنیم آنها رو در خانه ما دوت میکنیم آه آه او قصه میسیار خوب میشه اینه مریم جان نگفتم که سبر داشته باش دیدی که سبر چه قدر نتیجه شیرین دارن؟ ببینی آنکه کچری هراتی از دست خود هراتیا بله خدای شکرت واقعا که مهربانیم اطفال زیبا و قند نبات شما با دفعه مادر جان و پدر جانتان خیلی زیاد گوش کنین و اطفال با هوش و با گفت باشین اطفال خوب و نازنین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم مریم چی میکنی؟ هیچی منفشا کتابچوهای ما جمع میکنم تو چی میکنی کتابچوی تا گرفتی؟ من یک شعر خوبش هست تمرین میکنم که باز در برنامه کدکا بخوانم برنامه کدکا هنوز شروع نشده؟ باش ببینم شاد شروع شده باشه صد باش ببین دوستای قند منتظر نمانند اووووو مریم بیا بیا صد باش که این برنامه شروع شده کدکای قند منتظر است ببینم بگی کدکای شیرین قند و ناز سلام خداکنه که کلیکیتان در پناهی مستی خداوند خوب باشین بسیار بسیار زیاد ببخشین که برنامه شروع شد و شما منتظر مندین سلام خوارکای ناز و برادرکای قند من خب میگم این کلیکی شما دوستای قند خوشحال و خوش باشه دوستا یادتون باشه که امروز منفشا جان یک ترانه بسیار خوبش دیاره برطان این ترانه را تو هم باید امروز بخوانی منفشا تو یاد گرفتی باز آلی میگی که امروز بخوان نمیشه نه منفشا امروز تو شیر مقبول خود را برای کدکای قند بخوان باز کدوم روز دیگه هر دوم ما یک ترانه بسیار مقبول دیار میکنیم برای کدکای قند او اینه پدرجان و مادرجان هم آمدن اول اینا سلام کنم بعد از او با شیرمو بخوانم سلام ادبالای مهربان و شیرین وقتی کله گه شما قندلکا بخش سلام با کدکای زیبا که مثل غنجه های مقبول هستن تشکر پدرجان و مادرجان خب منفشا تو ترانه خود بخوان همیخوزم که من بی سبرستم برای شیرمدن ترانه شاید کدکای گلم منتظر باشن خب این قسم که هست خیلی نمیخوانم باز آمد برفک از آسمان سپید و زیبا چونورجان زمین سپید شد هوا خنگوش دل از سفایش شده و جوش آه برف سپید چی زیبا رسید دل از تو خندان بکو و دشت هر برگ ترخ پرز نگید سپید بوش است تمام زمین صدای شادی به هر طرف کدک دلان را کند شگف آه برف سپید چی زیبا رسید دل از تو خندان بکو و دشت بیا کنارم بخند و خوش باش بساز آدمک در این سپید پوش شرنگ اشق است در این سکون که برف آرام دهد نجات آه برف سپید چی زیبا رسید دل از تو خندان بکو و دشت آه بسیار مقبول و خوبش خونده دخترک گلم تشکر پدر جان خوب آله بگوین که امروز در باره چی گفت میزنین من زیاد گشنستم میخوایم در باره یک خوراکی گفت بزنم مریم جان فکر کنم که تو بیاد کچری هراتی گشنسته ای که معلوم دارست مادر جان که کچری هراتی دل من برده خوب میگم آله باید یک موضوع انتخاب کنی که در باره و گفت بزنیم که دوستایتان منتظر استن مادر جان من میگم که امروز به خوراکی های مشهور مردم هرات گفت بزنیم بله بسیار خوب است یکی از غذای مشهور هرات این امی کچری هراتی است ما هم تا الان نخوردیم میکنن که زیاد مزدار است مادر جان کل اگه ما یک جایی یک دفع میخوریم بله بخیر با امید خدا و مادر جان کچری هراتی چی خیلی پختا میشه دخترم کچری هراتی با برنج ماش پیاز و کمی مساله جور میشه کچری مثل برنج دم پختی است و با گشت گسفند یک جا پختا میشه برای جور کدنش اول پیاز را در روغن سرخ میکنیم تا قهوهی یا حتی کمی سیاتر شده که رنگ برنج