The Official's Son

  30 minutes

Jesus went to Cana in Galilee. A government official's request for the healing of his son, who was in Copernicus! Jesus rules the distance. Believing before performing a miracle! Healing the son of a government official!

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی روی موج متوسط 1467 کلو هرز ساعت هفت و نیمه شب می شنوید حال شما را دوت میکنیم به شنیدن برنامه این وقت پس از دو روز ایسا آن جارا تر کرد و به طرف جلیل رفت زیرا خود ایسا فرموده بود که پیانبر در دیار خود احترام ندارد اما وقتی به جلیل وارد شد مردم از او استقبال کردن زیرا آن چرا که در اروشلیم انجام داده بود چون آنها هم در ایام اید در اروشلیم بودن ایسا بار دگر به قانای جلیل جایی که آب را به شراب تبدیل کرده بود رفت یکی از مامورین دولت در آنجا بود که پسرش در کپرناهوم بیمار و بستری بود وقتی شنید که ایسا از یهودیه به جلیل آمده از نزد او آمد و خواهش کرد با کپرناهوم برود و پسرش را که در راستانه مرد بود شفا بخشد ایسا به او گفت آن شخص گفت آن گا ایسا گفت آن مرد با ایمان به سخن ایسا به طرف منزل رفت او هنوز به خانه نرسیده بود که نوکرانش در بین را او را دیدند و با او مجده دادند او پرسید گفتند پدر فهمید که این درست امان ساعتیست که ایسا به او گفته بود به سرد زنده خواهد ماند پس او و تمام اهل خانهش ایمان آوردند این دومین موجسه بود که ایسا پس از آن که از یهودیه به جلیل آمد انجام داد ما آیات چلسی تا پنجا و چار فصل چار انجیل و یوهنا را شنیدیم در این قسمت از رفتن ایسای مسیح به جلیل یعنی به ولایت خودش صحبت شده بود دوست های می روان آیا با یاد تانست که ما در یک از قسمت ها صحبت های ما در مورد انجیل و یوهنا در باره نقشه بری آفتن خزانه و یا گنج گب زدیم منظورم از فصل دوم از آیات یک تا دوازده است اما در این قسمت که امروز رویش گپ می زنیم یک نقشه دیگه و یا یک نشانه دیگه بری آفتن گنج وجود داره اما فرق ایست که در این دفعه این نقشه و یا نشانه نسبت به موجزه در قناع جلیل یک کمی گنگ و یا هم عجیب است بر علاوه این موجزه مثل صحبت ایسای مسیح با زن سامری هم نیست که ما را مستقیمن به هدف رهنمایی کده این دفعه به رهنمایی نقشه یا آفتن گنج سختر است چون در جریان بازی معلوم شد که بعض اعضای تیم ما بدون اینکه به حیث یک تیم از نقشه بری آفتن گنج استفاده کنن اونا هر کدام بر فایدی خود از نقشه کار کردند در نتیجه نسبت به رسیدن به هدف در باره خود نقشه زیادتر موشکافی کردند و نسبت به هدف نقشه برشان زیادتر اهمیت پیدا کرد این اینان مثل ایست که یک دوست ما بعضی بند های اشعار را یاد کرده بود بدون اینکه به مقصد شاعر متوجه شود اونا را در هر جا و به هر کس می خوند او صرف به زیبایی ساختار کلمات دقت میکد نه به هدف شاعر که در او را به چی چیز رهنمایی میکد مثلا من از بالانشینی خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمی گردد به این بالانشینی ها یا مثلا یک شهر کونه را مثل شهر کونه کابل ویا مرادخانه قدیم کابل را در نظر بگیرین بر اینکه مردم بتانن در کوچه های تنگ ویا ساختمان های جالب این شهر تاریخی به آسانی دریوری کنن ویا قدم بزنن در تمام کوچه ها و جاهای ضروری او لوحه های بسیار زیاد مقبول و کاملا اصری رهنمایی ترافیکی را که تا حال مردم ندیدن نست کنن میدانین در این صورت چی واقعی میشه؟ مردم که این لوحه های جالب را میبینن بعوضی که به هدایات او عمل کنن از موترهای خود پایین شده به مقبولی این لوحه ها مصروف میشن یا مردم پیاده بعوضی که مطابق به رهنمایی لوحه ها عمل کنن پیش هر لوحه استاده شده بلوحه ها سیل میکنن در نتیجه راه بندان نسبت به گذشته زیادتر میشه بجایی که لوحه های رهنمایی باعث صورت مردم شوه برشان جنجال پیدا میکنه دوست های محرمان حالی یک اعلان هم استویم بعد از شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخر این صحبت همراهی کنین موسیقی شنونده های عزیز سال ها پیش در یک اخبار خانده بودم که در یک چارراهی پر از ازدهام یک شهر یک خانوم بسیار زیبا و فیشنی را بر اولین بار بحث پولیس رهنمایی ترافیک در این چارراهی استاد کده بودن تا به حرکات دستا و هشبلاغ خود مطره را رهنمایی کنه مفهومین چی شد؟ متاسفانه در این روز در دوران کار این خانوم زیادترین حوادث ترافیکی روخت داد چون رانندگان به عوض دقت کدن بر رهنمایی های اون به خود اون خانوم دقت میکدن دستوهای محرمان شما به این تصویر بزرگی که این حنا پیش روی ما قرار داده دقت کنین کلام جسم گشت آیا میدانین مردم با دیدن به طرف این تصویر ویا این لوحه کلان چی میکنن؟ اونا اقدر به جسم دقت میکنن که دقت کدن به کلام و اهمیت او را فراموش میکنن معجزاتی که ایسای مسین نشان داد و به خصوص معجزهی که به این قسمت بیان شده با این خطر رو برو بود و این خطر تا هفت فصل آینده هنوز هم ادامه پیدا میکنه ممکن است در ذهن ما سوال پیدا شوه وقتی که معجزه هایی که ایسای مسین نشان میداد با این مشکل رو برو می شود و ایسای مسی هم این موضوع خوب می فامید پس چرا این معجزات ویا این نشانه ها را نشان داد؟ در حقیقت مشکل دهی نیست که ما سوال کنیم چرا ایسای مسی این نشانه ها ویا این معجزه را به کار برد؟ چون طرش شدن این قسمت سوالا یک چیز طبیع است و مشکل در خود معجزه ویا نشانه هم نیست بلکه مشکل در خود ما است یعنی کسایی که در اون وقت این معجزات ویا این نشانه ها را دیدند و ما که حالی می شنویم منظورم از مشکل در خود ما است که ما این نشانه ها ویا این معجزات را به صورت درست و به هدفی که ایسای مسی به کار برد کار نمی گیریم یعنی ما زیادتر به ساختار شیر دقیق میکنیم تا هدف شیر بله در زمان ایسای مسی مشکل در باری درک نکدن معجزات و نشانه ها وقتی شروع شد که ایسای مسی پس به دی و منطقی خود دیان جلیل رفت این واقع از جمله چند واقعی محدود ایست که در جلیل واقع شده مثل دعوت از فلیپوس و نتانائل تبدیل کدن آب به شراب در قانای جلیل و زیاد ساختن نان در فصل شش بر اکس اناجیل دگه اکثر واقعیاتی که در انجل یوهنا سبت شدن در ارشلیم واقع شدن در این قسمت آیات 43 تا 45 یک قسم سوال برانگیز است مثلا یوهنا در شروع میگه انبیا در وطن اصلیشان مورد احترام قرار نمیگیرن اما به تغییب اون میگه که مردم جلیل یعنی مردم منطقه خود ایسای مسی از اون استقبال کرده اون را احترام کردن چون اونا به یاد داشتن که ایسای مسی چی کارهایی را در ارشلیم انجام داد اما سوال است که آیا اونا حقیقتن به ایسای مسی احترام کردن؟ به نظر ما شاید به راستی به ایسای مسی احترام میکدن و حتی افتخار هم میکدن که او از جلیل و وطندارشان است گب شما هم تا حدی درست است استاد ما میتونیم به این سوال هم بله و یا هم نه جواب بتیم در این قسمت آیات 49 در حقیقت نقشه اصلی یافتن گنج و باز کدن رمز اوست ایسای مسی به استقبال فوقلادهی که مردم جلیل از او به عمل آوردن بدیده شک میدید چون اونا کسانی بودن که در لب راه استاده محو تماشای لوهای رهنمایی بودن نهی که بری رسیدن به حدف به ای رهنمایی ها عمل کنن اونا به عوضی که به ای رهنمایی ها عمل کنن و به حرکات خود ادامه بتن مطرهای خود استاده کده از این لوهای مقبول رهنمایی اکس می گرفتن اونا مسیه هایی را می خواستن که کارهای عجیب و غریب انجام بته و معجزه کنه و بس اونا مسیه هایی را نمی خواستن که حویتش در کلامی که جسم یافتن هان بود اونا نمی خواستن با این مسیه هایی یک جای به طرف ایمان به خدای حقیقی و نقشه نجاتی که برای آنها داشت حرکت کنن حال هم مردم چیزای عجیب می خواهند نه خدای حقیقی و نجات دهنده دوستای عزیز بیاین با هم حال یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود روحانی به صحبت خود ادامه می دیم دیشاد کنی کی بیایی به قلیش کا تو را یاد کنی موسیقی ما که بیچاره غریب و کردر بدبختی زیتای فیض تو زندگی آباد کنی ما همه توشن به امید تو دیشاد کنیم کی بیایی به قلیشا تو را یاد کنی موسیقی یاد آن صحنه که با دوست و جنایت کاره به کشیدن و سریبت که خدا شاد کنی ما همه توشن به امید تو دیشاد کنیم کی بیایی به قلیشا تو را یاد کنی موسیقی دوست های مهربان یوهنا در این قسمت به ما میگه که این دومین نشانه و یا موجزه بود که ایسای مسی نشان داد بعد از این یوهنا ما را میوزاره که ما خود ما به فکر خود بر یافتن گنج و یا رسیدن به هدف ادامه بدیم بیاین سوال را که پیش هم تر کدیم به یک شکل دیگر تر کنیم سوال ایست که آیا تصویر مناسب و یا موجزه مناسب باید چی قسم می بود؟ چرا ایسای مسی این نشانه ها و موجزات انجام داد در حال که می دانیست که اونا قلط درک می کنند و به شکل قلط بر پیروی کدن او کار می گیرند؟ جواب مناسب به این سوال در آیات 50 تا 53 وجود دارد که ایسای مسی از مامور دولت دریافت کرد حقیقت ایست که او باید وضعی که به ایسای مسی پافشاری کنه و از او تقاضا کنه که از خانه جلیل که بالا بروی تپه هاست پایین شده بکه پرناهوم که دلب بحیره است فاصله زیاده تایی کنه مامور دولت در اون لحظه به فرموده ایسای مسی ایمان آورد و او را قبول کرده و او اعتماد کرد هم جالب و هم اون مهم ایست که او بدون دیدن عملی شدن ماجزه به ایسای مسی ایمان آورد او صرف با شنیدن کلام ایسای مسی ایمان آورد وقتی که مامور دولت کلام را تصدیق کرد ای ماجزه هم واقع شد ای ماجزه در اون لحظه تصدیق کردن کلام واقع شد صاحب منصب که پیش از دیدن و عملی شدن ماجزه به کلام ایسای مسی ایمان آورده بود با دیدن عملی شدن ماجزه ایمان او پخته تر شد و تمام خانواده او هم ایمان آوردن ای قدرت او کلامی بود که جسم یافته بود بله قدرت کلام مجسم شده در ایسای مسی نصرف یک شخص ماجزگر و جادوگر دوست های عزیز بیاین با هم آل یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان و صحبت خود ادامه میدیم دوست های مهربان رابطه بین ای که ما با دیدن یک ماجزه و یک کار فوقلاده ایمان میاریم و یا با قدرت کلام ایسای مسی ایمان میاریم در تمام انجیل بسیار مهم است این موضوع تقریبا تا آخر تا قسمتی که ایسای مسی به تمام در فصل 20 آیت 29 بشکل مخترمانه اقصال عمل نشان میته ادامه پیدا میکنه ایسای مسی میفرمای آیا تو بخاطر این که مرا دیده ای ایمان آوردی؟ خوش ها به حال کسانی که مرا ندیدند ایمان می آورند ای یک چالشی است که امروز هم انجیل پیش روی ما قرار میته باید متوجه باشیم که ما و شما به ای هم دعوت نشدیم که به مفکورهای غیر عملی یا احساسات باب هم و تیره و تار و یا هم تجربه های روحانی غیر قابل توزی دادن ایمان بیاریم بلکه به ایمان حقیقی به کلام جسمی آفته دعوت شدیم اما ایمان حقیقی همیشه در جستجوی کلامی است که در جسم ناافته شده نه این که به صورت ساده کلام را به شکل بکار ببریم که چی قسم به خود جسم گرفت وقتی داستان ای هاینا برموز زیادتر باز میشه که ما به تکرار بخواتر بیاریم که خدا به دنیا چقدر محبت داشت این قسم یک اشتباه از لیدی دیانا شهزاد خانوم انگلیسی در حال صورت گرفت که تلویزیون های دنیا مراسم عروسی او را با شهزاده چارلیس شهزاده دیگه انگلستان زنده نشن میکدن این عروسی تاریخی در ماه جولای سال 1981 صورت گرفت که چند سال بعد با حادثه قمنگیز با کشتشدن لیدی دیانا در حادثه ترافکی پایان رافت اشتباهی که لیدی دیانا در وقت نکاه خود کده بود یک اشتباه لفظی بود او در وقت نکاه نام شوهر خود قلط گرفت نام شوهرش که شهزاده چارلیس فلیپ بود او را سرچپه یعنی فلیپ چارلیس خطا کد اگرچه این یک اشتباه او قدر بزرگ نبود چون شهزادهای انگلسی چندین نام دارن اما باز هم دهی بار مغالاها و تبصرهای زیادی زیر عنوان پریشانی و فشار ذهنی در وقت عروسی نوشته شده بود والدین که عروسی چند اولاد خود را برگذار کدن ممکن است اونا در جوریان محفل عروسی او قدر ورختا پریشان و زیر فشار نباشن اما کسایی که بر اولین بار عروسی را خودشان برگذار میکنن و خصوصا بر داماد و عروس که فکر میکنن این مراسم را در تمام طول زندگیشان یک بار تجربه میکنن زیادتر زیر فشار میباشن بر شخص خودم وقتی که در عروسی شرکت میکنم سحنه های روی استیج داماد و عروس برم بسیار جالب میباشن وقتی که آدم دقت میکنه این سحنه ها واقعا بسیار جالب و عجیب هم میباشن عزیزان، نزدیک و دوستان داماد هر کدام کوشش میکنن که خوشی خود را به خاطر این وسط زیادتر نشان بتن تا که میتونن به تکرار رخص و پایکوبی میکنن یا بروی استیج میاین دپالوی داماد و عروس بر عکس گرفتن یا تبریکی دادن استاد میشن و یا دپالویشان میشینن اونا مثل کرکترهای یک نمایشنامه عجیب اما بسیار زیبا معلوم میشن که میخواین نقش خود در این درامه پیش روی اعضای خانواده و دوستا به درستی بنامایش بگذارن بعضی از این کرکترها نقش خود در این نمایشنامه به خوبی اجرا میکنن اما بعضی ها مثل لیدیدیان ها اشتباه هم میکنن که تا بسیار وقتا در خاطرها باقی میمانه از دل نالان ما بشنا و دعا تا نگیرد خواب مرگ ما را فرا روشنیده چشم نابینای ما آی خداوان آی خداوان رهنگان بر حال ما از دل نالان ما بشنا و دعا تا نگیرد خواب مرگ ما را فرا روشنیده چشم نابینای ما تا نگیرد خواب مرگ ما را فرا روشنیده چشم نابینای ما آی خداوان موسیقی تا بکه ما را فراموش گرده ای تا بکه رویت ما پوشانده ای تا بکه رویت ما پوشانده ای تا بکه دلها زغمها پر شود دشمنان تا که خرف رازی کنند آی خداوان رهنگان بر حال ما از دل نالان ما بشنا و دعا آی خداوان موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی