Law and Grace (Part One).

  30 minutes

  26 August 2019

Download

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

PYM JBZ سلام دوستای مهربان خوش هستم که باز از راڈیو صدای زندگی برای تقدیم کدر برنامه دیگی در خدمت شما قرار دارم ما هم اطرامات خدا به شما اجزا تقدیم می کنم و از خدا من می خواهم که سعد و سلامت باشین دوستای عزیز یک افثانه قدیمیست که می گن یک زن پیش ایسای مسیح آمد و به او گفت یکانه بچیم که طفل بود مرده من نمی تانم که او را دوباره زنده کنم و به روی زمین بیارم از هرکس خواستم که ده این بارا به من کمک کنه هیچ فایده نکد آنه پیش تو آمدیم به ای امید که بتانی او را زنده کنی من نمی تانم بدون بچیم زندگی کنم ایسای مسیح به او جواب داد خوب است من طفل تو را پس زنده می کنم اما برای این کار یک کمه نمک ضرورت است زن فوراً به طرف اولین خانه روان شد که کمه نمک بیاره اما ایسای مسیح از پشت سرش صدا کده به او گفت نمک ها باید از خانه بگیری که هیچ کس ده او نمورده باشه زن امرای خود فکر کده که این شرط او قدر مشکل نیست او خانه اولی که پیش رویش آمد دروازی او را تک تک کرد کسایی که در خانه بودن از او به خوشی استقبال کردن اما وقتی که از اونا پرسان کرد که آیا کسی در این خانه نمورده برش گفتن پدرشان چند روز پیش مرده او زن به طرف خانه دیگر رفت در اون خانه زن خانه مرده بود در خانه دیگر که رفت در اونجا چند وقت پیش یک طفل مرده بود در این وقت چشمای زن باز شد به دانست که ایسای مسیح می خواست چی چیزا به او تعلیم بده او زن پس پیش یسای مسیح آمد و گفت تشکر میکنم که به ما دست دادی که هیچ خانه نیست که کسی در او نمورده باشه پس به ما و بچیم زندگی جاویدانا ببخش یسای مسیح تعلیم جالبه را به او زند داد مرگ جسمی چیز است که هیچ کس نمیتونه از او فرار کنه هر کس ایده را تعیم میکنه کسی زودتر به او روبرو میشه و کسی هم دیرتر اما مهمتر هست همه داشتن زندگی ابدی و یا زندگی جاویدانی است کسی که به ایسای مسیح ایمان بیاره ایسای مسیح که من به ای زندگی است به او زندگی جاویدانا میبخشه خوب دوستای مهربان آله قسمت اول شیره که انوانش اصول هست میشنویم ای شیر اصل سلح اشاره داستان خدا و انسان هست اگه شما میخوایین که یک کاپی ای اشاره داشته باشین لطفاً به آدرست ما که دا آخر برنامه ایلان میشه نامه نوشته کنید بجای وهز قانون و شریعت مسیحا داد اصول بهرتاعت فراز تپه بهشست و گفتا سخنهای امیق و پرز مانا خوشا برحال مسکین و فروتن فروتن در روان و ذهن و در تن ازان و سماوی پادشاه کزن بهتر نباشد هیچ جاه براه حق اگر غم دیده باشی مسیبت دیده و رنگیده باشی خوشحالت چرا که اهل دردی تسلیابی و آرام گردی هران که برعدالتش نباشد برای آنز جانش گشنه باشد بدی و ظلم گردرگیر گردرد خوشحالش که روز سیر گردرد خوشحال کسی که رحم دارد برای خود همه رحمت ببارد خوشحال حلیمان شکیبا جهان میراس ایشان هست هر جا خوشان قلب که جذباکی نداند به باطن دیده یزدان او تواند موسیقی بند اول ای شیر بود بجای وسط قانون و شریعت مسیحا داد اصول بحر تاحت ای شیر به اصاس موزهی مشهور ایسای مسیح که به موزهی سرکو شهرت دارد سروده شده در این موزه ایسای مسیح بایوز عامر و احکام و یاشتریت اصول زندگی را برای کسایی که میخواهند از خدا پیروی کنند و او را خوش بسازند بیان کده در بند دیگه ای شیر شنیده ایم خوشها بر عالم مسکین و فروتند فروتند در روان و ذهن و در تن منظور از مسکین بودن در روح هست ای تعلیم ایسای مسیح اولین تعلیم و شاید از بزرگترین تعلیم ایسای مسیح باشه دنیا به ما میگه بخاطر به دستاوردن هر چیز باید قدرتمند و متکی به خود بود اما ایسای مسیح به ما تعلیم میته که به دستاوردن برکت حقی اول ما باید مسکین شهیم یعنی در روح مسکین شهیم مسکین شدن در روح خالی شدن از خودست هر انسان به صورت طبیعی پروی از خودخواهی و تکبر است ایسای مسیح میفرمایه که شما اول باید از این چیزها خود خالی و یا مسکین کنین بعد از اون خوشا به حال شما که برکات خدا را نصیب میشین چی جالب توضیح کردین با داشتن خودخواهی و تکبر انسان نمیتانه برکت خدا را نصیب شوه و یا به معنای دیگر ما خود را در مقابل خودخواهی و تکبر مرده بدانیم باید بفهمیم که داشتن زندگی مسیح و پیروی کردن از ایسای مسیح به قدرت خود ما ناممکن است اگر فکر کنیم که ما به قدرت خود این لیاقت ها حاصل کردن میتانیم در این صورت ما در روح مسکین نیستیم و نمیتانیم برکات خدا را نصیب شویم ایسای مسیح در این موضع بر فروتنی و حلیم بودن هم تأکید کرده این تعلیم ایسای مسیح هم مخالف تعلیم دنیا است دنیا میگه اگر میخوایی که خوشبخت باشی کوشش کنی که پول زیاد جمع کنی و سروتمند و با قدرت باشی اما ایسای مسیح اساس سروتمندی را در فروتنی و حلیم بودن میدانه تعلیم ایسای مسیح با تعلیم دنیا دتازاد است به این خاطر بسیار مردم که دنیایی فکر میکنند نمیتانند تعلیم ایسای مسیح را درک کنند ما پیشتر که در باره مسکین بودن در روح گفت زدیم مسکین بودن در روح به معنی فروتن در مقابل خدا هم است و حلیم بودن به معنی فروتنی در برابر مردم است فروتن بودن در برابر خدا و حلیم بودن در برابر انسان کار آسان نیست وقتی که خدا به ما میگه که ما گناهکار هستیم آیا او را قبول میکنیم؟ و قبول کدن ای که امسایه ما به ما بگوید که ما ملامت و گناهکار هستیم از او کده هم مشکل تر است اما شکر میکنم که ایسای مسیح صرف تعلیم نداد بلکه زندگی خودش سر مشق عملی تعلیمش بود ایسای مسیح یک دفع فرمود خاصیت علیم بودن و فروتن بودن خاصیت نیست که ما طبیعتا داشته باشیم بلکه ای خاصیت است که ما میتونیم به رهنمایی روح خدا آسل کنیم وقتی که روح خدا در دل ما زندگی کنه علیم بودن و فروتن بودن از میوه او میباشه در جامعه افغانی ما باسه مردم فکر میکنن که علیم بودن و فروتن بودن به معناه زیف بودن است اگر کسی علیم و فروتن باشه او را به غیرت و پس رفته میگن اما ای درست نیست در حاله که شخصی علیم و فروتن شخصی قوی و شجاع است که تانسته خصوصیات تکبر، غرور و خطهایی را در خود سرکوب کنه آدم بی غیرت و ترسو ای کار کده نمیتونه در اصل بی غیرت و ترسو کسی است که غلام خواهشات بد نفتانی خود است شنوینده ی عزیز شاید شما سوال کنین که یک آدم چطور میتونه علیم شوه جواب به ای سوال ایست کسی که میخواه علیم شوه باید اولتر هزامه در روح مسکین شوه یعنی خصوصیات بد مثل تکبر و خطهایی را از وجود خود پاک کنه بعد از او به ایسای مسیح ایمان بیاره یعنی به ایسای مسیح اعتماد کنه در ای صورت روح خدا در او زندگی میکنه و به او قوت میبخشه که علیم شوه دوستهای مهربان علیم بودن پنج نشانه داره اگر ای پنج نشانه در شما وجود داره شما حلیم استین و اگر ای پنج نشانه در شما وجود نداره و میخواهین که حلیم شوه باید در روح مسکین شوه و به ایسای مسیح ایمان بیاره که روح خدا در شما زندگی کنه و حلیم شوه نشانه اول علیم بودن ایست که شخص علیم در باره خود فکر نمیکنه و یا میتونه که از حق خود صرف نظر کنه نشانه دوامه ایست و اگر کسی به اون بهترامی میکنه اصبانی و خفا نمیشه شخص علیم اوقدر با عبرو و عزت خود فکر نمیکنه بلکه اون با فکر عزت و عبرو دیگر هست شخص علیم کوشش نمیکنه که به هر شکلی که باشه از خود دفاع کنه و بانتراشی کنه یا گناهان خود پت کنه نشانه سی اومه حلیم بودن ایست که هیچ وقت در فکر انتخاب نمیشه نشانه چارم ایست که آدم حلیم همیشه به فکر یاد گرفتن است او نمیگه که من جامعه و کمانات هستم و هر چیزم میفهمم نشانه پنجم شخص حلیم کوشش نمیکنه که تمام کارها به خواست و مئل او انجام شوه بلکه او خود را مدتی خواست خدا و دیگر ها میکنه خلاصه آدم حلیم هر چیز خدا به خدا میبخشه و ایچیتا بر خود نگاه نمیکنه خوش ها حال حلیمان شکیبا جهان میراس ایشان هست هر جا واقعا خوش ها به حال کسی که حلیم است و او وارس زمین میشه منظور از وارس زمین این نیست که ما کدام توت زمینه به دست میاریم بلکه منظور ایست که یک روز ای زمین که پرست مردم متکبر و مغرور و خودخواهست از بین میره و باید پادشاهی خدا برقرار خواهد شد حلیمان وارس زمین پادشاهی خدا خواهند شد دوست های مهربان آل یک سرود روحانی را میشنایم که متله ایش هست ایسا است پناه مرا سخرای محکم مرا لنگر اندازم در او گر توفاناید هر جا لنگر اندازم در او گر توفاناید هر جا ایسا است پناه مرا سخرای محکم مرا سخرای محکم مرا در این سفر دنیا هر چیز مسیبت همرا در این سفر دنیا هر چیز مسیبت همرا هر چیز مسیبت همرا ایسا با یک کلمهش بشکست زور توفان را ایسا است پناه مرا موسیقی در نوسیبت آلم گراید رنج بر سرم در نوسیبت آلم گراید رنج بر سرم در نوسیبت آلم گراید رنج بر سرم در نوسیبت آلم موسیقی واقعا ایسای مسی سخریست که ما میتونیم به او پناه ببریم و از دیرهای شیطان نجات پیدا کنیم خوب دوست های مهربان آنکه یک قسمت دیگه ای از سریال راه نو را میشنایم پیش ازی که یک قسمت سریال راه نو را میشنایم باید از کنیم که در شروع مسیت در فلسین یک شخص به نام شاول کمر به دشمنی کدند با ایمانداران به مسی بسته بود او شاوروز به فکر یهی بود که چطور با اونا صدمه برسانه او در وقت که استیفانه به شادت میرسندند کالای قاتلهای او را نگاه میکد او ای دشمنی را به خاطر میکد که در مقابل شریعت یهود غیرت داشت و ارکس کوچکترین چیزی را در باره شریعت میگفت او را دشمن خدا فکر میکد و میگفت باید کشته شوه او به صورت علنی در مقابل مسیها دشمنی میکد یک روز او پیش کائن اعظم رفت و سفارش خط را انوانی رهبرای یهودی در دمشق گرفت که در اونجا بره و دست آزاد برای چکنجه مسیها در دمشق داشته باشه شاول برای عملی کدن ای تصمیم خود روانه دمشق میشه بیاین آلی از زبان یونس و سلیمان بشنیم که آیا شاول میتونه ای تصمیم خود را عملی کنه سلیمان سلام چطورستی بیدر؟ سلام یونس خوبستم تو چطورستی؟ خوب شد که دیدمت اگه نه پوشت خانه می آمدم خیریت هست؟ قدمها با داید چشم؟ خیریت هست پریشان نشو ما خب برد گفته بدم که پیغام آوردن که خانمم امرای اولادایم می آید آ بله بله با یادم هست چی شده؟ اونا دیروز به خیر و سلامت رسیدن شب به خانه یوسف بودیم امروز صبح برادارا یک اتاق در کوچه نالبندی برای ما فرش کردن امونجا رفتیم از این خواهد خواستم که تو را گرفته ببرم که خانه را برد نشان بدم خوب شد اگه خبر میشتم تو را نمیگذاشتم که جای دیگه بری بازم خانه ما صدقیت اگه اولادای تو اونجا دخت میارن بیاین خانه ما برصورت یک روز اتمن می آیم خوب بدر چی گفت هست؟ از فلیبس چی خبر داری؟ بدر از روز که فلیبس به طرف غزه حرکت کرد ما دیگه از اون اول ندارم مگم شنیدم که ایک واقعی بسیار مهم رو خدا داده که انوز صحیح باورم نامده چی واقع شده؟ خیلی توم خبر نداری تو بگو چی شده؟ شنیدم که شاول به ایسای مسیح ایمان آورده کدام شاول؟ امو شاول که پیرووی ایسای مسیح را دورو شلم خانه به خانه تقییب و شکنجه میکد تو چی میگی؟ من خب باورم نمیاد اتمن زیر کاسه کدوم نیم کاسه است شاول که دیروز خودش دشمن مسیح و پیرووی بود چطور ایک باره به ایسای مسیح خداانده ما ایمان میره؟ اتمن او از این تاریخ میخواه که در بین برادارا و پیرووی مسیح رخ نکنه و اونا را امو طور که کلانای یهود میخواهن نست و نابود کنن در اول من باورم باور نمیکدم مگم تا حال ما زبان چندین نفری قصر را شنیدیم که حتی خود اونا هم تحجیب میکنند مفهومید؟ حتی این موضوع در بین کلانای یهود دهن بدهن میگرده اونا بسیار حیران و غمگیر هستند چند نفر از اشخاص طرف اعتماد خود را به دمشک فرستادن که در باری این موضوع خوب تاقیخ کنند اگه این گب راست باشه مفهومید که کمر کلانای یهود که در دشمنی با پیرووی مسیح قرار گرفتن میشکنند امو طور است فرستاده اونا پس آمدند و چیزی را که خودشان دیدن و چیزی را که از مردم دیگه شنیده بودن با کلانایشم قصه کردند کلانای یهود آل کوشیش دارند که از این موضوع کس خبر نشد تا اعتبارشان پیش مردم از بین نره یونست، تو بسیار خوشگاهر هستی آهان، در اول من باورم نمی آمد فکر میکنم که شاید یک دام باشه که با این وسیله پیرووی ایسای مسیح را در دمشک شناسایی کده و یک یک از بین ببرند مگم، کسایی که از دمشک به سامره آمدند قصه میکنند که خودشان شاول را دیدند که در باری ایسای مسیح به مردم شهادت میده از این سبب، ما هال با ایتمنان یه عرفه براتو میزنم خیلی اونا دیگه چی قصه کردن؟ میفهمی، اونا قصه کردن که بعد ازی که ایسای مسیح در یک رویداد عجیب به شاول در رای دمشک ظاهر شد او کاملا تغییر کرد او با اشتیاق بپایان به مسیحی ماناورد او از گناه هایی که در گذشته کرده بود توبه کرد قصه تحمید گرفت و حالا او بسیار نرمدل و میرمان شده بکن ایسا آقا میره و معاوضه میکنه با مسیحی زنده شهادت میده یونس، ای چطور مکان داره؟ آیا ای واقع یک بار و یک دفعه ای رخ داد؟ بیادر، کارهای خدا را کس نمیتونه پیشبینی کنه تو باش که من در این مورد از کتاب سلیمان نوی برد بخوانم سلیمان نوی میفرمایه که خوشا به حال کسی که حکمت و بصیرت پیدا میکند او از کسی که تلا و نقره یافته خوشبختر است عرضش حکمت از جواهرات بیشتر است و آن را نمیتوان با هیچ گنج مقایسه کرد حکمت به انسان زندگی خوب و طولانی سروت و احترام میبخشد حکمت زندگی تو را از خوشی و سلامتی لبریز میکند خوشا به حال کسی که حکمت را به چنگ آورد زیرا حکمت مانند درخت حیات است حکمت را ترک نکن زیرا از تو حمایت خواهد کرد آن را دوست بدار که از تو محافظت خواهد نمود حکمت از هر چیزی بیتر است به هر قیمتی شده آن را به دست دیاورد اگر برای حکمت عرضش قایل شدی اونیست را سر بلند خواهد نمود اگر حکمت را در آغوش بگیری او به تو عزت خواهد بخشید و تاج عزت و افتخار برسرت خواهد نهارد شاول حال امی حکمت کسب کرد و از خوشی و سلامتی لبریز شده او که در سابق یک یهودی متعصب و دشمن مسیح بود حال با مباشر مسیح تغییر کرد یونس تو از سوال من دور شدی من از تو پرسان کردم که این واقع چطور در کجا را خدا داد سلمان پس گوش کن که من برات قصه کنم همون چیزی را که من شنیدم برات قصه میکنم بخاطر داری که بعد از شهادت استیفان ما و شما دیگر نتانستیم که در شارع اورشیلم بوده باش کنیم باید تصفیح کنیم من با ایدهی از برادر ها پیشتر است و به سامره آمدم جلسات عبادت بپاک کدیم کلام خدا را شنیدیم و در اینجا خدا را عبادت کدیم با برامدن پیروه ایسای مسیح از اورشیلم ایدهی از کلانای مذهبی یهود فکر میکدن که دیگر پیروه مسیح در ایجای جمع نخواد شده و دیگر کسی در باره مسیح صحبت هم نخواد کرد ولی اولا کوتا فکر بودن و اشتباه کده بودن اگر می فهمی که ایدهی از برادر های ما از وقت به دمشق رفته بودن در اونجا با مسیح شهادت می دادن تعداد پیروه مسیح در دمشق زیاد شده رفت تایی که کلیس های خود را در اونجا ساختند از این سبب بود که شاؤل در دشمنی با مسیح و پیروه های او جورنه داشت داو طلبانه به دمشق رفت او پیش از حرکت خود پیش کاهن اعظم رفت او سر کنیس های دمشق سفارش خد گرفت که در دستگیری پیروه های ایسای مسیح او را کمک کنند تا اونا را دست بسته بر معکمه به اروشلم بیارند شاؤل چقدر آدم ظالم بود؟ تو خصیفتو که او چطور تغییر کرد؟ شاؤل با غرور یک دست جوان ها را با خود گرفت و با طرف دمشق قرار کرد او خودا با کلی وقف اجرای ای وظیفه کده بود و شاؤل روز سفر میکرد تا از انتشار مسیحیت به دگه شارع جلو گری کند امتونی که ما شنیدیم وقتی که با همراهاش به نزدیکی دمشق رسید چاشت روز بود دفتند یک نور خیرک کننده از آسمان در اطراف شاؤل تابید شاؤل و همسفرهایش توانایی دیدن اونور نداشتند از شدت اونور شاؤل بزمین خورد و بینایی خود را از دست داد در همین حال یک صدا را از آسمان شنید که به اون خطاب میکرد ای پولس پولس چرا بر من جفا میکنی؟ شاؤل در حال ای که بسیار ترسیده بود پرسان کرد خداونده تو کیسی؟ در همین حال برش جواب آمد من ایسا هستم و من کسی که تو بر اون جفا میکنی برخیس و به شهر برو و درانجا به تو گفته خواهید شد که چی باید بکنی چی عادسی عجیب اتفاق افتاد ایسا خداوند ما کسی را که در دشمنی به اون قرار گرفته با محبت مورد خطاب قرار میده خیلی بله خیلی از این میخواده است که نام شاؤل به پولس تبدیل شده بله نوری را که از آسمان تا وید فقط شاؤل یک لحظه دید که او هم مقاومت کرده نتانست چشمایش دید خود را از دست داد و برزمین افتاد مگم از دست دادن بینای شاؤل هم صفرهاش دیدند و هم صدای غیبی را شنیدند که با شاؤل گفتگو میکند و اونا از ایها زبیه اندازه ترسیده بودند بعضیها زبانشان کلالت پیدا کده بود همیشان از ترس میدرسیدند بعد از او واقعا پولس چی کرد؟ کجا رفت؟ اموطوره که قصه کردند بعد از او پولس از جایش بلند شده در حاله که چشمایش باز بود مگم چیزی را دیده نمیتانست دستشا گرفتند و او را به طرف شهر دمشق امو جایی که خداوند به او نشان داده و حدایت فرموده بود راه نمایی کردند پولس توره که میگن 3 روز نابی ناماند چیزی نخورد و ننوشید از برکت تو امروز از واقع بسار مهم خبر شدم بیادر قصهت بسار جالب هست اوا تاریک شده دکان ها قرف کرده میریم واقعی قصهت در خانه میکنیم موسیقی در خانه شنونده بهربان شاول که خدا مدافعی سرسخت شریعت موسا میدانست بر سرکوب کدن پیروهای مسیح آزم دمشق شد در دمشق هم ایمانداران مسیحی وجود داشتند در راه دمشق او با عیسای مسیح دنور تابان ملاقات کد شاول از شدت ترس به زمین خورد و بینایی خود را از دست داد ای که او چطور بینایی خود را دوباره به دست آورد و به عیسی رسول عیسای مسیح شروع به بشارت دادن انجیل کد در برنامه آینده هم میشنیم امتونه که عیسای مسیح زندگی شاول را تغییر داد امروز هم میتونه زندگی ما را تغییر بده اگر هر کس به عیسای مسیح اعتماد کنه عیسای مسیح میتونه او را فروتن و حلیم بسازه که وارث پاتشاهی خدا شوه خوشحال به حال کسی که حلیم است و او وارث ملکوت خدا میشه شنونده مهربان آلی یک صروع روحانی را میشنماییم که مطلعیش است عیسا باید ضروع یک قدم نای ما عیسا باید ضروع یک قدم نای ما عیسا باید ضروع یک قدم نای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما دنیای ما بود همگی غرق در گناه دنیای ما بود همگی غرق در گناه غرق در گناه عادل نباشد هیچ کس در دنیای ما عادل نباشد هیچ کس در دنیای ما عیسا باید ضروع یک قدم نای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما خدا بود یک قاضی مطلق براستی خدا بود یک قاضی مطلق براستی مطلق براستی بهش نمی رویم با وجود گناه ما بهش نمی رویم با وجود گناه ما عیسا بود ضروع یک قدم نای ما زرا که گشت است بر شجاحت فدای ما موسیقی لیکن خدا محبت نمودست با این جهان لیکن خدا محبت نمودست با این جهان خدا محبت نمودست با این جهان سندوق پوستی 702 جی پی او لاهور پاکستان آدرست ما در قبرز پی او باکس فایف سیون زیرو زیرو زیرو لیمازول سایپریس اگر به انترنت دست رسیدارین میتونین به این آدرست بما ایمیل نوشته کنین انفو اد افغان ریدیو نقطه او آر جی تا ملاقات دیگه خداوند یار و یاور شما باشد