Poem Psalm 123

  2 minutes 17 seconds

  26 August 2019

Programme Script / Lyrics

 Transcribed by AI

بساید چشم خود را برف رازم خداونده که آگاهی زرازم جلوس تو بود در آسمان ها زمین میداند از تو داستان ها بجز درگاه تو راه ندارم غلامم غیر تو شاه ندارم چنانچه بنگرد بر تو کنیزه تو را من بنگرم زیرا عزیزی بود چشمان من سوی خداوند خدایی که ندارد هیچ مانند ازو خواهیم کرم برما نماید در از لطف خود برما گشاید خداونده کرم فرما تو برما قرامت را ببینی تا تو درما که پرگشتیم چی بسیار از احانت که تا دریافتیم از تو کهانت چه استحزا نمایند مستریهان زما خواهند بگیرند روح و ریهان رواد چشمان من سوی یهوه بومد چون باغ فیزش پرز میوه یهوه باغ فیزش بی زوال است یهوه باغ فیزش بی زوال است تمام میوه هایش بی مثال است درسته کنید