را تغییر بده و خوش رنگ شده بعد از اون برنج و ماش را با پیاز و مساله مخلوط میکنیم و میمانیم که دم بکشه گشت را هم روی برنج که دم شده میمانیم برای برنج یک جا پختا شده که غذا خیلی خوشمزه است و بویش کلگی را گشنه میسازه وای مادر جان اتو گفتی بویش آدم را گشنه میکنه من نامش را شنیدم گشنه شدم مریم جان باید سبر داشته باشی تا روزی که به کچری هراتی برسی خب همینو میبینم که سبرش سخت است خب خیلی خدا مهربان است کچری هراتی هم میخوری یک روز خب مادر جان دیگه غذا هراتی هست که نام بگیرید؟ دختری یک غذای مشهوری دیگه هم از مردم هرات قلور ترش هست که این غذا هم پختنش بسیار سخت است این غذا از آرد گندوم بادنجان سرخ و دیگه مساله های مزادار جور میشه کلی از این چیزها را خمیر میکنه و خمیر را در افته و خوشک میکنه بعد از خوشکدن او را بسیار خورد میکنه او خیلی سخت است بله شاد چیزی که پختنش سخت باشه مزیر شم زیاد است مادر جان یک همسلفی من میگفت که خانه هراتی ها رفته بود گوشت لند پخت کرده بود این گوشت لند چی قسم خود باشه؟ من یکم وقتی کلانچه ها میروم در هراد معلم میشم چطور در هراد؟ چرا جای دیگه معلم نمیشی؟ بخواته رو که هراد زیاد غذاهای مزدار داره آه هراد بسیار غذاهای مزدار داره مگرم کل جایی و این قسم غذاهای خاصی مزدار داره بنافشه تو من رو دودل نکن دیگه بری عم جان من باید یک پیشنهاد دارم که قدر زیاد نباید به غذاها همیت بدید و خودت وابسته غذاها هم نکنید بله دخترک گلم کل ما و شما خوردنی را خوش داریم و خوردنی بسیار خوب است مگرم بنافشه جان راست میگه باید یک پیشنهاد داریم که قدر زیاد وابسته غذاها باشید بلکه کلش روزی است از طرف خداوند بادر جان من که نمای غذاهای خوشمزده را که میشنوم اگر سیرم باشوم گشنم میشوم مریم جان کتاب مقدس تا انجیل شریف لقا فصل 4 آیه 4 گفتد اما ایسا جواب دار در کلام خدا نمشته شده است که انسان تنها با نان زندگی نمیکنه آمین آمین ای که ما تنها بخاطر نان زندنستیم با چی معنی؟ یعنی که ایسا وقت در بیابان بود شیطان آمد و گفت ای سکه ها را نان کن تا بخوریم ولی ایسا گفت انسان فقط با نان زنده نمیماند بلکه با هر چیزی که خدا میگوید یعنی ما فقط به غذا ها نیاز نداریم بلکه باید به کپای خداوندم گوش بده و از اونا یاد بگیره آمین خوب شد که گفتی خواهد به این روزا ما زیاد فکرما طرف خوردنی گرفتیم بله ولی کشیش کنیم که وابسته غذا نماشیم خوب ماده جان جوابه مره ندادی که گشت لند به چی معنی؟ آهان دخترم خوب شد که به یاد ما وردی گشت لند گشتی از که اول اورا خشک میکنند در چندین وقت خشک میشه و وقتی که خشک شد او میشه گشت لند خوب ماده جان چند تا غذای هیراتی رو شما نام بگیرین؟ دخترم خودت میفهمه که من به آشپزی زیاد محارت ندارم اما فقط نامایشان میفهمم خوب سریز ماده جان شما فقط نامشا بگیرین چند تا غذاهای هیراتی رو که من میشناسم به نام های قلورترش گیجری قرود خلاوک اشکنه و دیگر شوله هست گیجری قرودش چه قسم خواد باشه دیگه؟ دخترم گیجری قرود کسمی هست که کچالو رو پخته میکنه که آو نداشته باشه وقتی که پخته شد دوری بالا کده بالایش چکا یا ماس ترش مندازه که بسیار مزدار میشه ماده جان ای خب مثل برانی هست که ما پخته میکنیم؟ دقیقا دخترم مثل برانی هست ماده جان یک شیر هست که میگه بود آنجا کشورم زیستی نه کسی مروس آنجا نه ریست وستن آنگرمو سر شیرش مپرست از غلور ترش و غلور شیرش مپرست واوا بسیار مقبول خوندی خوارجان تشکر گل خوار خوب کدکهای شیرین و مهربان ای بود برنامه ای امروز ما که در باره غذاهای مشهور هرات بر شما گفتیم که گیجری اکی از غذاهای مشهور هرات هست که بسیار مزدار هست و مادر جانمم گفت که با برنج گوشت و دیگر مساله های خوبش پخته میشه اوه دوستا یکی دیگر از غذاهای مشهور هرات غلور ترش بود که مادر جانم گفت اول خمیر میشه او خمیر را خشک میشه بعد از خشک شدنش او را معیده معیده میکنه و به طریقه خاص پخته میکنه بله کدکهای گل و خیلی از غذاهای هراتی دیگر هم کدکهای گل یکی از غذاهای مشهور هرات گوشت لهن بود که مادر به نفشت جانم گفت که گوشت را خشک میکنه بعد از او پخته میکنه که شاید بسیار مزدار باشه البته در کچیری هم از گوشت لهن استفاده میکنن کدکهای شیرین اگر در هرات شنوندی برنج گوشت را خشک شدنش او با برنج گوشت را خشک شدنش البته در کچیری هم از گوشت لهن استفاده میکنن کدکهای شیرین اگر در هرات شنوندی برنامه ما استن و جای ما هم از غذاهای مزدار هرات نشه جان کنین مگر مثل مریم جان زیاد وابسته غذا نهم باشین بله کدکهای خند بخاطر که در کتاب مقدس گفته انسان تنها به نان زنده نیست اطفال نازنین من از این بخش برنامه خیلی چیزا آموختم شما چطور؟ من مطمئن استم که شما بسیار چیز خوب یاد گرفتن بله اطفال بسیار نازنین و دستاشتنین حالا میخوام از شما پرسوم کنم که شما از این قسمت برنامه چی آموختین و چی برای شما جالب بودن من و مریم جان خیلی چیزا آموختین و از شما میخوام چیزهای رکع آموختین با دوستان شیرین تان هم شریک بسازین حالا میریم قسمت بعدی برنامه را با هم گوش بکنیم مادر جان یه قصی خوبیش امروز برما بگو بیخی فکر میکنم که چند روز شده قصه نخوندی مگرم دیروز نگفتم براتون قصه دخترین مادر جان گفتیم اما به نظرم امروز قصه همیست خب خیلی که گفتم میتونه که دیروز کدام قصه را براتون خونده بودم مادر جان قصه دیروز در باره مهمانی هزارگی بود که کلکشان در مهمانی آمده بودن مادر جان آمده و نان خوردن بابا کلان طوله نواخت و مادر کلان هم قصه گفت بله که طوله هم یک نوساز مخصوص مردمی هزاره است خب امروز میخوایم که در باره کدک هیراتی براتون قصه بخوانم یک روز در دیلی کچه های پرجن و جوش هیرات دو کدک به نام های مصطفى و زینب در حال بازی کدن بودن اونا از هر طرف شهر میدویدن با دوستانشان سرگرم بودن اما پس از مدت تصمیم گرفتن که به خانهشان برند و از مادرهایشان بخواین که برشان خوراکه های خوشمزده جور کنند باز جور کند برشان؟ بله دختره مصطفى به خانه خود رفت و از مادرش خاص که برش کچری هیراتی جور بکند مادرش با لبخن گفت اطمن بچهم خوراکه بر مهمانی ها و روزهای خاص خیلی مناسب است سپس شروع به آماده کدنی کچری کرد او برنج، ماش، پیاز مساله جات خوشبو و گشت گزفن را آماده کرد وقتی که پیاز ها را در آغان سرخ کرد خانه پر از بوی خوش شد مادر مصطفى با تقطی تمام پیاز را کسمی سرخ میکد که رنگش به قهوهی تیره رسد تا برنج رنگ خاصی پیدا بکنه بعد از او برنج و ماش را به او اضافه کرد و کلی چیزا را با گشت گزفن مخلوت کرد و بعد از او کچری خوشمزده آماده شد در همه حال زینب با خانه خود رفت و از مادرش خواست که منتوی هراتی جور بکنه مادر زینب با خوشحاله گفت منتوی یک خوراکی بسیار خوشمزده است که میشه در تمام افغانستان پخته میشه و منتوی خیلی خوشمزده است و منتوی خیلی خوشمزده است مساله های مخصوص هراتی مثل زدچوبه و مرچ سیاه نیز اضافه کرد بعد ازی که مواد خوب پخته شدن خمیره نازوک را آماده کرد و داخل اورا پرفت مواد گشتی که قبلن آماده کرده بود وقتی که منتو را در یک دک مول بوی خوش او به خانه های حمسایه ها هم رسید اوووووووووووووووو بوی منتو بیخی اینجام اومد نکنه کدام حمسای ما منتو جور کرده باشه ماده جان نه دخترم تو امو تو هیز کردی مصطفی قیچری هراتی را گرفته به خانه زینب رفت و هر دو خوراکی های خوشمزده را خوردن قیچری هراتی و منتو برای اونا تعمی به نظیر داشتن اونا فهمیدن که هر خوراکی هراتی قصه خاصی خودش داره و هر کدام با دقت و محبت خاص آماده میشه خیلی مزدار بله ماده جان این قصه مثل منتو و قیچری هراتی مزدار بود خب من گفتم که خدامیدانه که تو خودی منتو و قیچری هراتی را خورده باشی نه ماده جان ولی یک روز حتما میخورم بله یک روز بخیر به داماده میکنم جان ماده حالی برین بگین که نتیجه از این قصه چی بود ماده جان این قصه بما نشان میده که خوراکی هرات ترستای مادران هراتی ساخته میشود و تم و بوی خاصی دارد که در قلب هر فرد جای میگیرد غذا نه تنها برای سیر شدند بلکه برای نشاندادن محبت و ارتباط خانوادگی نیز مهم هست بله دخترین دقیقا که امی قسم هست غذا که با محبت پخدا شده مزه خاص خوده دارد اطفال نازنین این داستان چقدر زیبا و شیرین و آموزنده بود من خیلی خیلی زیاد چیزهای جدید را آموختم و خدا کنه که برای شما هم آموزنده بوده باشه بله اطفال نازنین حالا میریم بخش بعدی برنامه را گوشت میکنیم درستان دانیال تحبرش را هم کمک کد که بفهمم خب امروزم در باره دانیال میخونم که او را در قفص شیرانداختن او پدرجان دانیال خادم خوبی بود چرا او را در قفص شیرانداختن باشه از پدرجان بشنویم که چرا آ دختره کایم در اون زمان پادشاد داریوش در بابل حکمرانی میگن دانیال مرد نگوکار و پرهیزگار بود دانیال را بسیار زیاد دوست داشت بود از تحبر خواب نبوکت نزر تصمیم گرفت او را به عنوان مسئول تمام امور مملکت خود قرار بتا دانیال به دلیل اقل و دانش فراوان که داشت دمیان دیگه نفره و وزیره پادشه بسیار زیرق و برچسته بود اما وزیره و مقامات دیگه با دانیال حسادت میگردن و ازی که او به چونین مقام رسیده بود بسیار نراحت بودن ای وزیره هیچ چیز منفید از زندگی دانیال پیدا نکدن که پتانن به او آسب برسنن به امی خاطر تصمیم گرفتن از خدا پرستی او برای بدامانداختنش استفاده کنن اونا پیشی پادشه جدید که نامش داریوش بود رفتن و پشنهاد کردن قانونی وضع کنه که طبق او کل مردم باید فقط از پادشه و اگر کسی بغیر از پادشه از خدای دیگر چیزی بخواهید باید به قفص شیره انداخته شده پادشه که از نیت وزیره خبر نداشت ای پشنهاد را قبول کرد و قانون جدید را امضا کرد وزیره با خوشحالی به خانه هایشان برگشتن و منتظر شدن تا دانیال ای قانون را زیریباهی کنند دانیال که همیشه سی بار در روز به خدا دعا میکد حتی پس از جور شدن ای قانون به دعا کدن خود ادامه داد یک روز در حاله که کلکن خانهش باز بود و به خداوند دعا میکد وزیره ای را دیدن خوشحال شدن و فوراً به پادشه اطلاع داد که