The book of Psalms

  1 hour

  27 December 2013

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ PYM JBZ برنامه خداوند بزرگ و قادر مطلق به برنامه راز زندگی خوش آمدید. سلام های ما را بپذیرین. امیدوار هستم که همه تان جور، صحتمن و سرحال باشید. برنامه خداوند بزرگ و قادر مطلق به برنامه راز زندگی خوش آمدید. برنامه خداوند بزرگ و قادر مطلق به برنامه راز زندگی خوش آمدید. برنامه خداوند بزرگ و قادر مطلق به برنامه راز زندگی خوش آمدید. ای خدای من مجید است نام تو. در زمین ما سعید است نام تو. همجلال تو است فوق آسمان. زیر پای تو بود هر دو جهان. از زبان کدکان شیرخوار بشنود وصف تو را ليل و نهار. دشمنانت تا نگیرند انتقام. تا شبند ساکت همه از خاص و آمد. سنعت دست تو باشد هر چی هست. چون ببالا بنگرم یا این که پست. چیست انسان تا به یادش آوری. با تفقد تا که او را پروری. برنهادی بر سرش تاج جلال. کرده ای اکرام او را تا به حال. هم با کار خود مسلط ساختید. زیر پایش هر چی هست انداختید. گاو و گزفندان سهرا را همه. مرغ و مایی های دریا را همه. هرچه اندر راهای آب هاست. آدمی را تابع است در هر کجاست. پس مجید است نام تو اندر زمین. پس مجید است نام تو اندر زمین. ای خدای اولین و آخرین. ایده کرسمس بیاین ببینیم که در مورد آمدن ایسای مسیح در کتاب مقدس چی نوشته شده. در کتاب مقدس که یکی از پیامبرهاب نام اشیای نبی ایطور پیشبینی کرده که آمدن ایسای مسیح را. می خواهیم در اینجا نوشته شده. او یعنی کسی که می آیا یا مسیح خدا او غمهای ما را به جان خود گرفت و دردهای ما را به دوش خود حمل کرد. ولی ما فکر می کردیم درد و رنج او جزای است که از جانب خدا بر او نازل شده است. او در حقیقت بخاطر گناه و خطای ما زده و زخمی شد. او جزا دی تا ما سلامتی داشته باشیم. ببینید دستان این آیه بسیار زیاد مهم است در زندگی همه مردم دنیا. او جزا دی تا ما سلامتی داشته باشیم و زخمهای او ما شفای آفدیم. ما همه مثل گسفندان سرگردان گمراه شده و برای خود روان بودیم. اما خداوند گناه همه ای ما را به گردن او نهاد. همه ای ما را یعنی گناه همه مردم دنیا را. چی گذشته چی حال چی آینده را به گردن ایسای مسی خداوند مند. بر او ظالم شد اما بافروتانی تحمل کرد و از زبانش حرف شکایت شنیده نشد. مثل بر رئی او را به کشتارگاه بردند. او مانند گسفنده که پیش پشمچین خاموش میاستد دهان خود را باز نکرد. در مورد ایسای مسی که هیچوقت ایسای مسی بردنش در زندان و لتوکوب کردنش زجردنش اما هیچوقت شکایت نکرد و دهان خود را باز نکرد. او دستگیر زندانی و محکوم به مرک شد. او را به خاطر گناه هان مردم کشتند و وقتی کشته شد هیچ کسی اعتناعی نکرد. او را با گناه کاران به خاک سپردند و با سروعتمندان دفن شد. هرچند او به کسی ظلم نکرده و هیچ حرف دروغ از زبانش شنیده نشد. یکانه کسی که هیچوقت گناه نکرده بود ایسای مسی بود. اما خواست خداوند بود که او درد و رنج بکشد و قربانی گردد تا گناهان دیگران بخشیده شود. به این ترتیب صاحب فرزندان زیاد شده امر طولانی میابد و به وسل اوم را هم خداوند حاصل میگردد. وقتی ببیند رنج و عذابی که کشیده است چه سمره باراورده است. یعنی سمرش امی مسیحی هایستند که بروز در دنیا هستند. خشنود و رازی میشود. بنده عادل من گناهان بسیار را به گردن میگیرد و من بخاطر او آنها را میبخشم. بخاطر ایسای مسی از که خداوند ما را میبخشم. بنابران من او را به مقام افتخار نایل میکنم و به اشخاص بزرگ امنشین میسازم. زیرا او جان خود را یعنی ایسای مسی جان خود را فدا کرد. در جمعه گناهکاران به شما را گناه مردم را به گردن گرفت و شباعت خواه خطاکاران شد. ای پیشبینی بود که تقریبا چندین ست سال قبل از ایسای مسی عشقی های نبی کرده بود. شاید جان چنانچه شما گفتم که ای پیشگویی بود که قبلا شده بود در مورد ایسای مسی. ولی ما شما در عهد جدید میخانیم که ای پیشگویی واقعا اتفاق افتاد و ایسای مسی آمد و برای ما گناهکارا تا ما نجات پیدا کنیم. من آیت های را بر شما میخانم که در کلام خداوند نشته شده. زیرا در آن هنگام که ما آنها درمانده بودیم مسی در زمان که خدا معین کرده بود در رای اشخاص دور از خدا جان سپرد. کمتر میتوان کسی را یافت که حاضر باشد حتی برای یک شخص عادل از جان خود بگذرد. اگرچه ممکن است گاهی کسی بخاطر یک شخص خیرخواه جورت قبول مرک را داشته باشد. اما خدا محبت خود را نسبت با ما کاملا صابت کرده است. زیرا در آن هنگام که ما آنها درمانده بودیم.
هنوز گناهکار بودیم، مسیح بخاطر ما مارد. پس میبینین دوسته عزیز که ای محبت خداوان بوده اکه بخاطر محبت خودش ایسای مسیح رو روان کرد تا ایسای مسیح وسیله باشه بین ما و خدا و ما و شما را عاشقی بده با خداوان. بله دوسته در اینجا ما دیدیم که در چندین ست سا قبل ای اشیای نبی در مورد آمدن ایسای مسیح پیشبینه کرده بود و در انجیل هم در این مورد گفته شد که ما که هنوز گناهکار بودیم ایسای مسیح بخاطر ما در سلیب کشته شد و جان خدا داد و در روز سوهم زنده شد. ایو حقیقتا نجات دهنده ماست و نتنها نجات دهنده مسیحیا یا کسای هستن که از پدر و مادر مسیح هستن بلکه نجات دهنده همه دنیا هست. ایسای مسیح بر تمام نجات ها بر تمام مردم دنیا آمد تا هر که به ایسای مسیح ایمان بیاره او خجل نشد او ناامید نشد. بله دوستا باز هم ایده کرسمس یا روز تولدی ایسای مسیح به هر یک شما مبارک باشه به تمام افغانهای ما و ما روزهای خوش بر شما آرزو میکنیم. بیاین دوستا این آهنگ با هم یک جای بشنوید. تورب شان هستی هل بیمان بطن هستی توجه شان هم هستی دوستا ترم تمام ترخواه حالم باشد خوب یا باید ولی بزم دوستا تر دارد دوستا تر دارد بیدونی دوزانی پا خوشی ندارم همون پتو کاریم پورا شادیم دوستا ترم تمام ترخواه حالم باشد خوب یا باید ولی بزم دوستا تر دارد دوستا ترم تمام شما بیننده راست زندگی هستیم و امیدوار هستیم که برنامه ما تا باال خوشتان آمده باشد و با ما تا آخر باشین و این برنامه را ببینید دوستای عزیز یک فیلسوف و شاعر آهنگساز آلمانی بنامه فریدریخ نیچه او میگه میگه که زندگی بدون موسیقی اشتباه بیش نیست میگه زندگی بدون موسیقی اشتباه بیش نیست و موسیقی در کشور ما در زندگی مردم ما هم جای خاص را دارد بخصوص که امروز خدا را شکر که در هر گوش ها و کنار یا با اصطلاح ما شما در هر کوچه از کشور ما در کابل بخصوص شهر کابل شما میبینین هنرمند ها را که می سرایند و از خانه های خود هرچان در گروه های مختلف و در جاهای مختلف در داخل و خارج کشور و ما میخوایم امروز یک چند لحظه در محورد وحید قاسمی با شما صحبت کنیم استاد وحید قاسمی که او هم میخوای کارهای خوب را در رشته موسیقی کنند یکی از نویسنده ها بنامه حارون را اون در مزمون در محورد استاد وحید قاسمی او می نویسن میگه که استاد وحید قاسمی یک برنامه داره که به ولایات کشور میره و در اونجا پیدا میکنه کسایی را که خاننده ها و حتی نوازنده هایی را که به موسیقی محلی اونا آشنا هستند یا اونا را یک جای جمع میکنه ازشان فلم برداری میکنه و این بسیار کار خوبی هست و این یک رسالت بزرگ هم بر خود و همه آنرمند ها ومن جمله استاد وحید قاسمی هست وحید قاسمی از سال سیزده اشتادی کار میکنه یعنی تقریبا سیزده سال از که این کار را میکنه و اکثریت ولایات رفته شمال، غرب، جنوب یا شرق اکثریت ولایات رفته و کمک میکنه که چطور این موسیقی محلی را اینا بیاپند چون موسیقی محلی در کشور ما هم در بین مردم بسیار شهرت داره و رواج داره ولی شاید جان چند قبل اون کانسرت که در ولایت بامیان اجرا شد که من یقین دارم اکثریت از ما و شما ای کانسرت دیدیم که جوانا بودن اکثرشان و چقدر آهنگای مقبول در مارد سلو، دوستی و برادری و برابری خاندن که از جمعه یک آهنگ که ما اینجا نشتا کردیم بر دوستان میخوایم و رو یاد آشم جوانی که از ولایت بامیان بود و بسیار مقبول خانده و در اون آهنگ خود میگه اگر در لندن باشی یا در واشنطان باشی از افغانستان استی باید باید به فکر مایهان باشی وقت غذا میخوری نان و پیاز رو یاد کو مردم بچاره کمک کمک کم و زیاد کو بچه هاید مکتب میخوانند شکر خدا جور باشند اما اینجا تفلک ها پول قلم ندارند و امی قسم استاد وعید قاسمی که گفتن اونا هم در مورد سلو، دوستی و برادری و اینا همیشه میگن و اتا تشبیه میکنند برادری را و سلو را با یک لطف و مهربانی خداوند چنانچه در این شعر گفته شده میگن آشتی میوه شیرین خدا است آشتی لطف بلاورین خدا است آشتی کن که وطن در خطر است مردم خسته ما در بدر است آشتی آشتی میوه شیرین خدا است آشتی لطف بلاورین خدا است واقعا دوست های عزیز شما هم اطمان با ما مافق استین که آشتی و برادری و دوستی و سلو یک لطف و محبت خداوند است و بیاین که ما شما هم سلو دوستی و آشتی را در وطن خود برقرار کنیم چون وطن عزیز ما در خطر است و نمیخواییم خدای نخسته هم بپاشه و افغانستان ترزیه شده ببینین سوال در اینجا است که آیا ما میتانیم بخاطر خدا سرود بخانیم یا برای خدا سرود بخانیم یا هنگ بخانیم یا شیر بگوییم آیا آهنگ سرود یا شیر ما را به خدا نزدیک می سازه یا نی؟ و ما خدا را شکر می کنیم بخاطر شیر و موسیقی و عشقاری که است بخصوص گفتین ها شما یاد کردین از وعید قاسمی که بخاطر دیگه خداوند میخوایی که ما در صلح و آشتی زندگی کنیم امروز میخواییم در برنامه امروز میخواییم با شما در محورد شیر و موسیقی در کلام خدا صحبت کنیم در محورد شیر و موسیقی در کلام خدا صحبت کنیم با ما باشین دوستان نام شما به آمدید و ما متعلق به آهستیم ما قوم برگزیده و رمح چراغه میباشیم به دروازه های و با شکرگذاری بیایید و به عبادتگاه با ستایش او را همکنید و نام او را متبرک خوانید زیرا که خداون نیکوست رحمت و عبدیست و وفاداری و جاویدان شما بیننده برنامه رازندگی هستین ما مزمور یک صدومه شنیدیم و دیدیم که این هم یک از شعرهایی بود که در وصف خداون
سروده شده بود و دوستا وقتی که ما با بینده های خواد صحبت میکنیم اونا میگن که ما با چار کتاب ایمان داریم ولی وقتی ما میگیم که آیا شما تورات، زبور، انجیل خانده این میگن نه ما نخانده ایم و ما در افته گزشته هم در مورد تورات صحبت کردیم و امروز ما میخواییم که در مورد زبور با دوستا صحبت کنیم ما خدا رو شکر میکنم که از طریق کلام خود با ما صحبت میکنم خداوند haمیشه از طریق کلام خود با ما صحبت میکنه و ما خدام مقدیس تورات، زبور، انجیل شاملی همه acost می chalk توراتownership همیشه با ما صحبت میکنه و مار در زندگیرعنمایی میکنه و جالبی هست که خداوند خاموش نیست وقتی ما کلام خدا رو به دست داریم یهی به این مناست از خداوند با ما صحبت میکنه خداوند ساکت نیست، خداوند خاموش نیست بلکه خداوند خداوند است که با ما صحبت میکنه و میخوای صحبت کنه شاید جان چندان چه شما گفتید که در افتهای قبل در مورد تورات صحبت کردیم امروز دوسته عزیز در مورد زبور کتاب دیگه که در کتاب مقدس است و همه ما شما میفهمیم که یکی از کتاب های آسمانی است در مورد از او صحبت میکنیم اگر پکر کردید که زبور چی معنا میده؟ ما معنای لغوی از او را بر شما هیچی آداش کرده ما میخواییم بر شما بخوانم زبور لغت عربی است که ریشه ابرانی داره و ریشه اش لغت ابرانی زمره است که معنایش قدرت و سرود است اینالا اگر به زبان آدی و آمیانی خود ما شما بگویم یعنی که کتاب زبور به معنای قدرت و سرود است یعنی بعض از اینا سرود های پرستشی است که حضرت دعوت در وصف خداوند سروده و یا مشص شیر وارا بر خداوند گفته یا در وصف خداوند گفته یا یه که راز نیاز با خداوند کرده که ام Чونان به نام مزمور یا مضامير هم یادمشه و ای بخصوص دموز زمان حضرت دعوت با چنگ نواخته میشه که یعنی با چنگ از حلة موسیقی بوده در وصف خداوند حضرت دعوت شیر میگفته و سرود میخانده و همه تو گفتیم از جمله چار کتاب یکی شه هم کتاب زبور است بله دسته کتاب زبور به شکل عشقار و سرود نوشته شده و ای سرود ها و عشقار تنها سرود ها و عشقار خوشی نیست بلکه ای سرود ها و عشقار در زمان خوشی در زمان غم بر طوبه و همچنون بر ستایه شد که بسیاری از ای عشقار دعوت سروده و همچنون یک تیار پیامبر های دیگه هم یا اصطاد های امو وقت هم یک تیار از ای شعر ها را هم سروده هم سرود های ستایه شی یا کتاب زبور برما بسیار عرضش داره و مسیحی ها هم از ای کتاب منحیص کتاب پرستشی استفاده میکنند ما وقت با هم یک جای میشیم از ای کتاب میخانیم و عبادت میکنیم خداونده از طریق از ای کتاب و همچنون شما میفهمین که خود حضرت داود یک چوپان بچه بود یا کسی بود که گزفند های پدر خود را نگاه میکن و با چنگ دشتا وقت گزفند ها را ما میفهمین چوپان بچه ها همیشه آزاد تربیه میشن و آزاد میباشن و ای هم همطور که آزاد بود به خداوند میسرائی و وقتی که بعدها در سلطنت شاول کار گرفت از ای خواهش میکردن که بیاین و پیش پادشای وقت کشاول نام داشت ای هم سرود بخانه و چنگ بنوازه و ما مسیحی هم از زبور گفتیم که منحیص کتاب پرستشی استفاده میکنیم و او را میخانیم همیشه و خداوند را از طریق از او عبادت میکنیم دوست ها عزیز باید بگویم که امی کتاب زبور شامل 150 سرود است یک مجموعه از اشعار و سرود های است که گفتیم حضرت داود در وصف خداوند گفته که بیشتر شیاس تایش خداوند است یا ای که در وارد موجزات خداوند صحبت شده یا ای که اتا وقت که غم و غصه داشته و نگرانی داشته باست هم همی شعرها و سرودها را سراییده و در وصف خداوند حضرت داود اینا را گفته خب دوست ها بیاین آلی یک مجموعه هم با هم یک جای بشنوید مجموعه یکسد و سیزده هم سرود حمد خداوند هلولویا سپاس با خداوند ای بندگان خداوند سپاس بگویید و نام خداوند را ستایش کنید نام خداوند متبارک باد از حال تا به ابد از مطلع آفتاب تا مغربان نام خداوند ستایش شود خداوند متعاله است موفوق همه ملت ها و جلال او به آسمان ها میرسد کی است مانند خداوند خدای ما که در جایگاه آسمانی خود نشسته است و متوازه می شود تا نظر نماید بر آسمان ها و بر زمین او مسکین را از خاک بر می دارد و فقیر را از خاک رو ببلند می کند تا آنها را با بزرگان هم نشین سازد یعنی با بزرگان قومشان زن بی اولاد را خاندار می سازد و مادر خوشبخت فرزندان حلولویه سپاس به خداوند خداوند شما بیننده برنامه راز زندگی استین و ما داری چه لحظه در مورد کتاب زبور صحبت می کنیم دوستا در کتاب زبور گفتیم که سروت ها و اشعار است که در وصف خداوند سروده شده و همچنان بر طوبه و یکی از مجموعه دیگه هم که در اینجا در حفاظت که خداوند حافظ ما است هم سروده شده اشعار در زبور که بسیار جاید مهم است برما که او را ما تقرار کنیم و او را بخانیم که خداوند همیشه حافظ ما است و ما را در هر وقت زندگی محافظت می کند بله شاید جان چندان چه قبلان هم گفتیم که تنها امی زبور یا مضامیر که نشته شده در مورد خوشی نیست یا تنها در وصف ستایش خداوند نیست باز وقتا ما شما انسان های هستیم که دو چار غم و اندوه و نگرانی هم می شیم و پریشانی های زیاده داریم بخصوص هم وطن های ما که در داخل افغانستان زندگی میکنند هر روز هر روز مشکلات زندگی زیاده است و شاید بارها سوال کنیم که خداوند کجا است و چی میکنه و حضرت دعوت هم در اموز زمان امچوی یک سوال های داشت مثل همه ما شما که ما از جا بر شما یکی از این مزمور رو انتخاب کردیم که رو بر شما می خونم شما توجه کنید امیدوارستم مورد پسندتان واقعی شود و ببینید که حضرت دعوت در این مورد چی گفته چنان که آهو برای نعرهای آب شدت اشتیاق دارد همچنان ای خدا جان من هم اشتیاق شدید برای تو دارد جان من تشنه خدا است تشنه خدا زنده که کهی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم اشکهایم شفت و روز نان من بوده است چون هموره به من می گوید خدای تو کجاست چون گزشتر را به یاد می آورم جانم به حال می گردد چگونه با گروه مردم می رفتم و ایشان را به عبادتگاه خداوند پیش روی می کردم با آواز خوشی و ستایش در جمع تجلیل کنندگان ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای بر خدا امید داشته باش زیرا که او را به خاطر نجات از طرف روی او دوباره ستایش خواهم کرد ای خدای من جان من افسرده است بنابراین از سرزمین اردن و کوهای حرامون و مسعر ترا به یاد می آورم ندای امق آبها و آواز آبشارها و جمعی خیزابها و همواجهان از سر من گذشتند در تایی روز خداوند رحمتی خود را بر من قرار می دهد و در شب سرود او در قلب من می باشد و دعایم نزده خدای حیات من بخدا که سخرای من است می گویم چرا مرا فراموش کرده ای چرا بخاطر ظلم دشمنان در غم و ماتم باشم دشمنانم مرا ملامت می کنند و همورا به من می گویند خدای تو کجاست و این همچون ضربه محلق به استخانهای من است ای جان من چرا افسرده شده ای و چرا در من پریشان گشته ای بر خدا امید داشته باش زیرا که او را