30 minutes
26 August 2019
Transcribed by AI
PYM JBZ سلام دوستهای مهربان به شنیدن برنامه امروز به شما خوش آمدید می گویم من هم اطرامات خودا به شما عزیزا تقدیم می کنم و از خداوند برای اریک شما سهت و سلامتی آرزو می کنم در برنامه امروز ما مطالب جالب را جمع واری کدیم به این خاطر از شما خواهش می کنم که تا آخر برنامه ما را همراهی کنین اگر شما مطالب تعلیمی، عدبی و انتقادی داشته باشین لطفاً با ادرس صدای زندگیی که داخل برنامه ایلان می شه ناما نوشته کنین دوستهای مهربان، قصف می کنن که یک مرد پیر سی بچه داشت پیش از مردن خود، او یک روز هر سی بچه خود پیش خود خواست و جایداد خود را مثل زمین و باغ و حیوانات و وسایل خانه خود را بین اونا مساویانه تقسیم کرد صرف یک مقدار تلا و نقره را که داشت او را پیش خود نگاه کرد بعد از او به بچه های خود روی خود را دورداده گفت ای تلا و نقره را به خاطر پیش خود نگاه کردیم اگر هر کدام تان کار خوب کردین، ای را برش انعام می توم با شنیدن ای گفت پدر، هر سی بچه به خاطر به دست آوردن انعام و انجام کارهای خوب اقنام کردن بعد از مدت اونا، هر سیشان به حضور پدر خود جمع شدن تا کارهای نیک خود را به پدر پیان کرده انعام خود را بگیرن بچه کران گفت، یک نفر یک مقدار پول زیاد پیشم امانت مانده بود دیروز او پیسا را از پیشم خواست من هم تمام اونا را برش پس دادم پدر گفت، تو صرف مسئولیت خود انجام دادی دیگه کدام کار نکدی، پس مستحق انعام نیستی بچه دومی گفت، چند روز پیش یک طفل دجوی افتاده بود نزدیک بود که او غرقش کنه، من او را از غرق شدن نجات دادم پدر گفت، تو کار خوب کدی اما باز هم به نظر من مستحق انعام مالوم نمیشه بچه خرد گفت، چند وقت پیش یک آدم ای تور شاهدی ناحق سرم داد که نزدیک بود گشت شوم دیروز امو آدم را دیدم که دلب یک جرخ خو بود اگر پالو می خورد می افتاد و حتما می مرد من او را از خو بیدار کدم که دپایین نفته و نمره پدر به او گفت، آفرین بچیم، تو بیترین کار را انجام دادی تو مستحق انعام استی، بیا انعامتا بگی برادر پیام، ای کسه بسیار آموزنده بود بچه کلان پیسی امانت پس داده بود امانت خیانت نکدن کار خوب است اما ای وظیفه ماست که باید امانت خیانت نکنیم اما بچه خرد اضافه تر از مسئولیت خود کار خوب کرد او میتونست با هسونی انتقام خود را از او آدم بگیره اما او این کار را نکد اطمن شیطان او را وسوسه کدر گفته که برو بانشه که بمره ویا براش گفته باشه که برو یک کم تیلش که دلت سرش یخ شوه اما او با وسوسه ها گرفتن انتقام جواب رد میده و به بیوز او را از مرگ نجات میده خوب دوستهای محبان آنه شیر رفیقه و شما مشنوانیم این شیر از مجموعه اشهار داستان خدا و انسان است موسیقی فقیه نزد ایسا رفت یک روز که استادا بما این نکته آموز چگونه با خدا گردیم دمساز به احکام علویت اماواز مسیحا گفت اگر تورات خانی تو احکام الهی را بدانی به گفتا دانم احکام خدا را زجان و دل پرستش باید او را سپس امسایر را رفتار نیکو بمثل خود محبت کردن و مسیحا گفت پاسخ خوب دادی محبت کن رفیقت را بشادی بپرسید او رفیق من کی باشد چی دور از من چی و همسایه باشد مسیحا گفت بهرش داستانه مسیحا گفت بهرش داستانه که باید اندران دقت نمائی یکی مرد مسافر در بیابان فتادی ناگهان در دست دزدان زدند او را و مجروحش