2 minutes 19 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
ای خدا خانم ترا در هر سهر تا که بین مایی شبه بر من نظر تشنه است جانم برای جان تو جسم من باشد همیشه آن تو شب برای تو تفکر می کنم خالیم خود راز تو پر می کنم رحمت تو بهتر آمد از حیات ای خداوند از تو خواهم التفات جان من بر جان تو چسبیده است چون که از باغ تو میوه چیده است دشمنان من شوند آخر حلاک تا که هستم با تو از دشمن چباک می کند تسبیح تو لبهای من آفتابی چون تو در شبهای من یاد آرم چون تو را در بسترم باز می گردد مرا بال و پرم خدهان ارد و گو را ببند چون تو داری همکمان و همکمند پادشاهان در خدا شادی کنند پادشاهان در خدا شادی کنند چون گداگر از خدا یادی کنند