27 minutes
Lazarus, Mary's brother, who had a perfume on Jesus' feet, was sick. They sent a message to Jesus that Lazarus was ill. Jesus said, "He will not die because of this disease." Jesus decided to go to Judea.
Transcribed by AI
رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض مرد به نام الازر از احالی بیت انیا یعنی دیکده مریم و خوهرش مرتا مریض بود مریم همون بود که به پاهای خداون اطره و آنها را با موهای خود خشکرد و اکنون برادرش الازر بمار بود پس خوهرانش برای ایسا پیغام فرستادن که ای خداون آن کسی که تو او را دوست داری بیمار است وقتی ایسا این را شنید گفت این بیماری به مرگ او منجر نخواهد شد بلکه وسیله برای جلال خدا است تا پسر خدا نیست از این را جلال یابد ایسا مرتا و خوهر او و الازر را دوست می داشت پس وقتی از بیماری الازر با خبر شد دو روزی دیگر در جایی که بود توقف کرد و سپس به شاگردان گفت شاگردان به او گفتند ایسا جواب داد کسی که در روز راه می روید لغزش نمی خورد زیرا نور این جهان را می بیند اما اگر کسی در شب راه بروید می لغزد زیرا در او هیچ نور وجود ندارد ایسا این را گفت و افزود شاگردان گفتند ایسا از مرگ و سخن می گفت اما آنها تصور کردن مقصد او خواب معمولیست آنگا ایسا به طور واضع با آنها گفت توما که او را دوگانگی می گفتند به دیگر شاگردان گفت دوست های مهربان سلام به شنیدن صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم شنوندگان عزیز من میرویز هم به شما سلام تقدیم میکنم از خداوند میخوایم که همه شما عزیزا جور و سلامت باشین ما پیشتر از فصل 11 انجیل یوهنا از آیت اول تا آیت شانزر را شنیدیم در این قسمت در باری مردی بنامی الازر صحبت شده بود الازر که از دوست های ایسای مسی بود مریض شده بود و خواهرهایش با فرستادن پیام از ایسای مسی تقاضهای کمح کردن وقت که به ایسای مسی از مریضی الازر پیام روان کردن ایسای مسی در طرف دیگر دریا اردن بود که با بیت اینیا که الازر و خواهرانش در اون زندگی میکدن فاصله زیادی داشت امکان داره که خواهرهای الازر برای شفای اون بسیار دعا کردن و کارهای دیگر انجام داده بودن اما هیچ نتیجه نگرفته حتما معیوض شده بودن میروز جان ما و شما هر کدام ما در زندگی ایمانی ما ای قسم حالتها را تشابه کردیم وقتی که در مشکلات بودیم به تکرار دعا کردیم اما چون نتیجه دعاهای خود را محسوس نکردیم معیوض شدیم میروز جان به کلیسایی که ما برای عبادت میریم سالها از خود تعمیر نداشت و از سالون قلان یک مکتب که به کرایه گرفته بود برای برگزاری معافل عبادت کار میگرفت 6-7 سال پیش مکتب به این سالون ضرورت پیدا کرد و به رهبری کلیسای ما گفت که باید برای خود کدام جای دیگه پیدا کرده از این سالون کار نگیرم حتما به شما وقت کافی داده باشه که برای خود جای دیگه پیدا کنید نه؟ بله، برای کلیسای ما دو سال وقت داده بود وقتی که این اطلاع را به رهبرای کلیسای ما دادن همه ما بسیار پریشان شدیم که محفل عبادت خود در کجا برگذار کنیم کلیسای ما اوقدر پیسه هم نداشت که فورا برای خود یک جای دیگه بخره و پیدا کنن این قسم یک جایی کرایی هم بسیار مشکل بود همه ما به شدت دعا می کنیم که خدا برای ما یک رای حل پیدا کنه از همه دوستا و کلیساهای دیگه هم تقاصا کنیم که برای این مشکل ما دعا کنن هر ماه که تیر می شد زیادتر پریشان می شدیم که بلاخره چی خواد شد ما پریشان بودیم کلیسای ما نوتاسی است اما در حال رشد بود که بخاطر نیافتن جای بچی سرنوش گرفتار خواد شد بله وقتی که یک سال تیر شد یکی از دوستای خانه کنه فروشی را در منطقی ما پیدا کرد اگرچه ساختمان اصلی او قابل استفاده نبود اما در زمین او امکان داشت که ساختمان نو برای کلیسا ساخته شود کلیسا حتی پول کافی برای خریدن او نداشت اما رهبری کلیسا با زحمت کشی زیاد از بانک قرضه گرفت و او خانه را برای کلیسا خرید وقتی که این خانه خریده شد همه ای ما پریشان بودیم که حال تحمیر برای کلیسا چی قسم و به کدام پیسه ساخته شود همه ای ما مسلسل دعا میکدیم که خدای قادر مطلق این مشکل را حل کنه بعد از خریدن این خانه برای کلیسا یک سال همه ای ما در ساختن یک تحمیر برای کلیسا کار کردیم خدا را شکر که در بین اعضای کلیسا معندس، انژینر، برقی و نجار وغیره وجود داشتن و به همکاری همه سالون اصلی تحمیر کلیسا ای قدر آماده شد که بتانیم در اون محفل عبادت خود را دایر کنیم خدا به دعای ما در وقت و زمان جواب داد و به ما کمک کرد که بتانیم از سالون مکتب به تحمیر کلیسا کوش کنیم حالا که از اون چند سال تیر شده خدا را شکر که ما یک جای مقبول و به امکانات زیادتر بر محفل عبادت خود در اختیار داریم ما هر وقت که اون روزهای پر از پریشانی و نااومدی را به یاد میاریم و به امکانات خوبه که حال در اختیار داریم میبینیم قلبهای ما پر از سپاسگذاری بر خداوند میشه دوست های محرابان حالا بیاین که یک ایلان را بشنویم بعد سنیدن ایلان دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخری این صحبت امروحی کنید دوست های محرابان باید متوجه باشیم وقتی که به مشکلات روبرو میشویم و به خدا دعا میکنیم انجامش حتما خوشایند و نیک میباشه خدای قادر مطلق خدای نخواست امرای ما چالوازی نمیکنه که ما را در مشکلات روبرو بسازه تا ما مجبور شویم برای او دعا و ازرزاری کنیم و بعد از او مشکل ما را حل کنه تا ما سپاسگذار او باشیم بله شما کاملا دقیق کفتین راه هایی که ما و شما برای حل مشکلات خود میسنجیم اورا امکان نداره که ست فی ست با راه هایی که خدای محرابان ما در نظر داره برابر باشن خدای قادر مطلق راه های خود داره همچنان زمان هایی که ما برای حل مشکلات خود تیین میکنیم اونا هم امکان نداره که حتما با زمان های خدای قادر مطلق ست فی ست برابر باشن خدای قادر مطلق برای خود زمان هایی در نظر داره و در او زمان ها کار ها انجام پیدا میکنن این موضوع در آیت 6 فصل 11 انجل یوهنا که در شروع شنیدیم هم بیان شده ما در شروع از انجل شنیدیم که پس وقتی از بیماری او باخبر شد دو روز دیگر در جایی که بود توقف کرد وقتی که ایسای مسی پیام بسیار آجل دو خوهره بنامه مرتا و مریم را در باره مریضی الازر برادرشان و تغازای کمک شنید باز هم ایسای مسی در او جایی که بود دو روز دیگر ماند ایسای مسی حتی به شاگردهای خود هم در این باره چیزی نگفت که چرا در او جا دو روز توقف میکنه او حتی هیچ تیاری و آمادگی را به سفر به بیت انیا هم نگرفت او حتی به جواب پیام او دو خوهر کدام پیام هم روان نکد که برشان بگوید اینه ما فوراً حرکت میکنم و یا حرکت نمیکنم ایسای مسی فقط دو روز دیگر هم توقف کرد اما در بیت انیا مریم و مرتا در حالی که به طرف برادر دوست داشتنینشان می دیدن او جان داد سوال پیدا می شد که آیا ایسای مسی در این دو روز که در او جا ماند چی کرد؟ آیا توقف کردن ایسای مسی در او جا بسیار مهم بود؟ از روی خاندن تمام این قصه معلوم می شد که ایسای مسی چی کرد در این وقت ایسای مسی با خدا پدر در تماس بود که اراده او را بر خود معلوم کنه نظر شاگرده که در آیت هشت بیان شده هم درست بود واقعا یهودیان می خواستن که او را سنگسار کنن این تصمیم ایسای مسی بر پس رفتن به یهودیه هم خطرناک و هم بر شاگرده غیر قابل انتظار بود چون تا هنوز خشم و غذاب یهودیان سرد نشده بود و بسیار زود بود که پس به یهودیه می رفت شنواندهای عزیز حالا بیاین باهم یک سرود روحانی را بشنویم بعد از شنیدن سرود به این داستان جالب ادامه می دهیم بردارت کنهان خوشی نمایی در شهه بیت الله هم تولا شد از مریم دست ها بگیرید باهم خوشی نمایی هلولویه هلولویه خدا هموز هلولویه خدا هموز پا گذاشت و به دنیا گرد چه خالق دنیاست بره ما شد و فدا ایمان آوره ایسا هست روح خدا آزاد سازد از گنام رسانیت این مشتره خوشی نمایی هلولویه خدا با ماست هلولویه خدا با ماست هلولویه خدا با ماست هلولویه خدا با ماست هلولویه خدا با ماست هلولویه خدا با ماست شنونده یزیز بیت انیا یک ده کدهی خرد بود که در دامنه های شرقی کوه زیتور قرار گرفته بود و از شهر اورشلم صرف 3-4 کلومتر فاصله داشت اگر شما در بیت انیا می بودین کسایی که در اورشلم بودن و می خواستن شما رو ببینن می تانستن بسیار زود به شما برستن هیچ کس نمی فامید که با رفتن ایسای مسیح به اونجا چی واقع خواد شد لازم است متوجه باشیم که قصه ایلاذر که در تمام کتاب مقدس بسیار مهم است صرف بخاطر زنده ساختن ایلاذر مهم نیست این قصه بخاطر ایسای مسیح هم بسیار مهم است فصل یازده اینجیل یوهنا با حشدار شاگردار به ایسای مسیح آغاز می شد که یه قدر زود نباید پس به بیت اینیا بروه این فصل با این اعلان کاهن اعظم که در آیت پینژا بیان شده بپایان می رسه کاهن اعظم پیشبینی که یک شخص لازم است بخاطر تمام قوم کشته شوه و منظورش هم ایسای مسیح بود وقتی که ایسای مسیح در آیت چلی یک و چلی دوی این فصل که از پدر آسمانی تشکر می کنه که دعاهای او رو شنیده مالوم می شد که ایسای مسیح در این دو روزی عجیب خاموشانه دلب دریای اردن مسروف دعا بود ایسای مسیح بخاطر الازر دعا میکد و در این زمان او دباره آینده که چی باید بکنه هم دعا میکد و از پدر آسمانی حکمت و رهنمایی می طلبید دوست های مهربان در حقیقت این دو موضوع یعنی موضوع الازر و پلان و نقشه ایسای مسیح به یک ترتیب با هم چسبیده بودن چون وقتی که ایسای مسیح کاری که برای الازر انجام می داد دلیل به دست مسئولین امور در ارشالیم می داد که او رو از سر رای خود بردارن در این زمان کاری که ایسای مسیح برای الازر انجام می داد در بین موجزاتی که انجام داده بود یک موجزه بزرگ بود که می تانست تمام ادعاهای او را در مورد مرگ و زندگی به اثبات برسانه به این دلیل انتظار کشیدن برای ایسای مسیح بسیار مهم بود ایسای مسیح به وقتی برای دعا کنن ضرورت داشت تا اراده پدر آسمانی را برا خود معلوم کنه که یکی بودن او را با پدر آسمانی که بارها در بارش گفت زده بود نشان می داد ایسای مسیح صرف بعد از معلوم کدن اراده پدر آسمانی می تانست که عمل کنه ایسای مسیح صرف به تخوازهای دو خواهر برای کمک به شکل احساساتی عمل نمیکن تا خواب و خیال اونا را به حقیقت تبدیل کنه اما ایسای مسیح برای اونا کار را انجام می داد که بالاتر از تصور و خواب و خیال اونا بود بیت اینیا تحت لفظی به معنی خانه فقیران است شواهد تاریخی نشان می ده ای معنی تحت لفظی در باره بیت اینیا حقیقت داشت چون کم بیرون تر از اصل دهکته بیت اینیا خانه و جای وجود داشت که در او خانه از قریبا، مریضا، ضرورتمندا به یک شکلی از اشکال نگهداری می شد ایسای مسیح هم پیش از این سفر بارها در اینجا بود امکان داره که ایسای مسیح در دوران رفتن به این خانه فقیران تاثیر بسیار خود با کسانی در اونجا بودن به جای گذاشته باشه ایسای مسیح که نجادنده محتاجان، ضرورتمندان و شفادنده مریضان بود بارها شخصا به اونا کمک کده باشه ایسای مسیح همچنان به تکرار پیام خوده دباره ملکوتی که در اون فغرا از فغ نجاد پیدا می کنن و مریضان شفا پیدا می کنن حتما با اونا رسانده باشه اما قصه الازرکار است که ایسای مسیح مردم را به حیرت میاره و کار خلاف انتظار اونا را انجام می ته ایسای مسیح به تخوازای این دو خوهر فورا به اونجا نرفت ایسای مسیح به کشدار شاگردان هم تواجه نکد که برش گفتن نباید یه قدر زود به بیت آینیا بره ایسای مسیح صرف در مورد خواب بودن الازر گفت زد که به معنای مرگ او بود اما شاگردان او را به خواب معمولی تعبیر کدن دوست های مهربان حال یک اعلان را می شنیم بعد سنیدن اعلان دوباره در خدمت شما حاضر می شیم لطفا مارا همراهی کنین دوست های گرامی در آیت نه ایسای مسیح تقریبا در بین این قسمت انجیل یوهننا که در ابتدا شنیدیم به شاگردان خود چیزهای عجیب فرمود کسایی که در روز راه می روون اونا لقزش نمی خوردن اما کسانی که در تاریکی راه می روون اونا لقزش می خوردن آیا مقصد ایسای مسیح از این فرموده چی بود؟ طوری به نظر می رسد که مقصد ایسای مسیح از این فرموده ای است یکان راه درسته که شما می تانین در اون راه برین او در پیروی کدن خود ایسای مسیح است اگر شما بخواین که مطابق به برداشت خود راه برین چون شما در تاریکی راه می روین حتما لقزش می خوردن اما اگر شما متصل و کاملا نزدیک به ایسای مسیح و مطابق برداشت و ترس تفکر او راه برین با وجود که امکان داره روزها و ماها در سردرگومی پریشانی و در حاله که می بینین هیچ چیز واقعی نمی شون راه برین اما باید کاملا اتمنان داشته باشین که بلاخره حتما بجای اصلی می رسین در آخره این قسمت یوهنا در باره توما صحبت می کنه توما با وجود که شاگرد وفادار ایسای مسیح بود اما درد کدن تعلیم ایسای مسیح کند بود وقته که ایسای مسیح به شاگردان چیز را هدایت می داد توما اگر او هدایت را درد می کد و یا نمی کد اما در عملی کردن او از دگرها چند قدم پیشتر عرقد می کد شاگردا با ایسای مسیح حشتار داده بودن که رفتنش ایقدر زود و بیترانیا خطرناک است توما گفت بیا که با او برویم و امرایش ما هم بمیریم اونا با ایسای مسیح نمی بردن حتی دقل بر فیلن ای امکان نداشت اما با وجود ای هم ای جواب توما بهترین جواب بر شاگردا بود بسیار اوقات نقشه ها و پلان های که ما و شما در سر خود پرورانده ایم ناکام شدن در شروع ما نمی فهمیم که این نقشه ها و پلان های ما بلاخره ناکام می شوند اما وقتی که با ایسای مسیح راه می رویم با وجود که حس می کنیم که در وادی مرک روان هستیم اما باز هم چون نور با ما است بدون شک به نور می رسیم اگر با قرشخی براهای خود که خود ما انتخاب کردیم ادامه بدیم حتما لخزش می خوریم دعا می کنم که خداوند با ما کمک کنه که بتانیم با ایسای مسیح خداوند راه برویم و پلان های او را پلان های خود بسازیم آمین شنونده ازیز بررامه این حوت ما در این جواب پاین می رسه تا تقدیم بررامه دیگه پناهیتان بخوانند موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی