Law and Grace (Part Two)

  30 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ سلام دوستای مهربان ما از راڈیو صدا زندگی برای تقدیم کدن این برنامه در خدمت شما قرار دارم دوستای مهربان ما کارکنان راڈیو صدا زندگی تلاش میکنیم که برنامه های مفید طیعه و با شما تقدیم کنیم اگر در باره برنامه های ما نظرات داشته باشین لطفا نظرات خدا امراه ما در میان بانین ما به بسیار خوشی از نظرات شما در وقت طیعه برنامه ها استفاده میکنیم در برنامه امروز هم ما مطالب بسیار جالب و جمعوری کدیم شما را دعوت میکنیم که تا آخر برنامه ما را همراهی کنین خوب دوستای مهربان آل شروع میکنیم به تقدیم کدن برنامه امروز دوستای مهربان قصه میکنن که داود پیغمبر که پادشاه بسیار مقدر هم بود یک روز یک زرگر خواسته به او گفت برما یک انگوشتری بساز وقتی که غمگین باشم به طرف او ببینم خوش شوم و وقتی که خوش باشم به طرف او ببینم غمگین شوم بر این کار دو روز وقت داری اگر در دو روز ایتون انگوشتر را برم ساختی جایزی کلان برد بیتم اگر در دو روز او را تیار کده نتانستی سرتا در جای پایات میمانم زرگر در حال که بسیار غمگین و ناامید بود از دربار پادشاه بیرون شد او میفامید که زندگیش در خطر است که میتونست که اینطور یک انگوشتر را بسازه در این وقت سلیمان نبی بچه داود پیغمبر که در اون وقت تفل بود در سحن قصر مسروخ بازی بود وقتی که سلیمان زرگر را در حالت ناامیدی و جگرخونی دید از او علت ناامیدی و جگرخونیش را پرسان کد زرگر در باری تقاضای نامرخول پادشاه به او قصه کد تفلک خند نکده به او گفت این کار مشکل نیست یک انگوشتر معمولی را بساز و در روی او نوشته کن این هم میگذرت دیگه هیچی ضرورت نیست وقتی که پادشاه جگرخون باشد این جمعه را بخوانه تسلی پیدا می کنه و خوش می شد اما وقتی که خوش باشد این جمعه را بخوانه متوجیه می شد که خوشی های این دنیا هم گذشته نیست زرگر به ترتیبی که سلیمان برش گفته بود انگوشتر ساخت و بخشیش کلانه از پادشاه گرفت کسه بسیار جالب و آموزنده بود واقعا نه خوشی و نه جگرخونی این دنیا پایدارست لازم نیست که در مشکلات دل سرد شد و در خوشی ها مخرور خوب دوست های عزیز آله قسمت دوم شیر که انوانش اصول است با شما مشنوانیم این شیر از مجموعه اشار برادر ایرانی ما دیقانی تفتیست نام این مجموعه اشار دلنگیز داستان خدا و انسان است اگر شما مائل به داشتن یک جلد این مجموعه اشار باشین لطفا بعد رسما که داخیر برنامه ایلان می شه نامه نوشته کنین خوب آله بشنوین قسمت دوم شیر که انوانش اصول است موسیقی خوشحال کسان که سلح سازند خدا را جملگی گردند فرزند توگرکوشا شوی بهر عدالت ببینی رنج و آزار و ملالت بهشت جاویدان آن توگردد شفا بخش تن و جان توگردد برای خاطر منگر شما را زده بهتان و گفتن و سزاها خوشا بر حالتان مسرور باشید که از سوی خدا پاداش یابید برای انبیا پیش از شما هم جفا بوده زیاد آسودگی کم اگر با همسر پیوند بستی زتنهایی در این آلم برستی یکی هستید هر دو در خداوند یکی هستید هر دو در خداوند که تا پایان عمر است عهد و پیوند مدارا با شریران پیشا گیرید بگرد دشمنی هرگز نگردید شرارت گردهی پس گردد افزون مدارا کن بی افگان شهر و بیرون بر اخصارت اگر سلی زند کست بگردان آن طرف سلی مزند پس مکن هرگز زبهر جامد آوا مکن غوغا برای