دانیال قانون را شکستن پادشه از شندن ای خبر نراحت شد چون او دانیال را بسیار دوست داشت نمیخواست به او آسب برسه به حقیق قانون باید دانیال به قفص شیره انداخته میشود پادشه با دل سنگین به دانیال گفت امیدوارم خدای تو که همیشه به او دعا میکنی تر نجات بتن نی دختر اگه دانیال را به قفص شیره انداختن ولی خداوند فرشته ای را روان کد که دهان شیره را بزده کرد و دانیال در کنار شیره بیخطر باقی مند شب شد و پادشه داریوش به شدت نگران دانیال بود و تمام شب را نخوابید صبح زود پادشه به قفص شیره رفت و با صدای بلند فریاد زد دانیال دانیال آیا خدایی که به او دعا میکنی تر نجات داده یا نی دانیال از دران قفص جواب داد بله ای پادشه خداوند فرشته ای را فرستاد و دهان شیره را بزده کرد من هیچ آسیب ندیدم زیرا من به خداوند وفادار بودم وای پدر جان چقدر خوب یک شب امروی شیره را مانده بگم شیره امروی نخورده آه دخترکم پادشه که از شجاعت و ایمان دانیال شگف زده شده بود خوشحال شد و دستور داد که دانیال را از قفص بیرون بیاره دانیال سالم و بیرزخم از قفص بیرون آمد بعد از او پادشه دستور داد و زیرای حسود که این نقشه خطرناک دانیال کشیده بودند به جای دانیال به قفص شیره انداخته شدند این بار شیره به سرعت به اونا حمله کردند و کلشانه خوردند پادشه داریوش از این اتفاق درس بزرگ گرفت و به منظوم فرمان داد که باید خدای دانیال را پرستش کنند بخاطره که او تنها کسی بود که قدرت خدا را برروشنی دید او گفت خدای دانیال همیشه زنده است و قدرت او بر هر چیز پیروز است او خدا را شکر کند چقدر خوبش بود آهان دخترکم بسیار خوبش است اما نتیجی از این داستان چی بوده میتونه دخترکایم نتیجی این داستان این است که اگر به خداون ایمان داشته باشیم خداون مروی از دهن شیرها هم نگاه میکنند خداون در بین آتش هم مروی حفظ میکنند دقیقا دخترکم که امی قسم است اگر به خداون ایمان داشته باشیم خداون همیشه همرای ما است بله اطفالای نازنین حالی با هم میریم یک ترانه گوش میکنیم بله اطفالای نازنین حالی با هم میریم یک ترانه گوش میکنیم سلامانده نباشی بنلهای نقاشی ساپ ظاد و نارانژی سرخ و سفید و ماشی سلامانده نباشی بحری بیا که گنامه نقاشی ایک آسمان فیروزا بیا گشی سب زیبچ و بندح treffenش کل یک مزاج بیا گشی سب زیبچ و بندح تر ازاک جپندا پایشاز کل یک مزاگ بیا که گنامه نقاشی یک گوز anterior بیا که گنامه نقاشی یک گوزة حیرانگارانگ یک کنجش کل declaration شیش دادارو یک اگران سفد, زغ دا نفرف س får, صدKI پلاو, ماندا نباشی پینسل، حیاه اگران سفد, زغ دا نفرف سならخی موسیقی بیا که گنامه نقاشی پیرانه ما دارجان بیکی district , پیران ماروری دا مار جان ماروری دا مار جان بیا که کنیم نقاشی چشمای پدرجان بیا که کنیم نقاشی چشمای پڑرجار درچشمای پادرجار sanitizer سبز velocity sinistrate دلام منده نباشی کہ سنده نقاش گزخ on سرخو سفیدو ماشی دلام منده نباشی پنسل های نقاشی سبز و زد و نارنجی سرخو سفیدو ماشی موسیقی بله اطفال نازنین ای داستان کتاب مقدس خیلی آموزنده بود و من خیلی چیزها را نمیدونستم که فیلن از ای داستان زیبا و شیرین آموختم بله مریم جان من هم خیلی آموختم بله اطفال نازنین آل رسیدیم در آخر ای برنامه اطفال شیرین و نازنین آل شما را به خداوند مزپارم خداحافظه همگی شما