Blasphemy

  27 minutes

Judeans pick up stones to stone him for blasphemy. As a human being, why do you claim to be a god? Jesus answered, "Doesn't the law say that you are gods? Believe in my deeds so that you may know that the Father is in me and I am in him.

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

رادیو صدای زندگی شنونده های عزیز سلام شما آواز ما را از رادیو صدای زندگی می شنوید که هر روز صبح روی موج کتاهای 31 متر بین پخش می گردد حال شما را دعوت میکنیم به شنیدن برنامه این عوض اگر خدا کسانی را که کلام او را دریافت کردند خدایان خونده است و ما می دانیم که کلام خدا هرگز باطل نمی شود پس چرا به من که پدر مرا برگزیده و به جهان فرستاده است نسبت کفر می دهید وقتی می گویم پسر خدا هستم اگر من کارهای پدرم را به جا نمی آورم به من ایمان نی آورید و اما اگر کارهای او را انجام می دهم حتی اگر به من ایمان نمی آورید به کارهای من ایمان بی آورید تا بدانید و مطمئن شوید که پدر در من است و من در او پس بار دگر آنها می خواستن او را دسکیت کنند اما از نظرشان دور شد باز ایسا از دریای اردن گذشته و جایی که یهیا قبلن تحمید می داد رفت و درانجا ماند بسیاری از مردم پیش او آمدند و گفتند یهیا ایچ موجزه نکرد اما آنچه او در بارای این مرد گفت راست بود درانجا بسیاری به ایسا گرویدند دوستهای محرمان به صحبت امروز از انجیل یوهنا خوش آمدین من پیام هستم که از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار دارم من میرویس هم به شما سلام تقدیم میکنم و از خداوند میخوایم که این صحبت ها وسیله برکت بره همه ما شما شوهد شنویندی ازیز ما آیات سی و یک تا آیت چلو دوی فصل دهی انجیل یوهنا را شنیدیم در این قسمت یهودیان ایسای مسیر با کفرگویی متحم می کنند و ایسای مسیر هم به اونا جواب می ده بله از این قسمت ایطور مالوم می شه که ایسای مسیر با یک زبان گفت می زنه و شنواندگان دیگه با یک زبان دیگه ایسای مسیر کارهایی که انجام می ده و تعلیمی که به شنواندگان خود می ده بسیار اونا از او برداشت قلط می کنند ایسای مسیر هم کوشش می کنه به تکرار به اونا توضیح بده برای توضیح کدن این مشکل می خواهیم به شما یک قصر بگویم بفرماید پایام صاحب میرویز جان یک دفع مردم یک شهرک خورد نوت های دستنویش یک وایلون نواز به روی اوراق کاغذه یافتن که بعد از مرگش به صورت غیر منظم به اونا با میراس مانده بود ایسا هنگ های بودن که با وایلون نواخته می شدن اما بسیار غیر معمول مشکل و نامفهوم مالوم می شدن و حتی مثل ای که هیچ قابل نواختن نباشن چون این نوت های قدیمی با دستهای لرزان شخصی پیره روی تکه های مختلف کاغذ نوشته شده بودن استفاده کدن از اونا را زیادتر مشکل ساخته بود این نوت ها برای انجمن وایلون نوازان شهر نوشته شده بود چون این شخصی پیر استاد و رهبر انجمن وایلون نوازان شهر بود اعضاء انجمن باید کوشش میکدن پیام صاحب که این نوت ها را بنوازن بله اما اعضاء انجمن وایلون نوازان شهر که این نوت ها را یافته بودن با اوجود که از این کار زحمت کشی وایلون نواز پیر تقدیر میکدن اما چون هیچ کدام این پارچه های آهنگ ها را نمیتونستن درست بنوازن خجالت میکشیدن هر یک اعضاء انجمن یک کاپی این نوت ها را امرای خود به خانه هایشان بردن تا باز هم کوشش کنن بنواختن اونا کار کنن اما وقتی که