مال دنیا عداوت با عدو گرماند بر جا بجا ماند دو چندان دشمنی ها محبت کن تو دشمن را همیشه بجای دشمنی کن مهر پیشه زده هر کی نه از دل مهربان شو زده هر کی نه از دل مهربان شو زبهر دشمنت آرام جان شو چونین راه خدا در زندگی شد چونین راه خدا در زندگی شد چونین راه خدا در زندگی شد راه کامل راه فرخوندگی شد دوست های مهربان ای شیر زیبا به اساس معویزه مشهوری ایسای مسی که به نام معویزه سرکو شورت داره سروده شده ای معویزه مشهوری ایسای مسی به خوشا به حال ها شروع میشه ما حال در شروع شیر شنیدیم که به کسایی که سلکننده استند ویا سله را برقرار میکنند با اونا گفته شده بود که خوشا به حالشان منظور از سلخ کننده کی استند؟ منظور ایسای مسی از سلخ کننده کسی است که بین خدا و انسان سلح برقرار میکنه اما در دنیا بسیار کسای دیگه هم استند که اونا هم خودم مسلح و برقرار کنده سل معریف میکنند مثلا روحسای دولت ویا حکومت ها ویا اشخاص انفرادی با قدرت ای قسم سلح کننده ها مناقشات بین حکومت ها ویا بین ملت ها وای قوم ها ویا اشخاص ها علو فصل میکنند اما با وجود ای هم اگر خوب دقت کنیم در جهان سلح حقیقی وجود نداره علت اصلی که چرا سلح حقیقی نیست گناه انسان است در وطن ما و شما هم بعد سالها جنگ کوشش های برای سلخ صورت گرفت اما ایس سلخ کنندگان دنیاوی کوشش میکنند که از راه پوشاندن گناه گناهکاران و مسالحه با اشخاص شریر سلح برقرار کنند اما سلخ کنندگان حقیقی کوشش میکنند که بیعدالتی و درد و رنجی که در جهان از کم شوه سلخ کنندگان حقیقی کمک میکنند که انسان ها با خدا مسالحه کنند ای را میگند سلخ حقیقی ارکسه که میخوای سلخ کننده حقیقی باشه اول باید خودش امراه خدا سلح کنه سلح امراه خدا صرف با ایمان آوردن به ایسای مسیم مویثر است اگر شما شنویندی عزیز در آرزوی بدست آوردن سلح حقیقی باشین باید شما مشابه کسان شمین که در ای خوشا به حالها نامشان گرفته شده مثلا باید روح تشنه و گرستنه بر یافتن حقیقت خدا داشته باشین باید فروتن باشین باید تشنه ادالت باشین باید رحیم و پاکدل باشین تمام خوشا به حالها یکی به دیگه مربوط استن ما نمیتانیم یکی از این خصوصیات بدون دیگه ایش داشته باشیم ما چطور میتانیم سلح بین انسانها برقرار کنیم ما وقتی میتانیم در بین امنوان خود سلح برقرار کنیم که اونا را به اندازه خود دوست داشته باشیم اصله اصلی سلح محبت است ایسای مسیم به ما میفرماید دشمنان خود را محبت کنید ارکز به شما جور و جفا رساند برش دعای خیر کنین اگر خوب دقت کنیم بزرگترین سلح کننده خود ایسای مسیم بود او ما را امراه خدا آشتی داد ایسای مسیم پاتشاه سلح است و کسایی که از او پیروی می کنند اونا سفیران سلح از طرف مسیم هستند ایسای مسیم به ما پیروان خود عمر کده که دنیا سلح برقرار کنیم سفیر بودن سال ایسای مسیم هم کار آسان نیست سفیر مسیم بر برقراری عدالت کار میکنه کسایی که بر برقراری عدالت کار میکنه او برانج و آزار باقی نمی مانه اگر هر کس به خاطر عدالت جور و جفا می بینه با او وعده ارزشمنده شده ای وعده بودن با خدا تا عبد است یعنی بودن در بهشت در جای دیگه مویزه ایسای مسیم می فرمایه هر کسی زن خود را جز به علت زنا و رفیقبازی طلاق دهد او را به زناکاری می کشوند زن و شوهر در خداوند یک بدن استن اونا نباید تا کسنده استن از هم جدا شوند در مورد رفتار در مقابل دشمنان در ای موزه خود ایسای مسیم می فرمایه شنیده اید که گفته شده است امسای خود را دوست بدار و با دشمن خود دشمنی کن اما من به شما می گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما جفا می رسانند دعای خیر کنید فقط اگر کسانی را دوست بدارید که شما را دوست دارند چی حج را دارید؟ مگر جزیگیران و سودخاران امین کار را نمی کنند؟ اگر فقط به دوستان خود سلام کنید چی کار فوقلاده کرده اید؟ مگر بیدینان هم امین کار را نمی کنند؟ ما یک ذرب المثل داریم که می گیم تو با ما، ما با تو یعنی تو با ما کو، ما با تو می کنم اما ایسای مسی با اقسی ای را برا ما تعلیم می ده ایسای مسی می گه کسایی که با ما بدی می کنه با اونا خوبی کنیم کسایی که با ما سلام نمی ده برش سلام بتیم ای تعلیم گیرانبه های ایسای مسی برای مناصبات ما در خانواده هم بسیار مفید است در مناصبات بین برادران، خوهران، زن و شوهر و غیره ما در خانواده های خود هم مشکلات زیاد داریم اگر قسمی که ایسای مسی تعلیم داده از گذشت و فروتنی و محبت خالصانه در مناصبات خانوادگی مناصبات بین دوستان و خیشا کار بگیریم از بوجود آمدن مشکلات زیاد جلو گیری می کنیم دوستهای عزیز آلی یک سرود روحانی تاجیکی را به شما مشنوانیم که متلیش است گر از گناه آزادی می خوایی در خون ایسا قدرت است در خون ایسا قدرت است در بخش ایتون دست بالو شودم خونی در خون ایسا قدرت است قدرت است به هم ملچی زاوصو در خون ایسا در خون ایسا قدرت است به هم ملچی زاوصو در خون ایسا در خون ایسا گر از مرور از دین خودی در خون ایسا قدرت است گر از اداتی بر ازد شودم خونی در خون ایسا قدرت است قدرت است به هم ملچی زاوصو در خون ایسا در خون ایسا قدرت است به هم ملچی زاوصو در خون برای خودو گر خون ایسا بر صدید در شدید در خون ایسا قدرت است گر از در خوید شیفا می خوانی در خون ایسا قدرت است قدرت است به هم ملچی زاوصو در خون ایسا قدرت است گر ازد شودم خونی درخون ایسا قدرت است قدرت است بر نفر در خون ایسا قدرت است درخون ایسا قدرت است منگونه سلیمان سلام سلام به خیر عمدیم چیا آوردید‌و mankind سليمان چند Chicken شبانه و اوبه سرد ست صبرش تو رو نکرد خودتو رو خیر بده چرا زحمت کشیدی؟ شاید خودتان با اون ضرورت داشته باشین خیر است، بی جایی نیست خانه تام دیدم کلان است یکی از این شاله‌ها رو در زروازه بگیرین که خانه خلوب نشه اگه با چیز دیگه هم ضرورت داشته باشین من برتان بیارم تشکر یونس دیشه خواب نکدم چرا؟ قصیت تو در باره پولس خواب از چشمه‌یم برد تو قصیت رو ادامه بده که دلیم میخواهیم بفهم که بلاخره پولس چی کد و کجا رفت پس خوب گوشگو سلیمان در شاهر دمشق یکی از برادرهای ایماندار ما به نام هنانیا زندگی میکرد امتونو که به من قصه کدن خداوان در رویان به اون ظاهر شد به اون هدایست فرمود که به کوچه که راست مینامند خانه یهودا برو سراغ شخصی را به نام شاول بگیی او حال دعا مشغول دعا است هنانیا در حالی که ترسیده بود به خدا عرض کد ما شنیدیم که این شخص به ایماندارای اورشلیم بسیار آزار رسانیده اینجا هم که آمده میخواهی که امو کار کنه از کاهین اعظم خط آورده که اینجا تمام ایماندارا را دستگیر کده و به اورشلیم ببره خداوان باز به اون فرمود که هنانیا در چی حالت سخته قرار کنه او هم اراده خدا را در کده نمیدونه دالک او باید از خدا اطاعت میکنه بله او در باره وظیفه که خدا برش سپرده بود فکر میکنه که خدا باز برش فرمود چیزی را که ما میگویم انجام بدی چون او را انتخاب کردم که پیام من را به اقوام پاتشاهان و همچنین بنی اسرایل برسانه ما به اون نشان خواهد دادیم که چقدر باید در راه من رنج و زحمت بکشه آره فهمیدم که خدا خودش شعاله انتخاب کرده بله بله هنانیا به جهد در باره گذشته شعال فکر میکرده ما هم مثل هنانیا بعض اعقاد اراده خدا را در کده نمیتونیم و موضوعات با فکر قاسر بشری خود تحلیل و برسی میکردیم از این خاطر به نتیجه مطلوب نمیرسیم هنانیا از جایش بلند شد و به همون نشانیه که خدا برش حدایت فرموده بود داخل امو خانه شد دید که همه منتظر آمدن وستند او دست به سر شعال گذاشت و گفت ای بیادر ای شعال خدا من همون عیسایی که در بین راه به تو ظاهر شد من را فرستاد تا تو بینایی خدا دوباره به دست بیاری و از روح قدس پرشوید در امی لحظه چیز مانند پوستک چشمه های شعال افتاد و بینایی خدا باز یافت بعد تحمیق گرفت و پس از سه روز غذا خورد و قوت یافت پورس بعد از او چی کرد؟ آهده سال سابق بود یا تغییر کده بود؟ سلیمان البته مردم هنوز از او می تصیدند بالای او شک داشتند ولی وقت صحبتهای او را شنیدن از نزدیک او را دیدن بعد باور کدن که واقعا زندگی او تغییر کده پورس در جلسات عبادت بابرادر را شرکت میکرد هنوز چند روز نگذشته بود که به کنیسه های یهودی ها رفت و در اونجا مویزه کرد و در هر جای اعلام میکرد که ایسا مسیحی وعده شدهی خداست یاناس وقتی مردم این یعنی پولس ها می شونیدن و او را با عمال گذشتهش مقالیسه میکردن چه فکر میکردن؟ بله راست میگی خوب سوال کردی هر کس سخنای او را می شونید و حیرت میکرد و مردم با اکدهی خود می گفتند هیا این امو شاول ترسوسی نیست که در اورسیلم که هر کس نام ایسا را به زبان می آورد او را شکنجه میکرد و نابود میکرد هیا او به این خاطر به اینجا نی آمده؟ مردم که از کارای خدا آگاه نبودن در باره پولس فکر بد میکردن با شک و تردید به سخنای او گوش می دادن اما تا را که قصه میکنند تاثیر کلام پولس در کنیزه ها و عبادتگاه های یهودی ها روز بروز بیشتر می شد یهودی ها با او جا را بحث میکدند او در علوم فقه و الهیات دسترسی بسیار داشت و با قدرت که خدا با او بخشیده بود با دلائل بسیار واضح یهودی ها را قناعت می داد که ایسا مسیح وعدشدهی خداست خوب شد که یهودی ها او را نکشتند هر چهار رایی ها پیره استاده کدند بعد از او با جستجوه پولس شروع کدند تا او را پیدا کده و بکشند ولی شاگرده ایش شو او را درداخل سبده گذاشتند و از دیوار شهر به پایین فرستادند و به این طریق او را از شر دشمنهش خلاس کدند کلانه یهود و شاگرده ایسای مسیح در باره او چی فکر میکدند؟ پولس در روشنم با دوستهای سابق او میخواست با شاگرده ایسای مسیح نزدیک شده و از اونا تعلیم بگیره شاگرده هم با اون مشکوک بودن اول بلاخره با وساطت برنابا به حضور رسول ها رسید و شرع داد که چطور در راه دمشق ایسای مسیح خداونده دیده خداوند چطور با اون سخن گفت و بعد از او چطور در دمشق با شجوعت به نام ایسای مسیح وعزنی کرد پولس قصه میکنه که یک روز در نزدیکی دمشق در حوالی زور ناگه ها نور شدید از آسمان تابی و اطراف مرا روشن کرد پولس قصه میکنه که ما بزمین افتادم و صدایی شنیدم که گفت پولس پولس چرا برمن جفا میکنی پرسیدم که ای خداوند تو کیستی جواب داد ما ایسای ناصریستم که از تو جفا میبینم خداوند به من گفت برخیست و به سوی دمشق مرو و در اونجا کارهای به تو آگذار میشه که به تو گفته خواهد شد از زیدار خود با هنانیا چیزی یاد نکنه بود؟ چرا نه پولس به مردم قصه کرده بود که وقتی ما بینایی خود رو دوباره یافتم هنانیا رو با ششمای خود دیدم و او برم گفت خدای پدران ما تو رو برگذیده است تا اراده او رو درک نمایی و بنده آدل او رو ببینی و صدای او رو از دهان خودش بشنوی زیرا تو در برابر همه جهان شاهد او میشوی و با آنچه دیده و شندهی شهادت خواهی داد میگن که شهادت پولس در مورد ایسای مسیح تا اورشلیم بین یهودی ها کشمکش ایجاد کرده ایده به شهادت او باور نمیکدن ایده دیگر ازی که برابر همه کلانایی مذهبی یهود اتراس میکد میخواستن او رو بکشن تو چی شنیدی؟ بله دید و محید پولس نتونست با کارهای شهادت ادامه بده و اموی بود که از اورشلیم و ترسوس شهر زاد گوهاش رفت بیادر گفت همه روز در باره پولس بسیار دلچسپ بود بسیاری سوالهای من ره هر کد چرا چب کردی؟ سلمان آن من از پیش رخصت میشم مدید ویسانده افرادی بودند خدا چی کارهای از این میره که هیچ در فکر ما نمیاند انجام بیدم شاول که دشمن ایمانداراب مسیح بود خداوند او رو به انسان تبدیل کد که تمام زندگی خودا وقف خدمت به ایسای مسیح کد ما ایمانداران به مسیح به این یقین هستیم که خدا در تلاش یافتن انسان هست خدا خودش در جسدجوه انسان گم شده هست و او رو پیدا کده نجات میده تغییر زندگی شاول به هر کس که اتا گناهکار سخت هم باشه یک سرمشک و تشویق هست که میتونه نجات پیدا کنه شاول کسایی رو که از ایسای مسیح پیروی میکدن جزا میداد و با اونا دشمنی میکد اما وقتی که او امرای خدا آشتی کد او به یک انسان نو تبدیل شد او به مباشر برجسته تبدیل شد که از طریق او انسان های بشمار دیگر با خدا آشتی کدن سلح اساسی هیست که انسان امرای خدا آشتی کنه و آشتی کدن امرای خدا بیدون ایسای مسیح امکان نداره از خدا من میخوایم که شما عجزان اگر تا حال سلح اقیی را در زندگی تان ندارین برای تان سلح اقیی را نصیب کنه سلح اقیی باعث آرامش روح تان میشه دوست های عزیز قاله یک سرودی روحانی را میشنویم بعد از شنیدن ای سرود آدرس های صدای زندگی را به اطلاع شما میرسانیم سرودی را که حال میشنویم مطلعش هست از جان و دل خواه همطورا ایسا به قلب من درا در اینجا ما امروز شما خدافیزی میکنیم تا ملاقات دیگر خداحافظ شما بسلامت باشین دوست های میربان سبت رانجا سرا کنده بری مرا روغا و شور اینجا نامت کند از دنیا فکرم تو اینه که شما ساید کنی خدا خدایی و که برو برو از من و ما یک بار دو گردان تو قلبم پر سرو خواه هم از دل تو را از جان و دل خواه همطورا ایسا به قلب من دیگر بسلامت باشین دوست های میربان سبت رانجا سرا کنده بری مرا تو این روه سرگردان ما اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید، آدرست ما در پاکستان صدای زندگی، صندوق پوستی 702 جی پی او، لاهور پاکستان آدرست ما در قبرز اگر به انترنت دست رسیدارین، میتونین به این آدرست به ما ایمیل نوشت کنین video.org تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد