2 minutes 46 seconds
26 August 2019
Transcribed by AI
برابردی زندگی ترا تسبیخ خانم ای خداوند مرا بالا کشیدی خوب و خرسند ندارند فخر برمند دشمنانم برابردی زهفره جسم و جانم خداوندا مرا تو زنده کردی شفا دادی مرا پاینده کردی اگر نزد خداوندید مقدس سرایدش که قدوس است او بس که بیش از لحظه در او غضب نیست مرادش از غضب هم جز عدب نیست به شب گردد اگر که گریه نازل چه شادی ها نشیند صبح بردل نمی جنبم به وقت کامیابی بود دریای سختی چون هبابه تو خود کوه مرا ثابت نموندی شدی رازیز من قدرم فزودی خدا یا روی خود از من ما پوشان خدا یا روی خود از من ما پوشان که من به روی تو گردم گریشان چه فایده اگر در هفره افتم که هم دد گوید ار در خاک خفتم مرا باش ای خداوندم مددکار مرا در وقت موتم تو برقصار ترا خواند سرود تا جلالم ترا خواند سرود تا جلالم جمالت را همه خواهد جمالم