12 minutes
26 August 2019
Step into a pivotal moment of faith and failure as we follow Musa up Mount Sinai to receive God’s laws written on stone tablets. While he speaks with God for forty days, the people below lose patience, persuade Harun to fashion a golden calf, and fall into worship and reckless celebration despite their recent deliverance. Musa returns in anger, shatters the tablets, and pleads for mercy as he confronts their disobedience and the cost of turning away from God. Yet the story does not end in judgement alone: the commandments are renewed, Musa’s face shines from divine encounter, and we are reminded that true obedience matters more than symbols, even as the people face lasting consequences for their actions.
Transcribed by AI
این راڈیو صدای زندگی است مجدگ نجات از صدای زندگی میشنوید سلام شنوندگان عزیز خوشحالیم که باز هم با تقدیم برنامه در خدمت شما استیم دوستان عزیز اینک با آخرین بخش از داستان زندگی و اعمال موسا در خدمت شما قرار میگیریم در این برنامه خواهیم شونید که چیگونه موسا کلام خدا را در لوهای سنگ دریافت کرد و چیگونه قومو نسبت به خدا گناه کردن بیایید با امکرانم گوش بدهید دوستان عزیز در برنامه قبل شونیدیم که چیگونه موسا و قوم بن ایسرایل ده فرمان خدا را دریافت کردن الاف از این ده فرمان خدای متحال دستورات و مقرارات دگیره هم در مورد مختلف با جزیات بسیار بر موسا عطا کرد تا قوم بن ایسرایل او را اجرا کند در این برنامه دوستان عزیز میشنویم که موسا چیگونه کلام خدا را به صورت نوشته شده دریافت میکند و هم از موضوعات دیگه این برنامه دریافت خواهیم کرد که دعوت موسا بخشی از نقش خدا بر ایجاد رابطه با همه انسانها از طریق کلام مکتوب هست روز خدا به موسا فرمود که پیشمد در کوی سینا بیا تا ما قوانین و دستورات را که روی لوحههای سنگی نوشته کده با تو بتوم تا تو او را به بن ایسرایل تعلیم بیدیم موسا امطور که خدا امر کرده بود آماده حرکت بسوی کوی سینا شد اما پیش از رفتن به نزد خدا به بزرگاه قم گفت در اینجا منتظر باشین تا پس بیایم اگر در غیاب من مشکل پیش اومد با هارون و هور مشورت کنین بعد از او موسا با یوشه دستیارش که فرمانده لشکر بن ایسرایل هم بود از کوی سینا بالا رفت عبر کوی سینا را در خود فروه بورده بود حضور پر جلال خدا بر او قرار گرفته بود شش روز تمام عبر همچنان کوره پشانیده بود در روز هفته خدافند از میان عبر با موسا صحبت کرد خدافند ای صحبتش با موسا در موارد مختلف بطور کلی و جوزهی گفتگو فرمود خدافند در موارد هدایه بر عبادتگاه، صندوق عهد، میزنان مقدس، چراختان، خیمه عبادت، قربانگاه و حتی جوزیات لباس کاهن و چیگونکی مراسم تقدیس هارون و پسراش به مقام کاهنی با موسا دستورات و قانونش ایلان فرمود وقت خدا با موسا در این موارد صحبت میکد، در اردگاه قوم بن اسرائیل واقع دگه رخ داد شما این موضوع را میفهمیم، چرا از من پرسان میکنیم؟ کی میفهمه؟ شاید موسا در اونجا دمیان عبر مرده باشه، در حال حتما در اونجا مرده، اگر نه میامد این را خدا میفهمه، برین از اینجا هارون تو برادر او هستی، حالی که او نیست تو یک کار برما بکو، بخیه یک کار برما بکو هارون، ما دیگه مادل موسا نمیشینیم، همگی ما پیش خود فیصله کدیم، تو یک کار برما بکو از ما چی میخواییم؟ من برتون چی کنم؟ خدایی برما بساز، تا او را دیده پرستش کنیم، موسا پیش خدای خود رفت، او دیگه نمیاد هارون، برما خدایی بساز، تا ما را هدایت کنه، ما نمیفهمیم که سر موسا چی آمده ما فکر نمیکنیم او دیگه پیش ما پس بیاید هارون، این فیصله قطعی تاله است؟ آهان، ما همه کی میخواییم تا خدایی برما بسازی که ما را هدایت کنه میفهمیم که شما چکه فاسد هستیم، آیا باید این کار را برای شما بکنم؟ بله، بله، بله، بله، برما خدایی بساز که ما را دیگه بیابان هدایت کنه من نمیفهمیم چی کنم، از یک طرف موسا دیر که و از طرف دیگه این مردم چطور میشه؟ باید یک کاری بکنم هارون، هارون بخیر برم، من یک کار بکنم دیگه، بخیر بخیر چیز هستی؟ پس آنکه اینطور است، همه چیزهای تیلایی پیش زنان، دختران و بچههای شما است امی آن پیش من بیارین، ده اینجا بریزین بله دوست دایی میروان، بدین گناه قوم بنی اسرائیل نظرت به خدا گناه کدن خدایی که اونا را از اصارت فرعون روحان نیده بود و خود با اونا ظاهر ساخته بود هارون این زیورات را ذاب کد و ذریع قالب از او یک مجسمه بشکل گوساله ساخت قوم اسرائیل وقتی گوساله را دیدن، فریاز زدن که ای بنی اسرائیل، ای امو خدا است که شما را از مصر بیرون آورده هارون با دیدن ای سانه، یک قربانگاه در پیش روی او گوساله ساخت و بر اونا گفت که فردا بر خداوند جشن میگریم فردا صبح زود، بنی اسرائیل از خیمههای خود بیرون آمدن و پیش او گوساله قربانیهای سختنی و قربانیهای سلامتی تقدیم کدن و بعد از او ده همون جد شیشتن، خوردن و نوشیدن و دست بکارای شرماور زدن وقت خدایی وضیعت دید، گفتگوی خدا با موسا دکوی سینا که مدت چل روز طول کشیده بود پایان داد و دو لوحه سنگیره که با انگشت خود ده فرمان خدا روی او نشتک کده بود با موسا داده فرمود زود با پایین برو چون قوم تو که اونا را از مصر بیرون آورده فاسد شدن به امی زودی حکام مرفع رو موشکدن، بر خود گوساله ساختن و او را عبادت میکند موسا وقتی دستور خداونده شنید، با نراحتی بسیار پیش خدا التماس کد که قومشه حلاک نکنه وقت خداوند از سر دعا و زاری موسا قومشه حلاک نکد، با موسا فرمود که او هیچ گناهی را بدون سزار نمی ماند موسا از کو پایین شد، یوشا همچنان امرای او بود وقت اندو به نزدیک یردگاه رسیدن، سر و صدای شنیدن این صدا صدای چیست؟ فکر میکنم این صدا صدای جنگ نیست، صدای پیروزی یا شکست هم نیست، شما خوب گوش کنین این صدا صدای ساز و حواز است بس تونتر بریم هیبانی اسرائیل، من چی میبینم؟ چرا دور این گوه ساله اینطور احمقانه رقص میکنین؟ چرا بر یک گوه ساله قربانی کدین؟ گناهکارای فاسد، چقدر باید من بخاطر گناههای شما پیش خدا شفاعت کنم؟ شما چقدر زود احکام خدا را فراموش کدین؟ اگر شما احکامی که در این لوه هاست اطاعت نکنین، این لوهها چی فایده داره؟ آه، خدای من از خشم لوهها را شکستند هارون، این قوم به تو چی بدی کنه بود که اونا را به این گناه بزرگ آروده کدی؟ بما خشم نکن موسا، تو خودت خوب این قوم را میشناسی که چقدر فاسد هستن؟ قوم تو به ما گفت که ما نمی فهمیم سر موسا چی آمده حالا که او نیست، برما خدای بساس تا ما را هدایت کنه من هم از تلاهیشان این گوثاله را براشان ساختم آه، ای خدای من و خداوند جهان، این قوم مرتقب گناه بزرگ شده بجای پرستش تو یک گوثاله تلاهی را پرستش کده خدایا، گناه این قومها ببخش ویا اسم من را از دفترت مهبکو یا من را بجای اونا بکش به این ترتیب دوستو عزیز، موسا چندین بار در حضور خدا از قومش شفاعت کد و خدای مهربان هم دعای اوره اجابت میکد اما خدا بر موسا فرمود حالا برو قومتا بجایی که برد گفتم رهنمایی کو فرشته ما پشا پشتو حرکت خواد کد ول ما به موقع بین اسرائیل بخاطری این گناه مجازات خواد کدام چند بعد باسم خداوند به موسا فرمود که دو لوهای سنگی مثل لوهای اول تحیه کنه تا خدا دوباره فرامینش رویو نوشت کنه روز بعد موسا با لوهای سنگی که تیار کده بود به کوی سینا رفت و در قلیه کو در حضور خداوند استاد موسا مدت چهل شبان روز بالای کو در حضور خداوند بود در این مدت نچیز خورد و نچیز نوشید در این روزا خدا ده فرمان شبار دیگر روی لوهای سنگی نوشت وقت موسا با این دو لوهای سنگی از کو پایین آمد صورتش در اثر گفتگو با خدا میدرخشید ول خودم خود موسا از این درخشش خبر نداشت وقت حارون و قوم بین اسرائیل موسا را با این صورت نورانی دیدن ترسیدن که با اون نزدیک شوند دوستا عزیز شاید شما از خود بپرسین که چرا موسا لوهای سنگی را که در اون فرامین خدا نوشته شده بود چکستان این لوهای سنگی بر موسا بسیار بارزش بود ولی گزشته از این موسا میفمید که اطاعت از قانونین خدا بسیار مهمتر از داشتن لوهاها است از امی خاطر موسا در موقعی که لوهاها را از خشم میشکستان فریازت که اگر مردم احکام را که دی این لوهاها از اطاعت نکنن این لوهاها چی فائده داره با وجود این امطور که گفتیم این لوهاها را دوباره خدای مهربان امطور که اول نوشته بود باز هم نوشت این موضوع نشان میته که خدا ما عیلست کلام نوشته شده او همراه ما باشه او میخواهد که ما کلامش را بخانیم برای که خدا میخواهد از طریق کلامش شخصا با ما با هر یک ما و شما صحبت کنه خلاصه ای که دوستهای مهربان شرح وقعی زندگی و اعمال موسا شرح وقعی مربوط به نجات قوم بن اسرائیل از دست فراون در یافته لوهاهای سنگی در کوئی سینه حقایق بسیار مهم را در مورد رابطه ما با خداش کار میکنه اولی که گشتن بره و پاشیدن خون بسر دربازهای خانهها ایمانشا به خدا و کلامو نشان میته دومی که شکافتن دریا قدرت خدای مهربانه بخاطر نجات بشر زاید میسازه و سی اومی که لوها هایی را که موسا از خدا دریافت کرد بما ایتمینان میته که خدا بره کسایی که گوش شنوا و روح موتی دارند ای لوهاها تعلیمات بسیار واضح و روشن دارند دوستهای عزیز موسا مرد خدمتگذار خداوند وقتی سرزمین هایی را که خداوند بره قومو وعده کرده بود از دور دید اما به علت به ایتنایی که نسبت به دستور خدا از خود نشانده داده بود وارد آن شده نتانست بین اسرائیل میتانست تایی همان یک سال سفر به سرزمین معود برسند ولی چون به خدا ایتماد نکدن و به تساطر و باور نداشتن سی اونو سال دیگه در سحرا سرگردان شدند تایی که یک نسل اونا بکلی از بین رفت خودش حارون قبلا در کوه سینا درگذاشته بود اما تایی که خداوند فرموده بود او در سرزمین معاب درگذاشت خداوند او را در دری نزدیک بیت فخور در سرزمین معاب دفن کرد ولی تا به امروز هشکس مکان دفن او را نمیفامه بعد از موسا یه شب امره خدا رحبری قوم بین اسرائیل را به دوش گرفت ای بود دوستان عزیز فشرده زندگی و عمال موسا بیان برای بزرگ خدا گته ای چند برنامه خدمتان تقدیم نمودیم تا برنامه دیگه و تا نقل داستان دیگه خداحافظ شما
26 August 2019
26 August 2019
6 October 2013
29 September 2013
22 September 2013
15 September 2013
8 September 2013
1 September 2013