پس دوباره جمع شدن همه گفتن که نتانستن این نوت ها را بنوازن و نوت ها را پس به اونا دادن افسوس شاید مقصد مرد پیر از نوشتن این نوت های آهنگ ها ای بود که اعضاء انجمن همه با هم یک جای این آهنگ ها را بنوازن بله خب به هر صورت این نوت های موسیقی عجیب مالوم می شودن و چندان بره هم در اونا وجود نداشت اما از این هم کسی نمی تانست انکار کنه که در این نوت ها قسمت های جالب هم وجود داشت بازی عضاء انجمن می گفتن که در عنده کوشش خواد کدن که بتانن این آهنگ ها را بنوازن اما یک تیداد دیگه حتی فکر کدن که شاید مقصد مرد پیر ای بوده که هیچ وقت این آهنگ ها نواختن نشون آهنگ ها کاملا نادرست بود به مرور زمان مردم این نوت ها را بفراموشی سپردن جالب هست پیرام صاحب ادامه بدین بلاخره چندین سال بعد از این گب یک مرد پیر باریش و موی جوریده و پریشان که یک بخص کوهنه وایلن را دشانه خود عویزان کده بود به شهر آمد سرو وزه او بشکلی بود که از ظاهر او اینطور معلوم میشد که او برای پیدا کدن چند پیسه الهبای موسیقی را یاد گرفته اما چیزی عجیبی دیگه ای بود که او بار و بستری خود آمده بود و اینطور معلوم میشد که در میدان شهر ماندنیست بعد از آمدن او به زودی در تمام شهر آوازه شد که هر شام بعد استاریک شدن هوا آهنگ زیبا و دلپسند موسیقی از میدان شهر به گوش میرسد با شنیدن آوازه ای صدای موسیقی دل نشین براخر اعضای انجمن وایلن نوازان شهر به دور هم جمع شدن تا برای خود معلوم کنند که او کیست و چرا این آهنگارا که در دل مردم میشینه مینوازه اعضای انجمن وایلن نوازان شهر وقتی که این آهنگارا میشونیدن میفامیدن که در آهنگهایی که او مینواخت هیچ اشتباه وجود ندارد وقتی که مردم این آهنگارا میشونیدن احساس میکنند که این آهنگها برای اونا نواخت شدند این آهنگها ای قدر هیجان انگیز بودند وقتی که مردم میپیر اونا را مینواخت حتی خود او را هم به وشت میاورد و آهنگ خود جستوخیز میزد و میرخصید صدای این موسیقی با وجودی که عجیب به گوش میرسید اما بسیار قوی و شیرین بود مردم و اعضای انجمن وایلن نوازان بات خوش میبودن که در شهرشان این آهنگهای دلنشین نواخته میشد بله شما درست میگید بعضی از اعضای انجمن وایلن نوازان شهر از او تقدیر کدند این باید که خشمگین بودن گفتند آیا نوت های این آهنگها برما میرس نمانده بود؟ او که عضو انجمن ما نیست چه حق دارد که در شهر ما بیاید و این نوت های خود ما را برما برنواسه؟ او چه فکر میکنه؟ آیا میخواهد ما را احمق بسازد؟ حسادت چقدر خراب است پایان سیب حتی چیزای بسیار خوب ما به خاطر حسادت و قرور ما او را رد میکنیم خوب ادامه بتین دیگه چی شد؟ متاسفانه فردا صبح وقتی که ای وایل نوازی پیر شهر را ترکده میرفت گفت ما به سر او شخصی هستم که او نوت های قدیمی را بر شما نوشته کده میراس مانده بود او خودش نواختن این نوت ها را که شما نمیتانستین بروازین به ما یاد داده بود بعد از رفتن او او موسیقی خوشایند و آرامش بخش هرگز در او شهر شنیده نشد واقعا افسوس هست این مثال بسیار خوب بود پیان سیب در این قسمت انجل که در شروع ما و شما شنیدیم ایسای مسیح از قسمت های از کتاب مقدس یاد آوری کرد که بسیار مردم را حیران ساخته که دباره او چی بگوین شنوند های عزیز بیاین با هم یه حال یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان ما به پررامه خود را منویم شنونده مهربان ایسای مسیح