The Father Will

  28 minutes

The father's wish is that everyone who sees the Son believes in him. The Jews complained, saying, "We know Jesus, who is the son of Joseph, so how can he say that he came down from heaven?"

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی روی موج متوسط 1467 کلو هرتز ساعت هفت و نیمه شب می شنوید حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این موقع پدران ما در بیابان نان منه را خوردن و چونان که نوشته شده است او از آسمان به آنها نان عطا فرمود تا بخورند ایسا به آنان گفت به یقین بدانید آن موسا نبود که از آسمان به شما نان داد بلکه پدر من نان حقیقی را از آسمان به شما عطا میکند زیرا نان خدا آن است که از آسمان نازل شده به دنیا زندگی می بخشد به او گفتند ای آقا همیشه این نان را به ما بده ایسا به آنها گفت من نان زندگی هستم هر که نزد من بیاید هرگز گرسنه نخواهد شد و هر که به من ایمان بیاورد هرگز تشنه نخواهد گردید اما چنان که گفتم شما با این که من را دیدید ایمان نمی آورید همه کسانه که پدر به من می بخشد به سوی من خواهند آمد و کسی را که پیش من می آید بیرون نخواهم کرد من از آسمان به زمین آمدم نه بخاطر آن که اراده خود را به عمل آورم بلکه اراده کسی را که من را فرستاده است و اراده او این است که من از همه کسانه که او به من داده است حتی یک نفر را هم از دست ندهم بلکه در روز آخرت آنها را زنده کنم زیرا خواست پدر من این است که هر کس پسر را می بیند و به او ایمان می آورد صاحب زندگی عبدی گردد و من او را در روز آخرت زنده خواهم کرد پس یهودیان شکایت کنان به او اطراس کردن زیرا او گفته بود من آن نانه هستم که از آسمان نازل شده است آنها گفتند آیا این مرد یسا پسر یوسف نیست که ما پدر ما مادر او را می شناسیم پس چگونه می گوید من از آسمان آمدم یسا در جواب گفت اینقدر شکایت نکنید هیچ کس نمی تواند نزد من بیاید مگر این که پدری که مرا فرستاد او را به طرف من جزت نماید و من او را در روز آخرت زنده خواهم ساخت در کتاب پیامبران نوشته شده است همه از خدا تعلیم خواهند یافت بنابراین هر کس صدای پدر را شونیده و از او تعلیم گرفته باشد نزد من می آید البته هیچ کس پدر را ندیده است فقط کسی که از جانب خدا آمده پدر را دیده است به یقین بدانید کسی که به من ایمان می آورد زندگی عبدی دارد دوستای عزیز سلام بشنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم من میرویس هم به شما شنواندهای عزیز سلام تقدیم می کنم از خداوند می خواهیم که ای درس ها از کلام خدا وسیله برکت بره همه ما و شما شوه ما آیات سی و شش تا چل شش فصل شش انجیل یوهنا را شونیده ایم در ای قسمت در باری خواهش پدر آسمانی صحبت شده بود دوستای می روان یک جورنالیست مسیحی می خواست کتاب را زیر عنوان تصمیم تعلیف کنه و در او مسایبه های اشخاص مشهور و شناخت شده را که در پخت سنی به مسیحیت گرویده بودن به گنجانه او در سلسل مسایبه های خود با شخص دانشمند و متعهد به ایمان مسیحی بنامه لیویس هم خواست مسایبه کنه و لیویس هم در ای باره از تصمیم خود به او بگوید اما لیویس از دادن جوابی که جورنالیست می خواست و برابر به موضوع کتابش باشه انکار کد و به او گفت او خودش در ای باره هیچ تصمیم نگرفته و ای خدا بود که به او ای قدر نزدیک شد که نتانست از او فرار کنه لیویس برش در ادامه گفته بود البته که خود او هم در او وقت شدیدن آرزوی ای را داشت که خدا با او نزدیک شده در زندگیش داخل شوه ای جورنالیست به کلمه نزدیک شدن خدا با لیویس زیاد علاقه گرفت و در کتاب خود از زبان لیویس نوشت کرد ای من نبودم که تصمیم گرفته باشم که پیرا به ایسای مسی شوم ای کس دگه بود که در مورد ما تصمیم گرفت لیویس در کتاب زندگی نامه خود که زیر عنوان از خوشی شگفت زده شدن به نشت رسانده ای موضوع را زیادتر روشن ساخته او میگه در اجبار او آزادی ماست شنونده های عزیز آله بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان و صحبت خود ادامه میدیم دوست های مهربان یکی از بزرگتین درسی که قوم اسرائیل در دوران سفر در بیابان به طرف کنعان یاد گرفتن ای بود که خدای اونا یهوه مجدور و مکلف به حمایت و محافظت کدن اونا نیست خدا معذف نشده که همیشه از اونا محافظت کنه خدا بخاطر که قوم اسرائیل یک قوم بزرگ با قدرت و نسبت به اقوام دگه فوقلادگیهای زیاد داشت تصمیم نگرفت که اونا را از غلامی مصر نجات بده خدا اونا را بخاطر نجات نداد که قوم اسرائیل یک قوم با اخلاق و با خدا بود در اونا هیچ چیز خوب وجود نداشت که بخاطر او خوبی هایشان پیش روی خدا استاده شده از او تقاضای محافظت میکدن ای صرف انتخاب ساده پر از محبت خدا بود که تصمیم گرفت اونا را قوم خود بسازه و از طریق اونا مقصد و محبت خدا با اقوام دگه و به صورت کل دنیا آشکاش شده این موضوع به صورت خاص در کتاب تصنیح فصل 7 از آهد 7 تا 11 توضیح داده شده فکر میکنم که خوب است من این قسمت از کتاب تصنیح بخانم نظر شما چیست؟ بفرماییم بیاین با هم بشنویم شما از همه اقوام دیگه کچکتر بودید و بزرگتر از سایر اقوام نبودید که خدا شما را برگزید و به شما محبت نشان بدهد بلکه بخاطر این بود که شما را دوست داشت و به سوگند که به اجدادتان خورده بود وفا کرد تا شما را با دست نیرومند خود از اصارت و قلامی نجات بخشد و از دست فراون پادشاه مصر آزاد کند بس بدانید که خداون خدایتان خدا یگانه است او خدای با وفا هست که عهد و پیمان خود را با دوستداران خود و آنهایی که از احکام او پیروی میکنند تا هزاران نسل نگاه میدارد اما کسانی که از او اطاعت نکنند بدون تاخیر جزا میبینند و نابود میشوند پس از احکام قوانین و فرایض او که همه را امروز به شما ابلاغ میکنم با دقیقت پیروی کنید تشکر میرویز جان در این قسمت موسا داستان قوم اسرائیل به جزیات بیان میکنه که اونا چقدر با گرگر کدند و شکبه و شکایت کدند خدای خودشان در مقابل خودشان بخش موردند دوست های عزیز ما نباید از ذکر این موضوع در این جد تحجب کنیم چون در انجیل ما میبینیم که یهودیان به شکل دوامدار در مقابل عیسای مسیح مخالفت کدند یهودیان مثل که اجدادشان در وقت سفر با کنان در بیابان در برابر خدا شکوه و شکایت میکدند حال با عیسای مسیح مخالفت کده شکوه و شکایت میکدند یهودیان در جستجوی مسیح هایی بودند که با اونا چیز هایی را بته که اونا میخواهند اما عیسای مسیح به صاحب اختیار کامل بودن خدا اسرائیل تحکید میکد که او اختیار داره که چی قسم مردم را برای پیروکدن عیسای مسیح انتخاب کنه در این قسمت انجیل هم این او اختارهای را که در فصل هفت تصنیف بود تکرار میشه که میگفت قوم اسرائیل واقعا در باری کامل اختیار بودن خدا در اشتباه بودند اونا فکر میکدند که خدا مجبور است که متابق به خواست اونا عمل کنند نه اونا متابق به خواست خدا اما عیسای مسیح در این باره کاملا نظر برعکس ترز دید یهودی ها داشت عیسای مسیح به این نظر بود که ای بخاطر کار های نیک و یا مربوط به یک قوم خواست بودن نیست که یک انسان به او جزب شوه و یا پیروه او شوه بلکه در آیت سی هفت عیسای مسیح می فرماید همه کسانی که پدر به من می بخشد به سوی من خواهند آمد و کسی را که پیش من می آید بیرون نخواهم کرد در حقیقت ای آمدن به سوی عیسای مسیح به تمایل قلبی و یا ميل و رغبت قلبی انسانها اشاره می کند دوست های مهربان حال یک سرود روحانی را می شنویم بعد شنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفاً ما را تا آخر ای صحبت همراهی کنین نور دنیا ای عیسا شاه شبانی نور دنیا ای عیسا شاه شبانی تو راه راستی عیسا نان حیاتی با حضورت سان و زنیم چون تو خدایی تو راه پرستش میکنیم تو بی همتایی تو سربر من تو منجی من تو رحبر من تو امید من تو محبود من تو محبوب من توی طبیب من توی پنه من روح خدایی عیسا منجیه مایی مقصد هستی عیسا راه سمایی با حضورت سان و زنیم تو پادشایی تو راه ستایش میکنیم تو بی همتایی تو سربر من تو منجی من تو رحبر من تو امید من تو محبود من تو محبوب من توی طبیب من توی پنه من تو سربر من تو منجیه من تو رحبر من تو امید من تو محبود من تو محبوب من توی طبیب من توی پنه من موسیقی شنونده عزیز پس ضرورت نیست که کسی به خود بباله که چطور