نمودن بره نه کرده انوالش را بودن به سرعت سارقان زنجا گریزان بماند او نیم مرده در بیابان یکی ملا گذر کردی از انجا چو دید او را بگردانید رو را خذا گردد مبادا او نمازش برفت او در پی راز و نیازش فقیه آمد از معبر گذر کرد به بیچاره مسافر بس نظر کرد نظر بر زخمها با نالا و آه گذر کرد از کنار دیگر را یکی دیگر مسافر آمد از دور بی دیدی نیمه جان آن شخص رنجور ولی او خارج از دین اجنبی بود به نزد مردمان مردود می بود میان هر دوان بس دشمنی بود همیشه صحبت از ما و من بود چو زخمی را بی دید او پیش آمد همه دل سوز و هم دل ریش آمد جراحات ورا مرحم نهادی به مهر و لطف دل داریش دادی سوار مرکب خود کرد او را مسافر خانه بس پرد او را بس اوی مقصدش چون روی بنهاد مسافر خانه را نقدی نی داد بگفتا در پرستاریش کشند لباس تازه بر او بپوشند هزینه گرز مبلغ بیش گردد به وقت بازگشتن می کند رد سپس از سائلش پرسید ایسا کدامید از میان ره گذرها ورا همسایه بود و دوست بودی که بر کردارشت می نان نمودی بگفتا آن که بروی رحمت آورد با او رحمت بخود بس زحمت آورد مسیحا گفت رو تو همچنان کن مسیحا گفت رو تو همچنان کن محبت بر تمام دشمنان کن نجاد و دین و رنگ پوستا هست تفاوت در محبت بس گناه هست در کلام خدا نوشته شده خداوند با تمامی دل و جان محبت کنیم و همسایه خودم مثل خود دوست داشته باشیم اما او رحبر مذهبی از ایسای مسیح سوال کد که همسایه ما کی هست؟ صرف کسی که در پلوی خانه ما زندگی می کند ویا در کوچه و ده ما زندگی می کند او همسایه ما نیست بلکه تمام هموطنان ما همسایه ما هستند تمام مردم دنیا همسایه ما هستند اونا را مثل خود دوست داشته باشیم ایسای مسیح به خاطر توزیح کدن خوبتر مقصد خود قصی سامری نیکو را براش گفت یهودی ها سامری ها را نجست و ناپاک می دانستند با اونا تماس نمی کدند و حتی از منطقی که در او جا سامری ها زندگی می کند تیر نمی شدند اما شخص یهودی که دوست ها او را زخمی کده بودند و در حالت زار در سری راه افتیده بود رهبر مذهبی که از اویه تیر می شد روی خودها از او گشتند نخواست که حتی طرفش سیل کنه راه خودها از او چپ کد و حتی با او نزدیک هم نشد اما شخص سامری که حتی با او یهودی اختلاف هم داشت پیش رفت و با او کمک کرده از مرک نجاتش داد در اصل ای سامری همسایی او یهودی زخمی بود ما لازم است که ای تور همسایگی کنیم نه برادر و خوهر عجیز ای درست نیست محبت کدن به همسایه از بهترین کارهای نیک است اگر ما به پنج وقت نماز بابند باشیم اما همسایی خود دوست نداشته باشیم نماز خواندن ما بفایده است وقتی که در یک دفتر کار میکنیم مراجین ما همسایه ما هستن اگر دوکاندار هستیم مشتری های ما همسایه ما هستن اگر کدام کار و کسپ دیگه داریم مردم که امرایشان در ارتباط هستیم همسایه های ما هستن لازم است اول ما اونا را دوست داشته باشیم برشان دلسوزی و میربانی داشته باشیم مشکلشان را با محبت حل کنیم بعد از او با فکر روزا و نماز شویم به هیچ دردی مظلوم نمیخوره خدا از ما میخواه که عمرن به همسایی خود کمک کنیم هر یک ما کوشش میکنیم که چطور چیزی را از کس دیگه به اصطلاح بکنیم اما خدا از ما میخواه که یکی به دیگه عمسایه باشیم و عمسایه خود را مثل خود دوست داشته باشیم رنگ رنگ باغه زیبا و مقبول میسازه اما مهم ایست که ما قبول کنیم که هر انسان