Humbleness and pride

  30 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ سلام دوستهای مهربان خوش هستم که از رادیو صدای زندگی باز در خدمت شما عزیزا قرار دارم من هم به شما اطران خود را تقدیم می کنم از خداوند می خواهم که شما خوش و سلامت باشین دوستهای مهربان قصه می کنن یک سرخ پوست امریکایی بر اولی دفع از دی خود پر آمده به شهر سان فرانسیسکو آمد در شهر سان فرانسیسکو او در یک مهمانی باشکو که در یک خانه مجلل یک مسیحی برپا شده بود سرکت کد در مهمانی بین مردم بحث گرم در این بارا جوریان داشت که آدم می تانه با پیروی کدن از قوانین شریعت نجات پیدا کنه یا ای که انسان می تانه صرف با فیض و بخشش خدا نجات پیدا کنه ای سرخ پوست هم به بحث بدقت گوش می گرفت وقتی که خوب متوجهی مطلب شد از هر دو طرف بحث اجازه خواست که نظر خدا در این بارا به اونا بیان کنه او گپای خدا ایتون شروع کرد ما وقتی که در استادگاه بسیار قدیمی و چطل ریل رسیدم در او جا یک تابلور در دیوال دیدم که در او نوشته شده بود آب دهان ناندازید و یا به اسطلاح به زمین طف نکنین اما ما در او جا آب دهان خدا انداختم اما وقتی که به این خانه زیبا آمدم این فرش های زیبا و پردهای زیبا و میز چوکی مقبول دیدم که هیچ وقت نجیده بودم چهار طرف خود را سحل کردم که مثل تابلوی که در استگاه ریل بود اینجا هم هست یا نه اما من اینطور تابلور را نیافتم از این خاطر من هم به زمین طف نکدم در او جا که شریعت و یا قانون بود بیقانونی کردم در جایی که فیض یعنی بخشش وجود داشت بیقانونی نکدم واقعا امتور است وقتی که ما طفل خود را از نزدیک شدن به آتش منع میکنیم او زیادتر کوشش میکنه که خود را به آتش نزدیک کنه ایره هم مردم میگن که سیب به دوستی کدگی شیرین هست دوست های مهربان آلی یک پارچه شعر از مجموعه اشار داستان خدا و انسان را به شما مشنوانیم شایر این مجموعه برادر ایرانی ما ودکشیش و نویسینده مشهور ایران دیقانی تفتی است اگر شما علاقمند داشتن یک جلد این مجموعه اشار باشین لطفا به آدرست ما که داخل برنامه ایلان میشه برما نام نوشت کنین ما با کمال خوشی یک جلد این مجموعه اشار را به آدرست شما روان میکنیم موسیقی یکی دیگرز امثال مسیحا بود تمثیل از آمی و ملا یکی آمی یکی ملا برفتند به مبد تا که یزدان را پرستند به صدر سان مبد رفت ملا نظر بر آسمان دستان ببالا ولی آمی دم درهای بسته سرش خم شرم سار و دل شکسته به خود بالید ملا در عبادت که بالیدن برایش بود عادت خدا را شکر من پرهیزگارم نمثل دیگران زشت از کارم نیم من ظالم و بدکار خودخواه همیشه بودم مقبول درگاه نه چون آن آمی ناپاک هستم به پاکی من خدا را میپرستم نماز و روزه هم باشد مرتب ده هم دیگر سپاسد بود یارب ولی آن آمی بیچار پردرد به سینه میزد و فریاد میکرد تره هم کن بمن پروردگارا ندارم من امید جز خدا را قبول افتاد او را این عبادت نبود آن دیگری را این سعادت هران کس کو برفرازد خودش را بپایین سرنگون گردد سراپا ولی هرکس شود در جان فروتند سرفرازی بیابد گردد ایمن موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سلمان سلام سلام یونس سلمان چطور استی؟ چند روز هست که ندیدیم ایت خیریت هست؟ خیریت هست در ای روز ها پشت خارم می گردم خبر آردن که زنم امرای اولادیم به سمرمه باید جایی برشون پیدا کنم پس چرا به من نگفتی که من یک جای خوب بردان زن از دیگه های ما پیدا می کدم؟ در فکرت باشه اگر پیدا کده با من خبر بتیم آره تو قصه کن که در ای روز ها تو چی مصروفیت داری؟ در ای روز ها من امرای دیگه برادر ها بر تنظیم جلسات عبادتی و امور روحانی برادر های ما کار می کنم وقتی من اشتیاخ مردم رو بر شنیندن کلام خدا می بینم بیاندازه خوش می شم و می خواهم که شهر و روز خدا وقت به خدمت خدا و مردم کنم وقتی پیروهای مسیح از روشتین به ماجرت شروع کردن کلان های اول فکر میکردن که دیگه شابرد های ایسا دوره هم جمع نخواد شده دیگه کسی برفای اونا گوش نخواد داره بگم تو خب دیدی که برادر های که از روشتین اینجا آمدند چطور با خوشی و جرت بر عبادت دوره هم جمع نشد وقتی اشتیاق مردم سامره رو بر شنیندن کلام خدا می بینم در دل خود می گویم که خدا تو چقدر قدرت داری چیز را که تو می فامی کسی دیگه نمی فاهم برای که ما امروز خود قوی تر و خوشحالتر از روزهایی احساس می کنیم که در مرکز خانه خود در اوشلین بودیم سلمان، تو از فلیفس چی حوال داری؟ بله، من موازه او را در اوشلین خود شنیده بدم اینجا می بینم که مردم بر شنیندن موازه او بسیار جمع می شن چی شده؟ خدا با وسیل او کار مهمی انجام داده که بسیاری را به حیرت انداخته چی شده؟ تو قصه کن بده فلیفس چخصیست که او خود کاملا به خدا تسلیم کده بله او از خدا می خواهی که او را به کار بگیره و چیزی را که خدا اراده داره امو را انجام بده بله، واقعا زندگی و خدمت بزاری فلیفس نمونه زندگی خدا پسندانه و تسلیمی به خدا هست کلام خدا به ما تعلیم می ده که خدا پیام خدا به وسیلی فرشته ها به انبیاه و رسول ها می رسانه امو طور فرشته خدا یک روز به فلیفس ظاهر شد به او پنام خدا را رساند که او به بیابان در جنوب غرب اروشلیم بره در اونجا یک راه به طرف مصر رفته اون منطقه به نام غزه یاد می شه اونجا او چی می کنه؟ فلیفس هم خودش نمی فامید که اونجا چی کنه مگم ازی که او خودا کاملا به خدا سپرده بود و کمر خدا در راه رسانیدن مجدی نجات ایسای مصیب استکرده بود فکر میکد که خدا حتما خدمت را در اونجا به او در نظر داره فلیفس رایی امو منطقه شد که خدا برش نشان داده بود وقتی اونجا رسید ایچ کار نبود که او هنجام بده و فکر رفته و به خدا دعا کد در اون لحظه از طور یک سیایی پیدا شد وقتی که نزدیک شد دید که یک گادی در حال حرکت به طرف اون نزدیک میشه بله ای امو رای کاروان بود که او از اوریشلم به طرف مصر میرد فلیفس انوز در فکر بود که او در این بیابان چی خواد کرد که روح خدا برش فرمود که خدا به عجله به گادیی که در حال حرکت است درسان در اون گادی شخص مهم از عبشه سوار بود او خزاندار دربار ملکی عبشه بود او مرد خدا جو بود او دین یهود پذیرفته بود او کتاب بردست داشت و او را میخاند او میخواست خدا را بیشتر بشناسه و او را خدمت کنه پس معلوم میشه که او شخص عادی نبود بلکه او آدم مهم و مشهور بود بله غیر از او او آدم بانفوز از دگه مملکت هم بود خدا در نظر داشت که با وسیله او پیام خدا به مردم غیریهیهود که در یک مملکت دیگه زندگی دارن درسانه فیلیفز اموطوری که از طرف خدا هدایت شده بود خدا به گادی رسان او انوز نمیفامید که چی کنه باز روی خدا به او فرمود که نزدیکتر برو وقتی که فیلیفز خدا به گادی نزدیکت از گادی صدایی به گوش رسید که شخص کلام خدا را میخاند فیلیفز در حالی که پحلوی گادی را میرفت از شخصی که به گادی سوار بود پرسید چی میخانی؟ چی میخانی؟ امو شخص جواب داد کتاب اشیای نبی را میخانم بسیار دلچسپ است کجای کتاب اشیا را میخاند؟ من براد نگم تو میفامی که یهودی ها به کتاب اشیای نبی چرا علاقه مندی خواست دارن؟ بدار من درست نمیفامم مگرم بیاد دارم که پدرم اکثرا امی کتاب را میخاند اشیای نبی یکی از انبیاء بزرگ بود او حدود 700 سال پیش از تولد مسیح زندگی میکرد کتاب او شامل اختارا به قوم اسرائیل هست که خدا میفرماید که قوم اسرائیل از کارای قبی و گناهالود دست بکشه و به سوی او بازگرد کنه اشیای نبی بیش از هر نبی دیگر به ظهور مسیح موود که همون نجات دهنده بشهر از گناه توجه داشت او خدمات و زحمات مسیح موود را به بسیار وضعت پیشگویی کده از این سبب یهودی ها با علاقه این کتاب را میخوانند تا در باره مسیح موود که همون نجات دهنده موود از آگاهی پیدا کنند پس حالا بو که خزاندار حبشی کدام بخش را میخواند؟ وقتی که فیلیبس فهمید که خزاندار حبشی از کتابهای پیانبرا کتاب اشیای نبی را میخواند تعجب کرد خصوصا فصل 53 را میفهمی؟ برای این که فیلیبس خودش فصل 53 اشیا را بسیار دوست داشت و همیشه دمویزهای خود در باره خدمات و ظهمات مسیح موود از این فصل استفاده کرده بود اون حال که حیجان زده شده بود و دلش به شتت میتبید پرسان کرد چیزی را که میخوانی میفهمی؟ خزاندار حبشی از این سوال تعجب کرد و با صداقت و سادگی به فیلیبس جواب داد ای جوان تا کسی من را رهنمایی نکنه و او از فیلیبس خواهش کرد که سوار گادی شد و فیلیبس هم سوار گادی شد و پلوش شد سلیمان تو امو توما را از پلوت بده که من امون جیره که خزاندار میخوان برد بخوانم ما او را خارش مردیم و رد کردیم اما او درد و غم را تحمل کرد همه ما از او رو برگردانیدیم این دردهای ما بود که او به جان گرفته بود این رنیهای ما بود که برخود حمل میکرد اما ما گمان کردیم که این درد رنج مجازات است که خدا بر او فرستاده است برای گناهان ما بود که او مجروح شد و برای شرارت ما بود که او را زدند او تنده شد تا ما سلامتی داشته باشیم از زخمای ما شفای افتیم ما همچون گصفندان که آوارش شده باشند گمره شده بودیم راه خدا را ترک کرده و براهای خود رفته بودیم با وجود این خدا من تقصیر ها و گناهان همه ما را به حساب او گذاشت بله این گویاترین و واضع ترین پیشگوی در باری خداوند ما ایسای مسی بود او بود که بارو گناه ما را به دوش خود کشید با علای سلیب جان دارد سه روز بعد از مرد دوباره قیام کرد خزندار هباشی در جیران صحبت فاهمید که فلیبس شخص فاهمیده و با ایمان قوی است او راجعه بر پیشگوی های انبیاد در باری مسی ما بود و همچنان تعلیمات مرگ و قیام ایسای مسی معلومات زیاد دارد فلیبس در باری مرگ و قیام مسی به خزندار هباشی شهادت داد و همه گفت که هر که به ایسای مسی ایمان آورده و به نام او تحمید بگیره خدا گناهای او را می بخشه و او از گناه نجات بیافرد گپای فلیبس بالای خزندار هباشی خودان چقدر تاثیر کده باشند؟ بله راست میگی از از سر امی صوبت ها دل خزندار بسیار غرف شد او که مثل هر انسان خدا گناکار احساس میکد از شنیدن مجده نجات ایسای مسی بسیار خوش آر شد امی که دپالوی آبی رسیدن او امر کد که گادی را اصطاده کنند همه از گادی پاین شدن خزندار به فلیبس گفت میبینی که در اینجا آب است آیا امکان داره که غص تحمید بگیرم؟ فلیبس بهش گفت اگر با تمام دل ایمان آوردی هیچ معنی وجود ندارد خدا خزندار گفت من ایمان دارم که ایسای مسی بسیار خداست بعدن هر دو داخل آب رفتند و فلیبس خزندار هباشی را تحمید داد وقتی هر دو از آب برون آمدند روح خدا فلیبس برداشت و خزندار دیگر فلیبس ندید پس خزندار هباشی به این صورت به ایسای مسی ایمان آورد و تحمید گرفت بله این درست امو روش است که مردم در اروشلیم و سامره به ایسای مسی ایمان میارند بله خزندار هباشی بعدن برای خود ادامه داد بله سلیمان بیادر به این ترتیب یک مرد مهم خارجی به ایسای مسی ایمان آورد وقتی که به هباشه رسید چشمدید خود رو به مردم قصد کرد و اون