دوباره ستایش خواهم کرد که نجات روی من و خدای من است پس می بینین دوستان عزیز که با وجود همه مشکلات که داشته حضرت داود با او هم در وسط خداون سروت سرائیده و گفته که خداون نجات دیندهی من است و به خودش می گه که ای جان من تو منتظر خداون باش و امو اشتیاقی که داشته برای خداون او را در سروتهای خود بسیار زیبا گفته بسیار مهم از دوستان که در زندگی ما چی خوش باشیم یا چی نخوش باشیم که ای مذامی را که بخانیم ما تشویق می شیم ما تشویق می شیم یعنی کلام خدا ما را تشویق می کنه وقتی ما ای را تکرار می کنیم می خانیم که خداون با ما هست و ما به خداون توکل کنیم یک مذمور دیگر هم به شما که در مورد توکل به خدا هست ما و شما یک مثال داریم که می گن با توکل زانوی اشتر ببند یعنی ما با توکل می شیم
کارهای ناممکن را هم انجام شوه. یعنی شاید بعضی چیزا در زندگی ما ناممکن باشه. مثلا حلش، مشکلات اقتصادی ما یا ای که کار نداشته باشم یا مریضی داشته باشم که امکان علاج نداشته باشه ای چیزا پیش ما ناممکن باشه در فکر ما. ولی مذمور، امی مذمور مثلا ای مذمور سی و یک است. ببینین چی نوشته میکنه. ای ما را کمک میکنه در جریان زندگی روزمره ما. میکنه ای خداوند، به تو توکل دارم. پس نگذار سرفگندشام تا ابعد. در عدالت خیش مرا نجات ده. به دعای من گوش فراداده و هرچی زودتر مرا رهایی ده. پناگای مطمئن و قلعه استوار برای من باش و مرا بریحان. زیرا سخرا و قلعه من تو هستی. بخاطر نام خود راهانمای من باش و هدایتم فرما. ببینین دوستا در اینجا در ای مذمور حضرت داوت میگه به تو سخرای من هستی. یعنی خداوند اتکای ما باشد. توکل به خداوند همه چیز ما باشد. میگه زیرا سخرا و قلعه من تو هستی. بخاطر نام خود راهانمای من باشد. بخاطر نام خود. نام خداوند چی است؟ نام خداوند خدای محبت است. خدای راستی است. یعنی بخاطر خود. چون خدا و خداوند خدای محبت است. به اون خاطر ما را کمک میکند. در مشکلات ما. در مریضی های ما. و در جنجال های روزمره ما. شاید جان در جای دگه حضرت داوت میگه که یکی از مذمور های دگه است. و من او را بر شما میخانم. که او چقدر در خداوند راحت است. و چقدر بوجود همه مشکلات که داشته. اما انوز هم اتمینان و توکلش بر خداوند است. و باور داره که خداوند مثل یک سخرای ماکم در پالویش است. و خداوند مثل یک چوپان مهربان در پالویش است. و من این آیت ها را بر شما میخانم. در کتاب خداوند در کلام مقدس میخانم که حضرت داوت چونین میگه در وصف خداوند. خداوند چوپان من است. محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. مرا در الفچرهای سرسبز قرار میدهد. نزده چشمه های راحت رهنمایی هم میکند. و من روح تازه میبخشد. و بخاطر نام خواد براهای عدالت هدایت هم میکنماید. حتی انگام عبور از دره تاریک مرک از بدی نمیترسم. زیرا تو امراه من میباشی. اسا و چوپ دستی تو مرا تسلیم میدهد. در حضور دشمنانم سفرای برایم تحیه نموده. سر مرا براغان تطهین مینمایی و پیمانه امرا لبریز میکنی. یقینا احسان و رحمت تو تمام روزهای عمرم با من میباشد. و در خانه خداون تا بابت ساکن خواهم بود. بیاین یک مذمور بیستسیر یک شیر در مورد امی مذمور که شما خاندین توسط شاعر محترم قراج داغی سروده شده با هم یک جای بشنویم و ببینیم. خانه خداون خدا شبان من است. این سخن در دل و زبان من است. احتیاجم به دیگری نبود. جز خداون دلبری نبود. میبرد مرتهای سبز مرا. خدا به خواه باندم جدا از شما. رهبری میکند به هر ساحت. نزده آب لطیف و هم راحت. چونکه راه عدالت است راهش. دل کشاند به راه دل خواهش. سایه موت گر به هر وادی است. هم در آنجا روه مرا شادی است. از بدی در جهان نمیترسم. جای بد راه خود از او پرسم. چوب دستی و هم عصای خدا. میدهد خود تسلیم همجا. سفرم پیش دشمنان مدام. پر کند است آم یا که کلام. او سرم را کند همی تدهیم. تا دهد جسم و جان من تسکین. کاسه اشق من چلبریز است. دشت و سهرا مرا دلانگیز است. په من رحمت است و نی کویی. گف داود چونین به هر کویی. در مورد کتاب زبور ادامه میدهیم. کلام خدا میخوانیم که تمام انسان ها گناه کردن و از جلال خدا کم آمدند. یکانه انسانی که در تاریخ بشریت گناه نکرده او ایسای مسیح بوده. چون از روح خدا تولدی آفته و در زندگی خود هم هیچ گناه نکرده. و به مخاطب بخاطر گناه ها بشر او در سلیب رفت. در مورد توبه بخوانید. خوشا به حال کسی که سرکشی او آمرزیده و گناه وای پوشیده شده است. خوشا به حال کسی که خداوان گناه او را به حساب نمیاورد و مکر و حیله در وجود او نیست. تا زمان که به گناه خود اقرار نکردم و ستخانهایم به درد آمده و تمام روز در عذاب بودم. شب و روز زجر میکشیدم. تراوت و شادابی من همچون آبی که در گرمای تابستان تفخیر میکند مه و گردیده بود. بعد به گناه خود اقرار نمودم و جرم خود را پنهان نکرده و گفتم. من در حضور خداوان و سرکشی خود اعتراف میکنم. آنگاه تو گناه همرا بخشیدی و از آلودگی مرا پاک ساختی. پس باشد که هر شخص خدا ترس در زمان مطلوب به حضور تو دعا کند. تا اگر سیلاب های زیاده هم به تو قیان بیاین هرگز به او رسیده نتوانند. تو پناگای من هستی و در زمان مسیبیت مرا نجات میدهی. فضای گردا گرد مرا پرست سرود های پیروزی و ره های مینمایی. خداوان میفرماید من به تو عکمت میاموزم و تو را براه که باید بروی عدایت میکنم. تو را نصیحت میکنم و چشم از تو بر نخواهم داشت. مانند اس و قاطر نادان و بشعور نباشید که به دهانشان لگام و افسار میبندن ورنه از شما اطاعت نخواهد کرد. غم و خصوصه شخص شریر زیاد است. اما هر که به خداوان توکل کند از رحمت برخوردار میشود. پس ای آدلان در خداوان خوشی و شادمانی کنید و ای راستلان سرود خوشی را سر کنید. بله دستها ببینید اینجا که حضرت داود که خودش پیانبر بوده او میگه من گناهکار هستم. یعنی پیانبر ها هم قبل از ایسای مسیه گناهکار بودند و یکانه کسی گناه نکرد ایسای مسیه بود. و بعد از او هم انسان هایی که رهبرای یا هر کسی که بوده باشد تولد شده باشد گناهکار تولد شدند. یکانه کسی گناه نکرد در تاریخ بشهد ایسای مسیه بود. چرا او بخاطر گناه ما در صلیب رفت. چون کسی که گناهکار باشد نمیتونه که گناه دیگر کسی بگیره. چون ایسای مسیه خودش هیچ گناه نکرده بود. چون ایسای مسیه خودش هیچ گناه نکرده بود. خدا را شکر میکنم که اکنون به لطف خود تمام کتاب مقدس را به زبان دری در اختیارم قرار داده است. دعا میکنم که این توفیه گران بها و مانگار به چراغ هدایت هموطنان عزیز افغانم تبدیل گردد. در ابتدا خدا آسمان ها و زمین را آفرید. کتاب پیدائش فصل اول آیت اول دوست عزیز اگر شما خواهان دریافت کتاب مقدس به زبان دری هستید لطفا همراهی ما به تماس شوید. همچنان شما...
اومی توانید از طریق ویبساید ما کتاب مقدس را مطالعه کنید. در این قسمت برنامه ما میخواییم قسمت ششم یا بخش ششم فلم شفار را بر شما نشان بدیم در اینجا میبینیم که ایسای مسیح کشته میشه و دوباره در روز ثوم زنده میشه دوستان ما از تولدی ایسای مسیح جشن میگریم و همچنان زندگی از او بسیار برما با ارض شرط بخصوص کشته شدن از او در سلیب که بخاطر گناهای تمام بشر او کشته شد. ای بسیار مهم است و او با اونا صحبت کرد و دوباره به آسمان رفت. بخش! دیگران نمیدونند چی میکنند دیگران را نجات داد و آنها باند که خود نجات بتند بله اگر مسیح استی خود نجات بتند. از سلیب پایان بیاد از امه موجزات یکش رشان بتند هرکی در دار زده شوهر نفرین شده خدا هست گم به مثل یک شمشیر تیز قلب ما خود شگافت با گم اندو مثل یک شمشیر بران قلبت خود شگافت چرا؟ مگر تو مسیح نیستی خودتا و ما را نجات بتی از خدا نمیترسی. سر ما همون حکم صادر شده که سر او شده مگر ما هیچ خطای نکده. ایسا من را بیاد آور. وقت بیست پاچا آمدی خاطر جمع باش امروز با من در فرداوس خواهی بود خواهی بود طرفای چاشت بود که آسمان بر سی ساعت تاریک شد پدر روحی خود را به دستهای تو می سپارم خدایا براستی که یک آدم بیگنا بود براستی که یک آدم بیگنا بود در شورای یهود مرد نیکوه بود که در محکم کدن ایسا نقش نداشت نامش یوسف رامعی بود پلاتوس اجازه گرفت تا جسد ایسا را پیش از شروع سبت وقت غروب در قبر که دمون نزدیکی بود باند ببخشین ما پشت جسد خداوند ما آمدیم خوب شد که آمدین مگرم برو که بریم سبت می رسه چرا او را کشتن؟ اگر او از طرف خدا بود چرا ماند که او را بکشن؟ ما این سوال ها را داشتم ایسا سر اروای ناپا قدرت داشت اتا مرگم از او یطاعت میکرد آیا او نمیتونست جلو او را بگیره؟ من سه سال او را پیروی کردم به ای امید که او مسیح موعود هست اگر او از طرف خدا بود اگر او از طرف خدا بود به ای امید که او مسیح موعود هست مگرم آل او رفته آخوند من کجا بروم؟ چیه قصه غمانگیزه؟ مگرم آخر داستانتر نیست یک شمبه صوب وقت روز سی وم در سر قبر رفتیم و اترا را بر تدهین جسدش می بردیم سنگ دان قبر پس شده اینجا؟ پیتروس، یعقوب، یوانا، گوش کنین سنگ پس شده بود ما داخل رفتیم اما جسد خداوند ما اونجا نبود جسد خداوند ما را بردن نمیفهم امور کجا موندن چی؟ جسد خداوند ما نیست؟ برین، خودتان ببینین پیتروس، بعد ازی که مقبر را دید، پیش دیگه شاگردار رفت مگرم من در بیرون حیران مونده بودم و گریه می کدم شاید اسکرا او را برده باشند یا فریسیا اونا تمام امید ما را از بین برده بودند لاقل جسدش آخوا برای ما می موندند
موسیقی جنگی عیزن چرا گریه میکنی؟ موسیقی جنگی خداونده من از اینجا بردن موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی موسیقی جنگی
PYM JBZ