در این قسمت از زبور 82 در کتاب مقدس یاد آوری کرد در این زبور خدا مردم مخاطب ساخته به اونا سخن میگوید خدا به اونا اختار داده میفرماید خدا به اونا اختار داده میفرماید زندگی عملی شما به این ادعایتان برابر نیست خدا این گپه بخاطر به اونا فرمود او نوتهای مسیحی که خدا به اونا داده بود اونا نتانستن که او را بنوازند در این قسمت کلام خدا بسیار قابل تحجب است وضعیت که اونا در او قرار داشتن مورد سوال قرار گرفته چون یهودیان که ادعا میکدن که به خدا یکانه ایمان دارن ای ادعای اونا راست نبود و اونا در حقیقت خدا خدا ساخته بودن در زبور 82 میخانیم من گفتم که شما خدایانید و جمعی شما فرزندهای خدای متعال لکن مثل آدمیان خواهید مرد و چون یکی از سروران خواهید افتاد در زوران ایسای مسیح بحث دانشمندان یهودی به ای باور بودن که ای زبور در باری اولاد ای اسرائیل در کوه سینا صحبت میکنه وقتی که خدا به اونا شریعت داد شریعت مثل نوتشن موسیقی بود که یک استاد موسیقی بر نوازندگان محلی داده بود تا اونا بنوازن اونا باید ای نوتشن موسیقی را یاد کرفته هزم میکدن و به شکل ساده و قابل درد بر مردم می نواخدن اگر ای خواست خدا را براورده ساخته ای کارم میکدن می تانستن که اولاد ای اسرائیل را بر شناختن و درکدن حدف خدا به مقام فوق راده بلند برسانند چون ای نوتشن موسیقی دلپذیر کلام خود خدا بود و است واقعا امود تور است پیام سیب بعض ای اسرائیلی ها بر درک و حظم اون مشکل داشتند و حتی در این راه ناکام شدند حضرت موسیقی وقتی که در کوه مصروف صحبت با خدا بود حارون برادرش مجسم تلایی گساله را در دامنه کوه سینا بیوز خدا ساخت وقتی که حارون ای کار کفرامی زکد و از اولاد اسرائیل هرگیز به شکل سابق و مثل گذشته بر نگشت یعنی رابطه اونا با خدا تا حد خراب شد که تا آخر به شکل اصاسی ترمیم نشد به این احساس هست که اکثر دانشمندان اسرائیلی علت به اصارت رفتن اونا را به بابل را به این ناکامی اونا نسبت میتند اما این خاطرات در زبور 822 محفوظ شده و در قسمت او گفته شده من گفتم که شما خدایان اید دوستای مهربان حال یک سرود روحانی را میشنویم بعد سنیدن سرود روحانی دوباره در خدمت شما حاضر میشیم لطفا ما را تا آخر این صحبت همراهی کنید ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم شنوای دوست که او راهی نجات است کلامش در حقیقت با صبات است بیاد جان و دل را فرستیم که نامی او سر چشمه ی حیات است بیاد جان و دل را فرستیم که نامی او سر چشمه ی حیات است ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم دل منزین همه دنیا بریدم وجود عشق ایسا را چشیدم سه سی ماه و دلم خوشی و وعداست امیدی نو برای من رسیدم سه سی ماه و دلم خوشی و وعداست امیدی نو برای من رسیدم امیدی نو برای من رسیدم ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم ایسا بود یارم حرفش نگه دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم روحش مدد دارم دلیلی که هیچ کدام اونا نمیتونستن آهنگهای او را بنوازن ای بود که نواخطر آهنگهای او به ایمان اونا مربوط بود نه به محارت خودشان. اونا وقت میتونستن که ای آهنگها را بنوازن که به او کاملا و از دل باور میداشتن. در این قسمت ایسای مسیح از زبور هشتادودو نقل کده به او فرمود. من گفتم که شما خدایانید. بعد از این نقل قول از اونا سوال کده چرا وقتی که من این فرموده خدا را یاد آوری میکنم در مقابل ما اتراز میکنین. ای ادعای ایسای مسیح واقعا بسیار سخت و فوقلاده است. یعنی شخصی در بین اونا آمده بود که علوهیت و انسانیت در او با هم یکی شده بودن. آهنگی که از او برمیخواست آواز آرامش بخش و خوشحایند تجسم خدا در انسان یعنی ایسای مسیح بود. آهنگی که او می نواخت با وجود که آهنگ ساده و آنفن بود اما کدام آهنگ بازاری و کوچهی معمول نبود که هر هنرمند دوره گرد بتانه او را بنوازه. ای صرف آهنگساز اصلی بود که می فامید یک روز پسر او می آیه و ای آهنگ اصلی او را که دیگران نتانست بودن او را بنوازن برشان می نوازه. ای آهنگ در گزشتها دیگران هم کوشش بنواختن او کده بودن اما متاسفانه همه ناکام شده بودن اما اکنون پسر آمده بود تا اونا بتانن آهنگهای او را با وجود که او را چندان خوش هم نداشتن اما باز هم بنوازن. در بین ای همه گپا پسر به اونا گفت آیا شما ندیدید که من در پدر و پدر در من است؟ اونا با دقت کدن به کارهای او بتانن به یک نتیجه مطلوب برسن. شنواندهای عزیز حالا بیاین با هم یک اعلان را بشنویم بعد از شنیدن اعلان و برامه خود ادامه می دید. دوست های مهربان سوال پیدا می شه که آیا ایسای مسی چطور تانست که ای پارچه موسیقی را که شفابخش و صدای خلقت جدید خدا از او به گوش می رسید به نوازه؟ یک آن دلیل ای است که ایسای مسی با پدر آسمانی در اتحاد کامل قرار داشت و کارهایی که پدر آسمانی انجام می داد او هم می تانست انجام بتا. این قدرت یکی بودن ایسای مسی با پدر آسمانی که در هر کار و فرمودهای او انعکاس می آفت باعث حیرات و اعترازه می شد. چون اونا ایسای مسی را در شکل انسانی او می دیدن و صرف به شکل انسان مثل خودشان او را قبول داشتن نه بالاتر از او. هتا آله هم بسیار مردم در نقاط مختلف دنیا به طرف ایسای مسی به حیث وحدت اولوهیت و انسانیت به دیده شک و حیرات می بینند. با وجود که اعضای انجامن، رهبران مذهبی دورشلم با ادعای ایسای مسی مشکلات داشتن اما باس هم ایسای مسی تانست توجه مردم عام دور از شهرها را که در اطراف دریای اردن زندگی می کنند به خود جلب کنند که اونا بتانند نتیجه گیری درست کنند. این مردم می فهمیدن که یهیا تحمید دهنده در باری ایسای مسی چی گفت. اونا وقتی که به کارها و فرمودهای ایسای مسی بدون خودخواهی و غرور دقت می کنند این را می فهمیدن که گفتهای یهیا تحمید دهنده در وجود ایسای مسی به واقعیت پیوسته است. دوست های مهربان، سوالی که امروز پیش روی ما و شما قرار داره ای است که آیا ما با چشمان و ذهن باز می تانیم به طرف ایسای مسی ببینیم و از او بره خود نتیجه گیری درست کنیم؟ این نتیجه گیری درست است که می تانه با ما کمک کنه که بتانیم به صدای دلنوازی ای مسیقی آرامش بخش که به تکرار نواخته می شه گوش بگیریم و او را بشنویم و از شنیدن او لذت ببریم. صرف ایمان و اعتماد کدن می تانه ما را به منزل مقصود برسانه، نه غرور و خودخواهی ما. آمین. شنواندهای عزیز بررامه این نوبت ما ده اینجا با پایان می رسه. تا تقدیم بررامه دیگه شما را به خدا و اند نسباریم. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. فخیر رگل تا ایسا مسیح. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. فخیر رگل تا ایسا مسیح. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان. فخیر رگل تا ایسا مسیح. خدا یارو نگهداریدان. خدا یارو نگهداریدان.