حق داره که فکری بر خود داشته باشه اما مهم ایست که ما به نظرات دیگرها اطرام کنیم و با وجود داشتن اختلاف نظر یکی دیگه خود را مثل خود دوست داشته باشیم و با اون محبت کنیم تقریبا داخل ای شیر شنیدم که مسیحا گفت رو تو همچنان کن محبت بر تمام دشمنان کن کسای را که دوست داریم محبت کدن با اونا کدام قهرمانی نیست کسی قهرمان هست که به دشمن خود محبت کنه ایسای مسیح می فرماید تمام دشمنان خود را دوست داشته باشین ایسای مسیح خودش به کسایی که به او دشمنی میکدن محبت کد و کسایی را که او را مصدوب کدن بر اونا طلب بخشش کد ایسای مسیح صرف گفت های خوب نمی گفت بلکه چیزی را که خودش انجام می داد او را تعلیم می داد اگر ما به طرف زندگی زمینی ایسای مسیح که در انجیل هست دقت کنیم می بینیم او فداکار و جوانمرد حقیقی بود او فروتن واقعی بود او خودش محبت بود او دشمنهای خود را دوست داشت و با اونا محبت میکد دوست های مهربان آلی یک سرود روحانی را می شنیم که مطلعیش هست محبت ایسای مسیح مثلش محبت نیست محبت ایسای مسیح مثلش محبت نیست در محبت شد مجسم در محبت و فدا شد در محبت شد مجسم در محبت و فدا شد در محبتش نجات هست در محبتش نجات هست او شانشای محبت او شانشای محبت محبت محبوب منیسا قلب تو را خوند از محبتش نرو دور گوش کن لدای محبت دوستای مهربان آل وقتی ای رسیده که یک قسمت دیگه از سریال بسیار جالب زندگی نوه بشنویم سلام سلیمان سلام یونس سلیمان تو کجا هستی؟ از اون روزی که با ما وال آوردی که اولادهایت از سامره به خیل رسیدن دیگه هیچ سون ما دور نخوردی گفته بودی که کدام خانه برد پیدا کنم مگم دلکت مالوم نشد خانه ها همون یکی باید از دیگه دست ما رفت میفهم که برادارای ما از روشلین به اینجا زیاد میان هر کدام شان به خانه ضروره دارن مخصوصا اونایی که اولادهای خورد دارن خانه آباد بدر جایی که هال استم بد نیست خوب است هم با بازار نزدیک است و هم با جایی که بر عبادت میریم هال تو خودت بگو که در این وقت چی میکدی و آیا جای رفته بودی؟ بیادر صبح اومروز که ما و شما با هم دیدیم پدرس رسول بر وضع به محفل عبادت ما آمد با شنوندن خبر آمدن او یک درد از برادارای ما سامره هم به محفل عبادت ما جمع شدد او در باره ای که ایسای مسیح هم مسیح معود است وضع بسیار خوب کرد و گفت که هر کی به نام او ایمان میره و از گنای گزشتی خود توبه کرد گنای او را خدا میبخشد در ختم محفل عبادت تیداد زیادشان پیش پدرس رفتند ایمان خدا به ایسای مسیح ایلان کردند و از پدرس خواهش کردند که اونا را غصل تحمید بده تو بوکه چرا بعد از ای که برادارای ما به ایسای مسیح ایمان میرند حتمان غصل تحمید بگرند؟ به ما شما معلوم است که در گزشتها وقت که اقوام بودپرست دین آبای خدا ترک کردند و به خدای واید ایمان می آند و شریعت قبول می کند در وضوح مردم تحمید می گرفتند که گویا این نشانه بود که اونا با دزید از دین پدرهای خود پیروی نمی کنند بلکه شریعت یهوده که یکانه دین وحدانیت در او زمان بود پیروی می کند یا نمی دانید وقت که ما در پیوستگی با ایسای مسیح غته شدیم در مرگ او غته شدیم و در مرگ شریع گشتیم تا امیدواره که مسیح با وسیله قدرت پرشوکوی پدر پس از مرگ سنده شد ما نیز در زندگی نو بسر می بریم بباشتی که ما گفتی تا قطع کردم و سوال کردم خوب شد آل با کلی برم واضح شد خوب قصه کن که بعد از او پدرست چی کرد؟ بعد از او مردم از پدرست زحواد کردن که به اونجا بمانه و اونا را زیادتر تعلیم بته مگرم پدرست کدام جای دیگر ازم داشته بره؟ بله پدرست یک شخصت کاملا استثنائی است تعلیمات او بسیار جساب است او امروز یژا و فردا جای دیگر است او را در یک جای آرام نمی گیره از این خاطر او بسیار علاقه داشت که به شاره دیگر بره و اونجا پیام نجات برسانه او به رفتن به دیگر شاره به همراه ضرورت داشت بسیار شب داشتم که من را همراه خود ببرم امو بود که با چند برادر دیگر به همراه پدرست رای شاره یافا شدیم ما شنیدم که یافا یک بندر تجارتی است و در اونجا کشتی ها و مردم های زیادی از شاره دیگر رفت آمد است چطور است؟ راست میگی پدرست در سر رای خود به کنیسه های یهودی ها میرفت و مجد نجاته به مردم میرسند مردم سر رایش در هر محل جمع میشند شنیدم که پدرست در اونجا موجزه هایی انجام داد چطور هم تو نیست؟ اینطور مالوم میشه که تو از جریان سفر ما خبر داری کارهایی را که پدرست انجام میده خب پدرست نمیمانه بیدر بسیار برای من دلشسپ است تو برم قصه کن سویق لحظه سبر کن که برم بره تک زراحه و بیارم بعد سویق قصه ندارم خدا تو را برکت بده چه آب خوشمزده و سرد است؟ نوشتی جان بیادر در این سفر یک روز در ولایت شارون بشار لده رسیدیم جالب است پیش از اینکه مردم ما به اونجا برسیم مردم از آمدن پدرست خبر شده بودند هر جای برای پذیرایش آمدگی گرفته بودند مردم مریض ها را با خود آورده بودند در اگه محل دیگه مردم شخص افلیزده را بنام اینیاز در سر رای پدرست گذاشته بودند و اقارب او از پدرست بسیار اعتماد کنند که او را شفا بده پدرست بعد طرف دید و برش گفت اینیاز تو را ایسای مسیح شفا داده بستره تا جمع کن اینیاز با شندن فرمان پدرست از جایش بلند شد چه واقعی عجیبی روخ داده او شخص چقدر خوش شده باشه واقعا ایسای مسیح چقدر قدرت داره بله بله این چقدر جای خوشیست بله تو چه خبر خوب آوردی؟ بله از یکم کدر خبر دیگه هم دارم خیلی قصه کن که بشنویم در نزدیک لده در شارعی آفا یک زن نگوکار، نگنام و مهربان درکا زندگی می کند او به مسیح ایمان آورده او غریبا و یتیما را کمک می کند او به دستای خود برای بیوزانا لباس می دهد و از این سبب بسیار مشهور است تو در باری بیوزان می زنی به پدرس رسول چه ارتباط داره؟ گوشت که برات میگم در موروزهایی که پدرس دلده بود او بیمار شد و جان داد یعنی که مرد؟ بله دوست های او جمع شده جسد او را غسل داده در بالاخانه بالای چارپایی گذاشته بود تا ببرن او را دفن کنه در امی وقت کسی و دوست های شوال بردن که پدرس رسول هم که در نام ایسای مسیح خداوند ما موجزه میکنه دلده قرار داره ایماندارای اونجا دو نفر پیش پدرس روان کردن و خواهش کردن که هرچی زودتر با یافا بیاید پدرس رسول باشدن این پیام فورا روان یافا شد وقت که اونجا رسیدیم دیدیم که مردم زیاد که اکثرشان بیوزان ها بودن در درافت اون خانه که جسد اکزوشته بودن جم شده بودن گریه و زاری میکردن دوست های امو بیوزان پدرس رسول ها در امو بالا خانه جایی که جسد اکزوشته بودن رانو میکردن تیداد از امو بیوزان ها لباس هایی که دورکاز در وقت آیات خود برشان دخته بود به پدرس نشان داده زار زار گریه میکردن عشق میریختن و قصه میکردن که و از پدرس التماس میکردن سنه بسیار للخراش بود فکر میکرده که در و دیوال بهده او زن عشق میریزه و نالن میکنه پدرس رسول در چه قدر وضع سخت قرار گرفته بود البته هیچ کس هم گفته نمیتونست که پدرس چی کنه جوزی که در مراسم جنازه او زن شرکت کنه مگم غم اندوی که در چیری زنا خانده میشود ای بود که این تصویره تنها پدرس خانده میتونست و از تمام کسایی که در اون بالخانه جمع شده بودن خواهش کرد که از اونجا بیرون بره وقتی که همه خانه را ترک کردن میرین که پدرس دروازه را برای خود بسته کرد و در پالای جنازه زانو زد و به خدا دعا کرد بعد از اون روی خود را طرف جنازه کرد و گفت درکاز برخیست پدرس دست همون زن چشمای خود را واز کرد امی که پدرس را دید از جایش بلند شد و شیشد واقعا چی معجزه ای عجیبی اتفاق افتاده واقعا او بهوزن زنده شد؟ بله پدرس دست همون زن را گرفت و او را از جایش بلند کرد بعد از او دروازه را واز کرد و او را زنده به دوستاش که پوش دروازه گریه میکردن تصدیم کرد دوست های درکاز از دیدن او او بسیار مشان شدن و مردم دیگه از تجرب انگوشتایشان بدان گرفتن وانوز ما از اون منطقه دور نشده بودیم که ای خبر در سردسر یافا پخ شد و مردم در سردسر به خدا ایمان آورده پدرس رسول واقعا معجزه بزرگ کرد ای موضوع نشان میته که خداوان چی قدرت خارقلادهی به اون بخشیده بله پدرس رسول در این سفر به شارع دیگه هم رفت در کنون وقت دیگه او را برات قصه خواهد کرد شنونده ی عزیز در این قسمتی که شنیدیم بر علاوه موضوعات بسیار دیگه از دورکاس زن مهربان که به یتیما و بیوها کمک میکد یاد شد با وجودی که این موضوع دوازه سال پیش رخت داد اماانوز هم نام دورکاس بخاطر مهربانی های زنده هست خداوان با عیاد بخشیدن دوباره به دورکاس قدرت عظیم خود را نشان داد خداوان تواسط پدرس معجزات زیاده را نشان داد کسایی که مریض بودن شفا میافتن و مردم با دیدن قدرت ها و معجزات به ایسای مسیح ایمان میاوردن روح خدا در بین مردم کار میکرد و هر از تعداد زیاد مردم پیروی ایسای مسیح نشدن و به او ایمان میاوردن دوستهای عزیز در نظر خدا نسبت به انجام مراسم مذهبی بهترین کار ما ایست که به دیگرها محبت کنیم حتی با کسایی که دشمن ما هستن ما در شروع در قصی پدر و سی بچهش دیدیم که پدر به بچه که به دشمن خود کمک کرد انام داد خدا از ما دل شکسته و فروتن میخواهه خدا کسی رو میخواهه که فروتن باشه و به همسایی خود که حتی دشمنش هم باشه کمک کنه خدا با ما و شما دل محربان و پر از عاطفه و محبت نصیب کنه خدا با ما دل را بته که بتانیم حتی به دشمنهای خود محبت کنیم دوستهای محبون دل شما را به شنیدنی یک سرودی روحانی دعوت میکنیم که مطلعیش هست از جان و دل خواهم ترا ایسا به قلب من درا خدا باری مرا خدا باری مرا خدا باری مرا forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love forget to love Dear friends ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرست ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرست ما در قبرز پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت دست رسی دارین می تونین به این آدرست به ما ایمیل نوشت کنین انفو اد افغان رادیو نقطه او آر جی تا ملاقات دگه خداوند یار و یاور شما باشد
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019
26 August 2019