مجده نجات از گنار رو به مردم هباشه رساد به این ترتیب کلیش های ایمان دارا در هباشه ایجاد شد این قسمت سریال زندگی نو واقعا بسیار آموزنده بود چیزی رو که خدا میخواهی انسان نمیتونه که جلوه او رو بگیره برادر پیام من منظورتان رو نفهمیدم وقتی که رهبرهای مذهبی یهود سر ایماندارا به ایسای مسی فشار وارد کردن و اونا رو مورد آزار و ازیت قرار دادن فکر بکردن با این کار خود میتونن جلوه انتشار ایمان مسیهی رو بگیرن اما این کار اونا نتیجی برعکس داد خدا میخواست که پیام مسیهی انتشار پیدا کنه و این کار هم سورت گرفت ایماندارا بر جای رفتن پیام مسیهی رو رساندن پیام نجات توسط ایسای مسیهی چقدر نیرومند است که هم رای نجات بر یهود و هم بر غیر یهودیان است وقتی که یهودیان او رو میشنیدن و آمدن و زندگی ایسای مسیهی را با نوشتهای تورات و انبیام قائصه میکردن میفهمیدن که ایسای مسیهی مسیهی وعده شده است و به او ایمان میابردن وقتی که غیر یهودیان در باره محبت خدا که توسط ایسای مسیهی نشان داده شده بود میشنیدن اونا هم گرویده او میشندن در این قسمت یک چیز جالب دیگر رسیدن مجد رجات در او وقت به حبشه در افریقا است خدا فلیپوس وظیفه میده که در باره ایسای مسیهی به خزاندار در باره حبشه گفت بزنه و او هم چون در تلاش حقیقت است به ایسای مسیه ایمان میاره و توسط او پیام مسیهی به حبشه میرسه خدا بره ما و شما افغان ها هم نقشه خاص خوده داره اگرچه تاریخدان ها رسیدن پیام مسیهی به ما افغان ها را در عدود 200 سال بعد از مسیهی یعنی 1800 سال پیش از امروز میدانن اما از او روز تا حال ایمان مسیهی در بین مردم و وطن ما نشیب و فراسهای زیاد را تایی کده اما از خداوند سپاسگذار استیم که آله در جاهای مختلف وطن ما صدای احمد و ستایش به گوش پدر آسمانی ما یعنی خدا یقین میرسه دوست های مهربان آله یک سرود روحانی را به آواز یک خواهر ایرانی میشنویم به خاطر بهتر مفهوم شدن ای سرود متن او را میخوانم شخصی است پر از محبت بهترین دوست من شخصی است نیک و حکمت او به حد قدرتش به انتهاه نزدیکترین عزیزترین بهترین دوست بهترین دوست کسی است که جان فدا کند بهترین دوست من جانش بداد جالب اینجاست که من هنگام واقع هنوز او را نمیشناختم اما چون او من را دوست داشت جریمه گناهانم داد با خون خود کردم آزاد چون پیمان قلب به محر او زندگیم به او دادم نزدیکترین عزیزترین بهترین دوست چون دل به او دادم از او پیروی کنم هرچی او بخواهد خاست من است خوشبختی کامل را فقط در او بیابم خدای من مسیح من بهترین دوست نزدیکترین عزیزترین بهترین دوست بهترین دوست کسی است که جان بدانم بهترین دوست من جانش بدام جالب اینجاست که من پنگام این را بده هنوز نورا نمیشناختم اما چون نور برا دوستاشت جریمه یه خدا هم داد با خون خود کردم آزاد چون پی بردم به محر او زندگیم به او دادم نزدیکترین عزیزترین بهترین دوست چون دلبه او دادم از او پی روی کنم هرچه او به خود خواست من از خوشبختی کمل فقط در اون یادم خدای من مسیح من دوستهای عزیز ما از رادیو صدای زندگی در خدمت شما قرار داریم رادیو صدای زندگی بخش از نشارات است که زیر نام رادیو پیام حیات به چند زبان وطن ما نشارات دارد اگر علاقه دارید که به ما نام نوشت کنید آدرس ما در پاکستان صدای زندگی صندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرس ما در قبرز پی او باکس P.O. Box 57000 لیمزول سائپروس اگر به انترنت تسرسی دارید میتانین به یه آدرس به ما ایمیل نوشت کنین انفو اید افغان رادیو نقطه ارجی تا ملاقات دیگر خداوند یار و یابر شما باشد P.O. Box 57000