2 minutes 56 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
خدایا رحم کن بر حسب رحمت گناهم عف کن از روی رافت زعسیانم بکلی شستو چوده مرا پاکی زکن حال نکوده گناهم در نظر باشد همیشه بدیهای مرا برکن زریشه شود تصدیق تا این که کلامت شود تسکیه تا در عدل نامت مراگوی زمعصیت سرشتند زمادر سرنوشتم را نوشتند تو بینشان مرغ شادی را بدوشم شراب خرمی را تا بنوشم اگر کوبی دگشت استخانم بوج داور تو بین ما شادمانم بپوشند روی خود را از گناهم ببخشاد تو خطا و اشتباهم تو روح مستقیم در باطنم ساز مرا تو از حضور خود ماینداز طریق تو دهم تعلیم با مردم که در دشت خطا گردیدن گم خدا خواهد زمار روح شکسته چون این قربانی است او را خجسته نخواهد کرد دل بشکستر آخوار نخواهد کرد دل بشکستر آخوار دل کوبی درا یار است چه بسیار