The Humility of Jesus

  1 hour

  1 October 2021

In the book of John, chapter 13, verses 1-38, we read that Jesus washed the feet of his disciples. The main message of this story is that Jesus wants us to learn how to serve others. Jesus even washed the feet of the man who wants to betray him and his disciples. Jesus did this to show them a visual symbol of his love. Jesus said to his disciples, "Know that no servant is greater than his Lord, nor is the messenger more important than the one who sends the message. and whenever you understand this and act on it you will be blessed." He also showed everyone that "the greatest must become the least". This teaching of Jesus teaches us true greatness and kindness to one another.

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

برنامه این راز زندگی خوش آمدید، این برنامه در روشنایی انجیل مقدس شما را کمک میکند تا در زندگی خود تغییرات اصاسی به وجود بیاورید. برنامه خداوند آرامش و شادابی به برنامه زنده راز زندگی خوش آمدید. امیدوارستم که همه تان جور، صحتمند و سرحال باشین، سلام های ما را بپذیرین. دوستای عزیز از این که با ما تماس گرفتین در یک هفته گذاشته یک جهان سپاس گذار هستیم. ما همیشه خوش میشیم از شما بشنویم انتقاد، سوال، پیشنهاد و امچان اگر خواهش دعا داشته باشین با ما تیلفون بزنین یا پیام بگذارین. ما به نام ایسای مسید دعا میکنیم که خداوند شما را کمک کند. دوستای عزیز رنگهای بیرق افغانستان در این هفته ها نمونه از همبستگی مردم افغانستان است. و رنگهای سیاه و سرخ و سبس هر کدام از ایا معنا و مفهوم دارند. رنگ سیاه شاید شما بدانید که مقصد از رنگ سیاه در بیرق افغانستان دوره سیاهی است که افغانستان تحت استعمار دیگر کشور ها بوده و بخصوص انگلیس. و رنگ سرخ هم از معنای جنگ هایی است که افغان ها سی بار با انگلیس ها جنگ کردند و یکی داده از افغان ها کشته شدند یعنی خونشان ریخته شد و ای هم رنگ سرخ معنا میتونند. و رنگ سبس هم معنای شادادی و شادابی و سرسبزی است که بعد از ای که افغانستان استقلال خودا گرفت ای رنگ سبس ای معنا را میتونند. اما ما شما در چلپینجا سال اخیر میبینیم که ای رنگ ها تکرار میشند یعنی ما یک لحظه به حالت شادابی و سرسبزی میرسیم پس دوباره به سیاهی میریم. پس دوباره خونریزی شروع میشه پس یک کم وقت نفست کشیدن و سرسبزی و شادابی میرسه پس دوباره به سیاهی و خونریزی ما بر میگردیم. و اصد بودا یکی از کاربران افغان یکی از نویسنده ها که او را به نام سقرات کابل هم میشناسند در فیسبوک خود تحت انوان ازی که هر کدام ما در درون خود یک طالب داریم مینویسه میگه در درون هر کدام ما از ما طالب نفست میکشد. پیروزی واقعی بر طالب زمان رخ میدهد که بر طالب درون خود پیروز شویم. این طالب درون تعصوب و تبعیز است. قرن هاست که یک اپارتاید یا نجات پرستی در درون ما آواز میخوند. ما به صدای این اپارتاید درونی خود خو کرده ایم و در برابر وسوسه های آن شکست خورده ایم. یعنی علت اصاسی ازی که همیشه ما به همین رنگ سیاه و سرخ و سبز دوباره برمی گردیم و در همه دوره هایی است که ما غرق در گناه هستیم و هرگز ملت ما و هر فرد ملت ما توبه نکردن. یک اعداد بسیار محدوده که مسیحی ها هستیم ما توبه کردیم و به نماینیگ از ملت خود توبه کردیم ولی ضرور است که ملت ما هم و همچنان اعداد زیاده از گناه خود توبه کنه. در تسنیه فصل اشت از کتاب مقدس بیا فصل 28 راهی 29 میخانیم میگه در روز روشن مثل کوری که در تاریکی راهی خود را میابد کرکرانه راه میروید. دیگران بر شما ظلم میکنند مالتان را میدوزدند و کسی به کمکتان نمیرسد. دوستای عزیز وقت ما در گناه غرق هستیم. چی میشه؟ گناه دریقت حاکم زندگی ما میشه. تاریکی و سیاهی زندگی ما را میگیره و ای تو به نظر میرسد که کسی به کمک ما نمیرسد. در حال که خداون همیشه مهربان است. در چی حالت ما چی در حالت سیاهی باشیم، سرخ باشیم، خونریزی یا شادابی خداون همیشه مهربان است. در خداون کدام تغییر در محبت و مهربانی خدا تغییر نمی آید. خداون تغییر نمی کند. خداون لا تغییر است. همچنان در امسال فصل 4 آیه 19 ما میخوانه میگه اما راه مردم شریر مثل شب تاریک است. انها بزمین میخورند اما نمیدانند بر سر چه میلخصند. ببینید امروز هم مردم ما بزمین میخورند اما کسی نمیفهمد چرا. چرا ای تقرار میشه. سیاهی و سرخی و سبزی چرا تقرار میشه. وقت گناه در زندگی ما حاکم میشه در ای قطع ما همیشه در سیاهی و تاریکی زندگی میکنیم. همیشه. سرف نظر ازی که جنگ باشه نباشه. ولی ای تقرار میشه. کلام خدا دو هزار سال قبل گفته که همه گناه کردن و جلال خدا دور ماندن. یعنی همه در تاریکی زندگی کردن. همه زندگی کردن. ایسای مسیح گفت توبه کنین و پاتشاهی خدا را بتلبین. توبه کنین و پاتشاهی خدا را بتلبین که پاتشاهی خدا نزدیک است. پاتشاهی خدا نزدیک است. پاتشاهی خدا که ایسای مسیح صحبت میکنه مقصد چیست؟ مقصد از ایست که ما طالب درون خدا یعنی همون نفس خدا، همون خدخوایی های خدا، تبعیز خدا چی میکنیم؟ میکشیم. او بشکل رو جسمی نیست ای خدخوایی و تبعیز. جسم نداره. طالبها جسم داره ولی خدخوایی و تازه طالب درون قلب ما جسم نداره. و ای میتانه در درون یک طالب باشه. ای میتانه در درون یک ملا باشه. آخون باشه. ای میتانه در درون یک جوان باشه. ای میتانه در درون یک خانم باشه. یعنی ای که امی تاریکی درون قلب خود را ما چی کنیم؟ او را شستشو کنیم و خدا در اونجا حاکم شد. یعنی ما باید سیاهی درون خدا که گناه هست. یا به گفتی اسد بودا طالب درون خود را با خون ایسای مسیح که بخاطر گناه ریختشد بشویم. یعنی خون ایسای مسیح به خاطر گناه ریختشد تا بشویم و طالب درون خود را با قلب یا قلب خود را با خون ایسای مسیح یک بار و برای همیشه پاک کنیم. یعنی ما ضرورت است که یک بار امی سیاهی درون قلب خود را برای همیشه چی کنیم؟ پاک کنیم. در غیر از اون اگر ما ای کار نکنیم همی حال است و همی احوال. یعنی این امی سیاهی و سرخی و سبزی چی میشه؟ تکرار شده میره. با عباره دیگر سیاهی و تارکی همون طالب درون ما که گناه از باس هم میگم که میشه. این سیاهی ما را میتونه با ایمان به ایسای مسیح سیاهی ما میتونه شسته شود. و اون وقت است که ما آرامش قلبی و روحی که همون رنگ سبز و شاداب است برای ما دست میدم. و در درون قلب ما که حاکمیت دارد و که زندگی میکنند. داود در مزمور 23 میگن خداون چوبان من است. محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. من را در الفچرهای سر سبز قرار میدهد. نزده چشمه های راحت راه نماییم میکند. الفچرهای سر سبز رنگ سبز. به من روح تازه میبخشد. سبزی روح تازه دارد وقت بهار میشه. و به خاطر نام خود به راه های عدالت هدایت هم مینماید. حتی انگام ابور از در رئی تاریک مرگ از بدی نمیترسم. زیرا تو همراه من میباشید. یعنی چوبان ما ایسای مسیح است. وقت او همراه ما است. وقت او سیاهی درون ما را گناه درون ما را با خون خود شست. و ما به او ایمان آوردیم. در او وقت از که چی میشه؟ ما درون ما وقت پاک میشه ما چی میشه؟ از یک قدرت آرامش قلبی برخوردار میشیم. از قدرت مسیحی ها چی دارن؟ مسیحی ها دیگر کدام فرق با دیگر ها ندارن. ای دارن که اونا ایسای مسیح ایمان آوردن من حیث چوبان خود. خون ایسای مسیح گناه های ما را تاریکی های ما را شست. و قلب ما را آرامش داد. وقت که قلب ما را آرامش داد چی میگن اینجا میگن؟ زیرا تو همراه مسیح با ما است. اصابه چوب دستی تو من را تسلیم میدهد. روی خدا و همچنان کلام خدا ما را چی میدهد؟ تسلیم میدهد. قوت میدهد. میگه در حضور دشمنانم صفرهی برای امتحان نموده. سر من را براغان تطهین مینمایی. و پیمانم را لبریز میکنی. یعنی حتی اگر ما در شراحت بدم زندگی کنیم. ولی خداوند ما را چی میکنه؟ کمک میکنه. یقینان آیه شش میگه. یعنی احسان و رحمت تو تمام روز های امر من با من میباشد. و در خانه خداوند تا ابت ساکن خواهم بود. وقتی ما به مسیح ایمان میاریم. در اینقدر قلب ما پاک میشه. و ما تا وقتی که زنده هستیم. در این خانه زندگی میکنیم. یعنی ایسای مسیح حاکم قلب ماست. این بسیار مهم است. که چی است؟ این سیاهی که دوباره تکرار شده میره. و امی خون یا سرخی که تکرار شده میره. این رو چی وقت ما میتونیم قطع کنیم؟ که هر کدام ما طوبه کنیم. از گناهای خود به ایسای مسیح ایمان بریم. و همچنان ملت ما. ملت ما از گناهای خود طوبه کنه. و به ایسای مسیح ایمان بره. این نقطه بسیار مهم است دوستهای عزیز. که ما باید این را چی کنیم؟ مد نظر بگیریم. امروز در داخل افغانستان یک تعداد بسیار محدود از مسیحی هستند. یعنی نسبت به سی میلیون نفوس افغانستان مسیحی ها تعدادشان بسیار کم هستند. اونا هم در افغانستان زندگی می کنند.
ما با اونا صحبت میکنیم، شما میبینین یک امید که اونا امید دارند، اونا امید دارند. یا ای که افغان هایی که خارج از افغانستان زندگی میکنند، شما ست ها هزار نفر هستند در کشور های مختلف که شما میبینین فرق را. یا ویسائل ارتباط جمعی، یا فیسبوک، یا تویتر یا هر چیزی که شما دارین یا انستاگرام میبینین که یک کسایی که به عیسای مسیح ایمان ندارند و اکثریت افغان ها در خارج اونا هستند. وقتی که اونا پوست میکنند اکثران چی هست؟ اونا دشنام میتند به طالبها، اونا هر چیزایی که است بد و رد میگن یا ای که هر چی که هستند یا اتا لعنت میفرستند و یا ای که مصروف کارهای استند که آزادیهای به جای هستند. ولی وقتی ما مسیحی ها را که میبینیم، میبینیم که مسیحی ها از آرامش قلبی برخوردار هستند و میبخشند. همین طالبها را با همه چیش میبخشند، براز اونا دعا میکنند، امروز ما بر مملکت خود دعا میکنیم، بربرکت برمونیم و این فرق بزرگ است، فرقش از کجا است؟ اونمورست که ما سیاهی بکمک ایسای مسیحی بر چی شدیم؟ سیاهی قلب ما، امو طالب درون ما که سیاه هست، او را چی کرده؟ ایسای مسیح خونش در ما شست و او را چی شد؟ و سبز تلوی شد و ما از آرامش و شادابی برخوردار هستیم. و شما هم دوستای عزیز صرف نظری که شما داخل افغانستان زندگی میکنین یا خارج، اگر میخواین از امی سرسبزی و شادابی شما برخوردار شوید، یکانه راحش امی است که توبه کنین و با ایسای مسیح ایمان برین، او وقت میبینین نتیجه شد. خوب دوستای عزیز ما به درسهای خود از انجیل یوهنا دوام میتیم و امروز بسیار خوش هستیم که سمیر جان هم با خود داریم. بیاین باریم این کلپ را از فصل سیزده هم انجیل یوهنا در مورد فروتنی ایسای مسیح با هم ببینیم و دوباره با سمیر جان برخوایم گشت. یک روز پیش از اید فسه بود، ایسا فهمید که ساعتش فرا رسیده است و میبایست این جهان را ترکند و پیش پدر برود. او که همیشه با متعلقان خود در این دنیا محبت میداشت آنها را تا با آخر محبت داشت. وقت خوردن نان شب بود و شیطان قبلن یهودای اسخدیتی به سر شمون را شرونده بود که ایسا را تسلیم نماید. ایسا که میدانست پدر همه چیز را به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او میرود از سر دسترخان برخواسته لباس خود را کنار گذاشت و قدیفه گرفته با کمر بست. بعد از آن در لگن آب ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خوش کردن آنها با قدیفه که با کمر بسته بود. وقت نوبت به شمون پتروس رسید او به ایسا گفت. ای خداوند آیا تو میخوایی پاهای مرا به شوی؟ ایسا در جواب گفت. تو اکنون نمیفهمی من چی میکنم ولی بعدن خواهی فهمید. پتروس گفت. هرگز نمیگذارم پاهای مرا به شوی؟ ایسا به او گفت. اگر تو را نشویم تو در من حسا نخواهی داشت. شمون پتروس گفت. پس ای خداوند نه تنها پاهای مرا بلکه دستا سرم را نیز بشوی. ایسا گفت. کسی که غصل کرده است احتیاجی به شستشو ندارد بجز شستن پاهایش. او از سر تا پا پاک است و شما پاک هستید ولی نه همه. چون او میدان است کی او را تسلیم خواهد نمود به همین دلیل گفت همه شما پاک نیستید. بعد ازان که پاهای آنان را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سر دسترخان شست از آنها پرسید. آیا فهمیدید برای شما چه کردم؟ شما مرا استاد و خداوند خطاب میکنید و درست هم میگوید زیرا که چونین هستم. پس اگر من که استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شستم شما هم باید پاهای یک دیگر را بشوید. به شما نمونه دادم تا همانطور که من با شما رفتار کردم شما هم رفتار کنید. به یقین بدانید که هیچ غلام از ارباب خود و هیچ قاسد از کسی که او را فرستاده است بزرگتر نیست. هرگاه این را فهمیدید خوشا به حال شما اگر به آن عمل نمائید. آنچه میگویم مربوط به همه شما نیست. من کسان ایراک برگذیدم میشناسم. اما این پیشگویی باید تمام شود. آنکس که با من نان میخورد برزد من برخواسته است. اکنون پیش از وقوع این را به شما میگویم. تا وقت واقع شود ایمان آورید که من او هستم. به یقین بدانید هر که کسی را که من میفرستم بپذیرت مرا پذیرفته است. و هر که من را بپذیرت کسی را که من را فرستاد پذیرفته است. وقت ایسا این را گفت روحان سخت پریشان شد و به طور آشکار فرمود. به یقین بدانید که یکی از شما من را تسلیم دشمنان خواهد کرد. شاگردان با شک و تردید به یک دیگر میدیدن. زیرا نمیدونستن این را در باره کدام یک از آنها میگوید. یکی از شاگردان که ایسا او را دوست میداشت پهلوی او نشسته بود. پس شمون پتروس با اشاره از او خواست از ایسا بپرست که او در باره کدام یک از آنها صحبت میکند. بنابراین آن شاگرد به ایسا نزدیکتر شده از او پرسید. ای خداوان او کیست؟ ایسا جواب داد. پس وقتی لقمه نان را در کاسه تر کرد، آن را به یهودا پستر شمون از خریوتی داد. همین که یهودا لقمه را گرفت، شیطان در هست او در آمد. ایسا به او گفت. ولی از کسان که سر دسترخان بودند، ایچ کس نفهمید مقصد او از این سخن چی بود. بعضی گمان کردند که چون یهودا مسئول کیسه پول بود، ایسا به او میگوید که هرچی برای اید لازم دارند، خریداری نماید. ویا چیزی به فقرات بدهد. همین که یهودا لقمه را گرفت، بیرون رفت و شب بود. وقتی یهودا بیرون رفت، ایسا گفت. به یهودیان گفتم، اکنون به شما هم میگویم. آنجایی که من میروم، شما نمیتوانید بیایید. به شما حکم نو میدهم. یک دیگر را دوست بدارید. همانطور که من شما را دوست داشتم، شما نیز یک دیگر را دوست بدارید. اگر نسبت به یک دیگر محبت داشته باشید، همه خواهند فهمید که شاگردان من هستید. شمون پتروس به اون گفت. ای خداوند، کجا می روی؟ ایسا جواب داد. جایی که می روهم، تو حالا نمیتوانی به دنبال من بیایی. اما بعدها خواهی آمد. پتروس گفت. ای خداوند، چرا نمیتوانم؟ ای خداوند، چرا نمیتوانم؟ پتروس گفت. ای خداوند، چرا نمیتوانم این حالا به دنبال تو بیایم؟ من حاضرم جان خود را به خاطر تو بدهم. ایسا به اون جواب داد. آیا حاضر هستی جان خود را به خاطر من بدهی؟ به یقین بدان که پیش از بانگ خروز سی بار خواهی گافت که مرا نمی شناسی. 226 476 4462 زنگ بزنید. بیا از طریق ای میل به آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر به آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید. ما منتظر تماس شما هستیم. برای آدرس انفو اد راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید.
شما را تیلفون 001-226-4726-4462 تماس بگیرید دوستای عزیز ما درسای خود از انجیل یوهنا دوام میدیم موضوع امروز ما است انجیل یوهنا فصل 13 هم تحت انوان فروتنی ایسای مسی و بسیار خوش هستیم که سمیر جان با خود داریم سمیر جان بفرمایید سلام به شما شاید جان عزیز و به تمام دوست هایی که امروز برنامه ما را میشنوند راسته خوشحال هستم امرای شما باشم بایدی که مشکلات زیاده در وطن ما میبینیم خدا را شکر که در بین تمام مشکلات در بین تمام تاریکی نور روشنی خداوند هم میتابند و دوست هایی ما از طریق برنامه شما میتونند از کلام خداوند بشنوند جای فخر هسته برای من که میتونم امرای شما باشم و واقعا خدا را شکر که از کلامش میتونیم بخونیم شایر میگه قسمت این بود که من با تو ما حاصر باشم در میان این قصه پر حادثه حاضر باشم و وطن ما واقعا حادثات زیاده را در وطن خود میبینیم سمیر جان عزیز یک تلفون داریم امیر بگیریم سلام دوست عزیز بفرمایید شما سریخت هستین سلام برادر عزیز من غلام هستم از دنبار حال شما خوبه فضله خدا شما چی حال دارید دوست عزیز زینده باشین تشکر در حضور برنامه شما را میدیدم دیگه در حضور شما چیز داشتم یک مشکل خیلی بزرگ داشتم یک رهنمایی یک کمک نیاز داشتم گفتم که چی کار پنم بفرمایید مخصد تان چی مشکله شما در کانفرانس ای چیز آمده بودید در دانمارک شاید من را بشناسید در دانمارک یک کانفرانس بود از طرف نیلس و کلاوس آه آه آه آه در اونجا آمده بودم بله بله ما دوره هم یک چیز داشتیم یک کانفرانس داشتیم بعد خانواده من در افغانستان هست افغانستان هست مخصدش یک بیادر من که در این مشکلات در خانه هستند کلن چیز مانده بسیر هست کلن مثلا اون با جرم از امی که مثلا نت چیز نمیتونه بله دیگه ما گفتم یک رهنمایی کار داشتم خود دوستی عزیز بسیار تشکر از تیلفون تان شما بعد از برنامه زنگ بزنین صحبت میکنیم درست هست بسیار خوب من چقدر دیگه بر شما تماس کنیم بعد از برنامه برنامه ما تقریبا 35 دقیقا یا 40 دقیقا بعد ختم میشه باشه تشکر برادرم تشکر خداوند شما رو برکت دارم تشکر زندگی همچنان زندگی همچنان خداوند تشکر خداوند بفرمایی سمیر جان میبخشید خدا را شکر به برادر ما که زنگ زدند به دوست هی عزیز شما هم که برنامه را میشنوین اگر کدام سوال دارین نظر دارین لطفا زنگ بزنین خوشحال میشیم که با شما صحبت کنیم اما اطلاعی که میگفتم شایر میگه قسمت این بود که من با تماثر باشم در میان این قصه پرحادثه حاضر باشم و ما و شما هم در این روزهای پرحادثه روزهای پر از جنجال مشکلات درد رنج عشق باخت حاضر هستیم و دعا میکنم که این مشکلات باید سه این شبه که مردم به خداوند رو بیارن مردم کلام خداونده بخوانن مردم بیبینن که ما در باری خداونده صحبت میکنیم که خداونده پر از محبت هست و ما از اینجا کلام خداونده شروع میکنیم فصل سیزده یوهننا میبینیم که کلام خداونده میگه یک روز پیش از این پسه بود ایسای مسیح فامید که ساعتش فرا رسیده و میباییست این جهان را ترک کند و پیش پدر برود او که همیشه به متعلقان خود در این دنیا محبت میراشد آنها را تا با آخر محبت نمود بسیار جالب است که ایسای مسیح اینجا آخرین آخرین روزهایش در این زمین بود آخرین روزهایش بود پیش از مسلوب شدن یک روز دو روز بعد مسلوب میشه لیکن فکرش در باره چی است؟ فکرش در باره این نیست که قدرت بدست بیاره تا پاچه های این جهان شوه ما پاچه های ار رقم رو میبینیم فرمان روای ار رقم رو میبینیم که به هر قیمت شوه قیمت خون جوان شوه قیمت گشنگی اطفال شوه به هر قیمت که شوه میخواین قدرت بدست بیارن تا مردم حکم اونها را قبول کنه لیکن ایسای مسیح این رقم نکرد ایسای مسیح این رقم پادشان نبود ایسای مسیح این رقم استاد نبود او آمد فکرش در باره چیست؟ او که همیشه به متعلقان خودداری دنیا محبت میداشد آنها را تا با آخر محبت کرد بس تمام کار را که ایسای مسیح میکنه از شروع تا با آخر ما باید از این لنس ببینیم از این طریق ببینیم ایسای مسیح به ما نشان میده که ایسای مسیح فکرش اندیشش و تمام کارهایش تعدابش چیست؟ سمیر جان عزیز شما در مورد محبت صحبت میکنین و یک چیز همکه محبتی که ما باید نشان بدیم آلی هست که یک تیلفون دیگه هم داریم امی را بگیریم به اجازه شما دوست عزیز بفرمایید شما سریخت هستین سلام علیکم شما خوب هستین شاید جان بخیر هستین فضل خدا شما چی حال دارین دوست عزیز؟ سلامت باشین من فرید احمد هستم از افغانستان از کابل امروی شما صحبت میکنم خدا را شکر بفرمایید فرید جان خواستم در برنامه زنده شما که لایف هست یک چند سخنه داشته باشم بفرمایید تشکر میکنم از برنامه بسیار خوب تان از برنامه که واقعا انسانی است و نشون میشه و سخناه و همه چیز از واقعیت خدا گفته میشه واقعا انسانیت همه در خور ایسای مسیح است ما در افغانستان که هستیم در بسیار معزوله قرار داریم بسیار مشکلات ایجاد دو چار شده که همه بسیار زیاد درگیر هستند دیگه ما بس شما فقط و از پیروان ایسای مسیح در هر جایی که هستند میخوایم که به حق ما مردم دعا بکنند تشکر دوستی عزیز بیاین دعا میکنیم به شما و مانند شما و همچند به مردم افغانستان خداونده سپاسگذار استیم ازی که تو در افغانستان استی تو مردم افغانستان دوست داری و تو محبتت نشان میدید سپاسگذار استیم از همه ایماندارایی که در افغانستان زندگی میکنند خداونده ما دعا میکنم بر اول بر ایماندارای که تو انها را کمک کن تو انها را قدرت بده آرامش قلبی بده و تو انها را از شیطان و همچنان از خطر تو انها را محافظه کن و ایماندارا را با خانوادهشان به دستای مبارک تو میاسپارم همچنان خداونده با تمام مردم افغانستان دعا میکنم که محبتتو آرامشتو در افغانستان برقرار شو خداونده تو کمک کن همه مردم افغانستان چی کسای را حاکم هستند طالبان یا غیر طالبان همه را کمک کن و اونا را خداونده آرامشتو سلحتو در زندگی از اونا براورده شو ما مردم افغانستان هم خداونده با دستای تو میاسپارم سمیر جان تشکر فرید جان عزیز از ای که زنگ زدین تشکر از ای که به عنوان یک پیروی ایسای مسیح در بین مردم ما هستین و مشکلات فیلی که هست ن بالای یک یک مردم هست یک مردم که از یک دین پیروی میکنند تمام مردم افغانستان چی در افغانستان و چی بیرون از افغانستان امید یک رنجه میکشیم من برات فرید جان به فامیلت دعا میکنیم و دعا میکنیم که خداوند خودش کمکت کنه و مردم ما را کمک کنه پس ما در باره محبت خداوند صحبت میکردیم و محبت خداونده که در ایسای مسیح میبینیم وقت انجیل شریف هم میخانیم و بارها میبینیم که در باره محبت صحبت شده حتی در یهانه فصل 3 آیه 16 که شاید یکی از مشهورترین آیات کتاب مقدس هست چی میخانیم خداوند جهانه ایقدر محبت نمود که یسای مسیح را فرستاد تا هر کس که به اون ایمان پیاره حلاک نگرده. یسای مسیح میگه من نه آمدیم که مردم را قضاوت کنم ما آمدیم تا اونا حیات جاویدانی یاف کنن پس یسای مسیح در این 4 فصل یوهنه فصل 13 تا 17 امرای شاگرده خودسته و واقعا یک وقت سمیمی دارن شاگرده که خودش خوش کرد و انتخاب کرد
دور بر خود جمع کده و اونا رو یاد میده چیزایی که در دلش از بره اونا میگه تمامش طبق محبت که در باریش خانده ایم. آیه دوم میگه وقت خوردن نان شب بود و شیطان قبلن یهودی های از خیروتی بسرش اون را قلبش شورانیده بود که ایسا را تسلیم نماید. یهودی های از خیروتی میخواست که ایسای مصیر را تسلیم یهودی ها کنه تا کشته شوند. این قلب و اراده یهود ها سو میخواهید که ایسای مصیر را تسلیم کنه. شاگرد ایسای مصیر از کس استه که موجزاتش را به چشم خود دیده، تعلیمش را دیده که میگه اتا دشمنهای خود را دوست داشته باشین. میبینه که ایسای مصیر چی قدرت داره، توفان را میگه آرام شو. این یهود ها با این که تمام قدرت و موجزات و تعلیم ایسای مصیر را دیده باز هم ارادهش است که یک خهاین باشه و ایسای مصیر را تسلیم یهودی ها کنه. لیکن اینجا بسیار جالب است که در باری یهود ها میخوانیم، لیکن ببینید که کلام خدا در باری ایسای مصیر چی میگه. ایسا که میدانست، پدر همه چیزا به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او میرود، از سر دسترخان برخواسته، لباس خود جا کنار گذاشت و قدیفه گرفته به کمر بست. یهود ها به حساب پیداوی از شیطان میکنه. ایسای مصیر خیلی کیست؟ ایسای مصیر کس است که تمام همه چیزا به دست او سپرده، او اختیار تمام چیزا داشت، او قدرت کامل داشت. بعض از دوستان، شاید جان وقتی در تکتاوک لایف با دوستان گفت میزنم، یکچن دوست ما پرسان براما از ما این سواله کده ان که اگه ایسای مصیر قدرت میداشت و شما او را به سر خدا میگن یا خدا میگن، او اول خود را نجات میداد. چطور او را کشتن؟ اینجا ما در کلام خدا چی میخونیم؟ تمام اختیار خدا من در دستش داده بود، ایسای مصیر در پسل ده ببخشین میگه ایچکس جان من نمیگیره، من خودم آمده ایم تا جان من فدا بسازم. امی ایسای مصیر که اختیار تمام چیز داره، میفهمه که از کجا آمده و کجا میره، اینجا پیش رویش یهودی ها استه که خاین است و دشمنش است، کس استه که به خاطر از او ایسای مصیر دزگیر میشه. پس هر کدام ما وقتی که این داستان رو میبینیم، میبینیم که ایسای مصیر چقدر پر از محبت است، میبینیم که یهود ها میخوای او را به یهودی ها بزفاره، همه ما شاید امی را فکر کنیم که عتماد ایسای مصیر که قدرت داشت اینها رو میخویزه و شاید شاگرد های دگه خودم بگوید، من میفهمم که من را کی دزگیر میکنه، بیاین که یهود ها را بزنیم یا خودش قدرت ای را داش یهود ها جان خود از ازبطه ایسای مصیر ایچ کدام این چیز ها را نمی کنه، ایسای مصیر قدریفه را در کمل خود بسته می کنه و اتا پایان یهود ها را میشویه بله اتا پایان یهود ها را میشویه یک کلیف را میریم میبینیم دوباره برمیگردیم باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی چون که تو هستی راه حقیقت چی پر جلالی با مهر الفت نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی موسیقی باره گناهم باره دشن هادی هستی برایم رهبار و حادی شکریت گویم از دل و از جان بانم براید نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی چون که تو هستی راه حقیقت چی پر جلالی با میره وفا موسیقی چون که تو باشی ماسی طبیبم حیات جاوت گشت نصیبم هستی شفیم چی مهربانی جستو نباشد هچکست طبیبم نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی چون که تو هستی راه حقیقت چی پر جلالی با میره وفا نان حیات راه نجات باور مایی چی با وفا چی پر سبات یاوار مایی بینندگان گرامی آیا میخواید با ما بتماس شوید؟ بس لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 زنگ بزنید باید از طریق ایمیل با ادرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با ادرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیام بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در باره برنامه هستیم لطفاً به شماره تیلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید دوستای عزیز موضوع درس امروز ما از انجل یهانه فصل سیزده هم فروتنی ایسای مسیه هست سمیر جان شما ادامه بتین به درستان بس تشکر شاید جان خدا را شکر تاله چند چیزا دیدیم اول ای را دیدیم که ایسای مسیه تمام زندگیش از شروع تا با آخر تباره محبت بود و نه محبت سرسدکی که فقط امو چند نفر که خودت خوش داشته باشی دوست داشته باشی بلکه چیز را که ایسای مسیه بر شاگردهای خود عمر کد که حتی دشمنهای خود را دوست داشته باشین خودش عملی برشان نشان میده یهودایی که میخواست او را دستگیر کنه یهودایی که خاین بود ایسای مسیه اتا پاهای او را شست و وقت پاهایشان شاگردهای خود را میشوید یکی از شاگردهای ایسای مسیه پترز واقعا برش برمیخورد به خاطر که در کلتور ما و شما و در کلتور که ایسای مسیه زندگی میکد یک استاد چطور پاهای شاگردهای خود را بشوید یک کلان چطور ما در پانستان اگر امتحان که میفهمین اگر یک کلان بوتا را پیش پای یک خورد بانه چی میگیم نکو گناه داره بخاطر راستی را احساس میکنیم و اینجا ما فکر میکنم که پترز اینجا تعارف نداره راستی میشرمک و استادش ایسای مسیه پاهای او را میشوید و ایسای مسیه میگه اگر نمونی که پاهای تا ما بشویم تو هیچ حسید ما نداری در کار که ما میکنم تو قسمت نداری
چی را ایسائه مسیح یک گپارو می زن. ایسائه مسیح فقط می دانید یک سمبول را نشان بده بشن. ایسائه مصیح آمده که پاهای مردم می شوند. ایسائه مصیح آمد تا مردم را خدمت کنبدشان را دادا داد. ایسائه مصیح آمد تا atra جانت خrouده را به خاطی مردم بین بگمند. و کسی که این را decides نمی‌کنه، کسی که خدمت ایسائه مصیح را قبول نکنه، کسی که فیدیه ایسائه مصیح را قبول نکنه، نمی‌تونه قسمت پادشاهی آسمانی باشه. خداوند از طریق ایسائه مصیح پادشاهی خود را در این جهان آورد. نه پادشاهی به زور شمشهر، بلکه پادشاهی به حکم محبت. و ایسائه مصیح پاهای شاگردار خود را میشوند و میگه آیه 14 میگه بس اگر من که استاد آیه 12 را میخوانم، میگه آیا فهمیدید برای شما چی کردم؟ شما من را استاد و خداون خطاب می‌کنید و درست هم میگوید زیرا که چنین هست. ایسائه مصیح شاگردار خود سوال می‌کنه چرا فکر می‌کنید که من پاهای شما را شستم؟ می‌فهمید چرا؟ بخاطر که شما که من را استاد و خداون خطاب می‌کنید و راست هم میگوید من پاهای شما را شستم، شما هم باید پاهای یکی دگر را بشوین. به شما نمونه دادم تا همانطور که من با شما رفتار کردم، شما هم رفتار کنید و یقین بدانید که ایچ غلام از عرباب خود و ایچ قاسده از فلسطیندی خود خیش بزرگتر نیست. ایسائه مصیح میگه من که استاد و خداون در شما هستم، پاهای شما را شستم شما هم مثل من رفتار کنین. ما و شما پیروای ایسای مصیح که هستیم از دل خود هر کار را نمی‌کنیم. اما تا که حافظ میگه، میگه آشقان را بر سر خود حکم نیست، هرچی فرمان تو باشد آن کنند. ما و شما طبق خواست خود زندگی نمی‌کنیم، ما پیروای ایسای مصیح بر ما این حکم داده شده که امو رقم که ایسای مصیح زندگی کد، امو رقم زندگی کنیم اتا پای دشمنهای خود را دوزداشته باشیم بایی که ایسای مصیحی را صد فی صد می‌فهمید که یهودا خاین هست و یهودا بزده ش هست. پس این حکم ایسای مصیحی تنها یک حکم به حساب گفتال نبود بلکه عملی به شاگردهای خود یک نمونه نشان داد. و ما و شما هر کدام ما از هر کسی که پیداوی می‌کنیم زندگی ما مثل امو نفر می‌باشیم. بله خب سمی جان از یک تیلفون داریم تیلفون را می‌گریم سلام دوست عزیز بفرمایید شما سر خط هستید. علیکم سلام بفرمایید نظر سوال آوازتان نمی‌اید نمی‌شنوید خب من فکر می‌کنم قطع شد تیلفون ما بله سمی جان شما بسیار موضوع خوب را در مورد شستن پاها چکردین امروز هم بعض کلیسه ها بعض مصیحی ها در دنیا این کار را می‌کنند. و شما شاید بدانید که اتا خود پاپ هم یک سال یک بار می‌ره و شما در سالهای قبل دیدن که یک بار پایی یک مهاجر را ششت و یک سال هم پایی یک زن بدکاره را شست و این همون چیه است که از ایسای مسیح ما یاد می‌گیریم این مهم این است که استاد شما کی است در فضای موسیقی اگر دوست‌های عزیز با موسیقی علاقه داشته باشن در فضای موسیقی اکثران یا آلات موسیقی را که می‌نوازن اکثران کسی که شروع می‌کنه اولین چیزی که پرسان می‌کنه ازش می‌گه استاد تو کی است یعنی هر قدر استاد آلی‌تر باشه اون امو قدر به این معنی است و استاد ما هم سرور ما استاد ما خداوند ما ایسای مسیح است و چیزی که ایسای مسیح با دگه استادا، با دگه پیانبرا، با دگرا فرق داره ای از که هیچ وقت گناه نکرد و چیزی که می‌گفت صد فیصد او را عمل می‌کرد صد فیصد او را عمل می‌کرد ایسای مسیح وقت می‌گه که امتوکه ما پاهای شما را شستم یعنی دریقت می‌گه امتوکه ما اطاعت کدم، اطاعت به چی معنی است؟ اطاعت چی است؟ خدای پدر آسمانی می‌گه امتوکه ما از او اطاعت می‌کنم شما را خدمت می‌کنم شما هم از ما اطاعت کنین و دگرارا خدمت کنین سرف نظر از ای که او کسی را که خدمت می‌کنین شما را دوستان باشه رفیقتان یا دشمنتان باشه ای بسیار مهم است ما در طول تاریخ نمونه‌های زیاد از ای آداریم از مادر تراسا تا دگران نمونه‌های زیاد در جاهای مختلف که مصیحی‌ها چگونه دگرارا خدمت می‌کنه و بر ما بسیار مشکل است ای دوست‌های عزیز مسئله پای ششتن در فرهنگ ما شما در این مورد صحبت کنین کار ساده نیست ای چی می‌خواهه؟ ای قدرت ایمان می‌خواهه ای قدرت واقعا بر شما باید دوست‌های عزیز ما بگویم که پا ششتن قدرت ایمان می‌خواهه اونموتو که ایسای مصیح ایمان داشت اونموتو هم وقت مصیحی‌ها از ایسای مصیح اطاعت میکنند و پاحای یک دگر رو میشوین اونمو هم قدرت ایمان است قدرت ایمان کار داره و دعا میکنیم که ما مصیحی‌های افغانستان هم به امی قدرت ایمان برسیم به امی و دعا کنید دوست‌های از به امی قدرت ایمان برسیم که ما بتانیم پاحای دگرارا نه تنها پاحای ایماندارا خب در کلیسه‌ها معمول دهی است که پاحای ایماندارا رو میشوین یکی دیگر خانوما از خانوما رو مردا از مردا رو ولی خدا به ما ای قدرت بیشتر اطاع کنه که ما نه تنها پاحای ایماندارا رو بلکه پاحای دشمنهای خود رو بشویم و ای چیزی هست که ایسای مسیح به ما میگه که باید این کار رو کنیم بله سمیر جان آمین خدا را شکر به ای ایمان که حکمش محبت هست فکر کنیم که چی ایمان است که شریعتش نیست که فلانه کار کن فلانه کار نکن بلکه بسیار حکم ساده بر ما میده از یک طرف اگر فکر کنی ایسای مسیح داخل انجیل چی میگه آیه 34 میگه با شما حکم نو میده هم یکی دگر را دوست بدارید اما در که من شما را دوست داشتم شما نیست یکی دگر را دوست بدارید اگر نسبت با یکی دگر محبت داشته باشید همه خواهند فهمید که شاگردان من استید شاید جان ما در پاکستان انوز ماجر بودیم که نو اونجا زیادتر از بیس سال هستند آره اونجا پدرجانم شاید پیروی یسای مسیح شدند همچنان خودم یسای مسیح ایمان آوردم و نو ایمان بودیم و در پاکستان اونجا خب زیادتر مردم چبلق می پوشند خواهند که گرد و این گفتار هم خب حتما دیدی آهان بله آهان ما در زندگی کردیم در پاکستان پس خودت میفهمی که اونجا چیال بوده خصوصا بیس سال پیش یک برنامه دو ها داشتیم و در این برنامه دو ها رفتیم و پیش از اینکه در آئیم دیدم که اونجا تشت ماندگی است دو تشت ماندگی بود و اونجا چوکه یکم ماندگی بود و دو مردم پیر بودن و که داخل می شودیم گفت بیا که پایتا بشویم و ما گفتم نه نه صدرون نیست که پایتا بشویم یا نه خب جان حتما می شویم گفتم اگر نمونید که پایتا بشویم نمی تونید داخل چی دعا بریم و راستی من شرمیدم که چطورید دو مرد پیر پای ما می شویند شیشتم پای ما ششتند دست سرشانه می ماندند و این دو مرد برما دعا کرد و راستی یک تصویر کادر که ایسای مسیح کرد من اونجا تجربه کردم چطورید در کشور ما شما خدای ناخواسته یک مرد پیر پای کسا می شوید اصلا چطورید غیرتش اجازه بده که اتو کار کنه لیکن ایسای مسیح برما نمونه داده که فرق نمی کنه که سن سال ما چیست فرق نمی کنه که چقدر می فهمیم یا سروعتمند هستیم یا نه یکی دیگر امو رقم که من شما را دوست داشتم دوست داشته باشین و خدمت کنین پس این حکم نو آیا ایسای مسیح راستی حکم نو به شاگردهای خود داد؟ آیا خداوند عد اتیخ هم نگفته بود که خداوند خدا با تمام قلب دوست داشته باشین با تمام قلب، جان و قوت و امسایه خدا دوست داشته باشین ظلم نکنین این چطور حکم نو هست؟ حکم نو به این خاطر هست که ایسای مسیح میگه امو رقم که من شما را محبت کردم شما هم یکی دیگر را محبت کنین خداوند با اسرائیل پیمان بسته بود که شما قوم من میباشین لیکن یک وعده که خداوند داده بود ای بود که من با شما یک پیمان نو بسته میکنم بخاطر که طبق پیمان گذشته طبق عد اتیق طبق شریعت موسا ایچ کس نمیتونه خدا را خشنود کنه بخاطر که کلگی گناه هستیم
که میتونه شریعت کاملاً ازش پیروی کنه؟ باید که عهد خداون امی بود که اگه از شریعت پیروی کنین من شما را برکت میتونم، دیکن بارها میبینیم که کسایی که از شریعت پیروی میکنن بارها به زمین میخورن هیچ کس قدرتی را نداره که وزن شریعت بالای شانهای خود بگردانه از امی خاطر است که خداون در ارمیا فصل سی و یک میگه چنین میپرمایه اما خداون میفرماید پیمان نوی که به قوم استرائیل میبندم این است من احکام خود را بردلهایشان مینویسم من خدایشان خواهم بود و آنها قوم برگذیده من دیگر حاجت نیست که به یک دیگر تعلیم بدهند و بگوین که مرا بشناسند زیرا از خورد تا بزرگ مرا بشناسند آنگام من گناهشان را میبخشم و دیگر آن را بیاد نمیاورم من خداوند این را گفتم سمیر جان یک کلف را میبینیم دوباره برمیگردیم ایتا دروغای بویی که همه یار بود ما خب میفهمیم همه ی آرزوهای آدم فره نمیشه ولی یکانتایش که میشه منم نمیفهمم بعضی از حلوه این آدم ها چی خوش نمیکنی؟ اگر از دسم آزادتی مرا ببخشم آنو چیکنی؟ عباس جان یک سوال دیمی فکرم همیشه میگرده نمیخواهیم میگرده چگونه که تو کالوار جنگ کن خب اولادا خبر نشد تو من را اقلالده فکر کردی؟ عباس تو که عباس روی تنه میخوام دردی بزن امیر اینم این خودش هست اینم این خودش هست نکنه پرمیز نکنه خب کبا جان از افغانستان صحبت کنید زنگ بزنید باید استریکی ایمیل با آدرس انفو اد راز زندگی دات کام و فیسبوک مسینژر با آدرس فیسبوک دات کام سلاش راز زندگی تیوی برای ما پیان بفرستید ما منتظر تماس شما هستیم ما منتظر نظریات و سوالات شما در برای برنامه هستیم لطفاً به شماره تلفون 001-226-476-4462 تماس بگیرید دوستای عزیز ما به لحظات اخیر برنامه خود نزدیک میشیم و امروز خوش هستیم که سمیر جان هم با خود داریم سمیر جان اگر یک خلاص نتیجه گیری کنین از درس امروز با ما یک چند دقیقه در این مورد صحبت کنین نتیجه گیری تانه شاید جان آرون هیرویده میفهمین که یوسف هیرویده فکر کنم اسمشان بلند از یادم رفته میره در کتاب خود دختران تالی یک جای داستانش بسیار زیباست دو نفر با یکی دگر گفت میزنند و میگه بیا بیا امرای ما باش دو مرد پیر هستند که باهم جهاد کدند یکی شهاده ایلا کده و این نفر پس او را دوت میکنه که بیای امرایش باشه در جهاد و میگه این نفر براش میگه میگه آدتهای ما تغییر کده ما دیگه او کارها را نمی کنم و نفر دوم براش میگه میگه آدت تغییر میکنه لیکن ذات انسان ذات انسان هست و همونطوره سعدی میگه آقابت گرگزاده این شعریات نیست؟ آقابت گرگزاده گرگ شود گرچی با آدمی بزرگ شود گرچی با آدمی بزرگ شود آیا ذات انسان تغییر کده میتونه؟ این سوال است که ما باید از خود پرسان کنیم یا ما چیز که هستیم امو رقم تا آخر امر میتونیم امو رقم باید باشیم آیا کدام امید بر ما وجود داره یا نه؟ یا با این خشم که دارم با این نفرت که دارم با این بدیه هایی که دارم با این آدت های بده که دارم باید همیشه اسیرشان باشم چیز داره که ما خاندیم ایسای مسیح میگه حکم نو براتون میتون طبق پیمان نو و این پیمان نیست که خداون میتونه قلب های شما را تغییر بده خداون میتونه ذات تغییر بده نه تنه عادت های شما را عادت میتونه تغییر کنه ولی خداون میتونه ذات ما و شما را تغییر بده از این خاطر ما میگیم ما باید تولد تازه پیدا کنیم وقت که ما خداون قلب ما را زندگی ما را نو می کند ما میتونیم ایساءی مسیح زندگی کنیم چون قدرت از من نمی باشه خداون خودش با قدرت خود ما را کمت می کند تا این حکم نو اعمالی کنیم یکی دگر را محبت کنین مردم چطور می فهمند که ما پیدا و ایساءی مسیح استیم از محبت که خداون برما بخشیده بس دعای ما به هموطنهای ما ایسته که بیاین که شریعت هست چی شریعت موسا هست چی شریعت دیگر هست میتونین تا آخر عمر کوشش کنین زندگی کنین میتونین تا آخر عمر کوشش کنین که بار شریعت را به شانهای خود بگردانین و همیشه همیشه بوازین ایسای مسیح حکم نو میده شریعت نو میده که این شریعت را ما و شما به زور خود انجام نمیدهیم خداون خودش ما را با روح خود تولد تازه می بخشه تا یکی دگر را بتانیم محبت کنیم یکانه راه نجات برای ما و شما و برای وطن ما همیست که از این حکم که یکی دگر را محبت کنین پیداوی کنین بله تشکر سمیر جان عزیز واقعا دوست های عزیز ایسای مسیح گفته شما محبت کنین یکی دگر را ولی مهم ترین چیز در این است که ما همچنان به ایسای مسیح ایمان بیاریم و از این قدرت محبت پر شوید یعنی ذات ما که ذات گناه بوده در ایقات وقت ما ایمان بیاریم به ایسای مسیح این ذات گناه در وجود ما از بین میره و ذات محبت ما پر از ذات محبت می شیم و او وقت از که ما میتونیم به دگر را هم محبت کنیم دوست های عزیز تشکر ازی که در این ساعت با ما بودین و شما را به دست های مبارک خداوند می سپاریم دعا می کنیم خداوندا تو کمک کن ما را این ذات گناه را در زندگی ما از بین ببر ما به تو ایسای مسیح ایمان داریم خداوندا ما را پر از محبتت بساز پر از روحت بساز و خداوندا ما را کمک کن که به دگرها هم به دوستا دشمنا و به همگی محبت کنیم و پاهای دگرها را بشویم این قدرت ایمان را به ما خداوندا تو بتی به نام ایسای مسیح آمین موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی
PYM JBZ