تانسته پیروی عیسای مصی شوه دوستهای مهربان در این قسمت عیسای مصی به یک موضوع دیگر هم اشاره می کنه و می فرمایه همه ای اونا از خدا تعلیم خواهند یافت دلکت اشاره عیسای مصی به آیت سیزدهی فصل پنجاوچار عشیاء نبی هست عشیاء نبی در باره یکی از نبووت های بزرگ عهد قدیم در مورد تاز ساختن و یا احیای مجدد انسان ها اشاره می کنه در این نبووت بیان می شه که در دوران احیای مجدد محبت عظیم خدا دوباره به کار شروع می کنه و مردم خدا از تبعید بیرون میاره بعد از این در آیت یک فصل پنجاو پنج عشقیاء ذکر شده عیسای مصی هم این موضوع را در آیت سی و پنج یاداوری کده که گفت هر که به من ایمان بیاورد هرگز تشنه نخواهد شد از این فرموده ی عیسای مصی معلوم می شه که او تمام این قسمت های نبووت های عشقیاء نبی را در ذهن خود داشت یکی از نقطه نظر های عشقیاء در قسمت که پیشتر ذکر شد در ماندگی مطلق قوم اسرائیل در اون زمان بود بخاطر در ماندگی اونا بود نه بخاطر فوقلادگی اونا که خدا مثل حال در زمان عیسای مصی ابتکار عمله بدست گرفت صرف وقت که مردم به اندازه کافی فروتند شوند و مکاشفه بی نظیر خدا را در عیسای مصی و توسط عیسا ببینند اونا می تانند نانه که از طرف خدا نازل شده را بچشند اما همیشه ابتکار عمل خدا در کتاب مقدس با اراده و تصمیم آزاد انسانها متعادل ساخته شده است مثلا همه کسانی که تشنه هستند به آبی که پیش روی اونا گذاشته شده بنوشند و کسانی که احساس تشنگی نمیکنند اونا پیش آب نمی آیند کسی که احساس تشنگی کده به عیسای مصی مراجعه می کند به هیچ صورت هیچ کدام اونا رد نمی شند در این قسمت بر بار دوم در انجیل موضوع از وعده زندگی عبدی فراتر می روی در غیر او با موضوع زندگی بعد از مرک مپهم می شود کسانی که با ایمان به حضور عیسای مصی می آیند به آنها وعده شده که اونا رعیسای مصی در روز آخر از مرک برمی خیزانه ای امیدی را که در انجیل یوهنا آمده زیادتر توضیح می ده دوست های مهربان حالی یک اعلان را می شنویم بعد شنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم دوست های مهربان دوست های مهربان در این قسمت فصل شش انجیل یوهنا از زندگی عبدی هم یاد آوری شده در حقیقت زندگی عبدی زندگی با کیفیت است عیسای مصی بر کسی که به او ایمان می آره زندگی درونی خود را به او شریک می سازه و یا به او می بخشه منظور از عبدی بودن ای زندگی است که ای زندگی موقعی نیست که پایان داشته باشه بلکه ای زندگی از زندگی موجودی که عیسای مصی به یک شخص با ایمان آوردن به او بخشیده فراتر رفته حتی بعد از مرک هم ادامه پیدا می کنه ای زندگی جدیدی بود که در عصر جدید یعنی عصر عیسای مصی به وجود می آمد ای او زندگی جدیدی بود که خدا همیشه دان داشت به دنیا خودش ببخشه اما ای شکل زندگی عبدی مثل زندگی عبدی نخواد بود مثل که بعضی مصیان حال فکر می کنن که صرف بعد از مرک به شکل روح داده خواد شد زندگی عبدی زندگی عبدی است که امروز به کسی که به عیسای مصی ایمان میره آهاز می شه و تا بعد از مرک هم ادامه پیدا می کنن ای زندگی شکل زندگی برخواست از مرک رو خواد داشت که در فصل پنج آیت 25 تا 29 در موردش صحبت شد یوهنا تمام انجل خود تا آخر به ای تنظیم کده که عیسای مصی چطور ای زندگی جدیده به کسایی که به او ایمان میارن می بخشه وعده بزرگ فصل شش هم ای است که ای زندگی به کسایی داده خواد شد که احساس گرستنگی می کنن و نان زنده رو می چشن امیدوار هستم که شما شنمندی عزیز هم احساس داشته باشین آمین پا داره ما که مهرا بانی تو آی که دو نام دارو سمنی تو پا داره ما که مهرا بانی تو مدشایی تو همه آیا در جهان مالک جانی تو پر زمین نیز می شوا کدا من رادا که خود برانی تو پا داره ما که مهرا بانی تو پر زمین نیز می شوا کدا نانه ایم رو زمان بده بکه پا جان که دارای آب نانی تو قرض داران خش بخشیده هم ببخشا بما چودانی تو پا داره ما که مهرا بانی تو درمایه بربا امتحان مهرا پسره هنا شریرو جانی تو مالا کوتو جلالو پواته تو عبادی سایه که جو بدانی تو پا داره ما که مهرا بانی تو آی که دو نام دارا سمانی تو پا داره ما که مهرا بانی تو خدا یارو نگه دارتان